فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۲۱ تا ۹٬۷۴۰ مورد از کل ۱۰٬۶۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زبان پریشی دوزبانه، به عنوان یکی از مباحث چالش برانگیز در روان شناسی زبان، در کشور ما چندان مورد توجه واقع نشده است. تحقیقات زبان پریشی انجام شده در ایران عمدتاً تک زبانه و بر زبان فارسی متمرکز بوده اند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی آن است تا نشانگان زبان پریشی والگوهای بهبود زبانی را در یک گویشور زبان پریش دوزبانه کرد-فارس مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش تحلیل و مقایسه استفاده از کلمات واژگانی و کلمات دستوری در کلام خودانگیخته این بیمار زبان پریش است که در جریان مکالمه ای جمع آوری شده است که موضوعات و سوالات آن برگرفته از بخش صحبت کردن آزمون معیارشده BAT پارادی (1987) است. یافته های این مطالعه موردی، به عنوان نمونه ای از زبان پریشی بروکا، نمایانگر آن است که الگوی بهبود نهایی در بیمار مورد بررسی الگویی غیرموازی است، که در آن زبان دوم (فارسی) در مجموع بهتر از زبان اول (کردی) بهبود یافته است. در هر دو زبان استفاده از کلمات واژگانی بیش تر از کلمات دستوری است و در زبان اول کاربرد کلمات دستوری در مقایسه با زبان دوم بیش تر می باشد. این در حالی است که در خصوص کلمات واژگانی عکس این مطلب صادق است. شیوه های متفاوت یادگیری و به کارگیری دو زبان و تفاوت های ساختاری دو زبان کردی و فارسی به عنوان عوامل مؤثر در تفاوت الگوی بهبود در نظر گرفته شده است که می تواند علاوه بر ذهنیت بخشیدن به مطالعات آتیزبان شناختی و روان شناختی زبان، به بازنگری در شیوه های آموزش زبان دوم و توجه بیش تر به آموزش زبان های بومی منجر شود.
Impact of Spaced Instruction Versus Massed Instruction on Iranian EFL Learners' Reading Comprehension, and Vocabulary Gain(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۹, Summer ۲۰۲۴
43-59
حوزههای تخصصی:
This investigation aimed to examine the impact of spaced and massed education on the reading comprehension and vocabulary gain of Iranian EFL students. The researcher selected 150 Iranian participants out of 300 based on their enactment in the Oxford Quick Placement Test (OQPT). The selected medium participants were unsystematically assigned into two empirical groupings (spacing and massed) and one control group. The participants' reading comprehension and vocabulary knowledge in English were estimated using a pre-test. Three groups were provided with instruction on reading skills by English texts and new words from American English File 3. The massed group received a 90-minute session for each text, whereas the spaced group received three 30-minute sessions; the first session lasted 30 minutes, followed by two more sessions, each lasting 30 minutes, scheduled two days apart. Behind the teaching, a reading and vocabulary post-test post-test were distributed to the three classes. The results of data analysis utilizing independent samples t-tests and one-way ANOVA showed a considerable distinction between the post-tests of the spaced and massed groups compared to the control group. The findings demonstrate that the spaced grouping, which followed the specific recommended steps in their community, outperformed the massed and control groups (p < .05). This has consequential implications for English instructors, learners, and curriculum developers.
ارائه یک مدل تخمین کیفیت مترجم ماشینی انگلیسی به فارسی با استفاده از یادگیری انتقالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، ارزیابی ترجمه ماشینی بدون داشتن ترجمه مرجع، به عنوان یکی از حوزه های پژوهشی ترجمه ماشینی از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از چالش های موجود در این زمینه، مخصوصاً برای زبان های کم منبع، عدم وجود داده های آموزشی مناسب است. برای این منظور میتوان از روش های مبتنی بر شبکه عصبی که قبلاً روی مدلهای زبانی چند زبانه آموزش دیده شده استفاده کرده و با استفاده از یادگیری انتقالی کیفیت ترجمه برای یک جفت زبان جدید را تخمین زد. در این مقاله کیفیت یک مجموعه تست انگلیسی - فارسی به این صورت تخمین زده شده است. همچنین مجموعه ای از داده ها ی آموزشی برای جفت زبان انگلیسی - فارسی تهیه شده و روی آن پیش پردازش های مناسب انجام گرفته مدل چند زبانه موجود با آن دادگان تنظیم دقیق شده است. استفاده از این داده ها ی آموزشی، همبستگی پیرسون با مجموعه تست را به میزان 29 درصد بهبود داده است.
بررسی گفتمان کودکان اوتیستی برپایه فرانقش بینافردی و متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
65 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی گفتار کودکانِ 6 تا 10 ساله دارای اُتیسم بر اساس فرانقش بینافردی و متنی در نظریه نقش گرایی هلیدی (Halliday, 2014) است. دو گروه از کودکانِ سالم و دارای اُتیسم، گروه های شاهد و تجربی پژوهش را شکل می دهند که به روش تصادفیِ طبقه ای انتخاب شده اند. داده های گفتاری هر دو گروه، ثبت شده و بر اساس فرانقش بینافردی و متنی مورد تحلیل قرار گرفته است. پرسش اصلی پژوهش حاضر از این قرار است که آیا فرانقش بینافردی می تواند در بررسی جمله های افراد مبتلا به اتیسم مؤثر باشد و اینکه گفتمان افراد مبتلا به اتیسم چگونه بر اساس مدل فرانقش متنی نقش گرایی هلیدی بازنمایی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ارتباط بینافردی در کودکانِ مبتلا به اُتیسم، به دلیل کم حرف بودن و تمایل نداشتن به برقراری ارتباط، بسیار ضعیف است. بین میزان به کارگیری مقوله وجهیت در دو گروه کودکان مبتلا به اُتیسم و کودکان سالم، تفاوت معناداری وجود دارد. هرچند که در کاربرد مقوله قطبیتِ منفی، تفاوت آشکاری بین دو گروه مشاهده نشد و هر دو گروه، به استفاده از جمله های مثبت تمایل داشتند. مبتلایان به اُتیسم، درک شفافی از مفهوم زمان نداشتند و در جمله های خود از زمان حال بیشتر بهره می بردند. از نظر وجه، وجه های اخباری و امری پرکاربرد بوده و کاربرد وجه التزامی بسیار محدود است. فاعل و نیز آغازگرها در گفتار مبتلایان به اُتیسم، اغلب واژه های ملموس و در دسترس هستند. یافته های این پژوهش می تواند برای مربیان کودکان دارای اُتیسم، روان شناسان و زبان شناسان مفید باشد.
بررسی کمّی تغییر رفتار اجزای فعلی در فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی همکردهای فعل مرکب یا بخش فعلی موجود در عبارت های فعلی، خودشان فعل های قاموسی ساده ای بوده اند که معمولا در این نقش جدید در معنای اصلی به کار نمی روند. این پژوهش به دنبال مشخص کردن این است که چه افعالی در زبان فارسی نو این روند را طی کرده اند و کدام دسته از آنها حضوری باثبات تر و کدام دسته گرایشی قوی تر داشته اند تا در ساخت های فعلی جدید نیز به شکلی زایا در این نقش حضور یابند. برای مشخص شدن این موضوع از یک معیار کمّی آماری به نام «ضریب تغییر» استفاده شده است. با استفاده از این معیار، رتبه بندی جدیدی برای این نوع افعال ترتیب داده شد که بازنمودی عددی از تغییر رفتار آنها را نشان می دهد. نتایج نشان می دهد فعل «زدن» بیشترین تغییر رفتار را نشان می دهد و بسیار به مشارکت در ساخت های فعلی جدید تمایل نشان داده و فعل «داشتن» پایدارترین رفتار را داشته است .
کهن الگوی اشخاص درسعادت نامه استرآبادی بر اساس نظریه یونگ
منبع:
رخسار زبان سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
96-113
حوزههای تخصصی:
On the Effectiveness of Involvement Load Components on L2 Vocabulary Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The involvement load hypothesis posits that the higher the involvement load of a task, the more effective it will be in improving students’ lexical learning. It does not differentiate between the different components of involvement load (need, search, and evaluation). Nor does it assume that the type of words to be learnt has any role in the effectiveness of tasks with different involvement load indices. This study compared the effect of the components of task involvement load on the comprehension, production, and retention of concrete and abstract words.
Methods: Sixty upper-intermediate students were assigned to two groups. One group received a task in which the search component was dominant, the other group received a task (with the same overall involvement index) in which search was not present, and the evaluation component was the determining factor of task difficulty. A pretest, posttest, control group design (quasi-experimental method of research) was used to address the research questions.
Results: One-way MANOVA results on the immediate posttest were in line with ILH predictions, showing no significant differences between tasks with equal involvement indices. On the other hand, the delayed posttest results showed that in case of receptive knowledge, there was a meaningful difference between abstract and concrete vocabulary, and the search group outperformed the evaluation group. However, the results of the productive posttest showed that the evaluation group outperformed the search group in abstract words.
Conclusions: The findings can have significant implications for language learners, teachers, materials designers, and researchers.
نقش های معنایی حالت برایی در زبان اوستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
243 - 278
حوزههای تخصصی:
در زبان های تصریفی نشانه های حالت که برای جنس های مختلف متفاوت اند و حالت و شمار را مشخص می کنند، هرگز نمی توانند همه معانی و دیگر خواص حالت را نشان دهند. در واقع، نشانه و اسم حالت در وهله نخست عناوینی هستند که برخی ویژگی های نحوی یا معنایی مهم حالت را بازنمایی می کنند و قادر به توصیف کاملی از آن حالت و کارکردهایش نیستند. ازاین رو، در حوزه حالت معمولاً نشانه ها، حداقل در سه سطح بررسی می شوند: حالت صرفی، روابط دستوری و کارکرد های معنایی. زبان اوستایی، از شاخه زبان های هندوایرانی، جزو زبان های تصریفیِ دارای هشت حالت دستوری است که هر یک نقش های معنایی متعددی را می توانند بازنمایی کنند. در مقاله حاضر، نقش های معنایی حالت برایی بررسی شده است که عبارت اند از ده نقش معنایی پذیرنده، بهره ور، مکان، مقصد، هدف، گستره، شیوه، همراهی، عامل و نگرشی. نشان داده شده است که دیگر حالت های دستوری نیز می توانند نقش های معنایی همسانی با حالت برایی داشته باشند.
تحلیل گفتمان وندایکی هویت زنان در چهار رمان منتخب فارسی (سووشون، چراغ ها را من خاموش می کنم، سال بلوا، شوهر آهو خانم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
119 - 91
حوزههای تخصصی:
هویت زنان و مسائل پیرامون آن ها از موضوعات مهم این روزهای جامعه جهانی است؛ اما این بخش از جامعه به علت برخی سنت ها و عادات حاکم بر جوامع و نگاه خاص به آن ها، همیشه جنس دوم تلقی شده اند. این شیوه نگرش به هویت زن در ادبیات داستانی نیز نمود پیداکرده است. تحلیل گفتمان بر این اصل تأکید دارد که نحوه خلق هر گفتمان ریشه در دیدگاه خالق آن گفتمان و شرایط اجتماعی حاکم بر دوره خلق آن گفتمان دارد. در این تحقیق اصول مربع ایدئولوژیک ون دایک، کارکرد سه گانه گفتمان و همچنین استراتژی های گفتمانی به کاررفته توسط نویسندگان بررسی شده و رمان ها در سطوح معنا، توصیف، سبک و استدلال تحلیل شده اند. این تحقیق بر روی چهار رمان مشهور فارسی انجام شده است. رمان های «سووشون» اثر سیمین دانشور، «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد، «سال بلوا» اثر عباس معروفی، «شوهر آهو خانم» اثر علی محمد افغانی. این تحقیق از نوع کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. علاوه بر آشکار کردن تفاوت بازنمایی هویت زن در آثار نویسندگان زن با نویسندگان مرد، نشان می دهیم که چگونه شرایط حاکم بر جامعه، افکار عمومی، اخلاق اجتماعی و حتی اصول تربیتی در خانواده ها می تواند بر شکل گیری هویت مستقل زن و کمرنگ شدن روابط ناعادلانه میان زن و مرد و حتی تغییر آن کمک کند. طی این مقاله استراتژی ها را در خدمت سه عامل اصلی، شامل رفتار اجتماعی، رفتار تربیتی و آگاه شدن و آگاهی بخشیدن می بینیم که هویت مستقل زن را آشکار، شکوفا و سپس به جامعه اثبات می کنند.
Levels of Equality and Gender Dispersal in Dyadic Collaborations: Does Asymmetry Work?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳, N. ۴ , ۲۰۲۴
71 - 100
حوزههای تخصصی:
Although dyadic collaborations (DC) are sensitive to individual differences, the role of levels of equality (LoE) and gender disparity as potential mediators are largely unexplored. To address the research gap, this case study investigated whether symmetrical (equal and gender-matched) and asymmetrical (unequal and gender-mixed) peer interactions differ in terms of efficacy for morpho-syntactic development and learners’ retrospective reflections. Forty-three young learners were randomly assigned into symmetrical (equal) and asymmetrical (unequal) pairs and into dyads of various gender dispersal (matched and mixed). The learners’ behaviors and perceptions during and following the paired tasks were recorded via observation, field notes, focused-group discussion, and member-checking meetings. The results of the Mann-Whitney U-test and Friedman Test were as follows: DC was more effective than non-collaborative learning for both short-term and long-term structure and vocabulary learning. It was helpful for expert-expert and gender-matched dyads in both domains alike and for experts and novices in unequal pairs in the structure area only. It was ineffective, however, for novice-novice and cross-gender dyads. Among the recurrent themes in observation and interviews were overall preference to pair up with female partners, consensus on the advantage of DC for grammar judgment (structure) over fill-in-the-blank (vocabulary) tasks, the realization of DC as effective for promoting rapport and responsibility, experts’ willingness to pair with novices or work alone, novices’ tendency to work with experts, and role of personality traits as a substantial mediator. Based on the findings, several implications for research and practice are offered.
نقش پیشینه فرهنگی آموزشی در تمایل به برقراری ارتباط در کلاس های برخط زبان فارسی در کره با تکیه بر نظریه سیستم های پویای پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمایل به برقراری ارتباط به زبان خارجی همواره یکی از مهم ترین اهداف یادگیری در کلاس های زبان بوده است. این تمایل مولفه ای پایدار و وابسته به یک عنصر خاص نیست، بلکه ماهیتی متغیر و پویا دارد که در هر لحظه در تعاملات کلاسی می تواند با توجه به تغییرات و واکنش لحظه ای مولفه های گوناگون فردی/عاطفی، محیطی/موقعیتی و فرهنگی، بصورتی نوظهور بروز پیدا کند. پژوهش پیش رو، با تکیه بر نظریه سیستم های پویای پیچیده دبات، به بررسی عوامل مهم در تمایل به برقراری ارتباط در کلاس های برخط زبان فارسی مقدماتی در دانشگاه کره، که متشکل از دانشجویانی از ملیت های مختلف است پرداخته، و درکنار بررسی متغیرهای موثر در تمایل زبان آموزان به برقراری ارتباط بصورت کلی، به بررسی نقش نمایه زبانی و پیشینه فرهنگ/آموزشی زبان آموزان در تمایل آن ها به برقراری ارتباط می پردازد. نتایج حاکی از آن است که بصورت کلی، نمایه زبانی و مولفه های فردی/عاطفی نقش مهمی در تمایل دانشجویان به برقراری ارتباط نداشتند، اما در مؤلفه های محیطی/موقعیتی، تفوت های قابل توجهی درمیان دانشجویان شرق آسیا و دانشجویان سایر ملیت ها، بخصوص در نوع تعامل (نوشتاری/گفتاری) و مخاطب (مدرس/همکلاسان) مشاهده شد. همچنین، دانشجویان شرق آسیا تمایل به برقراری ارتباط در موقعیت های چالش برانگیز (بدلیل عدم وجود مهارت های زبانی لازم و یا طرح موضوعات چالش برانگیز) نداشتند، درحالیکه دانشجویان سایر ملیت ها از این موقعیت ها استقبال کرده و آن را زمینه ای برای رشد مهارت های زبانی و ارتباطی خود عنوان کردند.
بررسی فرایندهای واجی حذف و درج در گویش شهرستان رابُر بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش فرایندهای حذف و درج در گویش شهرستان رابُر را بر مبنای نظریه بهینگی و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی و تحلیل می کند. برای بررسی امکان تحلیل این فرایندها بر مبنای نظریه بهینگی در گویش رابُر، حذف همخوان پایانی، حذف همخوان میانی، حذف همخوان های چاکنایی و درج واکه در ابتدای خوشه همخوانی و درج همخوان میانی (میانجی) با این نظریه محک زده می شود. داده های این تحقیق از زبان طبیعی و روزمره مردم، کتاب های گویش و شم زبانی نگارنده گردآوری شده اند. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد که در بعضی موارد در این گویش برخلاف فارسی معیار، برای جلوگیری از التقای مصوت ها به جای درج همخوان از فرایند حذف (مصوت) استفاده می شود؛ به همین دلیل بسامد فرایند حذف در این گویش بیش از درج است. در خصوص حذف همخوان چاکنایی در موضع پایانه هجا، تغییر کیفیت واکه اصلی در گویش رابُری عمومیت ندارد. همچنین، همخوان میانجی در فرایند درج نیز در مقوله فعل یکی از همخوان های رایج در زبان فارسی معیار نیست. گزینه بهینه در فرایندهای حذف و درجِ بررسی شده در این گویش در راستای نظریه بهینگی است.
Acoustic Analysis of Persian Plosives in Hearing-impaired and Normal-Hearing Children: A Study of VOT and F0 of Onset(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۶, No. ۲, ۲۰۲۴
145 - 156
حوزههای تخصصی:
The present study explored the effects of voicing and place of articulation on voice onset time (VOT) and fundamental frequency (F0) of onset of Persian oral plosives uttered by normal hearing (NH) and hearing-impaired (HI) children. Twenty-one NH children and twenty-one HI children matched for age and gender took part in this study. The participants were asked to repeat 36 CV words including all eight Persian plosives (/p/, /t/, /k/, /c/, /b/, /d/, /g/, /Ɉ/) in combination with the vowel /æ/. All syllables were recorded in a nearly sound-proof room using PRAAT Software. Independent samples t-test was used to compare the groups across gender. The results revealed: (a) HI children had higher VOT and F0 of onset values in nearly all aspects except for VOT and F0 onset of voiced plosives and F0 onset of alveolar and velar plosives; (b) both groups of girls had higher VOT values than boys did; (c) VOT is affected by the place of articulation and F0 is related to voiced-voiceless classification of plosives. Overall, NH children were able to distinguish and produce sounds more correctly, implying that HI children need further training. The study has implications for speech therapists, clinical linguists, and application designers to focus on speech sounds which are challenging for HI children to produce.
بررسی تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب در بین زبان آموزان ایرانی در حال فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) با سطح مهارت متوسط رو به پایین و پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسیدن به سطح بالایی از مهارت، آرزوی غایی تمامی زبان آموزان بوده و به کار بردن عذرخواهی و ادب نیز به صورت مستمر با سطح مهارت زبان فرد مرتبط می باشد. به سبب اهمیت کنش های گفتاری، راهبردهای ادب و سطح مهارت زبان، این تحقیق بر بررسی تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب در بین زبان آموزان ایرانی که در حال فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی(EFL) هستند، متمرکز گردیده تا به کارگیری راهبردهای عذرخواهی و ادب را میان زبان آموزان سطح متوسط رو به پایین و پیشرفته مقایسه کند. برای دستیابی به این هدف، 320 نفر از بین 390 زبان آموز EFL که آزمون دانش زبان انگلیسی را پشت سر گذاشته بودند انتخاب گردیده و سپس به سطوح متوسط رو به پایین و پیشرفته تقسیم بندی شدند. یافته های این تحقیق، تفاوتهای عمده ای را در تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب آشکار نمود. زبان آموزان پیشرفته در مقایسه با زبان آموزان متوسط رو به پایین، به کار بردن اشکال پیچیده تر و غیرمستقیم تری از کنش های گفتار عذرخواهانه را ترجیح داده و همچنین به استفاده از ادب منفی و روش های خاموش تمایل بیشتری نشان دادند. از سوی دیگر، زبان آموزان سطح متوسط رو به پایین، از اشکال ساده و صریح تر عذرخواهی و ادب استفاده نمودند. می توان نتیجه گرفت که همگام با رشد سطح علمی زبان آموزان در وادی زبان هدف و نزدیک تر شدن زبان آموزان به این زبان، آنها به به کارگیری کنش های گفتاری پیچیده تر علاقمند و به راهبردها و کنش های گفتاری بومیِ زبان هدف، نزدیک تر می شوند.
The Differential Effects of Direct and Indirect Corrective Feedback on Impulsive and Reflective EFL Learners’ Writing Accuracy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given the significant role of corrective feedback and individual differences in the process of foreign language acquisition, in the present study we set out to investigate the effect of direct and indirect corrective feedback on impulsive and reflective EFL learners’ writing accuracy. Sixty learners were selected and randomly assigned to three groups including two experimental groups and one control group. The first experimental group received indirect feedback, the second experimental group received direct feedback, and the control group received no feedback. The instrument employed in this study to determine the impulsivity or reflectivity of the participants was Barratt's impulsiveness scale. Writing accuracy was scored by the scale provided by Karim and Nassaji. The results revealed that both direct and indirect corrective feedbacks were effective in reducing the written errors of all the earners. Moreover, no significant difference was found between direct and indirect corrective feedbacks in terms of increasing writing accuracy. Although there was no significant difference between the impulsive and reflective learners’ performance, the mean scores showed that the latter seemed to benefit more from indirect type of the feedback while their counterparts showed better performance after receiving direct feedback. The findings have implications for EFL teachers and learners.
تحلیل رده شناختی واژه بست های وفسی بر اساس پارامترهای آیخنوالد (2003)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به هدف شناسایی و طبقه بندی واژه بست ها در زبان وفسی بر اساس پارامترهای آیخنوالد (۲۰۰۳) انجام شده است. این مطالعه به صورت تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است، زیرا نمونه های وفسی در این تحقیق اغلب از پیکره وفسی استخراج شده توسط استیلو (۲۰۰۴ب) به شکل ۲۴ داستان عامیانه وفسی و همچنین از دیگر اثرات وی در زمینه وفسی (استیلو، ۲۰۰۴آ، ۲۰۱۰) به کار گرفته شده است. در مواردی هم از پیکره بوگل و همکاران (۲۰۱۸) و یوسفی (۲۰۲۱) و نیز داده های گردآوری شده از گویشوران زبان استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که اولاً نسبت به معیارهای زویکی و پولوم (۱۹۸۳) و سداک (۱۹۹۱) در دسته بندی واژه بست ها، پارامترهای آیخنوالد (۲۰۰۳)، نه تنها همه معیارهای دو دسته دیگر را شامل می شود، بلکه بر خلاف رویکرد دوگانه آن ها، مزیت بررسی واژه بست ها را در یک طیف چندبعدی از ویژگی ها از یک تکواژ کاملاً مقید تا یک تگواژ کاملاً آزاد دارد. در ادامه، بر اساس مجموعه پارامترهای آیخنوالد (۲۰۰۳) نشان داده شده است که وفسی هشت نوع واژه بست دارد که تنها ویژگی های نوع هشتم، یعنی واژه بست های oblique PAMs در وفسی، تحت تأثیر عوامل واج شناختی-نوایی قرار دارند. در پایان، بر اساس ویژگی های indelibility و locality نشان داده شد که واژه بست های oblique PAMs در واقع وندهای تصریفی هستند، از این رو، نمی توانند به عنوان واژه بست ها مطرح شوند.
Focusing on the Comprehension Challenge of Different Passive Structure Types by EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
97 - 117
حوزههای تخصصی:
Much of the research on the comprehension of passive sentences has targeted healthy adults, L1 acquirers and people with aphasia. However, a topic that lacks evidence is the comprehension challenges of EFL learners facing different passive structure types. Consequently, this study investigated the comprehension difficulty of different passive structures by 186 intermediate EFL learners. The participants’ task was to read a sentence and choose a corresponding answer in a multiple-choice format via a software application designed for this study. The answers were analyzed in terms of the comprehension accuracy and the reaction time. Compared with the passive sentences, the participants needed less time comprehending active sentences and had a higher success rate. The results suggested that different passive verb types (i.e., regular/irregular, action/state, double-object/single-object, negative/affirmative, and question/statement) imposed different degrees of comprehension challenge to EFL learners; passives with regular verbs (PR) were the least challenging and passives with double-object verbs (PDO) were the most demanding structures. It was also revealed that the participants’ comprehension of different passive structures was significantly different based on their reaction times. The study’s findings may be of insight for EFL instructors and material developers to possibly invest more time for the more challenging passive structures.
هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی: بررسی میزان اعتبار انگاره های بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی در چارچوب انگاره های انطباق مشخصه ها، سازگاری محلی، گسترش، گستره و سازگاری از طریق تناظر در نظریه بهینگی بررسی می شود. به این منظور، داده هایی متناسب با اهداف پژوهش از منابع کتابخانه ای جمع آوری و توسط 30 گویشور بومی ترکی همدانی تولید شد. بررسی داده ها نشان داد که الگوی هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی از سه نوع هماهنگی کامل، تیره و شفاف است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که انگاره گسترش کفایت توصیفی و توضیحی بیشتری در تحلیل انواع هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی نسبت به انگاره های نظری دیگر دارد. زیرا اولاً این انگاره برخلاف انگاره های نظری دیگر می تواند توصیف کارآمدی از انواع هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی به دست دهد. دوماً انگاره گسترش انگاره ای ساده با کفایت توضیحی بسیار بالایی است که با به کارگیری محدویتSpread [αF] می تواند وحدت عملکردی انواع مختلف فرایند همگونی (مانند هماهنگی واکه ای، همگونی در محل تولید، همگونی در مشخصه واکداری-بیواکی و غیره) به خوبی در نظام آوایی زبان ها و در راستای هماهنگی سازوکارهای تولیدی توضیح دهد.
Reading of Humor-added Subtitles of Foreign Films in Persian: An Eye-tracking Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
It is becoming an established strategy to add humor in Persian subtitles even often when the original dialogue does not include the created or any other humor. This study measures the impact of this strategy on viewers’ attention allocation while reading subtitles. The eye movements of 32 participants were recorded while watching a humorous and non-humorous version of the same scene extracted from Superchondriac (Boon, 2014), a French comedy. The results show that there is a significant difference between attention allocation in the two versions, and the viewers’ attention to the subtitles with added humor is significantly larger than non-humorous subtitles. The interviews showed that some viewers liked the added humor because they thought it is funny and close to their cultural and ideological views. On the other hand, some of the participants opted for the non-humorous subtitles because they thought the added humor was distracting, confusing, at times offensive, and detached from the original culture.
بررسی چگونگی انتقال اصطلاحات سیاسی اجتماعی مقیّد به فرهنگ در ترجمه روسی رمان سووشون سیمین دانشور بر اساس آراء سرگِی وِلاخوف و سیدِر فِلورین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
155 - 187
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات مقیّدبه فرهنگ یا فرهنگ بسته ها به عناصر فرهنگی و مفاهیم بومی موجود در جوامع مختلف اشاره دارند که مترجمان همیشه در انتقال صحیح آنها از زبان مبدأ به مقصد با دشواری های فراوانی روبه رو هستند. حفظ بیشترین بار معنایی و فرهنگی در انتقال این عناصر مهم ترین دستاورد مترجمان به ویژه در حوزه ترجمه ادبی است. سرگِی وِلاخوف و سیدِر فِلورین، از نظریّه پردازان مشهور بلغاری در حوزه ترجمه، عناصر فرهنگی را بر اساس موضوعات مختلف از قبیل جغرافیایی، قوم نگاری، سیاسی‑ اجتماعی و نظامی طبقه بندی کرده و راهبردهایی را جهت انتقال صحیح آنها به دیگر زبان ها ارائه کرده اند که مبنای کار در پژوهش حاضر است. در این تحقیق، چگونگی انتقال عناصر فرهنگیِ سیاسی‑ اجتماعی در ترجمه روسی رمان سووشون سیمین دانشور به روش خوانش و مقابله تطبیقی و شیوه تحلیلی‑توصیفی بررسی شده است. بررسی ها نشان داد که در برگرداندن عناصر فرهنگیِ سیاسی‑ اجتماعی در این رمان بیش از همه از ترجمه تقریبی ‑و شیوه معادل کارکردی‑ و کمتر از همه از آوانویسی، حرف نویسی و ترجمه ضمنی استفاده شده است. در بسیاری از موارد نیز بارِ فرهنگی و گاه حتّی بار معنایی، زبان شناختی و سبک شناختی واژگان و عبارت ها از دست رفته است. درمجموع، موفقیّت مترجمان در انتقال بارِ فرهنگی در حوزه اصطلاحات سیاسی اجتماعی به متن مقصد نسبی تلقّی می شود.