درخت حوزه‌های تخصصی

عرفان و تصوف در ادبیات

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲٬۳۶۸ مورد.
۴۱.

تحلیل کارکرد رخدادی تنشی ایمان در مثنوی (مطالعه موردی حکایت پادشاه جهود دیگر... و تفسیر قول حکیم...)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۶
نشانه شناسی تنشی، برآیند چرخش رویکرد از تقابل های گسسته به تفاوت های تنشی و نوسانی است. مطالعه گفتمان های ادبی از منظر نشانه شناسی تنشی، افق های تازه ای را درباره معنا و فرایند تولید آن می گشاید. این الگو، بازنمودی از ساختار و فرایند تنشی گفتمان ارائه می دهد که بر تعامل دوسویه نیروهای فشاره ای (عاطفی) و گستره ای (شناختی) استوار است و وجهی سیال دارد. مقوله ایمان در مثنوی مولوی یکی از چالشی ترین مضمون هایی است که وضعیتی تنشی برای گفتمان رقم زده است و «رخدادی تنشی» نامیده می شود. براین اساس، در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی تنشی، فرایندهای گفتمانی «ایمان« تحلیل می شود. این تحلیل در بستر سه سطح گفتمانی (نشانه شناسی گفتمان)، تجربه عاطفی (بیان عاطفی و نظریه احساس) و معنایی عرفانی انجام می گیرد و از این منظر به تحلیل دو روایت برجسته از دفتر اول مثنوی با عنوان: «حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی می نمود» و «تفسیر قول حکیم...» می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که الگوی رخدادی تنشی ایمان در مثنوی چه سازوکارهایی دارد و در بستر کدام عملیات و کارکردهای گفتمانی شکل می گیرد؟ هدف از پژوهش نیز بررسی چگونگی شکل گیری معنای سیال ایمان در بستر گفتمان های تنشی، نحوه تعامل ساختارهای زبانی، عاطفی و شناختی در این دو روایت و تأثیر آن بر فرایند تولید و گسست معنا است. تحلیل انجام شده بر پایه طرح واره های تنشی (اوج/ افت فشاره و گستره)، نظریه گسست پیوست گریماسی و تعامل دوسویه وجوه گفتمانی و عاطفی احساسی سامان یافته است. این روش تلاش دارد تا نحوه شکل گیری وضعیت رخدادی ایمان را در بستر تنش های درونی روایت و تعامل آن با ساختارهای ادراکی حسی مخاطب نشان دهد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو روایت، رخداد ایمانی در فرایندی دینامیک و فشاره ای و با جهت گیری نیروهای تنشی شکل می گیرد. این تحلیل، همچنین ظرفیت های غنی متون عرفانی فارسی را برای پذیرش خوانش های نوین نشانه شناختی آشکار می سازد.
۴۲.

بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۰
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
۴۳.

تحلیل و تطبیق اسطوره دئنا در ارداویراف نامه و کمدی الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۷
باور ها و تفکرات یک تمدن، در اسطوره ها، کهن الگو ها و در پی آن، در ادیان آن کشور نمود داده می شود و به تدریج به هویت مردم آن کشور تبدیل می شود . دین زرتشتی یکی از ادیان کهن ایرانی است که در تاریخ شکوفایی ایران نقش بسزایی داشته است. در این پژوهش ابتدا به دئنا (دین)، یکی از قوای تشکیل دهنده انسان از منظر دین زرتشتی پرداخته و در ادامه با دنیای معنوی ارداویراف نامه و کمدی الهی دانته آلیگیری تطبیق و تحلیل می شود. تاکنون متون و کتب متفاوتی درمورد دئنا، در موقعیت های جغرافیایی متفاوت نوشته شده است که نشان می دهد این ایزدبانو در مکان های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از جمله این کتاب ها می توان به ارداویراف نامه اشاره کرد که کمدی الهی شباهت بسیاری به آن دارد. این پژوهش به روش تحلیلی تطبیقی به تعریف دئنا می پردازد و نقش این اسطوره را در کمدی الهی و ارداویراف نامه بررسی می کند و در پایان به این نتیجه می رسد که دانته، از ظهور ویرژیل تا لحظه خداحافظی بئاتریس و دانته، به شیوه تمثیلی از دئنا و چیستا استفاده کرده و ویژگی های دئنا را به بئاتریس و ویژگی های چیستا را به ویرژیل تعمیم داده است.
۴۴.

بررسی و مقایسه سیمای قلندر در غزلیات سنایی، عطار، عراقی و مغربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
شعر قلندری یکی از شاخه های مهم ادبیات عرفانی است که بن مایه های آن با شعر سنایی به شعر عرفانی راه یافته است. پس از سنایی، عطار و عراقی با قلندر خواندن خود، اصول قلندری را در شعر خویش بیان کرده اند. مغربی، شاعر عارف سد ه های هشتم و اوایل نهم هجری نیز با بزرگداشت نام این سه شاعر عارف در دیوان اشعارش، بر تأثیرپذیری خود از آنان، به ویژه عراقی، صحه می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سیمای قلندر در شعر این چهار شاعر، با روش توصیفی تحلیلی و پژوهش متنی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلندر و آیین قلندری در نگاه این شاعران، گاه چشم اندازی مشابه و گاه سیمایی متفاوت دارد. یافته ها نشان می دهد که قلندریات در نگاه سنایی و عطار از یک سو، و عراقی و مغربی ازسوی دیگر، در اصولی همچون «توبه شکنی سریع و مکرر» و «گریز از مظاهر صلاح به فساد» مشترک است و در مؤلفه هایی نظیر «منفور یا مقبول دیدن چهره قلندری»، «طول مسیر میان مسجد و میخانه» (به منزله پایگاه صلاح و فساد) و... با هم تفاوت دارد.
۴۵.

استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۱
استعاره مفهومی رویکردی نوین به متون ادبی است که با کمک آن می توان از راهبرد و تجربه موجود از مفاهیم عینی به درک مفاهیم انتزاعی رسید و در نهایت، اندیشه های پنهانی نویسنده را برای مخاطب آشکار کرد. از آنجا که زبان عرفان، زبان رمز و اشاره است، بنابراین گاه شاعر، قالب این قواعد را برای بیان اندیشه ها و تجربه های خود تنگ می بیند و از ابزار استعاره بهره می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در نظر دارد به بررسی استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که همانند شدن عشق به آتش، غیرت، کشتی، نور، چوگان و زندگی در لایه های پنهان ذهن مولانا وجود داشته و به وسیله این مفاهیم عینی، مفهوم انتزاعی «عشق» را برای مخاطبان خویش، مفهوم سازی و ملموس کرده است. همچنین خاصیت ترک نام و ننگ در راه عشق، رسیدن به فنا و بی خودی، گذرا بودن عشق، بی قراری و باختن در عشق و در نهایت راز بودن و وحدت و یکپارچگی عشق در دفتر چهارم مثنوی، دیدگاه و اندیشه مولانا و تأکید و توجّه وی را به این مقوله عرفانی نمایان ساخته است.
۴۶.

خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۳
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .
۴۷.

فرآیند گذار از «تبیین ساختاری» به «تأویل وجودی»: خوانش هرمنوتیکی در غزلی از عطار بر مبنای نظریه «استعاره زنده» از پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۷
غزلیات عطار نیشابوری با زبان نمادین و ساختار چندلایه، بستری غنی برای تحلیل متون عرفانی از منظر نظریه های معاصر فراهم می کند. این پژوهش با هدف واکاوی فرایند آفرینش معنا در غزل عطار و ارائه الگویی نو برای خوانش متون عرفانی، غزلی را در چارچوب نظریه «استعاره زنده» پل ریکور تحلیل می کند. روش تحقیق حاضر مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و بر پایه نقد ریکور بر نظریه های «جانشینی» سنتی در سطح واژه، بر سازوکار نظریه «تنش یا تعاملی» در سطح گزاره و گفتمان تمرکز دارد. غزل منتخب براساس پیچیدگی استعاری و انطباق با قوس هرمنوتیکی ریکور (تبیین، فهم، تخصیص) انتخاب شده است. یافته ها نشان می دهد که استعاره های بنیادین این غزل، ازطریق تنش حاصل از برهم کنش دو حوزه معنایی نامربوط، سه سطح اساسی کشف معنا را محقق می سازد: خلق تقابل های هستی شناختی، ترسیم مسیر تحول وجودی از سیر طلب تا فنا و رسیدن به اوجی که در آن، سکوت، والاترین زبانِ ادراک حقیقت می شود و بدین ترتیب تجربه عرفانی را به گفتمانی زنده بدل می سازد. این مطالعه با پیوندِ پدیدارشناسی هرمنوتیکی و عرفان شرقی، ظرفیت های نظریه ریکور را در تحلیل مفاهیم متعالی می سنجد و در قالب الگویی نظام مند، ابزاری تحلیلی برای متون عرفانی فراهم می آورد؛ خوانشی نوین که ظرفیت های نهفته در متن را در پرتو این نظریه آشکار می سازد.
۴۸.

تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۳
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.
۴۹.

بازآفرینی اسطوره ققنوس در شعر معاصر فلسطین با تکیه بر رویکرد میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
اسطوره، نیرویی فعال با وزنی کلان و منشور عملی جوامع بدوی است. شاعران فلسطینی با پیوند اسطوره انسان بدوی به زندگی انسان امروزی، به دنبال رساندن منظوری خاص از دغدغه های خود هستند. آن ها با کاربست اسطوره های گوناگون، از جمله اسطوره ققنوس، تصویری شاعرانه از آلام و رنج های خود به نمایش می گذارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده و رویکردی هرمنوتیکی، خوانش شاعران معاصر فلسطین از اسطوره ققنوس را بررسی می کند. در این راستا، ابتدا نمادها، رمزگشایی و ابعاد زبانی و نحوی اشعار تحلیل می شود و سپس بر اساس نظریه الیاده، لایه های پنهان معنایی این اشعار آشکار می شود. با توجه به آرای الیاده در ارتباط با اسطوره های بازگشت به بنیان، نگارندگان پس از کشف چگونگی بازگشت ققنوس، به این مسأله پاسخ می دهند که شاعران فلسطینی با کاربست این اسطوره به خلق چه مضامینی در سروده های خود پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمیح القاسم با نگاهی مأیوس، تنها از ویژگی های پرنده ققنوس برای تصویرسازی شعری استفاده می کند. فدوی طوقان و معین بسیسو با کاربست این اسطوره، به بیان اهداف سیاسی و اجتماعی می پردازند و در مقابل، کاربست این اسطوره در شعر محمود درویش در خدمت مفاهیم شخصی است.
۵۰.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۵
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۵۱.

بررسی کشتی یعقوب با خدا در عهد عتیق در آیینه علم الاسماء سنت عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۲
این مقاله به بررسی داستان کشتی یعقوب با خدا در کتاب مقدس می پردازد. این داستان با رویکرد نو و از منظر علم الاسماء الهی در سنت عرفان اسلامی مورد تحلیل قرار گرفته است. مفسران کتاب مقدس، هماورد یعقوب در این داستان را خدا، فرشته و یا عیسو در نظر آورده اند و برخی این واقعه را رویایی پیامبرانه دانسته اند. فارغ از اینکه هماورد یعقوب که بوده، همچنان که در نظرگاه سنت عرفان اسلامی، عالم هستی و همه مخلوقات مظاهر اسماء الهی هستند و در همه آنات، خلق و مقدرات و مسائل عالم با روابط میان اسماء، تدبیر و نمایان و جاری می شوند. از همین منظر، می توان این واقعه را در آینه علم الاسماء الهی و با الهام از قاعده تخاصم و تناکح اسماء بررسی کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد پدیدارشناسانه مبتنی بر نظرگاه عرفانی به این داستان از کتاب مقدس نظرکرده و فهم تازه ای از آن ارائه داده است. غلبه یعقوب در مقام انسان کامل و «تجلی جامع اسماء الهی» در عصر خود و هماورد او در شأن «جلوه ای از اسماء الهی جزئی»، همان غلبه اسم جامع بر اسم جزئی الهی است؛ بنابراین، این واقعه را می توان صورتی از تخاصم و تناکح اسماء الهی دانست که به سبب تفاوت مراتب اسماء الهی و احاطه و برتری بعضی بر بعضی دیگر رخ نموده است. این نوشتار بر آن است تا براساس قاعده ای در مبانی سنت عرفان اسلامی، امکان گشایش باب جدیدی در رجوع به متون ادیان کهن فراهم آورد.
۵۲.

بررسی انواع حجاب های نورانی و ظلمانی در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۶
یکی از مهمترین موانعی که عرفا در راه رسیدن به محبوب لایزالی با آن مواجه می شوند، حجاب های عرفانی است. حجاب اسم عامی است که در متون عرفانی برای هرچیزی که سدّ راه سیر و سلوک عارف شده و او را از حق باز می دارد، گذارده می شود. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد بر این مهم تاکید دارد که انسان باید به مدد شریعت و طریقت، روح گرفتار در بند جسم را به حق بازگرداند اما ودیعه های الهی نزد انسان می تواند حجابی باشد که نه تنها مانع نیل به مقصود گردد، که انسان را از صراط مستقیم دور سازد. از اینرو سالک باید انواع حجاب، چرایی وجود آنها و راه کشف این حجب را بشناسد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به دو دسته کلی از حجاب های نورانی و ظلمانی نظر دارد. حجب نورانی که شامل سترهایی چون عبادات صوری و صفات جمال و جلال می شوند، بسامد کمتری نسبت به حجاب های ظلمانی دارند. در نگاه رازی حجاب های ظلمانی، به مواردی چون حجاب بشریت، نفس، تقلید، عبارت، تلوین و عقل تقسیم می شوند. رازی بر آن است که آدمی تنها به مدد ذکر حقیقی می تواند، ستر ظلمت را زدوده، به شهود و در غایت به قرب حق، قرب نوافل، نائل شود. در پژوهش پیش رو، نویسنده برآن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از چیستی، چرایی و انواع حجب ظلمانی و نورانی در مرصاد العباد و راه های زدودن آن از منظر نجم الدین رازی پرده بردارد.
۵۳.

راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
مدل ناهم خوانی-گره گشایی (Incongruity-Resolution Model) یا IR که به طور سنتی ریشه در مطالعات طنز دارد تاکنون به طور گسترده در تحلیل متون عرفانی به کار گرفته نشده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل توسعه یافته برای بررسی راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی، می کوشد ضمن توسعه نظری مدل مذکور، انطباق پذیری آن را با زمینه های غیر طنزآمیز و پیچیده تعلیمی-عرفانی نشان دهد. به این منظور به تحلیل کیفی صد گفت وگوی منتخب از آثار عطار می پردازد که براساس انواع ناهم خوانی (مبتنی بر چارچوب و مبتنی بر کلام) و سازوکارهای گره گشایی (مبتنی بر چارچوب، مبتنی بر کلام یا مبتنی بر استنباط) در شش الگو طبقه بندی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در گفت وگوهای عرفانی ناهم خوانی صرفاً تنش شناختی را برنمی انگیزد، بلکه جنبه آموزشی دارد و با بی ثبات کردن چارچوب های شناختی متعارف، خواننده را به سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق می دهد. برخلاف طنز که به گره گشایی سریع و خطی تمایل دارد، گفت وگوهای صوفیانه از گره گشایی به شیوه ای باز و چندلایه بهره می برند و فرایند تفسیری تکرارشونده ای را پرورش می دهند که با اهداف شناختی و معنوی آموزش صوفیانه هم سو است. تلاش شناختی مخاطبان برای گره گشایی در طنز در نهایت به سرگرمی و لذت می انجامد حال آنکه در گفت وگوهای عرفانی، این لذت به شکل بینش معنوی یا روشنگری تجلی می یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل IR چارچوبی ارزشمند برای درک فرایندهای پویای شناختی زیربنایی گفت وگوهای عرفانی فراهم می آورد، اما باید تکامل یابد تا ماهیت چندلایه و گاه حل نشده ناهم خوانی ها در گفت وگوهای عرفانی را در نظر بگیرد.
۵۴.

کمال گرایی در آثار عطار براساس دیدگاه اخلاقِ مراقبت و همدلی نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۹
عطار نیشابوری(540 – 618 هه. ق)، در آثار خویش به موضوع انسان، کمال و سعادت او و راه های رسیدن به آن پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، تلاش دارد تا وجوه اشتراک کمال گرایی را در آثار عطار براساس آرای نل نادینگز (قرن بیستم) مفسر تعلیم و تربیت در خصوص اخلاق مراقبت و همدلی به مثابه نظام ِ ارزشی انسانی تبیین سازد. محور معنویت، در زندگی آدمی، در جهت کمال و ارتقای روحانی انسان، اهمیت وافری دارد. براساس باور نل نادینگز، مراقبت، اساس روابط انسانی را تشکیل می دهد. براساس ماحصل تحقیق، روابط مراقبتی، همدلی و توجه به دیگری دارای اهمیت ویژه ای در اخلاق مراقبت است؛ به نحوی که کل زندگی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد. تمام فعالیت های ما و ارزش های زندگی، حول مراقبت نظم پیدا می کند. آثار عطار نیز مؤلفه های اخلاق مراقبت را بازنمایی می کنند و دارای تمامی ویژگی های اخلاق مراقبت هستند. اخلاق مراقبت در آثار عطار، نگرشی اخلاقی مبنی بر انسجام بخشی مطلوب به جامعه است و به عنوان ارزشی انسانی، مدّ نظر قرار می گیرد و می تواند در جامعه ترویج شود تا در کنار سایر رویکردهای اخلاقی، پاسخگوی بخشی از نیاز امروزی جامعه باشد.
۵۵.

تمثیل مرگ اختیاری در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۶
بحث مرگ یکی از مهم ترین بنیان های فکری مولوی است که با عناوین گوناگون مطرح شده است. او سعادت انسان ها را در تزکیه نفس و مرگ رذایل پیش از اجل مسمی می داند. مولوی معتقد است کسانی که مرگ ارادی برگزینند انتقال روح هنگام مرگ طبیعی ندارند زیرا پیش از مرگ، روح آنان به خاطر تحصیل حاصل در عالم قدس جای دارد. او در کتاب مثنوی، شخصیت هایی همچون پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) را بهترین الگو برای طریق موت ارادی می داند و نه تنها مرگ اختیاری را منافی نابودی دانسته بلکه به تبیین تکاملی آن به عنوان سنگ محک، ابزار تحول و غنیمت الهی پرداخته با عناوینی مانند: آب حیات، دریای اسرار الهی، عشق، نور، آزادی، گنج، هدیه ی الهی، جاودانگی، تولد دوم، مرگ بی مرگی، برگ بی برگی، منادی وحدت، فقر و فنای فی الله و ... از آن یاد کرده مراتب کمال آن در انا الحق حلاج دیده است. این مقاله به شیوه ی تحلیلی- توصیفی، نکات ظریف و عالمانه و نگرش تمثیلی مولانا به مرگ اختیاری که خاص عارفان و واصلان است، بررسی کرده است. جامعه ی آماری پژوهش کتاب مثنوی مولوی و نمونه های آماری بخش هایی از کتاب مذکور است که به مرگ اختیاری اشاره کرده است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی و کتاب خانه ای است. یاسخ پرسش این تحقیق، رسیدن به مصادیق تمثیلی مرگ اختیاری در مثنوی است.
۵۶.

بررسی قوت ها و ضعف های مدل های زبانی بزرگ در تحلیل متون عرفانی (مطالعه موردی نی نامه مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۸
امروزه هوش مصنوعی نقشی پررنگ و گسترده در پژوهش ایفا می کند، اما به کارگیری این فناوری در تحقیقات ادبی، به ویژه متون عرفانی که ذاتاً پیچیدگی ها و ظرافت های خاص خود را دارند، دشوار و شاید غیرممکن به نظر برسد. ازاین رو، پژوهش حاضر بر آن است نقاط قوت و ضعف هوش مصنوعی را در فهم متون عرفانی ارزیابی کند. بدین منظور، توانایی سه مدل زبانی بزرگ شامل ChatGPT، Google Gemini و Claude در تحلیل و تفسیر متون عرفانی فارسی، با تمرکز بر نی نامه مولانا، بررسی شد. نی نامه به دلیل مفاهیم نمادین، استعاره های پیچیده و لایه های معنوی عمیق، به مثابه معیاری برای سنجش توان ادراکی این مدل ها انتخاب شد. روش پژوهش به صورت کیفی و با طرح دو پرسش انجام گرفت: درک و تفسیر تک تک ابیات نی نامه و برداشت کلی از مفاهیم این اشعار. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های زبانی بزرگ در ارائه معانی تحت اللفظی عملکرد خوبی دارند؛ اما در درک استعاره ها، مفاهیم نمادین و زمینه های فرهنگی، ادبی و تاریخی متن با چالش هایی جدی روبرو هستند. افزون بر این، این مدل ها در فهم ارتباطات عمودی ابیات و شگردهای بلاغی همچون ایهام و جناس ناتوان هستند. درنهایت، این مقاله ضمن تأکید بر نقاط قوت این مدل ها مانند سرعت تحلیل متون، بر لزوم بهبود آنها ازطریق آموزش با داده های تخصصی عرفانی و همکاری میان متخصصان هوش مصنوعی و پژوهشگران ادبی تأکید می کند. این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری مکمل برای تسهیل درک ادبیات عرفانی به کار گرفته شود؛ اما برای دستیابی به تحلیل های عمیق تر نیازمند بهینه سازی های جدی است.
۵۷.

سبک اقناعی مکاشفات تذکره الاولیاء در تعلیم مبانی عرفان عملی و نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
در اصطلاح عرفانی مکاشفه به معنای آشکار شدن حقایق معنوی و امور غیبی بر قلب عارف است. رویارویی بی واسطه عارف با حقایق امور در مکاشفات، دربردارنده نکات ارزشمندی در حوزه مسایل معنوی و خصوصا عرفان عملی و نظری است. تذکره الاولیای عطار مشتمل بر مکاشفات و حکایات فراوانی درباره یافته ها و کشف و شهودهای عرفانی عارفان است که بلاغت کلام و لحن و فضای سخن به آن جلوه ویژه ای بخشیده است. عطار با هدف ایجاد تغییر در رفتار و نگرش مخاطبان خود به نقل مکاشفات عرفا پرداخته است و از سبکی اقتاعی به منظور تعریف و تعلیم آموزه های عرفانی استفاده-کرده است. از این روی، مقاله حاضر به بررسی سبک اقناعی و شگردهای بلاغی مکاشفات تذکره الاولیاء در آموزش مبانی عرفان عملی و نظری پرداخته است. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که عطار در نقل مکاشفات اولیاء، با اسلوب اقناعی مانند تبشیر، تحذیر، تلمیح، استفهام به شیوه ای غیرمستقیم با برانگیختن احساسات و اندیشه مخاطب، ایجاد حس ترس یا اشتیاق، تداعی مکاشفه در ذهن و همذات پنداری با عارف، به تعلیم مقامات و احوال در عرفان اسلامی مانند توحید، تجلّی، معرفت به حق، ولایت و انسان کامل می پردازد.
۵۸.

نقش قوه خیال در رابطه مرید با مراد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۳
مفهوم خیال یکی از مفاهیم پیچیده و چندوجهی است که در زمینه های مختلف معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی بررسی شده و نقش و جایگاه ویژه اش در هر یک از این حوزه ها بیان شده است. رابطه میان مرید و مراد، از جمله روابط مهم در حوزه عرفان به شمار می رود. ما در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، نقش قوه خیال را در رابطه میان مرید با مراد بررسی می کنیم. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که مرید از طریق خیال، می تواند طریق درست را از مراد یاد بگیرد و براساس آن قدم بردارد؛ همچنین طهارت، برجسته ترین ویژگی مرید است. مرید، طهارت ظاهری و باطنی را از مراد دریافت می کند و این دریافت، از طریق قوه خیال امکان پذیر است. مراد، از طریق خیال می تواند بر مرید، چه از لحاظ ظاهری و چه از نظر باطنی تسلط کامل در سلوک داشته باشد.
۵۹.

تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۵
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
۶۰.

بررسی آزمون های پهلوانی گرشاسپ در گرشاسپ نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۶
سفر قهرمان در اساطیر جهان همواره با خطرها و آزمون هایی مواجه بوده است و پهلوانان جهان همواره تلاش کرده اند از این موانع عبور نمایند تا به پیروزی بزرگ، امتیاز ویژه، مقام بلند، ازدواج با شاه دخت و غیره برسند. گرشاسپ در اساطیر ایران یکی از پهلوانانی است که شرح پهلوانی او، به ویژه مبارزه اش با اژدها، از بن مایه هایی است که داستان قهرمانی و مبارزه او دیگر پهلوانان ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار داده تا به حدی که عده ای اژدهاکشی دیگر پهلوانان را متأثر از مبارزه او با اژدها می دانند. این قهرمان، همانند تمام قهرمانان اساطیری جهان، در مسیر پهلوانی خود موانع و آزمون های بسیاری داشته است. هدف این تحقیق بررسی موانع و آزمون های سفر گرشاسپ در گرشاسپ نامه اسدی طوسی است. آزمون مواجه با پری، مبارزه با اژدها، گذر از بیابان، گذر از آب، آزمون های چندگانه ضحاک، آزمون معنوی برهمن، آزمون کمان کشی پادشاه روم برای گرشاسپ و موارد دیگر از آزمون هایی هستند که شواهدی از آنها را می توان در گرشاسپ نامه اسدی طوسی پیدا کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان