فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۱۰۱ تا ۹٬۱۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۳, ۲۰۲۲
137 - 153
حوزههای تخصصی:
Metadiscourse markers are aspects of a text’s organization denoting a writer’s stance toward its propositional content. Given the ideological difference between quantitative and qualitative research in terms of determinacy, metadiscourse markers can be viewed as a venue through which writers’ epistemological positions are presented. The present study was designed to compare the use frequency of interactive and interactional metadiscourse markers in the discussion section of 20 quantitative and 20 qualitative applied linguistics research articles, with reference to Hyland's (2005) framework. The analysis involved the comparison of frequency counts of metadiscourse markers across the two corpora using a series of Chi-square tests. To that end, the results were computed and analyzed through SPSS. The results revealed significant differences in terms of the frequency of all interactive and interactional metadiscourse markers except for frame markers, evidentials, attitude markers, engagement markers, and boosters. The findings of study have important implications for academic writing instruction.
ساختار موضوعی اسم فعل: بررسی موردی زبان کردی (گونه ی سنندجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترسیم مختصات شیوه نگاشت نحوی موضوع ها به شکلی فراگیر که قابل تعمیم به ساختار موضوعی انواع محمول ها اعم از فعلی و غیرفعلی باشد، یک غایت مطلوب نظری در رویکردهای زایشی به ساختار موضوعی است. در این مقاله، ساختار موضوعی اسم فعل به عنوان محمولی غیرفعلی، در زبان کردی، گونه سنندجی بررسی و کنکاش می شود. با توجه به محدودیت های فضای نحوی گروه معرف (DP) در زبان کردی سنندجی (به دلیل حضور ساخت اضافه[1])، مسئله نحوه نگاشت موضوع های اسم فعل و محدودیت های حاکم بر ساختار موضوعی آن اهمیت می یابد. بر پایه مشاهدات تجربی، اسم فعل ها به چهار دسته پادکنایی، پادمفعولی، دو ظرفیتی و سه ظرفیتی تقسیم می شوند. در اسم فعل های پادکنایی موضوع بیرونی به شکل اضافه به اسم فعل می پیوندد و قابلیت انضمام ندارد. در خصوص اسم فعل های پادمفعولی، نشان داده می شود که موضوع درونی هم به صورت اضافه و هم انضمامی می تواند حضور داشته باشد. اسم فعل های متعدی دو صورت را به نمایش می گذارند: موضوع درونی می تواند به صورت اضافه حضور یابد و موضوع بیرونی قابلیت حضور ندارد؛ یا اینکه موضوع بیرونی در حالت اضافه و موضوع درونی انضمامی است. در آخرین دسته از اسم فعل های کردی سنندجی، موضوع درونی هدف به صورت گروه حرف اضافه است و قابلیت بازبینی مشخصه EPP و ارتقا به جایگاه فاعل را ندارد. با مفروض پنداشتن رویکرد برون-اسکلتی بورر (2005 a, b)، استدلال خواهد شد که ویژگی ها و محدودیت های منحصربه فرد ناظر بر نگاشت موضوع های اسم فعل تابعی از اصول و فرایندهای عام و مستقل حرکت هسته-به-هسته، بازبینی حالت، اصل گسترش ریشه و اصل فرافکنی گسترده هستند.
[1] ezafe construction
تصحیح عباراتی از دینکرد نهم بر اساس زند یسن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به محتوای نسک های گاهانی موجود در دینکرد نهم و ارتباط آن ها با زند موجود یسن ها و نحوه مواجهه هر یک از این نسک ها با زند یسن ها اشاراتی شده است. نقل قول های گاهانی از زند یسن ها در خلاصه نسک ها، در مواردی ترجمه پهلوی یسن ها و گاهی تفسیر آن ها هستند، یعنی شرحی که بر ترجمه پهلوی نوشته شده است. این نقل قول ها گاهی عین عبارات زند هستند و گاهی با آن ها تفاوت دارند. آمدن این نقل قول ها ممکن است نشانه آن باشد که یسن های پهلوی پیش از تدوین نهایی نسک ها، که خلاصه آن ها در دینکرد آمده، موجود بوده اند. بخش اصلی این مقاله تصحیح و تجدید نظر در خوانش برخی از لغات و عبارات موجود در ورشتمانسر نسک از دینکرد نهم، ترجمه احمد تفضلی، با استفاده از زند موجود یسن ها است. تفضلی خود نیز در پیشگفتار به این مطلب اشاره می کند که در ورشتمانسر نسک عباراتی از گاهان به پهلوی ترجمه شده اند. با بررسی چند عبارت در این مقاله، مشخص می شود که زند یسن ها ابزاری مهم در مطالعه متون پهلوی و خصوصاً متون پهلوی برگرفته از زند یسن ها است و کمک گرفتن از آن فهم این متون و مطالبی را آسان می کند که سعی در انتقال آن داشته اند. در هر مورد ابتدا متن اوستایی و سپس متن نسک از دینکرد نهم که دربردارنده خوانش تفضلی است ارائه، بعد از آن متن زند، که تصحیح به واسطه آن است، نقل و در پایان متن و ترجمه اصلاح شده عرضه می شود.
بررسی و مقایسه مفهوم پردازی های سر و دل در شاهنامه، خسرو و شیرین نظامی و غزلیات شمس از دیدگاه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاه شناختی، استعاره را ابزاری زبانی مفهومی می داند که انسان از آن در جهت شناخت و بیان مفاهیم پیرامون خود استفاده می کند. بر اساس این نظریه بسیاری از مفاهیم به کمک استعاره برای انسان قابل درک می شوند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با توجه به دیدگاه شناختی به مقایسه و بررسی مفهوم سازی های سر و دل در شاهنامه ، غزلیات شمس و خسرو و شیرین نظامی می پردازد. این پژوهش در پی پاسخ به دو پرسش است که شعرای مذکور در مفهوم سازی خود از کدام مفاهیم مبدأ کمک گرفته اند و در تمایز زبان شعری شان از زبان روزمره از چه ابزارهای شناختی استفاده کرده اند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که در بیش تر استعاره ها، سر و دل با مفاهیم عینی تری چون انسان، حیوان، گیاه، ظرف و شیء مفهوم پردازی شده اند و دیگر این که شعرای مذکور هرچند تحت تأثیر سنن ادبی، زبانی و ریشه های فرهنگی گاهی از استعاره های همانندی استفاده کرده اند؛ اما هر یک با بهره گیری از سازوکارهای شناختی گسترش، الغاء، ترکیب و هم چنین با گریز از قواعد زبانی به ایجاد تصاویری بدیع پرداخته اند که همین امر سبب تمایزِ مفهوم پردازی های آن ها شده است.
Promoting Authorial Voice Expression in Academic Writing of EFL Learners through Implicit and Explicit Instruction(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳, N. ۴ , ۲۰۲۴
49 - 70
حوزههای تخصصی:
With the significant increase in academic publications and the growing emphasis on academic writing in recent years, the exploration of writers' authorial voice has become essential in the academic community. Therefore, the present study examined language learners’ preferences for the use of metadiscoursal elements of voice and the effectiveness of instruction in promoting the expression of authorial voice in academic writing among Iranian EFL learners. The participants were 143 intermediate English major university learners at Najaf Abad University of Isfahan who were randomly divided into a control group and two treatment groups. One group received explicit instruction and the other group received implicit instruction on the use of voice elements based on Hyland's (2005) interactional framework in the academic context. The control group did not receive any instruction on discourse markers. After an eight-session treatment, participants’ writings in the three groups were analyzed. The findings revealed that the treatment groups demonstrated a more significant improvement in their ability to express authorial voice compared to the control group. The group receiving explicit instruction utilized more stance markers compared to the group receiving implicit instruction. The findings highlight the importance of consciousness-raising in improving the use of discourse markers in academic writing.
زبان و شاخصه های شعر جنگ در فارسی و انگلیسی: بررسی ناتورالیسم و مؤلفه های آن در اشعارِ منتخب قیصر امین پور و ویلفرد اوون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
97 - 129
حوزههای تخصصی:
شاعران و نویسندگان مکتب ناتورالیسم با بهره گیری از ابزار مختلف و مؤلفه های گوناگون توانسته اند به بازتاب حوادث و رویدادهای زندگانی به شیوه ای دقیق و توصیفی در شعر و رُمان بپردازند. مهم ترین موضوعات مطرح در این مکتب عبارت اند از: جنگ، فقر، فحشا، خونریزی و کشتار. پژوهش حاضر با بهره گیری از شاخصه ها، ابزار و لوازم این مکتب که به نظر می آید در شعر مقاومت و جنگ به شکل چشمگیری دیده می شود، به بررسی تطبیقی اشعار منتخب قیصر امین پور و ویلفرد اوون پرداخته است تا تحلیلی شکلی و محتوایی از آنها به دست آورد. برای این منظور، قطعه شعر « شعری برای جنگ » از سروده های سال های 1357 تا 1363 قیصر امین پور و شعر « چه شیرین است » اثر ویلفرد اوون، شاعر انگلیسی، از دفتر شعرها (1920) برگزیده و انتخاب شده اند. مؤلفه های مورد بررسی در این پژوهش عبارت اند از: توصیف جزء به جزء و دقیق؛ کاربرد زبان محاوره ای و بی پیرایه؛ خشونت زبانی و تنافر آوایی و به کارگیری زبانی تُند، سریع و خشن؛ و توصیف فجایع، زشتی ها، اضطراب ها و وحشت جنگ. نتایج این تحقیق نشان می دهد که شعر جنگ در انگلستان و مغرب زمین در بحبوحه جنگ جهانی اوّل، عمدتاً، شعری ضد جنگ است، هرچند شعرهای حماسی و شورانگیز در ابتدای سال های جنگ توسّط شاعرانی مانند رابرت بروک و زیگفرید ساسون سروده شد، در ایران امّا به جنگ از منظر حماسه و عرفان نگریسته شده است؛ هرچند علی رغم چنین رویکردهایی، تصویر جنگ دردآلود و سرشار از صحنه هایی ناتورالیستی و خشن و بی پیرایه و در مواقعی ضد جنگ است.
بررسی و تحلیل گروه های تأکیدی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های بلاغی زبان در نوشتار و گفتار، تأکید در سخن است. تأکید به شیوه های گوناگونی صورت می گیرد. گروه های اسمی یکی از ابزارهای تأکید هستند که تاکنون کمتر مورد توجه قرارگرفته اند. منظور از گروه های تأکیدی در این نوشتار، گروه هایی است که در آنها یا ساخت واژه از واج های تکراری است یا واژه از دو یا چند تکواژ یا واژه مکرّر ساخته می شود و یا اعضای گروه به نحوی با هم ترکیب یا به هم عطف می شوند که تأکید را می رساند. گروه های تأکیدی به صورت اسم های متناسب، اسم ها و صفت های مترادف، اسم ها و صفت های متضاد، فعل های متناسب و نیز واژگانی با تناسب موسیقایی هم نشین شده اند. این تحقیق با تهیه فهرستی از نمونه ها متشکل از هزار و پانصد گروه اسمی، ساختار، ویژگی ها، خاستگاه و کارکرد آنها را بررسی و تحلیل و آنها را در دسته های مختلف طبقه بندی کرده است. کاربرد این گروه ها برای اهداف مختلف است؛ از جمله: ایجاد معانی تازه، معانی ثانوی، کنایی و مجازی، گسترش معنی، شمول، تفصیل در سخن، اختصار و ایجاز اما مهم ترین و بیشترین کارکرد آن تأکید است. مانند تاکید و برجسته سازی اهمیت چیزی، احساسات و عواطف، فاصله، مقدار و کمیت، کیفیت و شدّت.
The Combined Effects of Task Sequencing and Indirect Corrective Feedback on L2 Writing: Examining the SSARC Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Task sequencing (TS) has been a focus of empirical investigations in task-based language teaching (TBLT). Previous studies on TS failed to represent classroom contexts because they did not provide learners with corrective feedback (CF). This study aimed to address this gap by examining the combined effects of TS and CF on writing complexity, accuracy, and fluency (CAF). To do so, 113 upper-intermediate EFL learners were selected and divided into two groups. Participants took a pretest at the beginning of the study. Each group performed two three-task sets in simple-to-complex(S-C) or complex-to-simple(C-S) order. In each group, the errors in the first set of tasks were given CF by error codes (ECs), while the errors in the second set were only underlined. Participants in both groups were asked to revise their texts based on the provided CF and take a posttest at the end of the study. Multivariate analysis of variance (MANOVA) was run to analyze the pretest and posttest data. The results showed that the group performing tasks in S-C order and receiving ECs outperformed the others. Findings supported the SSARC (Stabilize, Simplify, Automatize, Reconstruct, Complexify) model. The study has implications for material development.
مقایسه مشخصه های اجتماعی-معنایی در گفتمان سازمان های مردم نهاد (سمن ها) و مؤسسات خیریه بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، لاکلا و موف
منبع:
پازند سال ۱۴بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۲ و ۵۳
37 - 56
حوزههای تخصصی:
طبق نظریه پساساختگرایی لاکلا و موف (1985)، همه پدیده های اجتماعی تحت تاثیر فرآیندهای گفتمانی شکل می گیرند و اجتماع، عرصه مبارزه برای تعریف و تثبیت معنا است. آنان معتقدند گفتمان ها همواره با استفاده از سازوکارهای معنایی از طریق روش های مختلفی همچون مطبوعات، برای تاثیرگذاری بر روی افکار عمومی با هم در حال رقابت اند و این منازعات معنایی تابع تحولات اجتماعی است. در این پژوهش با تلفیق نظریه لاکلا و موف و نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (1995) که زبان را به عنوان کنش اجتماعی با کاربرد متفاوت معرفی می کند، قصد بر این است تا مشخصه های اجتماعی- معنایی در گفتمان سمن ها (به عنوان گروه اولِ تحقیق حاضر) و مؤسسات خیریه (به عنوان گروهِ دوم) و نیز چگونگى شکل گیرى و تعامل بین آنها و بازنمایى منازعات معنایى این دو گفتمان در محافل اجتماعی به ویژه مطبوعات در حوزه کودکان کار و خیابان بررسی شود. همچنین، در پژوهش حاضر بر اساس دیدگاه فرکلاف، مفصل بندی گفتمان و استفاده از دو سازوکار مهم برجسته سازی و حاشیه رانی و فرایندهای دیگر تحلیل انتقادی مانند مجهول سازی و اسم سازی که از ابزارهای برجسته سازی اند، ارتباط بین دیدگاه های فکری، سیاسی و اجتماعی فعالان دو گروه نام برده مشخص و تبیین می شود. داده های تحقیق حاضر شامل متون منتخبی از رسانه ها و مطبوعاتی است که به صورت موردی از خیریه ها و سمن های فعال در زمینه کودکان کار و خیابان در دهه هشتاد و نود شمسی انتخاب شده است. بررسی و تحلیل متون انتخابی پیرامون تحلیل گفتمان انتقادی از دیدگاه های ایدئولوژیکی نهادهای مربوطه به مفصل بندی گفتمان برای تعیین محل نزاع معنایی آنها توصیف و تبیین گردیده است.
Analysis of Aviation Miscommunications based on Grice’s Conversational Maxims: The Case of Iranian Aviators
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۵, No. ۲, June ۲۰۲۰
119 - 134
حوزههای تخصصی:
Miscommunication has been reported as a major contributing factor to aviation mishaps. About 70% of the first 28000 reports to NASA Aviation Safety Reporting System were related to communication problems (Sexton, 1999). According to Chaparro and Groff (2002), the most frequent human errors in aircraft maintenance, is supposed to be information misinterpretation. The movement area of an airport is typically the place where a single misunderstanding may have serious and adverse effect on flight safety. Furthermore, Eadie (2000) puts emphasis on conducting research on applied communication related to real phenomena in the real world. Therefore, the current study aims to investigate miscommunication among aviation personnel. To this end, first, a corpus of 31 authentic audio records and reports of aviation mishaps was analyzed based on Grice’s maxims. Consequently, the findings of the study revealed that teaching Grice’s (1975) Maxims needs to be taken into account in verbal communication. The findings of the research have implications for curriculum designers, pilots, and air traffic controllers.
بحثی در صحت و سقم انتساب منظومۀ خسرونامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه عاشقانه خسرونامه یا گل و هرمز یکی از مثنوی های معروف منتسب به عطار است که برخلاف دیگر مثنوی های جعلی منسوب به وی، به خاطر نظم و انسجام شعری و اشتمال بر پاره ای ویژگی های زبانی و تبحر سراینده، عده ای را بر آن داشته است تا این منظومه را از آنِ عطار بدانند و آن را در ردیف چهار منظومه اصلی و مسلّم وی، یعنی منطق الطیر، اسرارنامه، الهی نامه و مصیبت نامه بنشانند. درمقابل، عده ای دیگر نیز با بیان ادلّه ای این انتساب را رد کرده اند. این مقاله به مطالعه سبک شناختی خسرونامه ازحیث ساختار، زبان و محتوا می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد انتساب این منظومه به عطار نادرست است؛ زیرا بین خسرونامه و آثار مسلّم عطار، هم ازحیث شکل و ساختار، هم ازنظر کاربردهای زبانی در دو سطح واژگانی و نحوی و هم ازجنبه محتوا و درونمایه، اختلاف و تفاوت های عمده ای وجود دارد. از طرف دیگر با مطالعه نسخه شناختی و برون متنی این منظومه و کشف برخی حقایق تاریخی، رد انتساب آن به عطار تقویت می شود.
Growth Mindset and Cognitive Engagement of Female EFL Learners: Contribution of Risk- aking as a Mediator(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۵, No.۳۱, Fall & Winter ۲۰۲۲
71 - 93
حوزههای تخصصی:
Many difficulties learners experience during language learning interfere with their performance, and those associated with their psychology play an integral role in this process. Underpinned by Bandura’s social cognitive theory and Dweck’s implicit theory of intelligence, this article explored how language mindsets influenced female EFL learners’ cognitive engagement through the mediation of risk-taking. Following a quantitative design and drawing on stratified sampling, the researchers ran the Power Analysis Calculator and selected 384 language learners from six institutes of Tabriz, Iran. The data were collected by three questionnaires, including the Language Mindset Inventory of Lou and Noels (2017), University Student Engagement Inventory (USEI) designed by Maroco et al., (2016), and the Barratt Impulsiveness Scale (BIS) of Patton, Stanford and Barratt (1995). The PLS-SEM analysis showed that learners’ growth mindsets were directly related to cognitive engagement. Furthermore, risk-taking significantly mediated this relationship. This finding provides some implications for school psychology to develop in students self-theories that highlight growth and competence instead of limitation and inactivity.
The Role of ChatGPT-based Instruction and Flipped Language Learning in Metadiscourse Use in EFL Learners’ Argumentative Writing and their Perceptions of the two Instructional Methods(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The advent of ChatGPT, an all-purpose intelligent Chabot created by Open AI, has created a multitude of prospects and opportunities within the realm of language education. Owing to its exceptional capacity to produce a wide range of textual outputs, ChatGPT responds to queries in a matter of seconds. The present study aimed to examine the appropriateness of ChatGPT-based instruction and flipped language learning instruction (FLLI) in classrooms in terms of enhancing EFL learners’ interactional metadiscourse realization across language proficiency levels. Sixty-three English language learners were divided into four distinct groups: 16 in the advanced and 16 in the intermediate FLLI group, 15 in the advanced, and 16 in the intermediate ChatGPT group. Before initiating the study, all participants were given a pretest that specifically assessed the use of interactional metadiscourse markers (IMMs) in argumentative writing. The four experimental groups were separately exposed to ChatGPT-based instruction and FLLI during eight sessions. Results from a two-way analysis of variance (ANOVA) procedure through SPSS (version 25) revealed that the ChatGPT-based instruction was more effective than FLLI, and both intermediate and advanced language learners following the ChatGPT-based instruction used IMMs in argumentative writing more successfully. Moreover, the participants’ perceptions of ChatGPT and FLLI were analyzed through MAXQDA (version 2020), showing more positive attitudes towards using ChatGPT in language learning in general and IM realization in particular. The findings have the potential to provide advantages for teacher educators in terms of utilizing ChatGPT learning approaches.
Analyse sémiotique de l’espace selon les régimes du sens d’Éric Landowski (le cas de La Montagne du Dieu vivant de Le Clézio)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’analyse des mécanismes résultant de l'expérience abstraite ou de la rencontre sensorielle du sujet actif avec l'univers a été négligée du point de vue de la sémiotique classique et celui-ci résiste à des concepts tels que : « présence », « expérience », « corps » et « le sensible ». Landowski défend l’idée du sens constituée d’une condition à la présence et il introduit les quatre régimes d’espace dans lesquels le sens de discours dépend de l'interaction sensorielle-perceptive entre le sujet et le monde extérieur. Dans ses régimes, l’espace-tissu est en interaction avec la programmation, l’espace-volute se présente par l’ajustement, l’espace-abîme est manifesté par l’assentiment et l’espace-réseau est en rapport avec la manipulation. La question principale de cette recherche consiste aux régimes du sens de Landowski se présentant dans le texte littéraire. Pour trouver la réponse, cette recherche applique les régimes d’espace de Landowski à savoir l’espace-volute et l’espace-abîme sur La montagne du dieu vivant de J.M.G Le Clézio dont les récits mettent en scène de beaux passages sur l’interaction entre les personnages et les espaces différents. Cet article aurait pour objectif d’examiner l’interaction entre le sujet et l’espace dans un texte littéraire à partir de la théorie des régimes du sens de Landowski pour effectuer le pouvoir de l’espace sur la perception humaine. Par une analyse sémiotique, cet article montrera enfin la relation entre le sujet et l’espace tout en se basant sur les phrases du sujet parlant et l’espace qui l’a entouré. Cette relation produit un sens profond.
همپایگی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
9 - 44
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، همپایگی در زبان فارسی در دو گونه فارسی نوشتاری رسمی و فارسی محاوره ای غیررسمی بررسی شده تا بسامد وقوع و توزیع هریک از انواع همپایه سازهای زبان فارسی در این دو گونه زبانی تعیین شود. با بررسی آمار به دست آمده و تفاوت کاربرد همپایه ساز در زبان فارسی گفتاری/ محاوره ای و نوشتاری/ رسمی می توان گفت که گونه محاوره ای، تمایل بسیاری هم به ساخت همپایگی ناآشکار و هم به کاربرد ساخت وابستگی در مقابل ساخت پیوستگی یا همپایگی دارد. دستاورد دیگر پژوهش حاضر، قراردادن /bâ/ «با» در دسته همپایه سازهای عطفی زبان فارسی بوده است. نگارندگان آزمون جایگزینی را برای نظریه خود ارائه داده اند؛ یعنی با جایگزینی به جای /bâ/ «با» در ساخت های همپایه و باتوجه به تغییرنکردن چشمگیر معنای ساخت نشان دادند که می توان /bâ/ «با» را همپایه ساز زبان فارسی در نظر گرفت. این نتیجه گیری زبان فارسی را در رده زبان های /bâ/ «با» قرار می دهد که در کنار زبان های دو رده زبانی جهانی از منظر همپایگی هستند.
The conceptualization of 'space' in Persian and English: A comparative study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article aims at contrasting the conceptualization of space in Persian and English. Using three semantic primes of 'space', namely 'below', 'side' and 'touch' proposed in Natural Semantic Metalanguage (NSM), as one of the cognitive semantics approaches to study language, this cross-linguistic design intends to uncover the similarities and differences of conceptualizations in the two languages. The data came from the Hamshahri corpus of Persian-written data and the Corpus of Contemporary American English (COCA).The data were compared to see whether or not the NSM theory is viable to explain the spatial conceptualization. The results indicated that the semantic primes have more than one exponent in Persian and English, with their particular function and conceptual range. Besides, the prime of 'touch' has not spatial correspondence in Persian language. This means that the NSM approach does not provide enough analytical toolkits to satisfactorily explain the similarities and differences in cross-cultural cognitive semantic comparisons and cannot exhaustively explain the conceptualization of ‘space’. Nonetheless, this approach provides us with some insight into the cognitive properties in the minds of the speakers.
«هم» در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کلمات بحث برانگیز در فارسی امروز، واژه «هم» است. برخی دستورنویسان این واژه را جزء دسته قیدها می دانند؛ این در حالی است که حذف این واژه ازجمله، گرچه ساختار دستوری آن را برهم نمی زند، اما معنای جمله را تغییر می دهد. ازسوی دیگر، در مطالعات اخیر، این واژه نه به عنوان قید، بلکه به عنوان افزایشی مطرح شده است. افزایشی ها نشان دهنده کمیتی برای کانون جمله هستند و معنای آن ها با توجه به جایگاه کانون در جمله و حوزه آن ها متفاوت است. با این تفاسیر، «هم» به عنوان یک افزایشی، معنای کانونی جمله را تغییر می دهد و به این ترتیب، نقش بنیادین در معنای جمله ایفا می کند. علاوه بر افزایشی، «هم» حامل نقش های دیگری چون حرف ربط و حرف ربط علّی و سایر نقش ها نیز است. هدف از این مقاله، بررسی نقش های «هم» در فارسی و ارائه نقشه معنایی این واژه است. به منظور بررسی دقیق تر نقش های کنونی، این مقاله نگاهی درزمانی به «هم» از فارسی باستان تا معاصر داشته است تا تغییرات این واژه به طور دقیق مشخص شود؛ به این ترتیب، «هم» از دیدگاه دستوری شدگی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش در نهایت سیر تحول «هم» از باستان تا معاصر به همراه نقشه معنایی آن را ارائه می دهد.
بررسی ویژگی های غزل پست مدرن و پیشینه ی پست مدرنیسم
منبع:
رخسار زبان سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
27-43
حوزههای تخصصی:
پازند، زبان یا خط؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
211 - 243
حوزههای تخصصی:
متون پازند بخشی از میراث فکری کیش زردشتی است که فارغ از محتوای اغلب نیایشی و آیینی آنها، معمایی در تاریخ زبان فارسی است. آنچه را به نام پازند می شناسیم، پاره ای از متن های فارسی میانه هستند که حدود سده 12م از خط مبهم پهلوی به خط روشن و آوایی اوستا نقل شده اند. پازندنویسی تا سده 19م در ایران و هند ادامه داشته است و پیکره ای پدید آمده است که به اعتبار برخی قرائت ها ویژگی دوره نو زبان فارسی را گرفته است. اما هم پازندنویسان و هم کاربران آثار آنها بر این باور بودند که متنی از دوره میانه را ارائه کرده اند.همواره بر سر این موضوع که تغییر خط منجر به تغییر زبان شده یا نه، بحث بوده است و دلایلی می توان ذکر کرد. در گفتار پیش رو کوشش شده تا با بررسی هشت نمونه متن از دوره های مختلف پازندنویسی در ایران و هند، به این پرسش پاسخ داده شود که آیا در فرایند پازندنویسی دامنه تغییرات زبانی به اندازه ای بوده که به وجود زبان مستقلی قائل باشیم؟
Toward Crowdsourcing Translation Post-editing: A Thematic Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Crowdsourcing Translation as a Post-Editing Method (CTPE) has emerged as a rapid and inexpensive method for translation and has drawn significant attention in recent years. This qualitative study aims to analyze and synthesize the approaches and aspects underpinning CTPE research and to identify its potential that is yet to be discovered. Through a systematic literature review focused on empirical papers, we examined the limited literature thematically and identified recurring central themes. Our review reveals that the topic of CTPE requires further attention and that its potential benefits are yet to be fully discovered. We discuss the eight core concepts that emerged during our analysis, including the purpose of CTPE, CTPE areas of application, ongoing CTPE processes, platform and crowd characteristics, motivation, CTPE domains, and future perspectives. By highlighting the strengths of CTPE, we conclude that it has the potential to be a highly effective translation method in various domains.