زبان پژوهی

زبان پژوهی

زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز 1399 شماره 36

مقالات

۱.

ادغام متقارن در نحو زبان فارسی براساس شواهدی از جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی

تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۲۰۵
رابطه عدمِ تقارنِ میانِ سازه های جمله، بخش آوایی زبان را قادر می سازد که بر پایه «اصل تناظر خطی»، اجزای جمله به ترتیب تلفظ شوند. در جمله هایی که توسط نظام محاسباتی زبان ایجاد شده اند، ساختارهای گوناگونی وجود دارند. همچنین تحلیل های گوناگونی درباره این ساختارها- مانند جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، ارائه شده اند. این دو مسئله، احتمال وجود رابطه عدمِ تقارن بین سازه های این جمله ها را تقویت کرده است. در این پژوهش، ویژگی ها و روابط نحوی میانِ سازه های جمله های هم پایه پرسش واژه ایِ دارایِ حرکتِ موازی، بر پایه شواهد نظریِ ادغامِ متقارن بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد که یک گروه اسمی، گروه بیشینه متمم نما، گروه بیشینه زمان و گروه بیشینه فعلی کوچک بین دو هم پایه مشترک هستند. این نتیجه گیری، بر پایه شواهدی- مانند هم زمان بودنِ حرکتِ گروه اسمی از هر دو هم پایه- یکسان بودنِ نظام ِحالتِ گروه اسمی مشترکِ میانِ دو هم پایه و عدم امکان استفاده از موضوع های مختلف یک محمول در هم پایه ها به دست می آید. پذیرفتن اشتراک این سازه ها در جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، سبب ارائه تحلیلی ساده و باصرفه در پیوند با این جمله ها می شود.
۲.

از تکواژ تا واژه : رویکرد تطبیقی نام مشاغل در زبان فارسی و فرانسه

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهشِ حاضر در حوزه ساخت واژه به انجام رسیده است؛ علمی که به بررسیِ ساختارِ درونیِ واژه ها پرداخته و بر شناختِ تکواژها، معنایِ آن ها و دامنه فراوانی شان متمرکز است. برای بررسی و تحلیل، تکواژهای /–گر/، /-بان/، /-دار/ و /-چی/ را که در زبان فارسی، برای ساختِ نام شغل های پربسامد به کار می روند، را برگزیده ایم. به این منظور، واژه های مشتق با این ساختار را در حوزه نام شغل ها، در زبان فارسی و فرانسه گردآوری کرده ایم تا به بررسی و تحلیل ساختار آن ها بپردازیم. در این راستا، پژوهش خود را با نگاهی اجمالی به فرایند اشتقاق آغاز کرده ایم. سپس، چند تعریف بنیادین در علم ساخت واژه آورده شد تا به روشن تر کردن یافته های پژوهش کمک کند. با بهره گیری از مفاهیم موردِ اشاره، این فرایند پربسامد در زمینه تولید نام شغل ها را به صورت تطبیقی در دو زبان بررسی کرده ایم. پس از آن، به وجوه اشتراک و افتراق این جزء معنادارِ واژه، در موارد اشاره شده در دو زبان پی برده ایم. یافته های این پژوهش تطبیقی نشان داد که هر چهار تکواژِ بررسی شده در چهارچوب این مقاله، هر یک چند معادل در زبان فرانسه دارند. این امر نمایانگر گستردگی و پُرباری علم ساخت واژه در زبان فرانسه است.
۳.

بازنمایی کنشگران اجتماعی گفتمان توافق هسته ای ایران بر اساس الگوی ون لیوون در دو روزنامه "الریاض" عربستان و "تشرین" سوریه

تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۶
تحلیل گفتمان انتقادی با وارد کردن مفاهیم قدرت و ایدئولوژی، به واکاوی روابط نابرابر قدرت و رمزگشایی ایدئولوژی های پنهان شده در متن ها می پردازد. در این پژوهش، مقاله های دو روزنامه «ریاض» عربستان و «تشرین» سوریه با محوریتِ توافقِ هسته ای ایران (برجام)، بر پایه الگوی اجتماعی- معنایی ون لیوون (Van Leeuwen, 2008)، تحلیل شده است. هدف از این بررسی آن بود که چگونگی بازنمایی کنشگران اجتماعی بررسی شود تا از این طریق، نخست ایدئولوژی های صاحبان این دو روزنامه نسبت به این مسأله نشان داده شود. پس از آن، قطب های خودی و دیگری در این مقاله ها و صفت های مربوط به هر یک از آن ها مشخص گردد. تفاوت یافته های به دست آمده، نمایانگر آن است که بازنمایی کنشگران اجتماعی در این متن ها با ارجاع های مختلف و متناسب با برجسته سازی و حاشیه رانی ویژگی های مثبت خودی و منفی دیگری، به کار رفته است. مقاله های روزنامه ریاض، بیشتر به هویت های دیگری یعنی ایران و توافق هسته ای (برجام) پرداخته و تمام ابزار را در جهت بازنمایی منفی آن ها به کار برده اند. این در حالی است که مقاله های روزنامه تشرین به همان اندازه که ایران را به عنوان قطب خودی، مثبت و فعال به نمایش گذاشته، هویت های دیگری مانند اسرائیل و عربستان را نیز به صورت منفی و فعال بازنمایی کرده اند. به نظر می رسد، مقاله های هر دو روزنامه، به یک اندازه از ارجاع ها بهره برده اند. همچنین، ارجاع طبقه بندی (ارزش دهی) بیشترین ارجاعی است که مقاله های هر دو روزنامه برای بازنمایی منفی دیگری و مثبت خودی استفاده کرده اند.
۴.

بررسی آگاهی فراگیران ایرانی زبان انگلیسی نسبت به مفهوم شهروندی دیجیتال و به کارگیری آن: پژوهش قوم نگارانه در فضای اینترنت

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۳
سرعت فزاینده پیشرفتِ فناوری و به کارگیریِ روزافزونِ خدمات و ابزار اینترنتی در برنامه های آموزشی، شبکه های اجتماعی، خدمات شهری و مانند آن ها، آشنایی با روش های درستِ به کار گیری فناوری را به نیازی بنیادین تبدیل نموده است. در این میان، آگاهی از مفهومِ فرانوینِ شهروندی دیجیتال، برای همه کاربران فضاهای مجازی، به ویژه فراگیران زبان های خارجی که در مواجهه با بیناکنشِ سایبری با گویشوران سایر زبان ها هستند، بسیار ضروری به نظر می رسد. شهروندی دیجیتال، به معنای بنیادهای رفتاری مناسب و مسئولانه در به کارگیری فناوری است که با مفاهیمی چون دغدغه های اخلاقی، بهره گیری کارآمد از فناوری و آموزش های مرتبط با آن سر و کار دارد. از این جهت، شهروندی دیجیتال از بایسته های آموزش فناورانه به شمار می آید، اما هنوز مورد توجه و پژوهشِ بسنده قرار نگرفته است. در این راستا، پژوهش حاضر برای بررسی میزانِ آگاهیِ فراگیرانِ زبان انگلیسی ایرانی، از بنیادهای شهروندی دیجیتال و به کارگیری آن با روش قوم نگاری اینترنتی (نتنوگرافی) انجام شده است. به این منظور، سه گروه دانش آموزی که در پیام رسان اجتماعی تلگرام به وسیله فراگیران زبان انگلیسی برای هدف های آموزشی ایجاد شده اند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای گرد آوری داده از دو روش مشاهده گروه های تلگرامی همراه با عضویت یکی از پژوهشگران در گروه ها و مصاحبه با اعضای گروه بهره گرفته شد. به طور کلی، هفتصد صفحه نمایش از داده ها در یک سال گردآوری شد و ده نفر از فراگیران مورد مصاحبه قرار گرفتند. بر پایه رویکرد نظریه زمینه و با کمک روش تحلیل کیفی داده، داده های به دست آمده از مشاهدات گروه های تلگرامی و مصاحبه ها در چندین مرحله شماره گذاری و موضوع بندی شدند. سپس، الگوهای به دست آمده در قالب موضوع های اصلی و فرعی گوناگون گروه بندی گردیدند. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها نمایانگر آن بود که زبان آموزان ایرانی، با وجود بهره گیری بسیار از شبکه های اجتماعی، از هنجارهای شهروندی دیجیتال آگاهی چندانی ندارند. آن ها در به کارگیری درستِ امکانات مجازی دچار اشتباه و رفتار ناپسند می شوند. یافته های پژوهش، توجه سرپرستانِ آموزشِ زبان انگلیسی را به بایستگیِ آموزش اصول و هنجارهای شهروندی دیجیتال به فراگیران زبان انگلیسی کشاند تا فضای مجازی هوشیارانه به کارگرفته شوند و از پیامدهای ناپسند و ناگواری های محیط های مجازی، در امان باشند.
۵.

بررسی روند استفاده از روش های تحقیق در رشته زبانشناسی کاربردی در مقالات تحقیقاتی چاپ شده بین سال های 1986 تا 2015

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش حاضر، بر آن است تا روندهای استفاده از روش های پژوهش در مقاله های زبان شناسی کاربردی را در سه دهه اخیر (1986 تا 2015) مورد بررسی قرار دهد. به این منظور، 7525 مقاله مستخرج از 10 مجله رشته زبان شناسی کاربردی گردآوری شدند. این مقاله ها، به وسیله نگارندگان و چهار دانشجوی دکتریِ آموزشِ زبان انگلیسیِ دانشگاه های ایران، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده نشان داد که پژوهش های تجربی با فراوانی 6263 (%23. 83)، بیشتر از پژوهش های غیرِ تجربی با فراوانی 1262 (%16.77)، مورد استفاده قرار گرفتند. همچنین، یافته ها نشان داد که مابین سال های 1986 تا 1995، پژوهش های غیرتجربی با 73% .40، سهم قابلِ توجهی را به خود اختصاص داده بودند. هر چند، این روند در دهه های بعدی کاهش چشمگیری داشت. در بین سال های 1996 تا 2005، پژوهش های کمّی بیشترین درصد استفاده را در میان پژوهشگران داشتند (%23 .64). این در حالی است که در دهه اخیر (2006-2015) مطالعات کیفی با %75 .41، روند افزایشی داشتند. به نظر می رسد رشدِ پژوهش های کیفی که از میانه دهه 90 شروع شده بود، در سال های اخیر به بالاترین میزان خود رسیده است. پژوهشگران و آموزش دهندگان حوزه زبان شناسی کاربردی باید نسبت به این تغییر رویه ها آگاه باشند. آن ها باید پیش از بهره گیری از روش های مورد اشاره، به مفاهیم پایه ای روش ها، نقاط ضعف و قوت آن ها به همراه محبوبیتشان در بین صاحب نظران رشته، توجه کنند.
۶.

بررسی کارآمدی الگوی برمن در ارزیابی ترجمه قرآن؛ مورد مطالعه گرایش منطقی سازی

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
ترجمه قرآن، به عنوان حساس ترین متنِ مقدس، نیاز به ارزیابیِ دقیق دارد. ارزیابیِ نظام مند، باید بر پایه نظریه ها و الگوهای علمی انجام پذیرد. نظریه پردازانِ ترجمه، الگوهای مختلفی برای ارزیابی ترجمه ارائه داده اند. در این میان، الگویِ ارزیابیِ ترجمه آنتوان برمن (Berman, 2010) که بر حفظِ اصالتِ متنِ مبدأ و پرهیز از ایجاد تغییر در ترجمه تأکید دارد، برای ارزیابی ترجمه مبدأمدارِ رضایی اصفهانی (Rezaee Isfahani, 2005) از قرآن کریم انتخاب شده است. برمن (Berman, 2010) با بیان سیزده گرایش ریخت شکنانه در ترجمه، به تحلیل منفی ترجمه های قوم مدار می پردازد. وی تأکید می کند که این الگو باید با تحلیل مثبت به وسیله مترجم های دیگر کامل شود. مقاله حاضر، با هدف بررسی میزان کارآمدی الگوی برمن (Berman, 2010) در ارزیابی ترجمه قرآن، گرایش منطقی سازی را در ترجمه رضایی اصفهانی (Rezaee Isfahani, 2005) مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش، نشان می دهد که منطقی سازی در ترجمه گاه اجباری و گاه اختیاری است. منطقی سازی اختیاری، در تحلیل منفی و پرهیز از آن در تحلیل مثبت جای می گیرد. هر چند، منطقی سازی اجباری باید به عنوان تبصره ای در به کارگیری الگوی برمن (Berman, 2010) در ارزیابی ترجمه قرآن در نظر گرفته شود. عاملِ منطقی سازی اجباری را در ترجمه قرآن کریم می توان در ناخوش ساخت شدن ترجمه فارسی، تفاوت در چگونگی نشان داری سازه های دو زبان و خدمت واژه به معنا در زبان قرآن جستجو کرد.
۷.

تأثیر جراحی کاشت حلزون زودهنگام بر مشخصه های آکوستیک واکه های تولیدی کودکان ناشنوای کاشت حلزون شده فارسی زبان

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۸۹
فراگوییِ درستِ واکه ها، از عواملِ مهم ارتباطِ کلامی موفق است و مشخصات موجِ صوتی، به بهترین وجه نحوه فراگویی را نشان می دهد. این بررسی، به تأثیر زمانِ جراحیِ کاشتِ حلزون، بر نخستین و دومین سازه واکه های فارسی و فضای واکه ای در تولید کودکان ناشنوای کاشت حلزون (کودکان کاشت) می پردازد. سازه اول و دومِ واکه های فارسی، در تولید کودکانِ کاشتِ پیش و پس از سه سالگی و گروه کنترلِ شنوای هم سن، استخراج گشته و با هم مقایسه شدند. برای مقایسه گروه ها، از آزمون کراسکال-والیس با سطح معنا داری 05/0 استفاده شد. تفاوت معنا داری میانِ گروه ها در سازه اول و دوم واکه ها، به استثنای هر دو سازه /a/ و سازه دوم /i/ و /e/ دیده شد. بر پایه آزمون های تعقیبی من ویتنی، کودکان شنوا و کاشت پیش از سه سال، تفاوت معناداری در سازه اول/i/ ، /e/ و /u/ و سازه اول و دوم /o/ و /ɑ/ داشتند. کودکان شنوا و کاشت پس از سه سال تفاوت معناداری در هشت مورد اولیه نشان دادند. کودکان کاشت پیش و پس از سه سال نیز در سازه اول /i/ و /e/ و دوم /u/ و /o/ تفاوت آماری معنا داری داشتند. فراوانیِ سازه اول کودکان کاشت بیشتر از شنوایان بود؛ به این معنا که آن ها واکه ها را افتاده تر تولید کردند که احتمال دارد به دلیل آموزش با دهان باز مربیان برای مشاهده پذیری جایگاه تولید باشد. هر چند فراوانی سازه دوم آن ها تأییدکننده تأثیر مطلوب جراحی زودهنگام بر شناسایی محل تولید واکه بود. زیرا اگرچه همه کودکان کاشت واکه های پسین را جلوتر از محل طبیعی تولید کردند، اما این ویژگی در کودکان کاشت پس از سه سالگی آشکارتر بود.
۸.

تحلیل و اژه سازی زبان فارسی بر اساس نظریه صرف ساخت بنیاد: شواهدی از کلمات مرکب

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقاله حاضر بر آن است تا دلایل و شواهدی، در پیوند با تحلیلِ فرآیندهای واژه سازی در زبان فارسی بر پایه صرفِ ساخت بنیاد (Booij, 2010b) ارائه دهد. در ابتدا، مفاهیمِ ساخت، واژگانِ سلسله مراتبی و الگوی واژه سازی معرفی خواهند شد. بر اساس این رویکرد، به جای قواعد واژه سازی از الگوهای واژه سازی استفاده می شود. سپس، نشان داده می شود که ویژگی های کلی برخی واژه های مرکب- از جمله واژه های مرکب برون مرکز، شاهدی برای تحلیل این گونه واژه ها، به عنوان ساخت و الگوهای واژه سازی هستند. شاهد بعدی، مربوط به زایایی درونه گیری شده و رخ داد همزمان دو یا بیشتر از دو الگوی واژ ه سازی است. در هر دو مورد زایایی یک فرایند واژه سازی وابسته به درونه گیری آن در یک فرایند دیگر است. در این موارد، واژه ها با بهره گیری از تلفیق الگوهای واژ ه سازی تولید می شوند. یافته ها نشان می دهد رویکرد ساخت بنیاد در تحلیل فرایندهای واژه سازی زبان فارسی کارآمد بوده است. این شواهد، می تواند از تحلیل فرایندهای واژه سازی در زبان فارسی بر پایه صرف ساخت بنیاد پشتیبانی کند.
۹.

رده شناسی ساخت شرطی در زبان فارسی نو

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
طبقه بندیِ انواعِ ساختِ شرطی در زبان های گوناگون از جنبه معنایی، نحوی، صوری، رده شناختی و موارد مشابه انجام گرفته است. در این مقاله، به بررسی انواع ساختِ شرطی در زبان فارسی نو، بر اساس رده شناسی دکلرک و رید (Declerck & Reed, 2001) پرداختیم. بر پایه این رده شناسی معنایی، جهانِ ممکنِ بندِ شرط، به دو دسته حقیقی و نظری گروه بندی می شود. جهانِ ممکنِ نظری، می تواند خنثی یا غیرخنثی باشد و غیرخنثی، به چهار گونه بسته، باز، غیرِ قطعی و ضدِ حقیقی دسته بندی می شود. در این پژوهش، جمله های شرطی برگرفته از 110 کتاب، از قرن های چهارم تا چهاردهم هجری قمری مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیلِ جمله هایِ شرطی زبان فارسیِ نو نشان داد که کاربرد ساخت شرطی در قرن های متقدم نسبت به قرن های متأخر بسیار بیشتر بوده است. همچنین، جمله های شرطی این زبان، مشتمل بر گونه های حقیقی، خنثی، بسته، باز، غیرِ قطعی و ضدِ حقیقی هستند و جمله های شرطی از نوع باز، بالاترین فراوانی رخ داد را دارند. بنابراین، ساخت شرطیِ زبان فارسیِ نو با رده شناسی موردِ اشاره همخوانی دارد. بالاتر بودن فراوانی رخ داد جهانِ ممکن دوباره از آن جا ناشی می شود که در این جهانِ ممکن، موقعیتی فرضی که احتمال وقوع دارد، در نظر گرفته می شود و قطعیتی درباره وقوع آن وجود ندارد. این تعبیر با کارکرد ساخت شرطی بیشترین همخوانی را دارد.  
۱۰.

سیر تحول خوشه همخوان آغازین /xw/ در فارسی، کردی سورانی، هورامی، و کردی کلهری: تحلیلی در نظریه بهینگی

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر در تلاش است تا با نگاهی رده شناختی، سیرِ تحول خوشه همخوانی آغازین /xw/ را در چهار گونه زبانی فارسی، کردی سورانی، هورامی و کردی کلهری مورد بررسی قرار دهد. نظریه ای که در بررسیِ داده های زبانی پژوهش به کار گرفته شد، نظریه بهینگی موازی (McCarthy, 2008) است. برای گرد آوری داده ها، از منابع کتابخانه ای بهره گرفته شد. بررسی میدانی با مصاحبه از 10 گویشور انجام شد که هریک، از این چهار گونه زبانی استفاده می کردند. در این پژوهش، تغییرات مرتبط با سیر دگرگونی خوشه همخوانی آغازین/xw/ بر پایه چهار محدودیت *Complex Syllable، Max round، Max initial، و Uniformity مورد بررسی قرار گرفت. سپس، رتبه بندی این محدودیت ها در هر یک از زبان ها به دست آمد. پس از انجام تحلیل ها، مشخص شد که به جز کردی سورانی، این گونه های زبانی تمایلی به داشتن هجای پیچیده ندارند و برای جلوگیری از تشکیل چنین هجایی از راهکار ادغام و حذف بهره می برند. با وجودِ راهکار هر یک از چهارگونه های زبانی، آن چه در این گونه ها دچار تغییر نمی شود، وجودِ مشخصه گردی است.
۱۱.

فرایند تکرار در آثار نمایشی ساروت، پویایی زبان کلامی یا ایستایی آن؟

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۸۶
ناتالی ساروت، از پیشگامان رمان نو در فرانسه است. وجه تمایز اصلی وی با دیگر نویسندگان، در نگاه تازه ای است که به مبحث زبان و مشکلات آن دارد. تکرار را می توان نمونه ای از بروز جریاناتِ تروپیسمی ساروتی در زبان بیرونی دانست. تروپیسم، در حقیقت همان واکنش یا تحریکات ایجاد شده در اثر حضور دیگری است. این حضور، دنیای درونِ شخصیت های ساروت را دچار دگرگونی کرده و تأثیر آن در رفتار و گفتارشان نمود می یابد. به بیان دیگر، خود را در حضور دیگری یافتن، به معنایِ درکِ لزومِ ارتباط و خودابرازی (سخن گفتن و برقراری ارتباط) است. این در حالی است که در دنیای ساروت خودابرازی مساوی با محدود کردنِ  معنا و احساس است. به محض سخن گفتن، زبان قراردادی یا بیرونی شکل می گیرد، اما زبانِ نامحدود درونی که مکانِ احساسات ناب و غیرقابل بیان ها است، خدشه دار می شود. چرا که نمی تواند کامل و بی نقص به مرحله تولید زبان برسد. از این رو، زبان نزد ساروت بیش از آنکه انتقال دهنده معنا باشد، بازتاب کننده و برانگیزنده احساس است. هر چند، مشاهده و تفکیکِ قطعی زبانِ برانگیخته شده و ملتهب از احساس امری غیرممکن است، اما نشانه هایی از این ناآرامی در قالب های کلامی قابل رویت و قابل ارزیابی چون تکرار تجلی می یابد. مطالعه این فرایندِ زبانی، از این رو اهمیت دارد که در متن ساروتی بارها استفاده شده و بخش مهمی از نقشِ تشدیدِ ارتباط کلامی (ارتباطی که در قالب گفتار شکل می گیرد) را بر عهده دارد. در آثار داستانی ساروت، زبان متزلزلِ راوی از مهم ترین ابزارها و مکان های جلوه تروپیسم به شمار می آید. این در حالی است که در آثار نمایشی، روایتِ حذف شده با دیداسکالی های کوتاه و گزیده جایگزین شده است. این مسأله بر اهمیت و قدرت گفتار شخصیت ها یا مکالمه می افزاید. این مقاله، در تلاش است با نگرشی جدید به بررسی اجمالیِ مسأله زبان در آثار نمایشیِ این نویسنده « سرهیچ و پوچ ، او آن جاست ، زیباست ، ایسما ، دروغ ، سکوت » بپردازد. همچنین پژوهش حاضر بر آن است نقش تکرار به عنوان فرایندی کلامی در پویایی یا ایستاییِ متن و چگونگی تجلیِ تروپیسم ساروتی یا احساس در کلام را تبیین کند.
۱۲.

فرایند درهم شدگی در دگرگونی واجی ستاک های گذشته با پایانه «- شت»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۶۴
در بسیاری از زبان های ایرانی- از جمله فارسی- ستاکِ گذشته، در ریشه برخی فعل ها که پس از یک واکه، مختوم به /r/ هستند، در حالتی به /-št/ ختم می شود که /r/ از ساختمان آن ها حذف می گردد. با توجه به اینکه پایه بنیادین ستاک گذ شته ساز، تکواژ /t-/ است که طی فرایندهای واژ-واجی، به صورت تکواژگونه های مختلفی نمود می یابد، نگارنده بر آن شد تا روند ساختار این تکواژ ویژه را، که در پژوهش های پیشین نادیده گرفته شده و یا به درستی تبیین نشده بود، بررسی و تحلیل نماید. هدف نگارنده تحلیل و تبیین روند ساختار این تکواژ ویژه روی پایه بنیادین ستاک گذ شته ساز، تکواژ /t-/ است که در پژوهش های پیشین  نادیده گرفته شده یا به درستی تبیین نشده بود. فرض پژوهش از این قرار است که در خوشه همخوانی نخستی که /rst / بوده، فرایند درهم شدگی [r] واکرفته در [s] صورت گرفته و به پدیدآیی صدای واج شده / š / انجامیده است. با بهره گیری از الگوی آواشناختی-محور در دگرگونی واجی شامل برنامه ریزی حرکتی در تولید گفتار، آیرودینامیک گفتار، ساز و کار حرکت بخش های دستگاه گفتاری و ادراک گفتار و به ویژه آواشناسی تعاملی، هر دو رویکرد درزمانی و هم زمانی مورد نیاز، چه برای تحلیل و چه برای استخراج شواهد به کار گرفته شده است. داده های پژوهش، همه ستاک های گذشته دارای این موضوعیت در زبان فارسی بوده اند. شواهد نظری و تجربی، هم در داده ها و هم در دیگر نمونه های تاریخی یا به روز، تأییدکننده درستی فرضیه در پیدایی واج /š/ در ستاک گذشته فعل و حذف /r/ از پایه آن به سبب درهم شدگی /rs/ بودند. یکی دیگر از یافته های پژوهش، این است که تکواژگونه زیرساختی این دسته از ستاک ها می بایست /st/ بوده باشد. پیشنهاد می شود این یافته در پژوهش های آینده، به صورت آزمایشگاهی نیز بررسی شود. 
۱۳.

گواه نمایی در اقناع بازپرس

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
گواه نمایی، ابزاری زبانی است که در معنای نخستین اش، برای مشخص سازی و رمزگذاریِ منبعِ اطلاع و عملکردِ گوینده یا نویسنده در درست جلوه دادنِ سخن، به کار برده می شود. پس از آن گواه نمایی، در معنای ثانویه اش و به صورت ضمنی، می تواند قطعیت خبر را نشان دهد. به بیانی، زمانی که گواه نمای دیداری به کار گرفته شود فرد، رویداد یا خبری را از نزدیک مشاهده می کند. سپس فرد به فراخور آن اطلاع بخشی ، قاطعیت بیشتری در پیوند با بیان آن رویداد به دست می آورد. تاکنون متن های بسیاری بر پایه قاطعیت کلامی مورد بررسی قرار گرفته اند که از این جنبه می توان آن ها را به گروه های جداگانه ای دسته بندی نمود. زبان شناسی حقوقی- به عنوان دانشی نو و بینارشته ای، می تواند روند رسیدگی به پرونده های قضایی را سرعت بخشیده و به درکِ قاضی و بازپرس در امر قضاوت کمک کند. از این رو، کاربرد و اهمیت ساخت ه ای گواه نما در زبان شناسی حقوقی، هنگامی روشن می شود که متهم در تلاش است تا با قسم خوردن، شرح جزء به جزء رخداد و موارد مشابه خود را از اتهام به جرمی مبرا سازد. همچنین متهم می خواهد صدقِ گفتارش را با گواه نمایی نشان دهد و قاضی یا بازپرس را متقاعد نماید. پژوهش حاضر، با هدفِ تأثیرِ کاربرد گفتمانی گواه نمایی در اقناعِ قاضی یا بازپرس، به تحلیل اظهاراتِ دو فرد متهم به قتل (یک آقا و یک خانم) در دو پرونده کیفری، بر پایه زبان شناسی حقوقی و ابزارهای زبانی انجام شده است. یافته ها نشان داد که متهم ها از ساخت ه ای گواه نما همچون ساخت زمان گذشته ساده بهره می برند. متهم ها همچنین از ساخت ه ای گزارشی، افعال گواه نما مانند دیدن ، به عنوان یک فعل حسی و واژه های گواه نما -که متهمین در کلام خود برای افزایش تأثیر پذیری و اعتباربخشی به سخن خود و متقاعدسازی بازپرس استفاده می کنند. این متهم ها سعی دارند با این ابزارهای زبانی، بازپرس را متقاعد کرده و اتهام وارد شده را انکار نمایند.
۱۴.

ماهیت دوگانه در مفهوم سازی استعاری عشق در زبان فارسی: رویکردی شناختی

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر، به بررسیِ ماهیتِ دوگانه در مفهوم سازیِ استعاریِ عشق، در دو حوزه عواطف و روابط انسانی در زبان فارسی با رویکردی شناختی- و با بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی- می پردازد. به این منظور، 15 رمان فارسی از پایگاه دادگان زبان فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انتخاب شدند. در انتخاب کلیدواژه های مرتبط با مفهوم عشق، به جستجو در پیکره پایگاه فارس نتِ آزمایشگاهِ پردازشِ زبانِ طبیعیِ دانشگاه شهید بهشتی و فرهنگِ طیفی ِزبان فارسی پرداخته شد. پس از استخراج واژه های مرتبط با عشق، سه واژه پربسامدترِ عشق ، محبت و علاقه به عنوان کلیدواژه برای جستجو در پیکره انتخاب شدند. در نهایت، 63 حوزه مبدأ برای مفهوم سازی استعاری عشق به دست آمد. برای مقایسه این حوزه های مبدأ با حوزه های مبدأ روابط انسانی، کلیدواژه ازدواج ، به عنوان یک رابطه انسانی پیش نمونه، در کل پیکره پایگاه دادگان زبان فارسی جستجو شد. پس از بررسی پاره گفته های استعاری، 26 حوزه مبدأ برای مفهوم سازی استعاری ازدواج به دست آمد. مقایسه حوزه های مبدأ عشق و ازدواج نشان داد که سه حوزه ویژه روابط انسانی یعنی پیوند ، جنگ و قرارداد ، بخشی از حوزه های مبدأ مشترک میان مفهوم عشق و ازدواج هستند. این موضوع، ماهیت دوگانه عشق را در زبان فارسی تأیید می کند. سپس، این حوزه ها با حوزه های مبدأ عواطفِ بنیادینِ خشم در اثر زورورز و همکاران (Zoorvarz et al., 2014) و شادی در اثر صراحی و عموزاده (Sorahi, & Amouzadeh, 2014) مقایسه شدند. یافته ها نشان داد که این سه حوزه در میان حوزه های مبدأ آن عواطف قرار ندارند و احتمالاً ماهیت دوگانه در بین عواطف، ویژه عشق است.
۱۵.

مطالعه راهبردهای حفظی، یادافزا و متنی و بررسی اثرات این راهبردها بر یادگیری واژگان زبان آموزان سطح پیشرفته ایرانی

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۷
راهبردهای یادگیریِ واژگان می توانند روندِ فراگیریِ زبان را تسهیل نمایند. پژوهشِ حاضر بر آن است تا به بررسی سه نوع رایجِ راهبردهای یادگیری واژگان- مشتمل بر حفظی، یاد افزا و یادگیری واژه در متن و جمله - بپردازد که به وسیله زبان آموزان سطح پیشرفته ایرانی انجام شده است. روش پژوهش، شبه تجربی است که دربرگیرنده سه گروه آزمایشی و یک گروهِ گواه است. هشتاد زبان آموزِ دخترِ ایرانی در سطح پیشرفته (20 نفر در هر گروه)، در این پژوهش شرکت کردند که بر اساسِ آزمونِ تعیینِ سطح سریع، ارزیابی شدند. حدودِ صد و پنجاه واژه از کتابِ «واژه های ضروری بارونز برای تافل» برای آموزش دهی برگزیده شدند. این واژه ها در سه روش گوناگون به صورتِ حفظی، یادافزا و یادگیری واژه با متن و جمله، به وسیله پژوهشگران در پنجاه جلسه به یادگیرندگان، آموزش داده شد. همچنین دو پس آزمونِ آنی و تأخیری از یادگیرندگان انجام شد. یافته ها با نرم افزار اس.پی.اس.اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این بررسی ثابت کرد که تفاوت معناداری میانِ گروه های آزمایشی و گروه گواه وجود دارد. یافته های پژوهش نشان داد که افرادی که با راهبرد یادافزا و با بهره گیری از کلیدواژه، آموزش داده شدند، بیشترین میانگین را در پس آزمون های آنی (با میانگین ۳/۳۹) و تأخیری (با میانگین ۳۹) داشتند و در مقایسه با گروه های دیگر عملکرد بهتری را از خود نشان دادند. این یافته ها می توانند در توسعه روش های مؤثر آموزش واژه برای آموزگاران زبان انگلیسی مفید باشند. همچنین، این پژوهش در تلاش بود به زبان آموزان کمک نماید تا راهبرد یادافزا را به عنوان یکی از روش هایِ یادگیری واژه مورد استفاده قرار دهند.
۱۶.

نقش دانش واژگان و دستور در مهارت خواندن در انگلیسی بعنوان زبان خارجی : بررسی دو مدل ساختاری-علّی از روابط

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
این پژوهش، به بررسی پیوندِ میانِ دانشِ واژگان و دستور زبان با مهارت خواندن در زبان انگلیسی - به عنوان زبان خارجی، می پردازد. به این منظور، 2961 زبان آموز ایرانی در آزمونِ پژوهش شرکت کردند. این افراد، همگی دانشجو یا دانش آموخته مقطع های تحصیلات تکمیلی بودند که خود را برای شرکت در آزمون های زبان انگلیسی- که برای ادامه تحصیل در دانشگاه های ایران به کار می آمدند- آماده می کردند. این آزمون، در بازه زمانی 5 ساله به اجرا در آمد و مشتمل بر صد پرسش بود. پرسش های پژوهش، شامل سه بخش واژگان، دستور و خواندن بودند که از جنبه محتوا شباهت بسیاری با آزمون های هدفِ آزمون دهندگان داشتند. داده های آزمون در مرحله نخست، با بهره گیری از ضریبِ همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که همه انواع پرسش ها در بخش های گوناگونِ این آزمون، با هم همبستگی معناداری داشتند. همچنین، دانشِ واژگان، در مقایسه با دانشِ دستور زبان پیش بینی کننده بهتری در پیوند با مهارتِ خواندن بود. سپس، برای بررسی ارتباطات علّی چندسویه متغیرها، داده های پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. به این منظور، دو مدل ساختاری، یکی در سطحِ متغیرهای اصلی و دیگری در سطحِ ریزمتغیرها، با توجه به پیشینه پژوهش و تحلیل اولیه داده ها در نظر گرفته شدند. ارزیابی این دو مدل نشان داد که هر دوی آن ها از برازش قابلِ قبولی برخوردارند و در بینِ ترتیبِ دانش واژگان و دستور در سطح های گوناگون، علت هایی در ارتباط با مهارت خواندن هستند. در این موضوع، دانش غیرِ بافت وابسته واژه و دستور، منجر به دانشِ بافت وابسته آن ها می شود که خود زیرساختی ضروری برای مهارت خواندن به شمار می آیند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۱