مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲٬۹۴۱ تا ۶۲٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
إنّ التّقییم لمختلف مستویات الخطاب یوفّر لنا إمکانیه استکشاف معانی النصّ الخفیه ویعید الصّوغ لطرق مواجهه اللّغه للصّیاغات وراء اللّسانیه. یعدّ تحلیل الخطاب النقدیّ منهجاً جدیداً فی تحلیل النّص کما یعتبر السّیاق عنصراً مؤثّراً فی اکتشاف المعنى وتفسیره بالإضافه إلى الانتباه إلى السّیاق اللّغوی للنص فهو یدرس العلاقه بین اللّغه والسّلطه والأیدیولوجیا والخطاب. یمکن تحلیل معظم النّصوص وتفسیرها فی هذا الإطار مثل أدب الأمم والروایات وبعض القصص القرآنیّه، ومن النّصوص الدّینیه التی یمکن دراستها علی أساس الإطار المعنی هی قصّه أصحاب الکهف القرآنیه؛ إنّ الخطاب الذی یسود علی هذه القصه فهو خطاب توحیدی تواجه فیه قوّتان متعارضتان بعضهما مع البعض ویختار کل منهما نوعاً معیناً من الکلام لإثبات صحّه ادعائهما. إنّ الانتباه إلی الأنماط المختاره للّغه إلی جانب شرح الوضع الثّقافی والاجتماعی والسیاسی فی ذلک الوقت یمکن أن یؤدّی إلى إعاده فتح العدید من الأسرار الدّلالیّه للغه. لذلک، بسبب أهمیّه هذا الموضوع وضروره تفسیر النص القرآنی من زوایا مختلفه، یهدف هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التّحلیلی، وبالاستناد إلی نظریه تحلیل الخطاب النقدیّ لنورمان فیرکلاف[1] -التی تتکوّن من ثلاثه مستویات: أ. الوصف، ب. التفسیر، ج. التأویل- إلی الکشف عن الطبقات الخفیه للنص القرآنی وتحلیلها فی هذه القصه. فالدّراسه اللّغویه وغیر اللغویه لهذه القصه تدعونا إلی الاعتقاد بأنّ کل وحده لغویه تخضع لسیاق لغوی خاص وهذا السیاق بکل میزاته الخاصه مثل التّجسیم واختیار المفردات وترتیبها ناتج عن المعتقد الخاص بصاحب الخطاب؛ وفی المستوی السطحی للعمل المتواجد فی هذه القصه القرآنیه نلاحظ أنّ تکرار کلمه «الربّ» علی النقیض من کلمه «الآلهه» یتبع تفکیر الوحدانیه لأصحاب الکهف ضدّ عباده الآلهه المختلفه لدی الملک والشعب آنذاک ولاشک فی أنّ الخطاب الذی جری بین هذین التیارین الفکریین لم یکن فکراً علی فتره تاریخیه خاصّه، وإنما کان مبنیاً لنوع خاصّ من المعتقد نحو التوحید والشرک والمقاومه والاتّحاد کما کان مؤثّراً فی اتّجاه فکریّ و ثقافیّ للمخاطبین والعلاقات المستقبلیه؛ حیث بنیت قبّه علی قبور أصحاب الکهف بعد مضی سنوات عدّه علی وفاتهم، وذلک یکون احتراماً لمعتقدهم ومذهبهم التوحیدی کما یکون توسیعاً لأصول عقیدتهم. [1] . Norman Faireclough
Image, Time, and Photography Based on Heidegger’s Kant and the Problem of Metaphysics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۵
72 - 89
حوزههای تخصصی:
In Kant and the Problem of Metaphysics (KPM), Heidegger shows how the initial image-making power of the imagination is pictorial in the pure image of time. He further clarifies the recognized link between the syntheses and the time-visualizing power of images which is pictorial formative power, which can visualize time. The three syntheses of imagination are replaced with the modes of existence of Dasein. Three kinds of photographs resemble the images produced when the transcendental imagination functions as Dasein. We can address the ways to visualize time by considering Dasein with a photographic preoccupation through 1. A possible look in the form of presentation (a photograph shows an immediate look of a house or person as intuitable this-here); 2. An immediate look of the thing, house, or deceased person, as well as a copy or its reproduction as a death mask; and, 3. The manner of contemplation of a likeness is an immediate look of a being present in the form of representation.
زهد راهی به سوی رستگاری در فلسفه شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
143 - 159
حوزههای تخصصی:
زهد یکی از عناصر کلیدی در فلسفۀ آرتور شوپنهاور، به ویژه نظریۀ رستگاری اوست. رستگاری در نظر شوپنهاور رهایی از رنج است و این رهایی از طریق زهد امکان پذیر است. به نظر او زندگی سراسر رنج است و باید راهی برای رهایی از آن جستجو کرد. او علت و منشأ این رنج را اراده و خواست می داند. اراده ازنظر او شی فی نفسه است و عالم را تجلیات و پدیدارهای اراده می داند، بنابراین به نظر او رنج ذاتی بشر و پدیدار و تجلی شی فی نفسه یا اراده است. بدین ترتیب برای رهایی از رنج باید به دنبال انکار، سرکوب و اسکات اراده بود. ازآنجاکه انکار اراده با بی اعتنایی به خواست ها و خواهش ها ممکن می شود، شوپنهاور مفهوم زهد را مطرح می کند و آن را تنها راه رستگاری حقیقی اعلام می کند. نوشتار حاضر بر آن بوده است که مفاهیم زهد و رستگاری موردنظر شوپنهاور را شرح دهد و نشان دهد که چگونه از نظر او زهد می تواند آلام بشری را تسکین و به رستگاری رهنمون شود.
Constructive Comparative Philosophy of Religion: Translations of Christianity and Islam and a Case Study of Ibn Tufayl and Ralph Cudworth(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
We point out how some Christian-Muslim comparative philosophies of religion may be enhanced with certain translations or interpretations of Christianity: a modalist view of the trinity and a high Christology. While perhaps of only limited significance, we argue in more detail that a comparison of two leading philosophers, one Islamic, the other Christian, can bring to light a shared philosophy of innate ideas or nativism, grounding moral and theological views of goodness and the divine
بررسی انتقادی مناظره لیبرال ها و جماعت گرایان در فلسفه سیاسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۳)
177 - 201
حوزههای تخصصی:
نقدهای جدی جماعت گرایی برگفتمان لیبرال یکی از مهمترین موضوعات فلسفه سیاسی معاصر است. بی توجهی به منازعه جماعت گرایی علیه لیبرالیسم، موجب ناتوانی در تحلیل و فهم بسیاری از موضوعات فلسفه سیاسی لبیرال و غیرلیبرال در دهه های پایانی قرن بیستم و قرن جاری خواهد شد. کتاب درآمدی بر مناظره لیبرال ها و جماعت گرایان در فلسفه سیاسی معاصر عهده دار تحلیل این موضوع مهم است.پرداختن به موضوعی تقریباً بدیع درفلسفه سیاسی معاصر و تاکید بر روش «هرمنیوتیک متن محور» برای خوانش آثار اندیشه سیاسی،از نقاط قوت کتاب است.با این وجود، به نتایج این منازعه درفسلفه سیاسی معاصر، توجه نشده و تاثیر آرا ویتکنشتاین متاخر در مضمون ومحتوای فلسفه سیاسی جماعت گرایی مورد غفلت قرار گرفته است. همچنین نویسندگان برای مکینتایر در فلسفه سیاسی جماعت گرایی نقش رهبری را قائل هستند، اما نسبت به جایگاه بسیار مهم سندل به ویژه تقدم آرا او نسبت به سایر جماعت گرایان و محوریت عدالت در بحث او التفات لازم صورت نگرفته است. همچنین با توجه به اینکه محور منازعه مورد بحث عدالت بوده است شایسته بود محورهای تبیین شده در کتاب در این باب نهایتا به موضوع عدالت و جنبه های مختلف آن ارجاع داده می شد.
مدیریت هزینه های شهری
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مسائل مهم شهرداریها در سراسر جهان، ایجاد منابع کافی درآمد و تامین هزینه خدمات شهری است. از این رو از جمله مسئولیتهای اساسی شهردار این است که همواره در تلاش برای تهیه طرحها و برنامه هایی برای افزایش منابع درآمدی شهرداری باشد. از آنجا که اداره مطلوب شهرها و ارائه خدمات مناسب و کنترل و هدایت پروژه های عمرانی علاوه بر اعمال مدیریت صحیح، مستلزم کسب اعتبارات کافی و هزینه صحیح آن میباشد، لذا شهرداریها جهت انجام وظایف خود بایستی از مدیریت مالی قویای برخوردار باشند. منابع درآمد پایدار، عنصر و حلقه مفقوده ای است که فقدان آن عملکرد مدیریت شهری را به شدت تحت تأثیر منفی قرار می دهد و این مدیریت را از برنامه ریزی حتّی میان مدت، خلع سلاح خواهد کرد. مدیریت مالی نیازمند به حرکت انداختن و منظم کردن ابزارهای پولی لازم برای مقاصد توسعه شهری است که محدود به بودجه شهرداری نمیگردد بلکه تمامی منابع مالی راکد و فعال موجود در شهر را در بر میگیرد. همچنین از آنجا که شهرداریها برای اداره مطلوب امور شهر و ساختن شهری زیبا و سالم برای شهروندان، هزینه های گزافی را متحمل میشوند بنابراین همواره بایستی در جستجوی ایجاد منابع کافی درآمد و خلق راهکارهای افزایش منابع مالی، علاوه بر منابع درآمد موجود داخلی و خارجی باشند.
بررسی تاثیر مقام ولایت امام معصوم در سلوک عملی طریقه ذهبیه عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت ذهبیه در مقام نخستین طریقه صوفی شیعی ایران و جایگاه مبحث ولایت امام معصوم(ع) که اساس تشیع است، بررسی این مسئله نزد عرفای بزرگ این طریقه در فهم و شناخت مباحث معرفتی و نیز سلوک عرفانی شیعی ضروری می نماید. ذهبیه در سده نهم از طریقه کبرویه منشعب شد و بتدریج مبانی تشیع در آن قوت یافت و تمام جنبه های معنوی از جمله سلوک این طریقه را دربر گرفت. این امر در آثار شیوخ ذهبیه عصر قاجار نمود بیشتری یافته است. از این رو سوال اصلی این پژوهش عبارت است: ولایت چه تأثیری در سلوک عملی طریقه ذهبیه عصر قاجار دارد؟ از نگاه شیوخ این عصر، پذیرش ولایت امام، شرط ورود به سلوک است و در تمام مراحل سلوکی یعنی توبه، آداب و اصول، دستیابی به مقامات عالیه این امر مؤثر است و حتی نهایات سلوک نیز به حقیقت ولایت ختم می شود. این تأکید خاص بر ارتباط معنوی و قلبی با امام وجه ممیزه تعالیم ذهبیه به شمار می آید. مرتبط ترین آثار با موضوع تحقیق، متعلق به ابوالقاسم راز شیرازی و مجد الاشراف است از این رو بیشترین استنادهای این تحقیق به آثار این دو شیخ ذهبی است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل مضمون گزارش های سلوکی مرتبط با مقام ولایت امام در آثار شیوخ ذهبیه عصر قاجار بررسی شده است.
ارائه الگوی ذکر درمانی مبتنی برآیات قرآن کریم و روایات به منظور ترویج فرهنگ عبادت و پیشگیری از اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محوری ترین عامل آرامش روان، ذکر خداوند بلندمرتبه است. خداوند در سوره احزاب می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکرُوا اللّهَ ذِکراً کثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکرَهً وَ أَصِیلاً» (احزاب:41 42). پیام این دو آیه آن است که عبادت و نیایش سبب آرامش روحی و اطمینان و سلامت روانى است و آدمی را از اضطراب و دلهره مصون نگه می دارد. در آیه دیگری آمده است: «أَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد:28)؛ این آیه نیز در سه جبهه طبیعت و اجتماع و نفس به انسان نیرو مى دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اذکار پرکاربرد، مراحل و مراتب ذکر و تأثیر ذکر بر فرهنگ عبادت انجام گرفته است. مطالعه حاضر از نوع کیفی است و به روش هفت مرحله ای سنتزپژوهی ساندلوسکی و با استفاده از روش های کدگذاری باز و محوری انجام شده است. واحد تحلیل، قرآن و کتب معتبر مذهبیِ مشتمل بر اذکار است. نویسنده برای فراهم آوردن اطلاعات موردنیاز، از کاربرگی که خود طراحی کرده استفاده نموده و برای اطمینان از نحوه کدگذاری ها از دو نفر ارزیاب جهت کدگذاری مجدد بهره برده است. نتایج حاصل از بررسی و تحلیل مطالعات، شناسایی کد مفاهیم مرتبط با الگوی ذکردرمانی را به همراه داشته است. بیشترین اذکار، صلوات، استغفار، لا اله الا الله و آیه الکرسی است. مرحله قلبی ذکر، مستلزم فراهم سازی مراحل و مراتب آن و استفاده از اذکار پرکاربرد و تأثیرگذار است. مراتب ذکر، علاوه بر کاهش اضطراب، سبب ارتقای فرهنگ عبادت و ارتباط معنوی می شود؛ بدین جهت الگوی ذکردرمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
بازآفرینی مدل تربیت رسانه ای مبتنی بر آموزه های تربیتی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۴ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
56 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بازآفرینی مدل تربیت رسانه ای مبتنی بر آموزه های تربیتی قرآن کریم است. به این منظور، از روش تحقیق کیفی مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها که شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، همراه با بهره گیری از رویکرد سیستماتیک استراووس و کوربین استفاده شده است. در این راستا، با صاحب نظران و اساتید حوزه تربیت و رسانه تا مرحله اشباع نظری داده ها، هفده مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با استفاده از نمونه گیری نظری، انجام شد. سپس آیاتی از قرآن که به گونه ای به مفهوم تربیت اشاره دارد با نرم افزار کاوشگر قرآنی شمس استخراج و تفسیر نهایی مدل با یافته های مبتنی بر محتوای انتخاب شده از قرآن انجام شد. با توجه به لزوم بررسی و تطبیق تخصصی یافته های کیفی و تفسیر آن مبتنی بر آیات قرآن، پس از اطمینان از اعتبار مدل تفسیرهای انجام شده، نتایج به ده نفر از متخصصان حوزه رسانه و مفسران قرآن ارائه شد. با توجه به توسعه روزافزون رسانه ها و کارآمدی آموزه های قرآن کریم در همه حوزه های هدایت بشر، از جمله تربیت، به نظر می رسد در حوزه رسانه به الگوی تربیتی رسانه ای نیاز داریم. در این پژوهش، با توجه به نتایج به دست آمده و انطباق آن بر آموزه های تربیتی رسانه ای قرآن، بازتعریفی کاربردی در حوزه تربیت رسانه استخراج کرده ایم که می توان از آن به عنوان یکی از شئون مهم تربیت در عصر حاضر نام برد.
مقایسه دیدگاه ملاصدرا و ابن برّجان درباره حروف مقطعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
281 - 301
حوزههای تخصصی:
مسئله حروف مقطعه یکی از مسائل مهمی است که مفسران قرآن کریم با رویکردهای مختلف، به آن پرداخته اند. ملاصدرا و ابن برّجان دو متفکری هستند که در این باره بحث کرده اند و دیدگاه آن ها قابل مقایسه است. هدف این مقاله بررسی دیدگاه ملاصدرا و ابن برّجان درباره حروف مقطعه با رویکرد مقایسه ای و به روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی است. یافته ها بیانگرِ تبعیت و تأثیرپذیریِ ملاصدرا از ابن سینا و عین القضات است؛ ولی دیدگاه ابن برّجان درباره ماهیت کلی حروف مقطعه، جدید است. ملاصدرا قائل به دلالت این حروف بر مراتب موجودات است. ابن برّجان این حروف را واسطه کتاب مبین و قرآن می داند که بر اسماء الله دلالت دارند. دیدگاه این دو متفکر درباره امکان فهم حروف مقطعه، مجمل دانستن این حروف، مطرح کردن قسم، دلالت الم بر اسماء الله و دلالت یس بر انسان کامل شباهت دارد و درباره ماهیت کلی حروف مقطعه، معنایابی جزئی آن ها، میزان استناد به آیات قرآن و تأثیرپذیری از دیگران متفاوت است. رویکرد دو متفکر (فلسفی/عرفانی) نقش اساسی در پیدایش شباهت ها و تفاوت ها دارد. نقدهایی نیز به نظرات آن ها وارد است.
تجزیه و تحلیل داستان انگیزه تألیف فصل الخطاب و بازشناسی ماجرای تاریخی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
419 - 442
حوزههای تخصصی:
یکی از داستان هایی که پیرامون محدث نوری و کتاب فصل الخطاب در چند دهه اخیر مطرح شده، داستان «انگیزه انگلیسی» تألیف فصل الخطاب است؛ که گفته شده محدث نوری، فریب سیاست های ضداسلامی دولت انگلستان برای تفرقه میان مسلمین را خورده، و این کتاب را به تحریک کارمند جاسوس سفارت انگلیس نوشته است. این داستان توسط آیت الله مرعشی نجفی به نقل از سردار کابلی، توسط چند نفر از علمای معاصر همانند: شبیری زنجانی، منتظری، آصف محسنى، صادقی تهرانی، نقل شده است. در پژوهش های جدید، مشخص شده که انتساب این داستان به محدث نوری، نادرست است. اکنون برای بازشناسی ماجرای واقعی داستان، لازم است بررسی شود: 1. روایت های داستان انگیزه تألیف فصل الخطاب چگونه و دارای چه بخش های متفاوتی می باشد؟ 2. اطلاعات و داده های این داستان، چه سرنخ هایی را به ما برای کشف واقعیت داستان می دهد؟ 3. آیا اطلاعات این داستان با شواهد تاریخی دیگر و مرتبط با عصر محدث نوری و سردار کابلی، هماهنگ است؟ 4. این داستان را، می توان با چه واقعه تاریخی تطبیق داد؟ در پژوهش پیش رو، با بررسی داده های داستان و تجزیه و تحلیل اطلاعات آن، و دقت در اطلاعاتی که ناهماهنگ با تاریخ و زندگی حاجی نوری هستند، مشخص شد که که بخش اعظم داستان آیت الله مرعشی منقول از سردار کابلی، داستانی پیرامون جریانات کتاب «مسالک المحسنین» در دوره مشروطه ایران و مخالفت شیخ فضل الله نوری با این کتاب می باشد؛ و ناقل داستان، دو داستان مختلف (که پیرامون دو نوری، دو سید و دو کتاب متفاوت بوده است) را، باهم مخلوط نموده است.
نقش اهداف و رقابت های سیاسی در پیدایش روایات و مفاهیم جعلی در مهدویت و گونه شناسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش جریان های سیاسی مدعی مهدویت می تواند به مشخص کردن مجعولات واردشده از سوی سیاسیون به روایات مهدوی کمک کند و به پالایش هرچه بیشتر روایات این حوزه بیانجامد. ازجمله دلایل رویکرد سیاسیون به مهدویت، ظرفیت این بحث در پیشبرد اهداف شان است. با این توضیح که مفاهیم و معارفی در مهدویت مطرح می شود که توسل به آن ها می توانست برای سیاسیون کارآمد باشد. ظرفیت خاص برخی مفاهیم مهدویت مانند «کارکرد سیاسی برخی القاب مرتبط با مهدویت»، «نظریه دولت متصله» و «قابلیت خاص بحث نشانه های ظهور» مهم ترین دلایل رویکرد این جریان ها به حوزه مهدویت می باشد. مطالعه حاضر با رویکرد تحلیلی- توصیفی، به دنبال ردیابی و گونه شناسی روایاتی است که توسط جریان های سیاسی در حوزه مهدویت جعل یا تحریف شده است و هم چنین نگاهی دارد به دلایل رویکرد جریان های سیاسی به حوزه مهدویت. یافته های این مطالعه بیانگر وجود گونه های متعددی از جعل و تحریف در روایات و معارف مهدوی است: 1.جعل در نام، نَسب و مصداق مهدی موعود؛ 2.جعل در ویژگی های جسمی مهدی موعود؛ 3.جعل در مکان ظهور؛ 4.جعل درزمینه دولت متصله و 5.جعل در مدح و ذم بلاد از گونه های مهم جعل و تحریف جریان های سیاسی در حوزه مهدویت است.
تحلیل رویکرد نجم رازی در تعامل با نفس امّاره با تکیه بر مرصادالعباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
313 - 332
حوزههای تخصصی:
«مبارزه با نفس اماره» از دغدغه های مهم شریعت، اخلاق و عرفان اسلامی است و روش هایی نیز برای انجام این جهاد به راهروان توصیه شده است. نجم رازی در مرصادالعباد با رویکردی ویژه و نسبتاً منحصر به فرد، به موضوع تعامل با نفس و کیفیت آن می پردازد. نگارنده مقاله پیش رو کوشیده است تا با روش تحلیل و توصیف، محتوای کیفی اندیشه رازی درباره جهاد علیه نفس اماره را تبیین نماید. یافته های پژوهش نمایان گر آن است که رازی به برخورد اعتدالی و دور از افراط و تفریط با نفس اماره باور دارد و هر گونه تندروی یا سهل انگاری در مواجهه با نفس اماره را به زیان سالک می داند. در اندیشه او، نفس اماره فی نفسه سرچشمه بدی ها نیست و صفات مذمومِ نفسانی بنا به اقتضای حکمت الهی و از برای مصلحتی به نفع بشر در نفس به ودیعه نهاده شده اند. او همچنین معتقد است که جوهره نفس بشری از استعداد و قابلیت استحاله برخوردار است، به گونه ای که ادبار آن از حق، نفس را اماره بالسوء می کند و اقبال به حق، نفس را به مسیر اطمینان سوق می دهد.
مبانی اخلاقی حکومت اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که اساساً تشکیل حکومت اسلامی از حیث اخلاقی اهمیت داشته و مبنای چنین حکومتی، اصول اخلاقی است. در این نوشتار از برخی مبانی اخلاقی از قبیل ضرورت تعالی نفس انسانی و مسئولیت پذیری اخلاقی و همچنین انگیزش اخلاقی برای ضرورت شکل گیری حاکمیّت اسلامی سخن گفته می شود. البته ضرورت شناخت این مبانی در گام نخست مبتنی بر این است که از وضعیت نابه سامان اخلاقی و اجتماعی جامعه دینی آگاه شده و از آن وضعیت های نابه سامان ناخوشایند باشیم. در نوشتار حاضر تلاش می شود پیوند وثیق بین اخلاقی زیستن و حکومت اسلامی تدقیق شود.
نقش عقل فعال در شایستگی نبی برای ریاست و رهبری جامعه سیاسی از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۷ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
173 - 198
حوزههای تخصصی:
مبحث ضرورت وجود نبی در رهبری مدینه و نسبت نبوت با سیاست در فلسفه اسلامی از دیرباز، موردتوجه فراوان بوده است. ابن سینا نیز دراین باره اتصال نبی به عقل فعال به عنوان موجودی مجرد و مستقل از نفس، و برقراری رابطه میان نبی با سیاست در تئوریزه کردن زعامت و رهبری اتباع مدینه را مطرح کرده است؛ ازاین رو، تبیین چگونگی اتصال نبی به عقل فعال، و پیوند نبوت و سیاست براساس منابع دینی و حکمت سینوی از دستاوردهای بوعلی در فلسفه سیاسی است؛ بدین ترتیب، در پژوهش حاضر، درصدد پاسخ گویی به این پرسش بوده ایم که شیخ الرئیس بر چه اساس، بر رابطه نبوت و سیاست صحه گذاشته و طبق کدام مبنای نظری، نبی را شایسته زعامت و رهبری مدینه دانسته است. در این تحقیق، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلیِ موردی، بر یک مورد واحد و مشخص در آرای سیاسی ابن سینا متمرکز شده و با بهره گیری از رویکرد تفسیری- تفهمی ازنوع هرمنوتیک روش شناسانه ویلهلم دیلتای نتیجه گرفته ایم شرط اتصال نبی به عقل فعال به عنوان حلقه واسط عالم محسوس با عالم معقول، راهبریِ سیاسی و دینی وی درخصوص اتباع مدینه را نیز توجیه می کند و بدین صورت، نبی به واسطه داشتن سه ویژگی قوه عقلیه قوی، قوه متخیله و قوه متصرفه به مثابه منشأ صدور اعجاز، لازمه رهبری مدینه به سوی سعادت دنیوی و رستگاری اخروی به شمار می آید. ریاست فاضله نبی با اتصال قوه متخیله و نفس ناطقه نبی، یعنی اتصال عقل مستفاد به عقل فعال و همچنین تجلی پدیده وحی، به حد اعلای سعادت می رسد و دیگران را نیز به سمت این سعادت هدایت می کند. بوعلی قوه عقلیه نبی را مستعد دریافت پرتو نورانی عقل فعال دانسته است که به مرتبه عقل قدسی دست می یابد؛ ازاین رو، این اتصال موجب می شود مردم فقدان آن را در خود ببینند و از قوانین شریعتِ ابلاغ شده ازجانب نبی پیروی کنند؛ بنابراین، حصول اتباع به سعادت حقیقی، لزوم رهبری نبی را به دلیل اتصال به عقل فعال و دریافت وحی ازمنظر ابن سینا اثبات می کند.
طراحی بسته آموزشی مهارت های زندگی ویژه کودکان و تعیین اثربخشی آن بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۲
257 - 265
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی بسته آموزشی مهارت های زندگی ویژه کودکان و تعیین اثربخشی آن بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام گرفت. روش پژوهش کیفی، تحلیل مضمون به شیوه آتراید-استرلینگ (2001) و روش پژوهش در قسمت کمی، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دوره اول ابتدایی شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 12698 نفر تشکیل دادند. نمونه در این پژوهش شامل 109 دانش آموز دوره اول ابتدایی بود که با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه-های آزمایش و گواه جایدهی شدند (56 دانش آموز در گروه آزمایش و 53 دانش آموز در گروه گواه). دانش آموزان حاضر در گروه آزمایش، بسته آموزشی مهارت های زندگی را طی 10 هفته در 10 جلسه 75 دقیقه ای به صورت گروهی دریافت نمودند. پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های اجتماعی (گرشام و الیوت، 1999) بود. نتایج نشان داد که بسته آموزشی مهارت های زندگی ویژه کودکان از نظر متخصصان دارای روایی محتوایی کافی است. همچنین این بسته آموزشی بر مهارت های اجتماعی (0001>P؛ 65/0=Eta؛ 38/196=F) دانش آموزان دوره ابتدایی تاثیر داشته است. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که بسته آموزشی مهارت های زندگی با آشنایی دانش آموزان با نقاط قوت و ضعف خود، مهارت ارتباط مؤثر و همدلی، مدیریت هیجانات، مهارت حل مسئله و تفکر خلاق می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.
Effectiveness of Schema-based Parenting Training on Mothers' Parental Self-Efficacy, Self-Concept and Parental Acceptance of Children with Internalized disorders(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Occurrence of behavioral problems during the childhood years has an adverse effect on the child's mental and physical development process and if not treated, it can lead to chronic physical and psychological problems in the child. The present study aimed to investigate the effectiveness of schema-based parenting training on mothers' parenting self-efficacy, self-concept and parental acceptance of children with internalized disorders.Methods: The research was semi-experimental (pre-test, post-test and follow-up design with control group). The statistical sample included 30 mothers and children with internalized problems who were randomly assigned to two experimental groups (15 people) and a control group (15 people). The experimental groups were given schema-based parenting training for 8 sessions of 90 minutes. Children's self-concept scale, parental rejection-acceptance questionnaire, parental self-efficacy questionnaire were used to collect information. The data were analyzed based on multivariate analysis of variance with repeated measurements and SPSS-24 software.Results: The findings showed that approach of schema-based parenting education was effective in improving mothers' parenting self-efficacy, self-concept and children's parental acceptance (p<0.05).Conclusion: Based on the findings of this research it can be said that schema-based parenting education can help parents to know themselves correctly, learn the correct principles of parenting, control their own emotions and problems, lead to the improvement of mothers' parenting self-efficacy, self-concept and parental acceptance of children with internalized problems.
وضعیت و تبعات حقوقی کاشت ریزتراشه با تأکید بر مسئولیت مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
181 - 204
حوزههای تخصصی:
در مسیر تکامل علوم و فناوری، دستگاه ها به رشد و توسعه خود برای بازدهی بیشتر و نیز قرار گرفتن در ابعاد کوچک تر ادامه می دهند. استفاده روزافزون از ریزتراشه در حوزه های درمانی، خدماتی و... باعث ایجاد دغدغه های فراوانی پیرامون تنظیمات حقوقی جامعه و انسان درباره نظارت و کنترل براین فناوری جدید از جمله جواز و آثار حقوقی این فناوری شده است. استفاده از این فناوری به ویژه کاشت آن در بدن انسان با مقاصد درمانی، از دیدگاه فقهی و حقوقی منجر به تبعات و مسئولیت هایی برای شخص دریافت کننده ریزتراشه، پزشک و عوامل سازنده یا هدایت کننده آن می شود. کاشت ریزتراشه ها در بدن انسان ها و حیوانات با مقاصد مختلف انجام می شود، لکن با توجه به اینکه اصولاً تعرض به جسم انسان ممنوع و نامشروع است و به کارگیری این فناوری و اختلالات آن در موارد مشروع نیز ممکن است موجب ورود صدمات و زیان هایی به شخص دریافت کننده و دیگران شود. لذا این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی به توصیف این دستاورد و به ویژه مسئولیت مدنی ناشی از صدمات جسمی، روحی و مالی استفاده از آن می پردازد و فروض گوناگون نحوه ایجاد مسئولیت حقوقی آن را بررسی و تحلیل می نماید.
توزیع مسئولیت مدنی بر اساس میزان تقصیر در تعدد اسباب عرضی از منظر فقه اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
319 - 342
حوزههای تخصصی:
یکی از پیچیده ترین بحث های مرتبط با مسئولیت مدنی، توزیع مسئولیت است؛ زیرا با توجه به آنکه معمولاً اسباب متعدد در تکوین فعل زیان بار دخالت دارند، شناخت سهم هر یک در پدید آوردن حادثه و توزیع مسئولیت دشوار می باشد. عموم فقیهان امامی در تعدد اسباب عرضی، نظریه تساوی را اخذ نموده اند؛ اما برخی از فقیهان معاصر، نظریه توزیع مسئولیت بر اساس میزان تقصیر را بدون نقد و بررسی مبانی و چالش های آن برگزیده اند. از این رو، جستار حاضر به منظور تبیین جایگاه نظریه در فقه اهل بیت و بررسی مبانی و چالش های فقهی آن سامان یافته است. در این تحقیق با روش تحلیلی و توصیفی سعی شد با طرح و بررسی کلمات و استفتائات فقیهان، ادله این نظریه استخراج و تحلیل شود. از بررسی ادله ای چون آیه 194 سوره بقره، اصل اشتغال و احتیاط، این نتیجه حاصل شد که هرچند نمی توان نسبت تقصیر را نظریه اصلی توزیع مسئولیت دانست، ولی می توان به عنوان نظریه فرعی و تکمیلی مورد توجه قرار داد.
ارائه ی چهارچوبی برای طراحی بازی آموزشی دیجیتالی به منظور ارتقای تفکر انتقادی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۲
209 - 216
حوزههای تخصصی:
تفکر انتقادی روشی برای حل مسائل، مبتنی بر استدلال های اقناعی، منطقی و عقلانی است که شامل بررسی، ارزیابی و انتخاب پاسخ صحیح برای یک کار معین و رد مستدل سایر راه حل های جایگزین است و امروزه بر لزوم توجه نظام آموزشی به ارتقای تفکر انتقادی از طرق مختلف توجه ویژه ای صورت می گیرد. در این راستا با توجه به روند رو به رشد گرایش به بازی های دیجیتالی، اهمیت طراحی بازی های آموزشی به شکل دیجیتالی با رویکرد تقویت تفکر انتقادی بیشتر شده است. بدین منظور در تحقیق حاضر به منظور ارتقای تفکر انتقادی به ارائه ی یک چهارچوب و مدل بر مبنای نظریه سازنده گرایی اجتماعی جهت طراحی بازی آموزشی دیجیتالی انجام شده است. بر اساس مرور پیشینه تحقیقاتی اجزای اصلی مدل موردنظر، شامل نیازسنجی، تعیین هدف، تحلیل یادگیرنده، مؤلفه های تفکر انتقادی، سطوح اجرای تفکر انتقادی، اصول بازی، عناصر بازی، ژانر بازی، حمایت های آموزشی، ارزشیابی از کیفیت بازی، ارزشیابی از یادگیرنده و بازخورد و شامل زیرمجموعه های فرعی به دست آمدند که به منظور اصلاح و تأیید مدل از روش اعتباریابی درونی استفاده شده است. در این مدل از ده نفر از متخصصان بازی های آموزشی برای اعتباریابی دعوت به عمل آمد. این اعتباریابی پس از سه دور با ضربب توافقی 84% مورد تایید متخصصین قرار گرفت. همچنین این مدل با بررسی مبسوط چهارچوب نظری به شکل دسته بندی شده و خلاصه شامل اجزای نیازسنجی، تعیین هدف، تحلیل یادگیرنده، مؤلفه های تفکر انتقادی، سطوح اجرای تفکر انتقادی، اصول بازی، عناصر بازی، ژانر بازی، حمایت های آموزشی، ارزشیابی از کیفیت بازی، ارزشیابی از یادگیرنده و بازخورد شد.









