فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۰۱ تا ۴٬۰۲۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
197 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مطرح در این روزگار، معرفت شناسی گزاره های ارزشی است. از دیدگاه برخی، مفاهیم ارزشی، از مفاهیم فلسفی اند. و در نتیجه گزاره های برآمده از این مفاهیم معرفت زا و استدلال پذیرند و از نگاه برخی مفاهیم تصوری این گزاره ها، از اعتبارات ذهن هستند و از آنجایی که قوام ماده قیاس به اعتبار ذهن است، پس گزاره های برآمده از این مفاهیم نامعرفت زا و استدلال ناپذیرند و بحث دیگری که به دنبال این دیدگاه، مطرح می گردد، نسبی بودن این گزاره ها است. این تحقیق بر آن است تا با نگاهی مسئله محور، با توصیف و مقایسه آثار علامه طباطبایی و استاد مطهری و تجزیه و تحلیل عقلانی آنها، حقیقت این امر، روشن گردد. از دقت در بیاناتشان، این مطلب حاصل می گردد که آنها، بر دیدگاه دوم هستند اما نمی توان نسبیت گزاره های ارزشی را به آنها نسبت داد. اشکالهای زیادی، بر دیدگاه علامه و شهید مطهری، وارد گشت اما اکثر آنها صحیح نیستند. به نظر می رسد دیدگاه اعتباری بودن مفاهیم تصوری، در جملات انشائی، درست باشد ولی در گزاره های خبری، نادرست است.
مقایسه بازی های سنتی و نوین دوره ابتدایی از منظر ارزش آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش کنونی با هدف مقایسه ی بازی های سنتی و نوین دوره ابتدایی از منظر ارزش آموزی انجام شده است. روش پژوهش، روش کیفی و جامعه ی آماری 2506 بازی سنتی و 4040 بازی رایانه ای و مشارکتی از دسته بازی های نوین است که با نمونه گیری هدفمند 80 بازی سنتی و نوین انتخاب شدند و با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل محتوا، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. مقایسه ی داده ها، نشان داد که همۀ بازی های سنتی دربرگیرنده ی آموزه هایی در زمینۀ نظم و قانون مندی و همکاری هستند، در 11 بازی نشانه هایی از همیاری، در 3 بازی نشانه هایی از مهرورزی و ابراز محبت و تنها در 2 بازی نشانه هایی از خشونت دیده می شود. در میان 40 بازی نوین تنها 24 بازی به نظم و قانون مندی، 10 بازی به همیاری، و تنها 2 بازی به مسئولیت آموزی پرداخته اند. هر چند که هیچ یک از بازی های نوین به مهرورزی و ابراز محبت نپرداخته است. در بازی های سنتی و نوین نشانه های ارزش های اجتماعی و اخلاقی با فراوانی های گوناگون دیده می شوند؛ که در این میان نپرداختن بازی های نوین به مهرورزی و ابراز محبت شگفت آور است. گویی اولویت بندی ارزش های اجتماعی و اخلاقی در بازی های سنتی و نوین یک سان نیست.
تأثیر کلاس های UCMAS بر ارتقای چیرگی شناختی، سرعت پردازش و حافظه فعال کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه چیرگی شناختی، حافظه فعال و سرعت پردازش دانش آموزان شرکت کننده در کلاسهای آموزش یوسی مس و افراد غیر شرکت کننده انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود که دو گروه تحت آموزش یوسی مس و افراد آموزش ندیده را مقایسه می کرد. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانش آموزان مقطع دوم تا ششم دبستان شهرستان بندرعباس بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 60 نفر از دانش آموزان پسر تحت آموزش یوسی مس و 60 نفر از افرادی که هیچ آموزشی در زمینه یوسی مس دریافت نکردند بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. تمام شرکت کنندگان توسط چهار خرده مقیاس آزمون هوش وکسلر کودکان شامل آزمون رمزنویسی، آزمون نمادیابی، توالی حرف- عدد و آزمون فراخنای حافظه ارقام مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشاد داد که سطح چیرگی شناختی، سرعت پردازش و در نتیجه حافظه فعال دانش آموزانِ تحت آموزش یوسی مس نسبت به دانش آموزان عادی بالاتر است. معنای ضمنی پژوهش حاضر این است که شرکت در کلاس های یوسی مس بر توسعه فرایندهای شناختی اثرگذار است و بهتر است در راستای فراگیرتر شدن این برنامه اقداماتی صورت گردد.
ارائه مدل علی جهت بررسی نقش واسطه گری کیفیت ارتباط معلم-دانش آموز در رابطه خودتنظیمی تحصیلی، فرهنگ مدرسه و اشتیاق تحصیلی با تفکر خلاق در دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور ارائه مدل علی جهت بررسی نقش واسطه گری کیفیت ارتباط معلم-دانش آموز در رابطه خودتنظیمی تحصیلی، فرهنگ مدرسه و اشتیاق تحصیلی با تفکر خلاق در دانش آموزان از روش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه مدارس مناطق غرب شهر تهران در سال تحصیلی 97-1398 بود. تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 361 نفر لحاظ شد و به مقیاسهای خودتنظیمی تحصیلی زیمرمن و مارتینزپونز (1988)، کیفیت ارتباط معلم و دانش آموز QTI، فرهنگ مدرسه الساندرو و ساد (1997)، اشتیاق تحصیلی پینتریچ و همکاران (1991) و آزمون تفکر خلاق تورنس پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که خودتنظیمی تحصیلی، فرهنگ مدرسه و اشتیاق تحصیلی هم به شکل مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق کیفیت ارتباط معلم-دانش آموز قادر به پیش بینی تفکر خلاق هستند و متغیر کیفیت ارتباط معلم-دانش آموز توانسته است بین خودتنظیمی تحصیلی، فرهنگ مدرسه و اشتیاق تحصیلی با تفکر خلاق نقش میانجی ایفا کند. نتایج نشان داد که 41 درصد از واریانس کیفیت ارتباط معلم-دانش آموز و 89 درصد واریانس تفکر خلاق در مدل پژوهش حاضر تبیین می شود.
نقش خوانش بدنمند از استعاره در دفاع از تلفیق تکاملی گسترش یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه علم سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
235-260
حوزههای تخصصی:
تلفیق تکاملی گسترش یافته نظریه ای است که پیشنهاد میدهد برای ارائه ی تبیین در مورد یافته های جدید در زیست شناسی تکاملی و نیز افزایش قدرت تبیینی برای یافته های موجود، چارچوب های مفهومی تلفیق تکاملی نیاز به بازنگری دارند. این بازنگری، گسترش در چارچوب های مفهومی تلفیق تکاملی را به دنبال داشته و چارچوب مفهومی مبتنی بر تکامل ژن محوری بایستی به چارچوبی تکوین محور گسترش یابد؛ اما حامیان تلفیق تکاملی دهه های 30 و 40 این نظریه را بی نیاز از هرگونه بازنگری دانسته و درخواست برای هرگونه گسترشی در چارچوب های مفهومی آن را رد می کنند. هر دو نظریه ی تلفیقی فعلی و گسترش یافته از استعاره هایی برای بیان منظور خود بهره می برند ازجمله استعاره های موسیقی حیات و ژن خودخواه که به ترتیب دو چارچوب مفهومی گسترش یافته و تلفیق فعلی را نمایندگی می کنند. از سویی دیگر خوانش بدنمند از استعاره استعمال استعاره ها را در نظریات علمی به حوزه ی اندیشه ی دانشمند و چارچوب مفهومی حاکم بر ذهن او مربوط می داند. بر این اساس می توان استدلالی به سود طرفداران گسترش در تلفیق تکاملی اقامه کرد.
فلسفه دین و الهیات جهانی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و چهارم بهار ۱۳۹۸ شماره ۹۱
7 - 30
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که آیا فلسفه دین و الهیات موسوم به جهانی، می تواند با رویکرد اسلامی دنبال شود یا نه؟ فلسفه دین اجمالاً عبارت است از تأمل عقلی بیرون نگرانه در باب دین. این قسم معرفت، از سنخ فلسفه های مضاف و معرفت درجه دوم است و آشکارا از کلام (الهیات)، دین پژوهی و فلسفه متمایز است و با بهره گیری از توانایی عقل نظری، به ارزیابی معتقدات ادیان و پدیدار عمومی دین می پردازد. در این نوشتار نشان داده خواهد شد فلسفه دین با رویکرد اسلامی امکان پذیر است و می تواند در مسیر تحقق قرار گیرد. اما از محوری ترین مسائل فلسفه دین در روزگار ما، مسئله الهیات جهانی است، تا آنجا که به نظر می رسد آن گاه می توان از فلسفه دین با رویکرد اسلامی دفاع کرد که تکلیف این مسئله مهم نیز با رویکرد اسلامی روشن شود. الهیات جهانی می کوشد بدون اتکای انحصاری بر یک دین خاص، بلکه بر مبنای مشترکات ادیان مختلف جهان، تبیینی روزآمد و قابل پذیرش از پدیدار عمومی دین ارائه دهد. اصلی ترین مبنای الهیات جهانی در غرب، تکثرگرایی دینی است؛ اما نوع نگاه قرآن به مسئله دیگرادیان، با این مبنا سازگاری ندارد، بلکه بیشتر با شمول گرایی تناسب دارد و مبنای گفت وگوی بین پیروان ادیان را تکثرگرایی اجتماعی از طریق تساهل و مدارای پیروان ادیان می داند. اما این بدان معنا نیست که قرآن با اصل پی ریزی یک «الهیات جهانی» مخالف است، بلکه بر عکس با نظر به برخی آموزه های قرآنی می توان الهیاتی جهانی بر مبنای آموزه های مشترک ادیان، معنویت و تقدس، عقلانیت و کرامت انسانی تأسیس کرد.
بررسی تطبیقی امتداد مبانی هستی شناختی نظام سرمایه داری و اسلامی در شکل گیری رفتارهای فردی و ساختارهای اقتصادی جامعه با تأکید بر بیانات رهبری (رویکرد اقتصادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و چهارم بهار ۱۳۹۸ شماره ۹۱
131 - 168
حوزههای تخصصی:
پرداختن به موضوع امتداد مبانی هستی شناختی اسلامی از دو جهت حائز اهمیت است. نخست اینکه تمدن نوین اسلامی، باید بر پایه مبانی هستی شناختی اسلامی بنا شود. از جهت دوم، تمدن غرب با مبانی هستی شناختی متمایز و متباین با مبانی اسلامی، توانسته است مبانی خود را در رفتارهای فردی و ساختارهای جامعه امتداد دهد. از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای، مبانی اسلامی هنوز در رفتارهای فردی و نیز در ساختار اجتماعی ما امتداد پیدا نکرده است. در این پژوهش با روش تحلیل متن چگونگی امتداد مبانی هستی شناختی با تأکید بر بیانات ایشان دنبال می شود. همچنین این پژوهش در پی بررسی تطبیقی چگونگی امتداد مبانی هستی شناختی نظام اقتصادی سرمایه داری و اسلامی، با تأکید بر بیانات رهبری است. در این نوشتار منطقی برای امتداد مبانی در نظام اقتصادی طراحی می شود و این منطق در شکل گیری نظام اقتصادی سرمایه داری و اسلامی بررسی می گردد. نتایج نشان می دهد رفتارها، روابط و ساختار نظام اقتصادی سرمایه داری بر اساس همین منطق سامان یافته اند و اجرایی کردن این منطق در نظام اقتصادی اسلام منجر به رفتارها، روابط و ساختار متفاوتی خواهد شد.
چیستی فلسفه معرفت و قلمرو آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۳۹۸ شماره ۷۷
51 - 85
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو پژوهشی است ناظر به چیستی فلسفه معرفت و قلمرو آن و در صدد است ساختار این حوزه دانشی را به گونه ای نوآورانه طراحی و پیشنهاد کند. در این مسیر، به تبیین ماهیت، مؤلفه ها، اجزا و جوانب مختلف فلسفه معرفت به صورت یک جا پرداخته می شود؛ زیرا به دلیل لزوم جامع نگری، عملاً امکان خُردشدن در اجزای این حوزه دانشی وجود ندارد. فلسفه معرفت، اجمالاً عبارت است از: تأمل عقلی بیرون نگرانه درباره «معرفت». این حوزه دانشی، شامل سه مبحث اصلی است: چیستی شناسی معرفت، هستی شناسی معرفت و معرفت شناسی؛ البته مبحث اخیر، امروز خود به دانشی مستقل تبدیل شده است و توجه ویژه ای را می طلبد. این حوزه دانشی، از سنخ فلسفه های مضاف به امور یا مقوله ها و قسمی معرفت درجه دوم است. ادبیات علمی و پیشینه پژوهشی و آموزشی فلسفه معرفت در ایران و جهان، اهمیت و ضرورت نظری و کاربردی و اهداف اصلی و فرعی آن، تعریف آن، هویت معرفتی آن، جایگاه آن در میان رشته های متعارف، مسائل اصلی و فرعی، کلی و خاص، و کلاسیک و جدید آن، ساختار منطقی - معرفتی آن، حوزه های تمحض «پیش نیاز»، «هم نیاز» و «پس نیاز» آن، مباحث اصلی نوشتار حاضر را تشکیل می دهند. همچنین در این نوشتار نشان داده خواهد شد که فلسفه معرفت و معرفت شناسی با رویکرد اسلامی امکان پذیر است و می تواند در مسیر تحقق قرار گیرد
بررسی تطبیقی غایت مندی در حرکت جوهری ملاصدرا و حرکت در طبیعت وایتهد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وجود حرکت در طبیعت، امری بدیهی است اما جهت و غایت آن چیست؟ بین متفکرین اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از پیش سقراطیان، وجود طبیعت را اتفاقی و تصادفی می دانند و غایتی برای آن، قایل نبودند. در مقابل، کسانی هستند که هدفمندی را منحصر در موجوداتی می دانند که دارای شعور و اراده اند. طبیعت فاقد این دو ویژگی است، پس جهت دار و غایت مند نیست. ملاصدرا غایت را منوط به شعور واراده نمی داند. از نظر او، حرکت در سراسر طبیعت، جهت دار و غایت مند است، زیرا بین علت غایی و غایت تفاوت وجود دارد. وایتهد، عنصر اصلی تشکیل دهنده طبیعت را پویش می داند و با اصول و مبانی خود، طبیعت را در تحول و سیلان می داند. او برای طبیعت، نظم قایل است و از این راه، پی به وجود خدا می برد. لذا حرکت در فلسفه پویشی، جهت دار و هدف مند است. دو فیلسوف شرق، غرب با اصول و مبانی مختلف، توانسته اند در باب غایت مندی و جهت داری حرکت، به هم دلی و هم زبانی دست یابند.
بررسی رویکرد ابن سینا درباب تناسخ با تکیه بر رساله ی اضحویه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تناسخ یکی از راهکارهای توجیه و تبیین مطرح شده در حوزه ی جاودانگی و حیات ابدی است. هرچند در تعریف و تبیین آن وجه نظرهای مختلفی مطرح شده است اما، ابن سینا هرگونه قائل شدن به حلول نفس در کالبدی غیر از کالبد نخستین را به عنوان یک باور تناسخی معرفی می کند.از دید وی اگرچه اهل تناسخ ممکن است در باب سبب، چگونگی یا نوع کالبدی که نفس پس از مفارقت، بدان وارد می شود با هم اختلاف نظرهایی داشته باشند، اما همه ی آنها در تمایز قطعی نفس و بدن و وجود پیشینی نفس نسبت به بدن با هم اشتراک دارند. ابن سینا با تفسیر خویش از پیوند لزومیه ذاتیه میان نفس و بدن و حدوث نفس با بدن به دوگونه به نقد آراء اهل تناسخ می پردازد؛ در نقد اول با پذیرش مقدمات اهل تناسخ نشان می دهد که نظریه تناسخ حتی با پیش فرض های خویش ناسازگار و توجیه ناپذیر است و در نقد دوم بر اساس مبانی حکمت مشاء تناسخ را امری محال می داند . این جستار تلاش دارد باتکیه بر آثار ابن سینا بویژه «رساله ی اضحویه» با رویکرد توصیفی- تحلیلی از یک سو نگاه خاص ایشان را درباب تناسخ تشریح و تبیین نموده و از سوی دیگر به نحو منسجم انتقادات وی را بر این دیدگاه بیان دارد
نقش علم الهی در آفرینش جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و چهارم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۹۲
5 - 33
حوزههای تخصصی:
یکی از صفات مؤثر در فاعلیت فاعل، صفت علم است که در این مقاله نقش آن از حیث امکان و چگونگی آن در فاعلیت خداوند مورد بررسی قرار می گیرد. در تبیین اصل تأثیر و چگونگی آن بین متکلمان و فیلسوفان دیدگاه های مختلفی وجود دارد. در این مقاله بعد از بحث از اصل امکان نقش علم در فاعلیت، پنج دیدگاه (فاعلیت بالقصد، بالعنایه، بالرضا، بالعنایه و بالتجلی) و چگونگی آن مورد تحلیل قرار می گیرد. همچنین تعریف متکلمان از فاعل بالقصد بودن خدا به معنای وجود داعی زاید مورد تحلیل قرار گرفته، خاطر نشان خواهد شد که تعریف فوق با تأمل دقیق در آن قابل توجیه و دفاع است.
Telling Stories-Giving Reasons: Narrative Ethics revisited(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The paper attempts to give a systematic survey of different strands and intentions of “narrative ethics” both in philosophy and in theology and proposes how to develop narrative ethics in the future. This proposal features three different dimensions of the term “moral vision,”, i.e. morally substantial ideas that are embedded in traditions (Moral Vision 1), the appropriation of these ideas by particular historical cultures or individuals (Moral Vision 2) and moral perception channeled by Moral Vision 2 (Moral Vision 3). Narrative ethics, the paper argues, can describe how (religious) traditions can inspire moral thinking and learning without falling prey to traditionalism. Theological ethics is about forming an ethical culture in which we remind each other of the stories that continue to inspire us and in which we tell each other of our moral world-view and commitments, our strong feelings about the good and the bad which are based in our individual and common lives and not derived from grammatical rules or ultimate principles.
The Absence of Self: An Existential Phenomenological View of The Anatman Experience(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۸
171-179
حوزههای تخصصی:
This paper focuses on the Anatman experience as described by Guatma(6th century BCE). Many Buddhist philosophers consider the absence of self as a foundational experience of Buddhism. This paper elaborates the Buddhist Absence of Self from the View of Existential Phenomenology. The paper articulates the phenomenological difference between the Ontic-Ontological absence of Self in early Buddhism and the Ontic-Ontological presence of Self in Contemporary Existential Phenomenology. Throughout the paper there is an Existential Phenomenological focus on the intertwining of our Sense of Self and our Sense of Being. The sense of self in early Buddhism is being-less, baseless and empty. Empty of What? Empty of Being! There is no presence of Being and no Being of presence. There is no experience of Being. There is no source of Being. There is no source of Being for our mind. The mind is absent of Being. There is no source of Being for us as person. In early Buddhism the absence of self is the absence of Being-ness.
پارادوکس مور و آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه علم سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
163-183
حوزههای تخصصی:
جملات موری جملاتی مانند "P اما من باور ندارم که P" و "P اما من باور دارم که ~P" هستند که علی رغم ممکن الصدق بودن محتوای آنها اظهار یا باور به آنها با نوعی پوچی (absurdity) همراه است. بر اساس برخی از خوانش های نظریه های مرتبه بالاتر آگاهی مانند نظریه های فکر مرتبه بالاتر (HOT)، ادعا می شود باورآگاهانه نسبت به جملات موری ممکن نیست به این معنا که شخص با باورِ آگاهانه آن ها در مجموعه باورهای خود دچار عدم عقلانیت خواهد شد. در این مقاله ابتدا به معرفی نظریه های مرتبه بالاتر آگاهی و نحوه کاربست آن ها در تبیین پوچی اظهار و باور جملات موری پرداخته و سپس استدلال می کنیم که رویکردهای مبتنی بر نظریه های مرتبه بالاتر آگاهی در مورد پارادوکس مور بر مبنای چهار نقد قادر به ارائه تبیین قابل قبولی برای پوچی جملات موری نیستند.
مفهوم تجربه نزد متفکران نو-کانتی و تأثیر آن بر نوشته های اولیه ی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۹
429-450
حوزههای تخصصی:
مفهومی از تجربه که در نظام معرفت شناسانه کانت پرداخته می شود، به رغم اهمیتی که در مقام یکی از ارکان اساسی نظام انتقادی دارد، به نحوی طنزآلود تا چند دهه پس از مرگ کانت در پرده می ماند. کشف و بازیابی مفهوم کانتی تجربه مرهون مساعی متفکرانی است که عموماً ذیل عنوان مکتب نو-کانتی شناخته می شوند. در مقاله حاضر، با تمرکز بر آثار یکی از برجسته ترین چهره های نو-کانتی، هرمان کوهن، نشان می دهیم که تجربه مورد نظر کانت چگونه می تواند از تلقی متعارفی که بر پایه دوگانه سوژه/ابژه بنا می شود فراتر رفته و به خاستگاه معرفت واصل شود. پس از آن، خواهیم دید که این تجربه خاستگاهی چگونه برانگیزاننده «فلسفه آینده»ای می شود که والتر بنیامین، در نوشته های اولیه خود در دهه 1910، طرح آن را پی ریخته است. اما این به هیچ وجه به معنای آن نیست که بنیامین صرفاً مسیر متفکران نو-کانتی را ادامه می دهد: چنانکه مشاهده خواهیم کرد، برای نیل به خاستگاه تجربه، بنیامین «نقشه نبردِ» تاریخی-الهیاتی ای را به کار می گیرد که با نقشه مورد استناد متفکران نو-کانتی – و خود کانت – تفاوت های اساسی دارد.
خدای شخص وار از منظر علامه طباطبایی در مقایسه با الهیات گشوده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال پنجاه و دو پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
251 - 270
حوزههای تخصصی:
شخص وارگی به معنای بهره مندی از صفاتی چون آگاهی، اراده، حیات، قدرت، خیرخواهی و قابلیت تخاطب است و متون مقدس ادیان ابراهیمی چنین صفاتی را به خداوند نسبت می دهند. نحله «الهیات گشوده» راه طی شده در الهیات کلاسیک مسیحی برای توصیف حقیقت الوهی را ناسازگار با کتاب مقدس می داند. این نحله به بازاندیشی در اوصاف الهی پرداخته، به بازتعریف اطلاق، بساطت و کمال مطلق الهی دست می یازد. اما علامه طباطبایی در برابر دوگانه تعالی یا شخص وارگیِ حقیقت الوهی، راه سومی می یابد که هر دو جنبه را در جایگاه شایسته خود نگه دارد و هیچ کدام را فدای دیگر نکند. علامه طباطبایی ابتدا با استفاده از قواعد فلسفی، اتصاف خداوند به صفات کمالیِ شخص وار را اثبات می کند و آنگاه با تفکیک مقام احدیت از مقام واحدیت، تعالی، بی صورتی و فراشخص بودگی را به مقام احدیت، و اتصاف به صفات کمالیِ شخص وار را به مقام واحدیت خداوند اسناد می دهد.
جایگاه دعا و نیایش در سلوک اشراقی و مناجات های شیخ اشراق با ستارگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
27 - 49
حوزههای تخصصی:
شیخ اشراق دارای رساله های مستقلی در زمینه دعا و نیایش است. همچنین در لا به لای آثار فلسفی وی مناجات هایی ذکر شده اند که در مجموع می توان آنها را به دو دسته نیایش (دعا و صلوات) و ستایش (تسبیح و تقدیس و سلام) تقسیم نمود. در این مقاله با بررسی انواع مناجات های بکار رفته در آثار شیخ اشراق علت توجه یک فیلسوف به دعا و نیایش مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور به توصیه های شیخ اشراق نسبت به خواندن دعا توجه شده است و دعاهای سالکان خطاب به خداوند و فرشتگان و متقابلا دعای خداوند و فرشتگان در حق سالکان در آثار شیخ اشراق بررسی شده است. بر این اساس و نشان داده شده است که دعا و نیایش بخشی از نظام حکمت ذوقی و متناسب با سلوک اشراقی سهروردی است. همچنین مضامین بکار رفته در ادعیه وی با مطالب فلسفی و حکمی سهروردی و نیز تفکر حکمت خالده وی مطابقت دارد؛ به نحوی که می توان به کمک این ادعیه، به برخی از نکات ذکر نشده در نظام مابعدالطبیعی و دیدگاه های فلسفی وی دست یافت. همچنین با بررسی ادعیه وی خطاب به سیارات آسمان و نفوس فلکی، به ارتباط این گونه دعا ها با علوم غریبه اشاره شده است و نشان داده شده است که با وجود باطل شدن نظریه افلاک و نفوس فلکی، چگونه می توان مناجات های وی با کواکب را همچنان قابل قبول دانست.
Divine Foreknowledge and Human Moral Responsibility (In Defense of Muslim Philosophers’ Approach)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۸
275-290
حوزههای تخصصی:
According to most Muslim philosophers, the Divine foreknowledge, on the one hand, is so inclusive that encompasses each and every minor and timed action of moral agents, and because of the perfection of God in essence and attributes, any defects in His essence and attributes including any errors in His foreknowledge are impossible. On the other hand, these philosophers, like other defenders of free will, claim that significance of any kind of free will and responsibility of a moral agent depends on their access to alternate possibilities (PAP (and, consequently, their ability to do and not to do an action simultaneously. This paper aims to deal with this highly debated and rooted question that whether these two views are essentially in conflict with each other. To answer this pivotal question briefly based on a modified version of Frankfurt cases and Muslim philosophers’ definition of free will, we attempt to defend their initial approach to eliminating the conflict between Divine foreknowledge and free will or moral responsibility and show that, firstly, this infallible knowledge is contingent on the agent’s voluntary action and, secondly, despite the principle of alternate possibilities, moral responsibility of the agent does not depend on the person’s avoidance of the forthcoming action.
نسبت طرح واره سازی و انضمامی سازی در زیبایی شناسی پدیدارشناختی اینگاردن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
1 - 12
حوزههای تخصصی:
رومن اینگاردن یکی از برجسته ترین نمایندگان زیبایی شناسی پدیدارشناختی است. اینگاردن بنیان پدیدارشناسی خود را بر زیبایی شناسی استوار می کند. او برای اثر هنری موجودیتی متفاوت قائل است. آثار هنری به باور او ابژه هایی متعین و خودآیین نیستند و برای هستی یافتن به کنش های قصدی خالق و مخاطبانشان وابسته اند. اثرهنری "ابژه قصدی بین الاذهانی" به حساب می آید و اثر موسیقایی یکی از بهترین مصادیق ابژه قصدی محسوب می شود. در این مقاله از رهگذر بررسی دو مفهوم اساسی طرح واره سازی و انضمامی سازی، گام به گام نشان خواهیم داد که در نظر اینگاردن این ابژه قصدی ساختاری طرح واره و ناتمام دارد که با امکان انضمامیت یافتن به ابژه زیباشناختی مبدل می شود. اثر هنری ساختار معناشناختی بسته ای نیست که به دست مخاطب آشکارگردد، بلکه موجودیتی گشوده است که معنای آن از میان انضمامیت یابی های متنوع بر می آید. بدین سان، اینگاردن با طرح این تمایزات هستی شناسانه، اثر هنری را به موجودیتی همواره زنده و نوشونده تبدیل می کند.
بررسی روش شناسی بنیادین و کاربردی علم اقتصاد اسلامی در مقایسه با نام گرایی روش شناختی اقتصاد متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۹۳
67 - 101
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نام گرایی معرفت شناختی و آثار آن در علم اقتصاد متعارف می پردازد. نام گرایی تأثیراتی بر روش کاربردی علم اقتصاد دارد که تفکر فرضیه ای و فردگرایی روش شناختی از جمله آنهاست. این روش کاربردی موجب آثاری مانند شکل گیری نظریه جامعه مدنی، تغییر معنای عدالت توزیعی و نظریه مطلوبیت و تمرکز بر اقتصاد خرد در تحلیل ها گشته است. در مقابل، حکمت عملی اقتصاد اسلامی می تواند با بهره بردن از روش بنیادین حکمای اسلامی، به روش کاربردی متناسب با خود دست یابد. حکمت اسلامی به ویژه حکمت متعالیه با نقد نام گرایی، کلیات را دارای صدق و حکایت از خارج می داند. روش کاربردی اقتصاد اسلامی بر اساس هستی شناسی موضوعات شکل می گیرد و در هر موضوع تابع نوع هستی آن موضوع است. بنابراین تنها در موضوعات مادی که قابلیت تجربه دارد، از روش تجربی و قیاس استثنایی استفاده می کند و دیگر روش ها در موضوعات دیگر کاربرد دارد. از سوی دیگر ادله نقلی در روش کابردی اقتصاد اسلامی دارای جایگاه ویژه ای است. این روش کاربردی آثاری در پی دارد که شناخت جوهر انسان و ارتباط آن با کنش اقتصادی از جمله آنهاست. این نوشته با روش کتابخانه ای و تحلیلی انتقادی نام گرایی و آثار آن را در اقتصاد متعارف بررسی نمود، روش کاربردی جایگزین مناسب را برای حکمت عملی اقتصاد اسلامی پیشنهاد می دهد.