مطالب مرتبط با کلیدواژه
۹۰۱.
۹۰۲.
۹۰۳.
۹۰۴.
۹۰۵.
۹۰۶.
۹۰۷.
۹۰۸.
۹۰۹.
۹۱۰.
۹۱۱.
۹۱۲.
۹۱۳.
۹۱۴.
۹۱۵.
۹۱۶.
۹۱۷.
۹۱۸.
۹۱۹.
۹۲۰.
عقل
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
24 - 53
حوزههای تخصصی:
علم کلام عهده دار ارائه نظام منسجم از باورهای دینی در چارچوب رابطه انسان با خداوند متعال در ظرف عالم هستی و اجتماعات انسانی است. در این راستا شاخه کلام اجتماعی عهده دار ترسیم ساختارها، مناسبات فکری و رفتاری و الگوهای تعاملی میان انسان ها در بستر جامعه بر پایه باورهای دینی و نیز اصلاح و ارتقای باورمندی دینی اجتماع است که در این باره از روش های عقلی و نقلی بهره می گیرد. در روش شناسی کلام اجتماعی، عقل عملی، نقشی محوری و اصیل در استنباط و تولید گزاره ها دارد. در این پژوهش ضمن تبیین دو نظریه «حق الطاعه» و «منطقه الفراغ» مربوط به اندیشمند معاصر اسلامی شهید آیت الله محمدباقر صدر در حوزه کلام اجتماعی به واکاوی روش شناختی با محوریت عقل عملی پرداخته شده تا از این رهگذر جایگاه، قلمرو، ابعاد و میزان کارایی عقل عملی در فهم و تولید نظریه ها و مسائل در حوزه کلام اجتماعی در قالب این نظریه ها آشکار شود و زمینه های ارتقا و توانمندی روش عقلانی در بخش عقل عملی در بارورسازی و کارآمدی دانش کلام اجتماعی در حل مسائل اجتماعی در عرصه باورها و اعتقادات فراهم آید. این پژوهش با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی و بهره گیری از روش های تحقیق توصیفی و اکتشافی به ترسیم هویت عقل و کارکردهای آن در دانش کلام اجتماعی در قالب چهار نظریه مذکور تدوین گشته است.
رابطه عقل و عشق در اخلاق عشق محور قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۴
110 - 135
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل برجسته ای که اندیشه حکما و فلاسفه و عرفا را درگیر کرده است، سازگاری و ناسازگاری بین عقل و عشق بوده که برخی بر سازگاری و برخی بر ناسازگاری این دو تأکید کرده اند. بررسی این موضوع، اهمیت ویژه ای در اخلاق عشق محور قرآنی دارد. در این مقاله با روش توصیفی _ تحلیلی بررسی شده است که بین این دو نه تنها ناسازگاری وجود ندارد، بلکه براساس مکتب فلسفه مشاء، اشراق، حکمت متعالیه، عرفان و دیدگاه علامه طباطبایی و برخی شاگردان ایشان، هماهنگی کامل وجود دارد. هدف از این پژوهش، بررسی سازگاری یا ناسازگاری بین عقل و عشق در مکتب اخلاق عشق محور قرآنی است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که اگرچه برخی از مراتب عشق به خاطر عظمت و شرافت، برای عقل درک کردنی نیست اما ستیزی هم در کار نیست و بدون عقل و تعقل، رسیدن به عشق حقیقی و مراتب آن ممکن نیست و عشق حقیقی مولود عقل است؛ چراکه انسان، با عقل می تواند معرفت و شناخت حقیقی نسبت به معشوق حقیقی پیدا کند و به آن گراییده و به سوی آن حرکت کند. از این رو، نه تنها بین این دو تقابل نیست بلکه سازگاری و تعاضد وجود دارد و تا مراتب عقل و پیوندی که بین این مراتب است مشخص نشود، دست یابی به عشق حقیقی و اخلاق بر پایه آن، امکان پذیر نیست و عشق کاذب و اخلاق بر پایه آن دفع نمی شود.
براهین اتحاد عاقل و معقول در فلسفه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
261 - 282
حوزههای تخصصی:
اتحاد عاقل و معقول آموزه ای است که بیان صورت نهایی فلسفی خود را در فلسفه ملاصدرا بازیافته است؛ اما این اصل به بیان خودِ ملاصدرا و به شهادت متون فلسفی، ریشه در سنت فلسفی یونان باستان دارد. به عنوان نمونه اصل اتحاد عاقل و معقول را می توان نزد افلاطون، ارسطو و حتی پارمنیدس بازشناخت. انئادهای افلوطین سرشار از مباحث مرتبط با اتحاد عاقل و معقول و تبیین و کاربرد این اصل مهم فلسفی هستند. ادبیات پژوهشی در خصوص پیشینه یونانی این نظریه هم اکنون بسیار فقیر است. از آنجا که بررسی سیر تحول تاریخی ایده های فلسفی نقشی مهم در تعمیق شناخت فلسفی و روشن ساختن نسبت های درونی میان نحله های فلسفی دارد، این مقاله تلاش می کند تا مساهمتی در جهت بررسی سیر تطور این اندیشه مهم فلسفی باشد و گام نخست در این راستا، مبرهن ساختن وجود چنین اندیشه ای نزد متفکران پیشین و در این مورد خاص افلاطون، است. بنابراین ابتدا با واکاوی متون مکتوب افلاطون ، دلایل و براهین وی بر این اصل مورد بررسی قرار می گیرند و پس از به دست دادن صورت بندی کلی وی از این اصل، به بررسی این مسئله پرداخته می شود که پذیرش یا عدم پذیرش اتحاد عاقل و معقول چگونه تفاوت های مهم و معناداری در تفسیر و فهم فلسفه افلاطون و نیز دست یابی به فهمی کامل تر از نسبت فلسفه وی با فلسفه ارسطو و فلسفه اسلامی ایجاد خواهد کرد.
واکاوی عقلانیت در مثنوی مم و زین بر اساس اندیشه مولانا
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
251 - 266
حوزههای تخصصی:
عقل به عنوان یکی از مهمترین قوای شناخت انسان در سنت عرفانی مولانا و در مواردی که بحث عشق و موضوع تقابل آن مطرح می شود، نکوهیده و مانع حرکت و پرواز سالک است و عارف را در محدودیت و یک نوع بن بست گرفتار می کند و آماج پرواز و عروج را از او می ستاید. با توجه به میزان بازتاب و نمود مقوله عقل که در مم و زین به صورت غیرمستقیم و هرزگاهی مستقیم سخن به میان آمده است، می توان تقسیماتی از اوصاف عقل را ملاحظه کرد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به عقل و مراتب آن بر اساس پارادیم های فکری مولانا و با تکیه بر جریانات و گزاره های متنی موجود در اثر مثنوی مم و زین می پردازد. ضمن بررسی دلالت های موجود در متن، سعی شده نشان داده شود که عمده نظریات خانی در بیان طریق مراتب عقل، مبتنی بر مکتب عرفانی مولانا بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عارف بزرگی چون مولانا که در آثار ارزشمند و پرمغز خود به ویژه مثنوی و غزلیات شمس، روح و جان تشنگان وادی عرفان و معرفت و عشق را با آب زلال کلام عارفانه – عاشقانه خود سیراب کرده است. نگارنده مم و زین نیز از این آب زلال بی بهره نبوده، چنانچه با نگاه داشتی از موتیف های پارادیم های فکری مولانا توانسته در اثر خود، مم یا عاشق سالک را به دوری از عقل جزئی نگر و مصلحت اندیش دعوت کند و هدفی جز وحدت و اتحاد و یکرنگی که مقصد نهایی مولانا و تمام مکاتب عرفانی است، نداشته باشد.
بررسی تطبیقی دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین درباره جایگاه عقل در مسائل توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله جایگاه عقل در فهم معارف دینی، به ویژه در باب توحید، از دیرباز موضوع مباحثات گسترده ای در میان اندیشمندان اسلامی بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی، به مقایسه جایگاه و کارکرد عقل در فهم توحید از منظر دو جریان فکری تأثیرگذار یعنی وهابیت و اخوان المسلمین می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وهابیت، برخلاف اخوان المسلمین، قلمرو عقل در فهم توحید را محدود کرده و به نوعی رویکردی حداقلی نسبت به آن دارد. این تفاوت در نگاه به عقل، پیامدهای قابل توجهی در فهم مفاهیم بنیادین توحید، از جمله براهین اثبات وجود خدا، تقسیم بندی توحید، اثبات صفات خداوند و تفسیر صفات خبری داشته است. رویکرد حداقلی وهابیت به عقل همچنین منجر به نفی برخی از آموزه های اسلامی همچون توسل، استغاثه و ولایت تکوینی اولیاء شده است. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد که اختلاف در نگاه به عقل، به تفاوت های چشمگیری در فهم و تفسیر آموزه های توحیدی در میان وهابیت و اخوان المسلمین منجر شده است.
تربیت عقلانی در پرتو باور به معاد
حوزههای تخصصی:
علم وآگاهی به معاد، شناخت رابطه ی میان دنیا وآخرت، نقش بسزایی در شکوفایی تربیت عقلانی دارد. هدف ازاین تحقیق، روشن شدن تصویر ارایه شده از معاد در قرآن و نقش مهم آن در بازشناسی، تربیت وتعالی ابعاد گوناگون زندگی بشر به صورت فراگیر است. پرسش اصلی پژوهش، چگونگی نقش باور به معاد در تربیت عقلانی انسان است. پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی(کتابخانه ای) در پرتو اشارات برآمده از آیات وروایات، و منابع علوم انسانی انجام شده است. نوآوری پژوهش، ترسیم ابعاد فراگیر تصویر معاد در تربیت عقلانی با ترتبی منطقی، معقول ومقبول است. از یافته های مهم پژوهش می توان به مباحثی همچون؛ تمرکز یافتن عقل انسان و هدفمندی آن در راستای باور به معاد ، توسعه پیدا کردن قلمرو اندیشه، ، برخورداری زندگی از معنا و ارزش خاص آن، معرفت انسان و تعالی یافتن مراتب معرفتی؛ (علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین) در سایه این باور، اشاره کرد.
تأملی در تضمنّات سیاسی نسبت عقل و وحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
29 - 58
حوزههای تخصصی:
تأمل در نسبت میان عقل و وحی، فلسفه و دین و به تعبیری آتن و اورشلیم، بُن مایه کوشش های فکری بزرگ ترین چهره های سنّت فلسفه سیاسی بوده است. پرسش بنیادینی که در فلسفه سیاسی مطرح می شود این است: «چگونه باید زیست؟» کوشش برای پاسخ به این پرسش بنیادین در سنت فلسفه سیاسی، به ویژه از وقتی با سنت وحیانی ادیان ابراهیمی مواجه شد، با کوشش برای دفاع از خود فلسفه به مثابه والاترین شیوه زندگی، این همان شد. ما در این مقاله می کوشیم تا نشان دهیم که عقل و وحی، یا فلسفه و دین، از همان آغاز یک وجه مشترک بنیادین داشتند: زندگی کافی نیست، آنچه لازم است، خوب زیستن است. اما پاسخ هر یک آنها به این پرسش که «خوب چیست؟»، از بنیاد متفاوت بود. استدلال ما این است که آن اشتراک و این افتراق، زمینه ساز دیالوگی شد که نه تنها به تداوم سنت فلسفه سیاسی کمک کرد، بلکه امکاناتی را برای طرف وحیانی به منظور تدوین الهیاتی نظام مند فراهم نمود. با این حال به نظر می رسد که فلسفه سیاسی مدرن، به مثابه شیوه تفکری که ذاتاً درون ماندگار است، آغازِ پایان این دیالوگ میان دو سنت استعلایی عقلانی و وحیانی محسوب می شود. این مقاله، کوششی برای پرداختن به نسبت میان عقل و وحی، یا فلسفه و دین، از حیث موسّع ترین استلزامات سیاسی آن و مدخلیّت فلسفه سیاسی مدرن در قطع دیالوگ مزبور است.
نقش الگویی و هدایتی حضرت ابراهیم (ع) در سبک زندگی دینی با استناد بر آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
23-42
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی به مجموعه ای از الگوهای رفتاری نسبتا پایدار اطلاق می گردد که از بینش ها و ارزش های آدمیان متاثر بوده و به صورت عینی در رفتار متجلّی می شود و این تجلی می تواند الگوی دیگران شود. قرآن حضرت ابراهیم (ع) را به عنوان اسوه سبک زندگی معرفی می کند (ممتحنه/ 4) و بیش از 60 مورد از ایشان نام برده و عالی ترین سجایا و صفات انسان کامل را به ایشان نسبت داده و عناصر شخصیتی آن حضرت را بیان کرده و به صراحت در چند مورد فرموده که اسلام دین حضرت ابراهیم (ع) است. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی در صدد ارائه شاخص های الگویی هدایتی حضرت ابراهیم (ع) درسبک زندگی دینی، که به عنوان اسوه بیان شده است می باشد. امّا یافته های این تحقیق نشان داده، «دین» فطرت است، راه است، بشر یک فطرت دارد، که آن فطرت دینی است و خداوند رسولانش را نفرستاد جز برای آنکه بندگان در پیام های الهی تعقل کنند، و آنان که در تعقل و تفکر برترند، نسبت به فرمان های الهی داناترند.نگارنده در صدد است با توجه به نتیجه ای که از شیوه هدایتی حضرت ابراهیم (ع) در پایان بدست می آید، بتواند روش درستی از سبک زندگی دینی وی را به عنوان «حیات طیّبه» به جامعه معرفی کند.
انواع معرفت و مراتب کشف از دیدگاه نجم الدین رازی بر اساس تفسیر عرفانی «التأویلات النجمیه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
133 - 159
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که انواع معرفت، معرفت شهودی و اقسام کشف از دیدگاه نجم رازی باتوجه به تفسیر عرفانی التأویلات النجمیه چیست؟ حاصل آنکه، نجم رازی همچون سایر عرفای اسلامی به مباحث معرفتی پرداخته است که البته در این تفسیر به صورت کاملاً پراکنده بیان شده است. وی اساس معرفت را الهی و نتیجهٔ حرکت حبّی در اصل آفرینش می داند و مقصود خلقت را اساساً کسب معرفت توسط آدمی می نامد. او باتوجه به تقسیم دوگانهٔ ظاهر و باطن در همهٔ هستی، معرفت را نیز ظاهری و باطنی و دارای ابزارهای حسی پنج گانهٔ ظاهری و باطنی عنوان می کند. معرفت شهودی را از سایر معرفت های دیگری که نام می برد (معرفت عقلی و نظری) باارزش تر می داند و گرچه معرفت عقلی را می پذیرد؛ اما آن را به تنهایی و به دور از نور وحی، راهزن و کفربالمأل می خواند و فلسفه و فیلسوفان را تخطئه می کند. او کشف را به مراتبی از این دست تقسیم می کند: کشف نظری، کشف قلبی، کشف سرّی، کشف روحی، کشف خفی، کشف صفاتی و کشف ذاتی. این تقسیم به یکی از تقسیم بندی های ابن عربی از مراتب کشف، شباهت فراوانی دارد.
بررسی لوازم ذهنی-عینی نظریه وحدت وجود در اندیشل پاراماهانسا یوگاناندا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۳
55 - 66
حوزههای تخصصی:
نظریه وحدت وجود نزد پاراماهانسا یوگاناندا به منزله محور تمام نگرش ها و کنش های انسان است؛ زیرا نه تنها آن را مؤید و موجب اتحاد با خدا می داند، بلکه عامل تحقق موفقیت را در سیطره این نگرش به حساب می آورد. ازاین رو، پرسش مقاله این است که تا چه اندازه الزامات ذهنی عینی نظریه وحدت وجود در اندیشه یوگاناندا اعتبار دارد؟ یافته های پژوهش که با روش تحلیلی انتقادی انجام شده است، نشان می دهد این نظریه که برمدار تبیین وی از اصالت شهود و اتحاد وجودی فراهم می شود، از انسجام کافی برخوردار نیست؛ چراکه در مقام اعتباربخشی به شهود، نه تنها آگاهی حسی را نامعتبر می داند، بلکه کلیت فرآیند اندیشه و عقلانیت را نیز بی اعتبار می خواند. ازیک سو، خوانش «حلولی» او از نظریه، به لحاظ منطقی امکان پذیر نبوده و برداشتی سطحی قلمداد می شود و ازسوی دیگر، در سیطره نظریه، به منزله عامل موفقیت دچار تسری حکم و سفسطه می شود؛ چون غفلت می ورزد که اعتقاد به این نگرش، قرین کوشش های متناسب با مصادیق موفقیت است.
عقل در عرفان ادویته ودانته و مقایسه آن با عرفان اسلامی (با تأکید بر آراء شنکره آچاریه و ابن عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
5 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و مقایسه جایگاه عقل در مکتب فلسفی عرفانی ادویته ودانته و عرفان اسلامی می پردازد. هدف تحقیق تعمیق گفت وگوهای بین الادیانی و معرفی بهتر عرفان اسلامی و درک زوایای نظری آن است. در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای ضمن مطالعه متون فلسفی و عرفانی مرتبط به ادویته ودانته و عرفان اسلامی، به استخراج دیدگاه های دو مکتب درباره عقل، ابعاد و نقش آن در سلوک عرفانی پرداخته شد. یافته های تحقیق گویای آن است که در هر دو سنت عرفانی، عقل نقش مهمی در شناخت و درک حقیقت مطلق دارد، اما این حقیقت فراتر از توان ادراکی عقل انسان است. هر دو مکتب محدودیت هایی برای عقل قائل اند و تزکیه نفس را در کنار رشد عقلی امری برای تجربه مستقیم حقیقت نهایی ضروری می دانند. دو مکتب تفاوت های مهمی در تعریف حقیقت نهایی، نوع وحدت آن با جهان و نقش وحی الهی در کشف آن دارند. علاوه بر این ها، هدف نهایی عرفان اسلامی وصول به مقام فنا یا تقرب به خداوند و هدف نهایی ادویتا ودانتا رهایی از تناسخ و تحقق وحدت آتمان با برهمن است.
منزلت عقل در فهم و کشف حکم الهی با تأملی در اندیشه های علامه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
29 - 56
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در مورد عقل، حجیت و نقش آن در فهم و کشف حکم الهی می باشد. تردیدی نیست که شناخت درست از دین، در سایه سار بهره درست از منابع آن دین می باشد. در این مهم چنانچه دین مجموعه ای از اعتقادات، احکام و اخلاقیات بوده باشد راه دست یابی به این امور از منابعی است که توسط دین مشخص می گردد. فقها برای شریعت اسلامی به طور کلّی، چهار منبع مشخّص کرده اند که عبارتند از: قرآن؛ سنّت، اجماع و عقل. در این میان در مورد حجیت عقل در جهت فهم و یا کشف حکم الهی دیدگاههای متعددی مطرح شده، عده ای قائل به عدم فهم و برخی هم ضمن پذیرش حجیت عقل قائل به کشف حکم الهی از سوی عقل می باشند. دراین مهم، از ظواهر برخی سخنان علامه جوادی آملی بر می آید که ایشان قائل به نفی حکم عقل بوده مع الوصف در برخی دیگر از آثار ایشان بر می آید که ایشان عقل را منبعی مستقل در کنار کتاب و سنت دانسته، معتقدند آنچه را که کتاب و سنت بیان نکرد عقل بیان داشته و فتوای آن عین فتوای شرع می باشد. لذا از آنجاییکه فهم این نکته در جهت شناخت جایگاه عقل در کشف حکم الهی به عنوان یک منبع مستقل، مهم به نظر می رسد این تحقیق با روش تحلیلی به بررسی این مواضع پرداخته، یافته های تحقیق بر آن است که عقل از سویی با نگاه به نقل می تواند موفق به درک و کشف حکم الهی گشته و از سویی در کنار نقل خود با تشخیص برخی مصالح و مفاسد می تواند به کشف حکم الهی بپردازد و در حقیقت حکم الهی از دو ابزار نقل و عقل بیان گشته عقل نیز منبعی برای حکم الهی شمرده می شود.
کاربست عقل مصباحی در تفسیر اجتهادی جامع «تسنیم» با تأکید بر تفسیر قرآن به قرآن
حوزههای تخصصی:
روش تسنیم در تفسیر قرآن روش اجتهادی جامع با تأکید بر «تفسیر قرآن به قرآن» با رویکرد اعتدالی به معنای بهره مندی حداکثری از آیات قرآن است که با تفطّن عقل از شواهد و قرائن آیه یا آیات دیگر و تحلیل و جمع بندی آنها صورت می پذیرد و در این قسم، عقل تنها نقش «مصباح» و ابزار دارد. بدین جهت، آیت الله جوادی آملی در تفسیر ارزشمند تسنیم کوشش بلیغی در بهره مندی از آن دارد. رهاورد معرفتی کاربست این نقش، تعمیق و توسعه معارف قرآنی و پرهیز از فهم نادرست یا ناقص و سطحی است. مقاله حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته، چیستی عقل مصباحی و تفسیر اجتهادی جامع و نیز تفسیر قرآن به قرآن را تبیین نموده و برخی از ادله قرآنی و روایی آن را بیان نموده است. سپس به پانزده کارکرد از ابعاد کاربست عقل مصباحی در تفسیر تسنیم به ویژه با تأکید بر تفسیر قرآن به قرآن اشاره کرده است: دقت در معنای واژه، توجه به انواع دلالت مدلول غیر مطابقی، تحلیل و تبیین مفاد، تأویل آیات و ارجاع متشابهات به محکمات، رفع تعارض ظاهری آیات و برخورداری از نگاه جامع، تخصیص عام، تقیید مطلق، لحاظ آیات کلیدی، تفکیک مفهوم از مصداق، عنایت به گستردگی و شمولیت، کشف علّت، بازشناسی تمثیل از تحدید و تعیین، بهره گیری پیام دستوری از بیان وصفی، بهره مندی از آیات در تأیید روایات تفسیری، بهره مندی از آیات در نقد روایات تفسیری.
معاضدت عقل با وحی در جعل حکم الهی باتأملی بر اندیشه های علامه جوادی آملی
حوزههای تخصصی:
تردیدی نیست که عقل و وحی به عنوان دو عنصر محوری در هستی شناسی و معرفت شناسی دین شمرده می شوند.این امر همواره از سوی بسیاری از بزرگان دین محل مداقه و بررسی قرار گرفته است.انسان مسلمان نیاز به وحی برای فهم و کشف حکم الهی دارد تا بتواند نیازهای خود را بر طرف نماید در عین حال با مسائل جدیدی مواجه می شود که ای بسا با مراجعه به ظواهر نقل نتواند پاسخ های خود را در یابد لذا با توجه به حجیت عقل در کنار وحی، تلاش برای فهم حکم الهی دارد.از طواهر برخی سخنان استاد علامه جوادی آملی فهمیده می شود که عقل در هستی شناسی دین نقشی نداشته و حکم مستقلی نیز ندارد بلکه حکم آن در حقیقت کشف حکم نقل است لیکن از برخی دیگر از ظواهر سخنانشان هم بر می آید که با توجه به اهمیت حکم عقل ، عقل را منبعی مستقل برای فهم حکم الهی دانسته و فتوای آن را عین فتوای وحی می دانند.لذا این پژوهش بر آن بود تا با مراجعه به آثار استاد جوادی آملی این مهم را بررسی نماید.یافته های تحقیق بر آن است که از دو منظر ابزاری بودن و منبع مستقل بودن می توان نقش عقل را در کنار وحی برای فهم حکم الهی ملاحظه نمود.
کارکردهای تعامل عقل و دین در احیای تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
10 - 31
حوزههای تخصصی:
دین اسلام با تأکید بر جایگاه بنیادین عقل در فرآیند معرفت شناسی دینی، همواره مسیر تمدن سازی و پیشرفت را ترسیم نموده است. در این منظومه فکری، نسبت سنجی عقل و دین از جمله چالش برانگیزترین مباحث بوده که طیفی از آراء را شامل می شود؛ از نفی کامل هرگونه ارتباط تا اعتقاد به رابطه ای تکاملی و ذاتی. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تاریخی نشان می دهد که اوج گیری تمدن اسلامی مرهون چهار رکن اساسی بوده است: نخست، تکیه بر قرآن و سنت به عنوان چارچوب هویت ساز؛ دوم، پذیرش عقل به مثابه ابزاری معتبر در فهم دین؛ سوم، بنیان گذاری ایمان بر استدلال های عقلانی؛ و چهارم، نقد و بازخوانی میراث فکری اسلام. بررسی داده های تاریخی مؤید آن است که در دوره های طلایی تمدن اسلامی، تعامل سازنده عقل و دین به هماهنگی یافته های علمی با تعالیم وحیانی و گسترش فضای گفت و گو منجر شده بود. در این میان، نظام اجتهاد پویا به عنوان مکانیسمی کارآمد، انعطاف شریعت در برابر تحولات زمانی را ممکن ساخته بود. یافته های این مطالعه که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، گویای آن است که بازتولید این الگوی تعاملی در دوران معاصر می تواند سنگ بنای تمدنی نوین باشد که از سویی به مبانی اصیل اسلامی وفادار است و از سوی دیگر، توان پاسخگویی به چالش های پیچیده جهان امروز را دارا می باشد. این مسیر، احیای عقلانیت دینی را به عنوان پیش شرط ضروری هرگونه نوزایی تمدنی در جهان اسلام معرفی می کند.
بررسی چرایی و کیفیت حرمت شراب و نوشیدنی های الکلی در پاسخ به کتاب نقد قرآن
حوزههای تخصصی:
این مقاله با عنوان« بررسی چرایی و کیفیت حرمت شراب و نوشیدنی های الکلی در پاسخ به کتاب نقد قرآن» تهیه شده است. نویسنده کتاب با ایراد پنج شبهه، خواسته است قانون حرمت شراب را در اسلام به چالش بکشاند. نتایج تحقیق نشان می دهد اولاً شراب در ادیان الهی یهودیت و مسیحیت نیز حرام است و این مطلب در آیات مختلف کتاب مقدس مشاهده می شود، ثانیاً بنابر تحقیقات پزشکی جدید نوشیدن شراب چه کم چه زیاد، در ارگان های مختلف بدن، به خصوص مغز و اعصاب و گوارش، صدمات جبران ناپذیری به جا می گذارد و سندروم الکلی جنین که طیف وسیعی از اختلالات بدنی و ناهنجاری های عقلی و اسکلتی است، برای جنین ایجاد می شود. ثالثاً برای ممانعت از ایجاد صدمات مختلف به جامعه انسانی و نسل او، برای شرابخواری در عهدین و اسلام مجازات شدید در نظر گرفته شده که در تورات سنگسار و در اسلام، دو بار اول هشتاد ضربه تازیانه و در بار سوم قتل شرابخوار دستور داده شده است. رابعاً نه تنها شراب، بلکه هر ماده ای که عقل انسان را بپوشاند در اسلام حرام اعلام شده، و خامساً رهبرطالبان در افغانستان چه در بدو ظهور این گروه و چه اکنون که حاکمان این کشور هستند، استعمال و تجارت هر گونه مواد مخدر و شراب را ممنوع اعلام کرده است. نوع مقاله از سری مقالات بنیادی که نتیجه آن بهبود برنامه ریزی جامعه انسانی است و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و روش آن کتابخانه ای می باشد.
نقش عقل در تاویل معانی قرآن از دیدگاه عقل گرایی و نص گرایی
حوزههای تخصصی:
در میان مباحث مختلف علوم قرآنی، بحث از رویکردهای تفسیری و دیدگاه های مفسران ازجایگاه ویژه ای برخوردار است . دو رویکرد عقل گرایی و نص گرایی به طور خاص در فرآیند تاویل و تفسیر معانی ومفاهیم قرآن نقش اساسی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای به بررسی دیدگاه های عقل گرایی و نص گرایی در فهم معانی قرآن پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ملاصدرا به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان عقل گرای مسلمان، دیدگاه خاصی در شناخت قرآن دارد و معتقد است که شریعت و اصول عقلی از هم جداشدنی نیستند. وی عقل را در فهم قرآن ضروری می داند و به تاویل فلسفی و برهانی آیات تأکید می کند. در مقابل، مفسران نص گرا بر ظاهر نصوص دینی در تفسیر و تاویل آیات تأکید دارند و هیچ جایی برای دخالت عقل در تشخیص مراد خداوند قائل نیستند. این دیدگاه ها در نهایت به تأثیرات متفاوتی در نحوه تفسیر و تاویل قرآن منجر می شود.
تحلیل روایات کمال عقل: معنا و ماهیت کمال عقل؛ مصداق کاملان در عقل؛ عوامل و زمینه های کمال عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
کمال عقل امری مسلم در روایات است. این پژوش با تحلیل نصگرایانه روایات عقل، کمال عقل را در«معنا، مصداق، عوامل» بررسی می کند و به این نتایج می رسد:1)کمالِ عقل شامل هر تطور ازدیادی نیست بلکه ازدیادی تدریجی در «ذات» و یا «جنود» عقل است به طوری که تمام اجزاء عقل یا جنود آن یکجا جمع گردد و حالت منتظره ای در این جهت باقی نماند. قدر متیقن در کمالِ ذاتِ عقل، جمع شدن اجزاء آن است ولی معلوم نیست تحقق این مقدار برای تحقق کمال نهایی کافی باشد بلکه احتمال دارد کمال در ذات عقل به یکی از اجزاء اصلی عقل یعنی «علم و فهم» برگردد. کمالِ عقل در جنود، با جمع شدن جنود تحقق می یابد و بهتر شدن کیفیت هر یک از جنود خارج از فرایند کمال عقل است2)کمال عقل مقوله ای ممکن در همه انسان هاست ولی در مقام وقوع، تنها در انبیاء، اولیا و مؤمنان به اهل بیت علیهم السلام تحقق دارد.3) عامل کمال خداست و دخالت انسان در کسب کمال تنها در حد زمینه سازی از طریق «تضرع، تواضع ، یقین، سکوت؛ خوبی های خود را کم و خوبی های دیگران را زیاد شمردن، نرنجیدن از درخواست مردم،علم آموزی، خواری را بهتر از عزت و فقر را بهتر از غنا دانستن» است.
طرح زوج درمانی مبتنی بر الگوی خودنظم دهی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
55 - 75
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خودنظم دهی به نحوه اِعمال کنترل بر پاسخ های خود در جهت تعقیب اهداف و برآورده ساختن معیارها اشاره دارد. در نظریه شناختی اجتماعی بندورا (1991)، خودنظم دهی از طریق سه خرده کنش اصلی عمل می کند؛ این کنش ها عبارت اند از: خودنظارت گری بر رفتار فرد، عوامل مؤثر و نتایج آن؛ خودقضاوتی در مورد نسبت رفتارهای خود با معیارهای شخصی و شرایط محیطی و خودواکنشی عاطفی. کارور و شیر (2004) فرایند خودنظم دهی را در قالب نظریه کنترل سایبرنتیک به جامعه روان شناسی ارائه کردند. در قلمرو روان شناسی دین، محققان تلاش کرده اند که خودنظم دهی دینی را با بررسی تأثیرات دین بر فرایندهای خودنظم دهی نشان دهند. بررسی منابع اسلامی در قلمرو «تنظیم رفتار» نشان می دهد که منبع محوریِ فرایند تنظیم رفتار «عقل» است. پژوهش جهانگیرزاده و همکاران (1399) نشان داد که عقل دارای بیست مؤلفه است که در چهار ساحت شناختی، انگیزشی، هیجانی و اجرایی قابل سازمان دهی است. تبیین آسیب های روانی براساس مشکلات خودنظم دهی و تنظیم مداخلات درمانی بنابر صلاحیت های خودنظم دهی، محور پژوهش های مختلف بوده است. در همین راستا زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی نخستین بار توسط هالفورد، ساندرز و بهرنس (2004) برای کمک به بهبود رابطه زوجین مطرح شد. با توجه به اهمیت سازه خودنظم دهی در تحقیقات روان شناختی دهه های اخیر، تأثیر دینداری بر فرایند خودنظم دهی و ورود سازه خودنظم دهی در حیطه مداخلات بالینی، محقق درصدد برآمده است براساس الگوی خودنظم دهی مبتنی بر روابط میان مؤلفه های عقل در منابع اسلامی و با الهام از مدل زوج درمانی هالفورد، یک برنامه زوج درمانی را با هدف تأثیر بر شاخص های کیفیت رابطه زناشویی طراحی کند. روش: در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. تحلیل محتوا دربرگیرنده تحلیل درون مایه یک متن حاوی باورها، دیدگاه ها و احساسات گوینده آن می باشد و کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها و کلیه عناصر مطرح شده در چارچوب آن متن بررسی شود. جامعه پژوهش حاضر شامل مفاد آیات و روایات در منابع معتبر دینی براساس طبقه بندی طباطبایی (1393) می باشد. نمونه پژوهش شامل روایاتی است که درباره مفهوم «عقل» به فرایندهای خودنظم دهی اشاره دارد که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. پس از غربال روایات تکراری و مشابه، روابط میان مؤلفه ها از راه فرایند کدگذاری و در قالب مدل خودنظم دهی استخراج شد. سپس در چارچوب این مدل و با الهام از ساختار زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی (هالفورد، 1994)، طرح «زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی با رویکرد اسلامی» برای ارتقای فرایندهای سازگارانه و افزایش رضایت زناشویی تدوین گردید. درنهایت روایی طرح زوج درمانی در محورهای ساختار، اهداف و تکنیک ها از سوی پنج کارشناس دارای تحصیلات عالیه در روان شناسی و علوم حوزوی ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی خودنظم دهی اسلامی دربردارنده شش روند پویای مواجهه با موقعیت، تحلیل موقعیت با تمرکز بر نقش خود بر مبنای باورها و ارزش های اسلامی، فعال سازی انگیزش های فطری متعالی، انگیختگی عاطفی، تدبیر عملی، هدایت توجه، صورت بندی عمل، و ارزیابی پسینی است. در این رویکرد، نخست، اطلاعات کافی از وضعیت خانواده جمع آوری می شود. سپس، وضعیت موجود براساس نقش خود در موقعیت مورد وارسی قرار می گیرد. این وضعیت با حقایق اساسی و معیارهای اخلاقی در اندیشه اسلامی سنجیده می شود. در ادامه، وضعیت های مطلوب خود تعریف شده و هدف گذاری معطوف به خود براساس وضعیت ایده آل در دو سطح عمل و قصد صورت می پذیرد؛ برای مثال، در سطح قصد، وضعیت ایده آل توجه به خواست الهی و رستگاری نهایی و اقتضای عملکرد اخلاقی؛ در نقطه مقابل توجه به خواسته نفس و نتایج دنیوی قرار دارد. سپس طرح های عملی خودتغییری برای تحقق وضعیت، با استفاده از سازوکارهای رایج در روندرمانی های مبتنی بر خودنظم دهی یا روش های مطرح شده در آموزه های دینی طراحی می شود. درگیرکردن هوشیاری با امور معنوی، تصویرپردازی های دینی، مطالعه متون مقدس و اخلاقی، تعدیل شناختی از راه تفسیرهای دینی، نمونه ای از روش هایی است که می تواند فرایند خودنظم دهی را براساس آموزه های دینی غنا بخشد. در آخرین مرحله، تأثیر روش های خودتغییری ارزیابی می شود. این ارزیابی می تواند به تغییراتی در نحوه فعال سازی الگوهای رفتاری، طرح های اجرایی و حتی اهداف تعیین شده بینجامد. در نهایت، روایی ساختار، اهداف و تکنیک های درمانی از سوی کارشناسان ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR تأیید شد. بحث و نتیجه گیری: شباهت های مدل فرایند سایبرنتیک خودنظم دهی (کارور و شیر، 2011) و مدل فرایندی تنظیم هیجان (گراس و تامپسون، 2007) با الگوی خودنظم دهی در منابع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تأکید بر بعد عقلانی انسان؛ تأکید بر نقش خودآگاهی و خودنظارتی؛ تأکید بر نقش اهداف و ارزش ها در فرایند تنظیم؛ تأکید بر فرایندهای پیشاعمل یا «فرایندهای تدبیری»؛ تأکید بر فرایندهای پساعمل یا «تجربه اندوزی». ویژگی های الگوی اسلامی را نیز می توان در موارد زیر خلاصه کرد: ورود باورها و انگیزش های متعالی در هدایت فرایند خودنظم دهی؛ گسترش مفهوم عقلانیت به عقلانیت دینی؛ هدایت فرایند تفکر به کاستی های انسان در مسیر سعادت؛ ورود مفاهیم دینی خاص به فرایند خودتنظیمی، همچون تسلط بر نفس، مخالفت با هواهای نفسانی و قصد قربت. هدف کلی درمان در رویکرد اسلامی، تنظیم فرایندهای روانی براساس معیارهای دینی است؛ اهداف جزئی درمان نیز گسترش تفکر منطقی، خداباورانه، معادباورانه و فضیلت اندیش؛ اعتلای انگیزش های معنوی و اخلاقی؛ تحول احساسات ابتدائی و انفعالی به احساسات متعالی و ارتقای توان خودنظم دهی و مهارت های اجرایی در روابط همسران می باشد. برنامه زوج درمانی مبتنی بر رویکرداسلامی با حفظ ساختار زوج درمانی خودنظم دهی (هالفورد، 2004)، فرایندهای شناختی اجرایی را در راستای ارزش های مبتنی بر آموزه های اسلامی هدایت می کند و در این راستا از تکنیک های برآمده از متون دینی نیز استفاده می نماید. این الگوی زوج درمانی با برجسته ساختن جایگاه خودتغییری، مسئولیت شخصی و آزادی عمل افراد در تنظیم کنش های روانی و نیز افزودن عناصر معنوی و اخلاقی در سطح ملاک های ارزیابی، هدف گذاری و تکنیک های مداخله، به درمان های وجودگرا یا معنوی از نوع دینی آن نزدیک می شود. تقدیر و تشکر: از جناب آقای دکتر فتحی آشتیانی و سرکار خانم دکتر فرشته موتابی که در تدوین مبانی نظری و تنظیم طرح مداخله، نویسنده را یاری کردند، سپاسگزارم. تعارض منافع: بدین وسیله اعلام می گردد که در رابطه با مقاله ارائه شده به طورکامل از قواعد اخلاق نشر تبعیت کرده و از هرگونه سرقت ادبی، سوءرفتار، جعل داده ها و ارسال و انتشار دوگانه پرهیز نموده ام و منافعی تجاری در این راستا وجود ندارد و در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت ننموده ام.
بررسی رویکرد نقل گرایی به مؤلفه های تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
125 - 109
حوزههای تخصصی:
در جهان اسلام در مورد نوع نگاه به تربیت، رویکردهای مختلفی قابل ترسیم است، که هدف غایی تربیت نزد آن ها رضایت و قرب خداوند می باشد. اما هر یک از این رویکردها براساس مولفه های متفاوتی، این هدف را دنبال می کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رویکرد نقل گرایی به این مولفه ها می باشد. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد کیفی و روش اسنادی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد، نقل گرایان همچون سایر رویکردهای اسلامی، رضایت و قرب الهی را به عنوان هدف غایی تربیت اسلامی می دانند، و تفاوت آن ها با سایر رویکردها در نوع نگاه به اهداف میانی و جزئی می باشد. اصول تربیتی مطرح نزد آن ها شامل ایستاتی، ظاهرگرایی و ایمان گرایی می باشد. در بحث روش های تربیتی به روش تکرار و تمرین، سماع، قرائت و تلقین و عادت آموزی توجه دارند. علاوه بر این، در فرایند یاددهی و یادگیری نیز تاکید فراوانی به نقش الگویی معلم و محتوای درسی مبتنی بر قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) دارند.