فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
وجود اقوام مختلف در ایران که مهم ترین ویژگی آنها بومی بودن آنهاست و همچنین تلاش حکومت مرکزی در یک سدة گذشته برای ایجاد یک دولت یا ملت واحد، این پرسش را مطرح می کند که درنتیجة سیاست های تمرکزگرایانة حکومت مرکزی، اقوام مختلف با مذاهب متفاوت تا چه اندازه به ایران و هویت ملی خود احساس تعلق می کنند. با استفاده از تحلیل ثانویة داده های مربوط به 2667 ایرانی در موج پنجم مطالعة ارزش های جهانی چنین نتیجه گیری شد که درمجموع، تمامی اقوام، احساس تعلق زیادی به ایران دارند و آنچه در برخی اقوام نظیر اعراب و کردهای اهل تسنن، میزان این تعلق را کاهش می دهد احساس نابرابری و مشارکت کم آنها در قدرت سیاسی و نیز سهم نامناسب آنها از توسعه یافتگی در مقایسه با سایر اقوام است. احساس تعلق زیاد قوم بلوچ سنی نسبت به ایران در بسیاری از شاخص های مطالعه شدة این تحقیق، درخور توجه است.
تدفین به مثابه یک پدیده بوروکراتیک آیین های مرگ در بهشت زهرا-تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهشت زهرای تهران از مکان هایی است که به واسطة مواجهه با نظام صنعتی -سرمایه داری و مدرنیتة شهری در چند دهة اخیر، ماهیت ابتدایی خود را به یک سازمان تغییر داده است. سازمانی شدن موجب تغییراتی در برگزاری آیین های مرگ از زمان تبدیل بدن به جسد تا پایان خاکسپاری شده است. در این پژوهش، با تکیه بر مفاهیم بوروکراسی وبر و تقسیم کار اجتماعی دورکیم و با استفاده از روش های میدانی (مشاهده، مصاحبه) سعی شده است با فهم چنین تغییری، در مکان مرتبط با مرگ در تهران، به شناخت و تجربة مدرن جامعة ایرانی در مواجهه با آیین های مرگ و همچنین تغییرات آن از دوران سنتی به دوران معاصر دست یافت. پس از توصیفات مراحل انجام آیین های مرگ در مجموعة عروجیان، واقع در سازمان بهشت زهرا، نشان داده شده است آیین های مرگ در دو الگوی پیشامدرن و مدرن برگزار می شدند. الگوی اول مبتنی بر عقلانیت ارزشی - یعنی ارزش های دینی و ثواب اخروی - بود، اما امروزه در الگوی مدرن برگزاری این آیین ها مبتنی بر عقلانیت ابزاری برای بوروکراسی سازمان بهشت زهراست که تخصصی شدن و یک تقسیم اجتماعی کار را با خود به همراه داشته است. برخی دگرگونی ها، حذف و اضافه شدن بخش هایی از سنت های مناسک تدفین که مبتنی بر پیوندهای شخصی و نزدیک افراد با متوفی بوده است، ناشی از ظاهرشدن یک تجربة نو در نظام شهری مدرن تهران است که می توان آن را بوروکراتیک شدن پدیدة تدفین مبتنی بر روابط ناشناس و تقسیم کار ارگانیکی نام برد. این مسئله به شکل گیری تغییرات فرهنگی در تجربه منجر شده و درک جدیدی از تدفین و مسئلة متوفی و مرگ را به همراه داشته است.
طرحواره های حافظه نسلی از جنگ ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظه نسلی از جنگ ایران و عراق به معنای حافظه به اشتراک گذاشته شده توسط افرادی است که تجربه مشترک آنها از جنگ در دوره تاریخی مشابه به دیدگاه هایشان شکل داده است. واقعیت اساسی حافظه نسلی آن است که نسل های مختلف، رویدادهای گذشته را به گونه ای متفاوت تفسیر و یاد می کنند. بدین نحو، واقعه اثرگذاری چون جنگ ایران و عراق می تواند به عنوان نقطه ای کانونی در بازتولید بازنمایی های جمعی از گذشته عمل کند و ذهنیت نسلی را حول درک و معنای مشترک از آن در شرایط کنونی جامعه صورت بندی نماید. برای مفهوم پردازی از حافظه نسلی از جنگ، پس از مرور بر مدل های فردگرایانه و جمع گرایانه از حافظه جمعی و بیان کاستی های روش شناختی آنها، از مدل جدید شناختی برای بررسی مکانیسم های شکل دهنده به حافظه نسلی از جنگ استفاده شد. در این مدل، حافظه جمعی به عنوان یک ساخت معرفتی و به صورت طرحواره های حافظه ای موجود در سطح فرافردی از زندگی اجتماعی، محصول شناختی تعامل اجتماعی افراد مرتبط باهم به لحاظ فرهنگی، در میان ابژه های فرهنگی است. روش شناسی غالب تحقیق، روش کیفی بوده، برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل موضوعی استفاده شده است. کاربست روش تحلیل به ما این امکان را داد تا سنخ شناسی ای از ساخت های معرفتی مشترکی که افراد در هر گروه نسلی برای فهم و معنای وقایع و پدیده های مرتبط با جنگ استفاده می کنند، به دست آید. این ساخت های معرفتی مشترک به عنوان طرحواره های حافظه نسلی از جنگ، نمایان گر نحوه بازنمایی جنگ ایران و عراق در میان دو نسل دارای حافظه اتوبیوگرافیک و حافظه تاریخی از جنگ هستند.
بررسی جامعه شناختی تاثیر سرمایه فرهنگی بر سبک زندگی دینی دانشجویان (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تبیین رابطه سرمایه فرهنگی دانشجویان دانشگاه مازندران بر سبک زندگی دینی آنان می باشد. چارچوب نظری این پژوهش، نظریه سبک زندگی و سرمایه فرهنگی بوردیو است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی است. نمونه آماری شامل 390 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 1395-1394 می باشند که با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شده اند. ابزار این تحقیق پرسشنامه بوده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سرمایه فرهنگی پاسخگویان در حد متوسط رو به پایین (66/7 از 20) بوده است؛ در حالی که سبک زندگی دینی آنها در حد متوسط رو به بالا ( 02/13 از 20 ) گزارش شده است. نتایج آزمون رگرسیون نشان می دهد که سرمایه فرهنگی و دو بعد آن (سرمایه فرهنگی عینیت یافته و نهادینه شده) بر سبک زندگی دینی تاثیر معکوس و معناداری دارند؛ درصورتی که سرمایه فرهنگی تجسم یافته بر سبک زندگی دینی تاثیر مستقیم و معناداری دارد. این در حالی است که ابعاد سرمایه فرهنگی روی هم رفته توانسته اند 31 درصد از تغییرات سبک زندگی دینی را تبیین نمایند. دانشجویان فرهنگ و دین و ارزش های مبتنی بر جامعه خود را طرد نمی کنند، ولی آنها را تعدیل می کنند تا با تنوع انتخاب های بیشتری روبه رو گردند.
بررسی رابطه بین انگیزه خدمت عمومی مدیران و ارزیابی آنان از مشارکت شهروندی با نقش میانجی اهمیت مشارکت شهروندی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین انگیزه خدمت عمومی مدیران و ارزیابی آنان از مشارکت شهروندی با نقش میانجی اهمیت مشارکت شهروندی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. روش تحقیق به صورت پیمایشی بوده که از مهم ترین مزایای آن قابلیت تعمیم نتایج است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه مدیران سازمان های دولتی شهر اهواز می باشند که نمونة آماری به تعداد 210 نفر از این جامعه با روش طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها یک پرسشنامه استاندارد از دیوید کورسی (2012) بوده است. اساس تحلیل فرضیات تحقیق بر مبنای ماتریس کوواریانس با استفاده از نرم افزار LISREL و SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که بین انگیزه خدمت عمومی و ارزیابی مشارکت شهروندی و نیز بین انگیزه خدمت عمومی با اهمیت مشارکت شهروندی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین ارزیابی مشارکت شهروندی با اهمیت مشارکت شهروندی اثر مثبت دارد. همچنین اهمیت مشارکت شهروندی در رابطه میان انگیزه خدمت عمومی و ارزیابی مشارکت شهروندی در نقش میانجی ظاهر می شود. معیارهای 95/0NFI= و 931/0NNFI= و 97/0CFI= و شاخص کای دو به درجه آزادی برابر 716/1 و 086/0RMSEA= نشان دادکه مدل از برازش کاملاً خوبی برخوردار بوده است.
بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر چابکی سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی در دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه 6 خوزستان (از دیدگاه اساتید)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر ساختار سازمانی بر چابکی سازمان با نقش میانجی فرهنگ سازمانی است. جامعه آماری این تحقیق را اساتید دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه 6 خوزستان تشکیل می دهد. که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونه گیری خوشه ای 280 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. روش پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی به شمار می آید، و از حیث ارتیاط بین متغیرهای تحقیق از نوع علی و به طور مشخص مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. به منظور سنجش متغیرهای تحقیق نیز از پرسشنامه (ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی و چابکی سازمانی) و روش های تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL بهره گرفته شده است. نتایج تجزیه و تحلیل پرسشنامه نشان داد که ساختار سازمانی بر چابکی سازمانی و فرهنگ سازمانی تاثیر دارد. همچنین نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی بر چابکی سازمانی تاثیر دارد و فرهنگ سازمانی تاثیر بین ساختار سازمانی بر چابکی سازمانی را میانجی گری می کند.
نقش شبکه های اجتماعی بر ترویج فرهنگ کتابخوانی (مطالعه موردی؛ دنبال کنندگان صفحه کتابدونی در شبکه اجتماعی اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پ ژوهش، بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر ترویج فرهنگ کتابخوانی است. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی و تحلیلی است. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه که به صورت آنلاین در صفحه کتابدونی شبکه اجتماعی اینستاگرام برای پاسخگوی کاربران قرار گرفته، تهیه شده است. جامعه آماری شامل 418 نفر از دنبال کنندگان صفحه کتابدونی در شبکه اجتماعی اینستاگرام است پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده ها در نرم افزار SPSS وارد و کدگذاری شد و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است عضویت در صفحات مربوط به کتاب در اینستاگرام، باعث گرایش کاربران آنها به کتابخوانی می شود. اکثر پاسخگویان ابراز کرده اند معرفی و نقد کتاب جدید در اینستاگرام آنها را به خواندن آن ترغیب می کند. پاسخگویان برای مهم ترین فایده به اشتراک گذاری محتوای مربوط به کتاب در اینستاگرام ترویج کتابخوانی، تبادل نظر با افراد کتابخوان، اطلاع رسانی در حوزه کتاب، افزایش دانش و اطلاعات، تقویت مشارکت در جامعه و ارتباط گسترده را انتخاب کرده اند. بر اساس نتایج آزمون های آماری، بین محتوای صفحات مربوط به کتاب در اینستاگرام و گرایش کاربران به کتابخوانی رابطه وجود دارد. همچنین بین وجود صفحات مربوط به نهادهای فرهنگی و بزرگان فرهنگ در اینستاگرام و گرایش کاربران به کتابخوانی رابطه وجود دارد. این اولین پژوهش در زمینه نقش اینستاگرام بر ترویج مطالعه تا زمان انجام آن است و یافته های آن می تواند در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های نهاد های کتاب محور در کشور مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدهای سیاست گذاری فرهنگی رسانه ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری فرهنگی، چهارچوب برنامه ریزی درازمدتی است که از آرمان ها، ارزش ها و ایدئولوژی حاکم بر جامعه الهام می گیرد و برنامه ریزی های میان مدت و کوتاه را هدایت می کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدهای سیاست گذاری فرهنگی رسانه ها در ایران انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع داده ها، کمّی و از نظر نحوه اجرا، توصیفی از نوع پیمایشی است. در این پژوهش، 30 نفر از اعضای هیئت علمی برجسته دانشگاه ها در رشته های علوم ارتباطات، مدیریت فرهنگی و علوم سیاسی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته است. پس از مرور کتابخانه ای و اینترنتی پیشینه سیاست گذاری فرهنگی رسانه ها در ایران و جهان، فهرستی از نقاط ضعف و قوت، تهدیدها و فرصت ها تهیه و بر همین بنا، پرسشنامه تحقیق تدوین شد تا وضعیت موجود مورد ارزیابی قرار گیرد. در پرسشنامه از اعضای هیئت علمی خواسته شد تا بر اساس طیف لیکرت و با توجه به اهمیت آنها به عنوان وضعیت موجود، امتیازی بین 1 تا 5 اختصاص دهند. روایی پرسشنامه تحقیق با استفاده از روش روایی محتوا و با نظر اساتید راهنما و مشاور و چند صاحب نظر صاحب تألیف در حوزه رسانه و مدیریت فرهنگی، پس از اعمال اصلاحات محدود مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش پایایی ابزار نیز از طریق آلفای کرونباخ ضریب 93/0 به دست آمد. پس از گردآوری و ورود داده ها به رایانه با کمک نرم افزار SPSS نسخه 5/11، از محاسبه مجموع وزن هر مؤلفه در نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید و رتبه بندی مؤلفه ها برمبنای مجموع وزنی استفاده شد و نتایج نشان داد، افزایش سطح سواد رسانه ای به عنوان مهم ترین نقطه قوت، دخالت مستقیم دولت به عنوان مهم ترین نقطه ضعف، افزایش سریع شبکه های اجتماعی به عنوان مهم ترین فرصت و عدم حضور جدی رسانه ای ایران در سطوح بین المللی به عنوان مهم ترین تهدید سیاست گذاری فرهنگی رسانه ها در ایران مطرح شده اند.
تأملی جامعه شناختی پیرامون کاربردهای گفتمانی «نمی دانم» در زبان فارسی در پرتو الگوی هایمز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو بر آن است تا در بستر الگوی هایمز (1967)، به کنکاش و شناسایی کاربردهای گفتمانی «نمی دانم» در زبان فارسی بپردازد. در این تحقیق از نوع کیفی بوده و جمع آوری داده های مورد نیاز بر مبنای مشاهده در محیط طبیعی و به شکل هدفمند صورت گرفته است؛ به این صورت که تعداد 450 بافت طبیعی که افراد در تعاملات روزمره خود مورد استفاده قرار می دادند و در آنها قطعه زبانی «نمی دانم» بکار رفته بود ضبط گردید و براساس الگوی هایمز تحلیل و بررسی موشکافانه قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش، حاکی از آن است که انگیزه نهفته در کاربرد «نمی دانم» در شرایطی که گوینده دارای اطلاعات مورد نیاز برای ارائه به مخاطب می باشد، در اغلب موارد تلاش برای ملاحظه منزلت اجتماعی، پایبندی به اصول ادب و حفظ وجهه مخاطب است. بر این اساس، می توان پنج کاربرد اصلی «حفظ وجهه»، «اجتناب از بروز تناقض و اختلاف نظر»، «نشانه غیرمستقیم گویی»، «نشانه عدم اطمینان» و «اجتناب از تعهد و کاهش بار مسئولیت» را برای این قطعه زبانی در زبان فارسی برشمرد.
بررسی رابطه بین مؤلفه های فرهنگی و تعلق ملی در بین شهروندان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس تعلق ملی به عنوان یکی از مؤلفه های سرمایه اجتماعی، واژه ای کلیدی در فرهنگ ملی است. هرگونه تعریف از جامعه با پذیرش احساس تعلق و تعهد انجام می شود و جامعه تا اندازه ای به این علت وجود دارد که مردم، احساس مثبتی درباره آن دارند. احساس تعلق ملی، یکی از امور مهم هر جامعه ای قلمداد می شود و شناخت درست آن و آگاهی کامل مسئولان و مجریان امر، درباره عوامل اجتماعی مؤثر بر آن می تواند گام مؤثری برای شناخت مسائل موجود در جامعه باشد. مقاله حاضر رابطه بین مؤلفه های فرهنگی و تعلق ملی در بین شهروندان شهر یزد را بررسی کرده است. جامعه آماری پژوهش، تمام شهروندان 15 تا 65 ساله شهر یزد هستند که با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته است که از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. روش نمونه گیری نیز به صورت خوشه ای چندمرحله ای بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین عرفی شدن، مصرف گرایی، و شبکه های اجتماعی مجازی با تعلق ملی، رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، اما رابطه سن و ترجیحات ارزشی با تعلق ملی، مستقیم و معنادار بوده است. در معادله رگرسیون، متغیرهای مستقل توانسته اند 39 درصد از تغییرات متغیر تعلق ملی را تبیین کنند. بیشترین اثرگذاری بر روی متغیر وابسته (تعلق ملی) به ترتیب متعلق به متغیر عرفی شدن، سن، ترجیحات ارزشی، و مصرف گرایی بوده است.
تدوین مدل رضایت شغلی بر اساس سبک زندگی اسلامی، سازگاری زناشویی و جنسیت در معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال بررسی برازش مدل رضایت شغلی بر اساس سبک زندگی اسلامی، سازگاری زناشویی و جنسیت در معلمان ابتدایی شهرستان شهریار است. این پژوهش از نوع همبستگی است که به منظور جمع آوری داده ها، نمونه ای شامل 200 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهریار به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای (100 مرد و 100 زن) انتخاب و پس از اجرا 166 پرسشنامه جمع آوری شد. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه سازگاری زناشویی زن و شوهر (DAS)، فرم بلند پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی (ILST) و مقیاس رضایت شغلی دانت بود و داده ها به روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار آموس تحلیل شد. نتایج نشان داد که سبک زندگی اسلامی تأثیر مستقیم و مثبت بر رضایت شغلی دارد؛ سازگاری زناشویی اثر معناداری بر رضایت شغلی ندارد و جنسیت در رابطه بین رضایت شغلی با سبک زندگی اسلامی و (سازگاری زناشویی و رضایت شغلی) نقش تعدیل کننده دارد. در نهایت با اصلاحات انجام شده، مدل فرضی، از تبیین و برازش مناسبی برخورداراست. سبک زندگی اسلامی قواعد مناسبی برای رشد فرد و بهتر زیستن فراهم می کند که افراد می توانند با به کارگیری این قواعد، خشنودی بیشتری را در وقایع زندگی از جمله شغل خود تجربه کنند.
بازنمایی مناسبات نسلی از منظر ادبیات داستانی پیش و پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی مقاله حاضر این است که شش رمان معاصر فارسی در بازه زمانی پیش و پس از انقلاب اسلامی چه تصویری از الگوی روابط بین نسلی را در خانواه ایرانی ترسیم کرده است و در این زمان چه تغییری در روایت رمان ها از مناسبات نسلی درون خانواده ایجاد شده است. بنابراین، ادبیات داستانی را به مثابة میانجی فهم مان از تحولات جامعه در این زمینه در نظر گرفته ایم و از آنجا که با هدف مطالعه ژرف و عمیق روایت ها به دنبال کشف و تفسیر بوده ایم، از تکنیک تحلیل محتوای کیفی مضمونی استفاده کرده ایم. براساس چارچوب مفهومی، الگوی مناسبات نسلی را ذیل سه عنوان بررسی کرده ایم: توافق نسلی، تفاوت و تعامل هم زمان نسلی، و شکاف نسلی. به رغم متفاوت بودن بازنمایی مناسبات نسلی در دو بازه زمانی، مسئله نسلی در بافت روایی رمان ها، در همه موارد، به شکل شکاف تصویر شده است. از بررسی مناسبات نسلی در روایت های پیش از انقلاب الگویی به دست آمده که مهم ترین ویژگی آن شکاف مذهبی و ایده آل گرایی شخصیت های داستانی است که در چارچوب کلی تقابل سنت و مدرنیته و ماهیت طردی و تقابلی آن قابل تفسیر است. این گونه شکاف و تقابل های سنتی مدرن در روایت های پس از انقلاب کمتر دیده می شود؛ اما به رغم پیدایش مؤلفه هایی چون رسانه های جمعی و فنّاوری های اطلاعاتی، که گذار به بزرگسالی را غیرخطی و دگرگون کرده اند، روایت های پس از انقلاب نیز کماکان شکاف نسلی را بازنمایی می کنند.
تحلیلی بولی و کلان نگر از عرفی شدن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی عوامل علّی دخیل در فرایند عرفی شدن در ایران می پردازد. در این راستا چهار تبیین کنندة علم گرایی، صنعتی شدن، رفاه اقتصادی و برابری اقتصادی برای تبیین عرفی شدن در نظر گرفته شد. واحد تحلیل، استان های ایران و تکنیک اتخاذ شده برای انجام تحقیق جبر بولی بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد ترکیب ثابت و قابل اعتنایی برای وقوع عرفی شدن در استان های ایران بر اساس عوامل تبیین کنندة فوق و بر اساس تحلیل بولی استخراج نمی شود که شاید بتوان آن را به عدم ارتباط علّی این شروط بر وقوع عرفی شدن در ایران مرتبط دانست.
زباله پراکنی به مثابه بی نظمی اجتماعی (آزمون نظریه پنجره شکسته)ه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل زباله پراکنی به صورت شاخصی از بی نظمی اجتماعی و روش آن پیمایش بوده است. اطلاعات از میان گردشگران استان مازندران ازطریق پرسش نامه جمع آوری شده و تعداد نمونه 384 نفر بوده است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. نظریه استفاده شده در این مقاله نیز نظریه پنجره شکسته است و اطلاعات به وسیله نرم افزار spss و amos تحلیل شده اند. نتایج حاصل از آزمون همبستگی نشان می دهد که بین زباله پراکنی به شکل مصداقی از رفتار بی نظمی اجتماعی گردشگران و عواملی چون کنترل اجتماعی ضعیف، زباله پراکنی دیگران، محیط کثیف، ارزیابی مثبت به زباله ریزی و بی مسئولیتی زیست محیطی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ؛ چنان که این متغیرها موجب تقویت زباله پراکنی در میان گردشگران می شود. آزمون مدل نظری نیز نشان دهنده این موضوع است که این متغیرها 22درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.
مطالعه پیمایشی جهت گیری های فرهنگ سیاسی معلمان و عوامل مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سیاسی در جوامع معاصر و به ویژه در جامعه درحال گذار ایران، نقشی محوری در توسعه و مشارکت سیاسی و مدنی دارد. در این میان، نخبگان و طبقة متوسط، در تکوین و تحکیم فرهنگ سیاسی دموکراتیک، بسیار اثرگذارند. پژوهش حاضر، در چارچوب دستگاه مفهومی تسلر، به مطالعة جهت گیری های فرهنگ سیاسی معلمان و عوامل مرتبط با آن می پردازد. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه، درمورد 310 نفر از معلمان شهر بوکان انجام گرفته است که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شده اند. با توجه به ابعاد شناختی و هنجاری فرهنگ سیاسی، میانگین جهت گیری فرهنگ سیاسی معلمان در حد متوسط است. نیمی از معلمان مورد بررسی، در گونه فرهنگ سیاسی دموکراتیک قرار دارند و پس از آن، اکثریت با گونه بی اعتنا، به نوعی بازنمای وضعیت فرهنگ سیاسی جامعه ایران است. یافته ها نشان می دهد نوعی ناهمسویی و رشد نامتوازن، در ابعاد شناختی و کنشی فرهنگ سیاسی معلمان دیده می شود. برمبنای یافته های تبیینی، فرهنگ سیاسی معلمان، با متغیرهای سن، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، تجارب مشارکت سیاسی و جهت گیری های قومی و مذهبی رابطه مثبت و معنادار دارد. متغیرهای یادشده، 52 درصد از تغییرات جهت گیری های فرهنگ سیاسی معلمان را تبیین می کند.
مکتب قرآن؛ مؤمنانی در نوستالژی «امت»؛ مطالعه موردیِ کردها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتب قرآن، اولین و قدیمی ترین جریان اسلام گرای اهل تسنن در ایران، در چهار دهه اخیر به لحاظ ساختاری و گفتمانی مراحل گوناگونی را گذرانده است. هدف این مقاله بررسی سازوکارهای اجتماعی مؤثر بر گرایش کردها به مکتب قرآن، در مرحله سوم تطور گفتمانی ساختاری این جریان از میانه دهه 1370 هجری تا کنون با روش گراوندد تئوری است. بنابر مطالعات وکاوش ها، از دلایل اصلی گرایش کردها به مکتب قرآن تجربه نوعی زندگی جمعی با ویژگی های بارزی، همچون همدلی، روابط گرم و صمیمی، روابط شخصی و همبستگی جمعی است، درحالی که روابط اجتماعی حاکم بر جامعه بزرگ تر به سمت نوعی روابط جامعه ای حرکت کرده که ویژگی های بارزش سرد بودن و ابزاری بودن، حسابگری، فردگرایی فزاینده، بیگانگی و روابط غیرشخصی است. مدعای اثر حاضر این است که با گسترش نفوذ و پهنه جهان جامعه ای و هژمونی قواعد و مختصات آن، ساکنان دل زده از جامعه به عزیمت و ترک این جهان و پناه جستن در نوعی جهان اجتماعی روی می آورند؛ مکتب قرآن با مختصات شبه اجتماع گونه اش یکی از پناه گاه هاست. این نوع جدید هجرت در دوران مدرن ماست؛ هجرتی نه مبتنی بر حرکت مکانی و گسست فیزیکی از اجتماع پیشینی چنانکه در صدر اسلام روی داد و امروز در رأس هیاهوی تبلیغاتی دولت اسلامی (داعش) است بلکه مبتنی بر جهت دهی فعال و مستمر به پیوندهای اجتماعی روزانه فرد مکتبی و تأکید بر روابط درون گروهی، با تضعیف روابط فرد با فضای بیرون از آن. حاصل این فراگرد، خلق جهان خاص مکتب قرآن است؛ هجرت ایمانی به دنیای روابط تنگاتنگ درون گروهی امتِ مطهر، بدون گسست فیزیکی از جامعه نامطهر سابق.
مقایسه اولویت بندی عامل های مؤثر بر پوشش دانشجویان بر مبنای متغیر جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه اولویت بندی عامل های مؤثر بر پوشش دانشجویان بر مبنای متغیر جمعیت شناختی دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس بوده است. روش پژوهش از نوع طرح متوالی اکتشافی بوده است. جامعه پژوهش تمامی دانشجویان استان فارس به تعداد 120000 نفر می باشند. روش نمونه گیری در بخش کیفی هدفمند و در بخش کمی نمونه گیری خوشه ای و نمونه گیری تصادفی طبقه ای بوده است. تعداد نمونه شامل 384 نفر از دانشجویان با استفاده از فرمول کوکران بوده است. ابزار پژوهش با استفاده از پرسش نامه ساخته شده به وسیله امیریان زاده و فرزانه (1393) در 4 بعد بوده است. یافته ها نشان دادند: بین دانشجویان دانشکده های گوناگون از عامل های مؤثر بر پوشش تفاوتی معنادار وجود نداشت. بین نظر دانشجویان از عامل های مؤثر بر پوشش تفاوتی معنادار وجود داشت و تفاوت مربوط به بعد عامل های فردی- خانوادگی بوده است. بین اولویت بندی دانشجویان زن و مرد از عامل های مؤثر بر پوشش دانشجویان تفاوتی معنادار وجود نداشت. بین اولویت بندی دانشجویان بومی و غیربومی از عامل های مؤثر بر پوشش دانشجویان تفاوتی معنادار وجود ندارد. بین اولویت بندی دانشجویان متأهل و مجرد از عامل های مؤثر بر پوشش دانشجویان تفاوتی معنادار وجود نداشت. نتایج تحلیلی مصاحبه های گوناگون با متخصصان حوزه و دانشگاه و برخی ازدانشجویان نشان دادند که ضعف نگرش در سیاست گذاران و برنامه ریزان، بی توجهی به ریشه یابی و حل عامل های مهم، نبود نگاه جامع نگر نسبت به پوشش و حجاب، ناهماهنگی در عملکرد مجموعه های مدیریتی نظام، نداشتن آگاهی درست نسبت به اهمیت حجاب و فلسفه پوشش، احساس نیاز به جلب توجه دیگران، آشنایی نداشتن والدین با فلسفه و ارزش پوشش، ترویج بی حجابی در رسانه ها، کمبود منابع علمی ارزشمند و معتبر در زمینه حجاب و سیاسی شدن مسأله از جمله عامل های وجود ناهنجاری درعرصه پوشش و حجاب می باشد.
عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر نگرش به فساددر میان شهروندان کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش از چرایی فساد از قدیمی ترین پرسش های پیش روی انسان است که در عصر حاضر نه تنها رنگ کهنگی به خود نگرفته بلکه به یکی از اساسی ترین چالش ها و پرسش ها بدل گشته است. مشکل این پرسش از آنجا آغاز می شود که آنچه در کانون توجه برداشت های تجربی صورت گرفته از فساد قرار دارد، پرداختن به فساد اداری و پیامدهای آن است. این نوشتار ضمن تأکید بر چنین تحقیقاتی، حلقه مفقوده آنها را عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر نگرش به فساد دانسته و با مبنا قراردادن دیدگاه انتخاب عقلانی، نظریه دوراهی اجتماعی و نظریه بازی و برساختن مفاهیم ترجیحات ایثارگرانه، ترجیحات طفیل گرایانه، ارزش های ترقی فردی، کاهش قبح فساد، دین داری و عقلانیت ابزاری با روش پیمایش و تکنیک نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، آنها را در میان چهارصد نفر از شهروندان کرمانی به محک آزمون نهاده است. یافته ها حکایت از آن دارد که به استثنای متغیر ارزش های ترقی فردی و دین داری، تمامی متغیرها معنادارند. هرچند که میزان و جهت تأثیرگذاریشان متفاوت است. همچنین ضریب رگرسیون دلالت بر سهم بیشتر متغیرهای کاهش قبح فساد، ترجیحات طفیل گرایانه و عقلانیت ابزاری در تغییرات نگرش شهروندان به فساد داشته اند؛ به گونه ای که به استثنای ارزش های ترقی فردی و دین داری، متغیرهای ترجیح ایثارگری، ترجیح طفیلی گری، کاهش قبح فساد و عقلانیت ابزاری رابطه معناداری با نگرش به فساد برقرار نمودند.
بررسی تطبیقی توسعه سیاسی در عصر مشروطیت و نخستین دهه انقلاب اسلامی (67-57) با تأکید بر توزیع قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ معاصر ایران توسعه نیافتگی سیاسی با فراز و فرود همراه بوده است.گاهی به توسعه سیاسی نزدیک شده و زمانی دیگر از آن دور شده ایم. در باب توسعه نیافتگی سیاسی جامعه ایران دو رویکرد وجود دارد. رویکرد اول معطوف به عامل خارجی است که توسعه نیافتگی سیاسی را بر اساس نظریه استعمار و امپرپالیسم، توطئه و زیاده خواهی بیگانگان توضیح می دهد. رویکرد دوم معطوف به عامل داخلی است که ریشه توسعه نیافتگی سیاسی را در مشکلات داخلی ، ناتوانی و بی کفایتی نظام سیاسی می پندارد. انقلاب ایران بی تردید الگوی متمایزی از توسعه سیاسی را ایجاد کرده است. هدف این مقاله مقایسه توزیع قدرت وتوسعه سیاسی در دوران مشروطه با دهه اول انقلاب اسلامی ایران است. روش تحقیق تاریخی و مقایسه ای است. پرسش اصلی مقاله این است که مهم ترین وجوه تشابه و افتراق در ساز و کار توزیع قدرت و توسعه سیاسی در عصر مشروطیت و نخستین دهه انقلاب اسلامی چه بوده است؟ فرضیه تحقیق نیز به قرار زیر است: تاسیس مجلس شورای ملی و ایجاد انجمن های ایالتی و ولایتی در عصر مشروطه و برگذاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستا در نخستین دهه انقلاب اسلامی را می توان از وجوه تشابه (توزیع قدرت) دو دوره یاد شده به شمار آورد.
مدل دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به مفهوم و عملکرد دیپلماسی فرهنگی به منظور ارائه مدل دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. دیپلماسی فرهنگی که توسط دولت ها هدایت می شود، با استفاده از ابزار و ظرفیت های فرهنگی، به عنوان پشتیبان اهداف سیاست خارجی و اهداف دیپلماسی محسوب می شود. روش تحقیق، روش ترکیبی است و از ابزار مختلف همچون منابع مکتوب، سایت های رسمی و معتبر، مصاحبه های عمقی و پرسشنامه استفاده شده است. داده های کمی پژوهش با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزارPSS20 و لیزرل 5/8 مورد تحلیل قرار گرفته است. اطلاعات منتج از بررسی پرسشنامه ها پس از انجام تحلیل های آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، پالایش و دسته بندی و وزن دهی شده و در نتیجه مدل نهایی دیپلماسی فرهنگی ایران طراحی گردید. نتایج بررسی ها نشان می دهد که دیپلماسی فرهنگی در سه بعد زمینه ای، قانونی و اجرایی قابل تفکیک است. مدل طراحی شده بر اهمیت ابعاد سه گانه دیپلماسی فرهنگی و بر اقدامات بهبود شاخص های آموزش، فرهنگ، ارتباطات، سیاست عمومی دولت، حکمرانی خوب و حقوق فرهنگی تأکید دارد.در بعد اجرایی توجه به ارتقای شاخص های تجارت و سرمایه گذاری فرهنگی و نیز ارتقای سطح مشارکت و همکاری های بین المللی و استفاده از فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات به خصوص افزایش حضور فرهنگی در شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری کارآمد و مؤثر در بهبود تصویر کشور در جامعه بین الملل و افزایش ضریب نفوذ فرهنگی و ارتقای قدرت نرم ج. ا. ایران در جهان خواهد بود.