فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
45 - 54
حوزههای تخصصی:
بازار سرمایه کشور به عنوان یکی از کلیدی ترین بخش های اقتصادی، نقش مهمی در سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی دارد. همچنین، بررسی و تحلیل مالیه رفتاری سرمایه گذاران و بازار سرمایه کشور یکی از مباحث نو پای رشته مدیریت مالی محسوب می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین الگوی رفتاری بازار سرمایه کشور است. روش پژوهش کیفی و از طریق روش مصاحبه با 18 نفر از خبرگان حرفه و دانشگاه شامل حسابدارن، مدیران مالی و اساتید دانشگاه در سال 1402 صورت گرفته است. با توجه به نتایج پژوهش، پنج مؤلفه رفتار اقتصادی، مؤلفه رفتار گروهی، مؤلفه رفتاری اجتماعی، مؤلفه رفتاری شناختی و مؤلفه رفتاری انتقادی طبق نظر خبرگان استخراج گردید. همچنین، 23 شاخص احصا گردید. بر اساس نتایج آزمون فریدمن، مؤلفه رفتار اقتصادی در رتبه اول، مؤلفه رفتار گروهی در رتبه دوم، مؤلفه رفتاری اجتماعی در رتبه سوم، مؤلفه رفتاری شناختی در رتبه چهارم و مؤلفه رفتاری انتقادی در رتبه پنجم قرار گرفت. مؤلفه ها و شاخص های رفتاری بازار سرمایه کشور در این پژوهش تبیین گردید، با توجه به اینکه رفتار بازار سرمایه تأثیرهای گسترده ای بر اقتصاد کل کشور دارد، شناخت دقیق از مؤلفه ها و شاخص های آن برای تحلیل، پیش بینی رفتار بازار و اقتصاد کشور ضروری است.
تأثیر اعتبارات دولتی قانون استفاده متوازن از امکانات بر نابرابری درآمد در استان های ایران
حوزههای تخصصی:
کاهش نابرابری بین مناطق و دهک های درآمدی از مباحث مهم در ادبیات اقتصاد منطقه ای می باشد که طی دهه های اخیر عوامل مؤثر بر آن مورد مطالعات در کشورهای مختلف قرارگرفته است و نقش سیاست های دولتی در کاهش نابرابری بین دهک های درآمدی مطرح شده است. در سال 1393 با تصویب قانون استفاده متوازن از امکانات کشور، گام هایی در جهت ایجاد تعادل و توازن منطقه ای در کشور برداشته شده است. در این مقاله تأثیر اعتبارات دولتی قانون اعتبارات متوازن بر نابرابری درامد در استان های مختلف ایران با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته در 31 استان طی 7 سال و 217 مشاهده موردبررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد به ازای یک درصد افزایش در اعتبارات متوازن نابرابری درآمدی به اندازه 0.013 درصد در استان ها کاهش می یابد. اثربخشی بهره وری نیروی کاربر کاهش نابرابری نیز محسوس می باشد به نحوی که به ازای یک درصد افزایش در بهره وری نیروی کار نابرابری درآمدی به اندازه 0.04 درصد در استان ها کاهش می یابد. برمبنای نظریه منحنی کوزنتس افزایش تولید ناخالص داخلی در مرحله اول باعث افزایش نابرابری و در مرحله بعدی با افزایش تولید ناخالص داخلی در استان ها برابری افزایش می یابد. سیاست های تورمی در استان های ایران باعث تشدید نابرابری در استان های می شود بنابراین سیاست گذاران منطقه ای جهت کاهش نابرابری در استان های کشور می بایست انضباط مالی و پولی جهت کنترل تورم به همراه افزایش اعتبارات قانون استفاده متوازن را در دستور کار خود قرار دهند.
اندازه گیری عملکرد شرکت ها در شرایط درماندگی مالی و عدم درماندگی مالی با تأکید بر رابطه بازده سهام و جریان های نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
59 - 78
حوزههای تخصصی:
توانایی شرکت در ایجاد جریان وجوه نقد، در ارزش سهام و بازده آن منعکس می شود، لذا پیش بینی جریان وجوه نقد شرکت ها به سرمایه گذاران کمک می نماید تا بازده سهام آن را پیش بینی نمایند. هدف پژوهش، ارائه الگویی جهت ارزیابی عملکرد شرکت ها باتوجه به رابطه جریان های نقدی با بازده سهام در شرایط درماندگی و عدم درماندگی مالی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که ۱۹۷ شرکت در دوره زمانی ۱۴۰۰-۱۳۹۱ به عنوان نمونه انتخاب و برای انجام تحلیل های آماری از روش رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. یافته های آماری نشان می دهد که متغیر مستقل وجه نقد اثر مستقیمی بر متغیر وابسته بازده سهام در شرکت های درمانده ندارد، ولی در شرکت های غیر درمانده معنادار می باشد. درشرکت های درمانده متغیرهای مستقل (جریان های نقد: عملیاتی، آزاد، حقوق صاحبان سهام و سرمایه ای) و کنترلی (اندازه شرکت، اهرم مالی، کیوتو بین) با بازده سهام رابطه معنادار ندارد. ولی در شرکت های غیر درمانده بازده سهام رابطه معنادار و معکوس با جریان نقد آزاد و رابطه معناداری با سایر متغیرهای مستقل ندارد. پس از طریق رابطه بازده سهام و جریان نقد آزاد می توانیم به ارزیابی شرکت ها در شرایط عدم درماندگی مالی بپردازیم. علاوه بر این، برای تشخیص شرکت های درمانده و سالم از مدل کردستانی و تاتلی که مدل های استخراج شده از آن، بهترین متغیرهای توضیحی در روش تحلیل ممیزی و لوجیت، در سطح دقت ۹۳ % بوده که در ایران کاربرد بیشتری دارد، بهره برده شده است که حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین وجه نقد و بازده سهام در شرکت های درمانده می باشد.
ارزیابی عملکرد کارکنان با رویکرد کارت امتیازی متوازن (BSC) پس از اجرای سامانه ی درخواست وجه الکترونیکی (مطالعه موردی : اداره کل خزانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
167-204
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارزیابی عملکرد کارکنان اداره کل خزانه کشور پس از اجرای سامانه ی درخواست وجه الکترونیکی با رویکرد کارت امتیازی متوازن (BSC) در اداره کل خزانه می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی بوده که به لحاظ ماهیت، کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق کارشناسان، حسابرسان و مدیران اداره کل خزانه مستقر در وزارت اقتصاد و دارایی و مجریان، متخصصان پیاده سازی سامانه ی درخواست وجه الکترونیکی را تشکیل می دهند. 53 نفر از کارکنان با استفاده از روش تمام شماری به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور تعیین روایی پرسشنامه ها، از روایی محتوایی استفاده شده است و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 883/0 بدست آمد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عملکرد کارکنان اداره ی کل خزانه برای پرداخت دستگاه های اجرایی ملی کشور پس از اجرای سامانه ی درخواست وجه الکترونیکی از منظر کارت امتیازی متوازن (BSC) در حد مطلوب است. مهم ترین معیار در ارزیابی عملکرد کارکنان اداره کل خزانه کشور به ترتیب توانمندسازی با میانگین رتبه ی (25/3) بالاترین رتبه، فرهنگ و ارزش با میانگین رتبه ی (20/3)، کیفیت دوره آموزشی با میانگین رتبه ی (97/2)، رضایت از حرفه گری با میانگین رتبه ی (84/2) و رضایت از محیط کار با میانگین رتبه ی( 75/2) می باشند.
بررسی تأثیر پاسخگویی بر اخلاق حرفه ای مدیران بخش عمومی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: اخلاق حرفه ای و پاسخگویی به عنوان دو عامل اساسی در عملکرد مدیران بخش عمومی، اهمیت بسیاری دارند. اخلاق حرفه ای به عنوان یک استاندارد اصلی در رفتار و تصمیم گیری مدیران، نقش حیاتی در ایجاد اعتماد عمومی و ارتقای کیفیت خدمات عمومی دارد. در این راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی مؤلفه ها و شاخص های تأثیرگذار پاسخگویی بر اخلاق حرفه ای مدیران بخش عمومی کشور است. روش: پژوهش حاضر به صورت آمیخته (کیفی و کمّی) انجام شده و جامعه آماری به صورت هدفمند (گزینشی) به تعداد 15 نفر از خبرگان حرفه شامل حسابداران بخش عمومی، مدیران مالی و اعضای هیئت علمی دانشگاه انتخاب شدند. در مرحله اول، در مصاحبه با خبرگان و اشباع نظری به روش نظریه داده بنیاد، مؤلفه ها و شاخص های تأثیرگذار پاسخگویی بر اخلاق حرفه ای مدیران بخش عمومی استخراج گردید. در مرحله دوم که به صورت کمّی انجام شد، جهت رتبه بندی مولفه ها و بررسی تاثیر مؤلفه ها و شاخص های تأثیرگذار پاسخگویی بر اخلاق حرفه ای مدیران بخش عمومی، پرسشنامه ای با 34 سوال در اختیار خبرگان قرار گرفت. یافته ها: با توجه به نتایج پژوهش، پنج مؤلفه ارتقای مسئولیت پذیری، افزایش اعتماد عمومی، افزایش شفافیت، تعهد به اصول اخلاقی و مؤلفه تقویت روابط عمومی استخراج گردید. همچنین، 29 شاخص احصاء شد. براساس نتایج آزمون فریدمن، ارتقای مسئولیت پذیری در رتبه اول، مؤلفه افزایش اعتماد عمومی در رتبه دوم، افزایش شفافیت در رتبه سوم، مؤلفه تعهد به اصول اخلاقی در رتبه چهارم و مؤلفه تقویت روابط عمومی در رتبه پنجم قرار گرفتند. نتیجه گیری: سیاست ها و رویکردهای پاسخگویی در سازمان های عمومی می توانند به تقویت اخلاق حرفه ای مدیران در بخش عمومی کمک کنند. همچنین، ارتباط منسجم بین پاسخگویی سازمانی و اخلاق حرفه ای می تواند بهبود عملکرد و رفتار مدیران را تسهیل کند.
مدل سازی ساختاری تفسیری عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی بخشی قیمت سهام به شرکت ها امکان را می دهد تا از آخرین تحولات و رویدادهای مربوط به بازار سرمایه مطلع و به این ترتیب، بتوانند تصمیمات هوشمندانه ای در مورد سرمایه گذاری اتخاذ کنند. بنابراین شناسایی عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام حائز اهمیت است. هدف از انجام پژوهش.شناسایی عوامل موثر بر آگاهی بخشی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری از طریق پیشینه پژوهش و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با روش تحلیل محتوای کیفی بر پایه تکنیک اشباع نظری با 17 نفر از اساتید و مدیران مالی انجام گرفت. ضمن تایید روایی بخش کیفی با استفاده از شاخص کاپای کوهن, کدگذاری مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA منجر به شناسایی 41 عامل موثر شد که پس از مراجعه به خبرگان و رسم نمودار پارتو، 34 عامل به عنوان مهم ترین عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام تعیین شدند. به منظور سطح بندی و مدلسازی ساختاری تفسیری عوامل شناسایی شده از نظرات 41 نفر از مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس با روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس و به کمک پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد. روایی پرسشنامه با بهره گیری از روایی محتوا و پایایی آن با استفاده از روش آزمون پس آزمون تایید شد.مدلسازی ساختاری تفسیری عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام منجر به تشکیل سیزده سطح شد که عوامل اقتصادی و سیاست های کلان پولی مالی اثرگذارترین و شفافیت اطلاعات مالی، نامه مدیریتی حسابرسان و نوع اظهارنظر حسابرس اثرپذیرترین عوامل بودند.
تأثیر تعدیلی سویه های رفتاری سرمایه گذاران بر رابطه نزدیک بینی مدیر و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۶)
25 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر نزدیک بینی مدیریتی بر مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) و همچنین تاثیر تعدیل کنندگی سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران (رفتار احساسی سرمایه گذار، نزدیک بینی سرمایه گذاران و رفتار گله داری) بر رابطه نزدیک بینی مدیریتی بر مسئولیت اجتماعی شرکتی است. از آنجا که تعهدات اجتماعی، معمولاً مزایای بلندمدتی دارد؛ نزدیک بینی مدیریتی ممکن است بر عملکرد اجتماعی شرکت تأثیر بگذارد. علاوه بر این، از آنجا که تصمیمات مدیریت تحت تأثیر رفتار سرمایه گذار است، انتظار می رود سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران بر رابطه بین نزدیک بینی مدیریتی و مسئولیت اجتماعی شرکتی تأثیر بگذارد. فرضیه های پژوهش برای نمونه ای متشکل از143 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای1391 تا1400 آزمون شدند. نتایج نشان می دهد که نزدیک بینی مدیریتی تأثیر منفی بر امتیاز مسئولیت اجتماعی شرکتی دارد و تورش های رفتاری سرمایه گذاران شامل رفتار احساسی، نزدیک بینی بازار و رفتار گله داری این رابطه منفی را تقویت می کند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت مدیران نزدیک بین، برای راضی نگه داشتن سهامداران و حفظ وجهه شرکت در بازار، بر بهبود عملکرد کوتا ه مدت، سودآوری و قیمت جاری سهام تاکید دارند و بنابراین، تمایل کمتری به مشارکت در مسئولیت های اجتماعی دارد؛ زیرا این مشارکت در کوتاه مدت هزینه هایی به شرکت تحمیل می کند؛ ولی منافع آن در عملکرد بلندمدت شرکت نمایان می شود. همچنین، اگر سهامداران شرکت، احساسی، توده وار و نزدیک بین باشند، امتناع مدیران نزدیک بین از مشارکت در مسئولیت های اجتماعی بیشتر می شود.
تأثیر ایجاد و توسعه کنترل ها بر عملکرد حسابداران، نقش تعدیلی تکراری بودن کارها و تمایل حسابداران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
48 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر ایجاد و توسعه کنترل ها بر عملکرد حسابداران، نقش تعدیلی تکراری بودن کارها و تمایل حسابداران می باشد.
روش: این پژوهش با توجه به ملاک هدف از نوع کاربردی، با توجه به ملاک ماهیت و نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی می باشد. همچنین این پژوهش براساس استراتژی، پیمایشی، بر اساس افق زمانی، مقطعی، می باشد. همچنین از نظر محیط انجام پژوهش، میدانی می باشد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس میزان دخالت پژوهشگر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری حسابداران شاغل در حرفه حسابداری و مدیران مالی در شهر یزد به تعداد نامحدود و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوهن 180 نفر می باشد که در این پژوهش تعداد 233 پرسشنامه بطور کامل جمع آوری شد. روش نمونه گیری این پژوهش، از نوع غیراحتمالی در دسترس می باشد. در بازه زمانی فروردین تا شهریور ماه سال 1402 داده های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. داده های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس نسخه 03 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که ایجاد کنترل، توسعه کنترل و تکراری بودن کارها با عملکرد حسابداران رابطه دارند. بااین وجود، تمایل حسابداران با عملکرد حسابداران رابطه ندارد. علاوه براین، تکراری بودن کارها و تمایل حسابداران بر رابطه بین ایجاد کنترل و توسعه کنترل با عملکرد حسابداران اثرگذار نیستند.
آنالیز اثر عدم قطعیت محیطی و پویایی بر سیستم ارزیابی عملکرد (PMS) با استفاده از تحلیل چند گروهی، شواهدی از صنعت پتروشیمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
398 - 442
حوزههای تخصصی:
ضرورت به کارگیری نظام جامع ارزیابی عملکرد در تصمیم گیری مدیران به دلایلی چون فقدان جامعیت نظام سنتی ارزیابی و تمرکز بیش از حد آن بر عملکرد کوتاه مدت بر کسی پوشیده نیست. از منظر آکادمیک و در پاسخ به ضرورت درک شده، نحوه کارکرد سیستم ارزیابی عملکرد (PMS)، اثر سطوح پیچیدگی آن بر مزایای آن و اثر متغیرهای زمینه ای همچون عدم قطعیت محیطی و پویایی بر سازوکار مذکور، موردتوجه و واکاوی قرار می گیرد. در همین راستا در مقاله حاضر، دو کارکرد از PMS (کارکرد تعاملی و تشخیصی)، در 46 شرکت فعال در صنعت پتروشیمی طی سال 1401 مورد ارزیابی قرار می گیرد و نتایج با استفاده از معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی و تحلیل چند گروهی (MGA ) آنالیز می گردد. یافته ها بیانگر رابطه مثبت معنادار کارکرد تعاملی و عدم وجود رابطه معنادار کارکرد تشخیصی PMS با مزایای آن است. همچنین سطوح پیچیدگی PMS، عدم قطعیت محیطی و پویایی بر رابطه بین کارکرد تعاملی و تشخیصی PMS با مزایای آن، اثر معناداری ندارد. این در حالی است که رابطه بین کارکرد تشخیصی و سطح پیچیدگی در حالت عدم قطعیت محیطی متصور بالا (پویایی بالا)، قوی تر از حالت عدم قطعیت محیطی متصور پایین (پویایی پایین) است. بعلاوه، رابطه بین مزایای PMS و عملکرد سازمانی در حالت پویایی پایین قوی تر از حالت پویایی بالا است؛ نتایج حاصل از تحلیل حساسیت مدل بیانگر پایداری نتایج بر اساس برآوردهای مختلف است.
سنجش و اولویت بندی ابعاد و مولفه های مدل حسابرسی دیوان محاسبات کشور در فرایند تسهیلات اعطایی به شرکت های دانش بنیان با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
1 - 46
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تدوین مدل مفهومی عوامل موثربر نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکار پرداخته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریهپردازی داده بنیاد میباشد برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش استراوس و کوربین و مدل پارادایمیانجام گرفته است. نمونهگیری به روش نظری و با بهره مندی از تکنیکهای هدفمند (قضاوتی) و گلوله برفی (زنجیره ای) صورت پذیرفته که بر مبنای آن 15 مصاحبه با حسابرسان شرکتهای حسابرسی به عمل آمد. نتایج تحلیل دادههای به دست آمده از مصاحبهها طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار Maxqda2018 به ایجاد مدل تدوین مدل مفهومی عوامل موثربر نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکاربر مبنای نظریهپردازی داده بنیاد شامل 6 بعد و طی این فرآیند تعداد 110 کدباز، 26 مفهوم و 12 مقوله استخراج گردید. مدیران و دستاندرکاران امر زمینهسازی را برای کاربردی کردن این الگو فراهم نمایند. همچنین محققان آتی میتوانند دامنه آزمون مدل عوامل موثربر نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکاررا در دیگر سازمانها گسترش دهند.
تحلیل کاربرد و پذیرش ارز دیجیتال در بازارهای مالی ایران (با تمرکز بر بازار بورس)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، ارزهای دیجیتال به عنوان یکی از پدیده های نوظهور در بازارهای مالی، تحولات قابل توجهی را در نحوه انجام معاملات و سرمایه گذاری ها ایجاد کرده اند. این مقاله به بررسی کاربرد و پذیرش ارز دیجیتال در بازارهای مالی ایران با تمرکز بر بازار بورس ایران می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی تأثیر عوامل مختلف از جمله آگاهی، نگرش، ریسک ها و مزایای ادراک شده بر تمایل به استفاده از ارزهای دیجیتال در بازار بورس است.برای جمع آوری داده ها، از روش پرسشنامه ای استفاده شد و اطلاعات از میان سرمایه گذاران و فعالان بازار بورس ایران گردآوری گردید. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و تحلیلی، از جمله آزمون همبستگی و رگرسیون چندمتغیره، انجام شد. نتایج نشان می دهد که آگاهی و نگرش مثبت نسبت به ارزهای دیجیتال تأثیر قابل توجهی بر پذیرش این ارزها دارند، در حالی که نگرانی ها از ریسک های امنیتی و نوسانات قیمت می تواند مانعی در پذیرش آن ها ایجاد کند.این مقاله با ارائه مدل مفهومی و تحلیل آماری، تلاش می کند تا دیدگاهی جامع نسبت به کاربرد و پذیرش ارزهای دیجیتال در بازار بورس ایران ارائه دهد و پیشنهادهایی برای سیاست گذاران و فعالان بازار ارائه می کند.
تاثیر هوش مصنوعی بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و با روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری را کارشناسان فناوری شعب بانک ملی در تهران تشکیل می دهند که برابر 55 نفر می باشند. به علت محدود بودن جامعه آماری، کل جامعه آماری به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد یعنی کلیه جامعه به عنوان حجم نمونه (نمونه در دسترس) انتخاب شده است. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید تائید شده و پایایی ابزار نیز از طریق اندازه گیری آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش های آماری توصیفی و روش های آماری استنباطی انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فرایندهای استخراج الگوها، انتخاب الگوها، تنظیم الگوها و نیز سازگاری الگوها بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی تاثیر مثبت و معنی داری داشته است. از بین فرایندهای موثر بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی، انتخاب الگوها بیشترین تاثیر و سازگاری الگوها کمترین تاثیر را داشته است.
تاثیر هوش مصنوعی بر اعتبار سنجی مشتریان در صنعت بانکداری
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت اعطای اعتبار در نظام بانکی، استفاده از عوامل مؤثر بر اعتبارسنجی جهت تصمیم گیری در اعتباردهی، بسیار مهم است. با توجه به این مهم، تحقیق حاضر به بررسی اعتبارسنجی مشتریان با تکیه بر هوش مصنوعی پرداخته است. مبحث مدیریت ریسک، یکی از موضوعاتی است که همواره در صنعت بانکداری باید مورد توجه سیاستگذاران اعتباری قرار گیرد. حال در بین ریسک های مختلفی که بانک ها با آن روبه رو هستند، ریسک اعتباری از مهم ترین آن ها محسوب می شود که در واقع از ضرر و زیان ناشی از ناتوانی یا تمایل نداشتن مشتری به انجام تعهدات خویش در برابر بانک ناشی می گردد که به منظور کنترل این ریسک، رتبه بندی اعتباری مشتریان، ضرورتی انکارناپذیر به حساب می آید از طرف دیگر، استفاده از هوش مصنوعی جایگاه خاصی را در صنایع مختلف به خود اختصاص داده که در این میان صنعت بانکی میتواند بهره مندی مناسبی را در ارزیابی و اعتبارسنجی مشتریان تسهیلات بانکی داشته باشد، پژوهش حاظر از نظرگردآوری داده ها از نوع توصیفی – پیمایشی بوده و از نوع هدف کاربردی می باشد.
تاثیر کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین بدهی های تجاری و چسبندگی هزینه ها
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۸ (جلد ۲)
219 - 232
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین بدهی های تجاری و چسبندگی هزینه ها در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران می پردازد. هدف اصلی این مطالعه تحلیل چگونگی تأثیر بدهی های تجاری بر چسبندگی هزینه ها با توجه به کیفیت گزارشگری مالی است. در این راستا، دو فرضیه اصلی مطرح شد: فرضیه اول تأکید داشت بر اینکه کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری بر رابطه بین بدهی های تجاری و چسبندگی هزینه ها دارد، و فرضیه دوم بیان می کند که بدهی های تجاری به طور مستقیم با چسبندگی هزینه ها ارتباط دارند.برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون پنل دیتا با استفاده از نرم افزار EViews و داده های 6 ساله (1386-1402) برای شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران استفاده شد. قبل از تحلیل رگرسیون، آزمون های آمار توصیفی، آزمون چاو آزمون هاسمن ، آزمون نرمال بودن و آزمون دوربین-واتسون انجام شد.نتایج آزمون ها نشان داد که مدل اثر ثابت برای تحلیل داده ها مناسب است و کیفیت گزارشگری مالی به طور معناداری رابطه بین بدهی های تجاری و چسبندگی هزینه ها را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین، نتایج نشان داد که بدهی های تجاری به طور مستقیم با چسبندگی هزینه ها ارتباط دارند. این نتایج با مطالعات پیشین همخوانی دارند و اهمیت گزارشگری مالی شفاف و مؤثر در کاهش چسبندگی هزینه ها و بهبود مدیریت بدهی ها را تأکید می کنند.
ارائه الگوی بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد و ارزیابی تاثیر آن بر پاسخگویی عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
131 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد و ارزیابی تاثیر آن بر پاسخگویی عملکرد است. با توجه به این که پژوهش حاضر ارائه دهنده مدل جدید میباشد به همین دلیل این پژوهش از نوع تحقیقات اکتشافی بوده و با عنایت به استفاده از روشهای کیفی و کمی به صورت توأمان این پژوهش در زمره پژوهشهای ترکیبی قرار میگیرد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی شامل 18 نفر از مدیران ارشد بانک شهر بوده و در بخش کمی نیز از بین 395 نفر از مدیران بانک شهر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و فرمول کوکران 195 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در پژوهش حاضر از مصاحبه و پرسشنامه استاندارد پاسخگویی عملکرد با 9 گویه و بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد با 17 گویه بهره گیری شده است و برای بررسی هدف پژوهش آمار استنباطی و آزمونهای معادلات ساختاری به کار گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که عوامل موثر بر بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد شامل آموزش کارکنان، ایجاد مرکز هزینه، بانک مرکزی، تدوین استراتژیهای بلندمدت، ترجیح منافع جمعی سازمان، توانایی مدیریت، ثبات شغلی مدیران، ثبت صحیح اسناد، سیاستهای کلان اقتصادی دولت، سیستم حسابداری بهای تمام شده، شاخص ارزیابی عملکرد، طبقه بندی فعالیت ها، عوامل انسانی، عوامل فنی و فرایندی، عوامل محیطی میباشند. همچنین نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد تاثیر معناداری بر پاسخگویی عملکرد ندارد.
تأثیر هوش مصنوعی بر بهبود اثربخشی سیستم های اطلاعات حسابداری (مورد مطالعه: شهرداری های استان تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش مصنوعی در بهبود اثربخشی سیستم های اطلاعات حسابداری (مورد مطالعه: شهرداری های استان تهران) است. روش تحقیق این پژوهش از نوع کمی بوده و داده ها با استفاده از رویکرد میدانی، از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین پایایی پرسشنامه طبق آزمون آلفا کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته و معتبر شناخته شد. پرسشنامه در شهرداری های مناطق ۲۲ گانه استان تهران در سال ۱۴۰۳ توزیع شده و ۲۵۰ پرسش نامه معتبر دریافت شد. همچنین داده ها با استفاده از نرم افزار۲۶ SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون و آمار استنباطی استفاده شد. یافته ها نشان داد که هوش مصنوعی با بهبود دقت و سرعت پردازش داده ها، کارایی سیستم های اطلاعات حسابداری را به طور معنی داری افزایش می دهد و با اتوماسیون وظایف تکراری، تمرکز بر اهداف استراتژیک را تسهیل می کند. این فناوری همچنین با کاهش معنی دار خطاهای انسانی، داده های صحیح و دقیقی را به موقع در اختیار حسابرسان قرار می دهد.
مروری بر رویکردهای تجربی سنجش قابلیت مقایسه صورت های مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر موضوع قابلیت مقایسه صورت های مالی همواره در تحقیقات تجربی حسابداری مالی مورد توجه پژوهشگران بوده است. ادبیات اخیر، به ویژه در پی پژوهش تأثیرگذار دی فرانکو و همکاران (2011)، بر استفاده از خروجی فرآیند گزارشگری مالی برای اندازه گیری قابلیت مقایسه حسابداری متمرکز شده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل چهارجوب نظری و شیوه سنجش معیارهای قابلیت مقایسه صورت های مالی مبتنی بر خروجی گزارشگری مالی است. در این مطالعه ضمن ارائه طبقه بندی رویکردهای سنجش قابلیت مقایسه صورت های مالی، سه الگوی سنجش قابلیت مقایسه صورت های مالی شامل الگوی دی فرانکو و همکاران (2011) بر اساس ارتباط بین خروجی های حسابداری و بازده سهام، الگوی ییپ و یانگ (2012) بر اساس شباهت و عدم شباهت گزارش های مالی و الگوی بابایی و همکاران (1399) بر اساس تئوری ارزش گذاری نسبی به طور دقیق بررسی و نکات مهم روش شناختی هر کدام بحث شده است. این پژوهش می تواند در انتخاب روش مناسب سنجش قابلیت مقایسه صورت های مالی برای پژوهشگران این حوزه مفید باشد.
بررسی رابطه تغییر مدیریت با ریسک اعتباری و عملکرد شرکت در شرکت های مشمول اصل 44 قبل و بعد از واگذاری بین سالهای 1394 تا 1400(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رفتار فرصت طلبانه ریسک اعتباری و همچنین عملکرد شرکت ها، با تغییر نهادی یک کشور مانند ایجاد فرایند خصوصی سازی و همچنین جابجایی مدیران در راس هیئت مدیره به شدت به چالش کشیده می شود. مدیرعامل جدید می تواند فعالیت های شرکت را به شیوه ای معنی دار تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت سود را نیز افزایش دهد. بااین حال، مدیرعامل جدید نیز عدم قطعیت قابل توجهی برای شرکت به ارمغان می آورد که می تواند بر ریسک اعتباری آن مؤثر باشد. در این تحقیق به بررسی مقایسه ای رابطه تغییر مدیریت شرکت با ریسک اعتباری و عملکرد شرکت در شرکت های مشمول اصل 44 قبل و بعد از واگذاری پرداخته شد. برای انجام این تحقیق نمونه شامل سه گروه از شرکت هایی است که به روش واگذاری از طریق بورس و فرابورس، مذاکره و مزایده واگذار شده اند. داده های این پژوهش در بازه زمانی 1394 تا سال 1400 گردآوری و مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد بین تغییر مدیریت شرکت با ریسک اعتباری در شرکت هایی که از طریق بورس و فرابورس، مذاکره و مزایده واگذار شده اند رابطه ای معکوس و معنی دار وجود دارد و بین تغییر مدیریت شرکت با بازدهی دارایی ها، بازدهی حقوق صاحبان سهام و ارزش ویژه شرکت رابطه ای معکوس و معنی دار وجود دارد.
تأثیر حجم معاملات اختیار سهام بر قیمت بازاری سهام در یک بازار سرمایه اسلامی: مطالعه موردی صنعت خودرو ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
431 - 462
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف قراردادهای اختیار معامله به طور سنتی به عنوان ابزاری برای پوشش ریسک و کاهش نوسانات قیمت در بازار مالی شناخته می شوند؛ اما شواهد نشان می دهد که معامله این ابزارها خود می تواند بر قیمت دارایی پایه اثر بگذارد. هدف این پژوهش، بررسی اثر حجم معاملات اختیار سهام بر قیمت سهام شرکت های خودروساز فعال در بورس اوراق بهادار تهران است. 2. مواد و روش ها جامعه آماری پژوهش شامل شرکت های خودروساز پذیرفته شده در بورس تهران است که علاوه بر سهام، اختیار معامله سهام آن ها نیز مورد دادوستد قرار می گیرد. روش تحلیلی پژوهش مدل خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی پانلی (Panel ARDL) است که متناسب با ماهیت و ویژگی های داده ها انتخاب شده است. 3. یافته های تحقیق نتایج نشان می دهد افزایش حجم معاملات در بازار مشتقه با رشد قیمت سهام در بازار نقدی همراه است. این موضوع بیانگر حساسیت و اثرپذیری مثبت بازار سهام از بازار مشتقه است و نشان می دهد حجم معاملات اختیار می تواند به عنوان یک سیگنال برای پیش بینی رفتار قیمت سهام عمل کند. سرمایه گذاران با مشاهده این سیگنال نسبت به رشد قیمت ها خوش بین تر می شوند. 4. بحث و نتیجه گیری یافته های پژوهش اهمیت توجه به ارتباط بازار مشتقه و بازار سهام را نشان می دهد. با توجه به عمق محدود بازار مشتقه در ایران و اثرگذاری آن بر بازار سهام، توصیه می شود نظارت و سیاست گذاری در این حوزه تقویت گردد تا ضمن مدیریت ریسک، از نوسانات غیرمنطقی و دست کاری احتمالی جلوگیری شود. این نتایج می تواند برای سیاست گذاران و فعالان بازار سرمایه در تدوین مقررات و راهبردهای سرمایه گذاری کاربردی باشد.
تاثیرات اقتصادی معامله گری در بازار فارکس و ارزهای دیجیتال بر کنترل تحریم ها
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۸ (جلد ۲)
292 - 314
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیرات اقتصادی فعالیت های معامله گری در بازارهای مالی نوین، شامل فارکس و ارزهای دیجیتال، بر کنترل و مدیریت تحریم های اقتصادی می پردازد. تحریم ها به عنوان ابزاری برای محدود کردن دسترسی کشورها به منابع مالی جهانی، چالش های جدی برای اقتصاد کشورهای تحت تحریم ایجاد کرده اند. در این شرایط، بازارهای غیرمتمرکز مانند فارکس و ارزهای دیجیتال به عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات تحریم ها و بهبود وضعیت اقتصادی مطرح شده اند. این تحقیق با استفاده از داده های جمع آوری شده از 200 نفر شامل فعالان بازارهای مالی، دانشجویان و اساتید دانشگاه، به تحلیل نقش این بازارها در کنترل تحریم ها پرداخته است. نتایج نشان می دهد که بیش از 70 درصد از پاسخ دهندگان معتقدند که فعالیت در بازارهای مالی نوین می تواند به کاهش اثرات تحریم ها و افزایش جریان سرمایه کمک کند. همچنین، 75 درصد از شرکت کنندگان بر این باورند که این بازارها نسبت به روش های سنتی مانند صادرات نفت، امکان دسترسی سریع تر و آسان تری به منابع مالی فراهم می کنند. از جمله چالش های اصلی شناسایی شده در این تحقیق، نوسانات شدید بازار، فقدان چارچوب های قانونی مشخص و عدم دسترسی به اطلاعات کافی است. با این حال، یافته ها نشان می دهند که آموزش های تخصصی در حوزه معامله گری می تواند به بهبود توانمندی های افراد در استفاده از این بازارها کمک کند. 85 درصد از پاسخ دهندگان بر این باورند که ایجاد رشته های دانشگاهی مرتبط با معامله گری و آموزش های نوین، می تواند به تربیت نیروی انسانی متخصص و افزایش مشارکت اقتصادی منجر شود.