فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Dynamic assessment (DA) has been widely researched in different linguistic areas, but there is paucity of research on its incorporation into English for Specific Purposes (ESP). Accordingly, this study investigates the effectiveness of DA on incidental vocabularies emerging in technical reading textbooks with a focus on electronic engineering students. The research method is a quasi-experimental research design focusing on an intact group of 25 Bachelor of Science students of electronics from the University of Zanjan, Iran. The instruments used are Preliminary English Test (PET), a vocabulary knowledge scale, and a mediation test (a 13-item multiple-choice test). The mediation test was delivered through the researcher-developed website, designed for this purpose. As a triangulation, participants’ evaluation of computerized dynamic assessment (CDA), too, was elicited using a survey adopted from Nirmalakhandan (2007). The results of the qualitative and quantitative phases indicated that Electronic students’ incidental vocabulary learning promoted dramatically using target CDA, employing structured prompts for the mediation process. The results of this study can inform both teachers and learners by providing a step by step procedure for both teaching and assessment of ESP learners' vocabulary.
The Impact of Film Watching on Preschoolers' Language Development: A Comparative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۱, No ۲, Fall ۲۰۲۳
118 - 132
حوزههای تخصصی:
This study investigates the impact of film watching versus traditional narrative listening on the language development of Iranian preschoolers across three age groups. The primary objective is to assess and compare language development in preschoolers exposed to narratives through both traditional listening and animated film watching. The study investigates differences in language skills, such as topic maintenance and descriptive abilities, between these two exposure methods. Conducted in Iran, the study encompasses various settings where children were exposed to both narrative listening and animated film watching, followed by story recounting over five sessions. The collected data were meticulously coded to identify disparities in topic maintenance and the length of story descriptions. Key findings reveal that traditional narrative listening resulted in more consistent topic maintenance and longer descriptions compared to film watching. Older children consistently crafted similar stories, demonstrating a deeper understanding of literacy concepts. Additionally, children with more educated mothers exhibited extended and fluent language skills, while others excelled in the context of film watching. This research underscores the significance of considering different media in preschoolers' language development, highlighting their distinct impacts on language skills. These findings carry implications for literacy practices, parenting, materials development, and policymaking.
کاربردهای زبان شناسی پیکره ای در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه آموزش زبانِ مبتنی بر پیکره، موردِتوجه بسیاری از پژوهشگران حوزه آموزش زبان است و استفاده از پیکره های زبانی در این حوزه به شیوه های مختلفی صورت می گیرد. در این مقاله برآن بودیم تا ضمن معرفی انواع پیکره های مفید در امر آموزش زبان و اشاره به ویژگی های ساختاری آن ها، به کارآمدی پیکره ها و نقش آن ها در آموزش زبان بپردازیم. براساس این، به طورکلی، دو نوع پیکره، یکی پیکره آموزشی زبان و دیگری پیکره زبان آموز را معرفی کرده ، به نمونه هایی از این پیکره ها در زبان فارسی اشاره کرده ایم. علاوه برآن، برخی داده های زبانی برچسب خورده زبان فارسی را فهرست کردیم و نشان دادیم که چگونه می توان از آن ها در آموزش زبان فارسی بهره برد. مشخص است که پرسش اصلی این پژوهش بر نحوه اثرگذاری و کاربردهای پیکره ها در آموزش زبان متمرکز است و برای پاسخ به آن ناگزیر بوده ایم با نگاه جامع توصیفی به پیشینه مطالعات نظری و عملی این حوزه مراجعه کنیم. نتیجه بررسی های مروری و پژوهشی این مطالعه نشان داد که هریک از پیکره های مورداشاره باتوجه به زیرساخت محتوایی که دارند به شکل خاصی می توانند در آموزش زبان مفید باشند و بررسی داده بنیاد این مقاله بر تأثیر مثبت داده های زبانی بر تولید محتوای آموزشی مناسب صحه می گذارد.
ساخت بررسی و تحلیل خطای زبان آموزان ایرانی در استفاده از جملات مجهول «被 » در زبان چینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
509 - 524
حوزههای تخصصی:
«جملات مجهول» الگویی مشترک در زبان های چینی و فارسی بوده و ساختار اصلی برای بیان مجهول در این دو زبان هستند. زبان های فارسی و چینی از لحاظ دستوری تفاوت ها و شباهت هایی دارند. یادگیری زبان چینی برای زبان آموزان ایرانی، با توجه به این تفاوت ها و شباهت ها، هم با سختی و هم آسانی همراه است. در مسیر یادگیری زبان، بروز خطا اجتناب ناپذیر است. اما بررسی خطاها به کاهش آنها کمک خواهد کرد. زبان آموزان ایرانی در مسیر یادگیری زبان چینی خطاهایی را مرتکب می شوند که بحث و تحقیق در مورد دلایل آنها از گام های مهم تحلیل خطاها بوده و دانستن علت آنها، کیفیت آموزش را به مراتب ارتقاء می بخشد. در این پژوهش ابتدا مقایسه دقیقی از ساختار جملات مجهول در زبان چینی و زبان فارسی ارائه گردیده و سپس به تفاوت ها و شباهت های این دو ساختار در دو زبان پرداخته شده است. در ادامه چگونگی استفاده جملات مجهول«被» در زبان چینی توسط زبان آموزان ایرانی از طریق پرسش نامه بررسی شده است. با تجزیه و تحلیل خطاهای زبان آموزان در پرسش نامه، مشخص گردید که دلایل بروز این خطاها عمدتاً سه عامل «انتقال اشتباه از زبان مادری»، «پیچیدگی دستور زبان چینی» و «استفاده از راهکار های اجتنابی» هستند.
برچسب دهی نحوی خرده جمله متممی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو درصدد است تا با نقد و بررسی رویکردهای مختلف پیرامون مقوله ساخت خرده جمله تحلیلی کمینه گرا از این ساخت در زبان فارسی به دست دهد. با ظهور نظریه حاکمیت و مرجع گزینی از سال 1981 تا کنون بررسی مقوله نحوی ساخت خرده جمله به عنوان یکی از موضوعات بحث برانگیز مورد توجه بسیاری از زبان شناسان واقع شده و نظرات متفاوتی از سوی آنان مطرح گردیده است. در این راستا، در پژوهش حاضر ابتدا نظرات مختلف پیرامون ماهیت مقوله ساخت خرده جمله مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. پس از آن براساس نظریه برچسب دهی برون مرکزی از ساختار گروهی چامسکی (2013, 2015) تلاش شده است تا تحلیلی کمینه گرا از ماهیت مقوله خرده جمله متممی در زبان فارسی، ساختار درونی و طریقه بازبینی حالت آن ارائه شود. در نهایت، بر پایه چارچوب مذکور نشان دادیم از آنجا که فاعل ساخت خرده جمله متممی برای بازبینی حالت خود مجبور به حرکت به جایگاه بالاتر از درون سازه خود است و مشخصه های رونوشت برجامانده آن برای الگوریتم برچسب دهی غیر قابل رؤیت است، تنها گروه نحوی درجامانده که قابل رؤیت است به عنوان برچسب نحوی انتخاب می گردد. بنابراین، مشخصه های نحوی محمول خرده جمله در زبان فارسی تعیین کننده برچسب نحوی این سازه است.
واژه گزینی درون متنی یا برون متنی: موردپژوهی رمان «کودک سرراهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
131 - 167
حوزههای تخصصی:
واژه یابی و واژه گزینی از دغدغه های مهم مترجم ها و مدرس ها و فراگیرهای ترجمه است. درباره سازوکار واژه گزینی در ترجمه بسیار سخن گفته شده است. باوجوداین، به نقش و کارایی فرهنگ های دوزبانه در واژه گزینی کمتر توجّه شده است. هدف از جستار حاضر، پاسخ دادن به این سؤال است که آیا واژه گزینی در ترجمه، اساساً، امری درون متنی و یا برون متنی است و این که استفاده از معادل های فرهنگ های دوزبانه برای مترجم کفایت می کند یا خیر؟ در این پژوهش، ترجمه دو صفت عام «Good» و «Bad» در رمان تام جونز ،کودک سرراهی، بررسی شد. نتایج نشان داد که واژه گزینی در ترجمه، درون متنی است و واژه گزینی برون متنی؛ یعنی واژه گزینی بر اساس فرهنگ دوزبانه، در ترجمه به ویژه ترجمه ادبی راهگشا نیست. مترجم، اساساً، بر اساس متن و روابط موجود در آن، ترجمه می کند و واژه های مناسب را انتخاب می کند و این امر، در مورد برخی ویژگی های زبانی متن، بارزتر است. یکی از این ویژگی های زبانی متن، روابط هم نشینی بین کلمه ها است که در تعیین معنای متن و متنیّت آن نقش مهمی دارد.
واژگان باستانی بازمانده در ضرب المثل های تالشی شمالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
189 - 206
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها از مهمترین گونه های ادبی در ادبیات شفاهی به شمار می آیند که در میان مردم عادی بوجود آمده و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته اند، وجود وزن و آهنگ محسوس در اغلب ضرب المثل ها موجب شده است که واژگان به کار رفته در آن ها با گذر زمان کمتر دچار تحولات زبانی شده، و اصالت خود را تا حدود زیادی حفظ کنند. بنابراین بررسی ضرب المثل های موجود در هر یک از گویش های ایرانی اهمیت ویژه ای دارد. به دلیل از بین رفتن تدریجی گویش ها، قسمت اعظمی از میراث فرهنگی و زبانی ایران زمین در معرض نابودی قرار گرفته است. بنابراین در راستای پاسداری از این میراث کهن ضرورت دارد که ضرب المثل های موجود در گویش ها از جمله گویش های زبان تالشی به صورت میدانی جمع آوری شود. لذا در پژوهش حاضر با بررسی چند ضرب المثل از تالشی شمالی، تعدادی از واژهای باستان را که تا حدود زیادی از تحولات زبانی مصون مانده اند، بررسی کرده و سیر تحول این واژه ها را مشخص نموده ایم، علاوه بر آن، به معادل فارسی هر ضرب المثل نیز، قبل از بررسی سیر تحول واژگان، اشاره شده است.
تحلیلی منظورشناختی بر کاربرد راهبرد تلویح در آفرینش گفتمان در ترجمۀ شفاهی همزمان: بررسی ترجمۀ گفتمان نماها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از راهبرد تلویح در آفرینش گفتمان در ترجمه یکی از مسائل اساسی در مطالعات منظورشناسی این حوزه و از راهبردهای حل مسئله در ترجمه شفاهی همزمان می باشد. با توجه به این که گفتمان نماها محور مدیریت گفتمان را تشکیل می دهند، حذف یا انعکاس ضمنی نقش و کارکرد آن ها پدیده مهمی برای تجزیه و تحلیل می باشد. هدف پژوهشگر در این مطالعه، تحلیل، بررسی، و کشف مظاهر و نمودهای تلویح در مدیریت گفتمان مترجم شفاهی همزمان برای معرفی الگوی پژوهشی در این گستره بود. این پژوهش بر اساس نظریه های انسجام و معادل های ترجمه انجام شد و از الگوهای گفتمان نما در گفتمان شناسی و تلویح در ترجمه شناسی برای تحلیل پیکره های موازی استفاده گردید. تحلیل کنش های این مترجم ایرانی نشان داد که وی در حدود یک سوم (29%) موارد برای حل مشکلات خویش از راهبرد تلویح بهره برداری کرده است. علاوه براین، مطالعه راهبردها و کنش های منظورشناختی او به کشف الگوی مستطیلی ذیل در ترجمه تلویحی گفتمان نماها منتهی شد: تعمیم دستوری، کاهش لغوی، حذف لغوی، و رویکرد فرهنگی-منظورشناختی شناخت گفتمان مخاطب. لذا به کمک این کنش ها و راهبردها ، مترجم شفاهی همزمان ایرانی به مدیریت خلاقانه گفتمان خود به شکل ضمنی اقدام کرده است. کاربردهای آموزشی، پژوهشی و علمی گوناگونی در گستره های مختلف مطالعات ترجمه مانند کتب درسی و مدیریت کلاس بررسی و پیشنهاد گردید.
بررسی ادراک دانشجویان سطح متوسط زبان فارسی به عنوان زبان خارجی در مورد تأثیر محیط تلفیقی آموزش زبان بر یادگیری دستور و واژه های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷
373 - 405
حوزههای تخصصی:
مبنای این پژوهش، بررسی تأثیر یادگیری ترکیبی یا تلفیقی بر میزان یادگیری دستور زبان و واژگان فارسی آموزان سطح متوسط است. هدف از یادگیری تلفیقی یا همان بهره گیری از مواد آزمایشی گوناگون، در هم آمیختن مناسب مواد آموزشی معمولی و سنتی کلاس های حضوری با فناوری نوین است. جامعه آماری این پژوهش زبان آموزان خارجی حاضر در ایران بود که به یادگیری زبان فارسی مشغول اند. شرکت کنندگان در این پژوهش 60 زبان آموز خارجی سطح متوسط بودند که در مؤسسه های ایرانی واقع در شهر تهران زبان فارسی می خواندند. آنها به صورت تصادفی به دو گروه سی نفری، شامل گروه گواه (گروه از راه دور) و گروه آزمایش (گروه تلفیقی) تقسیم شدند. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی انجام گرفت. در این پژوهش، از طرحی نیمه آزمایشی پیروی شده و همسان سازی شرکت کنندگان آن به لحاظ مهارت زبانی، دستور زبان و دانش زبانی پیش از بررسی انجام شد. بعد از اجرای روند، پس آزمون دستور زبان و واژگان به شرکت کنندگان داده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که محیط یادگیری تلفیقی تأثیر چشمگیری بر گسترش دانش دستوری و لغوی زبان آموزان دارد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که زبان آموزان گروه تلفیقی، نسبت به گروه از راه دور در آزمون های دانش واژگان و دستور زبان به مراتب عملکرد بهتری داشتند. تحلیل پاسخ های شرکت کنندگان به پرسشنامه رویکرد نشان داد که بیشتر آنها نسبت به آموزش تلفیقی دیدگاه مثبتی دارند و دیدگاه شرکت کنندگان گروه آموزش تلفیقی مثبت تر است. نتایج این پژوهش می تواند برای محققان، معلمان و زبان شناسان مفید باشد.
مفهوم سازی غم با حوزۀ شناختی ظرف در زبان های فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷
281 - 310
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی مفهوم غم در آن بخش از زبان های فارسی و عربی پرداخته که با حوزه های مبدأ مرتبط با ظرف، تصور و بیان شده است. از این طریق، شیوه اندیشیدن سخنگویان زبان های مذکور در این حوزه درک می شود و شباهت ها و تفاوت های میان آنها نمایان می گردد. افزون براین، سعی شده که نظم نهفته در پَسِ عبارات گسسته و به ظاهر نامنظمِ ظرف انگاری فرد غمگین آشکار گشته و نظام شناختی آن توصیف گردد. روش انجام این تحقیق به صورت تحلیلی و درچارچوب استعاره شناختی است. مطالعات مقایسه ای، شناخت چگونگی ساختارمندی مفاهیم مشترک در نظام مفهومی سخنگویان زبان های مختلف و شناسایی استعاره های فرهنگ بنیاد توانسته اند در درک شناختی فرهنگ ها از یکدیگر نقش مهمی داشته باشند. برای نمونه، می توان به این نکته اشاره کرد که سخنگویان عربی، غم را عمدتاً ماده ای دانسته اند که گلو را بند آورده (غصّ، شجا، جرِض)؛ یعنی این انسداد حلق است که برجستگی داشته، درحالی که فرد فارسی زبان، غم را عمدتاً خوراکی دانسته که آن را خورده است (غم/ غصه خورد). گویی، سختی قورت دادن در آن برجستگی نداشته و مشکل اینجاست که این خوراک در دل (معده) انباشته شده و این اندام را تحت فشار قرار داده (دلم ترکید)، یا اینکه این خوراک باعث آسیب و زخمِ دل گشته است (خونِ دل می خورد)؛ یعنی خوردن غم مایه زخم و خون شدن دل است.
بررسی 100 واژه گویشی خراسان بزرگ در سروده های 30 شاعر کهن فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی 100 واژه گویشی خراسان بزرگ در سروده های 30 شاعر کهن فارسی است تا نشان دهد استفاده از آن ها تا امروز در گویش مردم مناطق شرق ایران و غرب افغانستان جاری است، اما در فارسی معیار قابل جست وجو نبوده است. اطلاع از این واژه ها در گویش های خراسانی، موضوع درک برخی از اشعار کهن فارسی را مرتفع می سازد. زبان فارسی در بخش های وسیعی از نواحی مرکزی و جنوبی خراسان به دلیل دوری از مرکز و یا واقع شدن در جوار بیابان لوت، کم تر دچار آمیختگی با دیگر زبان ها شده است و عموماً واژه های فارسی اصیل خود را حفظ نموده است و از گونه معیار، کم تر تأثیر پذیرفته اند. از سوی دیگر، گویش-های متنوعی از زبان فارسی در سرزمین افغانستان جاری است که از آن جمله می توان به هروی، کابلی، تاجیکی و هزارگی اشاره نمود. علی رغم جدایی مناطق غربی افغانستان از سرزمین خراسان در حدود یک قرن و نیم پیش، اشتراکات زبانی و گویشی زیادی در کلام مردم دو سوی مرز مشهود است. نقشه گویشی که در آن مرزهای گویش های فارسی شرق ایران و غرب افغانستان مشخص شده باشد، در اختیار نیست و لذا پژوهشگر برای این بررسی واژگانی به گویش های فارسی رایج در افغانستان نیز نظر داشته و در این باره از دانش گویشی دانشجویان افغانستانی ساکن در دانشگاه بیرجند بهره برده است. پژوهنده واژه های مورد نظر را در پیکره واژگانی گردآمده در حاشیه یک تحقیق میدانی در زمینه بررسی تطبیقی گویش های مرز شرقی ایران جست وجو نمود که ذیلاً 100 واژه منتخب را با معنای آن به همراه شاهد مثال مربوط و نیز اشاره به محل کاربرد فعلی آن در شهرهای خراسان بزرگ به ترتیب الفبای فارسی مدخل نموده است.
تحلیل کارکردهای گفتمانی رمان «سال بلوا» با رویکرد نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
157 - 184
حوزههای تخصصی:
زندگی ساختگی (تخیلی) در یک رمان از واقعیت های اجتماعی روزمره، روابط قدرت و ایدئولوژی های مختلف جدایی ناپذیر است و نویسنده بر مبنای اعتقادات خود از زبان به شیوه های گوناگونی برای بازنمایی آن ها بهره می گیرد. درک چگونگی و چرایی گرایش های فکری و باورهای این نویسندگان، به خلق جذابیت های بسیاری در میان پژوهشگران و منتقدان ادبی دامن زده است، تا ضرورت کاربست روش تحلیل متن برجسته شود. در این میان، تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان روشی کارآمد چنین ضرورتی را پوشش داده است. پژوهش حاضر برای فهم کارکردهای گفتمانی رمان «سال بلوا» نوشته عباس معروفی (Maroofi, 1990)،که بخشی از واقعیت های تاریخ معاصر ایران را روایت می کند، رویکرد فرکلاف (Fairclough, 2000) را برگزیده است. یافته ها نشان می دهد در سطح توصیف؛ کاربست واژه ها و عبارت ها، بازنمایی کننده استبداد، خشونت علیه زنان، خفقان سیاسی- اجتماعی با استفاده از هم معنایی، واژه های غیر رسمی، باهم آیی، وجهیّت، دشواژه و تقابل های دوگانه از فراوانی بالایی برخوردار بوده است؛ در سطح تفسیر و از نظر بافت موقعیتی و بینامتنیت، این رمان، تحت تأثیر اندیشه های ملی- مذهبی پیش و پس از اسلام، دفاع از حقوق زنان و اندیشه های مبارزه با استثمار و استبداد است و در سطح تبیین نیز می توان تقابل گفتمان های ایرانی- غیرایرانی، اقتدار مردانه- انقیاد زنانه و تقابل مردم- حکومت را دریافت کرد.
استعارۀ تصویری در کارتون های شهروندی با موضوع محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش استعاره های تصویری در بیان و انتقال پیام در کارتون های شهروندی است. برای دستیابی به این هدف، در قالب مطالعه ای موردی، تعداد هفت کارتونِ منتشرشده در وبگاه های فارسی زبان داخلی استخراج و در چارچوب نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980، 1999؛ لیکاف، 1993) و نظریه استعاره چندوجهی (فورسویل، 1996؛ 2008؛ 2009) تحلیل شدند. موضوع تمامی این کارتون ها «محیطِ زیست» بوده و پرسش اصلی پژوهش این است که برای بیان اهمیّت و لزوم حفظ محیطِ زیست از چه استعاره های مفهومی و چه استعاره های تصویری ای استفاده شده است و حوزه های مبدأ و مقصد در این استعاره ها کدام اند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که کارتون ها ازلحاظ حوزه مبدأ به دو دسته تقسیم می شوند: در یک دسته، از حوزه مبدأ دال بر مفاهیم منفی و ناخوشایند (مانند دود و زباله) استفاده شده است و استعاره مفهومی زیربنایی آن ها عبارت است از «آلودگی، مرگ است». در دسته دیگر، از حوزه مبدأ دال بر مفاهیم مثبت و خوشایند (مانند ابزارهای کمک تنفسی) استفاده شده و براساس استعاره مفهومی «درخت، زندگی است» شکل گرفته اند. بنابراین، تقابل مفهومی بین درخت و آلودگی ازیک طرف، و تقابل میان مفاهیم زندگی و مرگ ازطرف دیگر، زیربنای اصلی پیام کارتون ها را تشکیل می دهند.
مفهوم سازی فرهنگی «زندگی» در قرآن کریم با تأکید بر حیطه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی فرهنگی به بررسی رابطه بین زبان و فرهنگ و تأثیر متقابل آن ها می پردازد، در این دیدگاه زبان زیر مجموعه ای از فرهنگ به شمار می آید که ویژگی های گوناگون فرهنگ را منعکس می کند. از ابزارهایی که زبان شناسی فرهنگی برای رسیدن به هدف خود از آن بهره گرفته است استعاره های مفهومی است؛ چرا، که استعاره های مفهومی به طور اتفاقی ساخته نمی شوند، بلکه بر اساس کنش های متقابل و پایدار با فرهنگ پایه ریزی می شوند. مطالعه ی حاضر به مفهوم سازی «زندگی» در قرآن با تمرکز بر گونه های اقتصادی رایج نزد مردمان عصر نزول پرداخته است تا از این طریق بازتاب گونه های رایج در مفهوم سازی «زندگی» را در کل آیات قرآن بکاوند. بررسی های صورت گرفته حاکی از آن است که در می ان گونه های رایج اقتصادی، گونه «تجارت» با بسامد بالاتری نسبت به سایر گونه ها در مفهوم سازی استعاری «زندگی» بکار گرفته شده است و پس از آن شاهد مفهوم سازی «زندگی» از طریق گونه های اقتصادی زراع، دامدار، شکار، غارت و صنعتگری هستیم. داده ها بیانگرآن است قرآن از الگوهای رایج در فرهنگ برای مفهوم سازی و تولید استعاره های حوزه «زندگی» بهره گرفته است و پس از نزدیکی به اندیشه مخاطب با تولید استعاره های مفهومی و به کارگیری آن درون روابط جدید به ایجاد الگوهای جدید و انتقال جهان بینی الهی در حوزه «زندگی» می پردازد. استعاره های بکارگرفته شده در حوزه مزبور نه تنها منعکس کننده الگوهای فرهنگی موجودند، بلکه الگوهای جدید تولید می کنند.
Comparative Analysis of Speech Rhythm Measures for Persian Speaker Identification: Duration vs. Intensity(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
61 - 82
حوزههای تخصصی:
Previous studies have demonstrated the efficacy of speech rhythm measures in speaker identification across various languages with different phonotactic structures. In Persian language, in particular, two categories of speech rhythm metrics were examined: duration-based and intensity-based metrics. Building upon these prior works, the current study delves deeper into the discrimination capabilities of the mentioned measurement types—duration-based versus intensity-based—in the context of Persian speakers. To achieve this, a multinomial logistic regression model was employed on a dataset comprising 20 male Persian speakers, each reciting 100 sentences at a normal speaking pace. Findings revealed that, when distinguishing between Persian speakers, duration-based measures outperform intensity-based ones, however, this excellence is very slight. This observation is significant, as it sheds light on the suitability of specific rhythm metrics for Persian speaker identification. I postulate that this discrepancy in performance may be attributed to the simple syllable structure of Persian and the lesser reliance on intensity as a primary indicator of lexical stress. This research contributes valuable insights into the choice of rhythm metrics for optimal Persian speaker identification and underscores the importance of considering linguistic features when developing speaker recognition systems.Top of Form
Test-Wiseness, Test Anxiety, Reading Strategies Metacognitive Awareness, and Reading Comprehension Test Performance: A SEM Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A major concern of language testing researchers has for long been the identification of construct-irrelevant influential cognitive and psychological bias factors in test takers’ language test performance and recently the identification of the tentative models of interactions among such factors. With the same purpose in mind, the present study investigated the direct and indirect interrelationships among EFL learners’ test anxiety, test-wiseness, reading metacognitive awareness, and reading comprehension test performance through a path analytic research design. To this end and on the basis of the related literature and the previous research findings, first a hypothesized model of the interrelationship among the variables was assumed. Next, 317 undergraduate and graduate students took the related questionnaires and tests. Finally, the obtained data were analyzed through AMOS statistical package and the hypothesized model of the interrelationship among variables was tested. According to the final verified model, test-wiseness directly predicted reading comprehension test performance, while test anxiety did not. Moreover, while reading strategies metacognitive awareness did not directly predict reading comprehension test performance, it was indirectly associated with reading comprehension test performance through the mediation of test-wiseness. In addition, both correlational and path analyses confirmed a strong negative relationship between reading strategies metacognitive awareness, and test anxiety. The findings highlight the importance of the language test takers' less test anxiety and enhanced metacognitive awareness of reading strategies and test-wiseness for their more reliable test-taking performances.
بررسی ترجیحات زبانی دانشجویان: مطالعۀ موردی سبک های عالی، حسّی هیجانی و ساده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
9 - 37
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل موفقیت در درک مطالب علمی از سوی مخاطبان، میزان رعایت ملاک های زبان علمی و معیارهای لازم از سوی ارائه دهنده آن مطالب است. از این رو، تهیه و تدوین کنندگان منابع علمی باید در انتخاب سبک نگارشی و گفتاری خود نیازهای مخاطبان را مورد توجه قرار دهند که از جمله این موارد می توان به نقش حواس و هیجانات اشاره کرد. در پژوهش حاضر با هدف نشان دادن اهمیت بهره گیری از حواس و هیجانات در سبک گفتاری مدرسان و سبک نوشتاری کتاب های درسی، ترجیحات زبانی دانشجویان مقاطع تحصیلی گوناگون نسبت به استفاده مدرس از سه سبک عالی، حسّی هیجانی و ساده با توجه به متغیرهای میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و جنسیت مورد ارزیابی قرار گرفت. به همین منظور از 336 نفر از دانشجویان خواسته شد به پرسشنامه سنجش ترجیح سبک گفتاری-نوشتاری که متشکل از 10 جمله و هر جمله بر اساس سه سبک گوناگون نوشته شده بود، پاسخ دهند. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون خی دو مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که دانشجویان تحصیلات تکمیلی سبک عالی را بیشتر از دانشجویان کارشناسی ترجیح می دهند و دانشجویان رشته های علوم انسانی سبک حسّی هیجانی را بیشتر از سایر رشته ها انتخاب کرده بودند. این در حالی است که ترجیح سایر رشته ها سبک ساده بود. از جنبه جنسیت نیز زنان بیشتر تمایل به سبک حسّی هیجانی و مردان بیشتر تمایل به سبک ساده داشتند. روی هم رفته، ترجیحات دانشجویان مقطع های تحصیلی بالاتر به سبک ساده و پس از آن حسّی هیجانی است و سبک عالی با کمترین میزان فراوانی از سوی دانشجویان انتخاب شده است.
تحلیل شناختی استعاره های مفهومی عشق در زبان روزمره نابینایان و بینایان بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
213 - 244
حوزههای تخصصی:
حس بینایی یکی از مهم ترین حواس انسان در درک و دریافت داده های محیطی است و نقشی اساسی در شناخت و پردازش بسیاری از رفتارها دارد. از این رو، انتظار می رود که عملکرد افراد نابینا در فرایند فراگیری زبان و اکتساب مهارت های شناختی از جنبه های گوناگون با عملکرد افراد بینا متفاوت باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه مفاهیم استعاری عشق در گفتار روزمره بزرگسالان بینا و نابینای دوزبانه کردی فارسی انجام شد. به این منظور، داده های پژوهش از طریق مصاحبه با 50 گویشور بزرگسال بینا و نابینای دوزبانه کردی فارسی زبان در رده سنی 18 تا70 سال در استان ایلام گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 22 صورت گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، از نظر فراوانیِ تعداد استعاره ها، تفاوت معنی داری بین بزرگسالان بینا و نابینا وجود نداشت، اما فراوانی منشأهای حسی به کاررفته برای قلمروهای مبدأ عشق در گفتار این دو گروه با یکدیگر متفاوت بود، به طوری که افراد نابینا برای بیان عشق به طور معنی داری حس شنوایی را بیشتر از افراد بینا به کار بردند. در برخی استعارات نیز، آزمودنی ها از قلمروهای مبدأ خاصی برای بیان عشق استفاده کرده بودند که به نظر می رسید بازتابی از تأثیرات فرهنگی باشد. افزون براین، دستاوردهای این پژوهش می تواند با کمک به برطرف کردن مشکلات زبانی افراد نابینا، منجر به تعامل بیشتر این افراد با اجتماع شود.
تجزیه و تحلیل خطاهای رایج زبان آموزان ایرانی در کاربرد جملات وجودی زبان چینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
477 - 495
حوزههای تخصصی:
جملات وجودی[1] در زبان چینی نشانگر وجود، ظاهر یا ناپدید شدن اشیاء یا افراد در یک مکان است. تا کنون تحقیقات و مقالات بسیاری در زمینه جملات وجودی زبان چینی صورت گرفته است و خطاهای رایج گویشوران کشورهای مختلف به هنگام کاربرد جملات وجودی زبان چینی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند، با این حال، هیچ تحقیقی در مورد دانشجویان ایرانی انجام نشده است، لذا تحقیق در این باره ضرورت میابد. محور اصلی این مقاله، تجزیه و تحلیل اشتباهاتی است که زبان آموزان ایرانی در هنگام استفاده از جملات وجودی زبان چینی مرتکب می شوند. به این منظور، پنج نوع اصلی جملات وجودی زبان چینی که عبارتند از: جملات با فعل «是[1]»، جملات با فعل «有[1]»، جملات با فعل«在[1]»، جملات با «V+着[1]» و جملات با «V+了[1]» انتخاب شده اند و با طرح پرسش نامه از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در چین، تحقیق به عمل آمده است. در ادامه، با استفاده از تئوری تحلیل مقابله ای و تحلیل خطا، داده های حاصل از تحقیق مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. خطاهای به دست آمده به طور عمده به چهار دسته حذف، اضافه، جایگزینی و تبدیل تقسیم می شوند. مطالعه این خطاها به زبان آموزان ایرانی در فرآیند یادگیری زبان چینی کمک می کند و به اساتید این حوزه در انتخاب روش های مناسب برای تدریس و بهبود برگزاری کلاس ها و دوره های آموزشی یاری می رساند.
گاهان و تقسیم زمان در گویش روستای بیمرغ گناباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
165 - 177
حوزههای تخصصی:
پژوهش و بررسی گویش های اصیل فارسی از جمله پژوهش هایی است که برای پژوهشگر لذتی دوچندان همراه دارد و همچنین دستاوردهای حاصل از آن می تواند دست مایهٔ کارگزاران فرهنگی کشور قرار گیرد و راهگشای پژوهش های بعدی در این مسیر باشد. خراسان بزرگ که خاستگاه زبان فارسی دری بوده است، هنوز از یک ویژگی منحصربه فرد برخوردار است و آن دور بودن گویش بسیاری از از تغییرات گستردهٔ زبانی است. گویش شهرهایی چون گناباد، قاین، تایباد، تربت حیدریه به گونه ای است که کمترین تغییرات را در طول زمان شاهد بوده است و مقایسه گویش و واژگان مردم این مناطق با منابع مکتوب قرن های چهارم و پنجم شاهدی بر این مدعاست. پژوهش پیش رو که با دقت نظر و جستجو در بخش کوچکی از گویش روستای بیمرغ شهرستان گناباد صورت گرفته است، نشان دهندهٔ اهمیّت زمان و تقسیم بندی و نام گذاری آن نزد مردم این دیار است. این پژوهش نشان خواهد داد مردم این منطقه با روش های جالب توجهی تقسیم بندی های متنوعی از زمان را در طول شبانه روز و همچنین در طول ماه و سال انجام داده اند. توجه به شغل اکثر مردم این منطقه که کشاورزی و دامداری بوده است، دلایل خوبی برای نحوه تقسیم بندی های زمان و تنوع آن فراهم می آورد.