فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۰۱ تا ۴٬۷۲۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
توجه به مصرف کالاهای فرهنگی به عنوان یکی از عوامل مهم داوری های زیباشناختی و یکی از مولفه های ذایقه عمومی جامعه رو به فزونی است.در این مقاله، گروه نوجوان و جوان (29-15 ساله) در شهر تهران به عنوان شهر پیشرو در حوزه فرهنگی به عنوان گروه هدف مورد توجه قرارگرفته و عوامل جمعیت شناختی تاثیرگذار برذایقه مصرفی آنها مورد مطالعه قرار می گیرد. در کشور ما، سهم جمعیتی این گروه بیش از هر گروه دیگری است. نظریات مختلفی در مورد مصرف فرهنگی و عوامل موثر بر آن طرح و بسط داده شده است از جمله بوردیو در این حوزه جزو صاحب نظران مهم به شما می رود. وی از انواع سرمایه ها و نوع مصرف کالای فرهنگی را مرتبط با برخی از عوامل به ویژه پایگاه طبقاتی و اجتماعی می داند. در همین ارتباط، توجه به سبک زندگی جای مهمی را به خود اختصاص می دهد. با عنایت به مباحث نظری و جهت بررسی موضوع، نمونه ای به تعداد 366 نفر از دو مراجعه کنندگان به دو فرهنگسرای اشراق و بهمن انتخاب شده و پرسشنامه طراحی شده جهت برآورد نظرات پاسخگویان به آنها ارایه شد.نتایج نشان داد که عوامل جمعیتی از جمله جنس، سطح تحصیلات فرد و والدین، رتبه فرزند و موارد مشابه تاثیر قابل توجهی بر مصرف کالاهای فرهنگی مورد استفاده دارد.
پیکرک های دوره مفرغ قدیم تپه زرنق، نمودی از جوامع مردسالار در شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی فصل اول کاوش های باستانشناختی تپه زرنق آذربایجان شرقی در سال 1391، تعداد زیادی پیکرک گلی در اشکال انسانی و حیوانی مربوط به دوره مفرغ قدیم به دست آمد. در حالی که اکثر پیکرک های به دست آمده از کاوش های باستانشناسی در دنیا پیکرک های مونث الهه های باروری هستند؛ مطلب قابل توجه در اینجا پیکرک های انسانی از نوع مذکر است که مسلما وجود تعداد قابل توجهی از این نوع پیکرک، بیانگر نشانه هایی از ساختار اجتماعی و طرز تفکر آن جامعه بوده و حکایت از جایگاه اعتقادی ویژه این گروه پیکرک را دارد. با توجه به اینکه در اکثر محوطه های مربوط به دوره مفرغ قدیم فرهنگ کورا- ارس، بیشتر شیوه معماری و سفال های آن دوران مدنظر بوده و بر روی پیکرک های گلی به دست آمده پژوهش خاصی صورت نگرفته است، لذا در این مقاله تلاش شده است که با مطالعه پیکرک های فرهنگ کورا-ارس به تحلیل و طبقه بندی پیکرک های تپه زرنق و همچنین ارتباط این آثار با عوامل فرهنگی – عقیدتی و ساختار اجتماعی دوره مفرغ قدیم محدوده فرهنگ کورا – ارس پرداخته شود.
عقلانیت مدرسه و نظام شهروندی آن: مطالعه موردی دبیرستان های پسرانه شهرستان دلفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۱
103 - 120
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تلاش شده تا با تحلیل سازوکار نهفته در عقلانیت مدرسه و کردارهای گفتمانی آن، به چگونگی سوژه شدن دانش آموزان در این نهاد و نحوه ی تولید نظام شهروندی خاص آن پرداخته شود. از این رو، هدف پژوهش پیشِ رو، تلاش برای یافتن پاسخ به پرسش هایی از این قبیل است: چه عقلانیتی در پس کوششی که برای تکوین سوبژکتیویته دانش آموزان در جریان است قرار دارد؟ و در عمل، چه نوع شهروند و سوبژکتیویته ای از این رهگذر خلق می شود؟ چارچوب نظری اتخاذ شده برای پاسخ به این پرسش ریشه در آرای میشل فوکو دارد. روش انجام پژوهش از نوع کیفی و به شیوه ی مورد پژوهی ابزاری است. نمونه گیری به صورت نظری بوده و از ۲۵ نفر از دانش آموزان پسر مدارس مختلف شهرستان دلفان مصاحبه ی آزاد به عمل آمده است. براساس یافته های این پژوهش می توان گفت مدرسه با دستکاری در تجربه ی دانش آموزان، نظامی از شهروندی را بر آنان عرضه می دارد که حاصل آن تولید شهروندی منفعل، مصرف گرا و منفعت طلب است. به نظر می رسد چنین نظامی از شهروندی، نه تنها به فقر تخیل در دانش آموزان دامن می زند بلکه امکان تجربه ورزی جهت خلق سوبژکتیویته ای فعال و مسؤول را نیز از آنها دریغ می دارد.
مقایسه رضایت زناشویی در زنان با توجه به روابط قبل از ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۵۱
361-374
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه رضایت زناشویی در گروه های مختلف زنان با توجه به روابط قبل از ازدواج صورت پذیرفته است. نمونه این پژوهش علّی مقایسه ای (پس رویدادی) را 197 نفر از زنان متأهل شهر تهران تشکیل دادند که دو تا پنج سال از ازدواج شان گذشته بود. بر اساس یافته های پژوهش، در رضایت زناشویی (نمره به دست آمده از پرسش نامه انریچ) زنان در گروه های مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود دارد، به گونه ای که رضایت زناشویی به ترتیب از بیشترین تا کمترین در گروه های مورد مطالعه عبارت بود از: داشتن رابطه غیرپیشرفته با همسر، داشتن رابطه غیرپیشرفته با غیرهمسر، بدون رابطه، داشتن رابطه پیشرفته با همسر و داشتن رابطه پیشرفته با غیرهمسر. هم چنین، در تمام خرده مقیاس های رضایت زناشویی (شامل موضوعات شخصی، ارتباط زناشویی، حل تعارض، مدیریت مالی، فعالیت های اوقات فراغت، روابط جنسی، ازدواج و فرزندان، خانواده و دوستان و جهت گیری مذهبی) افراد دارای روابط غیرپیشرفته با همسر، نمرات بالاتری ثبت کردند. نتایج نشان دهنده این است که روابط قبل از ازدواج به صورت غیرپیشرفته با همسر می تواند رضایت زناشویی بیشتری به همراه داشته باشد. در مقابل، روابط پیشرفته قبل از ازدواج با همسر و غیرهمسر می تواند با کمترین رضایت زناشویی همراه باشد.
مطالعه شیوه های فرزندپروری ادراک شده نوجوانان بر اساس جنسیت و سن آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۵۱
447-459
حوزههای تخصصی:
شیوه های فرزندپروری نقش اساسی در تعیین سبک های زندگی نوجوانان داشته و بنابراین از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوه های فرزندپروری ادراک شده نوجوانان بر اساس جنسیت و سن آنان انجام شد. این پژوهش به روش پس رویدادی و با نمونه ای به حجم 623 نفر (311 دختر، ۳۱۲ پسر) که با روش نمونه برداری چندمرحله ای انتخاب شده بودند، انجام شد. داده ها پس از گردآوری به کمک پرسش نامه سبک های فرزندپروری بامریند، با روش تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل نشان داد اثرهای اصلی جنسیت و سن در سطح 0/01 معنادار بوده و والدین با فرزندان پسر بیشتر به شیوه مستبدانه و با فرزندان دختر بیشتر به شیوه مقتدرانه تعامل می کنند، آن ها در تعامل با نوجوانان 17ساله در مقایسه با نوجوانان زیر 17 سال بیشتر از سبک فرزندپروری سهل گیرانه استفاده می کنند. اثر تعاملی جنسیت و سن در سطح 0/05 و تنها در متغیر شیوه فرزندپروری سهل گیرانه معنادار بود، به این معنا که بر خلاف دختران، والدین همگام با افزایش سن فرزندان نوجوان پسر بیشتر از شیوه فرزندپروری سهل گیرانه استفاده می کنند. چنین نتیجه گیری شد که الگوهای تعامل والدین با فرزندان ثابت نبوده و در مجموع این الگوها متناسب با جنسیت و سن فرزندان تغییر می یابد.
نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی در بین سرمایه اجتماعی و خودکارآمدی در زنان فرهنگی شهرستان سرباز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش تبییننقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی در بین سرمایه اجتماعی و خودکارآمدی در زنان فرهنگی شهر سرباز بود. در این پژوهش از روش پیمایشی- همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان فرهنگی شهر سرباز و نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای تعداد 191 نفر انتخاب گردید. داده ها از روش پرسش نامه های بهزیستی روان شناختی ریف(1989) ، خودکارامدی آدامز و شرر(1982) و سرمایه اجتماعی سهامی (1387) گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر به روش بارون و کنی استفاده شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان دادند که خودکارآمدی با سرمایه اجتماعی و مولفه های آن به اسثتنائی مولفه اعتماد به خانواده رابطه مثبت و معنادار دارد. هم چنین، خودکارآمدی با بهزیستی روان شناختی و مولفه های آن رابطه مثبت و معنادار دارد. افزون بر این، نتایج تحلیل مسیر نشان دادند که متغیرهای اعتماد سیاسی و شبکه اجتماعی به صورت مستقیم بر متغیر خودکارآمدی تأثیر می گذارد و متغیر بهزیستی روان شناختی نقش واسطه ای بین سرمایه اجتماعی و خودکارآمدی ایفا می کند، اما مولفه های اعتماد به خانواده و مشارکت اجتماعی تاثیری معنادار بر خودکارآمدی نداشتند و تنها مولفه تاثیرگذار سرمایه اجتماعی بر بهزیستی روان شناختی، اعتماد سیاسی بود.
مقایسه ی مولفه های تربیتی فلسفه ی نو عمل گرایی ریچارد رورتی با فلسفه ی تربیتی اسلام (مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۳ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
197 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف این پژوهش بررسی تفاوت نگرش هایِی که از تأثیرگذارترین روش های فلسفه تعلیم وتربیت یعنی نئو پراگماتیسم رورتی و به تبع آن پراگماتیسم در دنیای غرب به ویژه در آموزش وپرورش ایالات متحده ومقایسه آن باشیوه تربیتی است که ازتعالیم اسلام بدست آمده است. روش شناسی: روش پژوهش به صورت کیفی و از نوع بررسی اسنادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اصلِ فلسفه تربیتی نو عملگرایی طرد موضوع حقیقتی فرای زبان وعینیت داشتن حقایق است و به همین لحاظ برای پرکردن شکاف هایی که باعث نسبی گرایی درحلت نازعات می گردد، دست به دامان اصولی شده است که این خلل هارا پرکند اما به این دلیل که نمی توان اصلیت فرد را درجامعیت یک فلسفه ی تربیتی جامع تبیین نمود بنابراین اصل برساخت زبان نوین را که طرحی آرمانی وایده هآ است مطرح می کند؛ و این موضوع بدین لحاظ که اصلی آینده نگراست نمی تواند مبنایی براین فلسفه تربیتی که اصولی عملی را پیشنهاد می دهد، باشد. نتیجه گیری: باید توجه نمود که بدون تحقیق و بررسی جوانبِ اصلی هیچ نوع فلسفه ی تربیتی غربی و مقایسه آن با فلسفه ی تربیتی اسلام که سالیانی بسیار در موردِ انسان و توجه به ابعاد دنیوی و معنوی آن پرداخته است، نمی توان نسخه ای برای شیوه های تعلیم و تربیت در ایران به دست داد.
«چپ اسلامی» و «توسعه لیبرالی» در ایران (مورد مطالعه: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تأملی جامعه شناختی در رویکرد جناح «چپ سنتی» به «توسعه» در سال های پس از جنگ (1376- 1384) است. توسعه در این پژوهش به تغییر اجتماعی سازمان یافته تعبیر شده است. در این پژوهش، در قالب مطالعه ای موردی بر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- به عنوان یکی از مهم ترین و منسجم ترین و «ایدئولوژیک ترین» تشکل های این جناح- تمرکز شده است. سپس نقد آنان بر سیاست تعدیل اقتصادی و واکنش آنان به نسخه ای از همین سیاست و مشارکت آن ها در «پروژة توسعة سیاسی» در عصر اصلاحات در چارچوب تغییر مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک پی گرفته شده است. این تشکل پیش از دوم خرداد منتقد جدی سیاست تعدیل اقتصادی بود و آن را «پروستاریکای نظام جمهوری» اسلامی می شمرد. قرارگرفتن در جایگاه اپوزیسیون قانونی، فروپاشی شوروی و «بحران» در ایدئولوژی چپ، تغییرات اجتماعی و فرهنگی و برآمدن ارزش ها و خواست ها و نیروهای اجتماعی جدید در کشور و مواجهه با بحث های تازة فکری، سازمان را در مدار تحول قرار داده است، اما آنچه معنا و مسیر و نمای بیرونی این تغییر را تعیین می کند، رخدادی پیشامدی و حادث است: دوم خرداد. پس از دوم خرداد سازمان هویتی اصلاح طلبانه می یابد و بازسازی نظم سیاسی را در صدر اهداف خود می نشاند، اما به عنوان عضوی مهم از ائتلاف اصلاح طلبی و با منطق اولویت دادن به بازسازی نظم سیاسی، لاجرم از بخشی از اهداف خویش، به طور عمده در حیطة اقتصاد، پس می نشیند و بر این انگاره تکیه می کند که هر تحولی از مسیر توسعة سیاسی و اصلاح ساخت قدرت می گذرد. این رویکرد پیامدهای متنوعی چه در عرصة نظر و چه در حیطة پرکتیس های سیاسی و اجتماعی دارد. در پژوهش حاضر، سویه های مختلف این رویکرد و ناسازه های مضمر در آن نشان داده می شود.
بررسی و ارزیابی مساجد شهر ایلام از لحاظ داشتن عناصر مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجد به عنوان عنصری اساسی در جامعه اسلامی همواره جایگاه مهمی در معماری ایرانی - اسلامی داشته و از این نظر مورد توجه بوده است. مساجد بر اساس معماری خاص خود، عناصر مشترکی دارند که آنها را از سایر بناهای مذهبی متمایز می سازد؛ از جمله این عناصر می توان به گنبد، مناره، شبستان، محراب و صحن اشاره کرد که با توجه به فرم و کارکردشان، در قسمت های مختلف مسجد قرار می گیرند. در این مقاله، علاوه بر نگاهی به عناصر مشترک مساجد ایران، مساجد شهر ایلام نیز از نظر اجزای تشکیل دهنده، مورد تحلیل قرار گرفتند. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی انجام شد و داده ها به شیوه پیمایشی و با مطالعات کتابخانه ای و مراجعه به محل (بررسی میدانی) گردآوری گردید. نتیجه تحقیق نشان می دهد که از بین تمام مساجد شهر ایلام (27 مسجد) تنها دو مسجد جامع و صاحب الزمان، دارای تمامی عناصر مشترک مساجد ایرانی هستند؛ همچنین در بین عناصر مورد اشاره، تنها شبستان و محراب در تمامی مساجد ایلام مشترک می باشند و سایر عناصر تنها در بعضی از مساجد رعایت شده؛ به نحوی که از مناره تنها در 15 مسجد، از صحن تنها در 10 مسجد و از گنبد تنها در 5 مسجد استفاده شده است و این امر، ضعف موجود در معماری مساجد شهر ایلام را نسبت به سایر مساجد کشور نشان می دهد.
کارآفرینی و نقش آن در توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزار های مهم برای برنامه ریزی و رسیدن به توسعه جوامع روستایی، کارآفرینی است. امروزه با توجه به مشکلات موجود در این جوامع، توجه و تأکید بر کارآفرینی روستایی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کارآفرینی می تواند با خلق فرصت های جدید اشتغال و درآمد، نقش مؤثری در بهبود وضع اقتصادی و معیشتی روستا ها داشته باشد. این مقاله با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی و نقش آن در توسعه پایدار روستا های استان ایلام نوشته شد. روش انجام تحقیق نیز توصیفی - تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای و میدانی بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات هم از آزمون T تک نمونه ای با تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده شد. جامعه آماری تحقیق، کارآفرینان برتر روستایی استان ایلام و تعداد معرفی شده از سوی استانداری ایلام، 50 کارآفرین بود که با توجه به تعداد کل، همگی برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. برای سنجش روایی پرسشنامه تنظیم شده نیز از تکنیک روایی محتوایی و صوری با قضاوت متخصصان (اساتید دانشگاه) درباره سؤال های تحقیق، استفاده گردید. پایایی ابزار سنجش تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مشخص شد که برای همه ابعاد مورد بررسی، بالای 75/0 می باشد و نشان دهنده قابلیت مطلوب پرسشنامه است. نتایج به دست آمده نشان داد که از بین عوامل مؤثر بر کارآفرینی، عامل اقتصادی، اثرگذارترین عامل در محدوده مورد مطالعه است. در بعد اقتصادی، شاخص تسهیلات بانکی با میانگین 64/3، بالاترین رتبه را به خود اختصاص داد؛ همچنین نتایج نشان داد که کارآفرینی روستایی، یکی از زمینه های مناسب برای ایجاد اشتغال در بخش های کشاورزی و غیرکشاورزی و یکی از عوامل مهم در دستیابی روستا ها به توسعه پایدار است.
نقش تفاوت های فرهنگی و هویتی در خودابرازی کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی؛ مورد مطالعه، دانشجویان دانشگاه های تهران، امیرکبیر و صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی، با قابلیت های خاص خود ازجمله مخاطب محوری، مشارکتی و تعاملی بودن، امکان گمنامی، و نظارت ناکافی، امکانات بالقوه ای را برای خودابرازی کاربران فراهم کرده اند. باوجود این، تفاوت های فرهنگی، در چگونگی خودابرازی کاربران در شبکه های اجتماعی تأثیرگذار است. این مقاله نقش تفاوت های فرهنگی را در خودابرازی دانشجویان سه دانشگاه تهران، امیرکبیر، و صنعتی شریف، در شبکه های اجتماعی فیس بوک و گوگل پلاس، بررسی و تبیین کرده است. به این منظور، یک پرسش نامه آنلاین، طراحی و به صورت تصادفی، برای دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد سه دانشگاه یادشده که کاربران شبکه های اجتماعی بودند، فرستاده شد. تعداد 371 دانشجو به سؤالات پرسش نامه پاسخ دادند. نتایج تحلیل کمّی داده ها نشان می دهد که زنان، در مقایسه با مردان و اقلیت های قومی، در مقایسه با گروه اکثریت، تمایل بیشتری به حمایت از تفاوت های فرهنگی خود در شبکه های اجتماعی دارند، اما این فعالیت در گروه اکثریت دینی (شیعه)، بیش از اقلیت های دینی ایران است و اقلیت های دینی در مقایسه با شیعیان به میزان کمتری به تولید محتوا در مورد حمایت از مذهب خود پرداخته اند.
تحلیل فضایی الگوی اشتغال زنان روستایی کشور در بخش صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجزیه و تحلیل روند اشتغال و ساختار آن در سطح کشور و مناطق مختلف آن مستلزم شناخت دقیق استعدادها و توان بالقوه ی بخش ها و ترکیب آن در مناطق می باشد. ازآنجایی که زنان نیمی از جمعیت روستایی کشور را تشکیل می دهند می توان با شناسایی وضعیت موجود، عوامل مؤثر بر مشارکت با توجه به مقتضیات محلی - منطقه ای و درنهایت درگیر نمودن پیش از پیش آن ها توسعه اقتصادی و نوسازی اقتصاد ملی را تسریع نمود. بر این اساس، در این پژوهش سعی شد با استفاده از رویکردهای تحلیل اکتشافی داده های فضایی به تحلیل الگوی توزیع فضایی اقتصاد پایه (LQ) زنان روستایی ایران در بخش کشاورزی پرداخته شود. داده های پژوهش از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 استخراج شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آماره های محلی و سراسری Moran's I و LISA به عنوان رویکردهایی از ESDA استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد شمال غرب کشور شامل استان های آذربایجان شرقی و غربی و بخش های از استان مرکزی از نواحی پایه، همچنین استان های غربی، جنوب و جنوب شرقی شامل استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و بخش های جنوبی استان کرمان از نواحی غیر پایه، در زمینه اشتغال زنان روستایی در بخش صنعت می باشند. همچنین یافته های شاخص موران سراسری نشان داد توزیع فضایی ضریب اقتصاد پایه (LQ) زنان روستایی کشاورز کشور به صورت اتفاقی یا پراکنده نبوده است بلکه به صورت خوشه ای توزیع شده است.
بررسی تأثیر ازخودبیگانگی اجتماعی در مسئولیت اجتماعی موردمطالعه: کارکنان شرکت نفت کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، بررسی تأثیر ازخودبیگانگی اجتماعی در مسئولیت اجتماعی کارکنان شرکت نفت کرمانشاه است. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جامعه آماری، کارکنان شرکت توزیع و پخش فراورده های نفتی، پالایشگاه و خط لوله کرمانشاه هستند. تعداد نمونه مدّنظر 400 نفر بود که با جدول لین و استفاده از دو روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری مانند همبستگی، مقایسه میانگین ها، رگرسیون چندگانه و سایر آزمون ها استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند میانگین مسئولیت پذیری اجتماعی برابر 51/83 است که این نمره در مقایسه با میانگین مدّنظر (105) در حد پایین تری قرار دارد و نشان می دهد کارکنان در سازمان مذکور، مسئولیت پذیری کمتری دارند. نتایج نشان می دهند ازخودبیگانگی اجتماعی درکل با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی (218/0- =r)، در بعد اقتصادی (234/0- =r)، در بعد اخلاقی (373/0- =r)، در بعد بشردوستانه (186/0- =r) و در کل با مسئولیت پذیری اجتماعی (36/0- =r) رابطه معنادار دارد. میزان برخورداری از امکانات رفاهی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی (157/0=r)، در بعد اقتصادی (011/0 =r)، در بعد اخلاقی (046/0=r) و در بعد بشردوستانه (106/0 =r) و در کل، با مسئولیت پذیری اجتماعی (116/0 =r) رابطه معنادار دارد. نتایج تحلیل واریانس نشان می دهند میانگین مسئولیت اجتماعی برای کارکنان با وضعیت شغلی رسمی (49/83)، وضعیت قراردادی (18/89)، وضعیت پیمانی (84/86) و شرکتی برابر (09/75) بوده که این تفاوت، معنادار و پذیرفته شده است. میانگین مسئولیت اجتماعی برای کارکنان با مقطع تحصیلی دیپلم و زیر دیپلم (38/83)، فوق دیپلم (31/89)، کارشناسی (54/80) و کارشناسی ارشد برابر (55/83) بوده که این تفاوت، معنادار و پذیرفتنی است. همچنین میانگین مسئولیت اجتماعی برای کارکنان ساکن منطقه یک، برابر (29/94)، ساکنان منطقه دو، برابر (11/81) و ساکنان منطقه سه، برابر (24/77) بوده که این تفاوت معنادار و پذیرفتنی است. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان می دهند چهار متغیر ازخودبیگانگی اجتماعی (38/0- = Beta)، میزان برخورداری از امکانات رفاهی (20/0- = Beta)، سکونتگاه اقتصادی اجتماعی (22/0 = Beta) و تحصیلات (19/0 = Beta) به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشتند، وارد معادله رگرسیونی شد و درمجموع، توانستند 48/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کنند و توضیح دهند (48/0=R² ).
بررسی جامعه شناختی رابطه بین کیفیت زندگی و طرد اجتماعی (مورد مطالعه: ساکنان منطقه 18 شهرتهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به رابطه بین کیفیت زندگی و طرد اجتماعی می پردازد. طرد اجتماعی به عنوان متغیر وابسته این تحقیق شامل چهار مؤلفه مشارکت اجتماعی، یکپارچگی هنجاری، دسترسی به حقوق اجتماعی و محرومیت مادی است. روش این تحقیق پیمایشی بوده و برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. حجم نمونه 384 نفر محاسبه و نمونه ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی در بین ساکنان منطقه 18تهران انتخاب شده است. یافته های تجربی نشان می دهد بیش از نیمی (7/50 درصد) از اجتماعات هدف از نظر میزان طرد اجتماعی در سطح بالا و (8/40 درصد) نیز در سطح متوسط قرار دارند. همچنین بین طرد اجتماعی و ابعاد کیفیت زندگی شامل مسکن، امکانات و خدمات شهری، حمل ونقل شهری، تفریحات و سرگرمی ها، امنیت و ایمنی و محیط زیست هم تغییری وجود دارد؛ بدین معنی که با کاهش میزان های طرد اجتماعی در منطقه، میزان رضایت مندی از ابعاد کیفیت زندگی افزایش می یابد.
نقش اهمال کاری شغلی در عدالت سازمانی ادراک شده مطالعة موردی کارکنان دانشگاه پیام نور همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور توصیف، پیش بینی و تبیین اهمال کاری شغلی ازطریق متغیرهای عدالت سازمانی انجام شده است. روش پژوهشازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ شیوة گردآوری و تحلیل داده ها، جزء پژوهش های توصیفی(غیرآزمایشی) است. طرح پژوهش از نوع طرح های همبستگی چندمتغیره است. جامعه آماری پژوهش، کلیة کارکنان دانشگاه پیام نور همدان در سال تحصیلی 1395-1394 به تعداد 80 نفر است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی و مطابق با جدول کرجسی و مورگان، نمونه ای به حجم 66 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها دو پرسش نامة اهمال کاری سازمانی (محقق ساخته) و پرسش نامة عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) را شامل می شود. برای آزمون فرضیه باتوجه به اینکه طرح پژوهش از طرح های همبستگی چندمتغیری است، از روش رگرسیون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد عدالت سازمانی که کارکنان سازمان، آن را ادراک می کنند پیش بینی کنندة معتبری از اهمال کاری شغلی است. به عبارت دیگر، بین عدالت سازمانی که کارکنان ادراک کردند و میزان اهمال کاری شغلی، رابطة منفی وجود دارد و عدالت مراوده ای نسبت به دو متغیر دیگر عدالت سازمانی (توزیعی و رویه ای)، ارتباط قوی تری با اهمال کاری شغلی دارد. براساس نتایج پژوهش متغیرهای سن، جنسیت، سابقة شغلی، مدرک تحصیلی و رشتة تحصیلی، رابطة معناداری با اهمال کاری شغلی نداشتند؛ اما میزان عدالت توزیعی ادراک شده در کارکنان زن به طور معناداری کمتر از کارکنان مرد است.
تحلیل ریشه های تخریب گرایی دربین نوجوانان در فضاهای عمومی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
83 - 108
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تخریب گرایی در فضاهای عمومی از پدیده های نامطلوب اجتماعی در اغلب شهرهای کشور است که آسیب های جدی را در پی دارد. ضرورت انجام این پژوهش، شناخت ریشه های بروز این پدیده توسط نوجوانان است. هدف اصلی پژوهش شناخت ریشه های تخریب گرایی در بین نوجوانان سنین 12 تا 18 سال است.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی است و برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، نوجوانان سنین 12 تا 18سال شهر زنجان (حدود 39727 نفر) در سال 1395، هستند. با استفاده از روش کوکران تعداد 400 نوجوان به عنوان حجم نمونه، برای تکمیل پرسشنامه به روش تصادفی ساده، انتخاب شده اند. وآزمون های پیرسون، تی مستقل و تحلیل مسیر، برای تجزیه و تحلیل داده ها، استفاده شده اند.
یافته ها: یافته ها نشان می دهند که بین متغیرهای زمینه ای، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، پایگاه فرهنگی، هیجانات روحی- روانی، جامعه پذیری و عوامل محیطی با تخریب گرایی در بین نوجوانان، رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: در نتیجه، انجام اقدامات در حوزه برنامه ریزی اجتماعی، فضایی، خانواده و آموزش و پرورش، می تواند از میزان آسیب های تخریب گرایی بکاهد.
اثربخشی آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوة قصّه گویی بر اساس قصّه های دینی و قرآنی بر هوش اخلاقی و هوش هیجانی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوة قصّه گویی بر اساس قصّه های دینی و قرآنی بر هوش اخلاقی و هوش هیجانی دختران نوجوان انجام شد. این پژوهش مطالعه ای نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن را تمام دانش آموزان دختر دورة دوم متوسطه استان کرمان در سال تحصیلی 95 1394 تشکیل می دادند. 42 نفر از این دانش آموزان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب، و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هرگروه 21 نفر). ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه هوش اخلاقی لنیک و کیل و پرسشنامه هوش هیجانی شات و همکاران بود. برنامه مداخله ای شامل نه جلسه آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوه قصّه گویی بود که به شرکت کنندگان گروه آزمایش ارائه شد و شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه شرکت کنندگان یک بار قبل و یک بار بعد از اجرای برنامه مداخله ای به پرسشنامه ها پاسخ دادند. در نهایت، داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمره های پس آزمون شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در هوش اخلاقی و هوش هیجانی به طور معنی داری بیشتر شده است؛ به عبارت دیگر، آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوه قصّه گویی بر اساس قصه های دینی و قرآنی در گروه آزمایش به افزایش هوش اخلاقی و هوش هیجانی منجر شده است.
بررسی الگوهای گذران اوقات فراغت توانخواهان جسمی (نمونه موردی: توانخواهان جسمی شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۱
152 - 184
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت توانخواهان به منظور شناسایی محدودیت ها و نقاط ضعف بر پایه نظر آنان امری لازم در برنامه ریزی است که نتایج حاصل، برای بهبود خدمات رسانی و سرمایه گذاری مناسب با هدف گذران حداقل بخشی از اوقات فراغت توانخواهان در جامعه مؤثر خواهد بود. هدف از پژوهش، شناسایی نحوه ی گذران اوقات فراغت توانخواهان جسمی در شهر کاشان است. تحقیق از نوع کاربردی و ابزار پژوهش، پرسشنامه ای با 66 گویه است که پس از مطالعه پیشینه و مبانی نظری تحقیق با رویکرد بهبود توانمندی توانخواهان جسمی در مدیریت اوقات فراغت خویش تدوین و طراحی گردید. روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به میزان 776/. به تأیید رسیده است. نتایج حاصل از پرسشنامه، با نرم افزارهای AMOS و SPSS تحلیل شده است. یافته ها نشانگر آن است که فعالیت های داخل خانه با بار عاملی 93/0 نقش بیشتری در گذران اوقات فراغت توانخواهان داشته است. معاشرت با دوستان با بار عاملی 77/. در رتبه دوم قرار گرفته است. فعالیت های کامپیوتری، رسانه های جمعی و خانواده به ترتیب در رتبه های بعدی قرار داشته است. نتایج بررسی مشکلات توانخواهان برای گذران اوقات فراغت بیانگر آن است که ایمنی کم وسایل ورزشی و عدم وجود وسایل مناسب برای ورزش با بار عاملی 90/0 از موانع اصلی گذران اوقات فراغت است. موانع مهم دیگر به ترتیب عدم تعبیه نیمکت، عدم وجود وسایل مناسب برای بازی، عدم وجود مسیرهای پیاده روی استاندارد، عدم وجودکفپوش مناسب و نبود پارکینگ به ترتیب با وزن های رگرسیونی 88/0، 82/0، 81/0، 77/0و 57/0 می باشد. به منظور بهبود الگوی گذران اوقات فراغت توانخواهان جسمی ارائه برنامه های توانبخشی مبتنی بر مشارکت جامعه ضرورت خواهد یافت. در این راستا در قالب فعالیت های ششگانه توانبخشی آموزش در خانواده، آموزش در جامعه، ارجاع به سطوح بالاتر حمایتی و هدایتی توانخواهان جسمی، فراهم آوری و ارائه وسایل کمک توانبخشی، اشتغال و کاریابی توانخواهان و حمایت اجتماعی توانخواهان جسمی می تواند در برنامه ریزی اوقات فراغت و توانمندسازی آنان اثر گذار باشد.
رابطه سلامت اجتماعی با میزان رضایت از زندگی زناشویی جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۲
245 - 274
حوزههای تخصصی:
بررسی و شناخت رابطه سلامت اجتماعی با میزان رضایت از زندگی زناشویی جانبازان بالای 25 درصد شهرستان های قصرشیرین و سرپل ذهاب استان کرمانشاه است. این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤالات است که آیا بین سلامت اجتماعی با میزان رضایت از زندگی زناشویی و متغیرهایی مانند درصد جانبازی، زمان جانبازی و مدت ازدواج رابطه وجود دارد؟ روش تحقیق پیمایشی و از نوع تبیینی می باشد، با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 235 نفر جانباز بالای 25 درصد به دست آمد. اعتبار ابزار سنجش با روش صوری و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ به تأیید رسید در نهایت داده ها با ابزار پرسشنامه به روش مصاحبه گردآوری و با استفاده از نرم افزار spss آزمون T و پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.بین سلامت اجتماعی با میزان رضایت از زندگی زناشویی جانبازان رابطه معناداراست. رابطه بین متغیر درصد جانبازی با رضایت از زندگی به لحاظ آماری معنادار نیست. اما متغیرهای زمان جانباز شدن، مدت ازدواج، رابطه معناداری با میزان رضایت از زندگی زناشویی در بین جانبازان مورد مطالعه دارند. در این پژوهش رابطه سطح کلان با سطح خرد مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. در نتیجه با افزایش سلامت اجتماعی رضایت از زندگی زناشویی جانبازان نیز افزایش می یابد. همچنین با افزایش مدت ازدواج میزان رضایت از زندگی زناشویی جانبازان کاهش می یابد، اما افزایش درصد جانبازی تأثیری در میزان رضایت از زندگی زناشویی جانبازان ندارد.