فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۸۱ تا ۹٬۸۰۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا مشخصه های تمایزدهنده دستگاه واجی زبان فارسی را براساس ویژگی های تولیدی آنها توصیف می کنیم و سپس جدول مشخصه ای واج های این زبان را ترسیم می کنیم. در بخش بعد، نظریه هندسه مشخصه ها را به اختصار معرفی، و درخت مشخصه ای این زبان را ترسیم می کنیم و از دل آن، درخت های صدایی تک تکِ واج های فارسی استخراج می کنیم. در بخش پایانی این مقاله با ذکر چند مثال از اهمیت تحلیل مشخصه ای در تبیین طبقات طبیعی صداها و طبقات طبیعی مشخصه ها سخن می گوییم، و نهایتا از دو طبقه طبیعی مصوت های بلند و کوتاه در فارسی سخن می گوییم که تنها دارای نیمی از ویژگی های طبقات طبیعی صداها هستند و به همین دلیل آنها را طبقات طبیعی ناقص می نامیم.
رده ریتمی زبان فارسی: رویکردی واج شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رده شناسی ریتم، زبان ها در دو رده ریتمی تکیه زمان و هجا زمان جای می گیرند. پژوهش های نخستین وجه ممیز این دو رده را یکسان بودن فواصل بین تکیه ای در زبان های تکیه زمان در برابر یکسان بودن دیرش هجاها در زبان های هجا زمان می دانستند. پژوهش های متأخرتر نشان داده اند که ادراک ریتم متفاوت در این رده های زبانی برآیند ویژگی های کل نظام واجی این زبان هاست. بررسی زبان های این دو رده نشان داده است که در زبان های تکیه زمان، تکیه در واژگان قید می شود، همبسته های صوت شناختی تکیه قوی هستند، فرایندهای واجی حساس به تکیه در آن ها مشاهده می شوند و ساختارهای هجایی آن ها نسبتاً پیچیده است. در مقابل، در زبان های هجا زمان، تکیه در واژگان قید نمی شود، همبسته های صوت شناختی تکیه بسیار ضعیف هستند، فرایند واجی حساس به تکیه در آن ها مشاهده نمی شود و ساختار هجایی به نسبت ساده است. در پژوهش حاضر به بررسی این ویژگی ها در زبان فارسی پرداخته ایم. این بررسی نشان می دهد که زبان فارسی ویژگی های یک زبان هجا زمان را نشان می دهد. این فرضیه مطرح شد که که رده ریتمی در این زبان متأثر از ویژگی های واجی است. یافته های پژوهش حاضر شاهدی است مبنی بر اینکه تکیه نقش اندکی در نظام واجی زبان فارسی ایفا می کند؛ از این رو، این زبان به رده زبان های هجا زمان تعلق دارد.
بررسی فرانقش بینافردی در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افراد سالم بر اساس دستور نقشگرای نظام بنیاد هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسکیزوفرنی نوعی بیماری روانی است که عملکردهای شناختی و سطوح مختلف زبان را تحت تأثیر قرار می دهد. گفتمان یکی از حوزه هایی است که در این بیماری به شدت آسیب می بیند. در این پژوهش 11 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 11 فرد سالم از نظر کاربرد نقش های متعلق به فرانقش بینافردی در چارچوب دستور نقشگرای نظام بنیاد مقایسه شدند. مصاحبه های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان دادند که در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با افراد سالم از نظر کاربرد قطبیت (بند مثبت و منفی)، وجه نمایی (افزوده وجهی و محمول وجهی)، زمان گذشته و حال، نقش های گفتاری خبری، پرسشی پرسشواژه ای و امری، فاعل، متمم و افزوده حاشیه ای تفاوت معنادار وجود داشت. اما در کاربرد زمان آینده، نقش های گفتاری پیشنهادی و پرسشی بلی/خیر میان گفتمان دو گروه آزمودنی تفاوت معناداری یافت نشد. بنابر یافته های این پژوهش و هم راستا با مطالعات پیشین، تحلیل دقیق گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از طریق نظام های بینافردی می تواند به تفسیر جامع ساختار گفتگو، کیفیت روابط بینافردی و عملکردها و نگرش های آن ها کمک کند. نظام های گفتمان بینافردی می توانند در ارائه نمایه ای از میزان شدت اختلالات عاطفی و اجتماعی و گفتار ناپیوسته در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به کار روند.
بررسی نقش ساخت اطلاع در خروج موضوع (با استناد به داده هائی از کردی جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ساخت اطلاع یا نحوه توزیع اطلاع بر روی تشکیل ساخت های موسوم به خروج در کردی جنوبی (کلهری) است. بر این اساس سعی شده است تا مصادیق مبتدائی و کانونی عبارات شناسائی و احتمال خروج آن ها در داده ها بررسی شود. ساخت اطلاع یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند صورت نحوی جملات را دستخوش تغببر کند. این پژوهش عمدتاً بر اساس چارچوب ارائه شده در لامبرکت (1994 و 2001) انجام گرفته است. برای گردآوری داده ها از شیوه میدانی، مشاهده، مصاحبه و مراجعه به منابع کتابخانه ای استفاده شد. از لحاظ روش تحقیق، پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که فاعل و مفعول مبتدائی به عنوان موضوع های اصلی در ساختار موضوعی بند می توانند تحت فرایند خروج به چپ (به عنوان مبتدا) و خروج به راست (به عنوان ضد مبتدا) قرار بگیرند، در حالی که جای خالی آن ها در ساختار موضوعی به وسیله ضمایر جبرانی (ضمیر محذوف فاعلی و ضمیر مفعولی پی بستی) پر می شود. در مقابل، خروج موضوع کانونی از درون بند و قراردادن آن در آغاز یا پایان بند به صورت یک گروه اسمی منفک از لحاظ کلامی ناممکن یا نابجا تلقی می شود. بر اساس نتایج پژوهش، می توان دو الگوی نحوی را در کردی جنوبی متصور شد. نخست، اگر موضوع های فعلی کانونی باشند، شاهد توالی غیرمنعطف و بی نشان فاعل + مفعول+ فعل هستیم و اگر موضوع ها مبتدائی باشند، آن گاه شاهد انعطاف پذیری ساختار جمله و خروج آزادانه موضوع ها و یا حتی حذف آن ها خواهیم بود.
تحلیل گفتمان وندایکی هویت زنان در چهار رمان منتخب فارسی (سووشون، چراغ ها را من خاموش می کنم، سال بلوا، شوهر آهو خانم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
119 - 91
حوزههای تخصصی:
هویت زنان و مسائل پیرامون آن ها از موضوعات مهم این روزهای جامعه جهانی است؛ اما این بخش از جامعه به علت برخی سنت ها و عادات حاکم بر جوامع و نگاه خاص به آن ها، همیشه جنس دوم تلقی شده اند. این شیوه نگرش به هویت زن در ادبیات داستانی نیز نمود پیداکرده است. تحلیل گفتمان بر این اصل تأکید دارد که نحوه خلق هر گفتمان ریشه در دیدگاه خالق آن گفتمان و شرایط اجتماعی حاکم بر دوره خلق آن گفتمان دارد. در این تحقیق اصول مربع ایدئولوژیک ون دایک، کارکرد سه گانه گفتمان و همچنین استراتژی های گفتمانی به کاررفته توسط نویسندگان بررسی شده و رمان ها در سطوح معنا، توصیف، سبک و استدلال تحلیل شده اند. این تحقیق بر روی چهار رمان مشهور فارسی انجام شده است. رمان های «سووشون» اثر سیمین دانشور، «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد، «سال بلوا» اثر عباس معروفی، «شوهر آهو خانم» اثر علی محمد افغانی. این تحقیق از نوع کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. علاوه بر آشکار کردن تفاوت بازنمایی هویت زن در آثار نویسندگان زن با نویسندگان مرد، نشان می دهیم که چگونه شرایط حاکم بر جامعه، افکار عمومی، اخلاق اجتماعی و حتی اصول تربیتی در خانواده ها می تواند بر شکل گیری هویت مستقل زن و کمرنگ شدن روابط ناعادلانه میان زن و مرد و حتی تغییر آن کمک کند. طی این مقاله استراتژی ها را در خدمت سه عامل اصلی، شامل رفتار اجتماعی، رفتار تربیتی و آگاه شدن و آگاهی بخشیدن می بینیم که هویت مستقل زن را آشکار، شکوفا و سپس به جامعه اثبات می کنند.
مطالعه موردی زبان پریشی دوزبانه کردی-فارسی (با تأکید بر مقایسه کاربرد کلمات دستوری و واژگانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان پریشی دوزبانه، به عنوان یکی از مباحث چالش برانگیز در روان شناسی زبان، در کشور ما چندان مورد توجه واقع نشده است. تحقیقات زبان پریشی انجام شده در ایران عمدتاً تک زبانه و بر زبان فارسی متمرکز بوده اند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی آن است تا نشانگان زبان پریشی والگوهای بهبود زبانی را در یک گویشور زبان پریش دوزبانه کرد-فارس مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش تحلیل و مقایسه استفاده از کلمات واژگانی و کلمات دستوری در کلام خودانگیخته این بیمار زبان پریش است که در جریان مکالمه ای جمع آوری شده است که موضوعات و سوالات آن برگرفته از بخش صحبت کردن آزمون معیارشده BAT پارادی (1987) است. یافته های این مطالعه موردی، به عنوان نمونه ای از زبان پریشی بروکا، نمایانگر آن است که الگوی بهبود نهایی در بیمار مورد بررسی الگویی غیرموازی است، که در آن زبان دوم (فارسی) در مجموع بهتر از زبان اول (کردی) بهبود یافته است. در هر دو زبان استفاده از کلمات واژگانی بیش تر از کلمات دستوری است و در زبان اول کاربرد کلمات دستوری در مقایسه با زبان دوم بیش تر می باشد. این در حالی است که در خصوص کلمات واژگانی عکس این مطلب صادق است. شیوه های متفاوت یادگیری و به کارگیری دو زبان و تفاوت های ساختاری دو زبان کردی و فارسی به عنوان عوامل مؤثر در تفاوت الگوی بهبود در نظر گرفته شده است که می تواند علاوه بر ذهنیت بخشیدن به مطالعات آتیزبان شناختی و روان شناختی زبان، به بازنگری در شیوه های آموزش زبان دوم و توجه بیش تر به آموزش زبان های بومی منجر شود.
ترتیب واژه در بهبهانی از منظر رده شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبهانی متعلق به شاخه جنوبی زبان های ایرانی غربی است که به لحاظ رده شناسی «ترتیب واژه» کم تر مورد توجه قرار گرفته است. شهر بهبهان در جنوب شرقی استان خوزستان قرار دارد. مردم این شهر به بهبهانی گفت وگو می کنند. این مقاله وضعیت رده شناختی ترتیب واژه را در بهبهانی بر اساس 24 مؤلفه رده شناختی درایر با دو رده فعل میانی و فعل پایانی در منطقه زبانی اروپا-آسیا و کلیه مناطق زبانی جهان بررسی کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهند که هرچند بهبهانی آمیخته ای از مؤلفه های رده شناختی فعل پایانی و فعل میانی است، اما گرایش زیادی به مشخصه های رده شناختی زبان های فعل میانی دارد . بهبهانی علی رغم این که در بسیاری از مؤلفه های رده شناختی مزبور به فارسی شباهت دارد، اما در برخی از ویژگی های دستوری، مثل فقدان فعل های کمکی مستقل برای بیان زمان آینده، فقدان نمود مستمر در زمان های حال و گذشته، و همچنین، نبود نشانه مفعول صریح، با زبان فارسی تفاوت دارد. در این پژوهش داده های زبانی گردآوری شده از گویشوران بهبهانی، با استفاده از پرسشنامه، مطابق با معیارهای زبان شناسی و شّم زبانی آن ها، توصیف و تحلیل شده اند.
کارکرد وجهی فعل ماضی در فارسی میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی میانه کتابی، ابزارهای مختلفی برای بازنمایی مفاهیم وجهی به کار رفته است. فعل ماضی یا همان صفت فعلی گذشته که نمود تام را نشان می داده، در برخی جملات برای دلالت بر امری به کار رفته است که در آینده اتفاق می افتد، اما وقوع آن از نظر گوینده کامل است. در چنین بافت هایی، فعل ماضی بر مفهوم وجهی قطعیت دلالت کرده است. در این مقاله، نمونه هایی از ساخت های شرطی نقل شده که در آنها فعل ماضی در بند جواب شرط، برای دلالت بر مفهوم قطعیت به کار رفته است. در برخی دیگر از ساخت های شرطی نیز، فعل ماضی همراه با فعل کمکی baw ē d ، این مفهوم وجهی را بازنمایی کرده است. در جملات مقایسه ای، فعل ماضی تمنایی در بند پیرو به کار رفته و بر تردید و گمان کمتر و قطعیت بیشتر دلالت داشته است.
نقش پیشینه فرهنگی آموزشی در تمایل به برقراری ارتباط در کلاس های برخط زبان فارسی در کره با تکیه بر نظریه سیستم های پویای پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمایل به برقراری ارتباط به زبان خارجی همواره یکی از مهم ترین اهداف یادگیری در کلاس های زبان بوده است. این تمایل مولفه ای پایدار و وابسته به یک عنصر خاص نیست، بلکه ماهیتی متغیر و پویا دارد که در هر لحظه در تعاملات کلاسی می تواند با توجه به تغییرات و واکنش لحظه ای مولفه های گوناگون فردی/عاطفی، محیطی/موقعیتی و فرهنگی، بصورتی نوظهور بروز پیدا کند. پژوهش پیش رو، با تکیه بر نظریه سیستم های پویای پیچیده دبات، به بررسی عوامل مهم در تمایل به برقراری ارتباط در کلاس های برخط زبان فارسی مقدماتی در دانشگاه کره، که متشکل از دانشجویانی از ملیت های مختلف است پرداخته، و درکنار بررسی متغیرهای موثر در تمایل زبان آموزان به برقراری ارتباط بصورت کلی، به بررسی نقش نمایه زبانی و پیشینه فرهنگ/آموزشی زبان آموزان در تمایل آن ها به برقراری ارتباط می پردازد. نتایج حاکی از آن است که بصورت کلی، نمایه زبانی و مولفه های فردی/عاطفی نقش مهمی در تمایل دانشجویان به برقراری ارتباط نداشتند، اما در مؤلفه های محیطی/موقعیتی، تفوت های قابل توجهی درمیان دانشجویان شرق آسیا و دانشجویان سایر ملیت ها، بخصوص در نوع تعامل (نوشتاری/گفتاری) و مخاطب (مدرس/همکلاسان) مشاهده شد. همچنین، دانشجویان شرق آسیا تمایل به برقراری ارتباط در موقعیت های چالش برانگیز (بدلیل عدم وجود مهارت های زبانی لازم و یا طرح موضوعات چالش برانگیز) نداشتند، درحالیکه دانشجویان سایر ملیت ها از این موقعیت ها استقبال کرده و آن را زمینه ای برای رشد مهارت های زبانی و ارتباطی خود عنوان کردند.
بررسی عملکرد فرایندهای تضعیف در گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به فرایندهای تضعیف بر اساس چارچوب نظری واج شناسی زایشی می پردازد تا به این پرسش ها پاسخ دهد که فرایندهای واجی چگونه به عنوان تضعیف در گویش های ایرانی عمل می کنند؛ به بیان دیگر، داده ها چگونه می توانند عملکرد فرایندهای تضعیف را در گویش های ایرانی نشان دهند و فرایندهای تضعیف در چه بافت هایی اتفاق می افتند. بدین منظور یک انگاره ترکیبی از فرایندهای تضعیف بر اساس الگوی واجی زبان فارسی مطالعه شد و در نهایت پربسامدترین فرایندهای تضعیف انتخاب شدند. شش گویش از 25 گویش مورد تحقیقی که در آن ها فرایندهای تضعیف بیش تر دیده می شد به همراه گونه معیار فارسی انتخاب شدند. نحوه جمع آوری داده ها بر اساس مطالعه میدانی شکل گرفت. برای پی بردن به چگونگی عملکرد فرایندهای تضعیف در زبان فارسی و به منظور تشخیص صورت زیربنایی و به تبع آن صورت روساختی و همچنین بافت هایی که فرایندهای تضعیف در آن ها رخ می دهند، هر یک از این فرایندها در گونه های منتخب مطالعه شد. داده ها علاوه بر نشان دادن چگونگی عملکرد فرایندها، بیانگر تمایل فرایندهای تضعیف به قرارگرفتن قبل از واکه، بین دو واکه و در موقعیت پایانی هستند. همچنین از بین این سه موقعیت، موقعیت پایانی از بسامد بالایی در گویش های منتخب زبان فارسی برخوردار است. این موضوع با نظر کنستوویچ هم راستا می باشد که بیان می کند پایان کلمه موقعیت خوبی برای تضعیف است.
بررسی فرایندهای واجی حذف و درج در گویش شهرستان رابُر بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش فرایندهای حذف و درج در گویش شهرستان رابُر را بر مبنای نظریه بهینگی و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی و تحلیل می کند. برای بررسی امکان تحلیل این فرایندها بر مبنای نظریه بهینگی در گویش رابُر، حذف همخوان پایانی، حذف همخوان میانی، حذف همخوان های چاکنایی و درج واکه در ابتدای خوشه همخوانی و درج همخوان میانی (میانجی) با این نظریه محک زده می شود. داده های این تحقیق از زبان طبیعی و روزمره مردم، کتاب های گویش و شم زبانی نگارنده گردآوری شده اند. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد که در بعضی موارد در این گویش برخلاف فارسی معیار، برای جلوگیری از التقای مصوت ها به جای درج همخوان از فرایند حذف (مصوت) استفاده می شود؛ به همین دلیل بسامد فرایند حذف در این گویش بیش از درج است. در خصوص حذف همخوان چاکنایی در موضع پایانه هجا، تغییر کیفیت واکه اصلی در گویش رابُری عمومیت ندارد. همچنین، همخوان میانجی در فرایند درج نیز در مقوله فعل یکی از همخوان های رایج در زبان فارسی معیار نیست. گزینه بهینه در فرایندهای حذف و درجِ بررسی شده در این گویش در راستای نظریه بهینگی است.
تناظر یا تقابل ساختی مصدرهای مرکب و همتای فاقد همکرد تبیینی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه ساختاری و معنایی میان مصدر مرکب و همتای متناظر فاقد همکرد آن از موضوعات مورد توجه در حوزه صرف و نحو زبان فارسی است که عموماً بر فرض حذف همکرد در جفت متناظر استوار است، بدون آنکه در تأیید یا ردّ آن، پژوهشی انجام شده باشد. نوشته حاضر بر آن است با بررسی ساخت نحوی و ویژگی های اسم فعل گونه مصدر مرکب، فرض حذف همکرد در همتای متناظر بسیط را ارزیابی کند و بنابراین، در پی آن است که نحوه اشتقاق و تقابل یا تناظر احتمالی دو ساخت مذکور را مشخص و تبیین نماید. برای نیل به هدف مذکور، از چارچوب صرف توزیعی استفاده شده است؛ چراکه به دلیل فاقد مقوله بودن ریشه ها در بدو اشتقاق، رفتار دو یا چندگانه واحدهای واژگانی زبان به خوبی قابل توضیح است. نتایج حاصل از بررسی، مؤید آن بود که نه تنها ساخت نحوی یکی با حذف همکرد از دیگری به دست نمی آید، بلکه دو ساخت مذکور از نظر نحوی کاملاً متفاوت هستند. مصدر مرکب مراحل اشتقاق را طبق الگوی پیشنهاده پیموده و کلیه ویژگی های اسم فعل گونه را کسب می کند در حالی که ساخت های فاقد همکرد، در واقع ساخت های اسمی و بالطبع صرفاً با ویژگی های اسمی هستند. در این راستا تحلیلی برای تبیین میزان شفافیت و زایایی این دو ساخت و نحوه رفع محدودیت های ناشی از آن ارائه شد.
گویش های بومی درادبیات چندپارگی هندوستان: گفتمان کاوی رمان قطار به سوی پاکستان بر مبنای مدل فن دیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوشوانت سینگ، بنیانگذار ادبیات چندپارگی هندوستان، با نوآوری های زبانی در بافت متنی رمان قطار به سوی پاکستان )1956)به تبیین رابطه میان گفتمان، ایدئولوژی و اجتماع می پردازد. این جستار درصدد پاسخگویی به این پرسش ها است که کدام گویش بومی بسامد بیش تری در متن این رمان دارد و گفتمان های موجود در این اثر تا چه میزان در چارچوب مربع ایدئولوژیک فن دیک هستند.این پژوهش با بهره گیری از شیوه کتابخانه ای به روش توصیفی- تحلیلی با رویکردی اجتماعی-شناختی و بر مبنای الگوی نظری فن دیک (1998) انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که کوشوانت سینگ در محورهای معنایی و بلاغی از راهبردهایی استفاده می کند که در سطوح خرد و کلان با چارچوب نظری و مربع ایدئولوژیک فن دیک (1998) همپوشانی دارند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS25 نشان داد که با توجه به متغیر های محورهای معنایی و بلاغی تفاوت معناداری در میزان فراوانی راهبردهای گفتمانی وجود دارد. مقوله بندی و استعاره به ترتیب بیش ترین مقدار را نسبت به سایر راهبردهای معنایی و بلاغی دارند. در میان زبان های هندو-آریایی، کم ترین وام گیری های زبانی از پنجابی و بیشترین گرته برداری نیز از هندی است تا مخاطبان بیش تری به اثر برگزیده جلب شوند.
Pragmastylistic Features in English and Arabic Religious Texts: A Comparative Analysis of Rewarding(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the pragmastylistic features employed in English and Arabic religious texts, with a specific focus on the concept of rewarding. Drawing on Narmin Abbas Lutfi Baqqal's PhD dissertation, the research examines the pragmatic and stylistic characteristics of rewarding in Biblical and Prophetic Hadith texts. The study addresses two primary research questions: (1) What are the pragmastylistic features used in English and Arabic religious texts to convey rewarding? (2) Which pragmatic and stylistic features are more prevalent in these texts? By analyzing 20 Biblical verses and 20 Prophetic Hadiths, the paper identifies the linguistic and rhetorical devices used to express rewarding, highlighting both similarities and differences between the two languages. The findings reveal that both texts employ declarative and imperative speech acts, deixis, and figurative language, but with distinct stylistic preferences. This study contributes to the fields of pragmatics, stylistics, and religious discourse analysis, offering insights into how language shapes religious messages across different cultural and linguistic contexts.
Designing and Validating a Critical Pedagogy-Based Teacher Effectiveness Scale for Iranian EFL Teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۶, Autumn ۲۰۲۳
153 - 172
حوزههای تخصصی:
One of the significant factors in EFL learning is teacher effectiveness which is of high importance since teachers are really and
directly engaged in language learning as the final aim of English classes. This study aimed at designing and validating a Critical
Pedagogy-Based Teacher Effectiveness Scale for Iranian EFL teachers. In so doing, an exploratory mixed-methods design was
used. The participants of the qualitative phase included 20 male and female Iranian English teachers who were selected through
available sampling. In the quantitative phase, 200 male and female Iranian English teachers participated through available
sampling. To collect the data, a semi-structured interview was used. To analyze the data, qualitative thematic analysis,
Exploratory Factor Analysis (EFA), Confirmatory Factor Analysis (CFA) and Cronbach’s Alpha Test were used. According to the
results, the Critical Pedagogy-Based Teacher Effectiveness Scale for Iranian EFL teachers was developed in 42 Likert items in three
sub-scales including pedagogical effectiveness (items 1 to 23), socio-cultural effectiveness (items 24 to 33), and empowering
effectiveness (items 34 to 42). Six items were omitted in EFA and 36 items remained in the final scale. It was designed in a four-point
Likert range from 1= strongly disagree to 4= strongly agree. It was shown that the developed scale is valid and reliable. The findings
have some implications for EFL teachers, learners, teacher education instructors and policy makers
تحلیل همخوان کناری در گونه ترکی شهرهای تبریز و ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت همخوان های روان به گونه ای است که تحت تأثیر عوامل مختلف و در بافت های آوایی گوناگون تغییرپذیر است. به موجب تغییرات مقادیر فرکانس سازه دوم همخوان روان کناری، دو شیوه تولید [l] روشن و [ɫ] تیره حاصل می شود. در این پژوهش به بررسی جایگاه این همخوان، شیوه تولید آن در بافت های آوایی متفاوت و اندازه گیری فرکانس اول، دوم و سوم در جایگاه های آغاز و پایان کلمه، بین دو واکه، عضو اول خوشه در گونه ترکی شهرهای تبریز و ارومیه پرداخته می شود. شیوه تولید این همخوان در تمامی بافت های آوایی ناسوده واکدار است. تنها در جایگاه پایان واژه و عضو اول خوشه شاهد شیوه تولید سایشی با درصد کم تری نسبت به ناسوده هستیم. مقادیر فرکانس سازه دوم این همخوان در مجاورت واکه های پیشین با اختلاف حدود ۵۰۰ هرتز بیش تر از مقادیر فرکانس این سازه در مجاورت واکه های پسین است. همچنین [l] فرکانس سازه سوم بالایی در تمامی بافت های آوایی دارد. تحلیل داده ها نشان می دهد انرژی روان ها از اکثر واکه ها کم تر است. مبانی و تحلیل داده ها در انجام این تحقیق، روش شناسی واج شناسی آزمایشگاهی است.
A Comparative Study of the Impact of First Language Literacy on Acquisition of English Phrases among Illiterate, Low-Literate and Literate Adult Learners in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The process of foreign language syntactic development regarding learners’ L1 literacy level is different among adult learners. Many studies have shown that illiterate and low-literate learners follow the same path in the L2 morphosyntax development despite their L1 literacy level. However, little research has been carried out to focus on differences in the new language literacy development among learners with varying first language proficiency. Therefore, the current study was carried out to investigate the differences in learning English adjectival and prepositional phrases among three Kurdish adult groups of literate, low-literate, and illiterate learners in one term. Additionally, it probed the major difficulties they faced through the English phrase acquisition process. Mixed methods were used for data collection including observations of the classes supplemented by audio recording and English phrase tests. Through the application of three tests of recognition, matching, and multiple-choice type, the outcome knowledge of adjectival and prepositional phrases was assessed and compared among groups. The obtained data were analyzed through the Kruskal-Wallis test. Some tangible results were detected from tests that did not ascribe the differences in learning English absolutely to background schooling and literacy. In fact, they showed that there were significant differences among groups in matching and multiple-choice type post-tests, while there were no considerable differences in recognition-type post-test. Furthermore, results also revealed that illiterate and low-literate learners encountered further complicated difficulties and made an unusual combination of pronunciation and grammatical errors in their production.
ماهیت ویژگی تدریجی بودن تغییرات مشخصه های جایگاه تولید واکه ها در بهینگی متوالی با تکیه بر شواهدی از سه زبان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در الگوی اولیه نظریه بهینگی که پرینس و اسمولنسکی (1993/2004) مطرح کرده اند، بخش مولد مجاز است بیش از یک فرایند را بر صورت درونداد اعمال کند. این نسخه از نظریه بهینگی که به بهینگی موازی شهرت دارد، قادر نیست اشتقاق و صورت های میانی را تشخیص دهد. ضرورت به رسمیت شناختن صورت های میانی زمینه را برای شکل گیری انگاره جدیدی با عنوان «بهینگی متوالی» فراهم کرد. در بهینگی متوالی، بخش مولد مجاز است که صرفاً یک فرایند را بر درونداد اعمال کند. در پژوهش حاضر تلاش می شود با تحلیل همگونی واکه پیش از غلت /w/ در کردی کلهری، کردی سورانی و لری بختیاری مشخص شود که آیا این فرایند باید یک مشخصه واجی را هدف قرار دهد یا کل گره جایگاه تولید را. داده های کردی در این مطالعه از مصاحبه با 10 گویشور کلهری و 10 گویشور سورانی و داده های لری بختیاری از پژوهش آنونبی و اسدی (2014) گرد آوری شده است. تحلیل های پژوهش حاضر نشان می دهد که برای تبیین همگونی در چارچوب بهینگی متوالی، بخش مولد حتماً باید گره هندسه مشخصه ها را هدف قرار دهد و صرفاً هر مشخصه واجی واحد را هدف قرار ندهد.
بررسی تأثیر آموزش آگاهی واجی بر عملکرد حیطهٔ مفاهیم ریاضی دانش آموزان دختر پایه دوم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
75 - 105
حوزههای تخصصی:
حوزه مفاهیم ریاضی که مشتمل بر شمارش، مقایسه و ارزش مکانی اعداد است یکی از بنیادی ترین حوزه هاست که تأثیرات بسیاری در زندگی روزمره فرد دارد. فرد ممکن است برای حل یک مسأله ریاضی راهبرد شمارش را به کار ببرد که سیستم واجی را درگیر می کند؛ چراکه در روند شمردن باید نمودهای واجی کلمات عددی را بازیابی کند که این از طریق حافظه کاری واجی امکان پذیر است. در این پژوهش سعی بر آن است تا به بررسی تأثیر آموزش آگاهی واجی بر عملکرد حوزه مفاهیم ریاضی دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی پرداخته شود. بر همین اساس پژوهش حاضر که از نوع آزمایشی و کاربردی است، بر روی تعداد 140 نفر دانش آموز دختر پایه دوم دبستان شهر قوچان در سال تحصیلی 1402-1401 انجام شد. از این میان تعداد 70 نفر به عنوان گروه گواه و 70 نفر به عنوان گروه آزمایش انتخاب شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 35-30 دقیقه ای در معرض آموزش آگاهی واجی قرار گرفتند. از هر دو گروه، هم در حوزه آگاهی واجی و هم در حوزه مفاهیم ریاضی، پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. نتایج نشان داد آموزش مهارت آگاهی واجی بر افزایش نمره آزمون ریاضی (حوزه مفاهیم) در دانش آموزان دختر پایه دوم دبستان تأثیر معنی داری دارد. بدین ترتیب نتایج پژوهش حاضر همراستا با نتایج سایر پژوهش های انجام شده در این زمینه است. اما جنبه تفاوت این پژوهش با سایر پژوهش ها، تقسیم بندی مهارت آگاهی واجی بر مبنای سن و در نظر گرفتن حوزه های مختلف برای آزمون ریاضی بود. در این پژوهش صرفاً به حوزه مفاهیم پرداخته شده است.
موردپژوهی گرایش های بینامتنی در بازترجمه ها بر اساس روابط قرابت و تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به وفور بازترجمه ها در ایران و کمبود پژوهش ها در این حوزه، در این مطالعه ی کیفی و اکتشافی، به روش مقایسه ای و بااستفاده از تحلیل محتوا، بازترجمه های سه داستان کوتاه از مجموعه ی دوبلینی ها بررسی شد. چارچوب نظری این پژوهش بینامتنیت و روابط قرابت و تعارض است. هدف به طورخاص بررسی گرایش غالب بینامتنی میان بازترجمه ها بود. به علاوه، سعی شد باتوجه به ارتباطات بینامتنی بازترجمه ها صحت فرضیه ی برمان مبنی بر مبدأ-محوربودن بازترجمه ها و سیر تکاملی شان بررسی شود. پس از شناسایی موارد قرابت و تعارض بینامتنی، موردهایی که ماهیت یکسان داشتند در یک دسته گذاشته و کدگذاری شدند تا نمودهای قرابت و تعارض مشخص شود. بررسی ها نشان داد ارتباط میان ترجمه ی دوم و اول از هر دو نوع قرابت و تعارض است. قرابت بینامتنی خود را در تکرار همایندهای نامأنوس ترجمه های اول در ترجمه ی دوم نشان داد، و تعارض در قالب تصحیح اشکالات ترجمه های پیشین، افزودن حذفیات، حفظ لحن محاورات و تلطیف فرهنگی نمودیافت. ارتباط بینامتنی ترجمه ی سوم با ترجمه های پیشین از نوع تعارض بود، چراکه در ترجمه ی سوم گرایش به ایجاد اشکال در ترجمه ی بخش هایی از متن مشاهده شد. به علاوه، باتوجه به تلطیف فرهنگی در ترجمه ی دوم، گرایش به مقصد-محوربودن مشاهده شد و باتوجه به اشکالات موجود در ترجمه ی سوم، سیر تکاملی موردنظر برمان مشاهده نشد. ازآنجاکه روش اتخادی برای مقایسه ی متون در این مطالعه را می توان در دروس مقایسه ای ترجمه به کارگرفت، از این پژوهش می توان در امر آموزش ترجمه استفاده کرد. به علاوه، بخشی از نتایج این پژوهش می تواند گامی در جهت افزایش آگاهی میان متصدیان حوزه ی چاپ ونشر باشد و لزوم وضع قوانین بازدارنده و نظارت در حیطه ی نشر بازترجمه ها را بیش ازپیش آشکار کند.