فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
92 - 125
حوزههای تخصصی:
با توجه به تغییرات روزافزون در حوزه حسابرسی، اشتراک گذاری دانش به عنوان یک فرایند یادگیری مداوم، در بهبود عملکرد داخلی مؤسسات حسابرسی از اهمیت برخوردار است و می تواند به عنوان یک فرایند بسیار مهم و ضروری در بهبود کیفیت حسابرسی محسوب شود. این پژوهش ضمن شناسایی عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری دانش در مؤسسات حسابرسی، به ارزیابی و بررسی ارتباط بین سطح عوامل مؤثر و میزان اشتراک گذاری دانش حسابرسان می پردازد. عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری دانش از طریق مصاحبه شناسایی و سپس پرسشنامه طراحی گردید. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از نمونه پیش آزمون، بررسی و درنهایت داده ها با استفاده از پرسشنامه طراحی شده با طیف 5 گزینه ای لیکرت جمع آوری شدند. نمونه موردبررسی شامل 372 نفر از حسابرسان و دوره زمانی پژوهش سال 1401 است. ارتباط بین عوامل شناسایی شده با اشتراک گذاری دانش از طریق معادلات ساختاری آزمون گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد ارتباط مثبت و معنی داری بین عوامل دموگرافیک شامل سن، تحصیلات و رتبه موسسه محل خدمت با اشتراک گذاری دانش وجود دارد. عوامل فنی و تبادل دانش از جمله افزایش روابط حرفه ای موسسه در سطح بین الملل ، کاهش اثر منفی رقابت بین مؤسسات حسابرسی جهت اشتراک گذاری دانش بین مؤسسات حسابرسی ، افزایش ارتباط دانشی بین مؤسسات حسابرسی در یک منطقه جغرافیایی ، افزایش امکانات و ظرفیت آموزشی برای انتقال دانش حسابرسی و افزایش کیفیت جلسات و بحث های فنی و تبادل نظر در منطقه جغرافیایی محل خدمت باعث افزایش اشتراک گذاری دانش می شوند. افزایش سطح فرهنگ عمومی و جوسازمانی، از طریق پذیرش عمومی اشتراک گذاری دانش، توجه مدیریت موسسه به اشتراک گذاری دانش، حمایت مدیریت موسسه از اشتراک گذاری دانش ، توزیع عادلانه امکانات و همچنین دسترسی حسابرسان به منابع دانشی و متناسب با اجرای کار منجر به افزایش اشتراک گذاری دانش حسابرسان می گردند.
نقش سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر نظارت وام دهندگان: آزمون نظریه برنامه ریزی مالیاتی وام گیرندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷
۳۲۶-۳۰۶
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر نظارت وام دهندگان است و جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که تعداد آن ها به 167 شرکت می رسد و بازه زمانی این پژوهش شامل یک دوره 6 ساله از ابتدای سال 1396 تا پایان سال 1402 می باشد. روش پژوهش از نوع کاربردی است و جهت جمع آوری اطلاعات پژوهش از نرم افزار ره آورد نوین و سایت سازمان بورس استفاده گردید و سپس داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج پژوهش نشان داد که بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی و اجتناب از مالیات وام گیرندگان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین سازوکارهای حاکمیت شرکتی باعث محدود ساختن تهاجم مالیاتی وام گیرندگان می شود.
شناسایی و اولویت بندی شایستگی های حسابرسان دیوان محاسبات با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷
۵۴۳-۵۲۲
حوزههای تخصصی:
سرعت تغییرات در دنیای امروز ناشی از تغییر در دانش تکنولوژی، پیچدگی های رفتاری و محیطی در عصر جدید ضرورت تغییر در سازمان ها را اجتناب ناپذیرنموده است و به تبع آن نیروی انسانی نیز بعنوان مهمترین عامل تولید یا ارائه کننده خدمت در سازمان ها ناگزیر از به هنگام نمودن خود با تغییرات محیطی است. لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی شایستگی های حسابرسان دیوان محاسبات با رویکرد دلفی فازی صورت پذیرفت. این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمی در پارادایم استقرایی است که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه خبرگان و متخصصان در زمینه موضوع پژوهش (حوزه شایستگی) تشکیل دادند که 20 نفر از آنها بر اساس اصل کفایت نظری و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در بخش کمی برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامه دلفی فازی استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون مجدد تایید شد و با استفاده از روش دلفی فازی اولویت بندی عوامل شناسایی شده انجام گرفت و مهم ترین عوامل آن مشخص گردید. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که از میان عوامل مؤثر شایستگی های حسابرسان دیوان محاسبات ، داشتن دانش ترکیبی حقوقی و مالی، توان استفاده از تکنولوژی روز، توانایی شناسایی فریب، قاطعیت، خود ارزیابی و استقلال مهم ترین عوامل هستند.
بررسی رابطه متقابل سطح افشای اجباری اطلاعات و عملکرد مبتنی بر بازار در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 25
حوزههای تخصصی:
هدف: یک افشای خوب، دقت پیش بینی تحلیل گران از سودهای سال های بعدی را بهبود می بخشد. شرکت ها اطلاعات را یا به صورت اجباری یا اختیاری افشا می کنند. سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان متصدی بازار سرمایه، قوانین و مقررات را تهیه نموده و همه شرکت های پذیرفته شده در بورس ملزم به رعایت کامل الزامات افشای اجباری هستند. روش شناسی: این پژوهش نتایج بررسی تجربی رابطه سطح افشای اجباری با عملکرد مبتنی بر بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در دوره بعد از تدوین استاندارد و مقررات گذاری گزارش می کند. همچنین به مقایسه معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر بازار در دوره قبل و بعد از تدوین استاندارد و مقررات گذاری می پردازد. در واقع، هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارتباط متقابل بین سطح افشای اجباری با عملکرد مبتنی بر بازار 64 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1377-1401 است. به این منظور سیستم معادلات همزمان با استفاده از روش رگرسیون دو مرحله ای برآورد شد. نسبت کیوتوبین، نسبت قیمت به سود و ارزش افزوده بازار به عنوان معیار عملکرد مبتنی بر بازار در نظر گرفته شده و برای اندازه گیری افشای اجباری در گزارش های سالانه یک شاخص بدون وزن با 293 مؤلفه استفاده شده است.
نقش زمان ورود به بازار در تقویت یا تضعیف اثر تمایلاتی سرمایه گذاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
33 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه بررسی وجود و شدت اثر تمایلاتی (Disposition Effect) در میان سرمایه گذاران حقیقی است. اثر تمایلاتی به تمایل سرمایه گذاران برای فروش سهام با بازدهی مثبت و نگهداری سهام با بازدهی منفی اطلاق می شود. این پدیده می تواند منجر به قیمت گذاری نادرست دارایی ها و کاهش کارایی بازار گردد، چرا که تصمیمات سرمایه گذاران تحت تأثیر خطاهای شناختی و احساسی قرار می گیرد. در این پژوهش، تمرکز بر بررسی این است که آیا زمان ورود سرمایه گذاران به بازار بر شدت اثر تمایلاتی آن ها تأثیرگذار است یا خیر. از آنجا که ورود به بازار تحت تأثیر شرایط اقتصادی و روانی قرار دارد، درک این تأثیرات می تواند به بهبود تصمیم گیری های مالی و استراتژی های سرمایه گذاری کمک کند.روش: جامعه آماری کلیه سهامداران حقیقی بازار سرمایه ایران می باشند که در بازه زمانی ابتدای تیرماه تا ابتدای دی ماه سال ۱۴۰۱ استخراج می شود. برای دستیابی به هدف تحقیق، داده های معاملاتی مربوط به سرمایه گذاران حقیقی شامل تاریخ، جهت، قیمت و حجم هر معامله به همراه اطلاعات شخصی مانند سن، جنسیت، سابقه معاملاتی و موجودی حساب جمع آوری شد که به منظور بررسی اثر تمایلاتی مورد استفاده قرار گرفتند. برای نمونه گیری نیز داده های زمان ورود سرمایه گذاران به بازار بر اساس بازده ماهانه بازار، نوسانات و شاخص عدم ثبات اقتصادی به نمونه های فرعی تقسیم بندی می شوند. به منظور تحلیل داده ها، روش های آماری مختلفی از جمله تجزیه و تحلیل بقا و مدل کاپلان مایر به کار گرفته شد. روش تجزیه و تحلیل بقا برای ارزیابی مدت زمانی که سرمایه گذاران تحت تأثیر اثر تمایلاتی قرار دارند، به ویژه در شرایط مختلف بازار، به کار رفت. مدل کاپلان مایر به تحلیل توزیع طول عمر اثر تمایلاتی در میان سرمایه گذاران کمک کرد و بررسی شد که چگونه زمان ورود به بازار و شرایط بازار بر شدت این اثر تأثیر می گذارد.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که سرمایه گذاران، به ویژه در آغاز ورود به بازار و در مواجهه با شرایط نامطلوب، تمایل بیشتری به نگهداری سهام با بازدهی منفی و فروش سهام با بازدهی مثبت از خود نشان می دهند. شرایط نامطلوب بازار شامل دوره هایی با بازده بازار کمتر، نوسانات بالاتر و عدم قطعیت اقتصادی بیشتر است. این تمایل بیشتر در سرمایه گذاران تازه وارد مشاهده شد که نشان دهنده تأثیرات روانی و شناختی خاصی است که در اوایل فعالیت های سرمایه گذاری می تواند به تشدید اثر تمایلاتی منجر شود. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل ها نشان داد که سرمایه گذاران با سابقه معاملاتی بیشتر نسبت به سرمایه گذاران تازه وارد، کمتر تحت تأثیر اثر تمایلاتی قرار دارند، که بیانگر تأثیر تجربه بر کاهش این خطای رفتاری است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت درک اثر تمایلاتی و تأثیر زمان ورود به بازار تأکید می کند. سرمایه گذاران در ابتدای ورود به بازار و در شرایط نامطلوب، بیشتر در معرض بروز اثر تمایلاتی هستند. این یافته ها به مدیران مالی و مشاوران سرمایه گذاری کمک می کند تا با طراحی استراتژی های مناسب، مانند آموزش سرمایه گذاران و تنظیم راهکارهای بهینه برای مدیریت سهام، به بهبود تصمیم گیری های سرمایه گذاری و افزایش کارایی بازار کمک کنند. همچنین، این مطالعه می تواند به سیاست گذاران بازار کمک کند تا با شناسایی و مدیریت بهتر خطاهای رفتاری، محیط سرمایه گذاری را بهبود بخشند و به کاهش تأثیرات منفی آن ها بر بازار کمک کنند.
بررسی تاثیر خودشیفتگی مدیرعامل بر حق الزحمه حسابرسی با تاکید بر نقش نهاد های نظارتی داخلی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷ (جلد ۱)
170 - 184
حوزههای تخصصی:
خودشیفتگی مدیرعامل، بیانگر یکی از معیارهای مهم شخصیتی آن ها است که بر روی رفتارهای حسابرس و عملکرد آن تأثیر بسزایی دارد. از طرف دیگر، نهادهای نظارتی داخلی، یکی از سازوکارهای مهم حاکمیت شرکتی است که می تواند بر فعالیت ها و تصمیمات شرکت، به ویژه شفاف سازی و پاسخگویی، تأثیرگذار باشد. کمیته های حسابرسی برای کارایی بیشتر و تکمیل نقش کنترلی خود در سازمان، سیاست های کنترل داخلی قوی تری را از طریق افزایش کیفیت گزارشگری مالی ایجاد می کنند. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی – همبستگی است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، تعداد 178 شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1396 تا 1401 (6سال) به روش نمونه گیری حذف سیستماتیک انتخاب و در مجموع 1068 (سال – شرکت) جهت انجام تحلیل در نظر گرفته شده است. به منظور بررسی روابط بین متغیرها از رگرسیون چند متغیره و به منظور برازش الگوی رگرسیون، از روش حداقل مربعات تعمیم یافته و جهت انجام آزمون فرضیه ها از روش داده های تابلویی استفاده شده است. در ادبیات حسابداری مبحث خودشیفتگی مدیرعامل و حق الزحمه حسابرسی بررسی شده است امّا به طور ویژه تاثیر نهاد های نظارتی داخلی مانند کمیته حسابرسی و کیفیت کنترل های داخلی مورد بررسی قرار نگرفته است، بنابراین بررسی این موضوع اصلی ترین نوآوری و انگیزه پژوهش حاضر می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که خودشیفتگی مدیرعامل تاثیر مثبت و معناداری بر حق الزحمه دارد. همچنین کمیته حسابرسی و کیفیت سیسستم کنترل های داخلی موجب تضعیف اثر مثبت خودشیفتگی مدیرعامل بر حق الزحمه حسابرسی می شود.
طراحی مدل مفهومی عوامل مؤثر بر سلامت مالی در چرخه حیات شرکت ها با استفاده از رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ؛ طراحی مدل مفهومی عوامل موثر بر سلامت مالی در چرخه حیات شرکتها با استفاده از رویکرد داده بنیاد را مورد تحلیل قرار داده است. این پژوهش به لحاظ رویکرد پژوهشی، آمیخته؛ در بخش کیفی از نوع اکتشافی و در بخش کمی؛ از نوع توصیفی– علّی است. در راستای اجرای این پژوهش، ابتدا با استفاده از مبانی نظری؛ ابعاد، مؤلفه ها و عوامل موثر بر سلامت مالی استخراج و به روش دلفی، پنج بعد ( شامل حاکمیت شرکتی، محتوای اطلاعاتی سود، ویژگی های هیأت مدیره، ریسک های شرکتی و افشای اطلاعات) و بیست مؤلفه شناسایی و مورد اجماع قرار گرفت. جامعه مورد مطالعه در بخش مصاحبه در این پژوهش؛ شامل 21 فرد خبره با دانش حسابداری و مدیریت مالی بوده و جامعه آماری در بخش کمّی؛ سطوح مختلف مدیران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بودند. در ادامه داده های مورد نیاز با استفاده از توزیع پرسش نامه هایی محقق ساخته در بین 201 نفر؛ جمع آوری گردید. پس از آن؛ برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی نظیر آزمون t و مدل یابی معادلات ساختاری به روش PLS استفاده شد . اولین نتیجه این پژوهش؛ شناسایی ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار بر سلامت مالی شرکتهاست که با استفاده از مطالعات نظری، جمع بندی نظرات خبرگان حوزه حسابداری و مدیریت مالی ، تجزیه وتحلیل نظرات جامعه آماری و دریافت نظرات متخصصان حوزه های مرتبط با پژوهش بدست آمد.
نقش میانجی سرمایه فکری حسابرسان در تاثیر هوش تجاری بر تجاری سازی موسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
144 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی نقش میانجی سرمایه فکری حسابرسان در تاثیر هوش تجاری بر تجاری سازی موسسات حسابرسی می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و بر حسب نحوه گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری، حسابرسان رسمی شاغل و فعال در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران به تعداد 1879 می باشند. که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 319 نفر تعیین و مورد بررسی قرار گرفتند. برای اندازه گیری سرمایه فکری(سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری) از پرسشنامه بونتیس(1998) و الشارنوبی و البانا(2021) و برای اندازه گیری هوش تجاری از پرسشنامه هوآنگ و همکاران(2022) و برای اندازه گیری تجاری سازی(مشتری محوری، بازارمحوری و فرایندمحوری) از پرسشنامه تجاری سازی بروبرگ و همکاران(2018) استفاده شد. همچنین، نرم افزار مورد استفاده برای انجام تحلیل داده ها SPSS22 و Smart PLS4 می باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات حاکی از آنست که هوش تجاری حسابرسان بر سرمایه فکری حسابرسان و تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر مثبت و معناداری دارد. و سرمایه فکری حسابرسان نیز بر تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت، سرمایه فکری حسابرسان در تاثیر هوش تجاری بر تجاری سازی موسسات حسابرسی نقش میانجی دارد.
رفتار معاملاتی سرمایه گذاران و تأثیر احساسات و لحن گزارش فعالیت هیئت مدیره بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۸
1 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه نقش احساسات سرمایه گذاران و لحن گزارش های فعالیت هیئت مدیره در شکل گیری رفتار معاملاتی آنها در بازار سرمایه. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ طبقه بندی بر حسب روش، از نوع توصیفی- همبستگی است. برای اندازه گیری احساسات سرمایه گذاران از روش مؤلفه های اصلی و لحن گزارش فعالیت هیئت مدیره از طریق متن کاوی و از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. نمونه آماری مورد مطالعه، 151 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران بین سال های 1388 الی 1400 است. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد بین احساسات سرمایه گذاران و رفتار معاملاتی آنها رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. از طرفی، وجود رابطه منفی و معنا دار بین لحن گزارش فعالیت هیئت مدیره و رفتار معاملاتی سرمایه گذاران مشاهده گردید. نتیجه گیری: احساسات سرمایه گذاران به هنگام انجام معامله، باور و ذهنیتی برای آنها ایجاد می کند بگونه ای که برپایه باورهای شکل گرفته رفتار می کنند. از طرفی، لحن مورد استفاده مدیریت در انتشار اطلاعات متنی گزارش فعالیت هیئت مدیره بر تصمیمات سرمایه گذاران اثر گذاشته و موجب تغییر حجم غیرعادی معاملات بازار می گردد. با توجه به اینکه تاکنون پژوهشی در خصوص تأثیر لحن گزارش فعالیت هیئت مدیره بر رفتار سرمایه گذاران انجام نشده است، یافته های این پژوهش می تواند به شناسایی آثار لحن مورد استفاده مدیریت در افشای اطلاعات متنی این نوع گزارش و همچنین به درک تأثیر احساسات برانگیخته شده سرمایه گذاران بر رفتار معاملاتی آنها کمک بسزایی نماید.
تأثیر تجربه اعضای غیر موظف هیئت مدیره بر کارایی سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
5 - 22
حوزههای تخصصی:
تصمیمات سرمایه گذاری از جمله موارد باهمیت در هر شرکتی است که هیئت مدیره به اظهار نظر درباره آن خواهد پرداخت. از سوی دیگر اعضای غیرموظف هیئت مدیره دسترسی کم تری به اطلاعات مربوط به این سرمایه گذاری ها دارند . در حالی که عده ای از پژوهشگران معتقدند این اعضا می توانند با عضویت در هیئت مدیره دیگر شرکت ها کسب تجربه نموده و بدین صورت کمبود اطلاعاتی خود را جبران نمایند. لذا پژوهش حاضر به بررسی تأثیر تجربه اعضای غیرموظف هیئت مدیره بر کارایی سرمایه گذاری پرداخته است.
برای انجام این پژوهش، داده های مربوط به 112 شرکت بورسی برای سال های 1387 تا 1396 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای آزمون فرضیه پژوهش از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. همچنین، روش آماری مورد استفاده، داده های ترکیبی بوده است.
نتایج پژوهش نشان داد تجربه اعضای غیر موظف هیئت مدیره تأثیر معناداری بر کارایی سرمایه گذاری شرکت ها نداشته است.
بنابراین می توان نتیجه گرفت عضویت اعضای غیرموظف در هیئت مدیره دیگر شرکت های ایرانی، بر تجربیات سرمایه گذاری آنان اثر چندانی ندارد.
بررسی دیدگاه کارشناسان دایره اعتبارات بانک ها و وام گیرندگان در ارتباط با الزامات اجرایی تأمین مالی خرد اسلامی (مطالعه موردی بانک ها و مشتریان شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
677 - 718
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تأمین مالی خرد اسلامی یکی از مهم ترین بخش های مالی اجتماعی اسلامی است که نقش بسیار مهمی در مهار فقر و بهبود سطح زندگی، درآمد سرانه، سطح اشتغال و همچنین دستیابی به مقاصد شریعت، سودآوری و پایداری دارد. پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه کارشناسان دایره اعتبارات بانک ها و وام گیرندگان در ارتباط با الزامات اجرایی تأمین مالی خرد اسلامی انجام شده است. روش پژوهش: در این پژوهش برای بررسی سؤال های پژوهش از رویکرد کمی با انجام آزمون t با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شده است. در این پژوهش جامعه آماری محدود شامل مشتریان بانک ها بوده که نمونه آن ها 80 نفر و جامعه آماری نامحدود شامل کارمندان شعب بانک های یزد هستند که تعداد نمونه آماری آن ها برابر با 384 نفر است که هر دو نمونه آماری با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند که درنهایت به بررسی تفاوت دیدگاه این دو گروه از افراد نمونه پرداخته شده است. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که آگاهی تأمین مالی وام گیرندگان در سطح پایین تری نسبت به وام دهندگان قرار دارد بدین صورت که در مورد متغیرهای هزینه قرارداد، مدت، الزامات وثیقه/ مدارک و دادرسی فرض نابرابری واریانس ها گزارش گردید. بحث و نتیجه گیری: بین میزان متغیرهای ذکرشده با توجه به دیدگاه کارشناسان معناداری وجود دارد. بدین معنی که در گروه وام دهندگان نسبت به گروه وام گیرندگان از نمره میانگین بالاتری برخوردار است که نشان از وجود تفاوت در میانگین دو گروه است.
ارائه الگوی استراتژی مقابله ای حسابرسان داخلی در مقابل تعارضات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
۴۸۶-۴۳۶
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف ارائه الگوی استراتژی مقابله ای حسابرسان داخلی در مقابل تعارضات انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز تحقیق برای مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) جهت ارائه الگو از میان خبرگان یعنی 16 نفر از خبرگان حسابرسی داخلی که دارای مدرک تحصیلی دکترا و کارشناسی ارشد در رشته حسابداری و حسابرسی و دارای سابقه کاری بیش از ۱۰ سال در زمینه حسابرسی داخلی بودند، گرداوری شد. برای اطلاعات بخش مدلسازی معادلات ساختاری از پرسشنامه محقق ساخته که در میان 387 نفر از شاغلین حرفه حسابداری و حسابرسی در شرکت های بورسی توزیع و گرداوری شده بود استفاده گردید. در این تحقیق با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) یک الگوی استراتژی مقابله ای حسابرسان داخلی در مقابل تعارضات طراحی شد. سپس بر اساس الگوی به دست آمده، روابط متغیرها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) مجددا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل ساختاری تفسیری (ISM) توسط مدل اکتشافی نشان داد که استراتژی های مقابله ای مغزافزاری شامل هوش مالی، حسابداری و حسابرسی، تشخیص نقش و مسئولیت ها به شکل شفاف و توسعه مهارت های حسابرسان داخلی با آموزش، استراتژی های مقابله ای سخت افزاری شامل ارتباط مستمر مدیران و کارکنان، گزارش فیزیکی خطا و نقص و بازرسی های مداوم، استراتژی های مقابله ای نرم افزاری شامل بررسی و تحلیل سیستماتیک گزارش ها، فرآیندهای ارزیابی عملکرد و ارتقاء فن آوری های حسابرسی داخلی منجر به کاهش تعارضات حسابرسان داخلی شامل تعارض شخصی، تعارض وظایف، تعارض جایگاه شغلی و تعارض منافع می شود.
روابط متقابل نوآوری، استقلال و سنجش عملکرد در ساختار دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۴)
187 - 222
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش کارایی و اثربخشی دانشگاه ها از مهم ترین چالش های آموزش عالی در قرن بیست و یکم است. مسأله جهانی شدن آم وزش، مح دودیت من ابع م الی و پیش رفت فناوری، ضرورت ارزی ابی کارایی و اثربخش ی دانشگاه ها را نمایان می سازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط متقابل نوآوری، استقلال و سنجش عملکرد در ساختار دانشگاه ها انجام شده است.
روش: این پژوهش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، مدیران گروه های آموزشی دانشگاه های دولتی و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. نمونه این پژوهش، بر اساس در دسترس بودن افراد جامعه انتخاب و تعداد 54 پرسشنامه قابل استفاده تکمیل شده است.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که استراتژی نوآوری خدمات بر استقلال ساختاری تأثیر معناداری دارد، استقلال ساختاری بر استفاده از سیستم سنجش عملکرد تأثیر معناداری دارد، نوآوری و استفاده از سیستم سنجش عملکرد ارتباطی غیرمستقیم از طریق استقلال ساختاری دارند و تاکید راهبردی بر نوآوری در دانشگاه ها با کارایی و اثر بخشی، ارتباطی غیرمستقیم از طریق سیستم سنجش عملکرد و استقلال ساختاری دارند.
نتیجه گیری: تاکید بیشتر بر نوآوری خدمات و افزایش استقلال گروه های آموزشی، می تواند فرصتی برای رشد دانشگاه ها و بهبود کارایی و اثربخشی فراهم آورد.
دانش افزایی: نتایج این پژوهش به غنای ادبیات پژوهشی حاضر در حوزه عوامل تاثیر گذار بر بهبود نتایج عملکردی دانشگاه ها می افزاید.
بررسی تحلیلی ربا در معاملات رمزارزها (مطالعه موردی بیت کوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۹)
441 - 478
حوزههای تخصصی:
رمزارزها و بالاخص بیت کوین به عنوان پدیده نوظهور و درحال توسعه، موردتوجه اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است، ازاین رو، پژوهش هایی در ماهیت و احکام آن از دیدگاه فقه اسلامی شکل گرفت. این مقاله نیز، در ضمن بحث از ماهیت معاملات بیت کوین، با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و مدل سازی فقهی معاملات این رمزارز، به بررسی وجود ربا اعم از ربای معاملی و قرضی در این گونه تبادلات پرداخته است. از منظر ربای معاملی با توجه به شرایط بیان شده در صدق این عنوان، ازجمله شرایط عوضین، به بررسی حکم ربای معاملی در تبادلات بیت کوین پرداخته شد و به صورت خلاصه نتایج زیر حاصل شد: ماهیت بیت کوین از دیدگاه برخی اندیشمندان، جنبه کالایی دارد و در نظر برخی دیگر، به عنوان اعتبار شناخته شده است، در این مقاله براساس هر دو رویکرد، امکان وجود ربای معاملی و قرضی بررسی شد. از دیدگاه نویسندگان مقاله، با توجه به نگاه معامله گران بیت کوین به آن، ماهیت بیت کوین ترکیبی از کالایی و اعتباری است. درنتیجه، تبادل آن همراه با زیاده در مقابل بیت کوین به عنوان هم جنس، به دلیل عدم وجود شرط کیلی و وزنی، ربوی نخواهد بود. از منظر ربای قرضی نیز چون هر نوع قرض همراه با زیاده، ربا محسوب می شود، ربای قرضی در نگاه کالایی وجود دارد. در نگاه اعتباری نیز، ربای قرضی با توجه به حکایت گری عرفی بیت کوین از ارزش دلاری آن، تصویر دارد.
بررسی تطبیقی آرا و نظرات ارائه شده در اصول و مفاهیم حسابرسی و ارائ ه الگوی پیشنهادی چارچوب نظری حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لزوم وجود چارچوب نظری به عنوان یک نظام منسجم از اهداف و مبانی در هر رشته ای مورد قبول جوامع حرفه ای واقع شده است. در رشته حسابرسی علیرغم وجود آثار و تالیفات متعددی با موضوع تئوری حسابرسی، فلسفه حسابرسی و. . . تاکنون چارچوب نظری واحدی که مورد پذیرش اکثریت جوامع حرفه ای قرار بگیرد، شکل نگرفته است. دراین مقاله تلاش برآن است تا ضمن بررسی تطبیقی نظرات پژوهشگران حوزه حسابرسی در زمینه اصول و مفاهیم حسابرسی، باارائه یک الگوی پیشنهادی چارچوب نظری برای حسابرسی، مانند اندیشمندان گذشته و حال، گامی هرچند کوتاه در امر آموزش و درک بهترحسابرسی مستقل برداشته شود. تلاش های اولیه توسط اندیشمندانی چون ماتز و شرف[1] [14] کمیته مفاهیم بنیادی حسابرسی[8]، فلینت[2] [12] پرت و پیورسم[3][15] و لی[4] [13]، می باشد. هریک از اهداف، مفروضات و مفاهیم حسابرسی ارائه شده از سوی پژوهشگران مذکور در این مقاله مطرح ودرجدولی بصورت مقایسه ای ارائه میگردد. مفاهیم و مفروضات مذکور با استفاده از مدل تئوری زمینه ای با خبرگان رشته مطرح و از این رهگذرالگوهای ارائه شده نظیر الگوی پرت و پیورسم توسعه یافته ومفاهیم جدیدی نیز، به مفاهیم قبلی افزوده می شود. مفاهیم توسعه یافته طی فرآیند کدگذاری طبقه بندی و با کشف روابط مقوله ها، الگوی پیشنهادی چارچوب نظری حسابرسی ترسیم می گردد. مفاهیم صداقت وخود انتظام در بخش مفاهیم اساسی ومفاهیم بموقع بودن گزارش حسابرسی، صراحت وطبقه بندی صحیح دربخش ویژگیهای کیفی گزارش حسابرسی مواردی هستند که از متن مصاحبه های نخبگان به مفاهیم قبلی اضافه می گردد.
بررسی تأثیر قصد ترک شغل حسابرس بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیراخلاقی و عملکرد حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
68 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف: فشار فصلی مؤسسات حسابرسی به عنوان یک عامل کلیدی فرسودگی شغلی حسابرسان شناخته شده است. حجم کاری ناشی از چنین فشاری ممکن است منجر به افزایش ترک شغل در مؤسسات حسابرسی شود که می تواند بر کیفیت حسابرسی و عملکرد مؤسسه تأثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر قصد ترک شغل حسابرس بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیراخلاقی و عملکرد حسابرسی به اجرا درآمده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از حیث هدف، با توجه به اهداف پژوهش جزو پژوهش های کاربردی می باشد. از منظر گردآوری داده ها، پژوهش حاضر در مجموعه پژوهش های میدانی و پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. با توجه به محدود بودن جامعه برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. این پژوهش در سال 1402 انجام شده است.
یافته ها: نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان می دهد که قصد ترک شغل حسابرس بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیر اخلاقی حسابرسان و در نهایت بر عملکرد حسابرسی تاثیر معنی داری دارد.
دانش افزایی: در این پژوهش با بررسی قصد ترک شغل حسابرسان در بازارهای در حال توسعه ای مانند ایران با استفاده از نظریه های سازمانی برای درک بهتر این موضوع، به مطالعات حسابداری رفتاری می افزاید. این پژوهش شکاف ادبیات مربوط به فرسودگی شغلی در بازارهای در حال توسعه را نیز پر می کند. تحقیقات صورت گرفته در داخل کمتر به موضوع تصمیمات غیر اخلاقی حسابرسان توجه نموده اند.
تأثیر فضای اخلاقی در رأس سازمان و تردید حرفه ای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان داخلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق به بررسی تأثیر فضای اخلاقی در رأس سازمان و تردید حرفه ای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان می پردازد. در این راستا، ابتدا مولفه های فضای اخلاقی تعیین شدند، سپس مفهوم ریسک معرفی گردد. عملکرد قضاوت ناصحیح حسابرسان داخلی مرتبط با خطر تقلب حسابرس داخلی، دلیل مهمی برای عدم کشف تقلب قبل از تبدیل شدن به یک رسوایی بزرگ است؛ بنابراین، قضاوت ریسک تقلب حسابرسان داخلی، همراه با عوامل مؤثر آن، به یک مشکل مهم تبدیل شده که توسط محققان برای درک چگونگی بهبود قضاوت خطر تقلب در حسابرسی داخلی مورد بحث قرار گرفته است. روش: در این تحقیق براساس اطلاعات جمع آوری شده از پرسشنامه های توزیع شده میان 124 حسابرس داخلی عضو انجمن حسابرسان داخلی ایران، به بررسی تأثیر فضای اخلاقی در رأس سازمان و تردید حرفه ای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان داخلی پرداخته شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و روش انجام پژوهش، توصیفی پیمایشی است و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد، فضای اخلاقی در رأس بر قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی تأثیر دارد. همچنین تردید حرفه ای حسابرس بر قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. با افزایش فضای اخلاقی در رأس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی افزایش می یابد. در نتیجه فرضیه اول تحقیق تایید می شود. همچنین با توجه به ضریب مسیر تردید حرفه ای حسابرس بر حسابرس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس و سطح معناداری حاصل برای این مسیر 038/0 می باشد که پایین تر از 05/0 است؛ به عبارتی، با تردید حرفه ای حسابرس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی افزایش می یابد، در نتیجه فرضیه دوم تحقیق تایید می شود. نتیجه گیری: افزایش فضای اخلاقی در رأس سازمان (موسسه حسابرسی) و به عبارتی حمایت مدیریت ارشد، منجربه بهبود قضاوت ریسک می شود؛ اگرچه نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که در برخی موارد مدیریت ارشد، طرفی است که بیشترین احتمال را برای ارتکاب تقلب دارد و باعث تعارض حسابرسی داخلی با مدیریت می شود؛ اما نتایج این تحقیق ثابت کرد که رهبران، تصمیم گیرنده های کلیدی هستند که مشخص می کنند سازمان درگیر فعالیت های فسادآور شود و یا خیر؛ در صورتی که آن را محکوم کنند، منجربه تأثیرگذاری بر حسابرسان داخلی می شود و آنها نیز به تبعیت از مدیران، تلاش بیشتری برای کشف تقلب برآورد ریسک خطر تقلب خواهند داشت. نتیجه فرضیه دوم نیز نشان داد که با افزایش تردیدگرایی حسابرسان داخلی، قضاوت ریسک تقلب حسابرس افزایش پیدا می کند. براساس این یافته ها می توان گفت، حسابرسان داخلی با شک و تردید حرفه ای سطح بالا، تمایل به شناسایی خطاها و استفاده از آنها به عنوان انتظارات اولیه تقلب دارند.
تأثیر برابری اخلاقی بر رفتار اخلاقی حسابرس با نقش تعدیل گر دینداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر برابری اخلاقی بر رفتار اخلاقی حسابرس با نقش تعدیل گر دینداری بود. روش: تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی است؛ از نظر شیوه گردآوری داده ها، میدانی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای بوده و نحوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 114 نفر از حسابرسان شاغل در موسسات حسابرسی در سال 1401 می باشد. در بخش میدانی از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جهت سنجش رفتار اخلاقی از پرسشنامه 15 سوالی لوزیر (15 سوالی) و جهت سنجش دینداری از پرسشنامه 26 سوالی گلاک و استارک (2005) و در نهایت جهت سنجش برابری اخلاقی، از پرسشنامه 18 سوالی بیرگر (2012) استفاده شد. یافته ها: نتایج فرضیه اول پژوهش نشان داد برابری اخلاقی بر رفتار اخلاقی حسابرس در سطح اطمینان بالایی، نقش معناداری دارد. این موضوع نشان دهنده توجه به شخصیت و ویژگی های شخصیتی حسابرسان است که منجربه بروز برابری اخلاقی بر رفتار اخلاقی در آنان می شود. نتایج فرضیه دوم نشان داد که برابری اخلاقی بر دینداری در سطح اطمینان بالا نقش معناداری دارد. نتایج فرضیه سوم نشان داد که دینداری بر ارتباط بین برابری اخلاقی و رفتار اخلاقی حسابرس در سطح اطمینان بالایی نقش معناداری دارد. با افزایش سطح دینداری و پایبندی بیشتر حسابرسان به آموزه های دینی، میزان تقلب ها در گزارشگری مالی کاهش می یابد. نتیجه گیری: مدیریت با پررنگ تر کردن و ارج نهادن به برابری اخلاقی و رفتار اخلاقی در کار، می تواند فضایی مناسب را برای حسابرسان به وجود آورد، تا آنها با در نظر گرفتن برابری اخلاقی و رفتار اخلاقی خود، گزارشگری و انجام فعالیت ها را به گونه ای مناسب انجام دهند. دین از طرق متعددى مى تواند به انجام عمل اخلاقى کمک کند. یکى از دیدگاه هایى که درباره رابطه دین و اخلاق در عمل مطرح است، این است که دین زندگى اخلاقى را آموزش مى دهد. در نهایت با افزایش سطح دینداری، عمل به اصول اخلاقی درست و حرفه ای بیشتر می شود و دو متغیر دینداری و اخلاق با یکدیگر رابطه مثبت و معناداری دارند. حسابرسان دیندار، تقلب کمتری را مرتکب نمی شوند، بلکه آنهایی تقلب کمتر انجام می دهند که این دینداری منجربه بالا بردن سطح اصول اخلاق حرفه ای در آنها شده باشد. حسابرسان با اخلاق بیشتر تقلب کمتری را مرتکب می شوند. به بیان دیگر، حسابرسان دینداری که اخلاق در آنها رشد نکرده است، تقلب بیشتری انجام می دهند.
مدل سازی خطاهای سوگیری بر تصمیم گیری مالی مدیران یک نگرش چند سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
45 - 66
حوزههای تخصصی:
مالی رفتاری یک حوزه نسبتاً جدید؛ اما به سرعت در حال تحول است که توضیح هایی را درباره یک تصمیم گیری اقتصادی توسط روان شناسی شناختی، تئوری اقتصادی و مالی مرسوم ارائه می دهد. مالی رفتاری تأثیر روان شناسی را بر رفتار متخصصان مالی و تأثیرهای بعدی آن بر بازارهای مالی را جستجو می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر مدل سازی خطاهای سوگیری تصمیم گیری مالی مدیران با نگرشی چند سطحی است.این پژوهش در قلمرو پژوهش های کاربردی می باشد و در دو جامعه مورد بررسی قرار گرفته است . جامعه اول متخصصان و خبرگان حوزه حسابرسی، حسابداری و مدیران ارشد شرکت های بورسی و جامعه دوم حسابرسان و مدیران شرکت های بورسی، است.برای دستیابی به اهداف پژوهش تعداد 75 خطای سوگیری وارد مدل دلفی فازی گردید و مهم ترین خطاهای سوگیری شناسایی شد. در ادامه 5 گروه متغیر شامل، تأثیر متغیرهای کلان، خرد، هوش مدیریتی؛ شخصیتی و خطاهای سوگیری بر تصمیم گیری در سطوح مختلف (بالا؛ پایین و متوسط) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد؛ تمامی گروه ها در شدت و سطح معناداری متفاوتی؛ بر سطوح مختلف تصمیم گیری مدیران تأثیر دارند و تأثیر خطا ها بر تصمیم گیری در سطح پایین معنادارتر و قوی تر است؛ از طرفی بر اساس نتایج افزایش سطح تجربه کاری، رفتاری u شکل بر تصمیم گیری مدیران دارد. تأثیر درک متورم نیز بر سطوح تصمیم گیری معنادار ارزیابی شد. متغیر هوش مدیریتی، شاخص های کلان اقتصادی و تیبپ شخصیتی نیز بر سطوح مختلف تصمیم گیری تأثیر معناداری داشتند.
ماتریسِ پسایندهای ارزش ِ ناشی از خردمندیِ دانشِ مالی مدیرانِ شرکت های بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
145 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارزیابیِ ماتریسِ پسایندهای ارزش ِ ناشی از خردمندیِ دانشِ مالی مدیرانِ شرکت های بازار سرمایه می باشد.
روش: این پژوهش از نظر هدف اکتشافی و از نظر نتیجه در دسته پژوهش های توسعه ای و از نظر نوع داده جزء پژوهش های آمیخته است. در بخش کیفی، این پژوهش با استفاده از رویکردِ گلیزر (۱۹۹۲) در تحلیل نظری داده بنیاد، اقدام به ارائه مدلی با ابعادِ پسایندیِ ارزش های ناشی از خردمندیِ دانشِ مالی مدیران از طریق مصاحبه با ۱۵ نفر از خبرگان پژوهش نمود. سپس در بخش کمی با مشارکتِ ۱۸ نفر از مدیران سطوح مختلفِ ۵۰ شرکت برتر بازار سرمایه، ابتدا از طریقِ چک لیست های امتیازی و تحلیلِ آنتروپی شنون اقدام به تعیین تاثیرگذارترین مولفه ی اصلی شناسایی شده در بخش کیفی شد. سپس از طریق تحلیل ماتریس متقابل میک مک تلاش شد تا تاثیرگذارترین مضمونِ مولفه ی اصلی انتخاب شده در مرحله تحلیل آنتروپی شنون مشخص شوند. همچنین باید بیان گردد، بازه زمانی پژوهش ۱۳۹۹-۱۴۰۰ بود و نرم افزار مورد استفاده، متلب بود.
یافته ها: نتایج نشان داد، پسایندِ ارزش های بازار محور به عنوان اثربخش ترین مولفه ی خردمندیِ دانشِ مالی مدیرانِ شرکت های بازار سرمایه می باشد. همچنین مشخص گردید، کسب سهم بیشتر در بازار به دلیل تقویت اعتماد اجتماعی، مهمترین مضمونِ پسایندِ ارزش های بازار محور تعیین گردید.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش گویایی این واقعیت است که مدیران دارایِ خردمندی دانش تخصصی در حوزه مالی، بهتر قادر به ارزیابی وضعیت بازار و سناریوهای احتمالی تغییر بازار هستند و تلاش می نمایند تا با رصد نمودن این تغییرات براساس شناخت مالی خود، بهترین و اثربخش ترین تصمیم ها را اتخاذ کنند. نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی تصمیم های مدیران موثر باشد.