مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵۲٬۳۴۱ تا ۱۵۲٬۳۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
قانون، مفهومی مدرن است که ذیل نسبت و اقتضائات جهان مدرن، تکوین یافته و در نسبت با این جهان، واجد مقومات خاصی است که ذیل این مقومات و زمینه ها معنادار می گردد. این مفهوم همانند دیگر مفاهیم و نهادهای مدرن در اثر آشنایی اندیشه ایرانی با مظاهر غرب مدرن وارد در ساحت اندیشه ایرانی گردید. به عبارت دیگر عقلانیت روشنفکر ایرانی در جست و جوی علل عقب ماندگی ایران و پیشرفت جوامع غربی در اواخر عصر قاجار به این نتیجه رسید که علت العلل پیشرفت جوامع غربی تنها متکی به وجود «قانون» در این جوامع است و بر همین مبنا در مقام بازتولید و گفتمان سازی این مفهوم در جامعه ی ایرانی برآمد. از طرف دیگر دنیای سنتی جامعه ایرانی گره خورده به عقلانیتی است که در آن اراده تشریعی خداوند، محور و عنصر اصلی فرهنگی، تمدنی و حکمرانی آن را تشکیل می دهد. از همین رو روشنفکران عصر مشروطه در طرح و گفتمان سازی این مفهوم در ایران با توجه به عقبه فکری شیعی حاکم بر جامعه ایرانی چاره ای نداشتند که نسبت این مفهوم را با شریعت اسلامی مورد ارزیابی قرار دهند. با بررسی نظرات مطرح شده می توان این نظرات را بر مبنای دیدگاه آن ها در رابطه با نسبت فقه و قانون در سه دسته عمده معتقدین به رابطه «این همانی میان قانون و شریعت»، معتقدین به «تعارض بین قانون و شریعت» و معتقدین به «تعاون و تکمیل شریعت توسط قانون» بررسی نمود. هریک از رویکردهای ذکر شده دارای نمایندگان شاخصی هستند که این تحقیق با روشی توصیفی- تحلیلی درصدد تحلیل و نقد آراء ایشان برآمده است.
نگاهی به آثار نظریه عدم انحلال خطابات قانونیه در فقه معاملات
حوزههای تخصصی:
قضایای شرعی از حیثیات متفاوتی مورد توجه عالمان اصول فقه بوده است. یکی از این حیثیات مخاطب و موضوعی است که این خطاب به او متوجه گردیده است. بر اساس دیدگاه مشهور هر خطاب که به موضوعی کلی مانند «الناس» یا «الذین آمنوا» متوجه گردیده است، به تعداد افرادی که این عنوان بر آنها تطبیق می کند منحل گردیده و این خطاب کلی در قوت بی نهایت خطاب شخصی است. امام خمینی این تحلیل را نپذیرفته و با التفات به نحوه قانون گذاری مجالس عقلایی آن را مردود می داند. به این ترتیب وی بر این باور است که خطاب کلی و قانونی در همان سطح کلیت باقی مانده و به خطاب های شخصی منحل نمی گردد. این دیدگاه آثار فراوانی در اصول و فقه به بار می آورد که در این مقاله اهم آثار این دیدگاه در فقه معاملات را تحلیل کرده ایم.
واکاوی فقهی و حقوقی قصاص از منظر شرط تکافؤ در دین
حوزههای تخصصی:
در نظام حقوقی اسلام، «قصاص» حکم اولیه برای جنایات عمدی علیه اشخاص است و در صورت وجود شرایط ویژه ای، قصاص علیه جانی ثابت می گردد. یکی از شرایط ثبوت حکم قصاص، «تکافؤ و برابری» میان مجنی علیه و جانی در یک سری از جنبه ها است که مهم ترین آن، «تکافؤ در دین» می باشد. در صورتی که دین قاتل اشرف از دین مقتول باشد، قصاص علیه قاتل ثابت نشده و حکم به پرداخت دیه می گردد. این حکم دارای فروع است که در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد. سابقه این موضوع در نظام حقوقی ایران به پس از انقلاب بازمی گردد. در قوانین کیفری، این موضوع به طور محدود مورد اشاره واقع شد اما احکام برخی حالات و مسائل آن بیان نگردید. در قانون مجازات اسلامی سال 1392 نیز در مواد (301) و (310) احکامی صادر گردید و برخی اشکالات تا حدودی برطرف شد اما همچنان اجمال در برخی موضوعات وجود دارد که می توان با استفاده از نظرات فقها، خلأهای قانونی را برطرف نمود.
تحلیلی بر طرح و نقوش و بررسی ریشه های تاریخی قوچ های سنگی در گورستان های دوران اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
121 - 137
حوزههای تخصصی:
در طی ادوار مختلف اسلامی، بنا بر اعتقادات و باورهای مذهبی و فرهنگ و جغرافیای خاص هر منطقه از ایران، سنگ قبر های متنوعی در اشکال و ابعاد مختلف مورد استفاده قرار گرفته که از آن جمله می توان به افراشته، محرابی، ساده ایستاده، صندوقی، گهواره ای، قوچ شکل، شیر سنگی، اسب شکل اشاره کرد. از مهمترین این دسته از سنگ قبرها، از منظر معناشناختی و باورهای اسطوره ای، قوچ های سنگی هستند که عموماً در نیمه غربی ایران و بالاخص در شمال غرب و غرب ایران یافت می شوند. بررسی و مطالعه این گروه از سنگ قبرها می تواند به نمودارسازی و کشف مفاهیم این آثار ارزشمند در هنر ایرانی – اسلامی منجر شود و در نهایت می تواند به اهداف و جوابی منطقی برای سؤالات زیر نیز دست یابد: اهداف: الف. بررسی و مطالعه قوچ های سنگی گورستان های حاوی این سنگ قبر ب. نمادشناسی و مطالعه کهن الگوی قوچ های سنگی و تطبیق آن با مفهوم شناختی این نقش در ایران باستان ج.بررسی طرح و نقوش موجود بر روی قوچ ها سؤالات: قوچ های سنگی در گورستان های دوران اسلامی ایران، در کدام حوزه جغرافیایی و در چه زمانی مورد استفاده قرار گرفته است؟ باورها و اعتقادات نهفته در تندیس قوچ سنگی در گورستان های ایران کدام بوده و چه ارتباطی بین مفاهیم و نمادشناسی این نقش در دوران اسلامی با نقش آن در پیش از اسلام وجود دارد؟ انواع نقوش بر روی قوچ های سنگی کدامند و ریشه های آنها چیست؟ در این راستا، پژوهش پیش رو به شیوه توصیفی – تحلیلی و تاریخی و به کمک اسناد کتابخانه ای و بررسی های میدانی به دنبال معناشناسی، جست و جوی کهن الگویی و همچنین ریشه شناسی اعتقادی نقش قوچ در سنگ قبور اسلامی ایران، از طریق پی جویی آن در طول دوره های پیش از تاریخ و تاریخی است. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که قوچ های سنگی بیشتر در نیمه غربی ایران یافت می شوند و غیر از چند مورد، اکثراً متعلق به قرون نهم و دهم هجری هستند. قوچ در ایران باستان نماد باروری و به عنوان نشانه ای از فر ایزدی و در ارتباط با خدای پیروزی یعنی بهرام بوده است. قرار گرفتن نقش قوچ به شکل سنگ قبر روی گورهای دوران اسلامی، به معنای طی طریقت و فرزانگی و نشان از استحاله فرد متوفی است. بنا بر اعتقاد مردم، حضور قوچ های سنگی در گورستان ها، مانع از ورود شیاطین می شده و استفاده از آنها با ظاهری انتزاعی نشانه دلاوری و رشادت دلیران ایرانی و حاکی از مردانگی، قدرت و شجاعت آنان است.
طراحی و آزمون اثربخشی مداخله مبتنی بر فن خداخواهی در مقابل خودخواهی در ارتقای رفتارهای سلامت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
567 - 594
هدف: اکثر مطالعات اصلاح سبک زندگی، مؤلفه های فرهنگی را نادیده گرفته اند. مذهب از مهم ترین مؤلفه های فرهنگ ایرانی است که جا دارد در پژوهشهای سبک زندگی به آنها بیشتر بها داده شود. در پژوهش حاضر، نوعی از مداخله اصلاح سبک زندگی، طراحی و آزمون شد که شامل ارتقای رفتارهای سلامت دینی با استفاده فن خداخواهی در مقابل خودخواهی، در کنار آموزش رفتارهای سلامت دینی بود. روش: آزمودنی ها، دانشجویان دانشگاه الزهرا بودند(۳۱ نفر) که در جلسات مداخله(شش جلسه) شرکت کردند. در این جلسات، افراد یاری می شدند تا با به کارگیری فن خداخواهی در مقابل خودخواهی، در کنار آموزشهایی که ارائه می شد، رفتارهای سلامت دینی را در زندگی خود جاری سازند. در اولین و آخرین جلسه، پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد که شامل پرسشنامه رفتارهای سلامت دینی و مقیاس سلامت روانی بود. یک ماه بعد نیز آزمون پیگیری انجام شد. یافته ها: اجرای مداخله مبتنی بر فن خداخواهی در مقابل خودخواهی، منجر به افزایش معنادار پایبندی آزمودنی ها به رفتارهای سلامت دینی و سلامت روانی شد. نتیجه گیری: مداخله مبتنی بر فن خداخواهی در مقابل خودخواهی می تواند به عنوان فنی ارزشمند در مداخلات سبک زندگی استفاده شود.
محوطه کهیروII: شواهدی از فلزگری مس در سرشاخه های هلیل رود در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی یک بررسی باستان شناختی در منطقه موسوم به سرشاخه های حوزه فرهنگی هلیل رود، در میان مواد فرهنگی پراکنده بر سطح محوطه ای به نام کهیرو II تعداد زیاد ی سرباره های ذوب فلز و بوته های ریخته گری و بقایای فلزگری مشاهده شد. مطالعه بر روی سرباره های ذوب و وجود قطرات و گویچه های مسی در بافت میکروسکپی سرباره ها نشان از استحصال فرایند فلزگری مس در این برهه زمانی در این منطقه دارد. تعداد 10 نمونه از مواد فرهنگی از منطقه کهیرو II انتخاب شدند و بر اساس آزمایشات مینرالوژی جهت شناسایی خصوصیات بافت سرباره و بوته، و فلئورسانس اشعه ایکس جهت شناسایی ترکیب شیمیایی بین مواد مکشوفه و مطالعات ریز ساختاری و میکروسکپی مورد بررسی قرار گرفتند. قطرات مس در زمینه کریستالین سیلیسی سرباره پراکنده شده و بعنوان یک فاکتور جهت تخمین درجه حرارت ذوب و ترکیب فلز مفید هستند. قطعات بوته های ذوب یافت شده در این محدوده نیز نشان از ریخته گری مس دارند. بوته های ذوب دارای بدنه سرامیکی بوده که عمدتا از کانیهای آذرین (کوارتز، فلدسپات، پل ا ژیوکلاز) بعنوان تمپر در بافت آن استفاده شده است. مجصولات ذوب و بقایای ذوب در ناحیه داخلی بوته تجمع داشته که شامل کانیهای اکسیدی مس همچون کوپریت (Cu 2 S) و دلافوسیت (CuFeO 2 ) است. وجود کانیهای اکسیدی بعنوان بقایای ذوب در کف بوته حاکی از ذوب مس اکسیدی و کربناته در منطقه دارد چرا که بقایای تجمع یافته ترکیبات اکسیدی در کف بوته عمدتا بقایای فرایند ناقص استحصال و یا ریخته گری می باشند و باعث تشکیل مس کربناته یا اکسیدی در اخرین مرحله ریخته گری می شود. چنین بنظر می رسد که این بوته ها جهت فرایند تولید مات یا شمش مس مورد استفاده قرار گرفته اند. منطقه کهیرو II بواسطه وجود بقایای استحصال مس از سنگ معدن کربناته میتواند بعنوان یکی از مناطق قدیمی و کلیدی در سرشاخه های هلیل رود معرفی گردد.
نقش مادر در تربیت کودک
حوزههای تخصصی:
تربیت کودک ابزاری مهم برای رشد و اعتلای خانواده، جامعه و نسل های بعدی است. اگر والدین به ویژه مادران روش های صحیحی برای تربیت کودکان داشته باشند باعث موفقیت و تأمین سعادت فردی و اجتماعی آنها می شوند. امروزه بسیاری از مشکلات در تربیت کودکان به دلیل عدم آگاهی از اهمیت نقش مادر در تربیت کودک و نیز عدم شناخت روش درست تربیت اتفاق می افتد. مقاله حاضر بر آن است که با مراجعه به منابع مختلف، عوامل دخیل در تربیت کودکان را بررسی کند و هدف، اصول و روش های تربیت کودک و نقش مادر را در این مسیر تبیین کند.
Factors affecting customer loyalty with the mediating role of emotional satisfaction and brand trust; Case study: Pasargad Insurance customers in Ilam Province
حوزههای تخصصی:
The purpose of present study in terms of data collection is practical, and in terms of descriptive research is correlation. The statistical population of this study is all Pasargad insurance customers in 2019. For collecting data, 397 standard questionnaires were distributed and returned. The collected data were analyzed by SPSS 24 and SmartPLS3 software. The results show that brand reputation has a significant effect on brand trust and customer loyalty; alternative attractiveness has a positive and significant effect on brand trust, but its effect on customer loyalty was rejected. Also, the company's image has a positive and significant effect on customer loyalty and emotional satisfaction. Brand trust has a positive and significant effect on customer loyalty. Emotional satisfaction also has a positive and significant effect on customer loyalty. Also, the mediating role of emotional satisfaction in influencing the company's image on customer loyalty was confirmed, and finally, the mediating role of brand trust in the influencing of brand reputation on customer loyalty and alternative attractiveness on customer loyalty was confirmed.
بررسی تطبیقی تفسیر آیه 159 سوره مبارکه نساء از دیدگاه مفسران فریقین (با تأکید بر میزان دلالت بر نزول حضرت عیسی در عصر ظهور)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
149 - 162
حوزههای تخصصی:
از جمله مهم ترین معارف مهدویت که مورد توجه اندیشمندان بسیاری در سراسر دنیا است، تداوم حیات موعود مورد انتظار مسیحیان و یهودیان حضرت مسیح7 و نزول ایشان در زمان ظهور حضرت مهدی4 و اقتدا به آن حضرت به نشانه اعلان حقانیت دین اسلام است. از جمله آیاتی که در این باره مورد بحث و استناد محققین عرصه مهدویت و مفسرین بزرگ قرار گرفته و یکی از ابعاد این مبحث یعنی تأیید تداوم حیات و نزول مسیح7 در آخرالزمان و ایمان آوردن همه اهل کتاب به ایشان و در نتیجه پذیرش حقانیت اسلام را تبیین می کند، آیه شریفه 159 سوره مبارکه نساء است. نگارنده کوشیده است به روش توصیفی تحلیلی مهم ترین تفاسیر موجود در بین فریقین را مورد مطالعه و ارزیابی قرار دهد و میزان دلالت آیه مذکور بر ادعای فوق را از دیدگاه صاحبان این تفاسیر ارزشمند ارزیابی نماید و در این مسیر به این نتیجه دست یافته است که با وجود دیدگاه های متعدد و گاه متضاد، اما بسیاری از مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت، دلالت آیه بر معنای فوق را یا به عنوان معنای ظاهر آیه و یا به عنوان یکی از احتمالات برتر یا لااقل موجه پذیرفته اند؛ علاوه بر این که ارزیابی دلایل مطرح در این دیدگاه ها، نشان می دهد که تنها یک دیدگاه توانسته همه اشکالات مطرح را پاسخ گوید و حتی راه حلی برای جمع عرفی معقول و مقبول در بین روایات وارده و نیز اقوال مختلف مطرح نماید.
تولد فقهی جدید در پرتو وسعت قاعده لا ضرر (کاوشی در نظریات شیخ انصاری و امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۹
1 - 23
حوزههای تخصصی:
یکی از قواعد فقهی فراگیر که در بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی بدان استناد می شود، قاعده لا ضرر است. به رغم اتفاق نظر فقهای شیعه و سنی در کلیت و مبنای قاعده لا ضرر، فقها در برداشت از احادیثی که در این باب واردشده، اختلاف نظر دارند. مبنای این پژوهش بررسی و مداقه در نظرات شیخ انصاری، بنیان گذار مکتب نفی و امام خمینی، بنیان گذار مکتب نهی، است. در این تحقیق پس از تبیین و تحلیل این دو نظریه، به نتایج حاصل از هر نظریه و کاربرد آن ها در احکام شرع پرداخته شده است. ازنظر شیخ انصاری و بیشتر فقیهان حکمى که از عمل به آن ض ررى بر بندگان وارد آید در اسلام وضع نشده است. امام خمینی از فقیهان معاصر از زوایای گوناگون به این قاعده پرداخته و دیدگاه نو و تازه ای ارائه نموده است. درصورتی که دیدگاه ایشان را بپذیریم، قاعده لا ضرر دیگر به عنوان یک قاعده فقهی مطرح نیست؛ بلکه حکم حکومتی و سیاسی است.
مشروعیت سیاسی در حاکمیت مبتنی بر دلیل عقل با رویکردی به مبانی فکری امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۹
55 - 83
حوزههای تخصصی:
مشروعیت از قدیمی ترین و اساسی ترین مباحث نظام های سیاسی است. مسئله مشروعیت بدان دلیل اهمیت دارد که دوام نظام های سیاسی به آن وابسته است؛ لذا هر حکومتی می کوشد مشروعیت خود را مستحکم کند تا دچار سستی نشود. از طرفی در اندیشه سیاسی امام خمینی عنصر عقل بسیار برجسته است؛ لذا ایشان در بحث مشروعیت سیاسی حاکمیت نیز مهم ترین ادلّه را دلیل عقل می داند. حتی در بحث شاخص های شیوه اجتهادی امام، مؤلفه دلیل عقل در مشروعیت سیاسی ایشان، بسیار برجسته می نماید. مبانی فقهی و اصولی امام خمینی یکی از عوامل اثرگذار در اندیشه سیاسی ایشان محسوب می شود. بسیاری از مباحث بدیعی که ایشان در فقه سیاسی ارائه کرده اند، به دلیل بهره گیری از دلیل عقل در استفاده از منابع است. در کارکردی دیگر، در نگاه امام خمینی با دلیل عقل می توان قواعد فقهی را با مستحدثات و مسائل روز تطبیق داد. کشف بسیاری از قواعد فقهی و کاربرد آن ها در بُعد سیاسی نتیجه کارکرد عقلی امام است؛ بنابراین امام در شناخت مناطات و ملاکات احکام در روش عقلی خود به تحلیل و تطبیق مسائل حادث روز با قواعد فقهی می پردازد و بدین سان نظریه سیاسی ولایت مطلقه فقیه و برپایی نظام حکومتی اسلامی شکل می گیرد.
طمأنینه در نگاه عرفانی امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۹
131 - 154
حوزههای تخصصی:
طمأنینه در عرفان امام خمینی به عنوان مقامی پیش از مرتبه مشاهده مطرح شده است. امام ضمن بیان بسترهای شکل گیری طمأنینه، آثار طمأنینه را نیز بیان کرده اند و سخن از فواید طمأنینه نیز گفته اند؛ امّا در این مقاله ضمن توضیح مفهوم طمأنینه از نگاه امام و آثار و فواید آن، به بررسی دو نکته بدیع «مفهوم طمأنینه محض» و «طمأنینه اجتماعی» در عرفان ایشان می پردازیم. بی شک تبیین عرفانی مقام طمأنینه، بر اساس مبانی نظری فردی که در اوج تکانه های حکومت داری و سیاست ورزی، مدعی داشتن «قلبی آرام و روحی مطمئن» است، روشنگر یک راهبرد در سیر و سلوک عملی نیز خواهد بود. این پژوهش از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیلی انجام شده است و در پی اثبات فرضیه اعتقاد امام به حالات نفسانی محض و وجود عنصری با عنوان طمأنینه اجتماعی در عرفان امام به عنوان موضوعی نوآورانه در عرفان اسلامی است.
فلسفه؛ زیستن در مرزها یا پناه بردن به کلیتِ مفاهیم؟ (مسئله اعتباریات و نسبت آن با فلسفه اولی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۵
161 - 187
حوزههای تخصصی:
یادداشت حاضر در نظر دارد که به سخنرانی آقای دکتر طالب زاده در اسفند 99 با موضوع «ایدئالیسم و رئالیسم از منظر علامه طباطبایی» در انجمن حکمت و فلسفه ایران واحد قم بپردازد. موضوعی که ایشان سال ها به بحث و تبادل نظر پیرامون آن پرداختند. چه بسا بهتر این بود که به صورت موردی و بند به بند به این درس گفتار پرداخته می شد، اما به دلیل اینکه این سخنرانی در حکمِ مقاله ای منتشر شده با ارجاعات و توضیحات کافی نیست، تلاش کردم مباحث اصلی را از آن استخراج و فی الجمله برخی از مطالب کلیدی را روشن کنم. محور این نوشته بحث اعتباریات در فلسفه اسلامی و نسبت آن با فلسفه اولی است و اگر توجهی به گفته های فلاسفه غرب شد، به دلیل خارج شدن از موضوع اصلی نوشته، استطراداً و به طور خلاصه بحث شد و تفصیل آن نیازمند نوشته ای دیگر است. از خوانندگان محترم درخواست می شود، پیش از مطالعه این نوشته، سخنرانی دکتر طالب زاده را در سیمافکر ببینند
نقش توحیدگرایی در تربیت اخلاقی بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش توحیدگرایی در تربیت اخلاقی براساس دیدگاه علامه طباطبایی (ره) بود. روش انجام پژوهش، توصیفی تحلیلی و جامعه آن مجلدات تفسیر المیزان بود که به شیوه تحلیل متن با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که براساس دیدگاه علامه طباطبایی، ضمانت اخلاق در گرو اعتقاد به توحید است و از طرف دیگر پایبندی به فضایل اخلاقی با وجود اعتقاد به خدای متعال امکان پذیر است. دیگر اینکه در تربیت اخلاقی توحیدگرا، افرادی که به وجود خدایی یکتا و دارای اسماء حسنی، حکیم و مدبر که انسان را برای رساندن به کمال و سعادت آفرید ، معتقد هستند، بینش، گرایش و کُنش اخلاقی خود را با نگاهی استوار به توحید تنظیم می کنند و به رنگ خدایی در می آورند. براساس نتایج این پژوهش «توحید در خالقیت» آثاری مانند پرهیز از احساس حقارت، دوری از تمسخر دیگران و پرهیز از عجب و خودبرتربینی، «توحید در رازقیت» آثاری مانند استغنا از غیر حق تعالی، زایل شدن حسادت، زایل شدن طمع و گشوده شدن باب دعا، «توحید در ربوبیت» آثاری مانند صبر در برابر مصیبت ها، توکل، رسیدن به مقام تسلیم و رسیدن به مقام رضا و خشنودی، «توحید در اطاعت» آثاری مانند اخلاص، زایل شدن ریا و شکر، «توحید در مالکیت» آثاری مانند انفاق، ایثار، زایل شدن کبر و طغیان، ادای امانت و خشوع، «توحید در استعانت» آثاری مانند توسل و توبه و «توحید در محبت» آثاری مانند انس و الفت با بندگان خدا، برخورد سالم با جاهلان و وفاداری را در تربیت اخلاقی به همراه دارد.
تربیت معنوی و بایسته های معنویت گرایی در بینش، مَنِش و کُنِش رضوی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین رویکرد تربیتی امام رضا (ع) در عرصه معنویت دینی و بایسته های معنویت گرایی در نگرگاه ایشان بود. در این نوشتار ضمن تعریف مفاهیم نظری پژوهش (معنویت، معنویت دینی و تربیت معنوی)، نخست بنیادهای تربیت معنوی با نگرش دینی را مشخص کردیم. مهم ترین بنیادهای تربیت معنوی در بستر فرهنگی رضوی، وجود امر قدسی / خداوند، وجود روح و وجود فراطبیعت (جهان های برزخ و آخرت و عدم بسندگی و دلبستگی به جهان ماده) هستند. روش پژوهش در این مقاله، تحلیل محتوا بود و رویکرد قیاسی را ملاک مصداق یابی قرار دادیم. جامعه مخاطب، منابع روایی معتبر شیعی به گونه عام و روایات وارده از امام رضا (ع) به طور خاص بود که به بررسی درآمد. افزون بر این، اسنادی که به طرح و تبیین بایسته های معنویت دینی پرداخته اند، مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های پژوهش، شیوه های تربیت معنوی رضوی بودند که در چهار مورد کلی دسته بندی شده و برخی از آن ها به موارد جزئی تر تقسیم شدند: 1 خداباوری / خداگرایی (که دربردارنده مقوله های بینش محور و کُنش محور است)، 2 خوش بینی و مثبت اندیشی (مشتمل بر شیوه های خالق محور و مخلوق محور)، 3 افزایش آستانه تاب آوری دربرابر تلخ کامی ها 4 کم توجهی به دنیا . نتیجه ای که در این مقاله به دست آمد، انحصار حصول آرامش پایدار روحی در بستر معنویت دینی ازطریق توجه حداکثری به امر قدسی و فراطبیعی، کاربست عقلانیت دینی و استدلال گرایی، دیانت و پایبندی به آموزه ها و دستورکارهای شرعی در زیست دنیوی است.
آسیب شناسی تربیتی سطحی نگری در مواجهه با نمادهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی سطحی نگری در مواجهه با نمادهای دینی بود. شخصیت ها، اعمال، اشیاء، مکان ها و زمان های خاص که نزد پیروان ادیان مختلف، مقدس شمرده می شود و به نوعی با آداب و رسوم اجتماعی آن ها پیوند خورده، نماد دینی نام دارد. باتوجه به نقش و جایگاه نمادهای دینی در برنامه های تربیتی، پرسش این است که سطحی نگری در مواجهه با نمادهای دینی و بسندگی به ظواهر این نمادها چه آسیب هایی را در مسیر تربیت دینی به دنبال دارد؟ تحقیق حاضر، ضمن اشاره به نمونه هایی از گرایش مذکور که در قرآن و حدیث مورد توجه قرار گرفته، آسیب های این پدیده را با روش تحلیل متن و در برخی موارد تحلیل منطقی مورد بررسی قرار داده است. براساس یافته های پژوهش، زمانی که ظاهر یک امر دینی در مقابل باطن آن اهمیت بیشتری بیابد و تلاش افراد تنها معطوف به ظواهر آن باشد، امر دینی مورد تهدید و آسیب جدی قرار می گیرد و آسیب هایی چون در حاشیه ماندن تکالیف اصلی، تصدی گری ناصالحان در امور دینی، منزوی شدن عالمان و صالحان، برقراری ارتباط آسیب زا با انسان ها و اشیاء، ترویج خرافات و رسوم غلط اجتماعی و بی حرمتی به نمادها و مقدسات را در پی خواهد داشت.
واکاوی مولفه های مسئولیت اجتماعی در کتب درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی مبتنی برآموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های مسئولیت اجتماعی در نهج البلاغه و انطباق آن با محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی در سال تحصیلی 1399 بود. روش پژوهش، تحلیل محتوای تلفیقی بود. در بخش اول مولفه های مسئولیت پذیری از نهج البلاغه (به روش تحلیل و تفسیر مفهومی) استخراج شد و سپس براساس مولفه های احصاء شده به تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی به شیوه قیاسی پرداخته شد. مولفه های مستخرج از نهج البلاغه (شامل13 مولفه و25 زیرمولفه) عبارتند از: ملاطفت با حیوانات، محافظت از محیط طبیعی و انسانی، مودت و مهربانی با مردم، دگرخواهی، تاب آوری، عدالت ورزی، تکلیف محوری، حمایت گری، موعظه گری، سازگاری اجتماعی، همکاری و تعاون، نظم اجتماعی و مشارکت اجتماعی. در بخش دوم جامعه آماری جهت تحلیل محتوا، کتب مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی (پایه چهارم، پنجم و ششم) بود. مولفه های احصائی از نهج البلاغه به کتاب مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی عرضه شد. در نتیجه تحلیل محتوای این کتاب به شیوه کمی، در مجموع 605 مولفه در حوزه مسئولیت اجتماعی یافت شد، که از پراکندگی یکسانی در پایه های مختلف برخوردار نبود. در این بین پایه پنجم تعداد بیشتری از مولفه ها را در خود جای داده است. یافته ها نشان می دهد که هرچند میزان توجه به مولفه های مختلف در کتاب متفاوت است اما تمامی مولفه های مستخرج از نهج البلاغه در کتاب درسی مطالعات اجتماعی انعکاس دارند. براساس نتایج پژوهش توازن محتوی کتب مطالعات اجتماعی براساس مولفه های مسئولیت پذیری از نظرتصاویر، فعالیت ها و متن و همچنین میزان توجه به مهارت ها و محتوی دانشی، نگرشی در طراحی کتب مذکور پیشنهاد می شود.
پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس رهبری اخلاقی با میانجی گری فرهنگ اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
81 - 92
حوزههای تخصصی:
آوای سازمانی در سازمان های آموزشی بسیار موثر بوده و زمینه را برای خلاقیت سازمانی فراهم می آورد. آوای سازمانی تحت تاثیر متغیرهای متعددی از جمله فرهنگ و رهبری اخلاقی قرار می گیرد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی (مدل معادلات ساختاری) می باشد، که با هدف پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس رهبری اخلاقی با میانجی گری فرهنگ اخلاقی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر را، 1302 نفر از معلمان ناحیه یک استان اردبیل تشکیل داده و از میان جامعه آماری پیش گفته با استفاده از جدول مورگان 292 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و طبقه ای به تفکیک زن و مرد انتخاب شدند. داده مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه های استاندارد رهبری اخلاقی کالشوون و همکاران (2011)، فرهنگ اخلاقی گوبل و همکاران (2011) و آوای سازمانی زهیر و اردوقان (2011) جمع آوری، و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار های Spss21 و 8lisrel انجام گرفته است. نتایج حاصل، بیانگر آن است که میزان اثر مستقیم رهبری اخلاقی بر آوای سازمانی معلمان برابر است با 88/0 که نشان از اثر مثبت رهبر اخلاقی بر آوای سازمانی معلمان می باشد. این در حالی است که رابطه رهبری اخلاقی با آوای سازمانی معلمان توسط فرهنگ اخلاقی تشدید می شود. طوری که رهبری اخلاقی با نقش میانجی فرهنگ اخلاقی می تواند 99/0 از واریانس آوای سازمانی معلمان را تبیین نماید. لذا سازمان ها باید در نهادینه کردن فرهنگ اخلاقی و کاربست سبک رهبری اخلاقی اهتمام ویژه ای داشته باشند.
اثرپذیری زنان بزهکار از شرایط محیطی در تحقق جرائم علیه تمامیت معنوی (مطالعه موردی استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بروز تحولات اجتماعی و حضور فعال زنان همگام با مردان منجر به افزایش نرخ بزهکاری آنان شده است. به دلیل نقش اساسی زنان در خانواده و اجتماع، بروز ناهنجاری ها و انحرافات از سوی آنان می تواند جامعه را متزلزل کند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، بررسی های آماری در خصوص بزهکاری زنان مربوط به سال های اخیر در استان مازندران صورت گرفته است. در پاسخ به نحوه تأثیر بزهکاری زنان در جرائم علیه تمامیت معنوی، ضمن شناسایی شاخصه ها و مبانی نظری این جرائم، به تبیین آماری مصادیق آن پرداخته شده است. نتیجه اینکه اولاً جرائم علیه تمامیت معنوی از جرائم شایع زنان در این استان محسوب می شود؛ ثانیاً نقش خانواده، تغییر الگوی های رفتاری ناشی از تعاملات محیط اجتماعی، سبک زندگی، گستردگی محرک ها، تأثیرپذیری از محیط اطراف و دیگر موارد، در افزایش میزان انتقال فرهنگ رفتاری ناصحیح میان زنان بسیار تأثیرگذار است. به منظور کاهش یا رفع این جرائم این راه ها پیشنهاد می شود: توصیه های آموزشی در قالب نرم افزار، آموزش مهارت های زندگی و رفتاری، گذران اوقات فراغت با استفاده از تفریحات سالم همچون ورزش یوگا، افزایش مزایای رفاهی زنان شاغل در محیط های پر تنش .
نقد رویه قضایی در اعمال حق حبس زوجه در پرتو سابقه فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حق حبس اختیاری برای هر یک از طرفین قرارداد است که براساس آن حق دارند اجرای تعهد خود را موکول به اجرای تعهد دیگری کنند. این مسئله که آیا حق حبس زوجه خودداری از تمکین عام و خاص است و یا تنها تمکین خاص را دربر می گیرد و همچنین تأثیر علم زوجه به اعسار زوج بر حق حبس وی، علاوه بر اینکه در فقه اختلاف برانگیز است، منجر به رویه قضایی متعارض و صدور دو رأی وحدت رویه نیز شده است. در این مقاله سابقه فقهی و رویه قضایی این موضوع بررسی شده است و در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی همراه با نقد رویه قضایی به نگارش درآمده است،این نتیجه به دست آمد که عقد نکاح عقدی است موجد تعهدات متقابل، و نمی توان پذیرفت که زن بدون هیچ نوع تمکینی، تقاضای اجرای تعهدات مرد درخصوص مهریه و نفقه را داشته باشد؛ به ویژه زمانی که درباره مهریه حکم اعسار صادر شده و در حال اجرا باشد. چنین رویکردی برخلاف تعهدات متقابل طرفین خواهد بود. لزوم تمکین عام زن و اختصاص حق حبس وی به تمکین خاص مستند به سابقه فقهی موضوع و رویه قضایی دادگاه های تالی است و از سوءاستفاده از حق حبس پیشگیری می کند و درعین حال، رأی وحدت رویه شماره 718، قلمرو حق حبس را به شدت محدود می کند، به نحوی که هر نوع تبعیت زن از مرد می تواند منجر به سقوط حق حبس زن شود.









