زبان پژوهی

زبان پژوهی

زبان پژوهی سال یازدهم تابستان 1398 شماره 31

مقالات

۱.

بررسی الگوی روایی زمان در نمایشنامه « عکس عروسی»

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
نمایشِ الگوهای روایی یک مجموعه، گامی مهم در بازنمایی شبکه ای از عناصر روایی و ساختارمند ذهن بشر است. روایت شناسی، روشی علمی است که در پی دست یابی به الگوهایی روایی است. این دانش توانسته است با وجود تفاوت های نگرشی و بینشیِ میان متن ها و آثار ادبی، دیدگاه تازه ای را در نقد ادبی و در پیوند با دستور زبان جهانی روایت بازنمایی کند. نمایشنامه، یکی از کهن ترین آثار ادبی بشر است که با کاربرد عناصر روایی - همانند داستان- گنجایش هایی ویژه ای در بهره گیری از مؤلفه های روایی دارد. در این پژوهش از روش تحلیلی- اسنادی بهره گرفته شده است تا ضمن بررسی مؤلفه های پست مدرن، نمایشنامه عکس عروسی نوشته چیستا یثربی (Yasrebi, 2004)، بر پایه نظریه روایی ژرار ژنت مورد واکاوی قرار گیرد. این پژوهش بر مؤلفه زمان تمرکز دارد که مشتمل بر نظم، تداوم و بسامد است. یافته های پژوهش نشان می دهد در نمایشنامه یادشده،گذشته نگری، آینده نگری، تداوم و بسامد به گونه ای برجسته سازی شده در خدمتِ اندیشه های عمیق روان شناسی نویسنده قرار گرفته اند. به گونه ای که زمانِ به ظاهر پریشان نمایشنامه در قالب حوادث متن، ارتباطی پیوستاری با سایر عناصر روایی دارد.  
۲.

بررسی و تحلیل قاعده افزایی در شعر عرار

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
فرایند قاعده افزایی، مشتمل است بر توازن در وسیع ترین مفهوم خود. این توازن، به وسیله «تکرار کلامی» به دست می آید. در این شگرد، قواعدی به قواعد زبان معیار افزوده می شود که سبب برجسته سازی در متن ادبی می شود. قاعده افزایی، منجر به ایجاد موسیقی در زبان شعر می گردد. بهره گیری از قاعده افزایی، نمایانگر تواناییِ شاعر در استفاده از گنجایش های زبانی است که برای ناآشناساختن و برجستگی زبان به کار گرفته می شود. از این رو، صورت گرایان روس، آن را عاملِ شکل گیری اثر ادبی دانسته اند. در این پژوهش، پس از بحث درباره قاعده افزایی، شگردهای آن در شعر مصطفی وهبی التل (Wahabi al-Tal, 1973) معروف به «عرار» بررسی می شود تا مشخص گردد که این شگرد ادبی تا چه اندازه توانسته است سبب برجسته سازی در شعر او شود. یکی از ویژگی های برجسته شعر وی، قاعده افزایی است.  بر اساس این ویژگی، شاعر با به کارگیری مطلوب توازن آوایی و واژگانی در پیوند با قاعده افزایی به عادت زدایی دست می زند تا سبب برجسته سازی و آهنگین تر شدن کلام خود شود. این پژوهش، با روش توصیفی– تحلیلی به واکاوی برجسته سازی و قاعده افزایی در سطح های آوایی و واژگانی می پردازد و در پی آن است تا زیبایی شعر عرار را برای مخاطب نمایان سازد.
۳.

بررسی و مقایسه دو گروه کودکان و بزرگسالان در بیان روایت از دیدگاه رویداد های حرکتی تالمی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
زبان از آن جهت قابلِ توجه است که فقط افراد محدودی، درکِ واقعی از دانش زبانِ خود دارند. این درحالی است که هر فرد، ممکنست زبان ویژه ای بداند و آن را به کار برد. برای آنکه به بخشی از این درک زبانی دست یابیم، به مقایسه شفاهی سازی روایت، مابین دو گروه کودک و بزرگسال زن پرداخته ایم. روایت، مشتمل بر توالی رویدادهایی است که ترتیب زمانی دارند. همچنین، رویداد حرکتی یا فعل، وضعیتی را شامل می شود که در آن حرکت و یا ایستایی رخ می دهد. برای بررسی رویدادهای حرکتی، 80 شرکت کننده در دو رده سنی کودک و بزرگسال انتخاب شدند. سپس شرکت کننده ها، فیلم بی کلام و جهانیِ گلابی (Chafe, 1980) را مشاهده کردند و آن را بازگو کردند. به دنبال آن داده ها ضبط و پیاده سازی شدند. این داده ها از دیدگاه رویدادهای حرکتی تالمی (Talmy, 2000) که مشتمل بر دو نوع حرکت انتقالی و حرکت خودشامل بودند، از جنبه آماری مقایسه و تحلیل شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، مابین دو گروه شرکت کننده، در بهره گیری از افعال حرکتی انتقالی تفاوت معناداری مشاهده نشد. این در حالی است که دو گروه مورد اشاره در استفاده از افعال حرکتی خودشامل تفاوت معناداری داشتند. علت اصلیِ شباهت کاربرد، فراوانیِ بالای افعال حرکتی انتقالی و مرکزی بودن این افعال در میانِ فعل های زبان فارسی است. از آن جا که افعال حرکتیِ خودشامل در مقایسه با افعال حرکتی انتقالی، بیشتر از جنبه کاربرد، در حاشیه قرار دارند و تنوع زبانی داشته اند، در نتیجه بین این دو گروه، تفاوت وجود دارد.
۴.

تحلیل نحوی حالت دهی کنائی در منتخبی از زبانهای ایرانی: رویکردی کمینه گرا

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
بررسی حاضر، به صورت بندی حالت دهیِ کنائی در زبان های تاتی، تالشی و وفسی بر پایه چارچوبی کمینه گرا می پردازد. انطباق در زبان های مورد اشاره دوگانه است. به این مفهوم که در بندهای لازم و بند متعدیِ زمانِ حال، فاعل در حالت مستقیم بوده و فعل با فاعل مطابقه می کند. این در حالی است که در بندهای متعدی زمان گذشته، فاعل در حالت غیرفاعلی بوده و فعل با فاعل مطابقه وندی ندارد. در عوض، واژه بست، وظیفه ارجاع به فاعل متعدی را بر عهده دارد. در این راستا، پس از معرفی دیدگاه های مطرح در پیوند با حالت دهی کنائی نشان خواهیم داد که این نوع حالت دهی در زبان های ایرانی نوعی حالت دهی ساختاری است و در قالب حالت دهی ذاتی، قابل صورت بندی نیست. در این راستا، مبانی نظری مارک بیکر (Baker, 2015) که با تکیه بر مفاهیم نحوی، نسخه جدیدی از نظام حالت دهی وابسته (Marantz, 1991) را ارائه می دهد، به کار گرفته شده است. این رویکرد، قادر است بر پایه نظریه فازها به نحو کمینه ای، حالت دهی کنائی در بندهای متعدی زمان گذشته را صورت بندی کند.
۵.

تحلیل نوایی ساخت اضافه در چهارچوب واج شناسی نوایی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۴
در این مقاله، الگوی نوایی عناصر حاضر در حوزهاضافه و کل ساخت اضافه در چهارچوب واج شناسی نوایی بررسی شده است. در این راستا، آزمایشی تولیدی که مشتمل بر سه جمله دارای ساخت اضافه بود، انجام شد و از دوازده گویشور فارسی زبان خواسته شد تا آن جمله ها را تولید کنند. صدای این گویشوران در محیطی آکوستیک ضبط شد و سپس مورد تحلیل قرار گرفت. باید توجه داشت که هر یک از عناصر [+N] موجود در ساخت اضافه، به همراه واکه اضافه متصل به آن، منجر به ایجاد نواخت گونه ای از گروه واجی یعنی گروه واژه بست می شود (Hekmati, 2016). بر این مبنا، این پرسش مطرح شد که کل ساخت اضافه در چه سطحی از سلسله سطوح نوایی قرار خواهد گرفت. باید توجه داشت که سطح نرخ فرکانس پایه تکیه آخرین گروه واجیِ ساخت اضافه، نسبت به نرخ فرکانس پایه تکیه کلیه گروه های واژه بست حاضر در ساخت مورد اشاره پائین تر بود. این امر سبب می شود تا در مواردی که دیرکرد قله هجا، سبب حرکتِ قله فرکانس پایه هجای تکیه بر به هجای بعد از آن گردد، کل ساخت اضافه به لحاظ نوایی به سطح گروه آهنگ انتقال یابد. چنین تحلیلی قادر به تبیین علت برجستگی شنیداری هر یک از عناصر حاضر در حوزه اضافه است. چرا که هر یک از گروه های واژه بست حاضر در حوزه اضافه تکیه دومین را جذب می کنند. بنابراین، آخرین واژه حاضر در این ساخت به عنوان گروه واجی جاذب تکیه نخستین (گروه آهنگ) به شمار می رود.
۶.

توزیع پرسش واژه در جملات پرسشی تک پرسش واژه ای در فارسی

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش، از روشی کیفی پیروی می کند تا توزیع پرسش واژه را در جمله های پرسشی تک پرسش واژه ای فارسی، در چارچوب رویکرد اشتقاقی و نحو فاقد مشخصه مورد بررسی قرار دهد. همچنین مقاله حاضر، در پی بررسی آن است که چرا در بعضی ساخت ها پرسشواژه ضرورتاً به صورت درجا ظاهر می گردد، در حالی که در برخی دیگر درجا بودن یا نبودن آن، کاملاً اختیاری است. در این پژوهش، زبان ها باتوجه به تنوع توزیع پرسش واژه، به دو دسته زبان های دارای پرسش واژه ثابت و پرسش واژه غیر ثابت تقسیم شدند که زبان فارسی در دسته دوم قرار دارد. سپس، با تکیه بر این تقسیم بندی و با بهره گیری از دامنه نمایی و بازادغام نشان دادیم که پرسش واژه در تمامی زبان ها به صورت اجباری در دو جایگاه ادغام می شود. آن گاه استدلال کردیم که تلفظ یکی از دو پرسش واژه ادغام شده حاصل تعاملی است که میان نظام های خوانشی و بیرونی ساز برقرار می شود. در همین راستا، با بازنگری عملکرد پیش آوری کانون نشان دادیم که نمی توان پیش آوری کانون را عامل بازادغام (یا همان حرکت) پرسش واژه به حساب آورد، بلکه صرفاً عاملی است در جهت تلفظ بالاترین پرسش واژه. در نهایت، با بررسی ساخت های دارای افعال ربطی نشان دادیم که وجود/عدم وجود فعل ربطی در کنار پرسش واژه می تواند عامل موثری در تلفظ بالاترین پرسش واژه به تنهایی باشد. بر این اساس، اصلی با عنوان « اصل تلفظ بالاترین پرسش واژه» صورت بندی شد. بر پایه این اصل نشان داده شد که بر خلاف رویکردهای موجود درباره پرسش واژه در فارسی، می توان اختیاری یا اجباری بودن حرکت پرسش واژه را به صورتی کاملاً یک پارچه تحلیل کرد.
۷.

رشد پیوستگی علی در گفتمان روایتی کودکان تک زبانه فارسی زبان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۹
تواناییِ تولید گفتمانی که پیوستگی دارد، یکی از مؤلفه های ضروریِ دانشِ رشدی کودک، در هنگامِ فراگیری زبان، است. این توانایی، بخش مهمی از دانش زبانی به شمار می آید که کودکان نیازمند فراگیریِ آن هستند. هدف از انجامِ پژوهشِ حاضر، بررسی توانایی کودکان تک زبانه فارسی زبان در حفظ پیوستگی داستان بوده است. همچنین این مقاله در پی مقایسه یافته های خود با پژوهش های دیگری است تا یافته های پیشین با استفاده از تحلیل شبکه علّی تأیید شود. به این منظور، سی کودک 5-6 ساله (با میانگین سنی 5 سال و 6 ماه)  و سی کودک 9-10 ساله (با میانگین سنی 9 سال و 6 ماه) به عنوان آزمودنی های پژوهش مورد بررسی قرارگرفتند. در هر گروه سنی، 30 کودک پسر شرکت کردند. سی بزرگسال مرد تک زبانه فارسی زبان 20-25 ساله (با میانگین سنی 23 سال و 8 ماه)  نیز به عنوان گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. این سه گروه با استفاده از دو داستان مصور «قورباغه تو کجائی» و «قورباغه» ترغیب به روایت داستان شدند. داستان های روایت شده براساس شبکه علّی مورد بررسی قرار گرفتند. بر پایه یافته های پژوهش رشد کودکان در دست یابی به پیوستگی داستان، با استفاده از برقراری روابط علّی میانِ رویدادهای داستان محقق شد. به طور کلی، نتایج پژوهش نشان داد که شبکه علّی در مقایسه با پیوندهای علّی، ابزاری حساس تری است که می تواند برای نمایاندن رشد کودکان در حفظ پیوستگی داستان به کار رود.
۸.

روابط معنایی در تعریف نگاری در فرهنگ های یک زبانه

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
  تعریف نگاری، شاید مهم ترین نقشِ فرهنگ های یک زبانه باشد که بسته به هدف های نگارشِ آن ها و مخاطب هایشان، به شیوه های گوناگون انجام می پذیرد. یکی از شیوه های تعریف نگاری، بهره گیری از روابط مفهومی در فرهنگِ لغت است. پژوهش حاضر، بر آن است تا بر مبنای روشی تحلیلی-توصیفی، اهمیت استفاده از روابط معنایی در تعریف نگاری را برجسته نماید.  به این منظور، با به کارگیری چارچوب نظری کاساگراند و هِیل (Casagrande & Hale, 1967)، روابط معنایی در تعریف نگاری نمونه های استخراج شده از فرهنگ بزرگ سخن (Anvari, 2002) مورد واکاوی قرار گرفته اند. نمونه های پژوهش، با در نظر گرفتنِ این نکته که بتوانند حوزه های معنایی گوناگونی را در برگیرند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. هدف از این بررسی، آن است که ببینیم آیا به کارگیری روابط معنایی به کارآمدی بیشتری در تعریف نگاری می انجامد و آیا به کارگیری روابط معنایی در تعریف نگاری، نیازمند کاربرد شیوه های متفاوتی در فرهنگ نویسی است؟ بررسی طبقه بندیِ سیزده گانه روابط معنایی در چارچوب نظری پژوهش نشان داد که الگوی نظری مورد اشاره به دلیل دقت و ظرافت در مرزبندیِ میانِ روابط معنایی، شایستگیِ آن را دارد که در فرهنگ های موضوعی با محوریت عناصر فرهنگ محورِ زبان، به کار گرفته شود. بررسی داده های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از روابط مفهومی در تعریف نگاری های فرهنگ بزرگ سخن، بیشتر به صورت ترکیبی مرسوم بوده است.
۹.

معکوس شدگی قاعده در زبان فارسی: تبدیل اختیاری واکه /e/ به واکه [a]در دو لهجه معیار و اصفهانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
در گذشته، بسیاری از گونه های فارسی از جمله دو لهجه معیار و اصفهانی، در انتهای واژه های خود، داری واکه افتاده /a/ بودند. این واکه، بر اثر یک تحول «درزمانی» یک درجه افراشته شده و به واکه /e/ تبدیل شده است. این فرایند به طور همزمانی، اما در بافت های دیگر، در لهجه اصفهانی نیز به گونه ای زایا رخ می دهد که یکی از ویژگی هایی این لهجه به شمار می رود. یافته های پژوهش پیشِ رو نشان می دهد که بر پایه یک فرایند اختیاریِ معکوس- که «معکوس شدگی قاعده» نامیده می شود، در زبان فارسی در بافت پیش از واژه «را» با تلفظ گفتاری [ro] و در بافت های گوناگونی و در گفتار گویشوران میان سال و مسن تر لهجه اصفهانی، واکه /e/ به واکه [a] تبدیل می شود. علت اولیه رخ داد این فرایند در لهجه اصفهانی «تصحیح افراطی» است که خود ناشی از مقایسه این لهجه با گونه معیار، یعنی لهجه تهرانی است. این امر به علت ای مذهبی، احترام، وجهه و اعتبار اجتماعی رخ می دهد. هدف این پژوهش توصیفی- تحلیلی که در چارچوب نظریه بهینگی(Prince & Smolensky, 1993[2004]) انجام شده، معرفی و بررسی «معکوس شدگی قاعده» در این دو گونه زبان فارسی است. رخداد این فرایند اختیاری با بهره گیری از رویکرد رتبه بندی آزاد مورد تحلیل قرار گرفته است که در آن یک درون داد با دو برون داد دستوری انطباق دارد.
۱۰.

مقایسه افعال حرکتی در دو زبان فارسی و انگلیسی از دیدگاه شناختی و رده شناختی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
مقوله «حرکت» در زبان های گوناگون، می تواند با استفاده از فعل های حرکتی بیان شود که نحوه رمزگذاری آن در  زبان های گوناگون تفاوت دارد. هدفِ پژوهش حاضر، مقایسه فعل های حرکتی در دو زبان فارسی و انگلیسی است. در این راستا، از دیدگاه شناختی و رده شناختی تالمی (Talmy, 2000b) در پیوند با زبان های فعل- محور و قمر- محور بهره گرفته شده است. به باور وی، ﻗﻤر، ﻣﻘﻮله دﺳﺘﻮریِ هر سازه ای، ﻏیﺮ از متمم گروه اﺳﻤی یﺎ ﮔﺮوه ﺣﺮف اﺿﺎﻓﻪایِ ﻫﻤﺮاهِ ﻓﻌﻞ است کﻪ ﺑﺎ ریشه ﻓﻌﻞ راﺑﻄﻪ ﺧﻮاﻫﺮی دارد. به این منظور، بر اساس پیکره مرتب شده افعال حرکتی ازکیا (Azkia, 2012) 360  فعل حرکتی گردآوری شدند که 180 فعل به فارسی و 180 فعل به انگلیسی، تعلق داشتند. این فعل های حرکتی با استفاده از فرهنگ های دوزبانه و یک زبانه (آریان پور، آکسفورد، و عمید) در بافت جمله بررسی و ترجمه شدند. سپس از جنبه فعل- محور یا قمر- محور بودن، نحوه تقسیم بندی عناصر معنایی و قمر غالب  با یک دیگر مقایسه شدند. یافته های پژوهش نشان دادکه زبان فارسی بر خلاف زبان انگلیسی، گرایش بیشتری به سوی قمر- محور بودن دارد. قمر غالب در زبان فارسی، قمرِ حالت و در انگلیسی، قمرِ جهت است. در نهایت، عناصر معنایی زبان فارسی به نسبت زبان انگلیسی، قمر- محورتر عمل می کنند و هر یک از این دو زبان، دسته بندی ویژه خود را در ارتباط با نظریه تالمی دارند. 
۱۱.

نشانداری در بیان شفاهی و تکرار بیماران زبان پریش: مطالعه ای بر پایه رویکرد بهینگی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
در این پژوهش، خطاهای دو بیمار زبان پریش بروکا و یک بیمار ترانس کرتیکال حرکتی در تولید اسم های ساده و مرکبی با ساختار «اسم+اسم»، «صفت+اسم» و «اسم+ستاک فعل» مورد مطالعه قرار گرفت. سپس نشان داری این خطاها، با توجه به نظریه بهینگی پرینس و اسمولنسکی (Prince & Smolensky, 1993) بررسی شد. خطاها و فرایندهای واجی بیماران زبان پریش، در تکالیف نامیدن در مواجهه با و یا تکرارِ 32 اسم ساده و 32 اسم مرکب، بر اساس الگوها ی حذف، پیشین شدگی، انسدادی شدگی، حذف همخوان پایانی، کوتاه شدگی خوشه همخوانی پایانه هجا و واکداری همخوان های گرفته آغازه هجا تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که خطاهای این بیماران واجی اند و در هیچ یک ازخطاها فرایند درج در رفتار زبانی بیماران مشاهده نمی شود. فرایند حذف و کوتاه شدگی در خوشه های پایانی واژه ها صورت می گیرد، در حالی که فرایند واک داری بیشتر در همخوان های گرفته آغازه هجا رخ می دهد. مرتبه بندی محدودیت ها در خطاهای بیماران نشان می دهد که آواهای پیش زبانی در مقایسه با آواهای بدنه ای و نیز انسدادی ها در برابر سایشی ها بی نشان هستند. این آواها، به ترتیب از طریق محدودیت های نشان داری *بدنه زبانی و *سایشی نشان داده شده و نظریه نشان داری یاکوبسون (Jakobson, 1972) را تأیید می کنند. بیماران زبان پریش بروکا و ترانس کرتیکال حرکتی بیشتر همخوان های گرفته واک دار را در آغازه هجا به کار می برند. این امر با یافته های یاکوبسون (Jakobson, 1972) همخوانی ندارد و نمایانگر آسیب پذیر تر بودن همخوان های انسدادی بی واک در مقایسه با جفت های واک دار است. در میان واکه ها، واکه های افراشته بی نشان ترین واکه ها هستند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۱