فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸۵
۲۷۰-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به پر بسامد شدن آمارهای خودکشی و روند رو به رشد آن، از دهه ی 1370 مطالعاتی پیرامون این پدیده انجام شده است اما مطالعات حول یک سئوال مشترک، غالباً نتایج ناهمسویی را به دست داده اند. لذا هدف این پژوهش، ترکیب یافته های پژوهش های کیفی انجام شده در مورد خودکشی در ایران بمنظور کسب نتیجه ای منسجم از یافته های آنها است تا دلایل و بسترهای بروز کنش خودکشانه را مورد واکاوی قرار دهد. روش: در این پژوهش، از روش فراترکیب استفاده شده است. جامعه ی آماری، مقاله های پژوهشی چاپ شده در مجلات علمی است که بر اساس ملاکهای مطالعه کیفی و میدانی بودن، 15 مقاله انتخاب شد. با استفاده از نرم افزار Nvivo12 به کدگذاری باز، محوری و انتخابی داده ها مبادرت شد. اعتبار پژوهش مورد تایید متخصصان قرار گرفته و پایایی تحقیق براساس ضریب کاپای کوهن، 782/. است. یافته ها: مهمترین یافته های تحقیق عبارتند از: نابسامانی خانواده، مدیریت نابهنجارانه خانواده، فشار اجتماعی، رابطه زناشویی تنش آلود، ناهمترازی سنت ، دسترسی به ابزار خودکشی، سترون سازی خودکشی و طرد اجتماعی. بحث: نتایح تحقیق حاضر همچنین حاکی از آن است که بیشترین بسامد آسیب ها مربوط به کژکارکردی و آسیب زا بودن وضعیت خانوادگی سوژه های مورد مطالعه در تمام تحقیقات بوده است. پس از آن به ترتیب حوزه های فرهنگ، اجتماعی، فردی و حوزه ی اقتصادی قرار دارند. در نتیجه از تلفیق محتوای مقوله ها، مقوله ی هسته ی«خودکشی محصول سازوکار طرد فراگیر» استخراج شده است، به گونه ای که هم آیندی و بر هم کنش مقولات ناهمترازی سنت و مدیریت نابهنجارانه ی خانواده منجر به شکل گیری ساز و کار حذف از درون خانواده شده و در هم گشتی با سترون سازی رفتار خودکشانه توسط اقدام کنندگان به خودکشی عمل می کند.
Entrepreneurial Education in Islamic Azad University in Order to Provide a Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the growing trend of education and training of entrepreneurs in the world and in our country, nurturing entrepreneurs and entering into business and creating their employment is one of the basic concerns and curiosities of the administrators in universities. Methodology: Therefore, the general purpose of the research, is the design of the model of education and training of entrepreneurs in Azad Islamic universities of Mazandaran province. The nature of the current research is exploratory and qualitative data is used in it. The statistical population of the research is experts and educational managers of Islamic Azad Universities. This group was selected to conduct the qualitative part of the research and participated in the interview process. In this field, the researcher used the snowball method to reach theoretical saturation, which reached theoretical saturation after in-depth interviews with 10 elites and experts. The data was collected using in-depth and semi-structured interviews and data analysis was done with the qualitative method of Foundation Data Theory. Findings: Based on the results, it was found that the factors affecting the education and training of entrepreneurs have three dimensions (contextual factors, causal factors and environmental factors) and consist of fifteen components. And it was shown that the consequences of education and training of entrepreneurs have 4 dimensions of improving entrepreneurial attitude, increasing well-being, continuous continuity and developing entrepreneurship with 14 components. And the strategies also have 2 dimensions, educational strategies and educational strategies. Its indicators are presented separately. Conclusion: The model of education and training of entrepreneurs to managers of Islamic Azad Universities can be used as a practical and comprehensive package in which many important details related to general concepts are seen, for all managers of Islamic Azad Universities and executive bodies in general. it is suggested.
قرائت دیداری نهاد قدرت از داستان هبوط آدم در عصر صفوی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی تصویر مدل کرس و ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر صفوی در تاریخ ایران یکی از ادوار مهم و تأثیرگذار در شکل گیری حیات فکری و اجتماعی است. سلسله صفویه همواره در تلاش برای کسب حقانیت و مشروعیت بخشی خویش از طرق مختلف بود و به دلیل ماهیت مذهبی حکومت و نسبتی که شاهان آن با طریقت های عرفانی و نحله فکری تشیع داشتند، از هنر دینی به عنوان ابزاری در خدمت برنامه های حکومتی و جریان های اجتماعی سود بردند. در این میان قرآن که همواره به دلیل ارزش و اعتبارش نزد هنرمندان مسلمان از جایگاه ویژه ای برخوردار بود، در حکومت دینی صفویه نیز، در صدر توجه و الهام هنرمندان قرار گرفت و بیان هنری موجود در روایات، قصص و مفاهیم آن منبع الهام آثار مصور متعددی برای نگارگران شد. خوانش بینامتنی نگاره هبوط آدم (ع) که یکی از اجزای داستان آفرینش در قرآن است و پاسخ به این سؤال که معانی ضمنی و شرایط اجتماعی صفویان چگونه در این نگاره تبیین می گردد، مسئله جستار حاضر است. هدف، کشف درونه پنهان و شناخت کارکردهای اجتماعی اثر است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی تصویر بوده و نتایج مطالعه نشان داد؛ مصورسازی داستان هبوط آدم (ع) مطابق با رویکرد ایدئولوژیک عصر و متأثر از شرایط اجتماعی و منازعات گفتمانی نیمه اول دوره صفوی است که در لایه های زیرین خود، با تأکید بر اسطوره ای بودن مشروعیت شاه و تثبیت سلطنت و تطهیر شخصیت او، صورت پذیرفته است و عوامل برون متنی چون نظریه ظل اللهی، مهدویت شیعی و نگرش به جریان مرشد کامل در شکل گیری آن دخیل بوده اند.
بررسی جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و مصرف مواد اعتیادآور (مورد مطالعه: جوانان شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
209 - 228
یکی از آسیب های مخرب اجتماعی پدیده مصرف مواد اعتیادآور است که متأسفانه این آسیب هرروز بیشتر در جامعه ریشه دوانده و رشد می کند. از آن جا که قشر جوان در حساس ترین و آسیب پذیرترین دوره زندگی قرار دارند، بیشترین آسیب را دیده و به راحتی در دام مصرف این مواد گرفتار می شوند. از این رو، پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و مصرف مواد اعتیادآور به رشته تحریر درآمده است. روش تحقیق پژوهش، از نوع پیمایشی است و جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر قزوین می باشد که 384 نفر از آنان از طریق فرمول آماری کوکران و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای جهت گردآوری داده ها انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه و نرم افزار مورد نیاز جهت تجزیه و تحلیل آماری، نرم افزار SPSS بوده است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی r پیرسون نشان داد که رابطه سرمایه اجتماعی با تمامی مؤلفه های مصرف مواد اعتیاد آور شامل مصرف سیگار، مصرف قلیان، مصرف مشروب و مصرف سیگار در بین جوانان شهر قزوین با اطمینان 99 درصد و در سطح معناداری کوچکتر از 05/0 به تأیید رسیده است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد که متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی، توانسته اند 5/39 درصد از تغییرات متغیر مصرف مواد اعتیادآور را تبیین نمایند.
بررسی جامعه شناختی فرهنگ انرژی در بین کنشگران ساخت مسکن و ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
79 - 101
حوزههای تخصصی:
امروزه مسئله ی هدررفت انرژی، یکی از مهم ترین چالش های محیط زیست می باشد. بر اساس پژوهش ها، مصرف انرژی خانگی در ایران نسبت به میانگین جهانی آن بالاتر است. بسیاری از پژوهش ها، صرفا به فرهنگ مصرف کنندگان در واحدهای مسکونی تمرکز کرده اند؛ درحالیکه در بسیاری از اوقات شرایط فیزیکی ساختمان منجر به هدر رفت انرژی می شود. شرایط فیزیکی ساختمان نیز قبل از سکونت توسط سازندگان، مهندسان و عوامل دیگر بوجود آمده است. بنابراین کنشگران در حوزه ی ساخت وساز موضعیت پژوهش جاری است. رویکرد این پژوهش کیفی و با راهبرد نظریه زمینه ای انجام پذیرفته است. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختار یافته با کنشگران ساخت و ساز انجام شده است. با استفاده از نظریه زمینه ای تا جایی که به پژوهشگران به اشباع نظری برسند، مصاحبه ها انجام شد. بر همین اساس کد گذاری باز، محوری انجام گردید و سپس مقوله هسته از آن استخراج گردید. ابتدا بر اساس کدهای مربوطه، یافته ها در سه بخش هنجارهای شناختی، فرهنگ مادی و رویه ها بهمراه موانع و تسهیلگرهای آنان تقسیم بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سطح دانش و نگرش کنشگران، هنجارهای شناختی را تضعیف نموده است و این موضوع بخصوص در مناطق پایین شهر بیشتر به چشم می خورد. همچنین هزینه ها و مرسومات، بالاترین اثر را در نوع فرهنگ مادی کنشگران دارد. بیشترین تسهیلگری در فرهنگ انرژی ساخت وساز را رویه های انرژی و سپس فرهنگ مادی در قسمت های بالای شهر تهران دارد و نیز هنجارهای شناختی و فرهنگ مادی در پایین شهر، اثر کمتری بر فرهنگ انرژی ساخت وساز دارد.
بررسی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با نظم اجتماعی در خانواده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خانواده از طریق گفتگو و برقراری ارتباط و تعامل کلامی می تواند پیوند عاطفی بین اعضای خود را حفظ نموده و مهم ترین کارکرد خود که انتقال ارزش ها و اجتماعی نمودن فرزندان است را از طریق مختلفی چون فرهنگ شفاهی به انجام رساند. گسترده شدن ارتباط افراد در شبکه های اجتماعی مجازی و جایگزین شدن این فضا در خانواده ها به جای فضای واقعی و ارتباط رو در روی افراد، نظم در خانواده را دچار اختلال کرده است. ازاین رو در این پژوهش تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان متغیر مستقل اصلی و همچنین تأثیر سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی به عنوان متغیر مستقل مداخله گر بر نظم اجتماعی در خانواده موردبررسی قرار می گیرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی سرمایه فرهنگی و اقتصادی و نظم اجتماعی بر شبکه های اجتماعی می باشد. پژوهش حاضر توصیفی- علی و ازنظر روش شناسی پیمایشی است. واحد مشاهده فرد است. سطح تحلیل خرد است. ازنظر زمانی، پژوهش حاضر، مقطعی است. ابزار موردنیاز در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان متأهل تهرانی است که 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. انتخاب نمونه با تلفیق نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب صورت گرفت . تحلیل نتایج نشان داد نظم اجتماعی با استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی همبستگی معناداری دارد، شدت این رابطه ضعیف ارزیابی می شود و جهت رابطه بین دو متغیر مستقیم است. به عبارت دیگر با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی، نظم اجتماعی افزایش می یابد و بالعکس. نتایج نشان داد که با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی، افزایش سرمایه فرهنگی و افزایش سرمایه اقتصادی، نظم اجتماعی در خانواده افزایش می یابد و بالعکس. همچنین نظم اجتماعی در گروه زنان بیشتر از مردان است و با افزایش سن نظم اجتماعی نیز افزایش می یابد و بالعکس.
در دوراهی تصمیم به فرزندآوری: واکاوی چالش های فردی و اجتماعی فرزندآوری در بستر باروری پایین در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شرایط باروری پایین، تصمیم زوجین به فرزندآوری، بیشتر یک تصمیم برنامه ریزی شده و پیچیده است که زوجین از یک سو برمبنای ملاحظه وضعیت زندگی فردی و خانوادگی خود و از سوی دیگر با در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه آن را اتخاذ می کنند. کدام ملاحظه ها و چالش های کنونی خواست فرزندآوری زوجین ایرانی را صورت بندی می کند؟ در پژوهش حاضر برای پاسخ به این پرسش، کوشش شده است فهم کنش فرزندآوری و چالش های آن در بستر خانواده ایرانی در شهر اصفهان بررسی شود. داده های پژوهش با استفاده از رویکرد نظریه زمینه ای، نمونه گیری نظری و مصاحبه عمیق با 30 زن و مرد مشارکت کننده گردآوری و داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از کد گذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شد و در نهایت، بیست مقوله اصلی به دست آمد و بر اساس جمع بندی مفاهیم و مقوله ها، مقوله هسته با عنوان «گذار ارزشی از فرزند آوری» معرفی شد. نتایج نشان داد که بیم و هراس های اقتصادی، آینده هراسی، مسئولیت پذیری اجتماعی و دغدغه های انباشته، تصمیم به فرزندآوری را درگیر محاسبات مبتنی بر عقلانی بودن ابزاری می کند. چنین محاسباتی نه تنها انواع راهبردها را در خانواده ها فعال، آنها را دچار نوعی دگردیسی و گذار ارزشی می کند. همچنین، برنامه ها و سیاست های تشویقی جمعیت، زمانی موفق است که با درک واقع بینانه از چالش های فرزندآوری زوجین، برای رفع آنها تلاش کنند.
مطالعه جنسیتی پژوهش ورزی در علوم انسانی؛کاووشی در ادوار جشنواره بین المللی فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
111-136
حوزههای تخصصی:
شناخت تفاوت های جنسیتی در علم موضوع مطالعاتی مهمی در ساحت جامعه شناسی علم و مطالعات زنان و جنسیت است که به بررسی سهم هر یک از دو جنس بعنوان کنشگر علم در قالب تولید، پژوهش، آموزش و ارزیابی پرداخته و می تواند در سامان مندی سیاستگذاریهای علم و بهینه سازی برنامه ها تاثیرگذار باشد. این پژوهش به روش کمی از نوع تحلیل ثانویه اطلاعات به تحلیل جنسیتی وضعیت برگزیدگان در جشنواره بین المللی فارابی در بخش برگزیدگان داخلی، خارجی و سایر عناوین و نیز دست اندرکاران کمیته علمی در سالهای ۱۳۸۶-۱۳۹۸ میپردازد. تعداد برگزیدگان مرد در بخش داخلی بیش از سه برابر برگزیدگان زن است. زنان در بهترین موقعیت (دوره نهم) توانسته اند به۳۰ درصد جوایز دست یابند. پژوهشگران زن در گروه فناوری اطلاعات، اطلاع رسانی و کتابداری، زبان و ادبیات و زبانشناسی و هنر و زیبایی شناسی با بالاترین امتیاز، حضور نه چندان شاخصی را به ثبت رسانده اند. در بخش های جانبی تنها سه زن در این سالها برگزیده شده اند. در بخش بین المللی، نسبت جنسیتی ۰/۰۹است. در مجموع ۵ زن در مقابل ۱۳۵ مرد توانسته اند در شورای علمی جشنواره عضویت یابند. مقاله با رویکرد تحلیلی به طرح راهبردهایی جهت تغییر و برون رفت از وضعیت موجود پرداخته است.
مطالعات فرهنگیِ ایرانی، نادیده گرفتن فرودستان و سیاست زدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
75 - 88
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل جایگاه مطالعات فرهنگی در ایران از خلال مقالات منتشرشده در فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات در فاصله زمانی 1392- 1396 می پردازد. مبنای نظری مقاله مبتنی بر دسته بندی کریس روجک است که این حوزه از دانش را به چهار برهه ملی- مردمی، متنی- نمایشی، جهانی-پساذات باوری و حکومت مندی و سیاست تقسیم می کند. روش مورد استفاده «فراتحلیل کیفی»، و فن گردآوری داد ه ها مبتنی بر بررسی اسناد است. یافته ها نشان می دهد که از 156 مقاله بررسی شده، 97 مقاله در حوزه متون فرهنگی، 25 مقاله در حوزه فرودستان، 8 مقاله در باب زندگی روزمره، 7 مقاله در تحلیل فرهنگ عامه، 4 مقاله مربوط به سیاست گذاری فرهنگی و 14 مقاله نیز سایر مباحث را در بر می گیرند. مضمون مقالات بیانگر آن است که مطالعات فرهنگی در ایران تمایلی به بازنمایی و نمایندگی صداهای خاموش ندارد؛ به بافت و زمینه وقعی نمی نهد؛ انتزاعی است و جامعه هدفِ آن طبقه متوسط تهران. این در حالی است که کشور ایران دارای طیفی از گروه های اجتماعی مختلف با تجربه شکل های چندگانه نابرابری هم در حوزه سیاستِ بازتوزیع و هم در قلمرو سیاستِ بازشناسی است. از این حیث، به نظر می رسد اغلب این مطالعات به سیاست زدایی از جامعه و مردم محدود می شوند و چندان به مداخله راه نمی برند. ولی این تمام داستان نیست. برای مثال، با این که در دو دهه اخیر تغییرات اجتماعی چشمگیری رخ داده است و بخش مهمی از زندگی ما متأثر از فرآیندهای پیچیده اقتصادی و سیاسی است، اما این حوزه از دانش کماکان در پی مطالعات متنی است و التفاتی به چگونگی تغییر در سطح واقعیت مادی زندگی روزمره ندارد. مهم تر از همه این که مطالعات فرهنگی در ایران تاکنون نتوانسته سنت پژوهشی خاصی را دنبال کند و از این رهگذر هنوز به خلق مطالعات فرهنگی ایرانی که ذاتی این شیوه از اندیشه است دست نیافته است.
پیامدهای ساخت مال ها و مراکز خرید در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
147 - 167
حوزههای تخصصی:
مال سازی در دوره بعد از انقلاب، به صورت یک روند مشخص از دوره شهرداری کرباسچی آغاز شده، در دوره شهرداری قالیباف شتابی چشمگیر گرفته و در دهه 90 به نقطه اوج خود رسیده است. شتاب گیری ساخت مال ها در تهران بعد از انقلاب، حاکی از تغییر در سیاست های اجرایی مجموعه مدیریت شهری و در رأس آن شهرداری تهران بوده است. اکنون معضلات حاصل از مال سازی بی رویه، در حال رخ نمودن و آشکارگی در شهر تهران است. مطالعه پیش رو، عملکردهای واقعی مدیریت شهری تهران در مال سازی و پیامدهای حاصل از آن را با مفاد و محتوای اسناد سیاستی شهری و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران مقایسه کرده و کوشیده است خطوط ناهماهنگی میان این دو را برجسته سازد. این مطالعه به روش کیفی ازجمله روش اسنادی و با ترکیبی از تکنیک های مصاحبه باز و عمیق با متخصصان، پژوهش کتابخانه ای به خصوص استفاده از کتب و منابع تاریخی و تحلیل اسناد سیاستیِ موجود انجام شده است. برای تحلیل و تلخیص داده ها نیز از تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته ها ذیل پنج عنوان «ارتباط مال سازی و سوداگری شهری در تهران»، «ارتباط مال سازی و گسترش مصرف گرایی در تهران»، «پیامد های زیست محیطی مال سازی در تهران»، «پیامدهای اجتماعی مال سازی در تهران» و «پیامد مال سازی برای الگوهای معماری و منظر شهر تهران» ارائه شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که سیاست مال سازی غیراصولی و بیش ازظرفیت در تهران ازحیث پیامدهایش، تعارض ها و مغایرت های جدی با اهداف و چشم انداز مشخص شده برای تهران در اسناد سیاستی داشته است.
بررسی رفتار زباله پراکنی در ایران با رویکرد تحلیل لایه ی علّی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
141 - 166
محیط زیست و حفاظت از آن یکی از دغدغه های کنونی دنیای پرمخاطره ی مدرن است. دنیای امروز با وجود پیشرفت های فراوان نه تنها قادر به حل مشکلات محیط زیست نبوده بلکه همواره باعث تشدید وخامت آن نیز شده است. زباله پراکنی در جنگل، ساحل، اماکن و معابر عمومی به عنوان یکی از معضلات زیست محیطی از مسایل مهم جامعه ی ایرانی به شمار می رود. هدف از مطالعه ی مذکور بررسی علل شکل گیری مسئله ی زباله پراکنی با رویکرد تحلیل لایه ی علّی و سناریونویسی است. در این رویکرد، پژوهشگر با تحلیل لایه هایی که باعث شکل گیری این مسئله ی اجتماعی شده اند، در جستجوی ریشه ی علل مسئله ی مزبور برآمده است. بدین منظور، با استفاده از روش کیفی و اکتشافی و با به کارگیری تکنیک مصاحبه ی عمیق، 15 متخصص و کارشناس حوزه ی محیط زیست و جامعه مورد مصاحبه قرار گرفته و پس از استخراج مطالب و تحلیل تم مصاحبه ها، نظرات آنها در قالب 4 جدول با عناوین لیتانی، علل سیستماتیک، گفتمان و کنایات ارایه گردیدند. سپس با کمک گفتمان های موجود، 2 گفتمان شکاف دولت – ملت و ملت – ملت به عنوان پیشران های مهم شناسایی شده و در ارایه ی سناریوهای احتمالی مورد استفاده قرار گرفتند. در نهایت 4 سناریو در قالب نموداری ارایه شدند که می توانند در تصمیم سازی های مسئولین جامعه مورد توجه قرار گیرند.
طراحی الگو تاثیر حالات روان شناختی بر وفاداری کارکنان سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
150 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر حالات روان شناختی بر وفاداری کارکنان در آموزش و پرورش انجام شد.روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش آمیخته (کیفی وکمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان تعلیم وتربیت و اساتید روانشناختی بودندکه براساس اصل اشباع نظری به تعداد۲۰نفر انتخاب و باروش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه شدند. تمام مصاحبه ها به شیوه تحلیل مضمون کدگذاری و با نرم افزار Maxqude تحلیل شد. در بخش کمی جامعه آماری شامل کارکنان ستادی، دبیران و مدیران منتخب آموزش وپرورش استان قزوین در پائیز ۱۳۹۹به تعداد ۱۲۰۰نفر و براساس فرمول کوکران ۲۹۲ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. روایی پرسش نامه بااستفاده از روایی صوری و محتوایی تایید شد. پایایی پرسش نامه با آزمون کرونباخ مقدار ۹۲/۰حاصل شد. تجزیه وتحلیل داده ها با تحلیل عاملی استنباطی و با نرم افزار MICMAC انجام شد. درنهایت برای اعتبار سنجی معادلات ساختاری و برازش مدل از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار PLS استفاده شد.یافته ها: نتایج بخش کیفی نشان داد ۶۴ شاخص و ۲۶مولفه در قالب ۷بُعد وجودداشت که شامل : بُعدشخصی با مولفه های(خودکارآمدی، تاب آوری، عزت نفس، رفتار فرانقشی)، بُعد شرایط شغلی با مولفه های(حمایت سرپرستان، استقلال وآزادی عمل، توسعه حرفه ای، تناسب شغل- فرد)، بُعدشرایط سازمانی بامولفه های(اعتمادسازمانی، فرصت رشدویادگیری، پاداش وقدردانی، هویت واستراتژی های سازمانی)، متغیر تعدیل گر حالات روان شناختی با مولفه های (امنیت شغلی، تعامل سازمانی، وجوه شخصیتی، هنجارهای اجتماعی)، بُعدنتایج فردی با مولفه های(شورواشتیاق، جذب درکار، سطح مهارت)، بُعدنتایج شغلی شامل مولفه های(رضایت شغلی، تعهدبه کار، توانمندسازی) و بُعد نتایج سازمانی شامل مولفه های(بهره وری مطلوب، بهبودکیفیت، شایسته سالاری درسازمان، تکریم ورضایت ارباب رجوع) استخراج شده دارای اثر مثبت بر وفاداری کارکنان آموزش و پرورش بودند. نتایج بخش کمی نشان داد مدل برازش(۳۹/۰= GOF) مناسبی داشت و مجموعه متغیرهای الگو توانستند به میزان ۷۶/۰ واریانس وفاداری را پش بینی کنند.بحث و نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش در الگوی ارائه شده می توان نتیجه گرفت حالات روان شناختی یکی از مهمترین و حیاتی ترین عوامل در پرورش وفاداری کارکنان آموزش وپرورش بود. این نتایج می تواند زمینه بازنگری و ایجاد تغییرات اساسی در قوانین سازمانی را فراهم آورد.
موتیوونیا: بهزیستی و بهخواستی دو عامل عملکرد انگیزشی در فراگیران زبان انگلیسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸۶
۲۳۳-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با تکیه بر همپوشانی چشمگیر مباحث مربوط به بهزیستی و انگیزش، در چارچوب موتیوونیا، انگیزش انسانها متأثر از تلفیق سه مؤلفه بهزیسته (ارزیابی کنونی از بهزیستی تجربه شده در گذشته)، بهزیستی (بهزیستی کنونی) و بهخواستی (بهزیستی مقصود برای آینده) تلقی می شود. با توجه به فرآیند بلندمدت آموزش زبان انگلیسی و ضرورت تلاش مضاعف و حفظ رفتار انگیزشی، پژوهش حاضر از یک سو تأثیر بهزیستی و بهخواستی به عنوان دو عامل اصلی چهارچوب موتیوونیا روی تمایل فراگیران به تلاش آتی و از سویی دیگر تأثیر بهزیستی حوزه آموزش زبان انگلیسی بر بهزیستی کلی فراگیران را موردمطالعه قرار می دهد. روش: با روش پیمایش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته با 38 گویه رتبه ای و تعدادی متغیر جمعیت شناختی از 193 فراگیر زبان انگلیسی که به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان رشته زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامشهر و دانش آموزان شش دبیرستان واقع در شهرستان بهارستان که علاوه بر فراگیری زبان انگلیسی در مدرسه در دوره های زبان مؤسسات خصوصی نیز شرکت داشتند، در طول پاییز 1398 جمع آوری شد. تحلیل داده ها به کمک نسخه 26 نرم افزار SPSS با تحلیل مدل رگرسیون خطی چندگانه و آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته ها: بهزیستی فراگیران در حوزه آموزش زبان و بهخواستی آنها هر دو با سطح معناداری کمتر از 1 درصد تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل فراگیران به تلاش بیشتر در فراگیری زبان انگلیسی دارند. این در حالی است که تنها بهزیستی فراگیران در بستر آموزش زبان انگلیسی با سطح معناداری کمتر از یک درصد بر بهزیستی کلان زبان آموزان مؤثر بود. بحث: نتایج پژوهش همسو با چارچوب موتیوونیا نشان داد سیاست گذاران بهزیستی و آموزش بایستی آماج نهایی هر حرکت انگیزشی را در راستای تلاش برای دست یابی به بهزیستی دانسته و برای افزایش عملکرد انگیزشی در فراگیران زبان انگلیسی به سیاست گذاریهای لازم برای ایجاد و ارتقاء بهخواستی و آموزش بهزیستی محور مبادرت کنند.
تحلیل جامعه شناختی مناسبات نظام آموزشی و جنگ (مورد مطالعه، تجربه تاریخی نقش آموزش و پرورش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هرسازمان برای پاسخ به اهدافی و بویژه پاسخ به نیازهای بازتعریف شده دردوره جنگ بوجود می آید. خرده نظام های اجتماعی برای تداوم حیات در بحران، هم باید مدیریت شوند و هم به مدیریت بحران کمک کنند. هدف این مقاله، تحلیل نقش وزارت آموزش وپرورش درکمک به تعادل نظام آموزشی دوران جنگ عراق علیه ایران از یک سو و خلاقیت ها در پشتیبانی از جنگ در مقطع تاریخی سال 1359 تا1367 ه.ش.ازسوی دیگراست. روش انجام تحقیق، کیفی و از نوع پژوهش تاریخی است. برای گردآوری اطلاعات از فیش تحقیق و مصاحبه استفاده شدکه با استفاده ازتمام شماری اسناد ومنابع متنی دست اول و دوم و مصاحبه با مدیران آموزش وپرورش در دوران جنگ تحمیلی صورت گرفته است. روش تجزیه و تفسیر تحلیل تماتیک می باشد. طبق یافته های پژوهش، وزارت آموزش و پرورش در بخش ایفای نقش تخصصی به تدوین مقررات و آئین نامه های آموزشی خاص زمان جنگ، تأسیس و فعالیت مجتمع های آموزشی رزمندگان در پشت جبهه ومناطق جنگی، ایجاد شرایط ادامه تحصیل و تشکیل کلاس های جبرانی و تقویتی دانش آموزان رزمنده، آموزش از طریق تلویزیون در دوران بمباران شهرها اقدام کرده است. مهمترین کنش های عمومی این وزارتخانه اقدام به راه اندازی ستاد امداد وپشتیبانی جنگ، اعزام معلمان و دانش آموزان به جبهه، مشارکت درایجاد استحکام و پناهگاه درمدارس و بازسازی مداوم مدارس بمباران شده بدست آمد. این وزارتخانه با مدیریت چالش های اخلاقی و عدالت بنیان آموزش در پشت جبهه به تقویت حمایت جامعه ازجنگجویان عرصه نبردکمک کرد. مناسبات آموزش و پرورش و جنگ تا حد زیادی بر مثبت شدن ارزش های فرهنگی جامعه و گسترش ایدئولوژی رهبران در دهه اول پس از انقلاب اسلامی تاثیر گذاشت.
تبیین جامعه شناختی الگوی مصرف برق شهروندان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۳
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی مصرف برق شهروندان شهر کرمان و تبیین جامعه شناختی آن بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مشترکان برق خانگی شهر کرمان بود که تعداد 383 نفر از آنها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در مطالعه حاضر برای حصول اطمینان از اعتبار و پایایی محتوای پرسشنامه از شیوه ی اعتبار صوری و آزمون کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری پیرسون و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که رابطه معنی داری بین آگاهی از الگوهای بهینه مصرف برق (الگوی های مشخص شده اداره برق)، آگاهی از نتایج مصرف بی رویه برق، حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و احساس ناامنی با الگوی مصرف برق بود. همچنین تفاوت معنی داری در میانگین های الگوی مصرف برق پاسخگویان برحسب تحصیلات، وضعیت تأهل، سن، تعداد اعضای خانوار و مدت سکونت و عدم تفاوت معنادار در میانگین الگوی مصرف برق مشترکان برحسب نوع مسکن و منطقه محل سکونت وجود داشت. درنهایت مشخص شد که قوی ترین متغیر پیش بینی کننده الگوی مصرف برق متغیر آگاهی از الگوهای بهینه مصرف است، بنابراین می توان با افزایش آگاهی شهروندان در این زمینه الگوی مصرف را بهبود بخشید.
اثر ابعاد سرمایه فرهنگی و اجتماعی بر کیفیت زندگی سالمندان ساکن در آسایشگاه خیریه کهریزک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
87 - 130
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در پی آن هستیم تاثیر هریک از انواع سرمایه اجتماعی (شامل مشارکت اجتماعی، عضویت در شبکه های روابط اجتماعی و اعتماد) و انواع سرمایه فرهنگی (شامل عینیت یافته، تجسم یافته و نهادینه شده) را بر کیفیت زندگی سالمندان آسایشگاه خیریه کهریزک بررسی کنیم . روش انجام پژوهش حاضر پیمایش است، نمونه گیری بصورت خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شده، خوشه معادل اتاق در نظر گرفته شده است و به صورت تصادفی، 34 اتاق انتخاب و در نهایت 204 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. داده ها در محیط اس پی اس اس تجزیه و تحلیل شده-اند. یافته های تحقیق نشان می دهند هر سه متغیر اصلی یعنی سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و کیفیت زندگی وضعیت مطلوبی در میان پاسخگویان ندارند. با این حال ظرفیت سرمایه اجتماعی سالمندان مورد مطالعه (با نمره کل 63.29 از 120 نمره) بسیار بیشتر از نمره سرمایه فرهنگی (11.90 از 81 نمره) آنان است. همچنین نمره کل سالمندان از کیفیت زندگی 64.05 بوده و حداکثر نمره ای که برای این متغیر در نظر گرفته شده ، 105 نمره است، این در حالی است که یافته ها نشان می دهد بین همه ابعاد سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با کیفیت زندگی ارتباط معنادار وجود دارد، متغیر مشارکت اجتماعی و پس از آن متغیر شبکه روابط اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی بیشترین اثرگذاری را بر کیفیت زندگی سالمندان دارند. در پایان بر اساس یافته ها و نتایج، پیشنهاداتی برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان پیشنهاد شده است.
ارائه مدل برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
296 - 310
حوزههای تخصصی:
هدف: داشتن رویکرد آینده پژوهی در طراحی برنامه درسی می تواند برای آموزش عالی مزیت رقابتی ایجاد نماید. در نتیجه، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- پیمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر همه مدیران، اساتید و کارشناسان رشته های مدیریت آموزش عالی، مدیریت آموزشی، مدیریت دانش، برنامه ریزی درسی و آینده پژوهی دانشگاه فرهنگیان استان مازندران به تعداد 452 نفر بودند که با روش نمونه گیری تمام شماری انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی در نظام آموزش عالی گردآوری که روایی و پایایی آن مناسب ارزیابی شد و با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی در نظام آموزش عالی ایران دارای 42 شاخص و 22 مولفه در 6 مقوله بود. مقوله شرایط علّی شامل مولفه های لزوم توجه به عوامل محیطی، لزوم توجه به عوامل سازمانی، لزوم توجه به عوامل فردی، لزوم توجه به عوامل اجتماعی و فرهنگی و لزوم توجه به تغییرات فناورانه، مقوله پدیده اصلی شامل مولفه برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی، مقوله شرایط زمینه ای شامل مولفه های تناسب برنامه درسی با اهداف و ویژگی های محیطی، سازمانی و فردی، فرآیند ارزشیابی صحیح، ایجاد سازمان یادگیرنده، گسترش شمول برنامه درسی کاری و انضباط سازمانی، مقوله شرایط مداخله گر شامل مولفه های سیاست گذاری ها، فهم ناقص از مفهوم برنامه ریزی محیط کار و فناوری آموزشی، مقوله راهبردها شامل مولفه های کاربست آموزش مجازی در تدوین برنامه ریزی درسی محیط کار، محیط شناسی و احصاء نیازهای آینده نگرانه در تدوین برنامه ریزی درسی محیط کار، ایجاد انعطاف در برنامه ها و سفارشی سازی برنامه درسی محیط کار، تدوین سازوکار یادگیری مشارکتی با تاکید بر تمرکززدایی و تقویت فرهنگ سازمانی و سازگاری میان سطوح گوناگون هویتی و مقوله پیامدها شامل مولفه های توسعه شایستگی های کارکنان، تحقق اثربخشی آموزشی و تحقق رضایت مندی آموزشی بودند. بار عاملی همه مقوله ها و مولفه ها بالاتر از 70/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 50/0 و پایایی ترکیبی همه آنها بالاتر از 70/0 به دست آمد. علاوه بر آن، مدل برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی در نظام آموزش عالی ایران برازش مناسبی داشت و در این مدل شرایط علّی بر برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی بر راهبردها و راهبردها بر پیامدها و هر یک از مقوله ها بر مولفه های خود اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0P<).نتیجه گیری: با توجه به مدل برنامه درسی محیط کار با رویکرد آینده پژوهی در نظام آموزش عالی ایران، برنامه ریزی بر اساس آن جهت بهبود وضعیت برنامه درسی ضروری است.
پیش بینی حسادت زناشویی بر اساس مؤلفه های خود-متمایزسازی و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۱
535 - 550
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی حسادت زناشویی بر اساس مولفه های خود-متمایزسازی و سبک های دلبستگی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل افراد متاهل مناطق 2 و 5 شهر تهران در سال 1399 می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 200 نفر از آنها انتخاب و به ابزارهای مقیاس چندبعدی حسادت زناشویی، مقیاس تجدیدنظر شده دلبستگی بزرگسالان و پرسشنامه خود-متمایزسازی پاسخ دادند. پس از اجرای پرسشنامه ها، اطلاعات جمع آوری شده به وسیله شاخص های آمار توصیفی و همچنین روش های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین حسادت زناشویی با دلبستگی ایمن همبستگی منفی و با دلبستگی اجتنابی و اضطرابی همبستگی مثبت وجود دارد، و در سطوح خود-متمایزسازی، جایگاه خود با حسادت زناشویی رابطه مثبتی داشت و سه بعد دیگر یعنی واکنش پذیری عاطفی، هم آمیختگی با دیگران و گریز هیجانی با حسادت زناشویی رابطه منفی داشتند و از بین سبک های دلبستگی، سبک دلبستگی اضطرابی پیش بینی کننده معناداری برای بعد شناختی حسادت زناشویی بود. می توان نتیجه گرفت که حسادت زناشویی به وسیله ابعاد دلبستگی و خود-متمایزسازی قابل پیش بینی است. بنابراین اقدام در جهت بهبود خود-متمایزسازی و سبک های دلبستگی می تواند باعث کاهش اثرات منفی حسادت زناشویی در زندگی زوجین شود.
تأثیر بازاریابی سیاسی ازطریق شبکه های اجتماعی بر وفاداری شرکت کنندگان در انتخابات از منظر حقوق جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر انتخابات زیر سایه شبکه های اجتماعی ملی، که در چارچوب قوانین حقوقی داخل فعالیت می کنند، رسانه ای شود، نه تنها شرکت کنندگان را در جریان مسائل انتخاباتی قرار می دهد، وفاداری آنها را نیز برای شرکت در انتخابات محک می زند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل تأثیر بازاریابی سیاسی ازطریق شبکه های اجتماعی بر وفاداری شرکت کنندگان در انتخابات، از منظر حقوق جمهوری اسلامی ایران است. جامعه آماری این پژوهش را افراد شرکت کننده در انتخابات (نامحدود) تشکیل می دهند که تعداد (384 نفر) از آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استانداردی بود که در این زمینه وجود داشت و روایی و پایایی پرسش نامه ها حاکی از آن بود که این ابزار دارای روایی و پایایی خوبی اند. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش ازطریق مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از Smart-PLS انجام شد. نتایج نشان داد شبکه های اجتماعی بر وفاداری شرکت کنندگان در انتخابات از منظر حقوق جمهوری اسلامی ایران تأثیر مستقیم و قوی دارد. با وجود مدل طراحی، می توان انتظار داشت که نهادهای مربوطه قادر باشند تا پوشش انتخاباتی کشوری را در استان کرمانشاه، زیر سایه شبکه های اجتماعی ملی برگزار و از این طریق به برگزاری هرچه پرشورتر انتخابات، کمک کنند.
مطالعه ی تطبیقی ارتباط دین و به هم پیوستگی اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسان از دیرباز، «دین» را به عنوان عامل مهمِ تأمین و حفظ به هم پیوستگی اجتماعی جوامع محسوب نموده و استدلال هایی را در معقول سازی این رابطه مطرح کرده اند. در مقابل، برخی نظریه پردازان متأخر سکولاریزاسیون در علوم اجتماعی این استدلال را مطرح نموده اند که امروزه یکی از مهم ترین پیامدهای مدرنیزاسیون و توسعه یافتگی بر حیات دینی جوامع آن بوده که پیوند دین و به هم پیوستگی اجتماعی را به شدت تضعیف نموده است تا جایی که به هم پیوستگی اجتماعی، دیگر وابستگی چندانی به دین و دینداری اعضای جامعه ندارد. در تحقیق حاضر، ابتدا استدلال های این دو دیدگاه نظری رقیب در جامعه شناسی به دو فرضیه ی متفاوت درخصوص چگونگی ارتباط دین با به هم پیوستگی اجتماعی ترجمه گردید. سپس، تلاش گردید با واحد تحلیل قرار دادن «استان» و استفاده از داده های جمعی نیمه ی دوم دهه ی 1390، اعتبار این فرضیات با روش تطبیقی درون کشوری در ایران مورد آزمون تجربی قرار گیرند. نتایج این آزمون از یک سو، حمایتی تجربی برای فرضیه ی سنتی در جامعه شناسی فراهم آورد مبنی بر آن که دین تقویت کننده ی به هم پیوستگی اجتماعی است. از سویی دیگر، یافته های تحقیق حمایتی تجربی برای پیش بینی نظریه پردازان سکولاریزاسیون فراهم نیاورد و فرضیه ی آن ها توسط شواهد تجربی برآمده از استان های ایران ابطال گردید. در مجموع، یافته های مربوط به آزمون تجربی فرضیات این تحقیق در ایران با روش تطبیقی درون کشوری و تحلیل بین استانی نشان داد که دین عامل مهمی در تقویت به هم پیوستگی اجتماعی است؛ حتی هنگامی که اثرات توسعه یافتگی کنترل و حذف شوند.