مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۰٬۰۶۱ تا ۱۴۰٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
Introduction: The current study aimed to evaluate the effects of different musical intensities on performance and cardiovascular responses after incremental exercise in male athletes. Materials and Methods: In this quasi-experimental study with a cross-over design, 15 male athletes were voluntarily selected. The study subjects performed Bruce protocol, along with listening to progressive music, slow music, and without music until exhaustion. Results: This study indicated that systolic and diastolic blood pressure, maximum oxygen consumption, maximum heart rate, and time to exhaustion insignificantly decreased while listening to slow music, compared to the no music (P=0.134, P=0.993, P=0.999, P=0.160, P=0.819, respectively). Furthermore, while listening to progressive music, compared to no music, the systolic and diastolic blood pressure, as well as maximum heart rate insignificantly increased (P=0.735, P=0.999, P=0.496, respectively); the maximum oxygen consumption and the time of exhaustion significantly increased in the study subjects (P=0.043, P=0.008 respectively). Moreover, while listening to progressive music, compared to slow music, the systolic blood pressure, maximum oxygen consumption, maximum heart rate, and the time of exhaustion significantly increased (P=0.004, P=0.009, P=0.002, P=0.001 respectively); however, diastolic blood pressure presented an insignificant decrease (P=0.253). Conclusion: The obtained findings revealed that listening to progressive music can affect physiological factors and performance during exercising. It increases the athlete’s motivation and postpones the time to exhaustion to continue exercising; however, listening to slow music creates a state of relaxation during exercise and reduces heart rate. As a result, individuals with hypertension can decline their blood pressure during endurance exercise by listening to soft music.
نشانه شناسیِ اجتماعیِ مقامات حریری باتکیه بر نظریه پی یرگیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی به عنوان روش پژوهش در شناخت دلالت ها، به بررسی و تحلیل نشانه ها و درک معانی نهفته در آن ها می پردازد. از این لحاظ پدیده های اجتماعی به خودی خود معنا پیدا نمی کنند، بلکه در درون شبکه ای از معانی قرار گرفته و دارای چارچوبی فرهنگی هستند. حریری (446-516 ه ) یکی از پیشگامان مقامات در ادبیات عرب است. پی یر گیرو نشانه های اجتماعی را دو نوع نشانه های هویت و آداب معاشرت می داند. پژوهش حاضر کوشیده است تا باتکیه بر روش نشانه شناسی به بررسی نشانه های اجتماعی در بیست مقامه ابتدایی حریری باتکیه بر نظریه پی یر گیرو بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نشانه شناسی اجتماعی در دو مقوله هویت و آداب معاشرت بروز یافته و درقالب عواملی چون خوراک، پوشاک، لباس، اطوار و حالات، لحن کلام و... به اشکال گوناگون بازتاب یافته و بیانگر تنوع نشانه ها و توجه حریری به اوضاع اجتماعی- فرهنگی محیط حاکم بر جامعه است؛ همچنین عواملی چون اختلاف طبقاتی بین اقشار فرادست و فرودست در خوراک و پوشاک، شغل، تقابل فرهنگی بین اشخاص جامعه به وسیله شخصیت های داستان ها، توجه به جنبه های دینی-اعتقادی، بازتاب حوادث و مشکلات اجتماعی، به کارگیری نشانه های مکان ها، نام ها و القاب از مباحثی است که در مقامات حریری بازتاب یافته است.
« تجربه اندوزی ناهمگون در بستر موافق »: فرایند جامعه پذیری حرفه ای در بین بازیگرانِ غیرآکادمیکِ تئاتر در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه پذیری در گروه های حرفه ای یکی از انواع جامعه پذیری است که به فرایند یادگیری نقش ها، ارزش ها، هنجارها و مهارت های مربوط به حرفه یا گروه اجتماعی اشاره دارد. هدف این مطالعه، کشف فرایند جامعه پذیری حرفه ای در بین بازیگران غیرآکادمیکِ تئاتر در شهر تهران، به مثابه یک گروه حرفه ای است؛ کشف و شناسایی فرایندهایی که طی آن، فرد مبتدی، به عضوِ حرفه ایِ گروهِ بازیگرانِ تئاتر تبدیل می شود. تحقق این هدف از طریق فهم و شناسایی «داستان بازیگر شدن» مصاحبه شوندگان تحت هدایتِ روشِ گرانددتئوری دنبال شده است. از مجموعهمقولات بستری/شرایطی، «بستر موافق» به عنوان مقولههسته انتزاع، و از میان مقولات فرایندی/تعاملی، مقوله«تجربه اندوزی ناهمگون» به عنوان مقوله هسته انتخاب شد. از ترکیب این دو مقوله، مقولهمرکزی نهایی به دست آمد: «تجربه اندوزی ناهمگون در بستر موافق». این مقوله نمایان گر یک جامعه پذیری غیرمنسجم و غیرنیت مند است که یک حرکت اُفتان وخیزان تا حرفه ای شدن را نشان می دهد. عملکرد این فرایند عمدتاً از طریق یادگیری های پراکنده از دانش و مهارتِ افراد باتجربه تر، و مواجهه با پدیده های حاوی ظرفیت آموزشی است که بر سر راه بازیگران غیرآکادمیک قرار گرفته است.
رویکردی جامعه شناختی به رسالت هنرمند متعهد؛ نمونه مطالعاتی: نقاشی های نهضت بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسالت هنرمند و نقش هنر در جامعه، از پرسش های همیشگی هنر به شمار می آید که از گذشته های دور در میان اندیشمندان موضوع بحث بوده است. در یک سوی این ماجرا نظریه هنر برای هنر قرار دارد و در سوی دیگر این طیف، نظریه هنر مفید یا کارکرد اجتماعی جای دارد. در تمامی این چالش ها، نقش هنر در جامعه و رسالت هنرمند مورد سؤال بوده است. سؤال پژوهش آن است که چه تفاوت هایی میان برداشت مخاطب عام و مخاطب خاص از مفهوم زیبایی اثر هنری وجود دارد؟ نمونه مطالعاتی پژوهش شامل 10 نمونه است که از میان آثار نقاشی های نهضت بیداری اسلامی انتخاب شده اند. افراد شرکت کننده در آزمون در دو گروه دسته بندی شدند: 1- مخاطب خاص: هنرمندان حرفه ای فعال در خلق آثار هنری و دوستداران حرفه ای هنر و 2- مخاطب عام: علاقه مندان عمومی به آثار نهضت بیداری اسلامی. در این آزمون، از روش آلفای کرونباخ برای محاسبه قابلیت اعتماد استفاده شده است. در این حالت، هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری و پرسشنامه طراحی شده مورد نظر است. برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، ابتدا واریانس نمره های هر یک از سؤال های پرسشنامه و سپس واریانس کل محاسبه شده است. بر اساس فرمول مربوط، مقدار ضریب آلفا محاسبه می شود. در آزمون 404 پرسش شونده، در گروه نخست 173 نفر؛ و در گروه دوم 231 نفر شرکت کرده اند. نتایج پژوهش تأکید دارد که همان طور که انس با مردم و توجه ویژه به جایگاه هنرمند و رسالت فرهنگی و اجتماعی او، رمز پایایی و ماندگاری هنر اسلامی بوده است. هنرمند متعهد برای ایفای رسالت اجتماعی خود، لازم است ضمن رعایت مفاهیم، اصول و ارزش های هنری، آثاری قابل درک برای مخاطب عام طراحی و تولید کند.
مکان یابی پایدار صنایع تبدیلی کشاورزی (مطالعه موردی: بخش زنجان رود، استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که برنامه ریزی توسعه منطقه ای بین برنامه ریزی ملی و محلی قرار دارد، برای ایجاد تعادل بین مناطق کشور باید تمهیداتی اندیشیده شود و یکی از عواملی که این تعادل را بر هم می زند مهاجرت های روستایی است که ایجاد صنایع تبدیلی می تواند مانعی بر مهاجرت شود. با توجه به امتیازی که صنایع تبدیلی کشاورزی در ایجاد اشتغال و درآمد دارد، و به دلیل برخورداری بخش زنجان رود از پتانسیل کشاورزی باید نسبت به مکان یابی صنایع در این بخش مطالعه پهنه بندی صورت گیرد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به پهنه بندی زمین برای مکان یابی صنایع اقدام شده است، به این نحو که ابتدا لایه ها با استفاده از ضوابط در ArcGIS حریم گذاری شده و سپس با استفاده از دستور Weighted overlay لایه ها در هم ترکیب شده و نقشه نهایی به دست آمده است. شاخص هایی که در این تحقیق به کار رفته است 15 شاخص طبیعی و انسانی می باشد که بنا بر نظر کارشناسان و اساتید به اولویت بندی آن ها پرداخته شده است. در این پژوهش حریم عارضه ها با توجه به ضوابط و معیارهای استقرار صنایع ارائه شده از طرف سازمان حفاظت محیط زیست (معاونت محیط زیست انسانی) تعیین شده و در پایان نقشه مطلوب ترین مکان با در نظر گرفتن برخی از شاخص ها از نقشه ی نهایی با استفاده از نرم افزار ArcGIS به دست آمده است. به این ترتیب که با استفاده از روش VIKOR روستاها را از نظر برخورداری از خدمات روستایی رتبه بندی می کنیم و مناطقی که روستاهای با رتبه بالا در آن قرار دارند و همچنین برخی از شاخص های دیگر از جمله نزدیکی به راه اصلی، راه آهن، نزدیکی به خط انتقال گاز و برق رودخانه زنجان رود و دوری از گسل به عنوان مطلوب ترین مکان انتخاب می شود.
بررسی عشق در شعر حسین منزوی و نزار قبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
291 - 314
حوزههای تخصصی:
عشق، کلیدواژه زندگی آمیخته با احساسات انسان و زمزمه های رمانتیک از یک احساس مثبت است که به قول مولانا طبیب جمله علت های ماست و ژرفنای آن شاه کلید آهنگ شعری اکثر شاعران ما به ویژه نزار و منزوی است. وجود معشوق نیز که سرچشمه اصلی این رابطه عاطفی آمیخته با سودایی است در اشعار نزار قبانی و حسین منزوی مانند دیگر شاعران موج می زند. اما در شعر منزوی هنوز آن چهارچوب اصلی عاشقانه های شعر کلاسیک را بیش تر از شعر نزار قبانی در خود حفظ کرده است. درباره شعر و اندیشه های منزوی نظرات متعددی وجود دارد. با این وجود، در شعر او هنوز جایگاه عشق و عاشقانه ها با شعر دوره سبک هندی فاصله چندانی نگرفته است. اما شعر نزار ، اگر با مضامین عاشقانه دوره های قبل مقایسه گردد، فاصله زمانی و فرهنگ غالب بر ذهن او با توجه به ارتباطات گسترده ای که با دنیای معاصر غرب دارد؛ تحوّل در شعر او، بر حسب جایگاه وی و اختلاف افکار حاکم بر جامعه با دنیای بیرون، بیش تر از منزوی حس می شود.
بررسی مؤلّفه های رئالیسم جادویی در اسرارالتوحید
حوزههای تخصصی:
سبک رئالیسم جادویی غربی با تصوّف و متون عرفانی فارسی، پیوندی ناگسستنی دارد. اذعان برخی از بزرگان این سبک، به مطالعه ی آثار ادب فارسی چون هزار و یک شب و نوشته های عرفانی فارسی چون منطق الطّیر، و آشنایی با شخصیت های برجسته ی عرفانی چون عطّار نیشابوری، پیشینه ی این سبک ادبی را به تصوّف و عرفان می رساند. از نظر محتوایی نیز نوشته های عرفانی با آثاری که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده اند، مشابهت زیادی دارد. اساسی ترین مشخصه ی آثار رئالیسم جادویی، درهم آمیختن واقعیت و فراواقعیت است که در نوشته های عرفانی، به ویژه کرامات و معجزاتی که از عرفا نقل می شود، به وفور قابل مشاهده است. هدف این پژوهش، بررسی کتاب اسرار التوحید و کشف تشابهات و تمایزات مؤلفه های سبک رئالیسم جادویی با حکایات این اثر برجسته ی عرفانی است. نویسندگان این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهند که با وجود اختلاف موضوع و محتوای این اثر با منابع داستانی سبک رئالیسم جادویی، بسیاری از مؤلفه های این سبک غربی در حکایات کتاب مورد مطالعه مشاهده می شود. هر چند اختلافاتی نیز در شیوه ی ارائه ی آن با این سبک وجود دارد. این بررسی نشان می دهد که چرخش زمان روایت و پیچیدگی پیرنگ که از مؤلفه های سبک رئالیسم جادویی است در اسرارالتوحید دیده نمی شود،. در حالی که دیگر مؤلفه های این سبک را می توان در اثر مورد بررسی ردیابی نمود، البته متناسب با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی جامعه ی نویسنده و اساطیر بومی سرزمین وی.
تجارب زیسته دانشجویان از کاربست شبکه های اجتماعی مجازی در نگاهداشت فایده مندی: مطالعه کاربران فضای مجازی در دانشگاه رازی کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
243 - 275
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین تجارب زیسته دانشجویان از کاربست شبکه های اجتماعی مجازی در نگاهداشت فایده مندی انجام گرفت. روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه ی آماری پژوهش دانشجویان کاربر شبکه های اجتماعی مجازی در دانشگاه رازی کرمانشاه بودند. برای تعیین حجم نمونه به جهت مدنظر بودن کفایت داده ها از نمونه گیری تا مرحله اشباع و روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در نهایت حجم نمونه با در نظر گرفتن اشباع نظری به 21 نفر رسید. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها 98 گزاره مفهومی اولیه با 12 مقوله فرعی و 2 گزاره مقوله ای اصلی را نشان داد و روابط بین آن ها در قالب الگوی ساختاری ارائه شد. نتایج نشان داد دانشجویان در تعامل با شبکه های اجتماعی مجازی تجارب مثبت و منفی زیادی را کسب کرده اند. بررسی تجارب زیسته دانشجویان می تواند به صورت شایسته ای به بازشناسی مزایا و معایب کاربست شبکه های اجتماعی مجازی و متعاقباً برنامه ریزی برای استفاده مناسب از این شبکه ها بیانجامد.
تعیین مهم ترین پارامترهای مؤثر بر بروز سیل و اولویت بندی سیل خیزی زیرحوضه های حوضه ی آبخیز کاکارضا با استفاده از آنتروپی شانون و روش TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۲
95 - 109
حوزههای تخصصی:
سیل یکی از بلایای طبیعی است که هر ساله در سراسر جهان موجب ایجاد خسارت های مالی و جانی متعددی می شود. هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین زیرحوضه های دارای پتانسیل بیش تر ایجاد سیل و تعیین اولویت آن ها جهت اقدامات کنترل سیل در حوضه ی آبخیز کاکارضا در استان لرستان و نیز تعیین مؤثرترین عوامل در ایجاد سیل با استفاده از دو تکنیک آنتروپی شانون و TOPSIS و نیز آنالیز مورفومتری حوضه ی آبخیز در قالب سامانه ی اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. بدین منظور، در این تحقیق از 15 پارامتر مؤثر شامل بارش، بارش حداکثر روزانه، شماره ی منحنی، تراکم زهکشی، شیب، فراوانی آبراهه، ثابت نگهداشت آبراهه، بافت زهکشی، عدد ناهمواری، ضریب گردی، ضریب فشردگی، نسبت ناهمواری، ضریب فرم، ضریب کشیدگی استفاده شد. برای تعیین وزن پارامترها از روش آنتروپی شانون استفاده شد. نتایج وزن دهی پارامترها نشان داد که عامل بارش میانگین سالانه، بارش حداکثر روزانه، شماره ی منحنی و ضریب فشردگی بالاترین اثرگذاری را بر سیل خیزی حوضه ی آبخیز کاکارضا داشتند؛ درحالی که کم ترین وزن ها مربوط به پارامترهای زمان تمرکز، ضریب فرم بافت زهکشی و نسبت ناهمواری است. همچنین به منظور اولویت بندی 23 زیرحوضه ی حوضه ی آبخیز کاکارضا از روش تصمیم گیری TOPSIS استفاده شد. نتایج این روش نشان داد که زیرحوضه ی O در رتبه ی اول (0/91)، زیرحوضه ی M (0/89) رتبه ی دوم و زیرحوضه ی Q (0/85) نسبت به زیرحوضه های دیگر دارای بالاترین پتانسیل سیل خیزی می باشند و بالاترین اولویت را برای انجام عملیات حفاظتی دارند؛ درحالی که زیرحوضه های B و W دارای کم ترین پتانسیل سیل خیزی می باشند.
منظورشناسی احادیث زنانه «من لا یحضره الفقیه» بر اساس الگوی مایکل هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۵ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۹۸)
161 - 184
حوزههای تخصصی:
منظورشناسی به مطالعه منظور پاره گفتار هایی می پردازد که میان پیام رسان و پیام گیر رد و بدل می شود. بر اساس این دانش هر پاره گفتار می تواند در بافت های مختلف حامل نقش های متفاوتی باشد. مایکل هلیدی (1973م) از نظریه پردازان این عرصه، نقش های معنایی - منظوری زبان را هفت نوع معرفی نمود و بر این باور است که این هفت نقش زبانی را می توان در تمامی گونه های کاربردی زبان ردیابی کرد. در احادیث نبوی و ائمه معصوم: پاره گفتارهای متعددی درباره زن وجود دارد که نقش های زبانی آن ها، بدون درنظر گرفتن بافت کلام، باعث خدشه دار شدن وجهه اجتماعی زن می شود. در این پژوهش تلاش می شود مجموعه این احادیث - که در کتاب من لایحضره الفقیه جمع آوری شده است - از این منظر بررسی شود. نتایج نشان می دهد که از مجموع ۹۶۰ پاره گفتاری که درباره زنان در این کتاب روایت شده است، بیشترین بسامد مربوط به نقش اطلاع رسانی (%۴۱) و اکتشافی (%33) است. این آمار بیان گر آن است که ابلاغ پیام خاص مرتبط با زن (اطلاع رسانی) و یا پرسش از مسائل فقهی و شرعی (اکتشافی) درباره وی، نه تنها باعث تنزل جایگاه اجتماعی وی نیست، بلکه در بسیاری از پیام ها نقش وی را به عنوان کُنش گر در یک جامعه زبانی برجسته می سازد.
بررسی اثر کشور مبداً بر تمایل به پرداخت؛ تبیین نقش حس ملی گرایی و ریسک ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق تعیین اثر کشور مبدا، ملی گرایی وریسک ادراک شده بر قیمتی که مصرف کنندگان ایرانی تمایل به پرداخت آن برای محصولات با مبدأ متفاوت دارند است. همچنین میزان تمایل به پرداخت را برای کشورهای مختلف (کشورهایی با تصویر مثبت کشور مبداً مانند آلمان و کشورهایی با تصویر منفی کشور مبداء مانند چین) در طبقات کالایی مختلفی از جمله یخچال، کفش ورزشی و لاستیک خودرو برآورد شده است و اثر ملی گرایی و ریسک ادراک شده به عنوان متغیر میانجی نیز سنجیده شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی- پیمایشی، و از نظر گردآوری داده ها کتابخانه ای- میدانی می باشد. جمع آوری داده ها با پرسش نامه میان پرسنل و مراجعه کنندگان به کتابخانه ملی انجام شده و داده های گردآوری شده از 179 پرسش نامه تجزیه و تحلیل شده است. نتایج حاصل از بررسی داده ها و آزمون فرضیه ها نشان داد، کشور مبداً کالاها بر روی پتانسیل های قیمتی محصولات تاثیر دارد و مصرف کنندگان ایرانی تمایل به پرداخت 20 تا 40 درصد پول بیشتر برای کالاهای ساخت آلمان نسبت به کالاهای ساخت ایران دارند و همچنین 20 تا 40 درصد پول کمتر برای کالاهای ساخت چین نسبت به کالاهای ساخت ایران دارند. این درصد برای کالاهای مختلف بر حسب ریسک های مالی و اجتماعی و سلامتی متفاوت می باشد.
ارائه الگویی از علل و پیامدهای تنفر از برند کالاهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
3 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف: تنفر از برند مفهومی است که از سویی جدید و کمتر آشنا بوده و از سوی دیگر بسیار بااهمیت و ضروری است. در ادبیات برندینگ به احساس های مثبت همچون عشق به برند بسیار پرداخته شده و احساس های منفی مصرف کننده به برند کمتر بررسی شده است. هدف از این پژوهش، ارائه الگویی از علل و پیامدهای تنفر از برند کالاهای ایرانی است. روش: این پژوهش کیفی، از لحاظ هدف بنیادین است و بر حسب روش گردآوری داده ها میدانی محسوب می شود. جامعه هدف پژوهش مصرف کنندگان کالاهای ایرانی در شهر تهران هستند. روش نمونه گیری غیراحتمالی، قضاوتی و گلوله برفی و تعداد حجم نمونه با توجه به اشباع نظری داده ها 17 نفر بوده است. برای جمع آوری داده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل تم در نرم افزار NVivo10 انجام گرفت. یافته ها: مطابق با نتایج پژوهش، دو دسته از تم های اصلی کشف شدند که شامل عوامل تأثیرگذار بر تنفر از برند (فریب کاری آمیخته بازاریابی، قصور آمیخته بازاریابی و مسئولیت ناپذیری اجتماعی) و پیامدهای حاصل از تنفر از برند (تبلیغ های دهان به دهان منفی، حمایت از رقیب و قطع رابطه با برند) بودند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش می تواند برای تولیدکنندگان کالاهای ایرانی نتایج حائز اهمیتی داشته باشد. رعایت اصول اخلاقی کسب وکار در زمینه آمیخته بازاریابی و مسئولیت پذیری اجتماعی، از بروز پیامدهایی نظیر تبلیغ های منفی علیه برند و قطع رابطه با برند ممانعت می کند.
بررسی مفهوم مالکیت روان شناختی از دیدگاه خریداران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
399 - 421
حوزههای تخصصی:
هدف: برای بهبود فرایند تعامل با خریداران، مالکیت روان شناختی بخش جدایی ناپذیر مشارکت و ارتباط خریداران محصولات و خدمات با سازمان تلقی می شود. هدف از نگارش مقاله حاضر، تبیین مفهوم مالکیت روان شناختی از دیدگاه خریداران و شناسایی روابط متقابل و تعاملات درونی موجود میان عناصر نام برده است. پژوهش حاضر با هدف فهم ذات و جوهره پدیده مالکیت روان شناختی خریداران اجرا شده است.
روش: روش پژوهش حاضر، نوع خاصی از سنت پژوهش کیفی به نام نظریه داده بنیاد است که مطابق با الگوی نظام مند این نظریه با مشارکت 10 نفر از خبرگان خوش نام و باسابقه از میان مدیران حوزه بازاریابی و بازرگانی صنایع اجرا شده است. ضمن انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی نظرهای آنان، مجموعه ای از مضامین اولیه طی فرایند کدگذاری باز گردآوری و از بطن آنها مقوله هایی استخراج شدند. سپس، با استفاده از روش تحلیل تم به شناسایی، تحلیل و گزارش الگوهای موجود در داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA اقدام شد.
یافته ها: 10 مؤلفه اصلى و 27 زیرمؤلفه استخراج و در قالب الگوی نظرى بر مبناى نظریه داده بنیاد به دست آمد. یافته های پژوهش ضمن اشاره به مفاهیم پیش بینی کننده مالکیت روان شناختی خریداران، به شناخت و مفهوم پردازی متغیرهای مختلف مؤثر بر این پدیده تأکید می کند.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، ضمن وارد کردن مفهوم رویکرد خریداران به ادبیات مالکیت روان شناختی، زمینه را برای تبیین مفهوم آن، تفکیک این پدیده از موارد مشابه و تنظیم استراتژی های تعامل با خریداران در سطح عالی سازمان فراهم کرده است.
مقایسه اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری و فراشناختی بر افسردگی، اندیشه پردازی خودکشی، و پرخاشگری خودآزارگرانه افراد با علائم پیش بالینی اختلال بدریختی بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شایع ترین تشخیص دارای همبودی با اختلال بدریختی بدن، افسردگی است. نگرانی اصلی در مورد افراد با اختلال بدریختی بدن که دارای علائم افسردگی بوده و عملکردشان در کنش های مختلف، مختل است، پرخاشگری خودآزارگرانه و خودکشی است. هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری و فراشناختی بر افسردگی، اندیشه پردازی خودکشی، و پرخاشگری خودآزارگرانه افراد با نشانه های پیش بالینی اختلال بدریختی بدن بود. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد مطالعه شامل 51 دانش آموز دختر با نشانه های پیش بالینی اختلال بدریختی بدن از یک دبیرستان دولتی شهر تهران در سال 98-1397 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این شرکت کنندگان پس از ورود به مرحله ارزیابی و دریافت رضایت آگاهانه در یکی از سه گروه مداخله ای درمان شناختی رفتاری، فراشناختی، و فهرست انتظار جایدهی شدند. افراد نمونه پرسشنامه ترس از تصویر بدن (لیتلتون، 2005)، پرسشنامه افسردگی بک-2 (بک و همکاران، 1996)، پرسشنامه اندیشه پردازی خودکشی (بک، 1979) و زیرمقیاس پرخاشگری خودآزارگرانه پرسشنامه سبک های پرخاشگری (علوی زاده و همکاران، 1396) را در ابتدا و به عنوان مرحله پیش آزمون تکمیل کردند و پس از ده جلسه درمانی 90 دقیقه ای گروهی برای گروه های آزمایشی، در مراحل پس آزمون و پیگیری 3 ماهه، هر سه گروه مورد سنجش مجدد قرار گرفتند. داده ها به شیوه تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در محیط نرم افزار SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که هرچند روش های شناختی- رفتاری و فراشناختی بر بهبود علائم افسردگی (0/01> p )، اندیشه پردازی خودکشی (0/05> p ) و پرخاشگری خودآزارگرانه اثربخش بوده اند (0/05> p )، اما درمان شناختی- رفتاری اثربخشی بیشتری در کاهش افسردگی داشته است (0/05> p ) و تفاوت معناداری بین این دو روش در بهبود اندیشه پردازی خودکشی و پرخاشگری خودآزارگرانه وجود نداشته است (05/0< p ). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان بیان کرد که هر دو روش های شناختی- رفتاری و فراشناختی بر بهبود نشانه های مرتبط با خلق افراد با علائم بیش بالینی اختلال بدریختی بدن، اثربخش هستند. همچنین وجود جلسه فعال سازی رفتاری می تواند علت برتری درمان شناختی- رفتاری باشد.
پیش بینی اهمال کاری تحصیلی دانشجویان براساس باورهای فراشناختی درباره اهمال کاری با نقش واسطه ای اضطراب امتحان: مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اهمال کاری تحصیلی دانشجویان براساس باورهای فراشناختی درباره اهمال کاری با نقش واسطه ای اضطراب امتحان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال تحصیلی 99-98 بود که از بین آن ها 320 نفر (206 زن و 114 مرد) با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اهمال کاری دانشجویان، پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر و پرسشنامه باورهای فراشناختی درباره اهمال کاری استفاده شد. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که مدل مفهومی پیشنهادی، برازندگی مطلوبی با داده ها دارد. متغیرهای اضطراب امتحان و باورهای فراشناختی درباره اهمال کاری به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین واریانس اهمال کاری تحصیلی داشتند و در مجموع 28 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. باورهای فراشناختی منفی درباره اهمال کاری تنها به صورت غیرمستقیم و از طریق اضطراب امتحان بر اهمال کاری تحصیلی اثر داشت و میانجی گری کامل مورد تأیید واقع شد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که باورهای منفی در مورد اهمال کاری، دانشجویان را مستعد اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی می کند. از این رو تعدیل این باورها می تواند به عنوان برنامه ای برای کاهش اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی در نظر گرفته شود.
ارزیابی احتمالات وقوع و میزان تأثیرگذاری عناصر اقلیمی در برنامه ریزی عملیات های نظامی آینده در منطقه خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال پنجم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
107 - 132
حوزههای تخصصی:
آب وهوا از عواملی است که طرح های نظامی، تاکتیک ها و دکترین ها، فرماندهی، انتخاب نیروهای نظامی، تجهیزات نظامی، البسه، آماد، تعمیر و نگهداری، ساخت و پشتیبانی را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از دغدغه های فرماندهان صحنه عملیات های رزمی برای برنامه ریزی درازمدت در آینده، آگاهی از احتمالات وقوع و میزان تأثیرگذاری عناصر اقلیمی در عملیات نظامی می باشد. برای ارزیابی احتمالات وقوع و میزان تأثیرگذاری عناصر اقلیمی در برنامه ریزی عملیات های نظامی آینده در منطقه خوزستان، هشت ایستگاه سینوپتیک موجود در منطقه که دارای طول دوره آماری بالای 30 سال بودند، انتخاب گردیده و داده های اقلیمی مربوط به پارامترهای دما، رطوبت نسبی، سرعت و جهت باد، ابرناکی، میدان دید، بارش باران و برف در دوره روزانه و ماهانه از سازمان هواشناسی دریافت گردید. سپس آستانه های عناصر اقلیمی تأثیرگذار در عملیات نظامی تعیین و احتمالات وقوع پارامترهای تأثیرگذار بر عملیات نظامی محاسبه گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بیشترین میزان مطلوبیت اقلیم نظامی در خوزستان مربوط به فصل های زمستان و پاییز است. در فصل زمستان شاخص اقلیم نظامی در منطقه خوزستان بین 5/13 تا 26 درصد متغیر است و بیشترین مقدار آن با بیش از 20 درصد در ایستگاه های امیدیه، آبادان و دزفول و کمترین آن با مقادیر کمتر از 15 درصد مربوط به ایستگاه رامهرمز است. کمترین میزان مطلوبیت اقلیم نظامی در خوزستان مربوط به فصل های تابستان و بهار است. در فصل تابستان شاخص اقلیم نظامی در منطقه خوزستان بین 5/35 تا 47 درصد متغیر است که در ایستگاه های آبادان، اهواز، بستان، بندر ماهشهر و امیدیه شاخص بیشتر از 41 درصد بوده و شرایط نامطلوبی برای فعالیت های نظامی وجود دارد. در نهایت با توجه به تغییرات اقلیمی محتمل آینده در الگوهای دما، بارش، رطوبت نسبی و ... در منطقه خوزستان ، پیش بینی می گردد که احتمال وقوع و میزان تأثیرگذاری مخاطرات آب وهوایی مانند موج های گرمایی، بارش های سیل آسا، خطر درگیری یا تنش نظامی با عراق بر سر ریزگردها، فعال شدن شکاف های قومی و مذهبی به خاطر از بین رفتن امنیت غذایی ، تشدید مهاجرت و خالی شدن مرزهای کشور و هزینه بر بودن تأمین امنیت برای نیروهای نظامی کشور و ... افزایش یافته و عملیات های نظامی آینده را بیش از گذشته متأثر سازد.
گونه شناسی قمار و آسیب های اجتماعی آن در شهر تهران(مورد مطالعه: محله هرندی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۹
41 - 70
حوزههای تخصصی:
قمار یکی از فعالیت هایی است که از دیرباز وسیله ای برای سرگرمی بشر بوده و در همه فرهنگ ها نمود داشته است. هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی گونه های قمار و آسیب های اجتماعی مرتبط با آن در سطح محله ای است. به طور کلی می توان نظریات قمار را به دو دسته تقسیم نمود. یک دسته نظریه هایی که سعی در فهم فرایند قمار دارند و دیگر، نظریه هایی که قمار را یک آسیب اجتماعی می دانند و تلاش دارند تا مسائل مرتبط با آن را شناسایی کنند. رویکرد دوم مبنای چارچوب مفهومی این پژوهش می باشد. به منظور دست یابی به هدف اصلی تحقیق، از روش کیفی (مردم نگاری) و تکنیک مشاهده و مصاحبه عمیق استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه قماربازان محله هرندی در منطقه 12 شهر تهران می باشد. حجم نمونه برابر با 30 نفر می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تماتیک یا تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها نشان می دهد از لحاظ گونه شناسی می توان قماربازی را در محله هرندی به دو دسته قمار خیابانی و قمار سازمان یافته تقسیم بندی کرد. بعلاوه بر اساس یافته های پژوهش، قمارآمیخته با مسائلی چون اعتیاد، خرید و فروش مواد، خشونت، ازهم گسیختگی خانواده، ازدست دادن شغل، سرقت، طرداجتماعی و بی خانمانی است. بنابراین قمار را نباید یک آسیب اجتماعی واحد تلقی نمود بلکه باید آن را مسئله ای اجتماعی دانست که دامنه پیامدهای آن نه تنها در سطح فردی و خانوادگی وجود دارد، بلکه به سطح محلی اجتماعی نیز تسری پیدا می کند.
خیر ایرانی- خیرِ عراقی؛ مقایسه الگوی فعالیت های خیر دینی ایرانیان و عراقیان در آیین پیاده روی اربعین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۲
7 - 41
حوزههای تخصصی:
آیین پیاده روی اربعین یکی از بزرگ ترین اجتماعات زیارتی سالانه در دنیا است. از ویژگی های این آیین پیاده روی در کنار تجربه دینی حاصل از حضور در آن، مشارکت در فعالیت ها و خدمات رایگانِ داوطلبانه برای زائران است که مصداق مفهوم خیرِ دینی است. نمودهای این فعالیت ها و مشارکت های خیر دینی، دو سپهر عراقی و ایرانی دارد. از یک سو، عراقیان سهم اصلی و اکثریت در خدمات به زائران را بر عهده دارند. از سوی دیگر همراه با توجه به افزایش تعداد زایران ایرانی، مشارکت آنان در خدمات به زائران هم در حال افزایش است. روش پژوهش کیفی و با استفاده از تکنیک های مصاحبه و مشاهده مشارکتی با ثبت داده هایی همچون عکس، فیلم و یادداشت های میدانی بوده است. بر اساس یافته های پژوهش هفت نوع فعالیت خیر دینی در خدمات دهی داوطلبانه به زائران شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که فعالیت ها و خدمات عراقیان و ایرانیان به رغم شباهت های کلی، شامل تفاوت های اساسی، از جمله در شیوه مدیریت و تأسیس موکب ها، نقش حکومت در سازماندهی اجرایی اربعین، انگیزه های سیاسی و انقلابی از فعالیت های خیر دینی و میزان رقابت برای خدمت رسانی می شود. بر این اساس، دلالت های نتایج پژوهش برای سیاستگذاریِ مناسب در نحوه مواجهه نظام حکمرانی با امر دینی و کنش های خیر در آیین پیاده روی اربعین مورد بحث قرار گرفته است.
بررسی تأثیر برخی عوامل مؤثر بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام در ایران طی دوره 1396-1384
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
33 - 46
حوزههای تخصصی:
تعریف: کارکرد نظام های تأمین اجتماعی، دریافت حق بیمه بازنشستگی از افراد شاغل و سرمایه گذاری آنها و در نهایت، بازپرداخت مقرری بازنشستگی به افراد بازنشسته است؛ لذا تعیین سن بازنشستگی یکی از مسائل کلیدی در پایداری صندوق های تأمین اجتماعی به حساب می آید. با این حال، روند جمعیتی ایران به گونه ای است که به سمت سالمندی می رود؛ این امر باعث عدم توازن در منابع و مصارف صندوق ها می شود. در این میان، آنچه باعث اعمال فشار بیشتر بر صندوق ها می شود، بازنشستگی زودهنگام است. بازنشستگی زودهنگام به معنای افزایش تعداد مستمری بگیران و کاهش تعداد بیمه پردازان است که منجر به افزایش مصارف و کاهش منابع می شود. هدف: در این تحقیق تلاش شده است برخی عوامل مؤثر بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام، شناسایی و نحوه اثرگذاری آنها تجزیه وتحلیل شوند. بدون شک یافته های این تحقیق می تواند به مسئولان صندوق های تأمین اجتماعی کمک کند تا بتوانند سن بازنشستگی را مدیریت و از این طریق منابع و مصارف خود را به توازن نزدیک کنند. از این رو، این مطالعه عوامل تأثیرگذار بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام در ایران طی سال های 1384 تا 1396 را بررسی کرده و از بین این عوامل بر نرخ جایگزینی، مالیات ضمنی و نرخ بیکاری تمرکز شده است. روش: برای این منظور، مدل لاجیت در قالب الگوی داده های ترکیبی به کار گرفته شده است. در این پژوهش از داده های خام نیروی کار مرکز آمار ایران استفاده شده است. نتیجه: نتایج برآورد تحقیق نشان می دهد که مالیات ضمنی تأثیر مستقیم بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام دارد؛ اما میان نرخ جایگزینی و نرخ بیکاری با تقاضای بازنشستگی زودهنگام رابطه معکوس برقرار است. طبقه بندی JEL، J26، J65.
تدوین مدل علی رابطه میان چشم انداز زمان آینده و خودتنظیمی بلندمدت با تحول شغلی؛ تلویحاتی درباره مشاوره روان شناختی با والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نگرانی های شدید خانواده ها، انتخاب مسیر شغلی و هدایت تحصیلی فرزندان نوجوان است. پژوهش های فراوانی به بررسی تحول شغلی در گروه های گوناگون پرداخته اند، ولی پژوهشی که به مدل یابی تحول شغلی در نوجوانان پرداخته باشد، تاکنون انجام نشده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علی از رابطه میان چشم انداز زمان آینده و خودنظم جویی بلندمدت بر تحول شغلی با توجه به نقش واسطه ای نگرش به مدرسه در فرزندان نوجوان خانواده های شهر سنندج انجام شد. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. از میان جامعه دانش آموزان نوجوان مقطع متوسطه اول شهر سنندج تعداد 284 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب و به ابزارهای خودگزارشی چشم انداز زمان آینده (2008) Husman & Shell، خودنظم جویی نوجوانان Dias, Castillo & Moilanen, (2014)، نسخه تجدیدنظر شده مقیاس ارزیابی نگرش به مدرسه McCoach & Siegle (2003) و نسخه استرالیایی سیاهه کوتاه تحول شغلی Creed & Patton (2004) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار AMOS و SPSS انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که تحول شغلی با اطلاع از تراز چشم انداز زمان آینده و نگرش به مدرسه پیش بینی شد؛ خودنظم جویی بر نگرش به مدرسه و تحول شغلی به طور مستقیم تأثیری نداشتند؛ نگرش به مدرسه تأثیر علی و مستقیمی بر تحول شغلی نداشت. همچنین چشم انداز زمان و خودنظم جویی با میانجیگری نگرش به مدرسه اثر غیرمستقیم بر تحول شغلی نداشت. یافته های این پژوهش مؤید تأثیر معنی دار چشم انداز زمان آینده بر تحول شغلی فرزندان نوجوان خانواده های شهر سنندج است.









