مطالب مرتبط با کلیدواژه

همدلی


۲۶۱.

دلبستگی و همدلی در کودکان پیش دبستانی: نقش تنظیم هیجان و سن مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دلبستگی همدلی تنظیم هیجان سن مادر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۶۹
مطالعات پیشین از ارتباط بین دلبستگی و همدلی حمایت می کنند، با این وجود مطالعات محدودی از بررسی این رابطه فراتر رفتند و به مکانسیم اثر آن توجه داشته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم هیجان و نقش تعدیل کنندگی سن مادر در رابطه ی دلبستگی با همدلی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. 61 کودک 5 تا 6 ساله در جلسه ی آنلاین آزمون مبتنی بر داستان دلبستگی شرکت کردند و مادران آن ها پرسشنامه ی همدلی گریفیت (دادس، 2008) و چک لیست تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1998) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دلبستگی با همدلی ارتباط مثبت معنی دار دارد و تنظیم هیجان میانجی جزئی ارتباط دلبستگی و همدلی است. علاوه بر این سن مادر رابطه ی این دو متغیر را تعدیل می کند و اثر دلبستگی بر همدلی در فرزندان مادران جوان تر شدت بیشتری دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تنظیم هیجان یکی از مکانیسم های اثر اصلی دلبستگی بر همدلی است. به همین دلیل، توانایی تظیم هیجان موثر در کودکان ایمن به آن ها این امکان را می دهد که با دیگران بهتر همدلی کنند.
۲۶۲.

توسعه مدل هوشمند تصمیم گیری استراتژیک بر مبنای تعاملات احساسی و رفتاری مشتریان: مطالعه موردی دیجی کالا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: همدلی روابط فرا اجتماعی رفتار مشارکت مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف این پژوهش، توسعه مدل هوشمند تصمیم گیری استراتژیک بر مبنای تعاملات احساسی و رفتاری مشتریان در شبکه های اجتماعی است. در این راستا، تأثیر متغیر «همدلی» به عنوان یک شاخص احساسی بر «قصد خرید» بررسی شده و نقش میانجی گری متغیرهای «رفتار مشارکتی مشتری»، «رفتار شهروندی مشتری» و «ارزش برند» به دقت تحلیل گردیده است. همچنین، نقش تعدیل گر «روابط فرااجتماعی» به عنوان عاملی تأثیرگذار بر نحوه بروز رفتارهای مشارکتی و شهروندی مورد ارزیابی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل مشتریان دیجی کالا در شبکه های اجتماعی است که به صورت نامحدود در نظر گرفته شد و با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین و به روش در دسترس گردآوری شد.روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. داده ها از طریق پرسشنامه ای با مقیاس لیکرت پنج درجه ای جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS.V24 و Smart PLS.V3 در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیر های همدلی بر ارزش برند با نقش میانجی رفتار مشارکت مشتری (147/0) همدلی بر ارزش برند با نقش میانجی رفتار شهروندی(225/0) همدلی بر قصد خرید با نقش میانجی رفتار شهروندی (298/0) همدلی بر قصد خرید با نقش میانجی رفتار مشارکت مشتری(311/0) همدلی بر رفتار مشارکت مشتری با تعدیل گری روابط فرا اجتماعی(264/0) همدلی بر رفتار شهروندی با تعدیل گری روابط فرا اجتماعی(093/0) رفتار مشارکت مشتری بر قصد خرید با نقش میانجی ارزش برند(120/0) رفتار شهروندی بر قصد خرید با نقش میانجی ارزش برند(251/0) در میان مشتریان دیجی کالا در شبکه های اجتماعی تاثیر معنا دارد. 
۲۶۳.

رابطه بین مهارگری تلاشگر و گرایش به انتقام در نوجوانان: نقش واسطه ای همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرایش به انتقام مهارگری تلاشگر نوجوان همدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۰
گرایش به انتقام به معنای تمایل به تلافی کردن آسیب یا بی عدالتی تجربه شده است. این تمایل می تواند از احساس های قوی مانند خشم و رنجش ناشی شود. پیامدهای گرایش به انتقام شامل ایجاد چرخه ای از خشونت و کینه توزی است که می تواند روابط فردی و اجتماعی را تخریب کند و به افزایش تنش ها و درگیری ها منجر شود. همچنین، تمرکز بر انتقام می تواند مانع از بهبود و بازسازی روابط و ایجاد صلح و آرامش در جامعه شود؛ هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین مهارگری تلاشگر با گرایش به انتقام در نوجوانان شهر شیراز بود. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود که از این جامعه، نمونه ای به حجم 567 نفر به روش تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسش نامه های مهارگری تلاشگر (الیس و رتبارت، 2001)، همدلی تورنتو (اسپرنگ و همکاران، 2009) و گرایش به انتقام (فلورس-کاماچو و همکاران، 2022) در میان آنان توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد اثر مسیر مهارگری تلاشگر به همدلی و همدلی، به گرایش به انتقام معنادار بود. اما اثر مسیر مهارگری تلاشگر به گرایش به انتقام معنادار نبود. دیگر یافته پژوهش نشان داد همدلی در رابطه بین مهارگری تلاشگر و گرایش به انتقام نقش واسطه ای کامل دارد؛ بنابراین، افزایش سطح همدلی با کاهش احتمال انتقام جویی همراه بود. این نتایج بر اهمیت پرورش مهارت های همدلی در کنار سایر مهارت های اجتماعی مانند مهارگری تلاشگر تأکید می نماید. پرورش همدلی می تواند به بهبود روابط بین فردی، کاهش بروز رفتارهای آسیب زا و ارتقای سلامت روان جامعه کمک شایانی کند.
۲۶۴.

بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس همدلی عاطفی، شناختی و جسمانی بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: همدلی همدلی شناختی همدلی عاطفی همدلی جسمانی پایایی روایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمی ساختار سه مولفه جدیدی از همدلی را پیشنهاد می کند. هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمانی بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دامنه سنی 18 تا 50 سال ایرانی در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمانی(CASES)، مقیاس واکنش بین فردی(IRI) ، پرسشنامه، الکسی تیمیای پرس (PAQ) مقیاس تجربه زمانی لذّت بودند. داده های پژوهش به روش تحلیل عاملی تأییدی ، (CFA) آلفای کرونباخ و ضریب پیرسون با استفاده از نرمافزارهای SPSS 24 و Lisrel 8 تجزیه وتحلیل شدند. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش همسانی درونی محاسبه شد. برای به دست آوردن اعتبار همگرا نیز از پرسشنامه های الکسی تایمیا پرس (2018)، مقیاس واکنش بین فردی دیویس (1983) مقیاس تجربه زمانی لذت گارد (2006) استفاده شد. نتایج حاصل از محاسبه پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب الفای بالاتر از 70/0 را نشان داد. تحلیل عاملی تائیدی نیز نشان داد که راه حل سه عاملی از برازش مناسب تری برخوردار است. نتیجه تحلیل همبستگی از اعتبار این مقیاس و به ویژه جداسازی همدلی جسمانی از همدلی عاطفی پشتیبانی می کند. براساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که مقیاس همدلی عاطفی، شناختی و جسمانی از پایایی و اعتبار مناسب برخوردار است و مولفه ها را از هم متمایز می سازد.
۲۶۵.

مدل یابی رابطه ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی با میانجی گری همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهن آگاهی رابطه ای صمیمیت زوجی همدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی همدلی در ارتباط میان ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی است. با توجه به تأثیرات بنیادین روابط زوجی بر سلامت روان فردی و اجتماعی، شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت و صمیمیت در این روابط از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل تمامی دانشجویان متأهل دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1402-1401 می باشد. نمونه گیری به روش در دسترس و به تعداد 300 نفر از دانشجویان متأهل زن و مرد انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه معتبر شامل پرسشنامه صمیمیت زوجی (وندن بروک و ورتمن، 1995)، مقیاس همدلی (جولیف و فارینگنون، 2006) و مقیاس ذهن آگاهی رابطه ای (کیمز و همکاران، 2018) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 و از طریق تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ذهن آگاهی رابطه ای و همدلی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد(β=0.27, p<0.001) همچنین، همدلی به طور معناداری با صمیمیت زوجی رابطه داشت (β=0.36, p<0.001)، و بین ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی نیز رابطه مثبت معناداری یافت شد (β=0.17, p<0.002) . مقایسه مدل های مستقیم و کامل نشان داد که همدلی نقش میانجی جزئی در ارتباط بین ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی ایفا می کند. این یافته ها اهمیت درک نقش همدلی و ذهن آگاهی در بهبود صمیمیت زوجی را تأکید می کند و می تواند به عنوان مبنای طراحی مداخلات روانشناختی برای تقویت روابط زوجی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۶۶.

روابط ساختاری دلبستگی به والدین با همدلی سرد در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با میانجیگری نظریه ذهن شناختی-عاطفی

کلیدواژه‌ها: دلبستگی به والدین همدلی شناختی عاطفی اختلال شخصیت مرزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
مقدمه: اختلال شخصیت یک الگوی پایدار از تجربه رفتار شخصی است که آشکارا با انتظارات اجتماعی و فرهنگی مغایرت دارد و در طول زمان باعث درماندگی فرد می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری دلبستگی به والدین با همدلی سرد در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با میانجی گری نظریه ذهن شناختی-عاطفی صورت گرفته است. روش: تحقیق حاضر از نوع مطالعات کاربردی با ماهیت توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی (سال 1403-1402) دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بودند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان از بین آن ها 303 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک مدار انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI)، مقیاس همدلی بهر (EQ)، آزمون تشخیص لغزش (FPT) و فرم بزرگسالان آزمون چشم ها (ET-R) و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی معادلات ساختاری با کمترین مربعات جزئی در نرم افزار Smart PLS-3 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که دلبستگی به والدین بر همدلی سرد افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی تاثیر مستقیم ندارد؛ ولی بر نظریه ی ذهن شناختی و عاطفی این افراد تاثیر مستقیم دارد. همچنین نتایج نشان داد که دلبستگی به والدین با میانجی گری نظریه ذهن شناختی و عاطفی بر همدلی سرد افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی تاثیر غیر مستقیم دارد. نتیجه گیری: دلبستگی زیاد به والدین می تواند موجب فقدان رشد توانایی ذهنی سازی و همدلی در روابط بین فردی در بیماران اختلال شخصیت مرزی همراه باشد.
۲۶۷.

بررسی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد- فرزندی بر همدلی و تنظیم هیجان دختران نوجوان بد سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته روابط والد- فرزندی همدلی تنظیم هیجان دختران نوجوان بدسرپرست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
زمینه: نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های رشدی در روند تحول انسان است. نوجوانان بدسرپرست از حمایت های روانی و عاطفی والد یا والدین خود محروم هستند. نداشتن تنظیم هیجانی و ناتوانی در همدلی از مهم ترین مشکلات و چالش های روانشناختی است که نوجوانان بدسرپرست با آن مواجه هستند. تاکنون پژوهشی به بررسی اثربخشی برنامه درمانی مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد-فرزندی بر میزان همدلی و تنظیم هیجان دختران نوجوان بدسرپرست نپرداخته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی بر همدلی و تنظیم هیجان دختران نوجوانان بدسرپرست انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دختران نوجوان بدسرپرست بود که در بازه زمانی فروردین ماه تا بهمن ماه سال 1402 در مراکز حمایتی دخترانه وابسته به اداره بهزیستی شهرستان سنندج حضور داشتند. نمونه آماری پژوهش نیز شامل 30 نوجوان دختر بدسرپرست بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجان برای کودکان و نوجوانان (گروس و جان، 2003) و پرسشنامه همدلی (دیویس، 1983) بود. برنامه آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته روابط والد فرزندی نیز در قالب ۸ جلسه 60 دقیقه ای و به صورت هر هفته یک جلسه برای گروه آزمایش برگزار شد. هم چنین جهت تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس و نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در گروه آزمایش در نمره کل همدلی و مؤلفه های آن (دغدغه همدلانه، دیدگاه گرایی و آشفتگی شخصی) اثربخشی معناداری نسبت به گروه گواه دارد (05/0 P<). هم چنین این برنامه آموزشی بر راهبرد ارزیابی مجدد شناختی اثربخش بود (05/0 P<) ولی اثربخشی این بسته آموزشی بر راهبرد بازداری هیجانی تأیید نشد (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود، مراکز نگهداری نوجوانان بدسرپرست از برنامه آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته نوجوانان دختر بدسرپرست در روابط والدین و فرزند برای بهبود همدلی و تنظیم هیجانی در این افراد استفاده کنند.
۲۶۸.

مقایسه اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی و طرحواره درمانی بر همدلی، تنظیم هیجان و سلامت روان دختران نوجوان بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته طرح واره درمانی همدلی تنظیم هیجان سلامت روان نوجوانان بدسرپرست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی و طرحواره درمانی بر همدلی، تنظیم هیجان و سلامت روان دختران نوجوان بدسرپرست انجام شد. روش: این مطالعه به صورت ترکیبی(کیفی و کمی) بود. در بخش کیفی روش پژوهش پدیدارشناسانه و در بخش کمی روش پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دختران نوجوان بدسرپرستی بود که در سال 1402 در مراکز حمایتی دخترانه وابسته به بهزیستی شهرستان سنندج حضور داشتند. نمونه پژوهش در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تحت مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند.. در بخش کمی، نمونه آماری پژوهش حاضر را 45 نفر از دختران نوجوان بد سرپرست تشکیل دادند. گروه آزمایش اول برنامه مداخله ای مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی و گروه آزمایش دوم برنامه طرحواره درمانی را دریافت و گروه کنترل برنامه ای را دریافت نکرد. پرسشنامه های سلامت روان گلدبرگ (1972)، همدلی داویس (1994) و تنظیم هیجان گروس و جان(2003) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 28 انجام شد و از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برای یکی از مقیاس های تنظیم هیجان( ارزیابی مجدد هیجان) فقط مداخله تجربه زیسته اثربخش بود و بر همدلی و سلامت روان هر دو روش مداخله اثربخش بودند(05/0>p). آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که اثربخشی مداخله تجربه زیسته بر همدلی بیشتر از مداخله طرحواره درمانی بود اما میزان اثربخشی دو روش مداخله بر سلامت روان یکسان بود. نتیجه گیری : با توجه به نتایج می توان گفت برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی در ارتقا توانمندی دختران نوجوان بدسرپرست اثربخش بوده و به کارگیری آن در فرایند درمان و آموزش پیشنهاد می گردد.
۲۶۹.

اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش فرزندپروری جرأت ورزی دانش آموزان دبستانی رویکرد آدلر - درایکورس همدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۵
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی دانش آموزان دبستان دخترانه زهرا مردانی2 با طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادرانِ دانش آموزان مقطع دبستان زهرا مردانی2 شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1399 بود و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. گروه نمونه شامل ۳۰ نفر از مادران، به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و به پرسشنامه علاقه اجتماعی علیزاده و همکاران (1394) پاسخ دادند. گروه آزمایش، در یک دوره ی 10 جلسه ای 60 دقیقه ای فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس شرکت داده شدند و در پایان دوره ی آموزشی، گروه کنترل و آزمایش 15 نفره مورد پس آزمون قرار گرفتند. کلیه آموزش ها و آزمون ها به صورت مجازی صورت گرفت. داده ها به کمک SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه همدلی و جرأت ورزی در گروه های آزمایش و کنترل درمرحله پس آزمون نشان داد به ترتیب سطح معناداری با مقدار 001/ 0و 011/0 در دو گروه دارای تفاوت معنادار هستند. باتوجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در پس آزمون، می توان نتیجه گرفت که آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر درایکورس بر همدلی و جرأت ورزی کودکان تأثیر معناداری داشته و باعث افزایش همدلی و جرات ورزی در کودکان شده است.
۲۷۰.

اثربخشی آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحمل پریشانی جرئتمندی خوددلسوزی همدلی آموزش ذهن دلسوز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۱
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی نوجوانان انجام شده است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون به همراه مرحله پیگیری 45روزه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه نوجوانان 16-18ساله شهر اصفهان در بازه زمانی بهار 1403 بود. برای انتخاب نمونه، ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، تعداد 40 نفر نوجوان انتخاب و به طور تصادفی در گروه گواه و آزمایش بیست نفر گمارده شدند. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن دلسوز بر اساس پروتکل پرورش ذهن دلسوز آیرنز و بیوماونت  قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی، پرسشنامه ابراز وجود، پرسشنامه خوددلسوزی فرم کوتاه و پرسشنامه همدلی کودکان و نوجوانان بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی نوجوانان تأثیر مثبت و معنادار داشته است و این تأثیر در مرحله پیگیری بعد از 45 روز همچنان پایدار بود. در نتیجه، ارتقا و پرورش ذهن دلسوز موجبات بهبود تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی و نیز مصون سازی نوجوانان در برابر آسیب های روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی را فراهم می کند.    
۲۷۱.

چرا گاهی مظلوم به جای ظالم سرزنش می شود؟ پیش بینی سرزنش قربانی از روی سادیسم همگانی با میانجی گری لذت سادیستیک و کمبود همدلی در بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سادیسم همگانی سرزنش قربانی لذت سادیستیک همدلی عدالت باوری بزرگسالان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۴
تا کنون تنها نظریه ای که پدیده زیان بار سرزنش قربانیان بی گناه را توضیح داده است نظریه عدالت باوری است، اما از آنجا که برخی از یافته ها با این توضیح ناهمساز هستند، پژوهش کنونی برای این پدیده یک توضیح دوم پیشنهاد و آن را آزمون کرد: سادیسم همگانی. با هدف آزمون این فرضیه که سادیسم همگانی، با میانجی گری لذت سادیستیک و کمبود همدلی، با سرزنش قربانی رابطه مثبت دارد، از میان 30 هزار مشترک همراه اول و ایرانسل تهران و کرج، 442 آزمودنی با میانگین سنی 35 سال (202 مرد) با روش در دسترس نمونه گیری شدند. در یک طرح همبستگی، با نسخه 15ماده ای ارزیابی کامل گرایش های سادیستیک و سرزنش قربانی، سادیسم همگانی، لذت سادیستیک و همدلی با قربانی با روش پژوهش های پیشین اندازه گیری شدند. تحلیل های  رگرسیون نشان دادند سادیسم همگانی، حتی پس از کنترل عدالت باوری و سه ویژگی تاریک شخصیت، سرزنش قربانی را پیش بینی می کند و الگوسازی فرایند شرطی نشان داد سادیسم همگانی از راه لذت سادیستیک و کمبود همدلی، بر سرزنش قربانی تأثیر معنا دار داشته است، به این شکل که اثر مستقیم سادیسم همگانی بر سرزنش قربانی غیرمعنا دار، اما اثر غیرمستقیم آن معنا دار است. بر پایه این یافته ها، پیشنهادهایی برای کاهش پدیده سرزش قربانی داده شده است.  
۲۷۲.

مفهوم شناسی پدیده شکوفایی کارکنان در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شکوفایی همدلی شادابی اخلاقی بودن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۰
پدیده شکوفایی به عنوان سازه ای جدید در رفتار، موردتوجه بسیاری از محققین قرارگرفته است. یکی از موضوع های بسیار مهمی که در موفقیت سازمان دخیل است، شکوفایی کارکنان است. با توجه به تنوع و تغییرپذیری مفهوم شکوفایی در سازمان، این تحقیق بدنبال درک و تفسیر پدیده شکوفایی با رویکرد پدیدارنگاری است. در این پژوهش، فلسفه پژوهش تفسیری، رویکرد پژوهش استقرایی، راهبرد پژوهش پدیدارنگاری انتخاب شده است. روش گردآوری داده ها میدانی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته است. مشارکت کنندگان این پژوهش کارکنان شهرداری کرج بوده که به روش بیشینه تنوع نمونه گیری انجام شده و با 20 نفر مصاحبه انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد هفت روش تجربه کردن شکوفایی در سازمان شامل: مسئولیت پذیری، اثرگذار بودن، علاقمند بودن، با اراده بودن، چند مهارته بودن، همدل بودن و اخلاق حرفه ای می باشد. براساس یافته های تحقیق، طبقات توصیفی در سه طبقه ظرفیت فردی (علاقمند بودن، با اراده بودن و چندمهارته بودن)، ظرفیت گروهی ( همدل بودن و اثرگذار بودن) و ظرفیت سازمانی (مسئولیت پذیری و اخلاق حرفه ای) قرار گرفته است که نشان از وجود تفاوت ساختاری و سلسله مراتبی در کنار تفاوت معنایی آنها دارد.
۲۷۳.

همدلی، اخلاق مراقبت، تصمیم گیری اخلاقی، عوامل روان شناختی

کلیدواژه‌ها: همدلی اخلاق مراقبت تصمیم گیری اخلاقی عوامل روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
اخلاق مراقبت، به عنوان رویکردی مبتنی بر روابط انسانی و مسئولیت های اخلاقی، نقش کلیدی در تصمیم گیری های اخلاقی ایفا می کند. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر این نوع تصمیم گیری، همدلی است که به فرد امکان می دهد تا نیازها، احساسات و دیدگاه های دیگران را درک کرده و بر اساس آن ها اقدام کند. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، تأثیر عوامل روان شناختی به ویژه همدلی، بر تصمیم گیری های اخلاقی در چارچوب اخلاق مراقبت را بررسی می کند. مطالعه حاضر با بهره گیری از رویکردهای نظری در روان شناسی و فلسفه اخلاق، به تحلیل مکانیسم های شناختی و عاطفی همدلی می پردازد و نشان می دهد که همدلی چگونه می تواند موجب افزایش حساسیت اخلاقی، کاهش رفتارهای خودمحورانه و ارتقای انتخاب های اخلاقی مبتنی بر مراقبت شود. همچنین، به چالش های احتمالی ناشی از همدلی افراطی یا جهت دار اشاره شده و نقش عوامل شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی در تعدیل اثرات همدلی بر تصمیم گیری های اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بر اهمیت پرورش همدلی در آموزش اخلاقی تأکید دارد و پیشنهاد می کند که راهبردهای مؤثری برای تقویت همدلی متعادل و آگاهانه در فرآیند تصمیم گیری اخلاقی اتخاذ شود. این یافته ها می توانند در حوزه های مختلفی همچون روان شناسی اخلاق، آموزش و سیاست گذاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
۲۷۴.

نقش میانجی همدلی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار با شخصیت جامعه ستیزی در نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: جامعه ستیز همدلی جو عاطفی خانواده هم نشینی با همسالان بزهکار نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: جامعه ستیزی به عنوان یک سازه شخصیتی پیچیده، بر تعاملات فرد و درک احساسات تأثیر گذاشته و می تواند به رفتارهای آسیب رسان منجر شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار با شخصیت جامعه ستیز در نوجوانان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه مقطعی با طرح همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 382 دانش آموز پایه های دهم و یازدهم بود که به صورت نمونه گیری در دسترس از میان همه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر رشت در نیمسال دوم تحصیلی 2023 انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه خودگزارشی جامعه ستیزی لوینسون (1995)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده (برن، 1964)، پرسشنامه هم نشینی با همسالان بزهکار (پاسکال و همکاران، 2003) و پرسشنامه همدلی و همدردی نوجوانان (ووزن و همکاران، 2015) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از روش مدل یابی مبتنی بر تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: هر دو متغیر جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار، هم به صورت بی واسطه و هم به واسطه اثر میانجی همدلی، با جامعه ستیزی نوجوانان در ارتباط بودند. به طورکلی، در نمونه موردبررسی سطح جامعه ستیزی در حد متوسط، جو عاطفی خانواده نسبتاً مطلوب، هم نشینی با همسالان بزهکار پایین تا متوسط و همدلی در سطح متوسط گزارش شد بحث: همدلی به عنوان عامل میانجی در رابطه جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار با شخصیت جامعه ستیز در نوجوانان نقش مهمی ایفا می کنند. این یافته ها اهمیت توجه به عوامل میانجی در فرآیندهای روان شناختی نوجوانان را برجسته کرده و می تواند راهکارهایی برای مداخله و پیشگیری از رفتارهای جامعه ستیزانه در این گروه سنی ارائه دهد.
۲۷۵.

ساخت پرسش نامه هوش هیجانی قرآن بنیان(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: هوش هیجانی کنترل هیجان همدلی مسئولیت پذیری قرآن بنیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسش نامه سنجش هوش هیجانی قرآن بنیان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری، مردان و زنان بالای 20 سال از شهرهای قم، تهران، اصفهان، مشهد و یزد بودند. این پرسش نامه بر پژوهش قبلی مؤلف استوار شده است که در آن مؤلفه های هوش هیجانی قرآن بنیان استخراج و به تأیید رسیده است. در مرحله اول بر اساس مؤلفه های به دست آمده، گویه هایی طراحی و جهت بررسی روایی محتوایی در اختیار کارشناسان قرار گرفت. شاخص روایی محتوا (79/0) و ضریب نسبی (49/0) نشان دهنده روایی محتوایی گویه ها بود؛ در مرحله بعد پرسش نامه در نمونه ای به اندازه 840 نفر برای بررسی پایایی و روایی سازه اجرا شد. یافته ها نشان داد: الف) پرسش نامه هوش هیجانی قرآن بنیان از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است؛ ب) پایایی پرسش نامه با روش آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 97/0، و برای هریک از مؤلفه های: باورهای ایمانی (96/0)، کنترل هیجانات بین فردی (85/0)، همدلی(81/0)، کنترل هیجانات درون فردی (85/0)، تأثیرناپذیری (78/0)، القائات الهی (72/0)، مسئولیت پذیری دینی (84/0) و بخشش (74/0) می باشد؛ ج) نتایج تحلیل عاملی نشان داد پرسش نامه از روایی سازه مطلوبی برخوردار است؛ لذا این ابزار دارای عوامل زیربنایی خوبی برای سنجش هوش هیجانی بوده و می توان از آن در تحقیق و سنجش استفاده کرد.
۲۷۶.

بررسی رویکرد پدیدارشناسی به مسئله «معرفت به اذهان دیگر» از منظر حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی شناخت اجتماعی همدلی بدنمندی علم حضوری علم حصولی احتمال معرفت شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۶
چگونگی «معرفت به اذهان دیگر» یکی از بحث برانگیزترین مباحث علوم شناختی، اجتماعی و معرفت شناختی است. پدیدارشناسان همانند مکتب رقیب خود، یعنی فلسفه تحلیلی کوشیده اند پاسخ درخوری به این مسئله بدهند. ایشان برخلاف فلاسفه تحلیلی بر این باورند که هیچ شکاف و دوگانگی میان ذهن و بدن انسان وجود ندارد. ذهن آدمی بدنمند بوده و منویات ذهنی وی بر بدن او که عرصه تجلیات ذهن است، بدون نیاز به هیچ گونه استدلال و تلاش نظری، با روش «همدلی» قابل دسترسی مستقیم و بی واسطه است. این پژوهش کوشیده است با روش «کتابخانه ای» این دیدگاه را توصیف و تبیین نماید و با روش «تحلیلی انتقادی» دیدگاه مزبور را از منظر حکمت اسلامی ارزیابی کند و در پایان، به این نتیجه دست یابد که از منظر حکمت اسلامی، برخلاف نظر پدیدارشناسان، علم اکثر قریب به اتفاق انسان ها به اذهان دیگر از نوع علم حصولی و باواسطه بوده که نیازمند استدلال و تلاش فکری است. در این عرصه، فاعل شناسا به پشتوانه نظریه «احتمال معرفت شناختی» می تواند به کمک باورهای پیش زمینه ای و شناخت های پیشین خود که نسبت به انسان، جهان اجتماعی و شخص مورد نظر تحصیل کرده است و همچنین داده های معتبری که از راه قرائن موجود به دست می آورد، به درجه قابل اتکایی از معرفت دست یابد و تا ورود داده های جدیدتر با درجه احتمال بالاتر به آن ملتزم باشد.
۲۷۷.

اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارکردهای اجرایی گرم و سرد والد و کودک اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی همدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
۲۷۸.

بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضد اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت اخلاقی مهارگری تلاشگر همدلی رفتارهای ضداجتماعی نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز  در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از این جامعه، نمونه ای به حجم 567 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های هویت اخلاقی آکینو و رید (2002)، پرسشنامه مهارگری تلاشگر الیس و رتبارت (2001)، پرسشنامه همدلی تورنتو (2009) و پرسشنامه رفتارهای ضداجتماعی بارت و دونلان  (2009) بودند که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و در نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است و اثر مستقیم هویت اخلاقی بر همدلی (β = 1/58, p = 0/001) و همدلی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/59, p = 0/001) معنی دار و هویت اخلاقی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/03, p = 0/81)، مهارگری تلاشگر بر همدلی (β = 0/02, p = 0/92) و مهارگری تلاشگر بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/04, p = 0/75)  غیرمعنی دار می باشد. دیگر یافته ها نشان داد همدلی در رابطه هویت اخلاقی و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/53, p = 0/001)  نقش واسطه ای دارد اما همدلی در رابطه مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/01, p = 0/91) نقش واسطه ای ندارد. به این ترتیب، تقویت هویت اخلاقی و همدلی می توانند به عنوان راهبرد های مؤثر برای مقابله با رفتارهای ضداجتماعی عمل کند. این دو عامل می توانند به افزایش درک و احترام متقابل در جامعه کمک کرده و به نوبه خود، به کاهش تعارضات و ترویج روابط سالم تر منجر شوند.
۲۷۹.

روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خشم تصمیم گیری اخلاقی همدلی بازداری رفتاری مدل یابی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی افراد بزرگسال شهر تبریز در سال 1403 بودند که از میان آن ها، نمونه ای به حجم 286 نفر به شیوه دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از نسخه تجدیدنظر شده تکلیف تصمیم گیری اخلاقی روزمره (روزن و همکاران، 2015)، خرده مقیاس رگه خشم پرسشنامه حالت- رگه خشم (اسپیلبرگر، 1999)، مقیاس همدلی اساسی (جولیف و فارینگتون، 2006) و خرده مقیاس بازداری مقیاس سیستم های مغزی- رفتاری (کارور و وایت، 1994) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد خشم با همدلی رابطه مثبت و با بازداری رفتاری رابطه منفی دارد (0/01>p). همچنین بین همدلی و بازداری رفتاری با تصمیم گیری اخلاقی رابطه مثبت برقرار بود (0/05>p). بین خشم و تصمیم گیری اخلاقی رابطه مستقیم معناداری وجود نداشت (0/05<p)؛ اما اثر غیرمستقیم خشم بر تصمیم گیری اخلاقی به واسطه همدلی و بازداری رفتاری معنی دار بود (0/05>p). مبتنی بر یافته ها استنباط می شود که همدلی و بازداری رفتاری در رابطه خشم و تصمیم گیری اخلاقی نقش واسطه ای دارند و توجه به این عوامل می تواند به منظور ارتقای تصمیم گیری اخلاقی سودمند باشد.
۲۸۰.

شناسایی رابطه مشکلات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشکلات رفتاری همدلی راهبردهای مقابله ای دانش آموزان معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین مشکلات رفتاری دانش آموزان ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه های پنجم و ششم (دختر و پسر) مقطع ابتدایی شهر یاسوج (مشتمل بر 1900 دانش آموز) در سال تحصیلی 1402-1401 به همراه معلمان آن ها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و بر اساس جدول موگان تعداد 320 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یاسوج و معلمان آن دانش آموزان (تعداد 80 معلم) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشکلات رفتاری آخنباخ (CBCL- معلم پاسخ)، سبک های مقابله ای اندلر و پارکر (1990) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) استفاده شد. بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، بین همدلی و مؤلفه های آن (عاطفی هیجانی و شناختی) با مشکلات رفتاری دانش آموزان رابطه منفی معناداری وجود دارد (p<0/01). بین خرده مقیاس های راهبردهای مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی مثبت معنادار (p<0/05) و بین خرده مقیاس راهبردهای مقابله ای مسأله مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی منفی معناداری وجود دارد (p<0/05). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبردهای مقابله ای با ضریب بتای 13/0 (به صورت مثبت) و همدلی با ضریب بتای 22/0- (به صورت منفی) توانستند مشکلات رفتاری را در دانش آموزان مقطع ابتدایی پیش بینی کنند.