مطالب مرتبط با کلیدواژه

عشق


۶۸۱.

تحلیل و تبیین تهافت ظاهری معنای عشق از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا عشق تهافت مالیخولیا عشق عفیف عله الوجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۰
ضرورت بررسی میراث فلسفی فیلسوفان در باب معنای عشق، کاری بس سترگ است که مفهومش در غایت ظهور، اما در نهایت خفاست. ابوعلی سینا، سرسلسله جنبان حکمت مشاء در عالم اسلامی، در آثارش از «پزشکی» تا «فلسفه و عرفان» سه دیدگاه متفاوت را پیرامون  معنای عشق اظهارمی دارد؛ در «القانون فی الطب» ، متأثر از طب جالینوس، عشق را بیماری وسواس گونه ای شبیه به مالیخولیا توصیف می کند. وی در «رساله ی عشق» با روش فلسفی استدلالی اش درصدد اثبات عشق به عنوان جوهره ی بقاء موجودات و سریانش در تمام هستی برمی آید و درنهایت، در نمط نهم «اشارات» با نگاهی عارفانه، آن را ترنّمی از عشق عفیف رانده که موجب تلطیف سرّ و آمادگی در سلوک می گردد. این پژوهش با روش تحلیل فلسفی و اسنادی تلاش کرده تا به تحلیل و تبیین تهافت ظاهری معنای عشق از دیدگاه ابن سینا بپردازد و نهایتاً موجهات مدللی در راستای رفع و دفع تهافت های حاصله از عشق، در چهار قسمت طرح اندازی نماید که از میان آن ها تقلیل نظر شیخ در «قانون» را به عوارض نوع خاصی از عشق ارجح دانسته است.    واژگان کلیدی: ابن سینا، عشق، تهافت، مالیخولیا، عشق عفیف، عله الوجود.
۶۸۲.

رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عشق کمال ابن سینا ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۹
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
۶۸۳.

ناترازی عشق و فضیلت در اندیشه ابن قتیبه دینوری و مقایسه آن با دیدگاه مشهور حُکما

کلیدواژه‌ها: ابن قتیبه فضیلت عشق اعتدال حکما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
انسان ذاتاً فضیلت طلب است و نسبت به فضیلت و کمال عشق میورزد. اما اینکه نسبتِ میان عشق و فضیلت چگونه باید باشد، مسئله ی اصلی و مورد مطالعاتی این پژوهش – که در جمع آوری اطلاعات به شیوه ی اسنادی و در پردازش آنها از تحلیل عقلی و منطقی استفاده شده است - دیدگاه های ابن قتیبه ی دینوری است. ابن قتیبه میان این دو، تمایز معناداری قائل میشود و معتقد است با توجه به ویژگیها و خصایص انسانی،نه تنها ضرورتی ندارد که عشق به فضیلت، مساوی و همتراز با خودِ فضیلت باشد، بلکه باید میان آنها کاملاً جدایی و بینونت باشد. به عبارت دیگر،فضیلت هر چه بیشتر، بهتر اما عشق به فضیلت باید معتدل باشد و از افراط و تفریط در این عشق و محبت باید پرهیز نمود. همین سخن درباب رذایل و نفرت نسبت به آن، جاری است. اگر چه ممکن است شخصی در رذایل غرق باشد، اما نفرت از او باید در حد اعتدال باشد. این در حالی است که مشهور حکمای مسلمان رابطه ی میان عشق و فضیلت را یک رابطه ی همتراز میدانند به طوری که شدت عشق به میزان فضیلت وابسته است.نتیجه ی این پژوهش را می توان چنین تبیین نمود که ابن قتیبه رابطه ی میان عشق و فضایل را یک رابطه ی غیرضروری، غیرذاتی، قابل انفکاک و قابل کنترل میداند. در حالی که به باور فیلسوفان مسلمان رابطه ی میان عشق و فضیلت یک رابطه ی ضروری، غیرقابل انفکاک است که با توصیه، سفارش و دستور قابل تضعّف و اشتداد نیست.
۶۸۴.

شروط چشم عاشق در نگرش حافظ

کلیدواژه‌ها: حافظ عشق چشم نگاه دیدار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
عاشقی روایتی ازلی و نامکرر است که هر چشمی به وجهی ابعاد بی پایان آن را بسته به بینش خویش می کاود و برگی دیگر بر این کتاب بی انجام می افزاید. حافظ که از صنادید اصیل و بی مثال ادب پارسیست از راویان درخشان این داستان بوده و این پژوهش در صدد تحلیل ساختار نگرش عاشقانه وی است. گستره تاثیر ادراک دیداری به دلیل ساختار صوری و فیزیکی آن و ارتباط وثیق با مغز و پردازش ذهنی و همچنین تاثیرات عمیق در ابعاد گوناگون اندیشه بسیار وسیع بوده و در ایجاد بینش انسانی موثر است. در باب ارتباط نظر و نگاه در سطوح مختلف حسی و فراحسی پژوهشهای شایانی موجود است. شرح حافظ از ساختار نظر خود به مدد ابیاتش نشانگر آن است که همه وجوه دید، نظر و نگرش حافظ اعم از حسی و فراحسی، منغمر در معشوق است و تمامی ارکان و اجزای ایجاد و بقای ساختار سازوار دیدار او حول محور معشوق گرد آمده اند. بررسی ابیات حافظ و تطبیق آن ها با امور متعدد مترتب بر ادراک دیداری نشان می دهد که ساختمان چشم و لوازم لازم در عملکرد عالی و صحت بینایی، مصالح ضروری در ارتقا و بهبود دیدار و نیز، سطح و سعه بینش و مراتب رسوخ دید در جوانب جهان، بنا بر روایت شاعر در ابیات، جملگی در ید اراده و تحت اشراف و استیلای کمال و جمال و جلال معشوق بوده و نمایانگر نظرگاه حافظ درباره شرایط چشم و نگرش عاشق است.
۶۸۵.

مبانی عرفانی زیبایی و هنر اسلامی

کلیدواژه‌ها: عرفان حسن تجلی عشق خیال- تشبیه و تنزیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
هنر اسلامی همواره با نوعی بینش عرفانی همراه بوده است به طوری که هم در مرحله ایجاد هنر توسط هنرمند و هم در مرحله درک هنر توسط مخاطب بی اطلاعی از این بینش عرفانی رهزنی می کند و هنرمند یا مخاطب را از مسیر مطلوب در هنر اسلامی دور می کند. در عرفان اسلامی منشا حسن و زیبایی خداوند است و هر چه از زیبایی در این عالم می بینم جلوه ای از زیبایی اوست. خداوند از مرحله ذات و صرافت اطلاق که تنزل کند، تجلیاتی دارد و تجلی او خلق او است. تجلی خداوند موجب سریان زیبایی او در عالم می شود. هر کسی این زیبایی را ببیند عاشق آن می شود. هنرمند نیز حسن بین و عاشق است و در عین حال اهل تشبیه. او حسن الهی را در قالب زیبایی های محسوس نشان می دهد. هنرمند چون عاشق است پس به خود نیست بنابراین هنر مطلوب در عرفان هنرِ بی هنری است. هنری که ناشی از بی-خودی هنرمند و فراتر رفتنش از فن و تکنیک است. در این مقاله ابتدا چند اصطلاح مهم که در فهم مبانی عرفانی زیبایی و هنر موثر است تبیین می شود و سپس به هنر مطلوب و هنرمند مطلوب از منظر عرفانی پرداخته می شود.
۶۸۶.

بازتاب عشق عارفانه در سینمای ملودرام ایران با مطالعۀ موردی شب های روشن

کلیدواژه‌ها: عرفان اسلامی ملاصدرا عشق سینمای ملودرام شب های روشن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۵
عشق عارفانه در عرفان اسلامی از ذات مقدس خداوند برمی خیزد که موجودات را با آن خلق کرده تا آن ها به واسطه این عشق به اصل خویش بازگردند. ملاصدرا از جمله حکمایی است که این مضمون را تبیین کرده و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داده است. به عقیده او عشق انسانی اگر از مسیری درست هدایت گردد، می تواند حلقه اتصالی برای رسیدن به حضرت حق باشد. با تصویری کردن چنین عشقی می توان این مسیر را معرفی کرد. یکی از راه های مناسب به تصویر کشیدن این عشق، سینماست. این پژوهش با گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و با ارزیابی داده های به دست آمده با روش توصیفی- تحلیلی به این پرسش پاسخ می گوید که بازتاب عشق عارفانه در سینمای ملودرام ایران چگونه است؛ از این رو پژوهش پیش رو ضمن بررسی فیلم شب های روشن به عنوان نمونه ای از سینمای ملودرام ایران چگونگی بازتاب عشق عارفانه را به صورت موردی ارزیابی کرده و این فرضیه را مطرح می سازد که توجه به مضامین عرفانی از سوی فیلم سازان می تواند زمینه ساز شکل گیری آثار سینمایی عارفانه بر مبنای عرفان اسلامی شود. ملودرام شب های روشن با کاربست عشق نفسانی برآمده از دیدگاه ملاصدرا، امکان پذیری تحقق عشق عارفانه در سینمای ایران را به اثبات رسانده است.
۶۸۷.

بررسی لذّت خداوند، مبانی الهیاتی و پیامدهای آن در سنت فلسفی مشاء (واکاوی آرای ارسطو، فارابی و ابن سینا)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: واجب زیبایی لذت خداوند عشق مشاء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
لذت یکی از مهمترین مسائلی است که ذهن بشر را از دیرباز به خود معطوف کرده است. فیلسوفان لذت را عبارت از ادراک امر ملائم دانسته اند. در سنت فلسفی مشاء مباحث مختلفی از جمله در زمینه چیستی لذت، اقسام آن، فرآیند حصول آن و موارد دیگر طرح شده است. یکی از مهم ترین پرسش های فلسفی در این زمینه آن است که آیا خداوند نیز لذت می برد؟ فیلسوفان مشاء از جمله ارسطو، فارابی و ابن سینا هر سه بر این مسئله اذعان داشته و در مسیری تکاملی و با اختلافی اندک مبانی الهیاتی ویژه ای را برای اثبات و به دست دادن توضیحی ممکن به شیوه فلسفی از چگونگی حصول لذت در ذات الهی طرح کرده اند. بر اساس نظریات این اندیشمندان، وجود خدا به نحو وجوب تحقق دارد. این وجوب سبب تحقق کمالات فعلی بی انتهایی برای خدا شده است که زیبایی او به شمار می رود. خدا که فوق تجرّد و عقل محض است، زیبایی خود را به قوی ترین شکل ادراک می کند. ادراک زیبایی بی نهایت، لذت و در پی آن نیکبختی و عشقی بی نهایت در ذات الهی به بار می نشاند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است.
۶۸۸.

خوانش تطبیقی بن مایه های عاشقانه های جمال ثریا و کاظم بهمنی با تکیه بر «نظریه عشق» رابرت استرنبرگ

کلیدواژه‌ها: عشق قصه عشق استرنبرگ جمال ثریا کاظم بهمنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
عشق و بازتاب آن در آثار، از دیرگاه همچون اسطوره های آفرینش و مرگ، از برجسته ترین بن مایه های ادبیات منثور و منظوم جهان بوده که از مضامین مشترک مباحث روان شناسی و آثار ادبی است که قابلیت بررسی در چارچوب پژوهش های بینارشته ای دارد. رابرت استرنبرگ، از روان شناسانی است که با مطرح کردن «نظریه عشق»، هرم سه گانه صمیمیت، اشتیاق و تعهد را بیان کرد و وجود عشق کامل و آرمانی را در گرو این سه مولفه دانست. در این پژوهش توصیفی و تحلیلی با رویکرد تطبیقی، با روش مطالعه کتاب خانه ای و تحلیل محتوا موردی و کیفی، سعی بر این گردیده مصادیق هرم سه گانه استرنبرگ همراه با نوع قصه عشق مدنظر وی در اشعار کاظم بهمنی، شاعر کلاسیک گرا و جمال ثریا، شاعر ترک زبان پیشرو شعر نو مورد تحلیل و بررسی قرار داد. دلیل اصلی تطبیق اشعار این دو شاعر، این است که هر دو به عشق و اضلاع سه گانه عشق، عاشق و معشوق به گونه ای ویژه نگاه کرده اند. نتایج پژوهش حاکی از این است که می توان مولفه های صمیمیت، اشتیاق و تعهد را در اشعار کاظم بهمنی دریافت که توانسته میان ارکان عشق توازن و تعادل برقرار سازد. در سروده های جمال ثریا تنها مولفه های صمیمیت و اشتیاق نشان از عشق رمانتیک دارد و با توجه به فرهنگ حاکم بر زمان وی مولفه تصمیم بدون تعهد در شعرش بازتاب یافته است. از نگر قصه های عشق استرنبرگ می توان در سروده های هر دو شاعر، نمودهایی برای «قصه ایثار» از نوع قصه های نامتقارن، «قصه های هنر و بهبودی» از نوع قصه های شیئی و «قصه های باغ و اعتیاد» از نگر قصه های مشارکتی دریافت.
۶۸۹.

عشق و دلهره اگزیستانسیالیستی انسان درفلسفه گابریل مارسل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عشق دلهره مارسل مشارکت هستی دیگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل سه مفهوم محوری عشق، دلهره و حضور در فلسفه ی اگزیستانسیال گابریل مارسل است. این مقاله در پی آن است تا نشان دهد این سه عنصر چگونه هسته ی اصلی شکل دهنده ی تجربه ی انسانی را تشکیل می دهند و از طریق ترکیب آن ها، چگونه می توان به درکی عمیق تر از معنای زندگی، رهایی از انزوا و دستیابی به اصالت و تحقق وجودی دست یافت. روش پژوهش: روش این پژوهش، تحلیل فلسفی و روش توصیفی-تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعه ی کتاب خانه ای و بررسی آثار اصلی گابریل مارسل (مانند «وجود و بودن»، «اسرار هستی» و دیگر نوشته هایش) و نیز منابع ثانویه مرتبط گردآوری شده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در فلسفه ی مارسل، این سه مفهوم به طور عمیقی در هم تنیده شده اند: عشق: نه یک احساس گذرا، بلکه یک نیروی وجودی نجات بخش است دلهره: برخلاف اضطرابِ ویرانگر، یک مواجهه ی مثبت و سازنده با مرزها و ناشناخته های هستی است حضور: به معنای بودنِ تمام عیار در لحظه، نقطه ی اتصال انسان و جهان است.. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که فلسفه ی گابریل مارسل، با محور قرار دادن این سه مفهوم، راهکاری انضمامی برای غلبه بر بحران های معنوی انسان مدرن ارائه می دهد. این پژوهش به این جمع بندی می رسد که عشق، دلهره و حضور، سه ضلع مثلثی هستند که هستی انسان را قوام می بخشند. از نگاه مارسل، زندگی زمانی به تحقق وجودی می رسد که فرد بتواند با پذیرش دلهره های هستی، به شکلی تمام وقت در جهان حاضر شود و از طریق عشق، پلی به سوی دیگران بزند. بنابراین، این سه مفهوم صرفاً مقوله هایی انتزاعی نیستند، بلکه راهنمایی عملی برای نحوه ی زیستن یک زندگی اصیل و پرمعنا هستند.
۶۹۰.

تحلیل روان شناسانه نیاز به ارتباط (انواع عشق) در 35 داستان برگزیده کودکان و نوجوانان (بر اساس نظریه اریک فروم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات کودک داستان های تألیفی عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
یکی از نیازهای اساسی آدمی از منظر تمامی روانشناسان، نیاز به عشق و ارتباط است. انسان برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی باید دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کند. انسان سالم کسی است که بتواند نیازهایش را بدون آسیب رساندن به دیگران، به خوبی تامین کند و این مهارت باید از کودکی به کودکان آموزش داده شود. داستان یکی از مهم ترین ابزارهای آموزشی خصوصاً در دوران کودکی است. می توان با بررسی ارتباط بین شخصیت های داستانی در داستان های گوناگون کودکان و نوجوانان به بررسی نوع و کیفیت عشق در آنها پرداخت و پیرو آن به میزان تاثیرپذیری کودک از داستان و نوع آموزه و کاربرد تربیتی آن بر کودکان مخاطب دست یافت. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد، همه انواع عشق (براساس تقسیم بندی فروم) در نمونه های آماری مطرح شده است. کودک با خواندن داستان ها به جایگاه افراد و تفاوت میان انواع ارتباط آشنا می شود و می داند در مواجهه با افراد مختلف و در «ارتباط»های متعددی که در طول عمر تجربه می کند، چه رفتارهایی را انتخاب کند.
۶۹۱.

تحلیل و نقد عاشقانه های قوام الدین محمد صاینی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نسخه خطی کلیات قوام الدین محمد صاینی (یزدی) غزل ادبیات غنایی عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۷
وصف حال عاشق، توصیف احوالات و سیمای معشوق و عشق را می توان سه مؤلفه اصلی و بنیادین ادبیات غنایی به حساب آورد. یکی از نسخ خطی بازمانده از دوران تیموری که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و تصحیح نشده است، کلیات قوام الدین محمد صاینی یزدی، شامل 359 غزل در وصف عشق و احوالات عاشقی است. جستار حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و برمبنای روش سندکاوی، براساس نسخه خطی تصحیح شده در رساله دکتری الهام معینیان به انجام رسیده، به این مسئله می پردازد که از منظر مؤلفه های ادبیات غنایی، نگرش قوام الدین محمد نسبت به موضوع عشق و احوالات عاشق و معشوق چگونه است؟ برآیند پژوهش، حاکی از آن است که قوام الدین محمد در سنّت غزل سرایی، به طرز قدما، ازجمله شیوه حافظ و سعدی روی آورده است. درون مایه غزلیات و مضامین مورد توجه وی نیز عمدتاً وصف ناکامی های عشق، اوصاف معشوق و مبارزه با زهد ریایی است. نکته برجسته این غزلیات، لحن تعلیمی آن و وجود یک نمونه غزل مدحی در این دیوان است که بررسی غزل شاعر را شایان توجه کرده است.
۶۹۲.

تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظامی بهرام اردبیلی عشق تأثیرپذیری بینامتنیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.
۶۹۳.

بسترهای روایی موثر بر بازنمایی های عاشقانه در میان ده رمان نوجوان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بسترهای روایی بوطیقا رمان نوجوان عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۶
بسترهای روایی مؤثر بر بازنمایی های عاشقانه در میان ده رمان نوجوان فارسی   چکیده عشق از اصلی ترین مضامین تاریخ ادبیات فارسی است؛ چه در قالب های منظوم و منثور و چه در اشکال روایی و غیرروایی اش. باوجود گستردگی، تکرر و شناسندگی ِدیرپایش، رمان ِنوجوان، سهم اندکی از این بن مایه ی کهن ادب فارسی داشته است. در این جستار، با روش تحلیل محتوای کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که بازنمایی عشق در رمان های واقع گرای نوجوانی که در سال های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1400 منتشر شده اند، متأثر از کدام بسترهای روایتی است؟ نتیجه ی پژوهش نشان می دهد در رمان های نوجوانِ فارسی، چهار بستر روایی وجود دارد که خویشکاری های عاشقانه برروی آن ها بازنمایی می شوند. این بسترها عبارتند از: تنهایی: با حرکت از تنهایی ِفیزیکی به تنهایی ِروان شناختی؛ تضاد طبقاتی: با حرکت به سمت فقدان تضاد طبقاتی؛ کانونی شدگی ِمعشوق: با حرکت از کانونی سازِ مذکر به کانونی سازِ مؤنث و فضا: با حرکت از بازنمایی عشق در روستا به بازنمایی عشق در شهر نیز مشخص شد تحول در هریک از این بسترها، می تواند به صورت بالقوه به دگرگونی در بسترهای روایی دیگر منجر شود.    
۶۹۴.

بررسی عشق ورزی خسرو و شیرین نظامی از دیدگاه فلسفه ی «میل به زیستن» شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خسرو و شیرین شوپنهاور عاشقانه عشق نظامی

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۹
  روایت های عاشقانه رکن مهمی از تاریخ فرهنگ بشری هستند. در این میان منظومه ی خسرو و شیرینِ نظامی که دارای اهمیت و شهرتی جهانی است، هنوز ویژگی هایی مستور دارد که با ابزار نظریه می توان از زاویه های جدیدی بر آن نور تابانید. یکی از این موارد، هدفِ عشق بین خسرو و شیرین است. فیلسوف آلمانی، شوپنهاور، هدف اصلی هر رابطه ی عاشقانه ی بشر را تولیدِمثل با انگیزه ی امتدادنسل دوطرفه می داند. از دید او انتخاب جفت براساس زیبایی های ظاهری و باهدفِ جبران عدم تعادل بیولوژیک شکل می پذیرد. بدون داشتن رابطه ی فیزیکی و تولید فرزند، عاشق و معشوق درنهایت از هم خسته می شوند و اصل «میل به زیستن» شوپنهاور است که دوطرف را کورکورانه به درد عشق مبتلا می کند. پژوهش ما هشت مؤلفه ی مهم درباره ی هدف رابطه ی عاشقانه را از کتاب شوپنهاور، جهان همچون اراده و بازنمود، برگرفته و مراحل رابطه ی عشق خسرو و شیرین را طبق آن می سنجد. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که در رابطه ی خسرو و شیرین، دوری و مهجوری، عدم برقراری رابطه ی زناشویی تا مدتی طولانی، حضور عناصر داستانی رقیب مانند ازدواجِ خالی از عشقِ خسرو با مریم و فرزنددارشدن و معرفی فرهاد، رقیب عشقیِ خسرو، هیچ کدام از تمایل بالنده ی خسرو و شیرین به یکدیگر به طوردائمی نمی کاهد، تاجایی که پس از ازدواج تا پایان زندگی، عاشقانه کنار هم می مانند. در این روایت، شیرین بیش از خسرو در تناقض با مؤلفه های اعتقادی شوپنهاور نقش ایفا می کند و مشخص می شود که نگاه آرمان گرای نظامی به رابطه ی عاشقانه، ابتدا درون مایه ای غنایی را با زیرساختی معنوی برمی سازد که برخلاف انطباق با آراء شوپنهاور در ابتدای روایت، در مراحل پایانی با حرکتی تدریجی به سمت روساخت عشق معنوی می رود و از سازگاری با شوپنهاور دور می شود. درنهایت روایت نظامی با تکریم مقام معنوی شیرین در مرتبه ای والا و برجسته سازی بن مایه ی پایداری شیرین بر عفاف و پاک دامنیِ منطبق با آیین مذهبی رایج، در تعارض با دیدگاه شوپنهاور قرار می گیرد.    
۶۹۵.

سیر تکاملی سلوک در داستان شیخ صنعان عطار بر اساس مفهوم «امتزاج افق ها» ی هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری عشق شیخ صنعان گادامر هرمنوتیک امتزاج افق ها

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
در طبقه بندی آثار منظوم عطار، «منطق الطیر» جایگاه خاصی دارد و در این منظومه داستان بلند «شیخ صنعان» چه از نظر مهارت قصه پردازی و چه از دیدگاه پرداختن به معانی بلند عرفانی موقعیتی ممتاز دارد. نقد هرمنوتیکی پس از این که به واسطه ی دیدگاه های متألّه پروتستانی شلایر ماخر ظهور می کند، با دیلتای و پس از او هایدگر افق های تازه ای یافته و در اندیشه ی والای گادامر قوام تمام می یابد. گادامر با طرح و تبیین مفاهیمی چون «افق امتزاج»، «تاریخ تأثیر»، «سنّت» و «پیش داوری» و هم چنین فاصله گرفتن از «نیّت مؤلف» و تکیه بر «فهم» حاصل از دیالکتیک، نقش خواننده را پررنگ کرده و دریچه ی جدیدی را بر نقد ادبی و خوانش متن می گشاید. در این مقاله نگارنده با شیوه تحلیل محتوای کیفی، پس از مرور اجمالی تاریخچه ی هرمنوتیک به تبیین آرای گادامر و سپس تحلیل این داستان بر اساس مفهوم «امتزاج افق ها» ی هرمنوتیک فلسفی گادامر پرداخته است. نتیجه ی حاصل این که هسته ی مرکزی این داستان حرکت از نوعی ریاضت عابدانه به سمت تجربه ی عاشقانه که نمودی از همان عشق الهی است می باشد. در این تحلیل دختر ترسا نه یک وسیله ی آزمون صرف بلکه در نقش زنی کاردان ظاهر می شود که برای شیخ صنعان واسطه ی تجربه ای رو به تکامل در عشق است؛ عشقی که می توان آن را به منزله ی پلی برای درک عشق جاویدان الهی قلمداد کرد و از این نظر دختر ترسا خود نقش پیر راهنما را برای شیخ صنعان یافته است.
۶۹۶.

 بررسی تطبیقی جلوه های عشق در شعر سعدی و ابونواس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابونواس ادبیات تطبیقی سعدی عشق

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
  بررسی تطبیقی جلوه های عشق در شعر سعدی و ابونواس چکیده این پژوهش با هدف شناخت بهتر ادبیات ملی و درک بیشتر هنر شاعری سعدی از دریچه ی ادبیات تطبیقی، به کنکاش در غزلیات سعدی و ابونواس از شاعران مشهور ادب فارسی و عربی در باب عشق پرداخته و همانندی های غیرقابل انکاری در این جنبه ی مهم شعری آن دو کشف کرده است. گرچه برخی از پژوهشگران با توجه به تسلط سعدی بر ادب عربی، سعی در القای اثرپذیری وی از ادب عربی دارند؛ اما این پژوهش با رویکردی متفاوت با توجه به خاصیت کهن الگویی عشق و فطری بودن آن و طبع شعری بلند سعدی و قریحه ی وقاد و خیال بلندپرواز وی بر این فرض استوار است که پنداشتن این همانندی ها در عین جرعه نوشی سعدی از ادب زلال عربی، بر اصل توارد بهتر می نماید. با این فرض، پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کیفیِ غزلیات دو شاعر، رویکرد تطبیقی خود را مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی برگزیده که قائل به جهانی بودن ادبیات و وحدت و انسجام ادبیات های مختلف است. تحلیل یافته های پژوهش پس از نشان دادن موضوعات مشترک و مشابه نشان داد که با توجه به زبان مشترک عشق و نبوغ و قریحه ی سعدی، وجود این تشابهات، علاوه بر اثرپذیری، تواردهای ذهنی دو شاعر نیز است که گاه در نقطه ای به هم رسیده اند.    
۶۹۷.

کارکردِ عشق در شعر ابن رومی و صائب تبریزی براساس نظریه روان درمانگریِ اگزیستانسیال اروین یالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اروین یالوم عشق روان درمانی اگزیستانسیال ابن رومی صائب تبریزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۶
نقد روان شناسی و روانکاوی در دوره معاصر، تحت تأثیر گسترش روز افزون نقد ادبی و مطالعات میان رشته ای، بخش وسیعی از پژوهش های ادبی را به خود اختصاص داده و با توجه به رابطه تنگاتنگ ادبیات با روانشناسی از نظر بازتاب هیجانات، احساسات و عوامل روحی و فردی این رویکرد، توجّه ویژه ای به آن شد. در میان موضوعات روانکاوی، مضمون عشق و تبیین ابعاد و هویّت این پدیده بنیادین بشری، از اهمیّت بسزایی برخوردار است و می توان جهان بینی های شاعران درباره این موضوع را با بررسی این اشعار سنجید. مفهوم عشق یکی از مسائل مورد بحث در روان درمانگری اگزیستانسال است. این مفهوم را به دلیل تعارضات و کشمکش هایی که ایجاد می کند و پویایی که از آن برخوردار است، می توان در اشعار و اندیشه شاعران از طرق نظریه «اروین یالوم» بررسی کرد. براین اساس پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی و مکتب آمریکایی درصدد بررسی عشق در شعر صائب تبریزی و ابن رومی بر اساس نظریه اروین یالوم است. نتایج تحقیق نشان می دهد که صائب و ابن رومی، عشق را توأم با مسأله تنهایی مطرح کرده و آن را زمینه ای برای برون رفت از حالت تنهایی اگزیستانسیال مطرح کرده اند. با این حال، شعر صائب بیشتر جنبه عرفانی و تعارضات الهی عشق و شعر ابن رومی بیشتر جنبه دنیوی و تعارضات مادی عشق را بیان کرده است.
۶۹۸.

بررسی تأثیر مؤلّفه عشق در ابعاد نیهیلیسم در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو

کلیدواژه‌ها: فروغ فرخزاد احمد شاملو نیهیلیسم عشق شکست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
  در شعر معاصر اغلب شاعران با شکست در روابط عاطفی، به نیهیلیسم گرایش یافته اند. عشق یک مؤلّفه مهم در پوچ گرایی شاعران معاصر است.  فروغ فرخزاد و احمد شاملو از شاعران برجسته معاصر هستند که مؤلّفه عشق در ارتباط با نیهیلیسم در شعرشان دیده می شود. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با هدف بررسی ارتباط عشق و ابعاد مختلف نیهیلیسم به عنوان یکی از دلایل پوچ گرایی دو شاعر، اشعار غنایی و اجتماعی آن ها بررسی شده است. در گرایش های پوچی هر دو، در بُعد فردی و اجتماعی شعرشان، مؤلّفه عشق در نیهلیسم فردی، نیهلیسم سیاسی و نیهلیسم اجتماعی دیده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد: در بُعد فردی علت اصلی گرایش آن ها به نیهیلیسم «شکست در عشق» است. فرخزاد با شکست عاشقانه در نیهلیسم باقی می ماند و تا پایان شاعری از اندوه و افسوس جدایی می سراید اما شاملو در دوره ای به نیهیلیسم عاشقانه می رسد و بار دیگر به یاری عشق متعالی آیدا از نیهیلیسم گذر می کند و زندگی تازه ای آغاز می کند. نیهیلیسم سیاسی فقط در شعر شاملو آمده است و مربوط به شکست عاطفی شاعر از عشق به یاران مبارزی است که در مبارزه سیاسی، او را رها کردند. در بُعد اجتماعی، هر دو از زوال عشق در میان مردم به اندوه نیهیلستی دچار شده اند، تفاوتشان در این است که نیهلیسیم فرخزاد در ارتباط با جامعه مردسالار و روابط اجتماعی مردم دیده می شود؛ اما نیهیلیسم شاملو همسو با شکست های سیاسی است که به دلیل اندوه از زوال عشق مردم در عرصه اجتماع است.  
۶۹۹.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

کلیدواژه‌ها: منیژه بیژن عشق تحلیل گفتمان روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۳
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
۷۰۰.

نقش عشق در حرکت و آفرینش(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: کنز مخفی عشق حرکت حبی فاعل بالعشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۴
«حرکت» و «عشق» از مباحث اساسی فلسفه و عرفان اسلامی به شمار می روند. عرفای مسلمان با الهام از حدیث مشهور «کنتُ کنزاً مخفیاً فاحببتُ أن اعرف فخلقتُ الخلق لکی أعرف» حب و عشق الهی را سبب هرگونه حرکت و فعل دانسته اند. اهل معرفت از حرکت ناشی از عشق به «حرکت حبّی» تعبیر نموده اند. بنا بر بیان ملاصدرا، این عشق الهی در تمام موجودات ساری است و هر محبتی که در عالم است، جلوه ای از این عشق است و موجب می شود تمام موجودات عاشق خداوند سبحان و مشتاق حرکت به سوی او باشند. ایشان بر مبنای «حرکت حبی»، راز خلقت، نظام احسن، سرّ تجلی و ظهور مراتب هستی را بیان می کند. همچنین برخی از مسائل مهم هستی شناختی را (همچون ربط حادث به قدیم که از پیچیده ترین مباحث فلسفی است) بر مبنای حرکت حبی حل کرده است. این مقاله با روش «توصیفی - تحلیلی» نقش عشق و حب را در حرکت و آفرینش از دیدگاه عرفا و فلاسفه اسلامی بررسی نموده و آراء آنها را تحلیل و تبیین نموده است.