فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۶۱ تا ۴٬۶۸۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هایدگر در کتاب وجود و زمان برگسن را به دلیل طرح مفهوم دیرند و تلاش برای غلبه بر مفهوم سنتی زمان می ستاید. اما او ادّعا می کند که تلاش او به شکست منجر شده است. زیرا معنای دیرند به عنوان "توالی کیفی حالات آگاهی" همچنان با مولفه های زمان سنتی همچون توالی درگیر است. هایدگر در کتاب مسائل بنیادین پدیدارشناسی نیز برگسن را به بدفهمی اندیشه ارسطو درباره زمان متهم می کند. به نظر او این بدفهمی سبب شده است که برگسن زمان سنتی (ارسطویی) را مکان بداند. در این مقاله پس از بررسی معنای زمانمندی اصیل نتیجه می گیریم که نقدهای هایدگر به دیرند بجا و درست بوده است. به عقیده هایدگر دیرند زمانمندی اصیل نیست. زیرا زمانِ اصیل در پیوند با وجود فهمیده می شود، که در تعریف دیرند این عامل نادیده گرفته شده است. زمان به معنای زمانمندیِ وجودِ دازاین است. با تحلیل وجود دازاین به مثابه پروا نمی توان زمان را موجودی پیش دستی دانست. بلکه زمانمندی دازاین چیزی جز فرایند زمانمندسازی نیست. زمانمند سازی شرط امکانِ هر دو معنای زمان -دیرند و زمان سنتی- است.
بررسی شبهات وارده بر منطق(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
علم منطق در گذر روزگار کانون توجه مکاتب مختلف فکری بوده است و هر مکتبی با توجه به اصول خویش آن را ارزیابی کرده و به طبع، موضع خاصی دربرابر این علم گرفته است. برخی مکاتبْ این علم را دارای شرافت والایی می دانند و به مدح و ستایش آن پرداخته اند؛ گروهی دیگر آن چنان به تقبیح آن همت گمارده اند که گویی مکر شیطان است؛ ازاین رو، فراوان بر آن اشکال گرفته، شبهاتی وارد ساخته اند. در این نوشتار ما بر آن شدیم این سؤالات و اشکالات و شبهات را بررسی کنیم و به ارزیابی صحت و سقم آن بپردازیم. شاید از این رهگذر برای مبتدیانی که تحصیل منطق را آغاز می کنند و با این سؤالات روبه رو می شوند، سودمند باشد؛ ازاین رو، مختصری از کلیات منطق را مطرح کردیم تا ذهنیتی صحیح به مخاطب دهیم و چهارچوب کلی و محدوده مسائل آن را روشن سازیم؛ سپس به طرح اشکالات و پاسخ به آنها پرداخته، درنهایت فواید منطق را بیان می کنیم. ازآنجاکه، مخاطب این مختصر مبتدیان علم منطق اند، درپایان این نوشتار راهکاریی برای آموختن بهتر علم منطق به مبتدیان پیشنهاد می شود.
تشکیک عرضی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تشکیک به معنای تمایز در میزان بهره مندی از حقیقتی واحد و بازگشت وجه اشتراک به وجه امتیاز می باشد ملاک اتحاد تشکیک طولی حقیقت وجود و ملاک تمایز آن مراتب وجود در شدت و ضعف است. تشکیک عرضی در بین حقایقی مطرح می شود که یک رتبه وجودی دارند و ازلحاظ شدت و ضعف یک سان اند، اما با یکدیگر تمایز دارند؛ تمایز در این مقام به معنای ماهیات و تشخیص افراد است. ازآنجا که اصالت با وجود است، همه اقسام تمایز باید به وجود بازگردد؛ ازاین رو، تشکیک عرضی نیز به وجود باز می گردد که این نوشتار چگونگی بازگشت آن را براساس مبانی گوناگون اعتباریت بیان می کند. در تشکیک طولی ملاک تمایز مراتب وجود، و در تشکیک عرضی حدود وجود (در تمایز نوعی) و تشخص وجود (درتمایز افراد) است که درواقع هردو به وجود باز می گردد. البته باید این ملاک را براساس اقوال مختلف تشکیک یعنی تشکیک عامی، خاصی و خاص الخاصی نیز تطبیق کرد تا با یکدیگر اشتباه نشوند.
نقد پاسخ های مایکل تای به آزمون زمین معکوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی کارآمدی تئوری بازنمودگرایانه مایکل تای در پاسخ به یکی از مهم ترین اشکالات می پردازد: آزمون فکری زمین معکوس که نظریه تای در باب تجربه پدیداری را به چالش می کشد. او اما دو پاسخ در برابر این اشکال مطرح کرده که مقاله پیش رو، هر دو پاسخ را به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار داده است.بنا به استدلالات نویسنده مقاله، پاسخ اوّلیه تای به آزمون زمین معکوس– با وجود توانمندی در برابر برخی اعتراضات و صرفنظر از برخی لازمه های عجیبی که دارد – اما با اشکالی مهم مواجه است که در نهایت، خود تای نیز آن را می پذیرد. همچنین پاسخ دوم و نهایی تای با یک مثال خلاف واقع در باب طیف معکوس (که نویسنده مقاله مطرح می کند)، به چالش کشیده و نقد می شود.در نهایت مقاله به این جمع بندی می رسد که تلاش مایکل تای برای نجات تئوری بازنمودگرایانه برون گرا در برابر اشکال زمین معکوس، نتیجه نداده و به نظر می رسد این نظریه همچنان باید در پی پاسخی برای رهایی از اشکال مذکور باشد.
رویکرد مصالحه گرایانه به چالش اختلاف نظر دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر مصالحه گرایان، پس از بروز اختلاف نظر در همتایان معرفتی، دیگر نمی توان به نحو معقولی بر باور یا میزانِ اطمینانِ قبلی خود استوار ماند. از این منظر، رویکرد باوریِ معقول در مواجهه با اختلاف نظر تعلیق داوری یا کاستن از درجه اطمینان به باور قبلی است. بنا بر مصالحه گرایی دینی، تنوع ادیان چالشی جدی را پیش روی توجیه باورهای دینی قرار می دهد که واکنش معرفتیِ معقول به آن یا تعلیق کردن داوری تا زمان یافتن شاهد مناسبی است که برتری یک موضع را بر موضع دیگر محرز سازند، یا پایین آوردن سطح اطمینان به باورِ «وجود/ عدم خدا» تا جایی که اختلاف نظر برطرف شود و باور طرفین تا حد ممکن به هم نزدیک شود. در این رویکرد، تا زمانی که شاهد مرجحی پیدا شود و سطح اطمینان به باور یکی از طرفین را تا حد باور بالا ببرد، هر دو طرف باید در همین وضعیت بمانند. به مصالحه گرایی سه اشکال جدی گرفته شده است: توجیه آسان، شکاکیت و خودمتناقض بودن. مصالحه گرایان برای اثبات درستی موضع خود ناگزیر از پاسخ دادن به اشکالات هستند. در پایان مقاله، نشان داده خواهد شد که هیچ یک از پاسخ های آنان پذیرفتنی نیست.
ارادة آزاد، برخاسته از جوهر مجرد نفس یا ویژگی ای نوخاسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوخاسته گرایی ویژگی ها علی رغم پذیرش حالات، قوا و علیت ذهنی، منکر جوهر مجرد نفس/ذهن است و نهایتاً حالات ذهنی را ویژگی هایی نوخاسته از شبکه و سیستم فیزیکی-عصبی بدن معرفی می کند و گرچه حالات ذهنی را به بدن و اجزا و خود این شبکه فروکاهش نمی دهد ولی آن ها را در ایجاد و استمرار وجود خود، وابسته به تعاملات سیستم عصبی و شبکه ای اجزای بدن می داند. نوخاسته گرایان ویژگی ها در مورد اراده آزاد، به دو دسته تقسیم می شوند: عده ای آن را یک ویژگی برآمده و نوخاسته از کل سیستم عصبی و شبکه اجزای بدن می دانند و عده ای دیگر علی رغم پذیرش سایر ویژگی های ذهنی منکر وجود اراده آزاد هستند و صرفاً آن را توهم می دانند. این در حالی است که در فلسفه اسلامی با توجه به وجود اراده به اثبات نفس مجرد پرداخته شده است. هدف این پژوهش طرح هر دو ادعای نوخاسته گرایی ویژگی ها در مورد اراده آزاد، و ارزیابی آن با روش تحلیلی، استدلالی و میان رشته ای با نگاهی به استدلال های فلسفه اسلامی بر جوهر مجرد نفس از طریق اراده است؛ و پس از نقد هر دو ادعای نوخاسته گرایان ویژگی ها و نیز نقد و تقویت ادله فلاسفه اسلامی، نتیجتاً با استدلال هایی برتر و با یافته های علمی روز، به اثبات جوهر مجرد نفس از طریق وجود اراده آزاد می رسد.
بررسی و نقد دو مانع دگرگرایی خدا در فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۵
137 - 156
حوزههای تخصصی:
خودگرایی اخلاقی غالباً در قلمرو انسانی و ذیل نظریه اخلاقی غایت محور مطرح می شود. اما پرسش ها و مؤلفه های آن در ساحت ربوبی قابل رصد است. به باور نگارنده، در فلسفه ملاصدرا دو شاهد و قرینه بر خودگرایی خدا وجود دارد که در واقع دو مانع دگرگرایی خداست: این دو مانع عبارتند از: «عدم التفات عالی به سافل» و «بازگشت هر غایتِ فعلی به فاعل». این شواهد با مفهوم صدرایی عنایت الهی در تضاد است. پرسش پایه این جُستار عبارت است از: چگونه می توان شواهد خودگرایی را با نظریه عنایت الهی و التفات اصیل خدا به «دیگری» سازگار دانست؟ دستاورد این پژوهش به این قرار است: در پژوهش حاضر، این دو شاهد به عنوان مانع دگرگرایی خدا مورد نقد قرار گرفته اند و نشان داده شد که خدا نه خودگرا که وجودی دگرگراست و چون خدا کامل ترین وجود و کامل ترین کمال است کامل ترین دگرگراست و بیشترین خیر و منفعت را برای همه محقق می کند و چون غنی مطلق است، بدون هیچ گونه چشمداشتی بیشترین خیر را برای دیگران تأمین می کند. این نتایج حاصل تحلیل مفاهیمی چون «غایت»، «التفات»، «خودگرایی»، قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» و تحلیل وجودی اصل علیت است. گفتنی است: این پژوهش مسبوق به پیشینه ای نیست.
کیفیت حصول کثرات در بستر وحدت ِ وجود محی الدین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وحدت وجود عارف یک ترکیب اضافی است که در آن مضاف (وحدت) عین مضاف الیه (وجود) است، نه امر زاید بر آن. و چون وجود مورد نظر یک وجود شخصی و منحصر (ذات واجب الوجود بالذات) است، وحدت مورد نظر عین ذات است. از دو روش می توان اثبات کرد ابن عربی معتقد به وحدت وجود است. اول، تصریحات و تمثیلات ابن عربی؛ دوم، تصریحات مخالفان او. از لوازم و فروعات وحدت وجود این است که یک وجود کل هستی را پر کرده و مصداق بالذات وجود است. از این رو، مخلوقات مصداق بالذات وجود نیستند. همچنین حق به نحو احاطی از خلق، متمایز است و نیز اتحاد ذات حق با مخلوقات و یا حلول حق تعالی در مخلوقات نفی می شود؛ زیرا حلول و اتحاد در جایی مطرح است که دو وجود باشد. این در حالی است که بر اساس مبنای عرفانی در کل هستی فقط یک وجود است و مابقی شئون او هستند. البته این به معنای نفی کثرات، نیست بلکه همه کثرات، واقعیت خود را به نحو تقییدی و نه تعلیلی، از متن وجود حق می گیرند و با وجود حق تحقق می یابند. هچنین باید توجه داشت چون ذات حق نمی تواند با اشیا، نسبت ایجاد برقرار کند، باید به تعین اول و تعین ثانی تنزل یابد تا اشیا ایجاد شود. به این شکل که اسماء و صفات در مقام ذات، مانند اسماء و صفات در تعین اول مندمج اند، اما در مقام ذات قابلیت ایجاد وجود ندارد، ولی در تعین اول با اینکه ایجاد صورت نمی گیرد، ولی قابلیت ایجاد وجود دارد. همین قابلیت ایجاد در تعین اول، زمینه کثرت علمی تفصیلی در تعین ثانی را به وجود می آورد. و این کثرات علمی، اسماء و صفات در تعین ثانی منشأ کثرات خلقی می شوند.
تجربه در فلسفه ابن سینا با مراجعه به کاربست عملی آن در آثار طبیعی او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال پنجاه و یکم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
245 - 260
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در کنار مباحث نظری درباره تجربه، در علوم طبیعی از جمله پزشکی، زیست شناسی و هواشناسی نیز به صورت عملی تجربه را به کار برده است. او در مباحث نظری، احکامی را ناظر به شرایط حصول، مؤلفه ها و کارکرد معرفت تجربی بیان کرده است که از جمله آنها می توان به لزوم مشاهده حسی همراه با تکرار، یقینی بودن و کلیت مشروط معرفت تجربی و استفاده برهانی از معرفت تجربی اشاره کرد. اما بی توجهی نسبت به کار بست عملی تجربه توسط ابن سینا، ما را از رسیدن به تصویر دقیق تجربه نزد او محروم خواهد ساخت. خطا پذیری معرفت تجربی و تأکید فراوان بر مشاهده نظام مند، دو حکمی هستند که ابن سینا در مباحث کاربردی خود به آنها پرداخته و در مباحث نظری او کمتر مورد توجه بوده است.
طریقت افلاطونی از کالی پولیس تا ماگنسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو محاوره جمهور و نوامیس در میان محاورات افلاطون نه تنها طولانی ترین بلکه مهم ترین نیز هستند. افلاطون در این دو محاوره بنای دو شهر به نام های کالی پولیس و ماگنسیا را طراحی می کند و موضوع مطرح در مقاله حاضر این است که او چه راه و مسیری را برای پی ریختن این دو شهر می پیماید. واژه راه اصطلاح اساسی در این موضوع است با توجه به کاربرد استعاره ای آن در ادبیات و تفکر یونانی به خصوص در نزد پارمنیدس و هراکلیتوس که تاثیر اساسی در شکل گیری اندیشه و فلسفه افلاطون داشتند. راه های حقیقت و گمان در شعر پارمنیدس و راه های بالا و پایین در قطعات هراکلیتوسی به خوبی بر این کاربرد دلالت دارند که در تمثیل غار افلاطون به صورت راه های بالا و صعودی به سمت حقیقت و پایین و نزولی به سمت غار گمان و توهم بیان می شوند. راه بالا و صعودی در ابتدای محاوره هم نوشی پیش پای آپولودوروس گذاشته می شود تا از محله اش در فالروم به آتن بالا بیاید و بعد دیوتیما در اوج تعلیمات خود راه صعودی را برای دیدار زیبایی به سقراط نشان می دهد. با توجه به این دو مسیر، سقراط افلاطونی در جمهور مسیر نزولی را برای ساختن کالی پولیس طی می کند تا با آمدن به پایین و در خانه ای از رهبران دموکراسی آتن، آنها را از توهمات سایه ای نجات داده و به سمت کالی پولیس هدایت کند. مسیر افلاطون در نوامیس برعکس جمهور است و به جای سقراط، این بیگانه آتنی است که با دو همراه خود مسیر صعودی از شهر کنوسوس به سمت غار و معبد زئوس در بالای کوه آیدا را می پیماید و در هر قسمت از این مسیر زیارتی برای دیدار حقیقت است که بخشی از ماگنسیا ساخته می شود. مسیر بیگانه آتنی در نوامیس به این صورت بر خلاف سقراط در جمهور است و برخلاف کالی پولیس، فیلسوف-پادشاه و حکومت مطلقش جایی در ماگنسیا ندارد.
تأملی در نسبت هرمنوتیک فلسفی گادامر و علوم طبیعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۳
47 - 72
حوزههای تخصصی:
در مورد موضع گادامر درباره علوم طبیعی چند انتقاد جدی صورت گرفته است. نخست آنکه برداشت او از علوم طبیعی پوزیتویستی است. دوم آنکه تصویری که از علم ارایه می کند، کاریکاتورگونه است و به کار امروز ما نمی آید و سوم آنکه گادامر به سرشت هرمنوتیکی علوم طبیعی بی توجهی کرده است. در این مقالله تلاش خواهد شد نشان داده شود که این انتقاد ها، برآمده از تمرکز صرف بر کتاب حقیقت و روش <strong>و</strong> ناآگاهی از رویکرد گادامر به علوم طبیعی متأثر از بحران علم هوسرلی است. در این مقالله نویسنده می کوشد با مداقه در مجموعه آثار گادامر بازسازی ای از نگاه گادامر به علوم طبیعی به دست دهد. پس در گام نخست به رویکرد گادامر به علوم طبیعی درباره شکاف زیست جهان و جهان علمی می پردازد. در گام دوم با برجسته کردن سرشت هرمنوتیکی علوم طبیعی، پیوند آن را با زیست جهان نشان می دهد؛ به بیان دیگر، در گام نخست افتراق و در گام دوم امتزاج این دو امر را نشان می دهد تا سرانجام به این نتیجه گیری برسد که زیست جهان بر جهان علم اولویت دارد و علم باید بتواند در زیست جهان جایگاه خود را بیابد. در پایان با ذکر انتقادهایی به نگاه گادامر، افق هرمنوتیک علوم طبیعی نمایان خواهد شد.
ارزیابی دیدگاه های رایج در مسئله «ذهن - بدن» در دو مسئله «هویت معرفت» و «ارتباط ذهن و بدن»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۳
179 - 209
حوزههای تخصصی:
مسیله «ذهن – بدن» که در حوزه فلسفی اسلامی و فیلسوفان قدیمی غربی به شکل «نفس – بدن» مطرح شده است، از دیرباز یکی از مسایل محوری در فلسفه، به ویژه در میان فیلسوفان ذهن متأخر بوده است. در این میان، دو مسیله «هویت معرفت» و «نحوه ارتباط ذهن و بدن» را می توان از بنیادی ترین و محوری ترین چالش ها درباره دیدگاه های گوناگون طرح شده درباره مسیله ذهن - بدن دانست. این پژوهش بر آن است که دیدگاه های مختلف رایج در مقوله ذهن - بدن را در رویارویی با این دو چالش بنیادین بیازماید. بدین منظور و در گام نخست، یازده دیدگاه را که در حکم دیدگاه های رایج در دو حوزه فلسفی اسلامی و غربی هستند، معرفی کرده، سپس هر یک از این دیدگاه ها را با دو چالش اساسی معهود، یعنی «ارایه تحلیل مناسب از هویت معرفت» و «توجیه مناسب از نحوه ارتباط ذهن و بدن»، روبه رو ساخته و پاسخ هر دیدگاه را به این مسایل بنیادین آورده و این پاسخ ها را داوری کرده است. در پایان - و با تحلیل دستاورد این مقایسه - چنین نتیجه گیری می شود که تنها دیدگاه خاص حکمت متعالیه از رویا رویی با این دو مسیله سربلند بیرون می آید.
پژوهشی در معنا از چشم انداز پدیدارشناسی هوسرل در سنجش با ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
25 - 44
حوزههای تخصصی:
چارچوب انتولوژیکی معنی مثالی1 در فلسفه هوسرل، بنیادی صرف نظر نکردنی به منظورتوصیف پدیدارها چون اعیان تجربه، معنی داری زبان و نیز عینیت این مقومات است که از طریق تقلیل مسلم گرفته می شود. در مقابل معنی برای ویتگنشتاین چیزی جز صورت منطقی جمله نیست که در نسبت میان ساخت جمله و تصویر آن و نیز در نسبت آن دو با وضع واقع تحلیل می شود. بنابراین تفکر و نیز اندیشه به اعتبار زبان تحصیل می شود که شرح مبسوط آن در این مقاله آمده است.
مفهوم هوسرل از معنی از رهگذر پدیدارشناسی کالیفرنیا در تفسیر فرگه ای از تئوری هوسرل آرام گرفت. این تفسیر به موجب نوشته های پر قدرت فلاسفه تحلیلی به طور خاص ویتگنشتاین شکست می خورد، آن طور که ما به طور مشروح به آن خواهیم پرداخت. ما نشان می دهیم که این نوشته ها بر ارتباط ناپذیری منولوگ کاملاً صامت درونی تاکید دارند تا مفهوم هوسرل از معنی و عینیت اعمال معنی را ناموثر و بی اعتبار نشان دهند. در این مقاله، اولین بار، تئوری انتظار در مفهوم ویتگنشتاین با مفهوم او از قاعده پیروی و تعالیم پیش متعین پیوندزده می شود. سپس به چگونگی تأسیس گزاره های حامل انتظار در نسبت با گزاره های اخباری بر پایه تعالیم پیش متعین می پردازد.
تحلیلی بر مبانی فلسفی حقوق بین الملل محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقصود از فلسفه حقوق بین الملل محیط زیست، نظرات کلی حاکم بر علم حقوق بطور اعم و حقوق بین الملل محیط زیست بطور اخص می باشد. دو موضوع در فلسفه حقوق بین الملل محیط زیست دخیل است که یکی مبنا و دیگر هدف حقوق است. فلسفه حقوق بین الملل محیط زیست به طور قابل ملاحظه ای با حوزه کاری فلسفی در اخلاق زیست محیطی اشتراک و همپوشانی دارد.حقوق بین الملل محیط زیست با ایجاد مکانیسم هایی برای همکاری بین المللی مستمر و دائمی میان دولت ها که بسیاری از آنها از دل معاهدات بین المللی جوشیده، نشان داده است که چگونه می توان تخریب فرامرزی محیط زیست را که صلح و امنیت بین المللی را تهدید می کند، تبدیل به فرصتی برای همگرایی بین المللی نماید. لازم به ذکر است که بحث از فلسفه حقوق محیط زیست بسته به اینکه نگرش مادی یا الهی باشد، نتایج دو گانه ای دارد. لذا هدف این مقاله آشنا کردن متخصصان محیط زیست با دیدگاه های مختلف فلسفه محیط زیست در جهان امروز است.
بررسی کارکردهای فطرت در اندیشه ی غزالی، در مقایسه با آثار ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۴۶ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
107 - 125
حوزههای تخصصی:
غزالی در آثار مختلفش، ابراز می کند که هر انسانی بر فطرتی بی نشان (الفطره الاصلیه) متولد می شود اما این والدین هستند که انسان را از فطرت نخستینش به آئین خاصی سوق می دهند. او فطرت را در معانی مختلف و با رویکردهای متفاوت به کار می برد. در رویکرد انسان شناسی دینی، از نظر غزالی، اولاً نمی توان به سادگی پذیرفت که فطرت اصلی انسان که با آن متولد می شود دقیقاً مطابق با اسلام است و ثانیاً برای رسیدن به حقیقت، باید به فطرت اصلی توجه نمود. همچنین غزالی در محک النظر و احیاءالعلوم، با رویکرد منطقی نسبت به فطرت، آن را گاهی مترادف با عقل می داند و گاهی ابزاری شهودی برای فرایند استدلال های منطقی. در جستار حاضر بر آنیم تا به اهمیت مفهوم فطرت در اندیشه ی غزالی و تأثیرپذیری وی در این بحث، از ابن سینا توجه کنیم و نشان دهیم که غزالی، گاهی فطرت را در مباحث انسان شناسانه ی دینی مورد توجه قرار داده و گاهی در مباحث معرفت شناسانه و نیز در برخی از مبادی منطق. از این رو، غزالی و ابن سینا را در متن آثارشان مورد توجه قرار خواهیم داد، البته آثاری که در آنها از فطرت بیشتر سخن گفته اند، تا مقایسه ی دقیق تری میان آراء آن دو در خصوص فطرت داشته باشیم.
نسبت ایمان و عقل از منظر نجم الدین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
397 - 418
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف یافتن نسبت معرفتی میان ایمان و عقل و در نهایت سنجش میزان عقلانیت از منظر نجم الدین رازی تألیف شده است، ایمان و عقل در نگاه وی به ابزار معرفت شناسی می مانند و گوهر عقل یا روح رحمت للعالمین با اوصاف متعددش، جوهری است نورانی با اعتبارات ملک، نور و قلم. آن گاه معرفت عقلی مرتبه ای از مراتب وصول به علم توحید بوده و جایگاهی برای رسیدن به معرفت شهودی است که در عالم معقول کاربرد دارد و معرفت نجات بخش هنگامی است که بنای عقل انسان، مطلع نور ایمان باشد تا نبوت انبیا مقرر شود. گوهر ایمان معدنی است که جایگاه آن طور دوم قلب بوده و تکیه بر عقلانیت رهگذری برای ایمان گرایی است که اثر تابش نور ایمان بر دل، تصدیق نام دارد. تصویری که رازی از نسبت ایمان و عقل ترسیم کرده، عقلانیتی متعادلانه و تلفیقی، میان عقل گرایی حداکثری و انتقادی توأمان با ایمان گرایی است که در تعیین اعتبار یا عدم اعتبار نظام های اعتقاد دینی در فلسفه دین نقش مؤثر دارند و تعامل آن دو، عامل ارائه درست دین و مانع آسیب های درونی و بیرونی است. این همه، نظر به تطبیق آرای وی با رویکردهای فراگیر ایمان و عقل استخراج شده است.
نظریه اخلاقیِ امر الهی؛ بررسی و نقد نگرش دانس اسکوتوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
719 - 738
حوزههای تخصصی:
نظریه اخلاقیِ امراللهی، بنیان ارزش های اخلاقی را در اوامر وحیانیِ موجود در متون مقدس جست وجو می کند. دانس اسکوتوس که در آرای کلامی خود به اراده آزاد و قدرت مطلق خداوند اهتمام زیادی داشته، از جمله مدافعان این نظریه بوده است و ضمن اینکه منشأ الزام اخلاقی را ارادهاللهی می داند، تقریر وجودشناختی متعادلی از این نظریه ارائه می دهد. عدم توجه به تفکیک امر از ارادهاللهی و عدم وجود معیار واضحی در تشخیص ارادهاللهی، ناسازگاری درونی و خودمتناقض بودن، حکم به عدم لزوم پایبندی غیردینداران به اصول اخلاقی و فقدان معیار اخلاقیِ ثابت برای قضاوت در باب درستی یا نادرستی امور به لحاظ اخلاقی، از جمله مهم ترین چالش ها فراروی ایشان در اتخاذ تقریری هر چند متعادل از نظریه اخلاقیِ امراللهی است. این مقاله با روشی تحلیلی و استنادی، ضمن تبیین نظریه امراللهی و بیان تقریرهای مختلف از آن، به قضاوت در باب تقریری خواهد پرداخت که اسکوتوس از این نظریه ارائه داده است.
تحلیل و نقد وحی شناسی دکتر نصر حامد ابوزید از منظر علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت وحی به صورت عام و ماهیت قرآن به صورت خاص از بحث های بسیار مهم و ضروری است. به خصوص که چیستی وحی در عصر جدید چالش های زیادی را در حوزه تفکر اسلامی به وجود آورده است. مقالله حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و انتقادی مقایسه ای به مسیله چیستی وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (قرآن شناس سنتی) و نصر حامد ابوزید (قرآن شناس مدرن) می پردازد تا همانندی ها و ناهمانندی های موجود میان نظریات این دو متفکر را یافته و آرای اختلافی را از دیدگاه علامه طباطبایی نقد کند. چراکه آرای این دو متفکر در تقابل باهم بوده و مقایسه آن ها راه گشای جست وجوگران در کشف حقیقت خواهد بود. علامه حقیقت وحی را از خود وحی می فهمد. او قرآن را وحی اللهی، معجزه، دارای عصمت و معنای ثابت می داند. از نظر او حقیقت قرآن ازلی و قدیم است. در حالی که ابوزید قرآن را امری انسانی می داند. او قرآن را حادث، کلام پیامبر و تاریخ مند و فرهنگی می خواند که معنای ثابت ندارد. از نظر او برخی باورها از فرهنگ عصر نزول در قرآن وارد شده که در عصر حاضر منسوخ هستند.
فاعلیت الهی و تفسیر دیوید بوم از مکانیک کوانتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین فعل اللهی یا نحوه تعامل خداوند با جهان و درک آن در بستر فلسفه و علم مدرن یکی از مسایل مهم و پرمناقشه فلسفه دین معاصر بوده است. بعد از نوآوری های فیزیک جدید در قرن بیستم بعضی از متفکران مدعی شدند بر خلاف فیزیک کلاسیک که در آن قوانین فیزیکی محدود کننده فعل خداوند تلقی می شدند، در فیزیک جدید، مفاهیمی چون عدم قطعیت می تواند فعل مداخله آمیز خداوند در جهان طبیعت را توجیه و تبیین کنند. اما از آن جا که مکانیک کوانتم رایج دارای متافیزیک روشنی نبود، منجر به پاره ای معضلات هستی شناسانه شد و بنابراین تفسیرهای متفاوتی از آن ارایه شد که هر یک برای اللهی دانان راه حل متفاوتی را برای تبیین فعل اللهی در جهان پیشنهاد می کرد. در این مقالله نشان می دهیم تفسیر دیوید بوم با ارایه ایده هایی مانند نظم مستتر، جنبش همگانی، کل نگری و عنصر اطلاعات در ماده، ظرفیت متافیزیکی مناسبی برای تبیین فعل اللهی فراهم می کند.
نقش استعاره مفهومی در فهم آیات با تطبیق استعاره «زندگی تجارت است»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۳
139 - 158
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی یکی از نظریه های معناشناختی است که با آسان سازی درک مفاهیم فرامادی، دستیابی به فرایند مفهوم سازی یک متن را هدف قرار داده است. قرآن کریم متنی اللهی و دربردارنده تعبیرهای حکیمانه برای انتقال به مخاطب است. این تعابیر به گونه ای است که با کمک استعاره مفهومی، می توان تاحدودی، برخی مفهوم سازی های قرآن را کشف کرد. در گستره کاربست استعاری قرآن، چنین می نماید که استعاره «زندگی تجارت است»، الگوی مناسبی برای به تصویر کشیدن حقیقت زندگی انسان و نقش تسهیل کننده و زمینه ساز استعاره در فهم معانی پیچیده قرآن است. نگاشت از حوزه مبدأ به حوزه مقصد چارچوب اصلی پژوهش حاضر را تشکیل داده و این فرض را مطرح کرده که سود و زیان حقیقی زندگی، بسته به ارتباط با باری تعالی است. فرجام انسان ها در تجارت زندگی و تقسیمشان به سه گروه مؤمن، کافر و منافق و نسبت سود و زیان هر یک، از مواردی است که نگارنده به آنها دست یازیده است.