فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۲۱ تا ۹٬۷۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study aims to assess the performance of university students through the C-Test and to analyze the extent to which this test is valid in measuring language ability. A standardized C-Test has been created with four brief passages, each containing 20 gaps. The length of each passage varied from 95 to 109 words. Throughout each passage, only the first and last sentences were not changed. The test was taken by 100 students; 39 were male and 61 were female at Al-Nisour University/Department of English in Baghdad, Iraq. The sample consists of two groups. Both groups come from the same school and would receive similar educational input in both cases based on their grade level. The validity and reliability of the C-Test were investigated using various techniques. The study analyzed the performance of Stage 4 and Stage 3 students on the Common Language Proficiency Test in Iraq. The results showed that the test discriminates well between high-ability and low-ability examinees, with no significant difference between the two groups. The Rasch model separation reliability was relatively high, and the data were one-dimensional. The students faced difficulties in guessing the most appropriate words due to their limited English proficiency. The results suggest that developing and implementing this test could significantly improve students' academic achievements in basic foreign language classes in Iraq.
دیالکتیک صمیمیت و احترام در یک گفت وگوی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی مفهوم وجهه به معنای پیوند و جدایی رابطه ای در فرهنگ ایرانی مطابق با نظریه ساخت وجهه می پردازد و ابتدا استدلال می کند که تفسیر و تأویل مفهوم نظری وجهه به معنای پیوند و جدایی رابطه ای در فرهنگ ایرانی، به ترتیب، عبارت است از دو مفهوم صمیمیت و احترام. سپس، نحوه ساخت وجهه به معنای دیالکتیک صمیمیت/پیوند و احترام/جدایی در بخش هایی از گفت وگوی بین مجری و مهمان در برنامه دورهمی بررسی و نشان داده می شود که چگونه دیالکتیک صمیمیت/پیوند و احترام/جدایی با استفاده از ابزارهای زبانی و غیرزبانی مثل نحوه به کارگیری شیوه های خطابِ مفرد و جمع یا ترکیبی، تعارفات مرسوم، ادات تکریم، مکث ها، طول نوبت، جهت نگاه، و جز آن ساخته می شود. افراد در هر لحظه از تعامل با توجه به تفسیری که در آن لحظه از رابطه خود با دیگری دارند با به کارگیری ابزارهای مختلف زبانی و غیرزبانی رابطه صمیمیت و احترام را مشترکاً و به شکلی پویا برمی سازند. این پویایی رابطه را نمی توان با فهرست راهبردهای حفظ وجهه سلبی و ایجابی، آن چنان که در نظریه براون و لوینسن معمول است، نشان داد.
تحلیل نشانه - معناشناسی تجارب عرفانی بایزید بسطامی تذکره الاولیای عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
305 - 335
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تجارب عرفانی بایزید بسطامی در روایت تذکره الاولیای عطار با رویکرد نشانه معناشناختی تحلیل شد تا سازوکار و چگونگی شکل گیری معنا در متن مورد نظر تبیین شود. بایزید در این گفتمان قبل از تولد مورد عنایت و انتخاب حق قرار دارد. سپس در سیر تکوینی، کنش گری است که طی ریاضت ها، عبادت ها، سفرهای آفاقی و همه کنش هایی که در هستی شناسی عارفان اسلامی و عطار به عنوان راوی متن کنش ارزشی محسوب می شود، به مقصود نمی رسد. نتیجه این کنش ها، شوش است؛ ناکامی و نقصان، شکست ها و تنش های عاطفی، نیاز شدید در مقابل بی نیازی و استغنای مطلق حق، سرانجام او را به انحلال فردیت، عبور از مرزهای خود و یگانگی با هستی و خداوند می رساند. هرچه خواست قوی تر و شدیدتر است، ناکامی حاصل از نتوانستن شدیدتر و تنش عاطفی معناسازتر است. معنایی که سرشار از عاطفه، ادراک و حضور است. احساس و ادراک گفته پرداز، گاه با پدیده ای بیرونی و گاه با رویارویی با عالم درون، به ظهور معنا منجر می شود. برخی از تجارب بیرونی حاصل انطباق، انعکاس و برخی تجارب درونی حاصل انجذاب، هم حضوری و یگانگی است. ذکر بایزید و معراج او، آینه تمام نمای همه آن چیزی است که عرفان پژوهان، آن را تجربه عرفانی می نامند. رخدادی غیرمنتظره، انفعالی که طغیان معنا و پرشوری زبان را به همراه دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است. رویکرد نظری پژوهش بر مبانی نظری دانش نشانه معناشناختی در تحلیل تجربیات عرفانی استوار است. گستره پژوهش شامل بازخوانی و تأمل در تجارب عرفانی بایزید بسطامی در روایت تذکره الاولیای عطار است که می کوشد در گفتمانی عاطفی، میان نظام کنشی، تنشی و شوشی، شکل گیری معنا را، واکاوی کند.
ترتیب وند و واژه بست در گویش مازندرانی: رویکرد «اصل ارتباط»
حوزههای تخصصی:
با آن که وندافزایی، سازوکاری مهم در ساخت واژه ها و یا صورت های جدید یک واژه در میان زبان های دنیاست، محدودیت های فراوانی بر شیوه چینش وندهای موجود در یک واژه حکمفرما است. این پژوهش برآن است تا رویکرد معناییبای بی (1985) با عنوان رویکرد «اصل ارتباط»، را در بررسی ترتیب وندهای فعلی و نیز واژه بست های مفعولی گویش مازندرانی محمودآباد (از گویش های شمال غربیایران) به کار بندد. داده های پژوهش بیان گر آن است که «اصل ارتباط» در خصوص ترتیب وندهای تصریفیِ زمان، قطبیت، مطابقه و وند اشتقاقی سببی ساز و نیز واژه بست های غیرفاعلی در مازندرانی کارآمد بوده است. این در حالی است که عدم پیروی از این اصل تنها در ترتیب وند اشتقاقی صفت مفعولی به چشم می خورد. علاوه بر این، هرچه فاصله یک وند از پایه بیش تر باشد، از محتوای واژگانی پایه فاصله گرفته و بیش تر در حوزه نحو قرار می گیرد. از این رو، وندهای مطابقه و واژه بست های مفعولی که عناصری وابسته به حوزه نحو و روابط نحوی (فاعل و مفعول)، و نه معنایی و واژگانی هستد، همواره بیش ترین فاصله را با پایه فعلی به نمایش می گذارند. این عناصر به دلیل ماهیت نحوی علاوه بر عمومی و کلی تر بودن، از بالاترین بسامد رخداد برخوردار بوده و از این رو دستوری تر هستند.
فاجیک: مدل شبکه عصبی ژرف کد گذار-کدگشای و منابع زبانی مرتبط برای نویسه گردانی میان تاجیکی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان تاجیکی، یا به شکل درست تر گویش تاجیکی زبان فارسی، از گونه های زنده زبان فارسی است که در کشور تاجیکستان رواج دارد. مهم ترین تفاوت فارسی رایج در ایران با فارسی تاجیکی در سیستم نوشتار است که این تفاوت سبب ایجاد گسست فرهنگی میان دو ملتی که گفتار هم را متوجه می شوند، شده است. ساخت سامانه ای برای تبدیل این دو نوشتار می تواند به نزدیکتر کردن این دو ملت کمک شایان ذکری کند. در گذشته تلاش هایی برای ساخت نویسه گردان رایانشی بین این دو گونه نوشتار صورت گرفته است. این سامانه ها با استفاده از روش های سنتی و قانون محور این کار را انجام می دادند و برای همین خطاهای قابل توجهی در خروجی خود دارند. در این پژوهش تلاش شده است که با کمک روش های یادگیری ژرف این نویسه گردانی انجام شود. در دهه گذشته این روش ها تحول عظیمی در زبانشناسی رایانشی ایجاد کرده اند. در این پژوهش ابتدا پیکره موازی میان فارسی و تاجیکی جمع آوری شده است. سپس با کمک مدل های رشته به رشته یک سامانه نویسه گردانی با عملکرد بهتر نسبت به سامانه های گذشته ایجاد شده است.
بررسی گفتمان کودکان اوتیستی برپایه فرانقش بینافردی و متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
65 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی گفتار کودکانِ 6 تا 10 ساله دارای اُتیسم بر اساس فرانقش بینافردی و متنی در نظریه نقش گرایی هلیدی (Halliday, 2014) است. دو گروه از کودکانِ سالم و دارای اُتیسم، گروه های شاهد و تجربی پژوهش را شکل می دهند که به روش تصادفیِ طبقه ای انتخاب شده اند. داده های گفتاری هر دو گروه، ثبت شده و بر اساس فرانقش بینافردی و متنی مورد تحلیل قرار گرفته است. پرسش اصلی پژوهش حاضر از این قرار است که آیا فرانقش بینافردی می تواند در بررسی جمله های افراد مبتلا به اتیسم مؤثر باشد و اینکه گفتمان افراد مبتلا به اتیسم چگونه بر اساس مدل فرانقش متنی نقش گرایی هلیدی بازنمایی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ارتباط بینافردی در کودکانِ مبتلا به اُتیسم، به دلیل کم حرف بودن و تمایل نداشتن به برقراری ارتباط، بسیار ضعیف است. بین میزان به کارگیری مقوله وجهیت در دو گروه کودکان مبتلا به اُتیسم و کودکان سالم، تفاوت معناداری وجود دارد. هرچند که در کاربرد مقوله قطبیتِ منفی، تفاوت آشکاری بین دو گروه مشاهده نشد و هر دو گروه، به استفاده از جمله های مثبت تمایل داشتند. مبتلایان به اُتیسم، درک شفافی از مفهوم زمان نداشتند و در جمله های خود از زمان حال بیشتر بهره می بردند. از نظر وجه، وجه های اخباری و امری پرکاربرد بوده و کاربرد وجه التزامی بسیار محدود است. فاعل و نیز آغازگرها در گفتار مبتلایان به اُتیسم، اغلب واژه های ملموس و در دسترس هستند. یافته های این پژوهش می تواند برای مربیان کودکان دارای اُتیسم، روان شناسان و زبان شناسان مفید باشد.
افتراق فرآیندهای تصریفی و اشتقاقی در ناشنوایان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی عملکرد ناشنوایان فارسی زبان در کاربرد فرآیندهای تصریفی و اشتقاقی غیرفعلی می پردازد. با این فرض که در اختلالات زبانی بخش های مختلف دانش زبان در دوره حیاتی فراگیری زبان به یک اندازه آسیب نمی بینند، دانش صرفی افراد مورد مطالعه از طریق آزمون های چند گزینه ای مورد سنجش قرار گرفت. این آزمون ها جهت بررسی دانش ساختواژی اسم، صفت و قید طراحی و برای دو گروه ناشنوا و شنوا (کنترل) اجرا شدند. تعداد شرکت کنندگان گروه ناشنوا در رده سنی 15 تا 20 سال ، 10 نفر و برابر با تعداد شرکت کنندگان در گروه شنوا بودند. پس از تعیین خطاهای دانش آموزان در هر مقوله و مقایسه آن ها دریافتیم که اختلاف معناداری میان گروه ناشنوا و شنوا وجود دارد. همچنین، تحلیل درون گروهی حاکی از تفاوت معنی داری میان فرآیندهای تصریفی و اشتقاقی غیر فعلی در نمرات گروه ناشنوا بود، به طوری که مقوله های تصریفی آسیب پذیری بیشتری را نشان می دادند. علاوه بر این، براساس نتایج این مطالعه می توان دریافت که ناشنوایان به دلیل از دست رفتن سال های نخستین فراگیری زبان یعنی دوره بحرانی، در مقایسه با گروه شنوا عملکرد ضعیف تری در به کارگیری فرآیندهای تصریفی و اشتقاقی دارند.
روزآمدی ترجمه پذیری عناصر فرهنگی در ترجمه ادبی با تکیه بر نظریه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر در صدد آن هستیم تا با در نظر گرفتن تفاوت های زبانی و فرهنگی، به چگونگی انتقال پنداره های فرهنگى در ترجمه ادبی بپردازیم. از این رو به عنوان پیکره این پژوهش، نمونه هایی از ترجمه های دو اثر از اریک امانوئل اشمیت را در دوره های مختلف مورد مطالعه قرار خواهیم داد و روش هایی را که مترجمان برای ترجمه عناصر فرهنگی به کار برده اند، با تکیه بر نظریه پیتر نیومارک بررسی خواهیم کرد تا کاربرد پذیری این نظریه در محوریت زمان و دورنمای کارآمدی آن بر اساس سه شاخصه اهداف، امکانات و موانع تبیین گردد. با گسترش تسلط بر هوش مصنوعی و به کارگیری نسل جدیدی از نرم افزارهای ترجمه توسط مترجمان جوان که همواره نسخه های دقیق تری از محتوای اصلی را به زبان های بیشتری ارائه می دهند، شاهد ظهور نسلی از مترجمان هستیم که روزآمدی نظریه های ترجمه را در خصوص بازنمایی بن مایه های فرهنگی نادیده می انگارند. از آنجا که معنای واژه ها یا عبارات نشأت گرفته از فرهنگ یک زبان است، درک معنا مستلزم شناخت کاملی از فرهنگ زبان مبدأ است و به نظر می رسد تا به امروز نرم افزارهای ترجمه به تنهایی نمی توانند برای دست یافتن به ترجمه دقیق مؤثر واقع شوند. لذا در این جستار سعی بر آن داریم تا اهمیت کاربرد نظریه های ترجمه را در حیطه ترجمه ادبی به ویژه در ارتباط با ترجمه عناصر فرهنگی برای نسل آینده از مترجمان مطرح سازیم.
پیشنهاد روشی برای استفاده از وزن شعر در مقام کلیدی سبک شناختی، مطالعه موردی: بحر رمل مثمن مخبون محذوف (یا مقصور) در قرن 4 و قرن 14(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
277-295
حوزههای تخصصی:
روزی به ابوالفضل خطیبی گفتم شاید بتوان از ویژگی های وزنی در مقام کلیدی سبک شناختی برای روشن کردنِ صحت یا عدم صحت بعضی انتساب های ادبی بهره جست، و او گفت چنین هنری از عهده عروض پرتفصیلِ سنتی ما برنمی آید! توضیح دادم که عروض جدید و مخصوصاً عروض نجفی (1395)، با گنجاندن قواعد تقطیع ذیل 11 ویژگی، این امکان را به ما می دهد که به سادگی و براساس آن ویژگی ها و برخی فرعیات برآمده از آنها، تفاوت های وزنی بین شعر های گوناگون را بررسی کنیم، و وقتی بیشتر از شیوه کار و برنامه ام برایش سخن گفتم، او علاقمند شد و مرا به انجام پژوهشی در این زمینه تشویق کرد. کار را شروع کردم اما پس از چندی رهایش کردم تا این که خود خطیبی سراغش را گرفت و من گفتم می ترسم زحمت زیادی متقبل شوم بی آن که به نتیجه مشخصی برسم. او در پاسخ گفت حتی همین هم خودش نتیجه مشخصی است، زیرا اولاً تکلیف وزن را در کار بررسی های سبک شناختی و تحولات تاریخی شعر فارسی روشن می کند، و ثانیاً اگر کوچک ترین فایده ای داشته باشد، بابی را می گشاید که شاید مورد توجه قرار گیرد و به تدریج منشاءِ دست آوردهای بیشتری شود. باری حال به یاد او دو باره به این بحث که بارها سراغش را از من گرفته بود پرداختم و امیدوارم که محققان، برای رد یا اثبات ادعاهای تحقیق حاضر، این شیوه را با پیکره های انبوه تر و البته وزن های دیگر بیازمایند، و یقین دارم فواید بسیاری از چنین مطالعاتی در حوزه سبک شناسی شعر فارسی عاید خواهد شد.
مردسالاری و زبان شناسی اجتماعی در شعر(مطالعه موردی: مفهوم پدرسالاری در اساطیر ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
89 - 53
حوزههای تخصصی:
زبان از منظرهای مختلفی قابل مطالعه است و یکی از روش های پژوهش دگرگونی های زبانی در جامعه، پژوهش در منابع فرهنگی جامعه از قبیل داستان ها، رمان ها، تولیدات موسیقیایی و اشعار و اساطیر کهن است. از مقولات موردتوجه رسانه ها که در بازنمایی ها جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است، مقوله جنسیت و به طور ویژه بازنمایی جنسیتی مردانه یا زنانه است. نمایش مردسالاری جنبه های مختلف مثبت و منفی دارد و در فرهنگ های مختلف دگرگون است و نحوه به تصویر کشیدن مرد دارای اقتدار و تأثیرگذار برخاسته از مؤلفه های یک فرهنگ به نقش و جایگاه او در همان بستر و زمینه است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه شیوه بازنمایی مردسالاری در شکل مثبت در شعر کهن فارسی از منظر زبان شناسی اجتماعی است. به این منظور، ابیاتی که در ارتباط روشن تری با موضوع تحقیق، یعنی تعامل زبانی مبتنی بر جنسیت، هستند انتخاب شده و با استفاده از روش تحلیل نشانه شناختی سه سطحی بارت، نحوه بازنمایی شخصیت مرد و به طور مشخص پدر، همچنین جایگاه زبانی پدر در برابر دیگر نقش ها از منظر زبا ن شناسی اجتماعی تحلیل شده است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد در شعر کهن شاهد بازنمایی از نوع کنترل زبانی مردان، فرادستی زبانی پدر در برابر دیگر نقش ها، غیاب گفتگو و بسترسازی برای درخواست از مرد کانونی (پدر) و همچنین جنسیت زدگی در مراودات زبانی هستیم که این بازنمایی مبتنی بر ایدئولوژی و گفتمان مردسالاری در جامعه است و هرچند مثبت قلمداد می شده است در جامعه و فرهنگ کنونی آن جایگاه و نقش را بر عهده ندارد.
Effectiveness of Phonological Intervention in Second/Foreign Language Reading: The Case of A Down Syndrome Girl(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
An intervention study was conducted to investigate whether individuals with Down syndrome would benefit from teaching alphabetic skill and single word reading in foreign /second language despite their phonological, cognitive, memory, and intellectual disabilities. This study is a part of a longitudinal case study focusing on developing a program for reading English done at three stages which comprised teaching English alphabet, vocabulary, and reading. The study focused on a Persian speaking girl with Down syndrome who demonstrated phonological deficit prior to intervention. Data were collected by video recording, documentation, and keeping diaries. Assessments of progress were made at the beginning of a new session following the last teaching session and maintenance of gains was held three months after the last teaching session. The result showed significant gains in reading monosyllabic words. The findings demonstrated that Down syndrome individuals can learn basic reading skill in second / foreign language using "combined approach of phonics and reading" along with multisensory language learning approach (MSL).
بررسی کمّی تغییر رفتار اجزای فعلی در فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی همکردهای فعل مرکب یا بخش فعلی موجود در عبارت های فعلی، خودشان فعل های قاموسی ساده ای بوده اند که معمولا در این نقش جدید در معنای اصلی به کار نمی روند. این پژوهش به دنبال مشخص کردن این است که چه افعالی در زبان فارسی نو این روند را طی کرده اند و کدام دسته از آنها حضوری باثبات تر و کدام دسته گرایشی قوی تر داشته اند تا در ساخت های فعلی جدید نیز به شکلی زایا در این نقش حضور یابند. برای مشخص شدن این موضوع از یک معیار کمّی آماری به نام «ضریب تغییر» استفاده شده است. با استفاده از این معیار، رتبه بندی جدیدی برای این نوع افعال ترتیب داده شد که بازنمودی عددی از تغییر رفتار آنها را نشان می دهد. نتایج نشان می دهد فعل «زدن» بیشترین تغییر رفتار را نشان می دهد و بسیار به مشارکت در ساخت های فعلی جدید تمایل نشان داده و فعل «داشتن» پایدارترین رفتار را داشته است .
کتاب زبان ومغز: راهنمای مختصر عصب شناسی زبان، جاناتان آر. برزنن، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2022، 225 صفحه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
261-275
حوزههای تخصصی:
علاقه به بررسی بنیان هایِ عصبی زبان در مغز به پیدایش علومِ اعصاب نوین در قرن نوزدهم برمی گردد. امروزه ابزارهایی مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کاربردی (اف. ام. آر. آی.)[1] و ثبت سیگنال های مغزی با تکنیک انسفالوگرافی (ای. ای. جی.)[2] و دیگر تکنیک های مشابه به ما این امکان را می دهند که فعالیت مغز در هنگام انجام تکالیف شناختی پیچیده مانند صحبت کردن یا خواندن را به صورت غیرتهاجمی مطالعه کنیم. کتاب زبان و مغز: راهنمای مختصر عصب شناسی زبان را انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۲۲ منتشر کرده است تا خوانندگان را با تازه ترین پیشرفت های علوم اعصابِ مرتبط به درک ما از بنیان های عصبیِ زبان آشنا کند. نویسنده کتاب، جاناتان آر. برنن[3]، چگونگی ارتباط سیگنال های مغزی با ساختار شناختیِ زیربناییِ زبان انسان را با مرور پژوهش های انجام شده در زمینه عصب شناسی زبان بررسی می کند. کتاب در ۱۰ فصل و ۲۲۵ صفحه به مسائل مرتبط با چگونگی پردازش زبان در مغز می پردازد. توالی فصل های این کتاب مسیری را دنبال می کند که درون داد صوت شناختی[4] طی می کند تا به صورت جمله معنادار درک شود. عنوان فصل های کتاب به ترتیب زیر است: ۱) مقدمه، ۲) جعبه ابزار، ۳) آواها در مغز، ۴) کدی عصبی برای گفتار، ۵) فعال سازی واژه ها، ۶) بازنمایی معنی، ۷) ساختار و پیش بینی، ۸) ترکیب جمله ها، ۹) ساختن وابستگی ها۱۰)جمع بندی. در فصل ۱ تاریخچه ای از آن معرفی شده است. فصل ۲ ابزارها و روش های مربوط به علوم اعصاب را مروری سریع می کند که دانستن درباره آنها برای فهم ادامه مطالب کتاب مهم است. فصل ۳و ۴ بر آوا تمرکز دارد: مغز چطور معنی را بر اساس موج صوتی منتشرشده در هوا خلق می کند؟ دستیابی و بازنمایی آن معانی توسط مغز موضوع بحثِ فصل ۵ و ۶ است. انسان (معمولاً) با واژه های منفرد ارتباط برقرار نمی کند. زبان فوق العاده است و به صورت قابل توجهی در چگونگی ترکیب واژه ها باهم برای خلقِ گفته یا فکر کردن به چیزهایی که تاکنون کسی آن ها بیان نکرده، یکتا است. فصل های ۷-۹ به این موارد می پردازند. ایده هایی که در این فصل ها به آنها پرداخته شده است بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. هرچند نویسنده تلاش می کند آنها را با ترتیبی منطقی بنویسد ایده های مرتبط به هم را در فصل های مختلف به وسیله هایپرلینک به یکدیگر متصل و مرتبط کرده تا به این صورت خوانندگانی که می خواهند از برخی مسائل بگذرند به راحتی بتوانند مطالب مرتبط در فصل ها را دنبال کنند. این کتاب که به زبانی ساده و با اهداف آموزشی برای پژوهشگران و دانشجویان تازه وارد به حوزه عصب شناسی زبان نوشته شده است توجه خواننده را به موضوع های گسترده تر و مهم تری جلب می کند. در واقع چگونگی ارتباط بین مفاهیم انتزاعی مانند «دانستن یک زبان» با سیگنال های مغزیِ مشخصی که در آزمایشگاه مشاهده و اندازه گیری می شوند از محورهای اصلی کتاب است. نویسنده با توجه به موضوع هر فصل و پژوهش های انجام شده در آن زمینه شرح می دهد که داده های به ظاهر متفاوت و حاصل از آزمایش های مختلف چگونه بر یکدیگر انطباق می یابند. در ادامه به مرور مختصر فصل های این کتاب پرداخته می شود. [1]. functional magnetic resonance imaging (fMRI) [2]. electroencephalography (EEG) [3]. J. R. Brennan, Associate Professor of Linguistics & Psychology. University of Michigan
ارزیابی ساختار هرم وارونه در پیکره بزرگ خبری فارسی: تحلیل گفتمان خبری براساس همبستگی میان عنوان و محتوای خبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان خبری گونه ای تحلیل گفتمان است که به تحلیل ساختار گفتمان خبری می پردازد. باتوجه به این که در قالب بندی اخبار دو ویژگی انتخاب و برجستگی در نمود ارتباطی خبر نهفته است، از ساختار هرم وارونه خبر برای درجه بندی اهمیت بخش های گفتمانی خبر استفاده می شود. اگرچه رعایت ساختار هرم وارونه خبر مطلوب است، گاهی ممکن است در گفتمان خبری این ساختار دچار تغییر شود که در این مقاله تلاش می شود با کمک تحلیل آماری، به تحلیل ساختار گفتمان وبگاه های خبری فارسی پرداخته شود. برای رسیدن به هدف می توان از علم داده استفاده کرد. این بین رشته ای از جنبه علمی به تحلیل داده، یافتن مفاهیم ضمنی به دست آمده از تحلیل داده ها و استخراج دانش از داده ها می پردازد. در چارچوب علم داده به بررسی پیکره ای متون خبری فارسی پرداخته شده و وجود رابطه همبستگی معنایی میان عنوان خبر و محتوای خبر در ساختار هرم وارونه خبر مورد مطالعه قرار می گیرد. برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش خزش، یک پیکره خبری نسبتاً بزرگ با حجمی بالغ بر 14میلیارد واژه از 24 وبگاه خبری به دست آمده است. پس از پیش پردازش و اعمال یکدستی نسبی در این پیکره، در چارچوب معناشناسی توزیعی، بردار عنوان خبر و متن خبر با استفاده از مدل بردارسازی واژه ورد2وک به دست آمده و براساس آن بردار هر خبر ساخته شده است. پس از بخش بندی محتوای هر خبر براساس هرم وارونه خبر به سه قسمت سرنخ (لید)، بدنه و ارائه توضیحات بیشتر درمورد سرنخ، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، میزان همبستگی میان عنوان و هر یک از سه بخش خبر محاسبه شده است. اگرچه ضریب همبستگی پیرسون برای حجم زیادی از خبرها مثبت بود، ارزش صفر و عدم وجود همبستگی برای خبرها یافت شد. به طور متوسط، همبستگی میان عنوان و بدنه خبر بیش از همبستگی میان عنوان و توسعه سرنخ بود. این پژوهش می تواند به عنوان روشی برای دقت در انتخاب عنوان و محتوا و پالایش خبری منطبق بر هرم وارونه استفاده گردد.
بررسی کاربرد زبان کُردی در شبکه های سیمای استانی کرمانشاه و کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربرد زبان ها و گویش های محلی در برنامه های محلی شبکه های سیمای استانی از اهمیت بسزایی برخوردار است و نقش مهمی در پاسداشت زبان و فرهنگ بومی کشور دارد. این مهم در مورد زبان های مرزی شاید از اهمیت بیش تری برخوردار باشد. پژوهش حاضر به بررسی کاربرد زبان کُردی در برنامه های سیمای استانی کرمانشاه و کردستان می پردازد. روش گردآوری داده ها از نوع مشاهده غیرمشارکتی است. جامعه آماری شامل همه برنامه های پخش شده در دو شبکه سیمای استانی کرمانشاه و کردستان است که در آن ها از زبان کُردی استفاده شده است. از میان این جامعه آماری، برنامه های پخششده در بازه دوماهه فروردین و اردیبهشت 1399 به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان گر آن است که برنامه های کُردی شبکه استانی کردستان به لحاظ کمّی و کیفی، مقبول تر از برنامه های کرمانشاه است و تأثیر مثبتی بر نگرش زبانی مخاطبان کردزبان خود می گذارند. مهم ترین آسیب های کاربرد زبان کردی در برنامه های سیمای کرمانشاه عبارتند از عدم توجه به تنوع گویشی در سطح استان؛ استفاده از مجریانی که گفتار کُردی غیراصیل و آمیخته با وام واژه های بیش از حد فارسی دارند؛ عدم توجه به خط کردی و استفاده از آن در برنامه های محلی؛ پایین بودن مدت زمان برنامه های محلی نسبت به کل برنامه های فارسی زبان شبکه؛ نبود برنامه ویژه کودک و نوجوان به زبان کردی؛ نبود سریال های محلی.
Narrative Formation of Teacher Identity from the Perspective of Complexity Theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۶, Autumn ۲۰۲۳
49 - 62
حوزههای تخصصی:
Teacher identity has been studied from several perspectives. However, the present study makes an attempt to investigate the process of identity formation through narrative telling from the framework of complexity theory. In a case study design semi-structured interview data and teacher-produced diaries of a novice Iranian English teacher were analyzed in order to identify attractors of identity formation. As a result, four major attractors that had the strongest effect on the process of identity formation were detected. Then the mechanisms through which these attractors exerted influence on identity formation are discussed. Finally, it has been argued that narrative construction of identity requires the individual to stress different aspects of their identity at different times; and that the phase shifts that occurred when the identity system moved in the direction of another attractor were triggered by the moment-to-moment requirements of narrative formation. The findings are followed by a discussion of pedogogical and theoretical implications.
Focusing on the Comprehension Challenge of Different Passive Structure Types by EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
97 - 117
حوزههای تخصصی:
Much of the research on the comprehension of passive sentences has targeted healthy adults, L1 acquirers and people with aphasia. However, a topic that lacks evidence is the comprehension challenges of EFL learners facing different passive structure types. Consequently, this study investigated the comprehension difficulty of different passive structures by 186 intermediate EFL learners. The participants’ task was to read a sentence and choose a corresponding answer in a multiple-choice format via a software application designed for this study. The answers were analyzed in terms of the comprehension accuracy and the reaction time. Compared with the passive sentences, the participants needed less time comprehending active sentences and had a higher success rate. The results suggested that different passive verb types (i.e., regular/irregular, action/state, double-object/single-object, negative/affirmative, and question/statement) imposed different degrees of comprehension challenge to EFL learners; passives with regular verbs (PR) were the least challenging and passives with double-object verbs (PDO) were the most demanding structures. It was also revealed that the participants’ comprehension of different passive structures was significantly different based on their reaction times. The study’s findings may be of insight for EFL instructors and material developers to possibly invest more time for the more challenging passive structures.
بررسی ساخت ملکی محمولی معیار در زبان بلوچی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالکیت، مفهومی جهانی است. بازنمود این مفهوم در نحو به دو شکل کلی اسمی و محمولی است. مالکیت اسمی به شکل گروهی اسمی شامل مالک و مملوک بازنمود دارد، و مالکیت محمولی به صورت جمله بیان می شود. در این مقاله، ساخت ملکی محمولی در بلوچی با رویکردی رده شناختی بررسی می شود. روش پژوهش، ترکیبی از داده های اولیه و ثانویه است. 420 جمله نمونه از طریق پرسشنامه از گویشوران بلوچی زابل به دست آمد. همچنین، داده های ثانویه از برخی از پژوهش های دیگر نیز در این پژوهش به کار رفته اند. چارچوب نظری پژوهش، پژوهش استاسن (2009) است که در آن چهار رده برای رمزگذاری ساخت ملکی محمولی معرفی شده است. این چهار رده عبارتند از: مالکیت مکانی، مالکیت بایی، مالکیت مبتدایی و مالکیت با محمول «داشتن». سه رده ساخت ملکی مکانی، ساخت ملکی بایی و ساخت ملکی با محمول «داشتن» در داده ها وجود دارد، اما شواهدی از وجود ساخت ملکی مبتدایی در این زبان یافت نشد. در بین این سه رده، کاربرد ساخت ملکی بایی بیش تر است و بخش بزرگی از داده های پژوهش به این راهبرد تعلق دارند. پس از آن، ساخت ملکی مکانی بیش ترین کاربرد را دارد و کاربرد ساخت ملکی با محمول «داشتن» اندک بوده است. بهتر است زبان بلوچی از نظر رمزگذاری ساخت ملکی محمولی در رده متفاوتی با زبان های ایرانی دیگر مانند فارسی، گیلکی رشت، و شهمیرزادی قرار گیرد. بنابراین، پژوهش پیش رو، گام دیگری در راه رده شناسی ساخت ملکی محمولی را در زبان های ایرانی برداشته است.
بررسی مفهوم سازی های استعاری در بردارنده حوزه مبدأ بالا/پایین در سینمای ایران: مطالعه موردی فیلم های رقص در غبار و چهارشنبه سوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور گسترده استعاره های مفهومی در زندگی روزمره انسان ها، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه زبان شناسی شناختی بوده است. اثر حاضر با بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (a۱۹۸۰)، نظریه استعاره های تصویری و چندوجهی فورسویل (۲۰۰۶، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶) و همچنین آرای کوچش (۲۰۲۰) در خصوص استعاره های تصویری، حوزه مبدأ بالا/ پایین در یک رسانه چندوجهی مانند سینما را بررسی کرده است تا از این طریق بتواند چگونگی به کارگیری استعاره های جهتی با این حوزه مبدأ استعاری را علاوه بر کلام در وجه تصویری نیز مطالعه کند. بدین منظور، فیلم های بلند سینمایی فارسی زبان «رقص در غبار» و «چهارشنبه سوری» بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که فیلم ساز با نمایش تصویری مفاهیم بالا/ پایین، از آن ها به عنوان حوزه مبدأ استعاری استفاده می کند تا مفاهیم انتزاعی را در قالب استعاره های مفهومی به بیننده منتقل کند. در هر دو فیلم در موقعیت های مختلف این استعاره ها اغلب صرفاً در وجه تصویری به کار گرفته شده است تا درک ناخودآگاه مخاطب از موقعیت انتزاعی شخصیت ها را تضمین کند. حضور گسترده استعاره های مفهومی مرتبط با این حوزه مبدأ در فیلم های فارسی زبان نشان می دهد که این استعاره ها به قدری در ذهن مخاطب ایرانی بدیهی و اولیه هستند که کارگردان به وفور از آن ها برای شخصیت پردازی و پیش برد داستان استفاده می کنند. بدین ترتیب منظور مورد نظر خود را انتقال می دهد و مخاطب نیز احتمالاً به صورت ناخودآگاه آن را درک می کند.
Investigating the Implementation of Peer Scaffolding on Speaking Proficiency in Blended versus Traditional Classes at the Advanced Level(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Traditional methods of scaffolding for language teaching have turned out ineffective, leading to the exploration of innovative approaches such as blended learning. While blended learning has shown effectiveness in various language aspects, its impact on scaffolding for speaking proficiency remains unclear. This study investigated the impact of peer scaffolding on speaking proficiency in traditional face-to-face classes versus blended classes. The participants consisted of 42 advanced learners, randomly assigned to a control group (traditional classes) and an experimental group (blended classes). Pre-tests and post-tests were conducted using speaking topics to assess speaking proficiency, and evaluations were done using established criteria. The control group received instruction and speaking practice using conventional methods, while the experimental group had access to online resources and was engaged in face-to-face sessions guided by peers and the teacher. Dscriptive statistics and t-tests were employed to analyze the data. The findings indicated that the experimental group, which received peer scaffolding in the mixed class, performed better in speaking ability compared to the group that received peer scaffolding in the conventional class. These findings have implications for language teachers, material developers, and policy makers, emphasizing the potential benefits of integrating peer scaffolding within blended learning environments to enhance speaking proficiency for advanced learners.