مطالعات مدیریت انتظامی (پژوهش های مدیریت انتظامی)

مطالعات مدیریت انتظامی (پژوهش های مدیریت انتظامی)

مطالعات مدیریت انتظامی سال هفتم تابستان 1391 شماره 2

مقالات

۱.

الگوی بهبود توانمندی فناورانه در بنگاه های دانش بنیان تامین کننده تجهیزات الکترونیک پلیس بر پایة الگوی توانمندی پویا

تعداد بازدید : ۱۸۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۱۵
زمینه و هدف: استفاده و به کارگیری تجهیزات نوین و فناوری برتر یکی از شاخص های کارایی پلیس در هر کشوری است. از یک سو نظام های الکترونیکی همچون نظام های رادار نقش مهمی در افزایش کارایی، سرعت و دقت مجموعه های انتظامی دارد و از سوی دیگر مسائل سیاسی همچون تحریم ها به همراه برخی مباحث امنیتی از جمله کنترل این نظام ها، کشور را به سمت تامین داخلی این تجهیزات سوق می دهد. در این میان، نقش شرکت های با توانمندی فناوری بالا جهت تامین این تجهیزات اهمیت خاصی می یابد. تغییرات سریع فناوری و نیازهای محیطی از ویژگی های فناوری های مربوط به تجهیزات الکترونیکی پلیس است. از این رو شرکت ها برای رویارویی با این محیط به صورت فزاینده متغیر، نیازمند بازآرایی و هماهنگ سازی توانمندی های سازمانی خود از جمله توانمندی فناوری با نیاز ها و فرصت های جدید محیطی می باشند. با این توصیف، این مقاله تلاش دارد تا الگوی مناسبی برای ارتقای توانمندی فناوری در شرکت های فناوری محور تامین کننده تجهیزات الکترونیکی پلیس ارائه دهد. روش: جهت ارائة این الگو، پس از تشکیل مدل مفهومی، پیمایش و تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از 78 شرکت دانش بنیان در این بخش انجام شد و با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری، جهت و شدت روابط میان سازه های منتج به ارتقای توانمندی فناوری در این بنگاه ها مورد بررسی قرار گرفت. در پایان نیز الگوی ارتقای توانمندی فناوری در بنگاه های تامین کننده تجهیزات الکترونیکی پلیس ارائه شد. یافته ها و نتیجه گیری: بنگاه هایی با توانمندی پویای بالاتر که داری توانایی درک محیطی، توانایی و انعطاف پذیری بالاتری باشند، از سطح توانمندی فناوری بالاتری نیز برخوردار هستند. دستیابی به سطوح بالای توانمندی فناوری – که در برگیرنده مجموعه ای جامع از توانایی ها است- نیازمند چیزی بیش از توانایی معمول فنی، مهندسی و تحقیقاتی است و به ویژه درشرکت های فعال در بخش های با فناوری برتر همچون تجهیزات الکترونیکی پلیس نیازمند توانمندی پویایی است که به طور مستمر و پیوسته خود را اصلاح و بازآرایی نموده و شایستگی های محوری سازمان را اصلاح و بازتولید می کند.
۲.

بررسی رابطه بین عوامل انگیزشی بهداشتی با رضایت و نارضایتی شغلی با استفاده از نظریه هرزبرگ (مورد مطالعه: کارکنان ف.ا. شهرستان اصفهان)

تعداد بازدید : ۲۳۶۷ تعداد دانلود : ۸۹۲
زمینه و هدف: امروزه اهمیت ایجاد انگیزش در کارکنان سازمان ها یکی از دغدغه های مهم در رضایت و بهره وری کارکنان است. مدیران سرپرستان سازمان ها باید بدانند که چه عواملی باعث انگیزش در کارکنان می شود و کدام یک از این عوامل از اهمیت بالاتری برخوردار است. این پژوهش سعی در پیدا کردن تأثیر عوامل انگیزشی و بهداشتی بر رضایت شغلی و نارضایتی شغلی با استفاده ازنظریه دوعاملی هرزبرگ را دارد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. و به روش پیمایشی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها از کارکنان پلیس اصفهان ازپرسشنامه دانت وهمکاران (1996) استفاده شده است و داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و روش همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که تمامی عوامل انگیزشی ارتباط مثبت و معناداری با رضایت شغلی داشتند و از سه عامل بهداشتی فقط ماهیت شغل با نارضایتی شغلی ارتباط معناداری نداشته و دو عامل دیگر ارتباط معکوس و معناداری با نارضایتی شغلی داشتند.
۳.

الگوی شایستگی های محوری دانشگاه علوم انتظامی با تاکید بر مدیریت دانش

تعداد بازدید : ۱۷۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۸۷
زمینه و هدف: هدف این مقاله، ارائه مدلی برای کسب شایستگی های محوری دانشگاه علوم انتظامی با استفاده از دیدگاه مبتنی بر منابع است که از منابع دانشی سرچشمه می گیرد. دانش ارزشمندترین و راهبردی ترین منبع برای سازمان ها می باشد و شایستگی های محوری نیز از اجزای کلیدی دست یابی به برتری سازمانی است. بنابراین شناخت نسبت به چگونگی روابط بین این دو عامل تأثیرگذار بر رشد و برتری سازمانی اهمیت دارد. در پژوهش حاضر قابلیت های مدیریت دانش شامل قابلیت های زیربنایی (منابع فنی، ساختاری، فرهنگی و انسانی) و قابلیت های فرایندی (خلق، تسهیم، کاربرد و ذخیره دانش) و سه نوع شایستگی های انسانی، فناورانه و یکپارچگی مورد بررسی قرار گرفته اند. روش: رویکرد کلی مورد استفاده در این پژوهش، روش تحقیق آمیخته اکتشافی می باشد. بدین منظور ابتدا داده های کمی جمع آوری و تحلیل های آماری براساس آن ها صورت گرفت. سپس با استفاده از داده های کیفی، نتایج آزمون های آماری اصلاح و تعدیل گشت. همچنین متغیرهای اثرگذار بر فرایندهای مدیریت دانش در کسب شایستگی های سازمانی شناسایی و در مدل تحقیق اضافه شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده های کمی نشان می دهد که قابلیت های مدیریت دانش تاثیر مثبت و معناداری بر کسب شایستگی های محوری دارند. لذا میتوان بیان کرد که ارتقای قابلیت های زیربنایی و فرایندی مدیریت دانش در جامعه مورد نظر موجب کسب انواع شایستگی های محوری میشود. نتایج تحلیل داده های کیفی نیز نشان دهنده این است که فرهنگ سازمانی (به عنوان بستر)، ساختار رسمی، راهبرد دانشگاه و مدیریت عالی بیشترین تاثیر را در تبدیل منابع دانشی به شایستگی های محوری دارند. نتیجه گیری: در صورتی که منابع مدیریت دانش موجود در دانشگاه علوم انتظامی به قابلیت های مدیریت دانش که از طریق ترکیب بهینه منابع زیربنایی و فرایندهای مدیریت دانش حاصل می آید، تبدیل شوند، می توانند به ایجاد و کسب شایستگی های منجر شوند. این تبدیل بایستی با توجه به سه سطح ساختار و راهبرد (سطوح گروه های آموزشی، دانشکده ها و دانشگاه ها) و همچنین فرهنگ سازمانی انجام شود.
۴.

مطالعه فرایند و متغیرهای مؤثر بر امنیتی شدن بحران های اجتماعی در ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۰۹ تعداد دانلود : ۷۲۱
زمینه و هدف: به طور کلی بحران ها به دلیل ماهیت پویایی که دارند می توانند در اشکال مختلف ظاهر شده و مدیران جامعه را با طیفی از گزینه های چالش برانگیز در حوزه تصمیم گیری روبرو سازند. این بحران ها اغلب در سلسله مراتبی پلکانی که از بحران های اجتماعی آغاز و پس از بحران های سیاسی به بحران های امنیتی ختم میشوند، قابل چینش هستند. به باور تعدادی از محققان، برای آن که مسائلی امنیتی تلقی شوند باید به عنوان تهدیدی وجودی تعریف شوند و این باور را ایجاد نمایند که به وسیله راه کارها، ابزارها و رویه های رایج و متداول سیاسی نمی توان آن را مدیریت و مرتفع ساخت. روش: این مقاله از نظر روش توصیفی و از نوع اسنادی است که از طریق مراجعه به آثار مکتوب اعم از کتاب ها، مقاله های علمی و منابع الکترونیکی و سایت های معتبر علمی مرتبط به بررسی مطالعه فرایند متغیرهای مؤثر بر امنیتی شدن بحران های اجتماعی در ایران می پردازد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج مطالعات گوناگون نشان می دهند امنیتی شدن بحران های اجتماعی در جوامع گوناگون یکسان نبوده و تحت تاثیر متغیرهای کلانی چون نظام سیاسی حاکم، فرهنگ امنیتی و آستانه تحمل دولت ها بوده و در اساس عملی پیچیده و تا حد زیادی زمینه محور و حاصل نظام ادراکی نخبگان سیاسی و امنیتی کشور می باشد. در این مقاله تلاش خواهد شد تا با نگاهی به بحران های دو دهه گذشته در ایران، مشخصه ها و متغیرهای مؤثر بر امنیتی شدن بحران های اجتماعی شناسایی و معرفی گردند.
۵.

بررسی عوامل مؤثر بر تعهد شغلی کار کنان فاتب

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۷۳ تعداد دانلود : ۷۶۷
زمینه وهدف: تعهد شغلی کارکنان یک سازمان موجب افزایش سرمایه اجتماعی آن سازمان می شود. در این تحقیق، هدف شناخت تعهد شغلی و نیز شناخت عناصر و مولفه های آن است. اینکه چه عواملی موجب بیشی و کمی این ویژگی سازمانی کا رکنان می شود؟ روش: در این تحقیق از روش پیمایشی استفاده شد. نمونه آماری به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده. پس از انتخاب پاسخ دهندگان ابتدا مقیاس NEO که مشتمل بر 240 گویه است واز پایایی بالا (89/.) برخوردار است، برروی آنان اجرا شد. آنگاه مقیاس محقق ساخته که مشتمل بر سه خرده مقیاس تعهد شغلی، خرده مقیاس عوامل واسطه ای وخرده مقیاس عوامل سازمانی و 55 گویه است، اجرا گردید.پایایی هر دومقیاس (هم مقیاس استاندارد NEO وهم مقیاس تعهد شغلی محقق ساخته) پس از اجرا با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. نتایج حاصل نشان داد که مقیاس NEO ازپایایی 88/. برخورداراست. یافته ها: دراین پژوهش تاثیر عوامل زمینه ساز بر تعهد شخصی به دو صورت مورد تحلیل قرار گرفت. به صورت و به صورت غیر مستقیم واز طریق تاثیر ی که بر متغیر های واسطه ای بر جای می گذارند. یافته ها نشان داد که هم عوامل سازمانی وهم عوامل شخصیتی میزان تعهد شغلی را (به صورت مستقیم)افزایش می دهند وهم بر چهار متغیر رضایت شغلی، احساس منزلت اجتماعی، روحیه سازمانی و انگیزش شغلی تاثیر می گذارند واز طریق آن عوامل تعهد شغلی را فزونی می بخشند. نتیجه گیری: نتایج حاصل آشکار ساخت که گرچه هم عوامل شخصیتی و هم عوامل سازمانی تاثیر معنا داری برتعهد شغلی کارکنان فاتب دارند، اما سهم برخی عوامل شخصیتی وسازمانی در تبیین تغییرات متغیر وابسته (یعنی تعهد شغلی) بیش از سایر عوامل است.
۶.

ارزیابی عملکرد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در برقراری نظم و امنیت شهرستان بم با رویکرد مدیریت بحران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۰۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۱۱
زمینه و هدف: نیروی انتظامی در مواقع بروز بحران، نقش اساسی در حفظ نظم و امنیت داشته است. هدف از تحقیق حاضر، ارزیابی عملکرد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، در برقراری نظم و امنیت بحران ناشی از زلزله شهرستان بم در مرحله پاسخگویی و امدادرسانی بوده است. روش: در این تحقیق از روش پیمایشی استفاده شد و بدین منظور 501 نفر (288 نفر شهروند، 163 نفر از کارکنان ناجا و 50 نفر از مسئولان دستگاه های اجرایی) انتخاب شدند و عملکرد ناجا از منظر آن ها در حوزه عملکردی انتظامی، آگاهی و راهور مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تعیین پایایی پرسشنامه تحقیق، از ضریب آلفای کرانباخ استفاده گردید. یافته ها: یافته های به دست آمده حاکی است ضریب آلفای کرانباخ از نظر کل پاسخگویان برای حوزه های عملکردی انتظامی، آگاهی و راهور به ترتیب 9631درصد، 9430درصد و 9584درصد میباشد.یافته های به دست آمده با استفاده از آزمون t یک نمون های نشان داد که عملکرد ناجا در حوزه های عملکرد انتظامی، آگاهی و راهور از منظر کل پاسخگویان از حد متوسط بالاتر است. آزمون تحلیل آنوا نشان داده است که گروه های پاسخگو، ارزیابی متفاوتی از میزان تأثیر اقدامات و فعالیت های انجام شده توسط ناجا در برقراری نظم و امنیت و بحران ناشی از زلزله شهرستان بم داشته اند. آزمون توکی نشان داده که عملکرد ناجا از نظر گروه های مسئولان اجرایی با مسئولان ناجا و همچنین مسئولان دستگاه های اجرایی با مردم با یکدیگر، در سطح 01/0 < P اختلاف معناداری دارد؛ در حالی که بین مردم و ناجا تفاوتی وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که عملکرد ناجا در برقراری نظم و امنیت بحران ناشی از زلزله شهرستان بم در حوزه های عملکردی انتظامی، آگاهی و راهنمایی و رانندگی، در مرحله پاسخگویی و امدادرسانی از دیدگاه کل پاسخگویان (مردم، مسئولان دستگاه های اجرایی و کارکنان ناجا) از حد متوسط بالاتر بوده است. مقایسه نگرش دیدگاه مردم، کارکنان ناجا و مسئولان اجرایی نشان می دهد که بیشترین نمره نگرشی نسبت به میزان تأثیر عملکرد ناجا در برقراری نظم و امنیت در زلزله بم، به ترتیب مربوط به کارکنان ناجا، مردم و مسئولان اجرایی بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۰