فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد آموزش مهارت بینافرهنگی در کتبِ آموزشیِ زبانِ آلمانی به عنوان زبان بیگانه، به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از سؤالات ارزیابی کتب آموزشی، به ارزیابی DaF kompakt A1-B1 پرداخته است. بر مبنای رویکرد بینافرهنگی، آموزش مهارت بینافرهنگی از یکسو با پرداختن به فرهنگ مبدأ و مقصد، و از سویی دیگر با آموزشِ درک و دریافت مبتنی بر آموزش مهارت خواندن میسر می گردد. بر این اساس، به کارگیری انواع متونِ خواندنی و آموزش انواع خوانشِ متن، جایگاه ویژه ای در کتبِ آموزشیِ بینافرهنگی می یابد. جهت واکاوی ابعاد این مسئله در تحقیق حاضر، پس از توصیف کلی کتابِ آموزشی به کمک سؤالات فونک (1998)، ابتدا مهارت بینافرهنگی با استفاده از شش پرسش تدوین شده توسط نویسندگان بر مبنای بولتِن (2007) و بریل (2005) ارزیابی گردید. سپس به دلیل نبود مجموعه سؤالاتی مدون در حوزه ارزیابیِ کتبِ آموزشیِ زبانِ آلمانی، برای بررسی بازتاب مهارت بینافرهنگی در مهارت خواندن، انواع متون خواندنی و تمرینات خوانش متن، این مهم با کمک سه سؤال پیشنهادی مؤلفان بررسی گشت. نتایج ارزیابیِ کتاب آموزشی، مؤید بازتاب مهارت بینافرهنگی در مهارت خواندن بود و نشان داد، مهارت بینافرهنگی در DaF kompakt A1-B1 نه تنها از طریق جنبه های محتوایی متون و تمرینات مقایسه فرهنگ مبدأ و مقصد، بلکه از طریق آموزش مهارت خواندن، ارائه انواع متونِ خواندنی و تمرینات خوانشِ متن آموزش داده می شود. در پایان، نظر به نقش کلیدی مهارت خواندن، انواع متون خواندنی و انواع خوانش متن در آموزش مهارت بینافرهنگی، استفاده از سه سؤال پیشنهادی در مجموعه سؤالاتِ مدونِ ارزیابیِ مهارت بینافرهنگی، پیشنهاد گردید.
Toward Crowdsourcing Translation Post-editing: A Thematic Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Crowdsourcing Translation as a Post-Editing Method (CTPE) has emerged as a rapid and inexpensive method for translation and has drawn significant attention in recent years. This qualitative study aims to analyze and synthesize the approaches and aspects underpinning CTPE research and to identify its potential that is yet to be discovered. Through a systematic literature review focused on empirical papers, we examined the limited literature thematically and identified recurring central themes. Our review reveals that the topic of CTPE requires further attention and that its potential benefits are yet to be fully discovered. We discuss the eight core concepts that emerged during our analysis, including the purpose of CTPE, CTPE areas of application, ongoing CTPE processes, platform and crowd characteristics, motivation, CTPE domains, and future perspectives. By highlighting the strengths of CTPE, we conclude that it has the potential to be a highly effective translation method in various domains.
نقش های معنایی حالت برایی در زبان اوستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
243 - 278
حوزههای تخصصی:
در زبان های تصریفی نشانه های حالت که برای جنس های مختلف متفاوت اند و حالت و شمار را مشخص می کنند، هرگز نمی توانند همه معانی و دیگر خواص حالت را نشان دهند. در واقع، نشانه و اسم حالت در وهله نخست عناوینی هستند که برخی ویژگی های نحوی یا معنایی مهم حالت را بازنمایی می کنند و قادر به توصیف کاملی از آن حالت و کارکردهایش نیستند. ازاین رو، در حوزه حالت معمولاً نشانه ها، حداقل در سه سطح بررسی می شوند: حالت صرفی، روابط دستوری و کارکرد های معنایی. زبان اوستایی، از شاخه زبان های هندوایرانی، جزو زبان های تصریفیِ دارای هشت حالت دستوری است که هر یک نقش های معنایی متعددی را می توانند بازنمایی کنند. در مقاله حاضر، نقش های معنایی حالت برایی بررسی شده است که عبارت اند از ده نقش معنایی پذیرنده، بهره ور، مکان، مقصد، هدف، گستره، شیوه، همراهی، عامل و نگرشی. نشان داده شده است که دیگر حالت های دستوری نیز می توانند نقش های معنایی همسانی با حالت برایی داشته باشند.
گامی به سوی تدوین الگوی بومی آموزش در مناطق دو زبانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
19 - 54
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با مرور نظام مند سیاست ها و برنامه های آموزشی برای مناطق دوزبانه 12 کشور دنیا و بررسی نتایج پژوهش هایی که به مشکلات آموزش کودکان دوزبانه ایرانی پرداخته اند، بر یکی از مهم ترین مسائل زبانی ایران یعنی برقراری عدالت آموزشی در مناطق دوزبانه و ارزیابی امکان طراحی الگویی بومی برای آموزش در این مناطق متمرکز است. با این هدف پرسش های پژوهش به این شرح اند: در کشورهای مورد بررسی چه سیاست آموزشی در مناطق دوزبانه به کار گرفته شده است؟ چه روش های آموزش دوزبانه ای در سطح جهانی رایج هستند؟ عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایرانی در مناطق دوزبانه بر اساس پژوهش های انجام شده چگونه ارزیابی شده است؟ و در نهایت، چه ملاحظاتی را برای ارائه الگوی بومی آموزش مدرسه ای در مناطق دوزبانه ایران باید در نظر گرفت؟ بر اساس نتایج، ایجاد و حفظ حس تعلق ملی و دستیابی به عدالت آموزشی برای همه دانش آموزان، وضعیت اقتصادی و توزیع زبانی یک کشور از عوامل تأثیرگذار در انتخاب شیوه آموزش اند. در هیچ یک از کشورها سیاست زبانی واحدی در گستره زمان حاکم نبوده ولی سیاست آموزش تک زبانه در نواحی دورافتاده و چندزبانه غالباً با شکست مواجه شده است. پژوهش ها در ایران گویای آن است که عملکرد تحصیلی دانش آموزان دو یا چندزبانه ایرانی ضعیف تر از تک زبانه های فارسی زبان است که می تواند به ناکارامدی سیاست آموزشی فعلی در مناطق دوزبانه تعبیر شود. ویژگی های زبان اول دانش آموزان و تفاوت و شباهت آن با فارسی بر عملکرد آن ها تأثیر دارد. تأثیر مثبت دوره های پیش دبستانی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مناطق دوزبانه در بسیاری از پژوهش ها تأیید شده است. در تدوین الگوی بومی آموزش لازم است به انواع الگوهای دوزبانه، ویژگی های زبانی و فرهنگی مناطق دوزبانه، روش های موفق اتخاذشده در کشورهای دیگر و آموزش نیروی متخصص مد نظر قرار گیرد.
Femme auteur : objet du discours critique (Réception de Germaine de Staël au XIXe siècle)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La mise en altérité des femmes, auteurs et autres, tout au long du XIXe siècle est l’œuvre de tous les agents d’une société aux couleurs idéologiques différentes qui trouvent pourtant un terrain d’intérêt commun quand il s’agit de la participation du sexe dit faible dans la sphère publique. Républicain, libéral, monarchiste, royaliste, anarchiste même socialiste, se servent des mêmes arguments fondés sur un discours pseudoscientifique, éthique et socio-politique pour cantonner les femmes au foyer conjugal. Face aux autrices qui, malgré les interdits, acquièrent une certaine réputation, la stratégie des hommes de lettres se diversifie : les cantonner dans la catégorie d’exception, leur assigner des genres littéraires spécifiques ou attribuer leur succès aux influences des hommes. La réception de Germaine de Staël par Sainte-Beuve, Lamartine et Barbey d’Aurevilly montre que l’enjeu principal du débat est pourtant la peur de perdre le pouvoir dans le champ littéraire qui est devenu dans ce siècle fortement politique et économique.
نسبت گونه های موسوم به تاتی خلخال با زبان تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیشِ رو، گونه های زبانی بخش شاهرود خلخال را که در استان اردبیل در روستاهای اسکستان، شال، درو، کرین، کلور، گیلوان و لرد رایج اند و در محل به تاتی موسوم اند با گویش های سه گانه تالشی در چند سطح زبان شناختی به صورت هم زمانی سنجیده ایم. این روستاها در غرب استان گیلان، آن سوی رشته کوه تالش جای دارند. سنجش برپایه ویژگی های آوایی، ساخت واژی، نحوی و نیز واژگانی است. داده ها افزون بر پژوهش کتابخانه های از پژوهش میدانی نیز به دست آمده است. گویش های تاتی برغم اشتراک لفظی چنان تنوع و پراکندگی دارند که در بررسی های هم زمانی نمی توان همه آنها را ذیل یک گروه یا زبان مشخص تعریف کرد. به همین خاطر زبان شناسان آنها را در دسته های مختلف طبقه بندی کرده، و در مواردی گویش های تالشی را هم به آنها افزوده اند. هدف مقاله پاسخ به این سؤال است که آیا گونه های زبانی رایج در شاهرود خلخال ذیل گویش های تالشی قابل تعریف اند یا گونه هایی مستقل اند. براساس داده های این مقاله زبان پنج روستا از هفت روستاهای بررسی شده در این مقاله؛ اسکستان، شال، درو، کلور و گیلوان را می توان ذیل تالشی جنوبی در یک دسته قرار داد اما زبان دو روستای کرین و لرد تفاوت هایی با پنج روستای دیگر شاهرود و نیز تالشی جنوبی دارد.
تصحیح عباراتی از دینکرد نهم بر اساس زند یسن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به محتوای نسک های گاهانی موجود در دینکرد نهم و ارتباط آن ها با زند موجود یسن ها و نحوه مواجهه هر یک از این نسک ها با زند یسن ها اشاراتی شده است. نقل قول های گاهانی از زند یسن ها در خلاصه نسک ها، در مواردی ترجمه پهلوی یسن ها و گاهی تفسیر آن ها هستند، یعنی شرحی که بر ترجمه پهلوی نوشته شده است. این نقل قول ها گاهی عین عبارات زند هستند و گاهی با آن ها تفاوت دارند. آمدن این نقل قول ها ممکن است نشانه آن باشد که یسن های پهلوی پیش از تدوین نهایی نسک ها، که خلاصه آن ها در دینکرد آمده، موجود بوده اند. بخش اصلی این مقاله تصحیح و تجدید نظر در خوانش برخی از لغات و عبارات موجود در ورشتمانسر نسک از دینکرد نهم، ترجمه احمد تفضلی، با استفاده از زند موجود یسن ها است. تفضلی خود نیز در پیشگفتار به این مطلب اشاره می کند که در ورشتمانسر نسک عباراتی از گاهان به پهلوی ترجمه شده اند. با بررسی چند عبارت در این مقاله، مشخص می شود که زند یسن ها ابزاری مهم در مطالعه متون پهلوی و خصوصاً متون پهلوی برگرفته از زند یسن ها است و کمک گرفتن از آن فهم این متون و مطالبی را آسان می کند که سعی در انتقال آن داشته اند. در هر مورد ابتدا متن اوستایی و سپس متن نسک از دینکرد نهم که دربردارنده خوانش تفضلی است ارائه، بعد از آن متن زند، که تصحیح به واسطه آن است، نقل و در پایان متن و ترجمه اصلاح شده عرضه می شود.
واکاوی ادعای تاریخ نویسان یونان باستان مبنی بر وجود سنگ نوشته ای هخامنشی در آرامگاه کوروش دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نکات قابل توجه در خصوص آرامگاه کوروش دوم بررسی ادعای تاریخ نگاران یونان باستان درباره ی سنگ نوشته ای از دوران هخامنشی در آن مکان است. نویسندگانی چون اریستوبولوس و اونسیکریتوس، از همروزگاران اسکندر مقدونی و بعدها استرابو و پلوتارک، در این مورد گزارش هایی ارائه داده اند. پس از شناسایی آرامگاه کوروش دوم در سده ی 19 میلادی، دانسته شد که هیچ شاهد باستان شناسی برای تأیید ادعاهای آنان وجود ندارد. این تظاد، پژوهندگان غربی و ایرانی سده های نوزده و بیست میلادی حوزه ی تاریخ هخامنشی را نسبت به وجود و حتی کیفیت محتوای آن سنگ نوشته ی وادار به واکنش کرد. از آن جایی که واکنش ها عمدتاً به صورت پراکنده بیان شده است، این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، نخست به بحث درباره ی وجود چنین سنگ نوشته ای می پردازد. سپس به بررسی ویژگی های زبانی و محتوای روایت های تاریخ نویسان باستان پرداخته و آن ها را با نمونه های موجود در مجموعه ی پاسارگاد و دیگر اماکن اداری هخامنشیان تطبیق می دهد. نتیجه ی این پژوهش آشکار می سازد که ضمن محتمل دانستن سنگ نوشته ای در آرامگاه کوروش دوم، میان عناصر زبانی و ادبیات رایج سنگ نوشته های شاهان هخامنشی و محتوای ارائه شده از سوی تاریخ نویسان یونانی تفاوت هایی فاحش یافت می شود، به گونه ای که پذیرش محتوای آن گزارش ها را دشوار می سازد.
بررسی تصریح و پنهان سازی ایدئولوژی در روایت های رئالیسم سوسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۰
125 - 160
حوزههای تخصصی:
در متون مختلف، متغیّرهای واژگانی و بلاغی نقش برجسته ای در جهت دارکردن محتوا، و انتقال صریح یا پوشیده ی ایدئولوژی دارند. در پژوهش حاضر، به منظور ارزیابی میزان صراحت یا پوشیده گویی نویسندگان، کارکرد چهار متغیّر سبکی و گفتمان مدار «دشنام و دشواژگان»، »واژگان متعلق به گفتمان های خاص»، «نمادپردازی و تداعی معانی» و «تمثیل روایی» در تعدادی از روایت های رئالیسم سوسیالیستی فارسی، که در فاصله ی سال های 1320 – 1332 نوشته شده اند، در چارچوب سبک شناسی انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اگرچه همه ی نویسندگان آثار مورد نظر در پی انعکاس روح حاکم بر زمانه و مشروعیت بخشیدن به ستیز علیه سلطه بوده اند، اما در انتقال این ایدئولوژی به مخاطب به دو شیوه ی متفاوت عمل کرده اند؛ نویسندگان حزبی که در ارتباط مستقیم با حزب توده بوده و آثار روایی خود را به سفارش این حزب تولید کرده اند، تمایل چندانی به استفاده از شگردهای پنهان سازی ایدئولوژی از جمله نمادپردازی و تداعی معانی و همچنین تمثیل نداشته ، بیشتر با استفاده از منغیر سبکی کاربرد واژگان متعلق به گفتمان های خاص، به انتقال عریان ایدئولوژی مورد نظر پرداخته اند؛ این در حالی است که نویسندگان انتقادی و مستقل از حزب توده، با استفاده از شگردهای بلاغی نمادپردازی و تداعی معانی و نیز تمثیل، سعی در عمق بخشیدن به متن، پنهان سازی ایدئولوژی و القای ضمنی آن به مخاطب داشته، مخاطب را در نه در رویارویی با قدرت ساختاری و سرکوبگر حاکم بر جامعه، بلکه در تقابل با ارزش های حاکم و سلطه ی هژمونیک آن ها قرار داده اند.
تبیین استعاره های هستی شناختی و ساختاری مفهوم «دنیا» در اشعار سعدی و پروین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
99 - 129
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه استعاره مفهومی، نظام مفهومی در ذهن انسان ماهیتی استعاری دارد و استعاره ها، پایه های اصلی انتقال مفاهیم انتزاعی هستند. در پژوهش پیشِ رو، مسئله اصلی آن است که با بررسی استعاره های هستی شناختی و ساختاری «دنیا» در قصیده ها و قطعه های سعدی و پروین، در یابیم تفاوت ها و شباهت های آن ها چگونه است؟ هدف اصلی مقاله حاضر آن است که به درک این مسئله بپردازیم که مفهوم سازی دنیا، دیدگاه غالب این دو شاعر نسبت به دنیا را چگونه بازنمایی می کند. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. یافته های به دست آمده از بررسی داده ها نشان می دهد فراوانی رخداد استعاره های مفهومی هستی شناختی در اشعار هر دو شاعر بیش از فراوانی رخداد استعاره های ساختاری است. استعاره هستی شناختی «دنیا شیء است» در اشعار سعدی و «دنیا انسان است» در اشعار پروین از فراوانی بالایی برخوردار است. استعاره های ساختاری «دنیا ساختمان است»، «دنیا سفر است»، «دنیا مزرعه است»، «دنیا دریاست»، «دنیا اقتصاد و تجارت است» و «دنیا جنگ است» در شعر هر دو شاعر یافت شد. هر دو شاعر با بهره گیری از استعاره های هستی شناختی «دنیا» کوشیده اند مخاطب را در درک موقعیتی که در دنیا دارد، راهنمایی کنند و با تکیه بر استعاره های ساختاری «دنیا» او را وادار به پذیرش دیدگاهی خاص نسبت به مفهوم دنیا و رفتارکردن بر اساس آن دید گاه کنند. بر اساس یافته ها هر دو شاعر، دنیا و وابستگی های آن را به دلایلی چون ناپایداری و فناپذیری، شایسته دلبستگی ندانسته اند. روی هم رفته، بدون توجه به جنبه آماری، کاربرد انواع استعاره های هستی شناختی و ساختاری در قصیده ها و قطعه های هر دو شاعر نمایانگر تشابه دیدگاه غالب آن ها در زمینه مفهوم سازی دنیا است.
رابطه بسامد و توزیع صفات حسی با سلسله مرتبه متوسط قدرت درکی در داستان های کوتاه رئال و سوررئال فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در چارچوب زبان شناسی حواس انجام گرفته است. زبان شناسی حواس رابطه حواس و زبان را بررسی می کند و به این موضوع می پردازد که هر زبان شناخت حسی را چگونه و به چه میزان رمزگذاری می کند و تفاوت زبان ها از این نظر چیست. در این پژوهش با استفاده از سلسله مرتبه متوسط قدرت درکی حواس که توسط لینوت و کانل (2009) ارائه شده است، به بررسی بسامد صفات حسی و هم نشینی اسامی و صفات حسی در پنج داستان کوتاه معاصر سبک رئال (14703 واژه) و چهار داستان کوتاه معاصر سبک سوررئال با تعداد واژه برابر پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بیش ترین صفات حسی در هر دو سبک رئال و سوررئال، مربوط به حس بینایی و کم ترین مربوط به حس بویایی است و سه حس دیگر در بین این دو قرار دارند؛ بنابراین، سلسله مرتبه لینوت و کانل (2009) درباره هر دو سبک با یک تفاوت در جایگاه دو حس شنوایی و چشایی مصداق دارد؛ اما تعداد صفات حسی در همه حواس در سبک رئال به طور قابل ملاحظه ای بیش تر از سوررئال است که می تواند به عنوان یک مؤلفه ممیز سبک در نظر گرفته شود. درباره نظر لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) در خصوص بسامد بالاتر اسامی و صفات حسی هم حوزه، داده های این پژوهش مؤید قوی برای این نظر نبوده اند.
Translation of general extenders in Persian dubbing and non-professional subtitling(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Notwithstanding the growing number of research on many aspects of audiovisual translation, cross-cultural pragmatics has remained under-investigated in audiovisual translation. The purpose of this paper is to examine the translation of general extenders—such as and stuff (like that) and or something in Persian dubbing and non-professional subtitling. Positioned at the crossroads of the pragmatics of fiction and audiovisual translation, the analysis presented in this article draws upon past research on English and Persian general extenders, as well as the models for translating general extenders. In doing so, this study follows a corpus-based approach, using both qualitative and quantitative approaches to identify translation patterns of general extenders by dubbing translators and fansubbers in Iran. A corpus of twelve English films from different genres, along with their Persian dubbing and non-professional subtitling, was compiled for the investigation. Overall findings suggest that non-professional subtitlers followed a literal and sourced-oriented approach to translation, resulting in a more direct translation of general extenders. In contrast, the dubbing team (i.e., translator and dubbing director) tended to edit out these pragmatic issues in their translations; therefore, many general extenders were deleted in the translation. This was partly because the translation for dubbing has to be synchronized, resulting in some omissions and partly because the dubbing team paid less attention to these elements. Additionally, other strategies, such as substitution or explicitation were infrequently used in both dubbing and non-professional subtitling. The paper concludes by discussing limitations and offering opportunities for future research.
Classroom Interaction, Learner Autonomy, Pedagogical Scaffolding, and Learner Identity: A Structural Equation Modelling Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۴۲, Issue ۱, Winter ۲۰۲۳
147 - 183
حوزههای تخصصی:
The newly demanded language learning methodologies can exhibit their maximum efficiency if they are monitored meticulously and regularly in their particular contexts of application. The prerequisite would be putting educational programs in the spotlight and identifying the decisive elements of each learning context. Accordingly, based on the solicited responses from 638 students, in this study, a scale was developed and validated to inquire into the participants’ perceptions about the extent to which classroom interaction, learner needs, learner autonomy, pedagogical scaffolding, and learner identity could regulate learning activities in Iranian academic contexts. Importing the survey results to AMOS 22, we tested and validated a hypothetical model of the addressed variables. The validated model supported the interwoven relationships of the study variables and the pivotal role of interaction in regulating, predicting, shaping, and explaining the behaviors of other variables. The results can raise awareness of the sociocultural manifestations of classroom interaction, learner needs, learner autonomy, pedagogical scaffolding, and learner identity in Iranian TEFL programs and encourage highly positive developments and generally accepted practices to improve the status quo. Decision-makers and stakeholders can also gain a detailed insight into how sociocultural variables interrelate and accordingly coordinate their social and educational policies and measures.
مقایسه تطبیقی «صحنه اهدای نمادهای مقدس به پادشاه» در سکه های اشکانی و ساسانی با رویکرد بینا تصویری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکه در دنیای باستان واحد استانداردی از جنس فلز بود که ابزار مبادله ای شمرده می شد. سکه ها را یکی از منابع مطالعاتی دستِ اول می دانند زیرا اطلاعاتی فراتر از ارزش مادی خود در اختیار پژوهشگران رشته های مختلف قرار می دهند. این داده ها شامل موضوعاتی مرتبط با تاریخ، زبان ، اسطوره ، اقتصاد، سیاست و هنر است. این پژوهش در نظر دارد با مطالعه در زمانی سکه های اشکانی و ساسانی رابطه میان تصویر صحنه اهدای نمادهای مقدس به پادشاه را مورد مطالعه قرار دهد. در سکه هایی که مورد بررسی قرار می گیرند یک شخصیت اسطوره ای فرّه یا نماد مقدسی را به شاه تقدیم می کند. این بن مایه تصویری بر برخی از سکه های اشکانی دیده می شود که ادامه آن را در سکه های ساسانی نیز می توان دنبال کرد. این مطالعه نشان می دهد که ارتباط شخص پادشاه با نیروی قدسی که نمادی از جهان مقدس را به پادشاه هدیه می دهد، از دوران اشکانی بن مایه ای نقش شده بر سکه ها بوده که با توجه به شرایط تغییر یافته، به حیات خود در سکه های ساسانی ادامه می دهد. در اصل پرسش اصلی این پژوهش چگونگی تحولات تصویری در هنر ایران پیش از اسلام و بررسی روند تبدیل یک مفهوم تصویری به شمایل است. این پژوهش با روش کتابخانه ای و مشاهده ای (مشاهده سکه های مربوط به دوران اشکانی و ساسانی) و رویکرد پژوهشی بیناتصویری انجام می گیرد.
بررسی نقش های «که» در بندهای موصولی: رویکردی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده "که" از پر کاربردترین تکواژها در نظام گفتاری و نوشتاری زبان فارسی است که علاوه بر کاربردهای گسترده ای چون ضمیر مبهم، متمم نما، نشانه تأکید و...به عنوان موصول نما در ابتدای بندهای موصولی بدون تغییر شکل حضور یافته و نقش های متفاوتی را پذیرا می باشد. هدف اصلی این جستار مطالعه نقش های دستوری، معنایی و کاربردشناختی تکواژ "که" در بندهای موصولی زبان فارسی می باشد. لذا برای ارائه توصیفی تا حدامکان کامل از تکواژ "که" بررسی دقیق مجموعه ای از شواهد طبیعیِ کاربردِ این پدیده در زبان فارسی ضروری است. ازاین رو برای کارآمدی این تحقیق، داده ها از جملات طبیعی گفتاری و نوشتاری گویشوران زبان فارسی جمع آوری شده اند. سپس تکواژ "که"در بند های موصولی بر اساس نقش های دستوری و معنایی و نیز کاربرد شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش که مبتنی بر تحقیق توصیفی و تحلیلی می باشد تلاش بر این است تا در چارچوب نظریه رده شناختی با تکیه بر تعمیم های رده شناختی کمری (1989) به این پرسش ها پاسخ داده شود که در بندهای موصولی زبان فارسی تکواژ "که" کدام نقش های دستوری،معنایی و کاربردشناختی را به عهده دارد؟در فرض اصلی تمام نقش های دستوری یک گروه اسمی برای "که" در نظر گرفته شده اند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که تکواژ "که" تمام نقش های دستوری یک گروه اسمی مانند: فاعل، مفعول...را دریافت می نماید. این تکواژ نقش های معنایی متنوعی را چون کنشگر،کنش پذیر،هدف... پذیرا می باشد. همچنین "که" به عنوان نشانگر تأکید پس از هر سازه ای که هم دارای اطلاع کهنه و هم اطلاع نو باشد قرار گرفته و آن را مورد تأکید قرار می دهد. کلید واژه ها: بند موصولی،موصول نما،نقش های معنایی،اطلاع نو،اطلاع کهنه
بررسی آیین آفتاب خواهی و نمادهای آن در گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آئینها اغلب رفتاری نمادینی هستند که بر مبنای تفکری اسطوره ای شکل می گیرند و بعدها در اثر گذشت زمان، تغییر شکل می دهند. آسمان و پدیده های آسمانی همچون، ماه، خورشید، ستارگان و نزولات جوی، بخش عظیمی از اسطوره های و آیین ها را به خود اختصاص داده اند. بشر از روزی که پا به عرصه دانش و روشنگری گذاشته، از آیین های قدیمی اش کاسته شده است. با این حال هنوز هم در سراسر جهان آیین هایی هستند که تا حدودی خودشان را حفظ کرده اند و یا گزارش هایی از اجرای آنها در دهه های گذشته به دست آمده است. آیین آفتاب خواهی در گیلان و نواحی دیگری از ایران یکی از آیین های کهن است و اغلب زمانی اجرا می شده که باران بسیار روند زندگی عادی را برای انسان مختل می کرده است. از آفتاب خواهی گزارش هایی در سراسر ایران به ویژه شمال کشور در درست است. در این مقاله آفتاب خواهی در چند منطقه از گیلان بررسی خواهد شد. پرسش اصلی این مقاله آن است که آیین آفتاب خواهی یا خور دَتاوه در شرق گیلان چگونه اجرا می شده و چه نمادهایی در آن به کار رفته است؟ داده های این تحقیق به روش میدانی جمع شده و موقع تحلیل از روش اسنادی استفاده شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد این آیین زمانی اجرا می شده که باران زیادی می باریده؛ صحن نمایش کوچه و بازار است و نمادهایی همچون عروسک در آن به کار می رفته است.
تأثیر پسازبان در تغییر ساختارهای زبانی و فرهنگی دوره پست اومانیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان صنعتی سعی دارد با ورود به عصر دیجیتال و آگاهی ازیک سونگری اومانیسم، نگاه خود را نسبت به جهان گسترش دهد و در این راه نیاز به تغییر زبان دارد. آلستر پنی کوک در کتاب زبان شناسی کاربردی پسا انسان گرا (2016) تعریف تازه ای از مفهوم زبان ارائه داده است که در ایران تازگی دارد و متأثّر از نگرش پسااومانیستی و ریشه های پدیدارشناسانه و مباحث شناختی به ویژه بدن مندی است. در این نگاه، زبان تنها ابزار ارتباطی و خاصّ انسان نیست، بلکه انسان با دخالت تمام حواسّ پنجگانه در تعامل با انسان های دیگر و حیوان و گیاه و اشیا به سر می برد و همه آنها در درک و دریافت و شناخت او اثر می گذارند. پژوهش حاضر که با هدف تغییر زبان به منزله تغییر نگرش به روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده در پی پاسخ به این دو پرسش اساسی است که پسازبان چه تغییری در مفهوم سوسوری زبان ایجاد کرده است و این تغییرات چه تأثیری بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارد. نتایج حاصله مبتنی بر آن است که پسازبان در زبان شناسی کاربردی پساانسان گرا، تعریف جدیدی از زبان ارائه می دهد که مانند زبان شناسی سوسور مبتنی بر رابطه بین الاذهانی اشخاص و اتّکا به زبان معیار نیست، بلکه سعی دارد ارتباط زبانی بین انسان و اشیا و غیرانسان را به گونه ای برقرار کند که منجر به درک و تعامل عمیق تر و نوعی هم پیوندی بین همه موجودات کره زمین شود تا از این راه به جبران خسارت های زیست محیطی ناشی از عصر صنعتی سرمایه داری اومانیستی و برقراری عدالت بین گونه های انسانی، زبانی و غیر انسانی بپردازد.
On the Relationship between Iranian Intermediate EFL Learners' Digital Literacy and their Self-Directed Learning Process
حوزههای تخصصی:
Self-directed learning and digital literacy are the most effective issues in the process of foreign language learning. Due to the importance of digital literacy and self-directed learning in the process of foreign language learning, the present study aimed at investigating the relationship between Iranian intermediate EFL learners’ digital literacy and their self-directed learning. For the purpose of the study, 210 male and female Iranian EFL learners from Mashhad English language institutes took part in the study through using convenience sampling method. The digital literacy and self-directed learning questionnaires were distributed among intermediate EFL learners to measure their attitudes towards digital literacy and the self-directed learning process. To conduct the study, a correlational design was used. The results of Pearson Correlation analyses revealed that there was a positive relationship between the Iranian intermediate EFL learners’ digital literacy and their self-directed learning. The results of the multiple regression analyses also showed that information communication technology literacy and information literacy as the two components of the digital literacy questionnaire significantly predicted the Iranian intermediate EFL learners’ self-directed learning. It can be concluded that high levels of digital literacy and self-directed learning tend to result in better academic performance and learning motivation. It is important that educational contexts, as well as lan guage institutes administrators provide opportunities for en hancing learners’ self-directed learning and media literacy and consequently improving EFL learners’ achievement and motivation.
بررسی فرایند دگرسازی و شگردهای بازنمایی زندگی شرقی- ایرانی در گفتمان جیمز موریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
193 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه تئون ون دایک، راهبردهای گفتمانیِ جیمز موریه در دگرسازی و بازنماییِ زندگیِ شرقی ایرانی را مورد واکاوی قرار داده است. نگارندگان در این جستار با بررسی رمان سرگذشت حاجی بابا کوشیده اند به این پرسش مهم پاسخ دهند که ایدئولوژی موریه چه سان بر گفتمان وی تأثیر نهاده است؟ این که هویت و شیوه زندگی شرقی ایرانی، در گفتمان این نویسنده غربی و مسیحی چگونه بازنمایی شده است، پرسش بعدی این مقاله است. در پیوند با این پرسش ها، نگارندگان نقش این بازنمایی ها را در رویه های تولید گفتمان به طور انتقادی بررسی کرده اند. روش انجام این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته های مقاله نشان می دهد در گفتمان موریه، جلوه هایی از شرقِ ساخته شده ذهن خاورشناسان غربی وجود دارد که در ایدئولوژیِ آنان به منزله «غیر» پنداشته شده و با صورتی از نژادپرستی همراه است. بر پایه این ایدئولوژی، موریه کوشیده است از طریق دگرسازی منفی انگار و هویت بخشی به خود از راه انتساب ویژگی های منفی به ایرانیان، تصویری ناخوشایند از جامعه ایران عصر قاجار ارائه کند. شایان ذکر است که در گفتمان رمان، ساختارهای ایدئولوژیکی به شیوه های مختلف در مقوله های «معنا»، «ساختارهای صوری» و «بلاغت» اظهار شده اند.
Lexical Sophistication in the Discussion Section of MA Theses Authored by Iranian EFL vs. English Students: A Coh-Metrix Report on Similarities and Differences(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
271 - 294
حوزههای تخصصی:
This study compared the Discussion section of theses written by M.A. English L1 and L2 students regarding lexical sophistication. Certain linguistic features were applied to investigate whether texts written in English L2 had any similarities or differences with native speakers’ (NSs) texts. To achieve this, 20 English L2 theses authored by Iranian M.A. students of Islamic Azad University of Isfahan (Khorasgan), were sampled. As such, 20 English L1 theses written by M.A. English NSs of the same major in the US and UK were randomly downloaded as a comparison corpus of English L1. The corpora were later uploaded to Coh-Matrix that processes text and discourse at different levels of language. Two main statistical procedures for data analysis were the MANOVA (Multivariate Analysis of Variance) and Discriminant Function Analysis. According to Coh-Metrix analysis, the results revealed certain similarities and differences between the corpora. Specifically, more CELEX content words were used in the NSs theses. However, the differences between the two corpora did not reach a statistical significance in terms of other indices of lexical sophistication (i.e., polysemy, concreteness, hypernymy, age-of-acquisition scores, and lexical diversity). Concerning these similarities and differences, academic writing pedagogy and theses writing abilities of Iranian English L2 learners can be improved by applying both word processing tools like Coh-Metrix, appropriate writing strategies and techniques according to the given results of current contrastive corpus study.