مهرداد نغزگوی کهن

مهرداد نغزگوی کهن

مدرک تحصیلی: دانشیار زبان شناسی همگانی دانشگاه بوعلی سینای همدان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۴ مورد.
۱.

طرح واره های مالکیت در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
مقاله حاضر از منظر شناختی به بررسی طرح واره های مالکیت محمولی و اسمی در زبان فارسی می پردازد. منظور از طرح واره ساخت هایی است که امکانات دستوری از آنها به وجود آمده اند. در این راستا، رویکرد شناختی هاینه (1997) در مورد طرح واره های مالکیت با توجه به داده های فارسی محک می خورد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که زبان فارسی از طرح واره های کنش، مکانی، همراهی، هدف و منبع برای رمزگذاری مالکیت محمولی استفاده می کند. در این زبان برای بیان مالکیت اسمی از طرح واره های مکانی، همراهی، اضافی، منبع، اتصالی و مبتدائی استفاده می گردد. مشخصه مهمی که زبان فارسی را از زبان های مورد مطالعه هاینه متمایز می سازد، استفاده از طرح واره اتصالی برای رمزگذاری مالکیت اسمی است. این طرح واره برای اولین بار در این تحقیق معرفی شده است. مشخصه برجسته دیگر زبان فارسی استفاده از طرح واره منبع در بیان مالکیت محمولی است که در زبان های جهان دیده نشده است.
۲.

مطابقه متعارف فعلی در گویش زین آبادی

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
یکی از مهم ترین مقولات صرفی - نحوی در حوزه زبان شناسی مطابقه است که به هماهنگی نظام مند بین ویژگی های صوری و معنایی یک عنصر و ویژگی های صوری عنصر دیگر اشاره دارد. در مطابقه مفاهیمی چون کنترل کننده، هدف، حوزه مطابقه، مشخصه، ارزش و شرط مطرح است. عوامل زبانی و فرازبانیِ مختلفی می توانند بر این عناصر تأثیر بگذارند و باعث گوناگونی های مطابقه شوند. میزان این گوناگونی ها بسته به عوامل خاصی، از زبانی به زبان دیگر متفاوت است که با توجه به بافت مطابقه می تواند اجباری، اختیاری و یا اجتنابی باشد. با توجه به اهمیت شناسایی و مطالعه این عوامل، هدف ما در این پژوهش، بررسی پیکره بنیادِ دستگاه مطابقه فعلی در گویش زین آبادی است که بر اساس آرای کُربت (2001) انجام می گیرد. در این راستا به عوامل زبانی و فرازبانی اشاره می کنیم که در چگونگی مطابقه نقش دارند. داده های این تحقیق نشان می دهد در 05/34 درصد بندهای فعلی، هدف با کنترل کننده دارای تطابق نحوی و معنایی است و در بقیه ی موارد، هدف با کنترل کننده تطابق نحوی یا معنایی ندارد. بنابراین مطابقه در زین آبادی به سمت نامتعارف آن میل دارد. در بین بندهای فعلی دارای مطابقه نامتعارف، عامل ضمیراندازی و پس از آن به ترتیب عامل جانداری و شرط ادب باعث تشکیل صورت های نامتعارف مطابقه در این گویش هستند.
۴.

حالت غیرفاعلی در تالشی: موردی از هم آیندی حالت، چندمعنایی و دستوری شدگی

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
هم آیندی حالت هنگامی رخ می دهد که حالت های مختلف دستوری در یک صورت واجیِ واحد تظاهر یابند. با آنکه برخی زبان شناسان بر اتفاقی بودن آن توافق دارند، از دیدگاه درزمانی، صورت واجی مذکور، بازمانده یک نظام حالت چندعضوی است که به اعتقاد نگارندگان با وجود تمایزات صوری و نقشی، همگی از یک هسته معنایی مشترک برخوردار بوده اند. در این مختصر برآنیم تا با بررسی نقش های معنایی متفاوتی که حالت غیرفاعلی در گویش تالشی به نمایش می گذارد، چندمعنایی را به عنوان انگیزه رخداد هم آیندی، و نقش معنایی مالک را به عنوان هسته معنایی مشترکی معرفی نماییم که در بازنمایی دیگر حالت ها دستخوش بسط استعاری شده است. پیرو رویکرد بسط استعاری هاینه و همکاران (1991) و نقشة معناییِ نروگ و ملچوکف (2009) این روند بسط استعاری و در نتیجه چندمعناشدگی حالت را شاهدی بر حضور فرایند دستوری شدگی می دانیم.
۵.

از اراده تا آینده : دستوری شدگی «زمان آینده» در فارسی

کلید واژه ها: زمان آیندهوجهیت ارادهمعین شدگیخاص شدگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
با آن که مفهوم زمان آینده مفهوم جدیدی در حوزه ی شناخت بشر نیست،  اما رمزگذاری مستقل آن در بسیاری از زبان های دنیا پدیده ای متأخر است. بررسی رده شناختی بازنمایی این مفهوم حاکی از این حقیقت است که ابزارهای واژگانی بیان  «طلب» و «اراده» به صورت بالقوه، توانایی رمزگذاری رویدادهای زمان آینده را دارند. این مهم از آنجا ناشی می شود که طبیعت مفهوم طلب و اراده، وقوع گزاره را در زمانی فرا روی زمان گفتار رقم می زند. در این مختصر بر آنیم تا در چارچوب دستوری شدگی، به کاوش در سیر تحول فعل «خواستن» ازفعلی واژگانی به فعل معین وجهی با معنای «اراده» و سپس به فعلی معین با معنای دستوری زمان «آینده» بپردازیم. داده های این پژوهش، حاکی از آن است که «خاص شدگیِ» کاربرد فعل «خواستن» در بیان حتمیت وقوع رویداد در «آینده ی برنامه ریزی شده»، پیدایش نشانه ی تحلیلی مستقل زمان «آینده» را در فارسی امروز به ارمغان آورده است. این درحالی است که در قرون اولیه ی هجری فعل «خواستن»، به طور هم زمان و با یک صورت زبانی بازنمایی هردو مفهوم وجهیت اراده و زمان آینده را بر عهده داشته است. از این رو می توان گفت که در مسیر معین شدگیِ فعل «خواستن» به عنوان نشانه ی آینده، رخداد تغییری مفهومی از وجهیت «اراده» به زمان «آینده» قابل مشاهده است.
۶.

بیان مالکیت در تالشی

کلید واژه ها: مالکیتمالکیت اسمیمالکیت محمولیرده شناسی تالشی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری نحو
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۱
هدف این تحقیق شناسایی انواع ساخت های مالکیت در گویش تالشی براساس چارچوب رده شناختی آیکنوالد (2013) است. غالباً مواد تالشی مرکزی و جنوبی بررسی شده گرچه گاه به خصوصیات ساخت های مالکیت در تالشی شمالی نیز اشاره گردیده است. داده ها نشان دهنده استفاده از چهار راهکار هم جواری، نشانه گذاری مالک، نشانه گذاری مملوک، و بالاخره نشانه گذاری مالک و مملوک برای رمزگذاری «مالکیت اسمی» است. نکته جالب در تالشی معتبر بودن شمار برای نشانه گذاری مالک است؛ حالت نمای -i به مالک مفرد و حالت نمای -un به مالک جمع متصل می گردد. مشخصه دیگر این زبان، وجود شش ضمیر ملکی متمایز است که می تواند جایگزین مالک یا مالکان در مالکیت اسمی شود. در تالشی، ساخت های موجود در «مالکیت محمولی» نیز بسیار متنوع است. به طورکلی، در نمایش این نوع مالکیت از ساخت وجودی و ساخت ملکی ربطی استفاده می شود. نکته جالب دیگر استفاده از پس اضافه/ پی بست râ بعد از مالک در بسیاری از این ساخت هاست. این نشانه مانند سایر پس اضافه ها در این گویش موجب اعطای حالت غیرفاعلی به اسم قبلی (مالک) می شود.
۷.

بررسی افعال وجهی در هورامی

کلید واژه ها: افعال وجهیوجهیت معرفتیوجهیت پویاهورامیوجهیت تکلیفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
مقالة حاضر به بررسی نظام وجهیّت در هورامی و افعال وجهی به کار رفته در این زبان می پردازد. پس از آشنایی مختصر با ویژگی های مقولة دستوری- معنایی «وجهیّت» و طبقه بندی نظام های وجهی بر مبنای آرای پالمر (1999 & 2001)، ویژ گی های هر یک از افعال وجهی «باید/mašjo »، «شدن/ bijej» و فعل «tāwāj» مورد بررسی قرار می گیرد. از میان افعال وجهی موجود، تنها فعل «بایستن/ mašjo » می تواند برای نشان دادن مرتبة الزام از وجهیّت معرفتی (وجهیّت استقرایی) و وجهیّت تکلیفی مورد استفاده قرار گیرد و در مقابل افعال «bijej» و فعل «tāwāj» تنها بیانگر مرتبة امکان از وجهیّت های معرفتی (وجهیّت حدسی) و تکلیفی هستند. فعل «bijej» می تواند در برخی موارد برای بیان مرتبة الزام از وجهیّت تکلیفی نیز به کار رود با این توضیح که به نسبت فعل «بایستن/ mašjo» اجبار کم تری را متوجه کنش گر می کند. فعل «tāwāj» می تواند برای نشان دادن وجهیّت پویا نیز به کار رود. فعل «mašjā » تنها فعلی است که برای ارادة معنای وجهیّت تکلیفی در گذشته مورد استفاده قرار می گیرد. هیچ یک از افعال وجهی مورد بحث در هورامی توانایی نشان دادن وجهیّت گواه نمایی را ندارند.
۸.

بررسی کلمات ربط تقابلی فارسی و چگونگی تکوین آن ها

تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۰
در زبان­ها برای پیوند دادن بندهای هم­پایه از راهکارهای مختلفی استفاده می­شود. گاهی فقط معنا و کاربرد­شناسی، ناظر بر ارتباط دو بند است، ولی در بیشتر مواقع کلمات ربط میان­بندی هستند که موجب ارتباط دو بند با یکدیگر و ساخت جمله می­شوند. با توجه به رابطة معنایی دو بند با یکدیگر، انواع مختلفی از کلمات ربط مورد استفاده قرار می­گیرند؛ از این جمله می­توان به کلمات ربط اتصالی، انفصالی، علّی، شرطی و تقابلی اشاره کرد. در این مقاله ضمن مقایسة انواع کلمات ربط ، به تفصیل، به تعریف و معرفی کلمات ربط تقابلی، ساختار و توزیع آ ن ها در دو بند خواهیم پرداخت. به لحاظ ساختار درونی، کلمات ربط تقابلی را می­توان به سه گروه «بسیط»، «مرکب پیوسته» و «مرکب گسسته» تقسیم کرد. نکته درخور توجه در فهرست نسبتاً بلند کلمات ربط تقابلی، وجود تعداد زیادی کلمه ربط مرکب، چه از نوع گسسته، چه پیوسته و حتی به صورت جمله است. دلیل این تنوع به نقش تأکیدی کلمات ربط تقابلی مربوط می شود؛ این اجزای تقابلی، منشأها و منابع گوناگونی دارند که قسمت پایانی این مقاله را به بررسی همین منابع در زبان های جهان و مقایسة آن با منابع کلمات ربط تقابلی در فارسی اختصاص داده ایم. بر­اساس شواهد موجود، در زبان فارسی مانند بسیاری از زبان­ها، کلماتی با معنای اولیة مکانی، زمانی، علّی و تأکیدی در ساخت این کلمات به کار گرفته شده­اند. نکته قابل توجه اینکه در زبان فارسی- بر خلاف بسیاری از زبان­های دیگر- از افعال، کلمات پرسشی و شرط نیز برای ساخت کلمات ربط تقابلی استفاده شده است. شواهد و توصیفات ارائه شده در این مقاله بیانگر این است که همه کلمات ربط تقابلی، صرف نظر از منبع، از رهگذر دستوری­شدگی به وجود آمده­اند.
۹.

دستوری شدگی طبقه نمای «done / ne» در گونه تاکستانی زبان تاتی

کلید واژه ها: دستوری شدگیزبان تاتیطبقه نماهای عددیگونه تاکستانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۱۷۹
یکی از فرایندهای مهم تغییر زبانی، دستوری شدگی است. طیّ این فرایند، واحد های واژگانی به تدریج نقش معن ایی خ ود را از دست می دهند و از یک واح د ق اموسی به واحد نقشی یا دستوری تبدیل می شوند و یا واحدهای دستوری، دستوری تر می شوند. طبقه نماها نشان دهنده سازمان دهی دانش سخنگوی ان یک زب ان هستند و براساس ج وانب ف رهنگی مشترک بی ن سخنگویان آن زبان برای طبقه بن دی مف اهیم به کارمی روند. س اخته شدن طبقه نماهای ع ددی در زب ان تاتی نمونه ای از دستوری شدگی است. بررسی طبقه نماهای عددی نشان می دهد که این کلمه ها حاصل دستوری شدگی یک اسم به طبقه نما هستند. این عناصر زبانی، ویژگی های کلمه های قاموسی را از دست داده اند و ویژگی های کلمه های نقشی را کسب کرده اند. این تحقیق به بررسی فرایند دستوری شدگی طبقه نمای عددی «done» یا «ne» در تاتی تاکستانی می پردازد. طبقه نمای عددی عام «done» در گونه تاکستانی زبان تاتی جایگزین سایر طبقه نماهای عددی در این گونه زبانی شده و در اثر کاربرد زیاد به صورت «ne» کاهش آوایی یافته است. براساس معیارهای مطرح شده در ای ن مق اله می توان گفت که دستوری شدگی تا حدّ زیادی در مورد طبقه نمای عددی عام «ne» در گونه تاتی تاکستانی رخ داده است.
۱۰.

نقش پس اضافه ها در اعطای حالت (مطالعه ای موردی در گویش تالشی)

کلید واژه ها: دستوری شدگیتالشینشانه حالتپس اضافه،غیرفاعلی دوگانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۶ تعداد دانلود : ۳۴۹
هسته می تواند شکل وابسته ها را تعیین کند. به این امر حاکمیت می گویند. در بسیاری از زبان ها، هسته های فعلی و حروف اضافه ای، براساس این حاکمیت، می توانند، با اعطای نشانه های حالت به وابسته های خود، شکل صرفی آنها را تغییر دهند. وظیفه نشانه های حالت نشان دادن روابط دستوری میان هسته و وابسته ها و روشن نمودن نقش های معنایی است. گاهی حروف اضافه همه این نقش ها را به تنهایی به عهده می گیرند و از نشانه های حالت استفاده نمی گردد. با این حال، استفاده از نشانه های حالت در زبان هایی که تصریف غنی دارند امری طبیعی به شمار می رود. گویش تالشی در زمره چنین زبان هایی قرار می گیرد. این گویش از جمله زبان های ایرانی شمال غربی است که در قسمت هایی از استان گیلان و نیز جمهوری آذربایجان تکلم می گردد. در این تحقیق، گونه تالشی ماسال مورد بررسی قرار می گیرد. ما، در ابتدای این مقاله، دو سازوکار نشانه های حالت و حروف اضافه و نقش های آنها را مورد توجه قرار می دهیم. سپس نشان خواهیم داد که در بعضی زبان ها، هم زمان، از هر دو امکان برای بازنمودن روابط دستوری و نقش های معنایی استفاده می شود. در ادامه مقاله، نظام حالت گونه تالشی ماسال را به طور مختصر توصیف می کنیم و نشان می دهیم که این گونه، در زمان حال، دارای نظام حالت مفعولی و، در زمان گذشته، دارای نظام غیر فاعلی دوگانه است. این نظام مبیّن دستوری شدگی ترتیب کلمات و کم رنگ تر شدن تمایز دهندگی نشانه های حالت است. نکته حائز اهمیت در این گویش وجود پس اضافه هاست که، با توجه به حاکمیت خود بر اسم/ گروه های اسمی، موجب اعطای نشانه های غیرفاعلی به اسم/ گروه اسمیِ وابسته خود می شوند و، از این رهگذر، نقش های معنایی و روابط دستوری را مشخص می کنند. ازآنجاکه پس اضافه ها یکی از منابع اصلی به وجود آمدن پسوندهای نشانه حالت هستند، حتی با وجود نظام غیرکارآمدی مثل نظام غیرفاعلی دوگانه نمی توان انتظار داشت که نشانه های حالت به سرعت در این زبان از بین برود. تبدیل پس اضافه به پسوند حالت را هم اکنون نیز می توان دراین گونه مشاهده کرد.
۱۲.

مقایسه دستوری شدگی و دستوری زدایی در فارسی کنونی (مطالعه موردی: تبدیل برخی وندهای تصریفی به اشتقاقی)

کلید واژه ها: فارسیاشتقاقدستوری شدگیدستوری زداییتصریف زداییپیشوندهای فعلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۲ تعداد دانلود : ۴۵۴
دستوری شدگی فرایندی است که طی آن اجزای زبانی خصوصیات دستوری بیشتری را کسب می کنند. این اجزا در مسیر دستوری شدگی مراحل خاصی را با ترتیب مشخصی پشت سر می گذارند. این مراحل را با نمودار مرحله ای دستوری شدگی باز می نمایند. مراحل در نظر گرفته شده برای دستوری شدگی جهانی نیست؛ با این حال، بسیاری از محققان قائل بر ترتیب مشخصی برای این مراحل هستند. رایج ترین ترتیب ذکر شده عبارت است از: جزء واژگانی آزاد> کلمه نقشی> واژه بست> وند اشتقاقی> وند تصریفی (مسیر دستوری شدگی با توجه به خط فارسی از راست به چپ است که با علامت > نشان داده شده است). اگر تغییری در جهت مخالف در زبان صورت گیرد، آنگاه در زمره دستوری زدایی طبقه بندی می گردد. دستوری زدایی نسبت به دستوری شدگی از نظم کمتری برخوردار است، با این حال زبان شناسان انواعی را برای آن قائل شده اند. در مقاله حاضر، ضمن توصیف دستوری شدگی و دستوری زدایی به یکی از این انواع دستوری زدایی، یعنی تصریف زدایی در زبان فارسی می پردازیم. در تصریف زدایی وندهای تصریفی با از دست دادن بعضی خصوصیات دستوری خود تبدیل به وندهای اشتقاقی می شوند. وندهای ﺑ- و ﻧ- فارسی نمونه خوبی برای این نوع تغییر هستند. این دو پیشوند در بعضی از کاربردهای خود تبدیل به وندهای اشتقاقی شده اند. در اینجا ما سیر تکوین و تغییر این دو پیشوند را در فارسی جدید (یعنی فارسی دوران اسلامی) با توجه به نمودار دستوری شدگی نشان خواهیم داد و سپس با توجه به شواهد، ثابت خواهیم کرد علی رغم اینکه ﺑ- و ﻧ- خصوصیات دستوری خود را در بعضی کاربردها از دست داده اند، ولی مسیر دستوری زدایی این دو جزء الزاماً خلاف همان مسیر طی شده هنگام تکوین آنها نیست
۱۴.

از بین رفتن بعضی امکانات تصریفی فعلی در زبان فارسی جدید و پیامدهای آن

کلید واژه ها: فعلزبان شناسی تاریخیتصریفدستوری شدگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۵ تعداد دانلود : ۵۴۳
تصریف و واژه سازی از مؤلفه های اصلی نظام صرفی زبان به شمار می-روند. تصریف ناظر بر استفاده از وندها برای باز نمودن روابط دستوری/ نحوی است. در این تحقیق ما به استفاده از وندهای تصریفی فعلی در فارسی جدید (فارسی دوره اسلامی) توجه می کنیم. در این دوره به خصوص بعد از قرن ششم/ هفتم هجری، وند تصریفی فعلی جدیدی به زبان فارسی اضافه نشده است؛ در عوض تعداد زیادی از وندهای تصریفی نیز از رواج افتاده اند. مهمترین وندهای فعلی منسوخ شده عبارتند از:پسوند «-ی » شرطی و استمراری، پسوند «- ست» برای ساخت ماضی نقلی، پسوند امر - ا، پسوندهای دعایی - اد و - ا . علاوه بر حذف وندها، کاربرد بعضی امکانات تصریفی فعلی مثل پیشوندهای می- و بـ - نیز در این دوره کاهش یافته است. ما در این تحقیق ضمن به دست دادن شواهد مختلف از متون متقدم، به این حذف ها و کاهش ها در نظام تصریفی اشاره خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که زبان فارسی حداقل در نظام فعلی گرایش زیادی به تحلیلی شدن داشته است. اضافه شدن کلمات نقشی جدید (مثل فعل کمکی «داشتن») با استفاده از فرایند دستوری شدگی نیز مؤید این مطلب است.
۱۵.

چگونگی شناسایی موارد دستوری شدگی

کلید واژه ها: واگراییدستوری شدگیلایه بندیمقوله زدایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۶ تعداد دانلود : ۸۷۲
در طی فرایند دستوری شدگی عناصر واژگانی تبدیل به امکانات دستوری می شوند یا اجزای دستوری ویژ گی های دستوری جدیدی را کسب می کنند. زبان شناسان با مطالعه گستره وسیعی از زبان ها سعی کرده اند تا ساز و کار ها و اصول حاکم بر دستوری شدگی را دریابند. دستوری شدگی طی گذر زمان اتفاق می افتد، بنابر این وجود متون مکتوب از گذشته یک زبان می تواند کمک زیادی به ما در شناسایی موارد دستوری شدگی نماید. با این حال می دانیم بسیاری از زبان ها (از جمله تعداد زیادی از زبان های ایرانی) دارای متون مکتوب قدیم نیستند و از گذشته آن ها تقریباً هیچ اثری بر جای نمانده است. بسیاری از زبان ها حتی خط ندارند و مکتوب نشده اند و زبان شناسان تنها تعدادی از آن ها را به لحاظ همزمانی توصیف نموده اند. علیرغم این کاستی ها، آشنایی کافی و وافی با اصول و ساز و کارهای دستوری شدگی می تواند به ما در شناسایی موارد دستوری شدگی حتی در زبان هایی که کمتر توصیف شده اند، کمک اساسی کند. زبان شناسان زیادی در مورد اصول و ساز و کارهای دستوری شدگی صحبت نموده اند. بعضی اوقات می توان شباهت ها و تفاوت های زیادی را در آراء آن ها مشاهده کرد. ما در این مقاله در توصیف اصول دستوری شدگی از مقاله کلاسیک هاپر (1991) استفاده کرده ایم؛ مهم ترین ساز و کارهای دستوری شدگی نیز بر اساس ویشر (2006) است. برای روشن تر شدن هر یک از این اصول و ساز و کار ها، به تفکیک مثال هایی از فارسی ارائه شده است. در پایان این مقاله به این نتیجه خواهیم رسید که استفاده از اصول دستوری شدگی بیش از ساز و کار ها می تواند به ما در شناسایی موارد دستوری شدگی کمک نماید.
۱۶.

افعال معین و نمایش نمود در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۹۱۲ تعداد دانلود : ۴۱۲
در دستورهای فارسی برخلاف مقوله های دستوریِ «زمان» و «وجه»، به مقوله مهم «نمود» توجه کمتری شده است. طبق تعریف، کلیه امکانات دستوری که برای بیان این سه مقوله در زبان ها مورد استفاده قرار می گیرد، «معین» نامیده می شود. معین ها از رهگذر فرایند معین شدگیِ افعال قاموسی به وجود می آیند. معین شدگی از انواع فرایند کلی دستوری شدگی است. معمولاً امکانات دستوری حاصل از معین شدگی به صورت کلمه نقشی، واژه بست و وند تصریفی هستند. از میان این سه صورت، کلمات نقشی و واژه بست ها در مقام افعال معین جای می گیرند. موضوع اصلی این مقاله افعال معینی است که بیانگر مفهوم نمود هستند. در این راستا نمودهای ناقص، کامل، تقریب و آغازی مورد بررسی قرار می گیرد. شواهدی که اینجا عمدتاً از فارسی جدید ارائه می کنیم مبین دو نکته بسیار مهم است: اول این که فعل معین در عین حال می تواند چند نقش دستوری داشته باشد، و دوم این که دو یا چند فعل معین می توانند نقش دستوری یکسانی داشته باشند.
۱۸.

نقش بازتحلیل در تغییرات صرفی زبان فارسی

کلید واژه ها: قیاسصرفبازتحلیلواژه سازیساخت معکوس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۶
زبان شناسان بازتحلیل را در مقام یکی از ساز و کارهای مهم تغییر زبانی طبقه بندی کرده اند. بازتحلیل می تواند موجب تغییرات صرفی و نحوی شود. در بعضی از تغییرات صرفی، سخنگویان ساختار تاریخی و اولیه کلمه یا کلماتی را نادیده می گیرند و برای آنها ساختار ثانویه و کاملا متفاوتی قائل می شوند و از این راه، کلمات یا تک واژهای جدیدی پا به عرصه وجود می گذارد. این بازتحلیل و تلقی ثانویه، بیشتر حاصل ناآگاهی، کم سوادی و یا بی دقتی است. به طور معمول، در دستور سنتی، ساخت های حاصل از بازتحلیل را «غلط مشهور»، «اشتقاق عامیانه» و «صورت جعلی» می نامند. ولی شواهد مربوط به زبان فارسی و زبان های دیگر بیانگر آن است که بسیاری از ساخت های بازتحلیل شده، استعمال عام می یابند و به اصطلاح در زبان جا می افتند. ما در این تحقیق به بررسی نقش بازتحلیل در تغییرات صرفی زبان فارسی نو خواهیم پرداخت و با شواهد عینی که بیشتر از کتاب ها و مقالات دارای ماهیت تجویزی و ریشه شناختی استخراج کرده ایم، نشان خواهیم داد که در این زبان، بسیاری از تغییرات صرفی در نتیجه عملکرد بازتحلیل به وجود آمده است. منظور ما از فارسی نو، فارسی دوره اسلامی تاکنون است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان