فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
گستره ای از مسائل و مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی زندگی زنان بی سرپرست و بدسرپرست را به دلیل حذف و یا تضعیف حضور کارکردی همسر آنها تهدید می کند؛ از جمله مواردی که مشکلات عدیده ی این زنان را تقلیل می دهد و مایه ی دلگرمی بیشتر آنها می شود، تأمین زندگی و روشن بودن وضعیت آینده این قشر است که فراهم نمودن حداقل امکانات آن وظیفه ی هر دولتی است. تأمین اجتماعی زنان بی سرپرست و بدسرپرست با لحاظ جایگاه ویژه ی زنان در آموزه های غنی اسلام و فرهنگ کشور ایران از یک سو و اهمیت ایفای رسالت خطیر مادری آنها در تربیت نسل آینده ی کشور از سوی دیگر نظام جمهوری اسلامی را نسبت به این قشر، دغدغه مند کرده است. این پژوهش سعی نموده آخرین وضعیت مربوط به ساختارهای تقنینی و عملکرد نهادهای مجری تأمین اجتماعی زنان بی سرپرست و بدسرپرست را بررسی کند. روش پژوهش کتابخانه ای و اسنادی با رویکرد تحلیلی- توصیفی و استنتاجی است. نتیجه ی پژوهش حاکی است، گرچه تأمین اجتماعی این قشر در اولویت سیاستگذاری های قوانین راهبردی کشور است، اما سایر قوانین و همچنین نهادهای اجرایی، پاسخگوی سیاست های مدنظر قوانین کلان نیستند؛ لذا تغییر سیستم های حمایتی به بیمه ای و تأسیس یک نهاد حمایتی گسترده که خدمات تأمین اجتماعی در کشور را ارائه کند، ضروری است.
بررسی اولویت های رفاهی در خانواده های منطقة 9 شهر مشهد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، شناسایی اولویت های رفاهی خانواده هاست. چارچوب نظری پژوهش، نظریة نیازها (مازلو) است و جامعة آماری پژوهش، مجموعة خانواده های منطقة 9 شهر مشهد می باشد که روش پژوهش نمونه گیری چند مرحله ای است. حجم نمونه 120 خانواده و ابزار اندازه گیری، مصاحبه و مشاهده بوده است. یافته ها نشان می دهند که وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانوارها با اولویت مادی سطح یک رابطة معکوس و منفی و با اولویت مادی سطح دو و اولویت رفاهی منزلتی رابطة مثبت دارد. همچنین بین نمره وضعیت اقتصادی و قناعت خانواده، و تعداد اولویت های رفاهی مادی خانواده رابطه معکوس وجود دارد.
بررسی ارتباط میزان تقید مردان به باورهای دینی و خشونت علیه زنان در شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباط میزان تقید مردان به باورهای دینی و ویژگیهای جمعیت شناختی با میزان خشونت علیه زنان در شهر یاسوج پرداخته است. روش پژوهش، پیمایشی، جامعه آماری پژوهش را تمام زنان متأهل 54 15 ساله شهر یاسوج تشکیل داده است که در زمان پژوهش حداقل یک سال از ازدواج آنها گذشته باشد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه و با شیوه نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی شده تصادفی از یک نمونه 400 نفری از جامعه آماری به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین مدت زمان ازدواج زوجین با میزان خشونت شوهران علیه زنان رابطه ای معنادار نیست، اما از سویی دیگر، بین تعداد فرزندان و میزان تقید شوهر به باورهای دینی با میزان خشونت شوهران علیه زنان رابطه معنادار هست. نتیجه گیری اساسی پژوهش این است که با افزایش میزان تقید شوهر به باورهای دینی از میزان خشونت علیه زنان کاسته می شود.
نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان می باشد. بدین منظور با استفاده از روش نظریه ی داده بنیاد، با 24 نفر از روحانیون این شهر به صورت نمونه گیری هدفمند، مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شد. نتایج این پژوهش بر اساس مدل پارادایمی نشان می دهد کلان شهر بودن اصفهان و فرهنگ و سنت های غلط حاکم بر آن، از جمله ویژگی های منحصر به فرد این شهر است که بسترساز آسی بهای خانواده می شود. در فرآیند تزلزل خانواده، عدم رعایت اصول صحیح هنگام انتخاب همسر، تأثیر منفی رسانه ها به خصوص ماهواره، فقدان کارکردهای اصلی خانواده، ک مرنگ شدن ارز شهای دینی و اخلاقی، ضعف مهارت های زندگی و مشکلات اقتصادی به عنوان شرایط علی محسوب می شود و زوجین را در 5 سال اولی هی زندگی و افراد آموزش ندیده در زمین هی خانواده را بیشتر دچار مشکل خواهد کرد. روحانیون در این پژوهش راهبردها و برنامه ریزی هایی را در سایر نهادها (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، آموزشی) برای پیشگیری یا بهبود تزلزل خانواده ارائه می کنند.
بررسی نگرش زنان باردار نسبت به سزارین و عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
انجام عمل سزارین در عین حال که می تواند در شرایط بحرانی جان مادر و نوزاد را از مرگ و مشکلات احتمالی نجات دهد، اما بکارگیری نابجای آن عوارض غیرقابل جبرانی دارد. امروزه نرخ سزارین بیشتر از حد قابل قبول آن گزارش می شود و با افزایش بی رویه آن در جهان و از جمله ایران مواجه هستیم. با توجه به نقش نگرش در انجام رفتارهای بهداشتی، در این مطالعه به دنبال بررسی نگرش نسبت به سزارین و عوامل مرتبط با آن هستیم. جامعه آماری زنان باردار ساکن شیراز و حجم نمونه با استفاده از جدول لین 600 نفر است. روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای است و با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات جمع آوری و با نرم افزار SPSS و تکنیک های رگرسیون، رگرسیون چند متغیره و آزمون T به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. طبق یافته های این مطالعه، 12 درصد درصد از زنان باردار دارای نگرش مثبت، 69 درصد درصد دارای نگرش میانه و 19 درصد نیز دارای نگرش منفی نسبت به سزارین بوده و آمار استنباطی حاکی از آن است که فرضیات تحقیق درباره ارتباط سن، سابقه سزارین در فامیل، نوع زایمان قبلی، محل مراقبت های بارداری و آگاهی از سزارین با نگرش به سزارین، تأیید شد. رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد که متغیرهای نوع زایمان قبلی، محل مراقبت های بارداری و آگاهی از سزارین به ترتیب به معادله وارد شدند. با توجه به یافته های تحقیق ضروری است تا جهت مقابله با افزایش بی رویه و رسیدن به حد مطلوبی از سزارین نگرش زنان مد نظر قرار گرفته و با اقدامات لازم، شاهد بهبود نگرش به زایمان طبیعی باشیم.
زنان و بازتولید پدرسالاری (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در نظر دارد نحوة مواجهة زنان شهر کرمانشاه با نظام پدرسالاری را در بستر حوزة خصوصی مورد بررسی قرار دهد. به این منظور سِیر زندگی آنان متاثر از آموزه های نخستین خانواده تا تثبیت نقش های آنان در قالب همسر-مادر، در پنج مرحله ی کلیشه های جنسیتی، ازدواج، زنانگی ایده آل، حوزة زناشویی و حوزة خصوصی پیگیری می شود. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر آراء پیر بوردیو است. روش بررسی مقاله کیفی است. تکنیک گردآوری داده ها بر اساس مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. پاسخ گویان بر حسب شاخص های سرمایة فرهنگی به سه گروه سنتی، مدرن و فرهیخته تقسیم شدند. شاخص های پدرسالاری شامل هویت مردانه، مردمحوری، سلطة مردانه و نقطة ثقل کنترل در میان گروه ها با هم مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل دربردارندة تناوبی در کنش های بازتولیدی و مقاومتی است که بستگی زیادی به سرمایة فرهنگی زنان و تجارب میدانی آن ها در گروه های مذکور دارد. اهمیت تمامی عوامل فوق یکسان نبوده و در مواردی فشار ساختاری ناشی از آن موجب نزدیکی دیدگاه های زنان علی رغم تفاوت های شان بود.
بررسی وضعیت ازدواج و مضیقه ی آن در استان ایلام (در دهه ی 1380)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی وضعیت ازدواج و زناشویی در استان ایلام در دهه ی 1380 بوده است. روش پژوهش تحلیلی توصیفی و تحلیل ثانویه با استفاده از داده های سازمان ثبت احوال و سرشماری سال های 1385 و 1390 کل کشور بوده است.
یافته های شاخص های میزان ازدواج، طلاق و متوسط سن ازدواج برای استان ایلام نشان از وضعیت مناسب شرایط ازدواج و زناشویی نسبت به کل کشور دارد اما بررسی داد ه های جمعیت هرگز ازدواج نکرده بر حسب جنس به تفکیک گروه های سنی برای مناطق شهری و روستایی استان ایلام نشان داد که جمعیت جوان استان ایلام با دو پدیده ی تأخیر در ازدواج و مضیقه ی ازدواج مواجه بوده است. البته، مضیقه ی ازدواج برای دختران در مناطق روستایی استان ایلام شدیدتر بوده است.
به طور کلی می توان نتیجه گرفت که نوسانات باروری در دهه های 1360 و 1370 شرایط ازدواج و زناشویی را در دهه های 1380 و 1390 متأثر کرده است.
رابطه هویت با خودمختاری، شایستگی و وابستگی در نوجوانان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هویت با خودمختاری ، شایستگی و وابستگی در نوجوانان دبیرستانی است. این پژوهش کاربردی است و می تواند به شناخت هر چه بیشتر و بهتر نوجوانان، خودمختاری، شایستگی، وابستگی، مسائل و مشکلات آنها بینجامد. روش این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن را تمام نوجوانان دبیرستانی دختر و پسر شهرستان تهران تشکیل می دهند. برای این منظور 300 دانش آموز به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش هویت از پرسشنامه هویت و برای بررسی نیازهای اساسی روانشناختی از پرسشنامه خودمختاری، شایستگی و وابستگی استفاده شده است. داده ها با استفاده از روش همبستگی، آزمون t و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین هویت با خودمختاری، شایستگی و وابستگی در نوجوانان رابطه مثبت و معناداری هست. نتایج دیگر این پژوهش نشان می دهد که بین هویت در دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد.
تبیین چیستی ساختار خانواده مبتنی بر رویکرد غایت شناسانه با تأکید بر آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار بر آن است تا ماهیت ساختار خانواده را مبتنی بر رویکردی غایت شناسانه با بهره گیری از آیات قرآن به روش تحلیلی استنتاجی تبیین کند. در این راستا از تفکر سیستمی و در پرتوی آن، نگاه به خانواده استفاده شده است. طبق این دیدگاه برای انتخاب ویژگیهای ساختاری، گام نخست، توجه به اهداف تشکیل دهنده سیستم است؛ زیرا بررسی اهداف، راهنما و آسا ن کننده گزینش ساختار است. بهره مندی از آموزه های اسلامی با تأکید بر دو اصل توحید و معاد، ضمن بهبودی، سبب ارتقا و رشد این تفکر می شود. هم چنین غایات برگرفته شده از آیات قرآن به عنوان اهداف سامانه خانواده اسلامی، خود در چشم اندازی وسیعتر، رو به سوی هدف متعالی آفرینش یعنی قرب الی الله دارد و زمینه ساز برخورداری از حیات طیبه خواهد بود. بر این اساس، مهمترین ویژگیهای بایسته در ساختار اسلامی، که در تعامل با اهداف و غایت نهایی است، عبارت است از: ایمان، تقوا، پاکدامنی و حسن خلق.
اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه نقش در بهبود عملکرد خانواده های دارای کودک دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۳۸
197-215
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مشاوره گروهی مادران مبتنی بر نظریه نقش بر عملکرد خانواده های کودکان دیرآموز می باشد. پژوهش حاضر، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و همراه ب ا گ روه کنترل و آزم ای ش می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل همه مادران کودکان دیرآموز در شهرستان همدان بودند که با روش نمونه گیری در دسترس 30 مادر از مدارس پسرانه و دخترانه به صورت مساوی انتخاب شدند و پس از همتاسازی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه مشاوره گروهی دریافت و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسش نامه عملکرد خانواده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر آمار توصیفی، از تحلیل کوواریانس و آزمون t هم بسته استفاده شد. در تحلیل یافته ها مشخص شد که بین نمره های پس آزمون گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (0/001>p). آزمون t هم بسته نیز تفاوت معناداری را در اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه نقش بر گروه مادران دارای فرزند دیرآموز پسر و دختر نشان داد (0/01<p). بنابراین می توان نتیجه گرفت مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه نقش در بهبود عملکرد خانواده های دارای کودک دیرآموز مؤثر می باشد و اثربخشی این جلسات در خانواده های دارای فرزند دیرآموز پسر و دختر نیز متفاوت است.
بررسی تجربی دو نظریة رقیب همسرگزینی در ایرانروستا و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر جامعه و فرهنگی بنا به شرایط و مقتضیات خود محدودیت ها، معیارها و هنجارهایی را برای انتخاب همسر وضع می کند. در هر فرهنگی یک شخص ممکن است گزینه های مختلفی از جنس مخالف را به عنوان همسر احتمالی پیش روی خود داشته باشد، اما در هیچ فرهنگی انتخاب همسر انتخابی تصادفی نیست. در هر فرهنگی علاوه بر محدودیت های ناشی از ارزش ها و امیال فردی، جامعه نیز مجموعه ای از محدودیت ها را تحمیل می کند.
در ایران تا چند دهة پیش انتخاب همسر عمدتاً بر عهدة اعضای خانواده بوده است، اما امروزه تا حدود زیادی خود فرد نقش اصلی را در انتخاب همسر بازی می کند. هرچند این نقش تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی ایفا می شود. بنابراین امروزه همسرگزینی به عنوان یک کنش مهم اجتماعی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد و برای فهم و درک الگوهای همسرگزینی نظریه های زیادی ارائه شده است.
در این مقاله در سطح نظری دو نظریة مهم همسرگزینی (به عنوان دو نظریة رقیب) یعنی همسان همسری و ناهمسان همسری مطرح و سپس بر اساس نقاط تأکید مشابه آنها شاخص های تحقیق ساخته شد. در مرحلة بعد با استفاده از روش پیمایش در سطح کل کشور با حجم نمونة پنج هزارنفری اقدام به بررسی و سنجش تجربی شاخص های تحقیق و دو نظریة همسرگزینی شد.
نتایج تحقیق نشان از غلبة قاطع الگوهای همسان همسری در ایران دارد. نتایج گویای این مطلب هستند که حدود 90 درصد در خصوصیات ظاهری، 89 درصد از نظر ویژگی های روانی- عاطفی، 93 درصد در خصوصیات شخصیتی، 68 درصد از نظر خصوصیات طبقاتی و 88 درصد از نظر مذهبی از الگوهای همسان همسری تبعیت می کنند. نتایج تحلیلی نیز به صورت قاطع این مسئله را نشان می دهد که در ایران گروه های مختلف برای ازدواج کسانی را انتخاب می کنند که از نظر خصوصیات ظاهری، روانی-عاطفی، شخصیتی، طبقاتی و مذهبی شباهت بیشتری با آنها دارند؛ هرچند شدت و ضعف این الگوها در میان زنان و مردان متفاوت است.
سازه هوش هیجانی، حلقه ای مفقوده در تبیین اضطراب فیزیک اجتماعی مورد مطالعه: دختران دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه منابع مختلف اجتماعی با تأکید بر اهمیت ظاهر بدنی و ارائه معیارهای زیبایی تقریباً به دور از دسترس، زمینه ساز مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی برای افراد و بخصوص زنان جوان شده اند. اضطراب فیزیک اجتماعی یکی از اختلالات روانی است که در پی همین فشارها و مطالبات اجتماعی به وجود می آید. مطالعه حاضر سعی دارد با تعیین میزان اضطراب فیزیک اجتماعی در بین دختران جوان، ارتباط این اختلال را با مفهوم هوش هیجانی که از عوامل مؤثر بر بهداشت روانی افراد است، بررسی کند. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دختران دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 92-91 به تعداد 4514 نفر است که از این تعداد، 376 نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. داده ها به روش پیمایشی و با ابزار اندازه گیری پرسشنامه گردآوری شده و با استفاده از نرم افزار20- SPSS تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که اضطراب فیزیک اجتماعی با هوش هیجانی و مؤلفه های آن که در این تحقیق بررسی شد (خودآگاهی، خودکنترلی، هوشیاری اجتماعی و مهارت های اجتماعی)، همبستگی منفی و معنادار دارد. با لحاظ تحلیل رگرسیونی، متغیرهای مستقل تحقیق در کل، 28 درصد از تغییرات اضطراب فیزیک اجتماعی را تبیین می کنند و از چهار مؤلفه هوش هیجانی، بعد خودآگاهی با 498/0- = Beta و بعد مهارت های اجتماعی با 208/0- = Beta بیشترین مقدار واریانس اضطراب فیزیک اجتماعی را پیش بینی می کنند.
رابطه عملکرد خانواده و نیازهای روان شناختی با سلامت روانی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۷
99-111
حوزههای تخصصی:
خانواده و عملکرد آن اولین نهاد اجتماعی است که نقش مهمی در تحول روان شناختی فرزندان دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه عملکرد خانواده و سطح ارضای نیازهای روانی با بهداشت روانی فرزندان نوجوان خانواده می باشد. روش پژوهشی نیز مطالعه از نوع توصیفی همبستگی است که در جامعه آماری خانواده های ساکن شهرک های مسکونی سازمان صنایع دفاع در شهر تهران و با انتخاب تصادفی 200 خانواده دارای نوجوان و جوان (14 تا 22 ساله) انجام شد. داده های پژوهشی با استفاده از سه پرسش نامه ابزار سنجش خانواده 1 ، پرسش نامه نیازهای روان شناختی 2 و پرسش نامه سلامت روانی عمومی 3 گردآوری شد. یافته ها نشان داد که بین عملکرد کلی خانواده ها و سلامت روان فرزندان نوجوان آن ها رابطه معنادار وجود دارد. یافته دیگر نشان دهنده رابطه منفی بین عملکرد پایین خانواده ها و ارضای نیازهای اساسی فرزندان آن هاست. در پایان ضمن بررسی این یافته ها پیشنهاد هایی برای بهبود عملکرد خانواده مطرح شده است.
اثربخشی آموزش «مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» در کاهش نارضایتی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳۹
357-373
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها نشان داده اند که نارضایتی زناشویی با مجموعه وسیعی از مسائل و مشکلات فراگیر فردی و بین فردی همراه است. اقدامات مداخله ای نیز عمدتاً بر اساس نتایج چنین مطالعاتی و با هدف کنترل آن ها طرح و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش «الگوی مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» در کاهش نارضایتی زناشویی صورت گرفت. در این بررسی 28 زوج (56 آزمودنی) بر اساس علاقه، مصاحبه تشخیصی و نمرات مربوط به پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت هشت جلسه هفتگی در برنامه آموزشی «مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» شرکت کردند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که اگرچه الگوی ترکیب خطی ابعاد رضایت زناشویی در متمایز کردن سطوح متغیر گروه مؤثر بود، اما سه مؤلفه ارتباطی روابط زناشویی، بستگان و دوستان و ازدواج و فرزندان به میزان قابل توجهی بیشتر از شش مؤلفه دیگر تحت تأثیر مداخله مورد نظر در بررسی حاضر قرار گرفتند. بر این اساس می توان گفت اصلاح الگوی مکالمه زوجین از طریق اصلاح تحریف های شناختی و نیز کنترل و تنظیم هیجانی می تواند سطح رضایت زناشویی را تا حد قابل توجهی افزایش دهد.
آشپزخانة مدرن و مفهوم اجتماعی فرهنگی آن در زندگی خانوادگی قشر مذهبی ایران: نمونة موردی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود آشپزخانة مدرن به ایران و عمومی شدن آن در دهة 1330 مفهوم نوین «آشپزخانه به منزلة قلب خانه» را وارد زندگی روزمرة زن ایرانی نمود. در این مقاله، از طریق پیمایش کیفی و تحلیل تطبیقی پاسخ ها، جنبه های گوناگون مفاهیم فرهنگی آشپزخانه در زندگی معاصر در قیاس با سبک پیشین زندگی، مورد مطالعه قرار گرفته است. تمرکز این مطالعه بر خانواده های مذهبی در شهر قم بوده است. طی این بررسی مشخص گردید که سه گسترة معنایی باید برای توضیح مفاهیم فرهنگی اجتماعی آشپزخانه در زندگی زنان مسلمان ایرانی در نظر گرفته شود: از فضای شخصی با محرمیت ویژه (برای زنان) تا یک فضای زندگیِ خانوادگی، از یک فضای خدماتی تا یک فضای سرشار از روح زندگی و از یک مکان مقدّس تا یک مکان عادی که دارای تداعیات خاص خود در زندگی زنان مسلمان ایرانی است. به عنوان یک نتیجه، این امر قابل ذکر است که اکنون تصویر ایده آل از آشپزخانه در متن فرهنگی مورد بحث، یک فضای شخصیِ زنانه و در همان حال، یک مکان موقّتی خصوصیِ خانوادگی است که البته فاقد همه جانبگی کیفیت فضای زندگی مربوطه تصور می شود.
تأثیر عوامل فردی - محیطی بر پایبندی به شیوه های ازدواج (مطالعه موردی: دانشجویان روستایی - شهری دانشگاه های سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی نگرش نسبت به پایبندی به شیوه های ازدواج سنتی در بین دانشجویان روستایی و شهری و نقش عوامل فرد ـ محیطی بر آن انجام شده است. در این میان، رابطه متغیرهای محیط جغرافیایی (شهری یا روستایی بودن) و همچنین، نقش عوامل فردی مانند جنس، تحصیلات، پایبندی به اعتقادات مذهبی و میزان استفاده از رسانه ماهواره با پایبندی به آداب و رسوم سنتی ازدواج سنجیده شده است. در این مطالعه، روش شنا سی پژوهش، کمی ـ پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات در بین دانشجویان کلیه دانشگاه های شهر سنندج در سال تحصیلی 88-87 استفاده شده است. تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران صورت گرفت و حجم نمونه مورد بررسی 378 نفر برآورد شد. سؤال مطرح در مقاله حاضر این است که آیا محل زندگی در تعیین طرز تفکر افراد نسبت به ازدواج و مسائل مرتبط با آن نقش دارد یا خیر؟ برای جهت دادن به این سؤال ، از نظریه تغییرات ارزشی اینگلهارت استفاده شد و برای پاسخ به آن پرسشنامه ای استاندارد شده به دو گروه از دانشجویان (روستایی و شهری) ارایه و نتایج آن تجزیه و شد. نتایج آزمون فرضیات نشان می دهد که هم در محیط روستایی و هم شهری مذهب نقش مثبتی در پایبندی به ازدواج داشته است. در محیط روستایی در مقایسه با شهر همرنگی و یکنواختی زیادی بین نگرش زن و مرد نسبت به ازدواج وجود دارد، اما میزان تحصیلات در هر دو محیط تأثیر ی در نگرش به ازدواج ندارد. در مورد تأثیر ماهواره (شبکه های خارجی) بر ازدواج نیز نقش منفی استفاده از ماهواره در نگرش به ازدواج در میان روستاییان تأیید شد. به طور کلی، نتایج از تفاوت های محیط جغرافیایی شهری با روستایی حکایت دارد.