فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
داشتن پوشش مناسب در محافل و انظار عمومی از دغدغه های اصلی جامعه اسلامی ایران است. عدم گرایش به حجاب مناسب و منطبق با هنجارهای اسلامی، از مسائل مهم جامعه محسوب می شود. پژوهش حاضر با رویکردی جامعه شناختی به بررسی رابطه سبک های زندگی مدرن و سنتی با گرایش به حجاب پرداخته است. این مطالعه، به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته با حجم نمونه 400 نفر در بین دختران و زنان 15 تا 64 ساله کلان شهر تبریز در سال 1392 با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انجام شده است. یافته ها نشان داد که میزان گرایش به حجاب در دختران و زنان با سبک زندگی سنتی در حد بالا و در افراد با سبک زندگی مدرن در حد پایین و در افراد دارای سبک زندگی تلفیقی (سنتی و مدرن) در حد متوسط بوده است. همچنین بین میزان استفاده از رسانه های داخلی با گرایش به حجاب رابطه ای مستقیم و بین میزان استفاده از رسانه های خارجی با گرایش به حجاب همبستگی معکوسی وجود داشت.
بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با میزان و نحوه ی گذران اوقات فراغت زنان (مطالعه موردی: زنان متأهل شاغل شهر نورآباد ممسنی)
حوزههای تخصصی:
اوقات فراغت به عنوان نمایی از سبک زندگی، مقوله ای است که افراد با آرامش و اختیار می توانند علایق و تمایلات خود را به کارگیرند و فرصتی است تا نگرش های پنهان خود را تعین بخشند. اگرچه با افزایش میزان تحصیلات تغییر در نگرش زنان ایجاد شده است، اما آنها همچنان مسئولیت نقش های خانگی را به عهده دارند و نقش های متعددشان اوقات فراغت آنها را مشروط و محدود ساخته است. زنان شاغل با «مسئولیت دوگانه» کار بیرون و ارائه خدمات خانگی اغلب با کمبود وقت مواجه و وقت کافی ندارند؛ بدلیل اهمیت این موضوع این مطالعه عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر میزان و نحو ه گذران اوقات فراغت زنان متأهل شاغل و موانع موجود بر سر راه آنان را مورد بررسی قرار داد. نمونه مورد مطالعه 201 نفر از زنان متأهل شاغل شهر نورآباد ممسنی بودند. نتایج بدست آمده از مطالعه نشان می دهد از بین متغیرهای مستقل در مدل تحقیق متغیرهای امکانات فرهنگی، تحصیلات، درآمد، تعداد فرزندان و نوع شغل همسر بیشترین تأثیر را بر میزان اوقات فراغت نمونه بررسی شده داشتند که 31 درصد از تغییرات متغیر وابسته را توضیح دادند. نداشتن وقت به عنوان اولین مانع و کمبود امکانات دومین مانع از نظر پاسخگویان عنوان شد.
همگنی، صمیمیت و طلاق عاطفی با استفاده از نرم افزار تحلیل شبکه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی پدیده ای یک گام پیش از طلاق قانونی و در حال افزایش است که آمار دقیقی از آن ارائه نشده است. بنابراین توجه به آن اهمیت دارد. از سویی توجه به نقش تعاملات اجتماعی در تغییرات طلاق عاطفی بسیار مهم است که این نقش در تحقیقات نادیده گرفته شده است. در این مقاله، نقش شبکه های اجتماعی زوجین در طلاق عاطفی با روش کیفی و نرم افزاری جدید در تحلیل شبکه در میان متأهلان شهر مشهد بررسی شده است. نتایج نشان می دهد بیشترین و مهم ترین عامل مؤثر در تغییرات طلاق عاطفی، صمیمیت هر یک از زوجین با اعضای شبکه اجتماعی خود است که کاهش صمیمیت با همسر را ایجاد کند.
بررسی نفوذ نسبی کودکان در تصمیمات خرید خانواده های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اخیر اجتماعی و تکنولوژیکی، باعث افزایش نفوذ کودکان هم در تصمیمات خرید والدین و هم به طور کلی در فرایند تصمیم گیری خانواده شده است. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی نفوذ نسبی کودکان در تصمیم گیری های خرید خانواده های ایرانی می باشد. در این راستا ادراک کودکان از نفوذ نسبی خود و ادراک مادران از نفوذ نسبی فرزندانشان با در نظر گرفتن مرحله تصمیم، زیرتصمیم خرید، نوع محصول و سبک ارتباطی خانواده، مورد سنجش قرار گرفت. همچنین اثر ادراک کودک از نفوذ کلی خود و ادراک مادر از نفوذ کلی فرزندش بر نفوذ نسبی کودک در خرید خانواده مورد بررسی واقع شد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان مقطع پنجم دبستان در مدارس دولتی شهر تهران، و مادران آنها می باشند. در این پژوهش از نمونه گیری خوشه ای و تصادفی استفاده شد و حجم نمونه حدود 384 زوج مادر و کودک تخمین زده شد که در نهایت از مجموع 850 پرسشنامه توزیع شده، 652 پرسشنامه جمع آوری و برای استخراج داده ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد، هم از نظر کودک و هم از نظر مادر، نفوذ نسبی کودکان در تصمیمات خرید خانواده های ایرانی بالا است. همچنین ادراک کودک از نفوذ کلی خود در خانواده و ادراک مادر از نفوذ کلی فرزندش در خانواده، پایه و اساس ادراک از نفوذ نسبی کودک در تصمیمات خرید می باشد. از طرفی نفوذ کودک در مراحل اولیه فرایند تصمیم گیری، در محصولات مخصوص استفاده خودش و در سبک ارتباطی عقیده گرا، بیشتر از نفوذ نسبی او در سایر شرایط می باشد. بنابراین نتایج این تحقیق، لزوم توجه بیشتر بازاریان ایرانی به کودکان را در تدوین برنامه های پیشبردی و تبلیغاتی، آشکار می سازد.
رابطة حمایت اجتماعی عملکردی با چگونگی کیفیت زندگی زنان متأهل شهر کرمان پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران پس از زایمان یکی از مراحل اساسی زندگی زنان است که مسائل روانی، جسمانی و اجتماعی متعددی را برای ایشان پدید می آورد؛ ازاین رو مطالعة مسائل مربوط به این دوره از زندگی زنان مهم است. کیفیت زندگی زنان، که به معنای درک فرد از وضعیت زندگی اش با توجه به فرهنگ و نظام های ارزشی و ارتباط آن با اهداف، انتظارات، علایق، استانداردها و تجربه های زندگی است، ممکن است در این مرحله دست خوش تغییر شود. این پژوهش سعی دارد علاوه بر بررسی کیفیت زندگی زنان در این دوران، عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را تحلیل کند.
با استفاده از نظریة حمایت اجتماعی عملکردی یا حمایت اجتماعی ادراک شده، تأثیر انواع حمایت های اجتماعی دریافتی زنان بر کیفیت زندگی ایشان سنجیده شد. جامعة آماری شامل کلیة زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر کرمان است (که شش ماه قبل از تکمیل پرسشنامه ها، زایمان کرده اند). تعداد نمونه 373 زن بود. اطلاعات با استفاده از پرسش نامة های اس.اف 36 و حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسش نامة پژوهشگرساختة حمایت پس از زایمان جمع آوری شد.
یافته ها نشان داد کیفیت زندگی (به صورت کلی) بیشتر زنان در حد متوسط است. اکثر زنان از حمایت اجتماعی کل و حمایت خانواده برخوردارند و حمایت دوستان غالباً در حد متوسط است. اکثر زنان به میزان زیادی از حمایت مادی همسر پس از زایمان، حمایت خدماتی، مشورتی، اطلاعاتی و عاطفی اطرافیان (خانواده و همسر) برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مهم ترین پیش بینی کننده های کیفیت زندگی زنان در درجة اول حمایت خاص همسر و در مرحلة بعد حمایت های کلی دریافتی فرد است.
تأثیر عوامل فردی - محیطی بر پایبندی به شیوه های ازدواج (مطالعه موردی: دانشجویان روستایی - شهری دانشگاه های سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی نگرش نسبت به پایبندی به شیوه های ازدواج سنتی در بین دانشجویان روستایی و شهری و نقش عوامل فرد ـ محیطی بر آن انجام شده است. در این میان، رابطه متغیرهای محیط جغرافیایی (شهری یا روستایی بودن) و همچنین، نقش عوامل فردی مانند جنس، تحصیلات، پایبندی به اعتقادات مذهبی و میزان استفاده از رسانه ماهواره با پایبندی به آداب و رسوم سنتی ازدواج سنجیده شده است. در این مطالعه، روش شنا سی پژوهش، کمی ـ پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات در بین دانشجویان کلیه دانشگاه های شهر سنندج در سال تحصیلی 88-87 استفاده شده است. تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران صورت گرفت و حجم نمونه مورد بررسی 378 نفر برآورد شد. سؤال مطرح در مقاله حاضر این است که آیا محل زندگی در تعیین طرز تفکر افراد نسبت به ازدواج و مسائل مرتبط با آن نقش دارد یا خیر؟ برای جهت دادن به این سؤال ، از نظریه تغییرات ارزشی اینگلهارت استفاده شد و برای پاسخ به آن پرسشنامه ای استاندارد شده به دو گروه از دانشجویان (روستایی و شهری) ارایه و نتایج آن تجزیه و شد. نتایج آزمون فرضیات نشان می دهد که هم در محیط روستایی و هم شهری مذهب نقش مثبتی در پایبندی به ازدواج داشته است. در محیط روستایی در مقایسه با شهر همرنگی و یکنواختی زیادی بین نگرش زن و مرد نسبت به ازدواج وجود دارد، اما میزان تحصیلات در هر دو محیط تأثیر ی در نگرش به ازدواج ندارد. در مورد تأثیر ماهواره (شبکه های خارجی) بر ازدواج نیز نقش منفی استفاده از ماهواره در نگرش به ازدواج در میان روستاییان تأیید شد. به طور کلی، نتایج از تفاوت های محیط جغرافیایی شهری با روستایی حکایت دارد.
بررسی فقر خانوارهای عشایری در دوره خشکسالی و شناسایی عوامل تعیین کننده آن در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر، بیشتر آمار و اطلاعات مورد نیاز به صورت پیمایشی و از طریق تکمیل 457 پرسشنامه از خانوارهای عشایری استان فارس و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای سه مرحله ای به دست آمد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخص بارش استانداردشده در قالب معیار تعیین وضعیت خشکسالی استفاده شد. همچنین، برای بررسی فقر، از شاخص های نسبت سرشمار و شکاف فقر و به منظور تعیین عوامل مؤثر بر احتمال فقر خانوارهای عشایری در دوره خشکسالی، از مدل توبیت استفاده شد. نتایج نشان داد که افزایش 5/17 درصدی شکاف فقر در این دوره از مسائل بسیار مهم به شمار می رود. بررسی عوامل تعیین کننده در این زمینه بیانگر آن است که در صورت بروز خشکسالی، ساختار اجتماعی جامعه عشایری با اتکای آن بر دانش بومی مهم ترین عامل کاهنده احتمال فقر خانوارهای عشایری است و منابع آب سطحی و زیرسطحی نامطمئن را می توان عمده ترین و اساسی ترین عامل بروز پدیده فقر در این جامعه دانست. بر این اساس، برای مقابله با فقر عشایر در دوره خشکسالی، تمرکز بر شناسایی نقاط قوت حاکم بر ساختار اجتماعی عشایر و تعمیم آنها و نیز ایجاد منابع آب مطمئن توصیه می شود.
تلویزیون و هویت دینی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اذعان به نقش رسانهها در شکل دهی و یا تغییر هویت افراد، مقاله حاضر به بررسی رابطه بین تلویزیون و هویت دینی دانشجویان دانشگاه مازندران پرداخته است. شناسایی وضعیت هویت دینی دانشجویان از یک سو و میزان و نوع استفاده دانشجویان از تلویزیون به مثابه کالایی فرهنگی از سوی دیگر و نیز ارتباط میان میزان و نوع استفاده از تلویزیون با هویت دینی دانشجویان، از مهمترین اهدافی بود که در پژوهش حاضر دنبال شد. در این پژوهش با به کارگیری روش پیمایش، از پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد و پرسشنامه محقق ساخته در میان 373 نفر دانشجو که به عنوان نمونه آماری، با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شده بودند، توزیع گردید.
یافتههای توصیفی تحقیق مؤید سطح نسبتاً بالای هویت دینی در میان دانشجویان دانشگاه مازندران بوده است؛ اگر چه بین ابعاد گوناگون هویت دینی تفاوتهایی مشاهده شده است؛ چنانکه بعد اعتقادی دارای بیشترین میانگین (61/4 از 5) بوده و بعد مناسکی کمترین میانگین (63/3 از 5) را به خود اختصاص داده است. همچنین، یافتهها گویای آن است که میزان مصرف تلویزیون در بین دانشجویان در حدی پایین تر از متوسط (میانگین 37/2 از 5) است. نتایج تحلیلی پزوهش حاضر گویای این واقعیت است که بین میزان مصرف تلویزیون با همه ابعاد هویت دینی و همچنین دینداری کل دانشجویان، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اگرچه، از میان ابعاد چهارگانه هویت دینی، بعد اعتقادی دارای بیشترین شدت رابطه (213/0) با میزان استفاده از تلویزیون بوده است. همچنین، بین ابعاد چهارگانه هویت دینی با انواع برنامههای تلویزیونی، رابطه ای مثبت و معنادار مشاهده شده است، لیکن از میان ابعاد هویت دینی، بعد پیامدی دارای بیشترین شدت رابطه (513/0) با برنامههای صرفاً مذهبی بوده است. بعد اعتقادی نیز دارای بیشترین شدت رابطه (321/0) با سایر برنامهها بود. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر، چنین به نظر می رسد که هر چه میزان تماشای برنامههای صرفاً مذهبی افزایش یابد، می توان به موازات آن افزایشی را در بعد پیامدی هویت دینی به انتظار نشست.
آشپزخانة مدرن و مفهوم اجتماعی فرهنگی آن در زندگی خانوادگی قشر مذهبی ایران: نمونة موردی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود آشپزخانة مدرن به ایران و عمومی شدن آن در دهة 1330 مفهوم نوین «آشپزخانه به منزلة قلب خانه» را وارد زندگی روزمرة زن ایرانی نمود. در این مقاله، از طریق پیمایش کیفی و تحلیل تطبیقی پاسخ ها، جنبه های گوناگون مفاهیم فرهنگی آشپزخانه در زندگی معاصر در قیاس با سبک پیشین زندگی، مورد مطالعه قرار گرفته است. تمرکز این مطالعه بر خانواده های مذهبی در شهر قم بوده است. طی این بررسی مشخص گردید که سه گسترة معنایی باید برای توضیح مفاهیم فرهنگی اجتماعی آشپزخانه در زندگی زنان مسلمان ایرانی در نظر گرفته شود: از فضای شخصی با محرمیت ویژه (برای زنان) تا یک فضای زندگیِ خانوادگی، از یک فضای خدماتی تا یک فضای سرشار از روح زندگی و از یک مکان مقدّس تا یک مکان عادی که دارای تداعیات خاص خود در زندگی زنان مسلمان ایرانی است. به عنوان یک نتیجه، این امر قابل ذکر است که اکنون تصویر ایده آل از آشپزخانه در متن فرهنگی مورد بحث، یک فضای شخصیِ زنانه و در همان حال، یک مکان موقّتی خصوصیِ خانوادگی است که البته فاقد همه جانبگی کیفیت فضای زندگی مربوطه تصور می شود.
بررسی تجربی دو نظریة رقیب همسرگزینی در ایرانروستا و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر جامعه و فرهنگی بنا به شرایط و مقتضیات خود محدودیت ها، معیارها و هنجارهایی را برای انتخاب همسر وضع می کند. در هر فرهنگی یک شخص ممکن است گزینه های مختلفی از جنس مخالف را به عنوان همسر احتمالی پیش روی خود داشته باشد، اما در هیچ فرهنگی انتخاب همسر انتخابی تصادفی نیست. در هر فرهنگی علاوه بر محدودیت های ناشی از ارزش ها و امیال فردی، جامعه نیز مجموعه ای از محدودیت ها را تحمیل می کند.
در ایران تا چند دهة پیش انتخاب همسر عمدتاً بر عهدة اعضای خانواده بوده است، اما امروزه تا حدود زیادی خود فرد نقش اصلی را در انتخاب همسر بازی می کند. هرچند این نقش تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی ایفا می شود. بنابراین امروزه همسرگزینی به عنوان یک کنش مهم اجتماعی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد و برای فهم و درک الگوهای همسرگزینی نظریه های زیادی ارائه شده است.
در این مقاله در سطح نظری دو نظریة مهم همسرگزینی (به عنوان دو نظریة رقیب) یعنی همسان همسری و ناهمسان همسری مطرح و سپس بر اساس نقاط تأکید مشابه آنها شاخص های تحقیق ساخته شد. در مرحلة بعد با استفاده از روش پیمایش در سطح کل کشور با حجم نمونة پنج هزارنفری اقدام به بررسی و سنجش تجربی شاخص های تحقیق و دو نظریة همسرگزینی شد.
نتایج تحقیق نشان از غلبة قاطع الگوهای همسان همسری در ایران دارد. نتایج گویای این مطلب هستند که حدود 90 درصد در خصوصیات ظاهری، 89 درصد از نظر ویژگی های روانی- عاطفی، 93 درصد در خصوصیات شخصیتی، 68 درصد از نظر خصوصیات طبقاتی و 88 درصد از نظر مذهبی از الگوهای همسان همسری تبعیت می کنند. نتایج تحلیلی نیز به صورت قاطع این مسئله را نشان می دهد که در ایران گروه های مختلف برای ازدواج کسانی را انتخاب می کنند که از نظر خصوصیات ظاهری، روانی-عاطفی، شخصیتی، طبقاتی و مذهبی شباهت بیشتری با آنها دارند؛ هرچند شدت و ضعف این الگوها در میان زنان و مردان متفاوت است.
نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان می باشد. بدین منظور با استفاده از روش نظریه ی داده بنیاد، با 24 نفر از روحانیون این شهر به صورت نمونه گیری هدفمند، مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شد. نتایج این پژوهش بر اساس مدل پارادایمی نشان می دهد کلان شهر بودن اصفهان و فرهنگ و سنت های غلط حاکم بر آن، از جمله ویژگی های منحصر به فرد این شهر است که بسترساز آسی بهای خانواده می شود. در فرآیند تزلزل خانواده، عدم رعایت اصول صحیح هنگام انتخاب همسر، تأثیر منفی رسانه ها به خصوص ماهواره، فقدان کارکردهای اصلی خانواده، ک مرنگ شدن ارز شهای دینی و اخلاقی، ضعف مهارت های زندگی و مشکلات اقتصادی به عنوان شرایط علی محسوب می شود و زوجین را در 5 سال اولی هی زندگی و افراد آموزش ندیده در زمین هی خانواده را بیشتر دچار مشکل خواهد کرد. روحانیون در این پژوهش راهبردها و برنامه ریزی هایی را در سایر نهادها (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، آموزشی) برای پیشگیری یا بهبود تزلزل خانواده ارائه می کنند.
رابطه تهاجم فرهنگی غرب و کارکرد خانواده های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی در میان خانواده های ایرانی، نشان دهنده تغییر رفتار اعضای خانواده است. کاهش احترام به والدین، گذراندن اوقات فراقت با دوستان و خارج از خانواده و گرایش به فردگرایی و تعامل با دیگران از طریق تلفن همراه و اینترنت، نمونه های آشکار شیوه های رفتاری اغلب خانواده ها و نمونه هایی از این تغییرات است. از سوی دیگر، دین اسلام، دستوراتی برای تعامل انسان ها ارائه نموده که برای خانواده های ایرانی به لحاظ دارا بودن مذهب تشیع، حائز اهمیت است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا بین تهاجم فرهنگی غرب و کارکرد خانواده های ایرانی رابطه وجود دارد. آیا با تقویت کارکردهای خانواده می توان از شدت تأثیر تهاجم فرهنگی کاست. برای پاسخ به این سؤال، متغیرهای تهاجم فرهنگی و کارکردهای خانواده های ایرانی مورد واکاوی قرار گرفت و مؤلفه های آنها شناسایی شد؛ سپس ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برای جامعه معلوم (440 نفر) با خطای 05/0، تعداد 205 نفر محاسبه گردید. با توجه به شرط پذیرش نمونه های آماری (توانایی درک و تشخیص مفاهیم و عوامل توسط پاسخ گویان)، ضریب کفایت نمونه برداری محاسبه و تعداد 145 نفر به عنوان حداقل نمونه مناسب تعیین شد. یافته های پژوهش نشان داد بین عوامل تهاجم فرهنگی و کارکردهای خانواده، رابطه معنا دار وجود دارد. نوع رابطه همبستگی غیرهمسو و منفی است. برخی متغیرها، مانند توانایی حل مسئله و ایفای نقش خانوادگی از جمله متغیرهای با واسطه هستند که به طور غیر مستقیم از طریق مهارت افزایی بر کاهش تاثیر تهاجم فرهنگی بر خانواده تاثیر دارند.
بررسی ارتباط میزان تقید مردان به باورهای دینی و خشونت علیه زنان در شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباط میزان تقید مردان به باورهای دینی و ویژگیهای جمعیت شناختی با میزان خشونت علیه زنان در شهر یاسوج پرداخته است. روش پژوهش، پیمایشی، جامعه آماری پژوهش را تمام زنان متأهل 54 15 ساله شهر یاسوج تشکیل داده است که در زمان پژوهش حداقل یک سال از ازدواج آنها گذشته باشد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه و با شیوه نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی شده تصادفی از یک نمونه 400 نفری از جامعه آماری به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین مدت زمان ازدواج زوجین با میزان خشونت شوهران علیه زنان رابطه ای معنادار نیست، اما از سویی دیگر، بین تعداد فرزندان و میزان تقید شوهر به باورهای دینی با میزان خشونت شوهران علیه زنان رابطه معنادار هست. نتیجه گیری اساسی پژوهش این است که با افزایش میزان تقید شوهر به باورهای دینی از میزان خشونت علیه زنان کاسته می شود.
رابطه عملکرد خانواده و نیازهای روان شناختی با سلامت روانی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۷
99-111
حوزههای تخصصی:
خانواده و عملکرد آن اولین نهاد اجتماعی است که نقش مهمی در تحول روان شناختی فرزندان دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه عملکرد خانواده و سطح ارضای نیازهای روانی با بهداشت روانی فرزندان نوجوان خانواده می باشد. روش پژوهشی نیز مطالعه از نوع توصیفی همبستگی است که در جامعه آماری خانواده های ساکن شهرک های مسکونی سازمان صنایع دفاع در شهر تهران و با انتخاب تصادفی 200 خانواده دارای نوجوان و جوان (14 تا 22 ساله) انجام شد. داده های پژوهشی با استفاده از سه پرسش نامه ابزار سنجش خانواده 1 ، پرسش نامه نیازهای روان شناختی 2 و پرسش نامه سلامت روانی عمومی 3 گردآوری شد. یافته ها نشان داد که بین عملکرد کلی خانواده ها و سلامت روان فرزندان نوجوان آن ها رابطه معنادار وجود دارد. یافته دیگر نشان دهنده رابطه منفی بین عملکرد پایین خانواده ها و ارضای نیازهای اساسی فرزندان آن هاست. در پایان ضمن بررسی این یافته ها پیشنهاد هایی برای بهبود عملکرد خانواده مطرح شده است.
اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه نقش در بهبود عملکرد خانواده های دارای کودک دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۳۸
197-215
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مشاوره گروهی مادران مبتنی بر نظریه نقش بر عملکرد خانواده های کودکان دیرآموز می باشد. پژوهش حاضر، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و همراه ب ا گ روه کنترل و آزم ای ش می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل همه مادران کودکان دیرآموز در شهرستان همدان بودند که با روش نمونه گیری در دسترس 30 مادر از مدارس پسرانه و دخترانه به صورت مساوی انتخاب شدند و پس از همتاسازی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه مشاوره گروهی دریافت و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسش نامه عملکرد خانواده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر آمار توصیفی، از تحلیل کوواریانس و آزمون t هم بسته استفاده شد. در تحلیل یافته ها مشخص شد که بین نمره های پس آزمون گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (0/001>p). آزمون t هم بسته نیز تفاوت معناداری را در اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه نقش بر گروه مادران دارای فرزند دیرآموز پسر و دختر نشان داد (0/01<p). بنابراین می توان نتیجه گرفت مشاوره گروهی مبتنی بر نظریه نقش در بهبود عملکرد خانواده های دارای کودک دیرآموز مؤثر می باشد و اثربخشی این جلسات در خانواده های دارای فرزند دیرآموز پسر و دختر نیز متفاوت است.
اثربخشی آموزش «مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» در کاهش نارضایتی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳۹
357-373
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها نشان داده اند که نارضایتی زناشویی با مجموعه وسیعی از مسائل و مشکلات فراگیر فردی و بین فردی همراه است. اقدامات مداخله ای نیز عمدتاً بر اساس نتایج چنین مطالعاتی و با هدف کنترل آن ها طرح و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش «الگوی مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» در کاهش نارضایتی زناشویی صورت گرفت. در این بررسی 28 زوج (56 آزمودنی) بر اساس علاقه، مصاحبه تشخیصی و نمرات مربوط به پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت هشت جلسه هفتگی در برنامه آموزشی «مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» شرکت کردند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که اگرچه الگوی ترکیب خطی ابعاد رضایت زناشویی در متمایز کردن سطوح متغیر گروه مؤثر بود، اما سه مؤلفه ارتباطی روابط زناشویی، بستگان و دوستان و ازدواج و فرزندان به میزان قابل توجهی بیشتر از شش مؤلفه دیگر تحت تأثیر مداخله مورد نظر در بررسی حاضر قرار گرفتند. بر این اساس می توان گفت اصلاح الگوی مکالمه زوجین از طریق اصلاح تحریف های شناختی و نیز کنترل و تنظیم هیجانی می تواند سطح رضایت زناشویی را تا حد قابل توجهی افزایش دهد.
بررسی نگرش زنان باردار نسبت به سزارین و عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
انجام عمل سزارین در عین حال که می تواند در شرایط بحرانی جان مادر و نوزاد را از مرگ و مشکلات احتمالی نجات دهد، اما بکارگیری نابجای آن عوارض غیرقابل جبرانی دارد. امروزه نرخ سزارین بیشتر از حد قابل قبول آن گزارش می شود و با افزایش بی رویه آن در جهان و از جمله ایران مواجه هستیم. با توجه به نقش نگرش در انجام رفتارهای بهداشتی، در این مطالعه به دنبال بررسی نگرش نسبت به سزارین و عوامل مرتبط با آن هستیم. جامعه آماری زنان باردار ساکن شیراز و حجم نمونه با استفاده از جدول لین 600 نفر است. روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای است و با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات جمع آوری و با نرم افزار SPSS و تکنیک های رگرسیون، رگرسیون چند متغیره و آزمون T به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. طبق یافته های این مطالعه، 12 درصد درصد از زنان باردار دارای نگرش مثبت، 69 درصد درصد دارای نگرش میانه و 19 درصد نیز دارای نگرش منفی نسبت به سزارین بوده و آمار استنباطی حاکی از آن است که فرضیات تحقیق درباره ارتباط سن، سابقه سزارین در فامیل، نوع زایمان قبلی، محل مراقبت های بارداری و آگاهی از سزارین با نگرش به سزارین، تأیید شد. رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد که متغیرهای نوع زایمان قبلی، محل مراقبت های بارداری و آگاهی از سزارین به ترتیب به معادله وارد شدند. با توجه به یافته های تحقیق ضروری است تا جهت مقابله با افزایش بی رویه و رسیدن به حد مطلوبی از سزارین نگرش زنان مد نظر قرار گرفته و با اقدامات لازم، شاهد بهبود نگرش به زایمان طبیعی باشیم.