فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴۴
417-438
حوزههای تخصصی:
گاه علی رغم آگاهی از شیوه های تعارضی سازگارانه، انگیزه ای برای رفتار مناسب احساس نمی شود. انتظار می رود تا فضیلت ها با تأثیر بر انگیزش برای رفتار اخلاقی، بر احتمال رفتارهای سازگارانه بیفزایند. پژوهش حاضر به بررسی رابطه منش و فضایل خانوادگی، منابع خانوادگی و بینش مشترک زیربنایی آن که از دیدگاه روان شناسی مثبت، عناصر درونی لازم برای داشتن یک زندگی سالم هستند، با رضایت زناشویی پرداخته است؛ در این راستا، سب ک ه ای کنترل تعارض زوجین واسطه ای ف رض می شود که فضایل را با رضایت زناشویی پیوند می دهد. طی یک طرح همبستگی، دانشجویان ساکن در خوابگاه های متأهلی چند دانشگاه، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های توانمندی های منشی، رضایت زناشویی، و سبک های کنترل تعارض را تکمیل نمودند؛ داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد.شجاعت و تعالی، پیش بین رضایت زناشویی و سبک های کنترل تعارض سازگارانه هستند، اما انسانیت رابطه معنی داری با رضایت ندارد. سبک های کنترل تعارض سازگار، در رابطه فضایل و رضایت مندی میانجی گری می کنند. رضایت زناشویی بیشتر از آن که ناشی از عشق میان همسران باشد، ریشه در ویژگی های درونی فرد دارد. فضایل با تأثیر بر شیوه های تعامل زوجین در حین تعارض، بر پیامد ازدواج مؤثرند؛ تلویحات این نتایج برای مداخلات درمانی در خانواده درمانی مثبت، مورد بحث قرار گرفته است.
پیامدهای فاصله در روابط زوجین و استراتژی های مواجهه با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای فاصله و استراتژی های مواجهه با آن است. به این منظور با به کارگیری روش کیفی با چهل و سه زن و مرد که مایل به مشارکت در تحقیق بودند، مصاحبه های عمیق انجام شد و تجربه زنان و مردان از فاصله، پیامدها و شیوه های برخورد با آن، بر اساس روایت آنها، بررسی و مطالعه شد. بعد از انجام مصاحبه ها، جهت شناسایی و بررسی موضوعات اصلی پژوهش (پیامدها و استراتژی های مواجهه با فاصله)، مراحل کدگذاری و تحلیل داده ها انجام شد. استراتژی ها در سه دسته حفظ و بهبود رابطه، بی تفاوتی نسبت به رابطه و پایان دادن به رابطه تقسیم بندی شدند. بررسی فاصله در روابط زوجین بیانگر دو دسته پیامد مثبت و منفی است. پیامدهای منفی شامل احساس تنهایی، فقدان شادکامی، محرومیت نسبی و غیره است. پیامدهای مثبت مقولاتی؛ مانند ارزیابی خویشتن، آزادی عمل، مهارت و خوداتکایی و غیره را در برمی گیرد. نتایج پژوهش دلالت بر پیچیدگی و تنوع تجربیات مشارکت کنندگان دارد. از این رو، در شناخت پیامدهای فاصله و استراتژی های مواجهه با آن، باید ویژگی های زمینه ای مشارکت کنندگان همچون جنس، تحصیلات، داشتن فرزند و غیره مدنظر قرار گیرد.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با خشونت عاطفی در خانواده با تاکید بر سرمایه اجتماعی (نمونه موردی: شهر یاسوج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خشونت شوهران علیه زنان، به ویژه از لحاظ عاطفی نه تنها از لحاظ فردی و خانوادگی، بلکه از نظر اجتماعی نیز دارای اهمیت است. بدرفتاری و شکنجه های بدنی و حتی توهین و تحقیر کلامی، بر رشد و تکامل روانی و اجتماعی زنان اثرات بسیار نامطلوبی می گذارد. پژوهش حاضر که با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با خشونت عاطفی در خانواده با تأکید بر سرمایه اجتماعی در شهر یاسوج است، از نظر نوع هدف یک بررسی کاربردی، از نظر وسعت پهنانگر، از نظر دامنه خرد و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است. روش این پژوهش، روش میدانی با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری و حجم نمونه در این تحقیق 379 نفر بر آورد شده است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی ارتباط بین اعتماد اجتماعی همسر، انسجام اجتماعی خانواده، مشارکت اجتماعی خانواده، میزان کل سرمایه اجتماعی خانواده، دموکراتیک بودن و نبودن روابط در سطح خانواده، دینداری، تحصیلات، اختلاف سن همسران، پایگاه اقتصادی خانواده و تعداد فرزندان به عنوان متغیرهای مستقل و خشونت عاطفی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که از بین ابعاد اجتماعی متغیرهای: میزان اعتماد اجتماعی همسر؛ میزان؛ انسجام اجتماعی خانواده ، میزان؛ مشارکت اجتماعی خانواده، میزان کل سرمایه اجتماعی خانواده، دموکراتیک بودن و نبودن روابط در سطح خانواده، دینداری در سطح خانواده، اختلاف سن همسران و بین پایگاه اقتصادی خانواده با خشونت عاطفی ارتباط وجود دارد، اما بین متغیرهای تحصیلات مرد و تعداد فرزندان با خشونت عاطفی ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نگرش های در حال تغییر نسبت به طلاق در بین دانشجویان دانشگاه های اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هرچند در فرهنگ سنتی جوامع، طلاق پدیده ای شوم و بد کارکرد بوده است، اما امروزه با گسترش تغییرات اجتماعی گسترده در جوامع بسیاری از نگرش های افرادنیز دچار تغییر و تحول شده است. یکی از این حوزه ها که تغییرات ملموسی را تجربه کرده است، نگرش به طلاق است. این پژوهش با هدف بررسی نگرش های در حال تغییر نسبت به طلاق در بین دانشجویان دانشگاه های اردبیل به روش کمی و پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه های علمی کاربردی و آزاد اسلامی در سطح استان بوده است که حجم نمونه به صورت خوشه ای سیستماتیک انجام شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده و نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داده است که نگرش دانشحویان به طلاق بیش از حد متوسط بوده و بین جنسیت و نگرش به طلاق تفاوت معناداری وجود ندارد.
«مکان یابی پارک با رویکرد توسعه پایدار در پرکردن اوقات فراغت شهروندان؛ ایوان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تاثیر مکان یابی پارک با استفاده از رویکرد توسعه پایدار شهری در پر کردن اوقات فراغت شهروندان ایوان انجام گرفته است . در این پژوهش دنبال این سوالات هستیم: آیا مکان یابی پارک با رویکرد توسعه پایدار شهری در پر کردن اوقات فراغت شهروندان ایوانی نقش دارد؟ آیا ایجاد مجموعه هماهنگ با رویکرد توسعه پایدار در جذب شهروندان ایوانی به پارک نقش دارد؟ آیا با استفاده از رویکرد توسعه پایدار شهری می توان تعاملی بین محیط زیست و انسان در این شهر برقرار نمود؟جامعه آماری این پژوهش را کل جمعیت شهر ایوان به تعداد 27883 نفر در سال 1393 تشکیل می دهد ، تعداد 150 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شدند و پرسش نامه محقق ساخته با موضوع مکان یابی پارک در اختیار آنها قرار گرفت، داده ها از طریق نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد و اطلاعات به دست آمده به صورت آمار توصیفی و استنباطی ارائه گردید. در این تحقیق از روش تحقیق کتابخانه ای نیز برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر و ایجاد پایگاه داده های اطلاعاتی استفاده شد (نگارندگان).
یافته های این پژوهش نشان می دهد ، مکان یابی پارک با رویکرد توسعه پایدار شهری در پر کردن اوقات فراغت شهروندان تاثیر گذار است، ایجاد مجموعه هماهنگ با رویکرد توسعه پایدار در جذب شهروندان به پارک نقش دارد و با استفاده از رویکرد توسعه پایدارشهری می توان تعاملی بین محیط زیست و انسان برقرار نمود و نیز مکانی با رعایت اصول مکان یابی، جهت پارک جدید با رویکرد توسعه پایدار شهری پیشنهاد گردید (نگارندگان).
زنان شهری و اولویت های استفاده از امکانات آموزشی – فرهنگی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امکانات آموزشی و فرهنگی در شهرها یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر ارتقای سطح فرهنگ و دانش انسانهاست. از سوی دیگر با توجه به نقش زنان در جامعه و شرایط خاص فرهنگی جامعه ی ما مطالعه ی جامعه شناخت ی زنان در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است. مطالعه ی حاضر به این موضوع پرداخته و میزان استفاده ی زنان از امکانات آموزشی – فرهنگی شهر شیراز را مورد بررسی قرار داده است. جامعه ی آماری تمام زنان شهر شیراز بوده و داده ها از ۶۰۰ نفر از آنها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج نشان داد که بیشترین فراوانی میزان استفاده از این امکانات، مربوط به گزینه ی متوسط (۸/۳۴ درصد) بوده و کمترین فراوانی متعلق به گزینه ی خیلی زیاد است که (۲/۵ درصد) از آنها را دربر می گیرد. همچنین نتایج استنباطی نشان می دهد میانگین میزان استفاده از این امکانات کمتر از حد متوسط بوده و هر چقدر سن افراد بالا رود میزان استفاده از امکانات آموزشی – فرهنگی نیز بالاتر می رود. در نهایت نتایج حاصل از مدل سازی معادله ساختاری نشان داد که میزان استفاده از امکانات آموزشی – فرهنگی در شهر شیراز تأثیر مثبت و مستقیمی بر ارتقای سطح فرهنگ و دانش زنان شهر شیراز دارد.
تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر نگرش و عملکرد زیست - محیطی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار، فرایندی از تغییر است که بهره برداری از منابع، مدیریت سرمایه گذاری ها، جهت گیری توسعه تکنولوژیک و تغییرات سازمانی را همزمان با نیازهای کنونی و آینده مطمح نظر قرار می دهد. در این راستا، شناسایی و تبیین نگرش دانشجویان نسبت به محیط زیست، به عنوان قشر آگاه و تأثیرگذار جامعه، گامی اساسی و مهم در سیاست گذاری های زیست - محیطی و تربیت نسلی آگاه به محیط زیست و مخاطرات آن و چگونگی مقابله با آن است. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی نگرش و عملکرد زیست محیطی دانشجویان دانشگاه های دولتی سطح استان مازندران است. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و براساس فرمول کوکران، تعداد 406 نفر از 10313 نفر دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های مذکور به عنوان نمونه تعیین و اطلاعات مربوطه با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد نگرش دانشجویان نسبت به محیط زیست مثبت بوده، اما به رفتارهای زیست - محیطی چندان پایبند نبوده اند. 53 درصد از دانشجویان مورد بررسی از رسانه های دیداری به عنوان منبع اصلی اطلاعات زیست - محیطی استفاده می کنند. همچنین، دانشجویان ساکن شهر، در مقایسه با دانشجویان روستایی، رفتارهای زیست - محیطی مطلوبتری از خود نشان دادند. نگرش و عملکرد زیست - محیطی دانشجویان بر حسب جنسیت هیچ تفاوتی نداشت و بین نگرش و عملکرد زیست محیطی دانشجویان رابطه ضعیفی وجود داشته است. همچنین، نگرش و عملکرد زیست - محیطی دانشجویان برحسب منابع اطلاعاتی و تصور فرد از عملکرد زیست - محیطی خانواده متفاوت بود.
بررسی عوامل اجتماعی و جمعیتی مرتبط با گرایش دانشجویان به ارزش های انقلاب اسلامی (دانشجویان دانشگاه های آزاد و پیام نور شهر گیلان غرب)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارزش های انقلاب اسلامی به این دلیل که پاسخگوی سئوالات اساسی در بعد تکالیف جامعه ای است برای جوانان فراهم کننده پایه و پشتوانه فکری برای رفتار و اندیشه های اجتماعی محسوب می شود و امروزه یکی از اساسی ترین مسائل پیشِ روی جوانان به شمار می رود که باید به آن پاسخ داده شود. با توجه به اهمیت بحث از گرایش به ارزش های انقلاب اسلامی، در این پژوهش به دنبال بررسی بررسی عوامل اجتماعی و جمعیتی مرتبط با گرایش دانشجویان به ارزش های انقلاب اسلامی به عنوان هدف اصلی هستیم. روش تحقیق پژوهش حاضر میدانی، تکنیک پیمایش و ابزار تحقیق پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه های آزاد و پیام نور شهر گیلان غرب است که تعداد 320 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه مورد بررسی واقع شدند. در جهت دسترسی به هدف اصلی پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل ارتباط بین مشارکت اجتماعی، دینداری، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، سن، جنس و وضعیت تأهل به عنوان متغیرهای مستقل و گرایش به ارزش های انقلاب اسلامی به عنوان متغیر وابسته پرداخته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که گرایش به ارزش های انقلاب اسلامی در میان دانشجویان بیش از حد متوسط (x=3/59) است و بین متغیرهای مشارکت اجتماعی، دینداری، سن، جنس و وضعیت تأهل و گرایش به مبانی هویت فرهنگیِ انقلاب اسلامی در میان جوانان رابطه معناداری وجود دارد؛ اما بین پایگاه اقتصادی – اجتماعی و گرایش به ارزش های انقلاب اسلامی ارتباط معناداری مشاهده نشد.
تأثیرمؤلفه های نوگرایی در حمایت خویشاوندی خانواده های شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر نهاد خانواده و نظام خویشاوندی، در پی نوسازی و نوگرایی، تغییر و تحولات ژرفی را تجربه کرده است. گذر از سنت به مدرنیته سبب شده است که نهاد خانواده و کارکردهای آن در جامعه ما به شدت دگرگون شود. در همین راستا این مقاله درصدد واکاوی این مسئله است که آیا عناصر نوگرایی در حمایت خویشاوندی خانواد های شهر یزد نقش داشته اند؟ یافته های تحقیق حاضر، که با تکنیک پیمایش، ابزار پرسشنامه، و نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از 384 سرپرست خانوار های شهر یزد به دست آمده است، نشان می دهد که پاسخ این سؤال مثبت است. بدین ترتیب بین متغیرهای زمینه ای درآمد، سن، و جنس، رابطه معنی داری با حمایت خویشاوندی وجود دارد. در بین مؤلفه های نوگرایی، فردگرایی عمودی، سودگرایی، و عرفی شدن، رابطه معنی دار و معکوسی با حمایت خویشاوندی وجود دارد. همچنین متغیر جمع گرایی نیز رابطه معنی دار و مثبتی با حمایت خویشاوندی نشان داد. اما دو متغیر عقلانیت و فردگرایی افقی رابطه ای با حمایت خویشاوندی نداشتند. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که این تحقیق بیش از 17 درصد از واریانس حمایت خویشاوندی در بین خانواده های شهر یزد را تبیین کرد.
نهاد خانواده، سبک زندگی و گرایش به حجاب
حوزههای تخصصی:
داشتن پوشش مناسب در محافل و انظار عمومی از دغدغه های اصلی جامعه اسلامی ایران است. عدم گرایش به حجاب مناسب و منطبق با هنجارهای اسلامی، از مسائل مهم جامعه محسوب می شود. پژوهش حاضر با رویکردی جامعه شناختی به بررسی رابطه سبک های زندگی مدرن و سنتی با گرایش به حجاب پرداخته است. این مطالعه، به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته با حجم نمونه 400 نفر در بین دختران و زنان 15 تا 64 ساله کلان شهر تبریز در سال 1392 با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انجام شده است. یافته ها نشان داد که میزان گرایش به حجاب در دختران و زنان با سبک زندگی سنتی در حد بالا و در افراد با سبک زندگی مدرن در حد پایین و در افراد دارای سبک زندگی تلفیقی (سنتی و مدرن) در حد متوسط بوده است. همچنین بین میزان استفاده از رسانه های داخلی با گرایش به حجاب رابطه ای مستقیم و بین میزان استفاده از رسانه های خارجی با گرایش به حجاب همبستگی معکوسی وجود داشت.
بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با میزان و نحوه ی گذران اوقات فراغت زنان (مطالعه موردی: زنان متأهل شاغل شهر نورآباد ممسنی)
حوزههای تخصصی:
اوقات فراغت به عنوان نمایی از سبک زندگی، مقوله ای است که افراد با آرامش و اختیار می توانند علایق و تمایلات خود را به کارگیرند و فرصتی است تا نگرش های پنهان خود را تعین بخشند. اگرچه با افزایش میزان تحصیلات تغییر در نگرش زنان ایجاد شده است، اما آنها همچنان مسئولیت نقش های خانگی را به عهده دارند و نقش های متعددشان اوقات فراغت آنها را مشروط و محدود ساخته است. زنان شاغل با «مسئولیت دوگانه» کار بیرون و ارائه خدمات خانگی اغلب با کمبود وقت مواجه و وقت کافی ندارند؛ بدلیل اهمیت این موضوع این مطالعه عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر میزان و نحو ه گذران اوقات فراغت زنان متأهل شاغل و موانع موجود بر سر راه آنان را مورد بررسی قرار داد. نمونه مورد مطالعه 201 نفر از زنان متأهل شاغل شهر نورآباد ممسنی بودند. نتایج بدست آمده از مطالعه نشان می دهد از بین متغیرهای مستقل در مدل تحقیق متغیرهای امکانات فرهنگی، تحصیلات، درآمد، تعداد فرزندان و نوع شغل همسر بیشترین تأثیر را بر میزان اوقات فراغت نمونه بررسی شده داشتند که 31 درصد از تغییرات متغیر وابسته را توضیح دادند. نداشتن وقت به عنوان اولین مانع و کمبود امکانات دومین مانع از نظر پاسخگویان عنوان شد.
بررسی نفوذ نسبی کودکان در تصمیمات خرید خانواده های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اخیر اجتماعی و تکنولوژیکی، باعث افزایش نفوذ کودکان هم در تصمیمات خرید والدین و هم به طور کلی در فرایند تصمیم گیری خانواده شده است. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی نفوذ نسبی کودکان در تصمیم گیری های خرید خانواده های ایرانی می باشد. در این راستا ادراک کودکان از نفوذ نسبی خود و ادراک مادران از نفوذ نسبی فرزندانشان با در نظر گرفتن مرحله تصمیم، زیرتصمیم خرید، نوع محصول و سبک ارتباطی خانواده، مورد سنجش قرار گرفت. همچنین اثر ادراک کودک از نفوذ کلی خود و ادراک مادر از نفوذ کلی فرزندش بر نفوذ نسبی کودک در خرید خانواده مورد بررسی واقع شد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان مقطع پنجم دبستان در مدارس دولتی شهر تهران، و مادران آنها می باشند. در این پژوهش از نمونه گیری خوشه ای و تصادفی استفاده شد و حجم نمونه حدود 384 زوج مادر و کودک تخمین زده شد که در نهایت از مجموع 850 پرسشنامه توزیع شده، 652 پرسشنامه جمع آوری و برای استخراج داده ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد، هم از نظر کودک و هم از نظر مادر، نفوذ نسبی کودکان در تصمیمات خرید خانواده های ایرانی بالا است. همچنین ادراک کودک از نفوذ کلی خود در خانواده و ادراک مادر از نفوذ کلی فرزندش در خانواده، پایه و اساس ادراک از نفوذ نسبی کودک در تصمیمات خرید می باشد. از طرفی نفوذ کودک در مراحل اولیه فرایند تصمیم گیری، در محصولات مخصوص استفاده خودش و در سبک ارتباطی عقیده گرا، بیشتر از نفوذ نسبی او در سایر شرایط می باشد. بنابراین نتایج این تحقیق، لزوم توجه بیشتر بازاریان ایرانی به کودکان را در تدوین برنامه های پیشبردی و تبلیغاتی، آشکار می سازد.
رابطة حمایت اجتماعی عملکردی با چگونگی کیفیت زندگی زنان متأهل شهر کرمان پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران پس از زایمان یکی از مراحل اساسی زندگی زنان است که مسائل روانی، جسمانی و اجتماعی متعددی را برای ایشان پدید می آورد؛ ازاین رو مطالعة مسائل مربوط به این دوره از زندگی زنان مهم است. کیفیت زندگی زنان، که به معنای درک فرد از وضعیت زندگی اش با توجه به فرهنگ و نظام های ارزشی و ارتباط آن با اهداف، انتظارات، علایق، استانداردها و تجربه های زندگی است، ممکن است در این مرحله دست خوش تغییر شود. این پژوهش سعی دارد علاوه بر بررسی کیفیت زندگی زنان در این دوران، عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را تحلیل کند.
با استفاده از نظریة حمایت اجتماعی عملکردی یا حمایت اجتماعی ادراک شده، تأثیر انواع حمایت های اجتماعی دریافتی زنان بر کیفیت زندگی ایشان سنجیده شد. جامعة آماری شامل کلیة زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر کرمان است (که شش ماه قبل از تکمیل پرسشنامه ها، زایمان کرده اند). تعداد نمونه 373 زن بود. اطلاعات با استفاده از پرسش نامة های اس.اف 36 و حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسش نامة پژوهشگرساختة حمایت پس از زایمان جمع آوری شد.
یافته ها نشان داد کیفیت زندگی (به صورت کلی) بیشتر زنان در حد متوسط است. اکثر زنان از حمایت اجتماعی کل و حمایت خانواده برخوردارند و حمایت دوستان غالباً در حد متوسط است. اکثر زنان به میزان زیادی از حمایت مادی همسر پس از زایمان، حمایت خدماتی، مشورتی، اطلاعاتی و عاطفی اطرافیان (خانواده و همسر) برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مهم ترین پیش بینی کننده های کیفیت زندگی زنان در درجة اول حمایت خاص همسر و در مرحلة بعد حمایت های کلی دریافتی فرد است.
بررسی فقر خانوارهای عشایری در دوره خشکسالی و شناسایی عوامل تعیین کننده آن در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر، بیشتر آمار و اطلاعات مورد نیاز به صورت پیمایشی و از طریق تکمیل 457 پرسشنامه از خانوارهای عشایری استان فارس و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای سه مرحله ای به دست آمد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخص بارش استانداردشده در قالب معیار تعیین وضعیت خشکسالی استفاده شد. همچنین، برای بررسی فقر، از شاخص های نسبت سرشمار و شکاف فقر و به منظور تعیین عوامل مؤثر بر احتمال فقر خانوارهای عشایری در دوره خشکسالی، از مدل توبیت استفاده شد. نتایج نشان داد که افزایش 5/17 درصدی شکاف فقر در این دوره از مسائل بسیار مهم به شمار می رود. بررسی عوامل تعیین کننده در این زمینه بیانگر آن است که در صورت بروز خشکسالی، ساختار اجتماعی جامعه عشایری با اتکای آن بر دانش بومی مهم ترین عامل کاهنده احتمال فقر خانوارهای عشایری است و منابع آب سطحی و زیرسطحی نامطمئن را می توان عمده ترین و اساسی ترین عامل بروز پدیده فقر در این جامعه دانست. بر این اساس، برای مقابله با فقر عشایر در دوره خشکسالی، تمرکز بر شناسایی نقاط قوت حاکم بر ساختار اجتماعی عشایر و تعمیم آنها و نیز ایجاد منابع آب مطمئن توصیه می شود.
تلویزیون و هویت دینی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اذعان به نقش رسانهها در شکل دهی و یا تغییر هویت افراد، مقاله حاضر به بررسی رابطه بین تلویزیون و هویت دینی دانشجویان دانشگاه مازندران پرداخته است. شناسایی وضعیت هویت دینی دانشجویان از یک سو و میزان و نوع استفاده دانشجویان از تلویزیون به مثابه کالایی فرهنگی از سوی دیگر و نیز ارتباط میان میزان و نوع استفاده از تلویزیون با هویت دینی دانشجویان، از مهمترین اهدافی بود که در پژوهش حاضر دنبال شد. در این پژوهش با به کارگیری روش پیمایش، از پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد و پرسشنامه محقق ساخته در میان 373 نفر دانشجو که به عنوان نمونه آماری، با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شده بودند، توزیع گردید.
یافتههای توصیفی تحقیق مؤید سطح نسبتاً بالای هویت دینی در میان دانشجویان دانشگاه مازندران بوده است؛ اگر چه بین ابعاد گوناگون هویت دینی تفاوتهایی مشاهده شده است؛ چنانکه بعد اعتقادی دارای بیشترین میانگین (61/4 از 5) بوده و بعد مناسکی کمترین میانگین (63/3 از 5) را به خود اختصاص داده است. همچنین، یافتهها گویای آن است که میزان مصرف تلویزیون در بین دانشجویان در حدی پایین تر از متوسط (میانگین 37/2 از 5) است. نتایج تحلیلی پزوهش حاضر گویای این واقعیت است که بین میزان مصرف تلویزیون با همه ابعاد هویت دینی و همچنین دینداری کل دانشجویان، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اگرچه، از میان ابعاد چهارگانه هویت دینی، بعد اعتقادی دارای بیشترین شدت رابطه (213/0) با میزان استفاده از تلویزیون بوده است. همچنین، بین ابعاد چهارگانه هویت دینی با انواع برنامههای تلویزیونی، رابطه ای مثبت و معنادار مشاهده شده است، لیکن از میان ابعاد هویت دینی، بعد پیامدی دارای بیشترین شدت رابطه (513/0) با برنامههای صرفاً مذهبی بوده است. بعد اعتقادی نیز دارای بیشترین شدت رابطه (321/0) با سایر برنامهها بود. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر، چنین به نظر می رسد که هر چه میزان تماشای برنامههای صرفاً مذهبی افزایش یابد، می توان به موازات آن افزایشی را در بعد پیامدی هویت دینی به انتظار نشست.
رابطه تهاجم فرهنگی غرب و کارکرد خانواده های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی در میان خانواده های ایرانی، نشان دهنده تغییر رفتار اعضای خانواده است. کاهش احترام به والدین، گذراندن اوقات فراقت با دوستان و خارج از خانواده و گرایش به فردگرایی و تعامل با دیگران از طریق تلفن همراه و اینترنت، نمونه های آشکار شیوه های رفتاری اغلب خانواده ها و نمونه هایی از این تغییرات است. از سوی دیگر، دین اسلام، دستوراتی برای تعامل انسان ها ارائه نموده که برای خانواده های ایرانی به لحاظ دارا بودن مذهب تشیع، حائز اهمیت است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا بین تهاجم فرهنگی غرب و کارکرد خانواده های ایرانی رابطه وجود دارد. آیا با تقویت کارکردهای خانواده می توان از شدت تأثیر تهاجم فرهنگی کاست. برای پاسخ به این سؤال، متغیرهای تهاجم فرهنگی و کارکردهای خانواده های ایرانی مورد واکاوی قرار گرفت و مؤلفه های آنها شناسایی شد؛ سپس ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برای جامعه معلوم (440 نفر) با خطای 05/0، تعداد 205 نفر محاسبه گردید. با توجه به شرط پذیرش نمونه های آماری (توانایی درک و تشخیص مفاهیم و عوامل توسط پاسخ گویان)، ضریب کفایت نمونه برداری محاسبه و تعداد 145 نفر به عنوان حداقل نمونه مناسب تعیین شد. یافته های پژوهش نشان داد بین عوامل تهاجم فرهنگی و کارکردهای خانواده، رابطه معنا دار وجود دارد. نوع رابطه همبستگی غیرهمسو و منفی است. برخی متغیرها، مانند توانایی حل مسئله و ایفای نقش خانوادگی از جمله متغیرهای با واسطه هستند که به طور غیر مستقیم از طریق مهارت افزایی بر کاهش تاثیر تهاجم فرهنگی بر خانواده تاثیر دارند.