مهدی منفرد

مهدی منفرد

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۲ مورد.
۱.

بررسی امکان تطبیق رتبی میان فلسفه ها با تمرکز بر مسئله موادث ثلاث در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تطبیق رتبی موادثلاث روش صعودی روش نزولی حیطه هستی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
در تطبیق فلسفه ها بنابر آن چه که پیشگامانی هم چون کربن درنظر دارند، هم باید به مشترکات دو دستگاه فکری نظر داشت و هم بر تمایزات؛ درواقع با یافتن نقاط مشترک و بر مبنای آنها، به مقارنه دو تفکر در موارد اختلافی پرداخت. براساس این و نیز با پذیرش این واقعیت که در همه دستگاه های فلسفی ، عنصر و یا عناصری مشترک هستند، می توان همه این نظام های فکری را در ضمن ساختاری سلسله مراتبی، مورد تطبیق قرارداد وآن را «تطبیق رتبی» نامید، هدف این نوع تطبیق، می تواند چیزی بیش از مقارنه صرف دستگاه های فلسفی باشد و شاید بتواند در بستر مفاهمه ای علمی و منطقی، نقص هردستگاه را نشان داده و متناسب با خود آن دستگاه، راه ارتقاء آن را نشان داد. لذا در این نوشتار با بهره از روش تحلیلی، توصیفی، پس از بیان مختصات چنین تطبیقی میان دستگاه های فلسفی، چگونگی پیاده سازی آن در قالب دو روش صعودی و نزولی، بیان شده و به منظور ارائه یک نمونه از هر دو روش، ابتدا با معرفی ملاصدرا به عنوان فیلسوفی که می توان از منظری خاص، چنین تطبیقی را درآثارش صورت بندی نمود، تلاش گردید که با بررسی نوع مواجهه او با مسئله مواد ثلاث در بخش کوچکی ازکتاب اسفار اربعه، امکان و چگونگی روش نزولیِ این تطبیقی، میان سه دستگاه فلسفی مشائی، تشکیک خاصی و وحدت شخصی وجود در مسئله مذکور، نشان داده شود. هم چنین؛ مسئله نحوه تحقق موجودات و کثرت آن ها در سه دستگاه مذکور از این منظر رتبی، مورد تطبیق قرار گرفت تا نمونه ای برای روش صعودی تطبیق مذکور، ارائه شود
۲.

بررسی نسبت هنر، ابزار و هستی در فلسفه مارتین هایدگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مارتین هایدگر هنر حقیقت پولیس دازاین پدیدارشناسی هستی شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
مارتین هایدگر، از برجسته ترین فیلسوفان قرن بیستم، با رویکرد پدیدارشناختی-هرمنوتیکی خود، مفاهیم بنیادینی مانند هستی (Sein)، زمان (Zeit) و زبان (Sprache) را بازتعریف کرده و تأثیرات عمیقی بر فلسفه، هنر و الهیات گذاشته است. این مقاله با تمرکز بر آرای هایدگر در آثارش چون سرآغاز کار هنری و هستی و زمان، به بررسی نسبت هنر با مفاهیم Aletheia (آشکارگی حقیقت)، پولیس (فضای جمعی هستی شناختی) و Dasein (بودن-در-جهان) می پردازد. هایدگر با تکیه بر پدیدارشناسی، هنر را نه صرفاً یک تولید زیبایی شناختی، بلکه رویدادی هستی شناختی می داند که از طریق آن حقیقت هستی آشکار می شود. به باور او، اثر هنری در فرآیندی دیالکتیکی میان جهان (جهانِ معنایی) و زمین (بستر پنهان هستی)، امکان نگهداشت حقیقت را فراهم می کند. او معتقد است که هنرمند نه تنها خالق اثر هنری، بلکه واسطه ای است که به حقیقت اجازه ظهور می دهد. همچنین، هایدگر با تأکید بر نقش پولیس به عنوان عرصه ای تاریخی-فرهنگی، نشان می دهد که هنر در بستر تعاملات انسانی معنا می یابد و تنها در چنین فضایی است که Aletheia محقق می شود. این مقاله با تحلیل مفاهیم کلیدی هایدگر و ارتباط آن ها با هنر، درنهایت نشان می دهد که نگاه او به هنر، نه تنها رویکردی زیبایی شناختی، بلکه پروژه ای هستی شناختی برای فهم جایگاه انسان در جهان است
۳.

تغییر و حرکت در فلسفه ابن سینا و ویتگنشتاین متاخر؛ مطالعه تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تغییر حرکت زمان فلسفه تحلیلی فلسفه تطبیقی ابن سینا ویتگنشتاین متاخر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۸
تحلیل و بررسی تطبیقی تغییر و حرکت در فلسفه ابن سینا و ویتگنشتاین متاخر نقطه اتصال و پیوند میان طبیعت و مابعدالطبیعه است. این پژوهش، ضمن بررسی آرای ابن سینا و ویتگنشتاین متاخر در خصوص مساله تغییر و حرکت، تقارن و تشابهات منطقی و همچنین تمایز نظرات این دو فلسفه را نسبت به برداشت و تصویری که هر دو فیلسوف از این منظر داشته اند، تجزیه و تحلیل نموده و به روش تطبیقی مورد بررسی قرار داده تا هم داستانی ایشان در مساله تغییر و حرکت روشن گردد. همان طور که ابن سینا تغییر و حرکت را فرآیندی در مسیر فعلیت یافتن چیزی دانسته - که تاکنون ظرفیتی در آن نهفته بوده - برای رسیدن به تکامل، ویتگنشتاین در پی این است که با تغییر و حرکت، «این نه آنی ها» را به سمت «این همانی ها» سوق دهد، تا در این فرآیند (یعنی انتقال معنا)، بیشترین شناخت منطقی و در نتیجه آگاهی حاصل گردد.
۴.

بررسی تطبیقی حقیقت زمان درسه دستگاه فکری مشائی، تشکیک خاصی و عرفان نظری بر اساس نسب سه گانه نظریه میرداماد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تشکیک خاصی دهر زمان سرمد عرفان نظری مشاء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
در اثبات تحقق و تبیین نحوه وجود و ماهیت زمان، متداول است که از حرکت بهره گرفته می شود. اما در این نوشتار، سعی-گردید تا براساس نسب سه گانه مدنظر میرداماد به تبیین حقیقت زمان پرداخته شود. ازآن جا که نسب مذکور توسط واضع آن در بستر و با ادبیات عرفان نظری، مطرح شده اند؛ این پرسش قابل طرح است که آیا امکان استفاده از این نسب در تبیین حقیقت زمان در دستگاه های فکری دیگر نیز وجود دارد یا خیر؟ دراین پژوهش، با روش تحلیلی و توصیفی نشان داده شد، که به دلیل احاطه موضوع علم عرفان نظری بر موضوعات علوم و نظام های عقلی دیگر و شمولی که به این واسطه نسبت به آن دستگاه ها دارد، می توان همین نحوه تبیین حقیقت زمان را متناسب با مبادی و حیطه واقعیت مورد شناخت دستگاه های دیگر، به آن ها نیز تسری داد. ازاین رو دو دستگاه تشکیک خاصی و مشائی انتخاب گردیدند، تا ضمن بیان چگونگی تبیین حقیقت زمان براساس دیدگاه فوق در دستگاه عرفان نظری و دو دستگاه مذکور، تطبیقی دراین مسئله عقلی بین این سه نظام فکری صورت پذیرد. برای این منظور، ابتدا روابط موثر در دربرقراری نسبت های سه گانه، مشخص شدند. سپس این نسبت ها، به سه اعتبار مشاهده موجودات در دستگاه عرفانی برگردانده و با نشان دادن این اعتبارها در دوستگاه دیگر و امکان برقرای یک تناظر بین حقایق دخیل در معرفی زمان در دستگاه عرفانی با آن دودستگاه، تطبیق مورد نظر انجام پذیرفته است
۵.

تبیین و تحلیل علیت در اندیشه هیوم و نقد آن بر مبنای اندیشه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: علیت انطباع عادت توالی هیوم علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
مراد از علیت ، همان رابطه وابستگی وجودی است ؛یعنی اگر علت نباشد، وجود یافتن معلول محال است. به اعتقاد هیوم تجربه انسانی، شامل هیچ گونه ارتباط ضروری میان موارد جزئی تجربه حسی نیست و رابطه علیت، چیزی جز تعاقب دو حادثه نیست. نسبت دادن هر رابطه ای به تجارب انسانی، مربوط به عادات ذهنی یا تمایلات انسان ها است نه آن چه که دیده می شود. در نتیجه آن چه قوانین طبیعت نامیده می شود، ضروری نیست و خلاف آن، ممکن است. در مقابل نظریه هیوم، پاسخ های متعددی از جانب فیلسوفان اسلامی از جمله علامه طباطبایی داده شده است. به نظر علامه، علت و معلول دارای رابطه وجودی و واقعی است و تصور انسان ها از علیت، جدای از تصور تعاقب است. ممکن است در مواردی، تعاقب باشد؛ ولی علیتی در کار نباشد؛ یعنی تعاقب اعم از علت و معلول است. در برخی موارد هم که میان علت و معلول تقارن زمانی وجود دارد، بدون در کار بودن توالی و تعاقب، حکم به علیت می شود. برخی از اصول عقلانی نیز وجود دارد که تجربه متکی بر آن ها است؛ مانند اصل امتناع صدفه که هیچ حادثه ای نمی تواند بدون علت باشد. دیگری اصل سنخیت علت و معلول است که از هر علت معینی معلول معینی به وجود می آید و این دو اصل ذکر شده متفاوت از اصل علیت است و نباید با اصل علیت خلط شود.
۶.

بررسی تطبیقی فلسفه هنر در اندیشه آگوستین و صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صدرالمتالهین آگوستین فلسفه هنر هنر زیبایی شناختی خیال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۴
فلسفه هنر به مبانی و اصول موضوعه علم هنر می پردازد. حکمای اسلامی ؛ مانند صدرا فقط به مبادی و منشأ زیبایی شناختی پرداخته اند و به طور مستقل علم هنر را مورد بررسی قرار نداده اند. اولین منشاء هنر از نظر صدرا ،خلیفه بودن انسان برای خداوند متعال است. روح انسان، الهی است و انسان ،می تواند محل تجلی صفات الهی شود و مظهر آن، اسماء و صفات گردد. از جمله این صفات، خالقیت، مبدعیت است. این صفات الهی، منشاء هنر و آفرینش هنری در بشر است. دومین منشأ هنر از منظر صدرا ،" قوه خیال" است که علت مباشر خلق آثار هنری است. آگوستین نیز از فلاسفه ای به شمار می رود که هم به فلسفه هنر و هم به علم هنر به طور مستقل پرداخته است. او در کتاب " شهر خدا" به این نتیجه می رسد که تنها مجوز عبور هنرمندان از دروازه شهر خدا، میزان تعهد آنان به آموزه های مسیحی و ایمان آنها به زیبای مطلق و تلاش برای تجلی آن در خلق اثر هنری است. او نیز به طور مفصل به مدح و تقبیح اقسام علوم هنری؛ هم چون موسیقی، هنرهای نمایشی، معماری، شعر و ... پرداخته است. لذا فلسفه هنر این دو فیلسوف توحید محور است و سرچشمه زیبایی خلق را زیبای مطلق می دانند و هنرمند راستین کسی است که محل تجلی زیبای مطلق است.
۷.

تحلیل و ارزیابی تقریر ملا علی نوری از توحید وجودی بر اساس تضایف علّیت و معلولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توحید وجودی وحدت وجود تحلیل علیت و معلولیت تضایف علت و معلول ملاعلی نوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
بر اساس نظریه توحید وجودی، حقیقت وجود منحصر در حقّ تعالی است و ماسوای او، مظاهر و تجلیات همان وجود واحد الهی اند. اگرچه پیش از صدرالمتالهین، برخی عارفان و فلاسفه در پی تقربر برهان برای توحید وجودی بوده اند، ولی صدرالمتالهین موفق تر از دیگران بود. او در آثارش برهانی را برای اثبات توحید وجودی، آورده است که از طریق تحلیل علیت و معلولیت و ارجاع علیت به تشأن و تطور علت در مجالی و مظاهر خویش است. پس از او، شارحان آثار او در پی تقریر برهان او برآمدند. ملا علی نوری و برخی تابعانش، برهان تحلیل علیت و معلولیت را بر اساس تضایف علت و معلول، تقریر و تفسیر کرده اند و توانسته اند نحوه ای از توحید وجودی را در ساحت وجود ربطی معلولی و وحدت تشکیکی وجود، پیاده کنند. از دیدگاه ایشان توحید وجودی به معنای انحصار حقیقت وجود در حقّ تعالی است، البته این وجود واحد حقّانی ،دارای دو مرتبه وجودی است؛ یکی مرتبه ذات الهی که مرتبه انطواء کثرت در وحدت است و بر اساس قاعده «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء» تمام کمالات وجودات امکانی ربطی را به نحو بسیط جمعی احدی دارد؛ دوم مرتبه فعل اطلاقی و رحمت واسعه که مرتبه سریان وحدت در کثرت؛ یعنی مرتبه سریان رحمت واسعه قیومیه اشراقیه در وجودات مقید امکانی ربطی است و این وجودات مقید چیزی جز مراتب تنزّلات همان فعل واحد اطلاقی نیستند.
۸.

بررسی تطبیقی مبانی هستی شناسی مکانیک کوانتومی دیوید بوهم با مبانی حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هستی شناسی مکانیک کوانتومی دیوید بوهم ملاصدرا تطبیق و همسویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۶۲
مبانی هستی شناسی مکانیک کوانتومی دیوید بوهم در قالب م فاهیمی مخالف با رویکرد فلسفی رایج در مکانیک کوانتومی (تعبیر کپنهاگی) مورد توجه فیلسوفان علم بوده است. این پژوهش می کوشد با رویکرد توصیفی تحلیلی، ب ا ملاحظه محدودیت های مترتب بر تبیین های پوزیتیویستی و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه صدرایی، چشم انداز جدیدی را برای فهم و تکمیل مبانی فلسفی علوم جدید ارائه ده د. در واقع مسأله اصلی، این پرسش است که حکمت متعالیه چگونه و چه مقدار در تکمیل مبانی هستی شناسانه رویکرد بوهمی نقش دارد و آیا امکان دارد دریچه جدیدی برای مقارنه فلسفه اسلامی و فلسفه علم غربی گشود؟فرضیه بنیادی این پژوهش این گزاره است که نظریه بوهم در مکانیک کوانتومی اولاً رویکرد جدیدی در نگاه به جهان را پیش روی ما قرار می دهد و ثانیاً، هرچند از حیث مواجهه با مسائل وجودی در فلسفه فیزیک نگرش متفاوتی را عرضه می کند؛ اما به دلیل تکیه بر روی ساختارهای اثبات گرایانه، دچار ضعف جدی است که باید طی یک روند تکاملی اصلاح گردد.نتایج حاصل از این پژوهش مشخص می کند که علی رغم خاستگاه متفاوت مبانی فلسفی دیدگاه های بوهم و ملاصدرا، می توان مفاهیم هستی شناسانه ای نظیر؛ کل تجزیه ناپذیر و بهم پیوسته بوهم و اصالت وجود ملاصدرا، جهان هولوگرافیک و نظم مستتر و نامستتر بوهم با مراتب تشکیکی وجود صدرا، کل تمام جنبش بوهم و حرکت جوهری ملاصدرا و عنصر اطلاعات و شعور در نظر بوهم با زنده بودن جهان هستی از دید ملاصدرا را تطبیق داده و شاخصه های قرابت و همسویی را مشخص کرد.
۹.

بررسی و نقد عقلانیت نقاد مبتنی بر مقاله «غلبه بر اعتیاد به موجه سازی» از دیوید میلر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عقلانیت فراگیر موجه سازی دیوید میلر عقلانیت نقاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۹۲
میلر در مقاله «غلبه بر اعتیاد به موجه سازی» سعی می کند به خوانندگان نشان دهد که اساساً پیوند بین عقلانیت و موجه سازی، امری اشتباه و غیرقابل دفاع است. او در این مقاله رئوس عقلانیت نقاد پوپر را بیان می کند. وی پس از بحث کوتاهی در باب چگونگی ظهور عقلانیت نقاد، درباره سه مسئله مرتبط به هم که حل نشده باقی مانده اند، یعنی: بی فایده بودن موجه سازی، عینیت روش شناسانه و جایگاه قوانین منطق در عقلانیت نقاد، نکاتی را مطرح می کند. ما در این مقاله پس از طرح مباحث میلر، ضمن نشان دادن عدم تمامیت استدلال پوپر و میلر علیه عقلانیت غیرنقاد، عدم برتری برهان خلف با توجه به عقلانیت نقاد را نشان می دهیم؛ سپس به عدم امکان پذیرش ابتدایی عقلانیت نقاد می پردازیم و امکان پذیرش خرافات را مبتنی بر این دیدگاه بیان می کنیم؛ ضمن اینکه نشان خواهیم داد نسبی گرایی موفقیت بیشتری در ارضای بین الاذهانیت در مقایسه با عقلانیت نقاد دارد. در مجموع نشان خواهیم داد که آموزه عقلانیت نقاد برای اینکه بتواند یک نظریه مقبول باشد، هنوز راهی طولانی در پیش دارد.
۱۰.

بررسی انتقادی رویکرد فلسفی دیوید بوهم به علیت بر اساس فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علیت تحصل گرایی مکانیک کوانتومی بوهم ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
در یک قرن اخیر، برخی از فیزیک دانان اصل علیت عمومی را در علم به چالش کشیدند و ادعا کردند که در برخی عرصه های جهان، ازجمله در عرصه دنیای ریز و دنیای زیراتمی، اتفاقاتی می افتد که با دترمینیسم، موجبیت و قطعیت در حوادث و پیش بینی حوادث منافات دارد که مورد انتقاد برخی از دانشمندان سرشناس نیز قرار گرفته است. تفسیرهای موجبیتی متفکران مکتب کپنهاگی از قانون علیت، به ویژه در تفسیر مسیر ذرات، استدلال غلطی را شکل داده و موضوعی عمل گرایانه به موضوعی هستی شناسانه ارجاع شده که فیزیک را به ورطه ای غیر از حوزه تخصصی خود وارد می کند. دیوید بوهم، از بزرگ ترین فیزیک دانان قرن بیستم، با تفسیر هستی شناختی خود و به کارگیری متغیرهای پنهان در مکانیک کوانتومی، به مخالفت با تفسیر کپنهاگی، که در آن زمان تفسیر رایج بود، پرداخت و توانست یک صورت بندی علّی از نظریه کوانتوم ارائه دهد.  از دیدگاه ملاصدرا، اصل علیت در عالم هستی حاکم است و هیچ فعلی بدون علت رخ نخواهد داد. تکیه ملاصدرا بر اصالت وجود، این نتیجه را به دنبال دارد که اگر علیتی در جهان هستی وجود دارد، فقط در بستر وجود است و معیار نیاز موجودی به دیگری تنها به حقیقت وجود و فقر وجودی نهفته در ذات موجود بازمی گردد.  بوهم در تفسیر خود از مکانیک کوانتومی، نگاهی کلی و فلسفی را در نظر داشته و، با طرح متغیرهای نهان، گامی مؤثر در نزدیکی به واقعیت برداشته است. آنچه ضروری است این است که متغیرهای پنهان را صرفاً به امری فیزیکی و مادی برنگردانیم تا بتوان شاکله ای جامع برای حل مسائل در نظر گرفت.
۱۱.

نقد نظریه «عدم امکان و عدم صدق گزاره های ترکیبیِ پیشین در ایدئال عقل محضِ کانت» بر اساس حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ترکیبی پیشین ایدئال خدا فلسفه کانت فلسفه صدرایی

تعداد بازدید : ۴۶۵ تعداد دانلود : ۳۰۱
جایگاه خدا و براهین اثبات واجب، یکی از مهم ترین مباحثی است که کانت می بایست بر اساس مبانی معرفتی-اش، موضع خود را نسبت به آن معیّن کند. کانت، شناخت را تنها در قلمرو امور مادی معنادار می داند، به همین دلیل در نظرگاه وی بحث از اموری چون نفس یا خدا که زمان مند و مکان مند نیستند، اساساً اشتباه است. او برای نشان دادن این اشتباه، در بخش دیالکتیک استعلایی کتاب نقد عقل محض، ایده «خدا» را ایده استعلایی عقل محض می نامد و به زعم خود اثبات کرده است که عقل را نه از راه تجربی و نه از طریق استعلایی، توفیقی برای رسیدن به این ایده نیست. این دیدگاه، پیامد چگونگی رویکرد کانت در شناخت شناسی و هستی شناسی است. کانت در رویکرد شناخت شناسی، به تفصیل به امکان و صدق قضایای ترکیبی پیشین می پردازد و بر این باور است که امکان دانش های پیشین در متافیزیک و فیزیک، به امکان قضایای ترکیبی پیشین بستگی دارند. در مقابل این دیدگاه، دیدگاه فلسفه صدرایی است که نه تنها قائل به تعطیلی عقل نظری در ما بعد الطبیعه نیست، بلکه بر این باور است که بسیاری از موضوعات فلسفی، از جمله مسئله اثبات وجود خدا، از طریق به کارگیری صحیح عقل نظری قابل حل است. به نظر میرسد فلسفه صدرایی هم در بُعد شناخت شناسی و هم در بُعد هستی شناسی، توانایی رفع تعارض ها و مغالطات را از ایدئال عقل محض دارا است. از این رو در این نوشتار، کوشیده ایم دیدگاه کانت را بر اساس فلسفه صدرایی نقد کرده و اشکالات وی را پاسخ گوییم.
۱۲.

بررسی تطبیقی علم پیشین الهی در اندیشه ابن سینا و صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم الهی علم قبل از ایجاد ابن سینا صدرالمتألهین علم پیشین مغایر متصل علم پیشین ذاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۳۵۲
تبیین علم پیشین الهی از دشوار ترین مسائل فلسفه و کلام به شمار می آید و اندیشمندان مختلف به بررسی آن پرداخته اند تا از غموضات آن بکاهند. در این میان برخی علم پیشین الهی را ذاتی و برخی مغایر ذات دانسته اند. در میان قائلان به علم پیشین مغایر، برخی آن را متصل به ذات و برخی منفصل از ذات ترسیم کرده اند. ما در این مقاله ابتدا اجمالاً به نظریات مختلف ارائه شده در بحث علم الهی اشاره کرده و سپس علم پیشین مغایر متصل و علم پیشین ذاتی را مورد مداقه و بررسی قرار داده، ویژگی های هریک را منقّح ساخته ایم و در پایان با ذکر ادله و قرائنی محکم اثبات کرده ایم که ابن سینا و صدرالمتألهین به علم پیشین ذاتی و علم پیشین مغایر متصل معترف اند و در قبول این دو علم البته هر علم در جایگاه خود، هم داستان و همزبان هستند.
۱۳.

A Comparative Study of the Social Function of Religion from the Latin American Revolutionary Church and the Social Theology of the Imam Khomeini Movement(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Social Function of Religion Revolutionary Church Latin America Imam Khomeini Social Theology social justice

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۸ تعداد دانلود : ۳۸۳
Imam Khomeini's reformative movement in the twentieth century with the support of the Iranian awakening is considered the most significant religious revolution of its time. In the face of this spiritual revolution, formed a theological movement in the Latin American region. The struggle against public oppression in Latin American society, social and economic injustice, the exploitation and colonisation of nations by international imperialism were the essential aim of the Latin American Revolutionary Church for its movement. But it failed to implement the goals of its action in establishing social justice and eradicating poverty and oppression in society. The present study primary question is ‘What are the commonalities and differences between the Latin American Revolutionary Church and the social theology of the Imam Khomeini movement in the social function of religion?’ The hypothesis is the most critical goal of Imam Khomeini's movement is to bring man to true happiness, and the only strategy to achieve it is creating justice in a monotheistic society. Despite aligning with its ultimate goals and operational plans, the Latin American Revolutionary Priests Movement has failed to produce the grounds for a human awakening in the Latin American region due to its disbelief in the expansion of justice in the context of monotheistic society and its school subscription with Marxism and Nationalist parties. Belief in the two components of religious democracy and Vilayat-e Faqih formed a vital strategy called the Islamic Republic for Iranian people that the followers of the Revolutionary Church can fill their vacancy through this strategy. The present study, with a descriptive-analytical method and based on library resources, has been done.
۱۴.

بررسی تطبیقی هستی هستنده ها در اندیشه پدیدارشناسی هایدگر با وجود لابشرط مقسمی در نظام معرفتی عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هایدگر عرفان اسلامی فلسفه تطبیقی پدیدارشناسی هستی هستنده ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۶۹
در بین علوم شرقی، تنها علمی که موضوع آن از هر تقیدی رهاست و درباره هستی طلق بحث می کند، علم عرفان است. موضوع علم عرفان، وجود لابشرط مقسمی است که حتی از قید اطلاق نیز مطلق است. مراد از وجود لابشرط مقسمی، همان هویت غیبیه ذاتیه حق تعالی است که در علم عرفان در مورد آن و شئونات وی بحث می شود. شاید کسی گمان کند که موضوع علم فلسفه نیز از هر قید وجودی رهاست؛ ازاین رو می تواند عدل علم عرفان واقع شود و حال آنکه این تصور ناصحیحی است؛ زیرا در الهیات بالمعنی الاعم فلسفه، درباره وجود لابشرط قسمی و در الهیات بالمعنی الاخص در خصوص وجود بشرط لا بحث می شود که هر دو نسبت به وجود لابشرط مقسمی ضیق وجودی دارند. در میان علوم غربی نیز تنها کسی که توانست در دیدگاه پدیدارشناسی خود در جهت برون رفت از بحران مدرنیته از حصر قیود هستنده ها آزاد گردد و موضوع علم خود را هستی صرف قرار دهد مارتین هایدگر است. این مقاله در مقام تطبیق این دو رویکرد با یکدیگر است که در هر دو مکتب ذهاب به هستی طلق شده است، علی رغم اینکه نگارندگان اذعان دارند که هستی هستنده ها در دیدگاه معرفت شناسی هایدگر این همانی با وجود لابشرط مقسمی در نظام هستی شناسی عرفان ندارد. البته این تمایز لطمه ای به بحث ما وارد نمی کند؛ زیرا هدف تطبیق فقط تأکید بر همسانی ها نیست، بلکه برجسته کردن اختلاف ها نیز حائز اهمیت است.
۱۵.

بررسی تطبیقی رابطه هستی شناسانه حیات و شناخت در دیدگاه افلوطین و صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افلوطین صدرالمتألهین حیات شناخت رابطه هستی شناسانه عینیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۵
رابطه حیات و شناخت در دیدگاه افلوطین و صدرالمتألهین و تطبیق این دو دیدگاه از آن جهت دارای اهمیت است که پیوند هستی شناختی حیات (life) و شناخت (knowledge) در نگاه دو فیلسوف حکایت از قرابت فکری آنها دارد. «نظر» (contemplation) در نگاه افلوطین نوعی شناخت عام و فراگیر است که تمام مراتب هستی، آن را واجدند. اندیشه یا شناختی که افلوطین آن را عین حیات و زندگی می داند. در دیدگاه ملاصدرا نیز هم علم و ادراک (شناخت) و هم حیات، تابع وجود و بلکه عین وجود است. از این روست که علم و حیات در وجود، وحدت دارند. باور به عینیت وجودی دو صفت حیات و شناخت و بالتبع موجود حیاتمند و شناختمند، اعتقاد به تحویل حیات به شناخت و اشتراک مبانی رابطه هستی شناسانه میان حیات و شناخت -همانندی مبدأ و غایت حیات و شناخت، مشکک بودن حقیقت حیات و شناخت، عامل مشترک حیات و شناخت در طبیعت و حیاتمندی و شناختمندی عالم- در نگاه دو فیلسوف، زمینه را برای تطبیق دو دیدگاه فراهم آورده است. تطبیقی که نتیجه آن، یافتن قرابت های فکریِ دو فیلسوف درباره نوع رابطه حیات و شناخت است.
۱۶.

بررسی تطبیقی زمان نزد میرداماد و ویلیام کریگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میرداماد ویلیام کریگ زمان حرکت نسبیت زمانی وعاء دهر سرمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۴۱۴
این مقاله بر آن است که ماهیت زمان را در آرای میرداماد و ویلیام کریگ فیلسوف معاصر مسیحی مورد مداقه قرار دهد تا همسویی ها و هم داستانی این دو متفکر را در مسئله زمان بیابد و نوآوری های هریک را بازخوانی کند. نظریه های گوناگون متفکران در باب زمان، در حل مباحث دیگر کلامی و فلسفی؛ چون ربط حادث به قدیم، ازلیت خداوند، حدوث و قدم عالم و غیره بوده است. میرداماد به منظور تبیین نحوه ارتباط خداوند با موجودات، نظریه حدوث دهری را مطرح ساخت و زمان را مسبوق به عدم غیرزمانی (دهری) دانست. وی زمان و امور زمانی را علاوه بر ساحت زمان، در ساحت دهر به نحو جمع الجمعی موجود تلقی نمود؛ دیدگاهی که به نظر می رسد با زمان متافیزیکی که از سوی کریگ مطرح شده همسوست. کریگ به رغم اعتقاد به مقارنت زمان با وجود، به بدایت و تناهی گذشته معتقد است و زمان فیزیکی را تبلوری از زمان متافیزیکی می داند.
۱۷.

عقلانیت اهداف از دیدگاه نیکلاس رشر(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: عقلانیت عقلانیت اهداف جهانی بودن نسبی گرایی خوداتکایی عقلانیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۴۲۴
فلسفه رشر دفاع از عقلانیت اهداف در برابر عقلانیت ابزاری است. رشر عدم توجه به جامعیت مفهوم عقلانیت را موجب درک ناقصی از عقلانیت می داند. عقلانیت عملی علاوه بر جنبه ابزاری، جنبه ارزش شناختی دارد که مناسب بودن اهداف را تعیین می کند و این دو مولفه به صورتی منسجم و هماهنگ درهم آمیخته اند. رشر شکاف بین واقعیت و ارزش را مهم می داند و برآن است که با گام کوتاه بدیهیات می توان از آن گذر کرد. با غیر منطقی دانستن نسبی گرایی و اثبات عقلانیت اهداف و اصول بنیادی عقلانیت به جهانی بودن عقلانیت اصرار می ورزد. وی با معرفی سلسله مراتب هنجاری برای انتخاب یک راه حل عقلانی در یک موقعیت معین، وابسته بودن تصمیم های عقلانی به محیط پیرامونی، نیز نسبیت عقلانیت در لایه های پایینی را می پذیرید. در پژوهش حاضر بعضی از ارکان نظریه رشر: بهینه سازی، مفهوم آدمیت، تعهد وجودی به درک نفس و رابطه واقعیت و ارزش مورد نقد قرار گرفته است.
۱۸.

تأویل پذیری به مثابه دیالکتیک حضور و غیاب در آثار بیژن الهی، با تأکید بر آرای مارتین هایدگر

کلیدواژه‌ها: هایدگر آلثیا تأویل پذیری شعر دیگر بیژن الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۵۹
هایدگر، متفکری که پرسش از هستی را محور اندیشه ی خود قرار داده، شعر را راه برون رفت از بحران متافیزیک و عصر مدرن می داند. این راهِ گذار ازآن رو از شعر می گذرد که شعر، رخداد حقیقت است. هایدگر از حقیقت با عنوان «آلثیا» یاد می کند که محل تنازع «عالَم» و «زمین» است. «عالَم» و «زمین» اصطلاحاتی هستند که هایدگر در مقاله ی «منشأ اثر هنری» از آن ها برای تبیین حقیقت و «دیالکتیک حضور و غیاب» استفاده می کند. او «دیالکتیک حضور و غیاب» را در دو مقام هنرمند و مخاطب اثر هنری مورد تأمل قرار داده است. این دیالکتیک، در مقام مخاطبِ اثر هنری به صورت تأویل پذیری نمود پیدا می کند. پدیدارشناسی هایدگر از نقاشی کفش های ون گوگ، بیان گر چنین دیالکتیکی است. تأویل پذیری با توجه به دیالکتیک حضور و غیاب به این معنا است که فهم مخاطب چونان عالَمی از زمینِ اثر هنری می روید و این دو با یکدیگر تنازع می کنند. «شعر دیگر» جریانی است در ادبیات معاصر که ویژگی تأویل پذیری در آن نمود بسیار دارد. همچنین برخی گفته ها و نوشته های این شاعران در رابطه با شعر و حقیقت، با آنچه هایدگر از این دو گفته نسبتی معنادار دارند. از شاعران «شعر دیگر» می توان از بیژن الهی، هوشنگ آزادی ور، هوشنگ چالنگی، بهرام اردبیلی، محمود شجاعی، فیروز ناجی و... نام برد. این پژوهش بنا دارد با شیوه ای تحلیلی-توصیفی و با توجه به نسبت شعر، آشکارگی، حقیقت و دیالکتیک حضور و غیاب در دیدگاه هایدگر، ویژگی تأویل پذیری را تبیین و با آنچه در کار بیژن الهی، چهره ی اصلی جریان «شعر دیگر»، دیده می شود، مقایسه کند.
۱۹.

واسازیِ تلقی سنت یهودی از مساله خلق در سفر پیدایش از رهگذرِ تفسیر ملاصدرا از حدیث «کنز مخفی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلق ملاصدرا سفر پیدایش خکما آغاز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۵۷
در الهیات از دیرباز این که خداوند این جهان را از عدم آفریده یا جهان به نحوی از انحاء پیش تر وجود داشته، ذهن همگان را به خود درگیر کرده است. فقره نخست باب اول سفر پیدایش را شاید بتوان چالش برانگیزترین موضعی دانست که ذهن الهی دانان یهودی را در بابِ مساله خلقت به خود مشغول کرده است. از دیگر سو، در سنت فلسفه و کلام اسلامی نیز مساله خلق از آن جمله اموری بوده که تبیین آن امری گریزناپذیر می نموده. در این مقاله نخست سویه های مختلف فقره نخست باب اول سفر پیدایش و کژتابی های حائل بر آن را خواهیم کاوید و آن گاه به سراغ سویه ای از مفهوم خلق می رویم که ملاصدرا در تفسیر خود از حدیث «کنز مخفی» به دست داده است. بعد از کاوش در فقره مذکور در سفر پیدایش و کنکاش در تفسیر ملاصدرا از حدیث نشان خواهیم داد که تفسیر او از مساله «خلق» در این حدیث تا چه اندازه به روشن تر شدن محتوای عادت گریز فقره اول کمک خواهد کرد. تفسیر ملاصدرا بستری فرآهم خواهد آورد تا یافته های نوین خود را در بابِ معنای «خلق» در سفر پیدایش در پرتویی تازه بنگیریم. در انتها خواهیم دید که در هر دو سنت خلق به معنای از عدم آفریدن نیست و بدین ترتیب تعبیری نو از «آغاز» به دست خواهیم داد.
۲۰.

نسبت وجود و آگاهی در پژوهش های منطقی هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوسرل پژوهش های منطقی حیث التفاتی محتوای التفاتی بازنمود عینیت معنا دلالت و ارجاع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۲ تعداد دانلود : ۴۱۹
این مقاله تلاش می کند ضمن ارائه نگرش محتوامحور از نظریه حیثِ التفاتی و طرح نظریه ایده آلیته معنا، نظریه دلالت و ارجاع هوسرل را بررسی و از این طریق نسبت وجود و آگاهی را ذیل مقوله «عینیت»، در پژوهش های منطقی واکاوی کند؛ چراکه نسبت وجود و آگاهی را باید در نقطه تلاقی نظریه حیث التفاتی و عینیت جست. این نقطه تلاقی در مناط صدق عینیتِ معنا قابل طرح است که به عنوان نتیجه فیصله بخش نظریه دلالت و ارجاع هوسرل عمل می کند؛ به همین دلیل، این نوشته پس از ارائه نقد هوسرل از نظریه علِّی حیث التفاتی برنتانو، نوعی خوانش قیدی از نظریه حیث التفاتی مطرح می کند که نظریه خاص حیث التفاتی هوسرل در پژوهش های منطقی است. مطابق این نظریه، همواره سوژه از منظر خود به اُبژه التفات می کند و این همان منظر قایم به تلقی سوژه خوانده می شود که مشخصه ذاتی و حقیقی حیث التفاتی است. سپس نشان خواهیم داد که نظریه ایده آلیته معنا، از نتایج ساختار سه گانه حیث التفاتی هوسرل و نگرش محتوامحور حیث التفاتی است. برخلاف ادعای این نظریه که خصیصه حقیقی و ذاتی حیث التفاتی جنبه پدیدارشناسانه آن است، نظریه ارجاع و دلالت متناظر با آن، نمی تواند شرط عینیت معنا را برآورده کند؛ بنابراین، نظریه حیث التفاتی مبتنی بر نگرش محتوامحورِ نابسنده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان