مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶٬۹۴۱ تا ۴۶٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
193 - 232
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف بورس های اوراق بهادار همواره در تلاش اند ابزارهای مالی جدیدی متناسب با نیاز سرمایه گذاران طراحی کنند. یکی از این ابزارها، گواهی پوشش سرمایه ای غیرحدی است که در بسیاری از بورس های معتبر جهان (از جمله فرانکفورت، اشتوتگارت، لندن، پاریس، بخارست، ورشو و سوئیس) معامله می شود و معمولاً با هدف تأمین مالی منتشر می گردد. با وجود کاربردهای گسترده این گواهی، تاکنون تطابق آن با الزامات شرعی اسلامی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی امکان راه اندازی معاملات گواهی پوشش سرمایه ای غیرحدی در بازار سرمایه ایران بر اساس فقه امامیه است. 2. مواد و روش ها این تحقیق با رویکرد کیفی و در قالب روش «اجتهاد چندمرحله ای» انجام شده است. در مرحله نخست، امکان انطباق معاملات گواهی پوشش سرمایه ای غیرحدی با سه عقد مضاربه، وکالت و شرکت بررسی شد. در مرحله دوم، داده ها از طریق برگزاری یک گروه کانونی متشکل از خبرگان فقه اقتصادی گردآوری گردید و نظرات آنان مورد تحلیل قرار گرفت. 3. یافته های تحقیق نتایج تحلیل ها نشان می دهد که از منظر فقه امامیه، معاملات گواهی پوشش سرمایه ای غیرحدی قابلیت انطباق با هر سه عقد مضاربه، وکالت و شرکت را دارد. همچنین خبرگان فقه اقتصادی در گروه کانونی نیز بر امکان بهره گیری از این ابزار در بازار سرمایه ایران تأکید کرده اند. 4. بحث و نتیجه گیری یافته های تحقیق نشان می دهد که انتشار و راه اندازی معاملات گواهی پوشش سرمایه ای غیرحدی در بازار سرمایه ایران از نظر فقهی قابل پذیرش است. این امر می تواند راهکاری برای توسعه ابزارهای مالی اسلامی و گسترش شیوه های تأمین مالی در بازار سرمایه ایران باشد.
اوراق ودیعه در مرز قرض و اعتبار: «اعتباری نو در برابر زوال ارزش پول و شبهه ربا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
403 - 430
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف کنترل رشد نقدینگی و تورم از مهم ترین دغدغه های بانک مرکزی است. در همین راستا، انتشار اوراق جدیدی با عنوان «اوراق ودیعه» مطرح شده که به عنوان نهادی نوظهور در نظام بانکی کشور، نیازمند بررسی و تحلیل فقهی و حقوقی است. پرسش های اصلی پژوهش این است که اوراق ودیعه بانک مرکزی دارای چه ماهیتی هستند و با کدام یک از عقود متداول سازگاری دارند؟ همچنین این اوراق بر چه مبنایی می توانند با عقد ودیعه در قانون مدنی تطبیق یابند؟ 2. مواد و روش ها این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. ابتدا نحوه انتشار اوراق ودیعه تبیین و سپس با اوراق مشابه مانند اوراق قرضه و اوراق مشارکت مقایسه گردید. در ادامه، مبانی فقهی و حقوقی این اوراق بررسی و چالش های پیش روی آن ها تحلیل شد. 3. یافته های تحقیق یافته های پژوهش نشان می دهد که منظور قانون گذار از «ودیعه گذاردن پول» در اوراق ودیعه، نه ارزش اسمی و عین اسکناس ها، بلکه ارزش حقیقی و اعتباری پول است. بر این اساس، ودیعه نوعی و اعتباری مد نظر بوده است. همچنین در موضوع اضافه پرداخت، ملاک ارزش حقیقی و قدرت خرید پول در نظر گرفته می شود و نه منفعت یا سود ثابت. 4. بحث و نتیجه گیری بررسی ها حاکی از آن است که اوراق ودیعه بیش از آن که ماهیتی مشابه قرض یا ودیعه سنتی داشته باشند، بر پایه ودیعه اعتباری طراحی شده اند. اضافه پرداخت در این اوراق به منزله سود واقعی نیست، بلکه جبران کاهش ارزش پول و حفظ قدرت خرید اولیه سپرده گذار تلقی می شود. از دیدگاه برخی مراجع تقلید، این جبران از شمول ربا خارج است، در حالی که برخی دیگر آن را واجد شبهه ربا می دانند. این یافته ها نشان می دهد که اوراق ودیعه در مرز میان قرض و اعتبار قرار دارند و تحلیل دقیق فقهی–حقوقی آن ها برای رفع ابهام های شرعی و عملیاتی ضروری است.
مدل مفهومی ظرفیت سازی نوآوری کسب وکارهای گردشگری متناسب با شرایط ناپایدار محیطی (مطالعه اربیل عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
71 - 111
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش شناسایی عوامل و ارائه مدل مفهومی ظرفیت سازی نوآوری برای کسب وکارهای گردشگری اربیل عراق در شرایط ناپایدار و بحران های محیطی این کشور بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تماتیک انتخاب شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل صاحب نظران علمی (اساتید و پژوهشگران دانشگاهی) و صاحب نظران اجرایی (مدیران، مشاوران و کارشناسان سازمان ها و کسب وکارها) در زمینه موضوع پژوهش بودند. تعداد نمونه بر حسب حصول اشباع نظری 18 نفر انتخاب گردید. نمونه گیری نیز به روش نظری (قضاوتی) و بر مبنای تخصص، تجربه و مسئولیت صاحب نظران انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه اکتشافی نیمه هدایت شده بود. روایی ابزار و نتایج پژوهش براساس مطلوب بودن شایستگی علمی و اجرایی مصاحبه شوندگان، تأیید روایی محتوای چارچوب مصاحبه توسط پژوهشگران خبره و میزان توافق بین دو مصحح کدگذاری (72/0) ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چهار مرحله ای با رویکرد تحلیل تماتیک استفاده شد. مضامین مستخرج شامل \k[ مضمون کلی، 11 مضمون اصلی، 42 مضمون فرعی و 182 کد محوری بود و براساس آن شبکه مضامین ترسیم گردید. مضامین کلی شامل؛ چالش های کارآفرینی و کسب وکار در گردشگری، کارآمدی مدیریت صنعت گردشگری برای شرایط ناپایدار، ظرفیت اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی گردشگری، توسعه ظرفیت نوآوری در کسب وکارهای گردشگری و کارکردهای ظرفیت نوآوری در صنعت گردشگری اربیل بود. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که ظرفیت سازی نوآوری متناسب با شرایط بحران در کسب وکارهای گردشگری یک فرآیند چندسطحی و چندبعدی است که از طریق زمینه یابی و همسوسازی همزمان بخش ها و سازوکارهای ظرفیت سازی، نوآوری و مدیریت بحران در محیط صنعت گردشگری و سیستم کسب وکارهای آن حاصل می شود.
ارزش معرفت شناختی مشارکت حد و برهان در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منطق پژوهی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۰)
145-169
حوزههای تخصصی:
منطق دانان پایبند به نظام ارسطویی، مشارکت حد و برهان را به منزله راه حل خروج از چالش شناخت فصل حقیقی اشیاء و فقدان ارزش معرفت شناختی حد تام ارائه کردند. ظهور صدرالمتالهین و ارائه نظریه اعتباریت ماهیت چالش معرفت شناختی حد تام را جدی تر از گذشته نمایان کرد چون شناخت فصل به معنای معهودش، باعث شناخت حقیقت شیئ نمی گردد چه اینکه فصل و جنس قریب از سنخ ماهیتند در حالی که حقیقت شیئ وجود آن است؛ بر این اساس تلاش برای معرفت به فصل از نظر معرفت شناختی بی ارزش است و نمی تواند ما را در حوزه تصوری به واقعیت شیئ برساند. با این وجود موسس حکمت متعالیه نیز در آثار گوناگون خویش از مشارکت حد و برهان سخن گفته و حد و برهان شیئ را پل ارتباطی به سوی یکدیگر توصیف کرده است. این مقاله با روش تحلیلی – توصیفی و به منظور پاسخ به این سوال سامان یافته است که ملاصدرا که حد تام را در شناخت حقیقت اشیاء ناکارآمد کرده و ماهیت و توابع آن را اعتبار مجازی ذهن گردانده، چگونه می تواند به مشارکت حد و برهان ارزش معرفت شناختی بخشد؟ و به این نتیجه دست یافته که وی با تفکیک میان حد ماهوی و حد وجودی و تقریر حد وجودی به معنای معرفت به تحصل وجودی شیئ، تحلیل وجودی از فصل و جایگزین سازی شناخت تحصل وجودی در حد به جای معرفت به کنه ذات ماهوی در حد، موفق شده به مشارکت حد و برهان ارزش معرفت شناختی ببخشد.
موزه ها و سیاست حافظه در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موزه ششم بهمن در بهمن ماه سال ۱۳۵۵ در محل مجموعه شهیاد (آزادی کنونی) افتتاح شد. این موزه از جمله تلاش های حکومت پهلوی در کنار دیگر ابزار همانند انتشارات، جشن ها و یادبودها برای تبلیغ انقلاب سفید شاه بود. این پژوهش با نگاهی به تلاش های حکومت پهلوی در راستای اشاعه اصول انقلاب سفید به چگونگی شکل گیری این موزه و اهداف ساخت آنها می پردازد و با بررسی طراحی موزه ها، رابطه آنها را با سیاست های حافظه ای حکومت پهلوی مورد مطالعه قرار می دهد. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی است و داده های تحقیق از اسناد و مدارک دست اول از جمله نامه های رسمی، قراردادها و عکس، و منابع کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ایجاد موزه هایی مانند موزه ششم بهمن در دوران حکومت پهلوی به منظور ایجاد تاریخی رسمی برای مشروعیت بخشی به حکومت، تبلیغ ایدئولوژی و اصول مورد نظر آنها و شکل دهی به حافظه جمعی بود. در موزه ششم بهمن، حکومت با به کارگیری پیشرفته ترین روش های سمعی و بصری و جدیدترین روش های نمایش در صدد بود تا میان گذشته شکوهمند ایران و «تمدن بزرگ» پهلوی ارتباط برقرار کند و روایاتی گزینشی و در خدمت تبلیغات خود را اشاعه دهد.
مدل یابی شاخص های ارزیابی عملکرد نظام آموزشی در اجرای سند تحول بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل یابی شاخص های ارزیابی عملکرد نظام آموزشی در اجرای سند تحول بنیادین است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری شامل خبرگان نظام آموزش و پرورش بود که از بین افراد مطلع و محقق در این زمینه تعداد 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه 33 گویه ای بود. روایی محتوایی ابزار توسط اساتید حوزه مربوطه مورد تایید واقع شد. پرسش نامه نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 92/0 برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون فریدمن با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، تعداد پنج شاخص اصلی به عنوان شاخص های ارزیابی عملکرد نظام آموزشی در اجرای سند تحول بنیادین شناسایی شد که شاخص دروندادها در رتبه اول، شاخص بروندادها در رتبه دوم، شاخص فرایندها در رتبه سوم، شاخص محتوا در رتبه چهارم و شاخص پیامدها در رتبه پنجم می باشند؛ ولی بین اولویت این شاخص ها تفاوت محسوس و معناداری وجود ندارد.
تحلیل انتقادی ساختار و محتوای کتاب درسی تاریخ (1) پایۀ دهم علوم انسانی دورۀ متوسطه
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
62 - 83
حوزههای تخصصی:
کتاب های درسی در فرایند یادهی یادگیری نقش تعیین کننده ای دارد. در حقیقت کتاب های درسی رسمی ترین رسانه در زمینه ارتباط علمی است که به رغم گسترش استفاده از وسایل جدید اطلاع رسانی، نقش اساسی و مهمی در یادگیری برای همه سطوح دارد. برخورداری از بهره وری در تألیف کتاب های درسی نیازمند ارزیابی و نقد مستمر آن ها و تلاش برای از بین بردن کاستی ها است. کتاب درسی مناسب ویژگی ها و شاخص هایی دارد که آن را از کتاب های غیر درسی متمایز می کند. نقد و تحلیل محتوای کتاب های درسی سبب می شود در طراحی و سازماندهی مناسب آن دقت کافی به عمل آید. هدف پژوهش حاضر معرفی و ارزیابی کتاب تاریخ (1) پایه دهم علوم انسانی می باشد. این پژوهش یک مطالعه تحلیلی انتقادی است که با بررسی متن کتاب، ابتدا به معرفی کتاب، ویژگی ها، محاسن و فهرست مطالب و سپس به بررسی و ارزیابی آن از نظر شکل ساختاری، محتوایی، روشی، زبانی و شکل ظاهری می پردازد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اگرچه کتاب مورد نظر توانسته است تا حدودی دانش آموزان را با تاریخ شناسی، فلسفه تاریخ، اهمیت و کارکرد تاریخ در دروس نخستین و تاریخ تمدن در ایران و جهان باستان آشنا سازد، اما دارای اشکالات متعددی از لحاظ ساختاری، محتوایی، روشی، زبانی و شکل ظاهری است؛ لذا انتظار می رود با توجه به اهمیت موضوع نقد در پژوهش های علمی و با توجه به تحلیل انجام شده درباره آن کتاب، مطالب پیش رو موجب ارتقای کیفیت کتاب های تاریخی و اصلاح تولیدات علمی در این زمینه شود.
مطالعۀپدیدارشناختی واکنش های شاهدان فعال و منفعل در رخدادهای قلدری
حوزههای تخصصی:
زمینه: قلدری در دوران نوجوانی یک مسئله اجتماعی گسترده و پیچیده است که تأثیرات عمیقی بر تمام افراد درگیر و به ویژه قربانیان دارد. شناخت رفتارهای شاهدان قلدری و عوامل مؤثر بر رفتار آن ها، می تواند به ارائه راهکارهای مؤثرتری برای مقابله با این پدیده کمک کند. پژوهش های گذشته عمدتاً متمرکز بر رفتارهای مرتکبین قلدری و قربانیان بوده اند. این در حالی است که گروه عمده ای از افراد، شاهدان یا تماشاچیان قلدری هستند که می توانند نقش مؤثری در کاهش رفتارهای قلدری در محیط های مختلف و از آن جمله در مدرسه داشته باشند. هدف: هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجربه زیسته نوجوانانِ شاهدِ قلدری بود. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناختی توصیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان، 12 نفر از دانش آموزان دختر و پسر متوسطه اول و دوم شهرستان بیرجند در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن دو اصل اشباع و کفایت نمونه گیری انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات در مطالعه حاضر، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها، با روش استویک-کولایزی-کین انجام شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، منجر به تولید 6 مضمون اصلی، 15 مضمون فرعی و 31 واحد معنایی گردید. شش مضمون اصلی شامل پویایی های قدرت و سلسله مراتب اجتماعی (گستاخی و کنترل گری)، آسیب پذیری و چالش های اجتماعی (صفات فردی و مهارت های بین فردی)، آشفتگی های هیجانی (همدلی و شفقت، بی عدالتی اخلاقی، مسئولیت پذیری فردی)، واکنش های دوگانه (پاسخ های انفعالی، مداخله فعال)، اجتناب و محافظت از خود (فقدان جرأت ورزی، احتیاط، بی تفاوتی و سودجویی) و اثر مثبت اجتماعی (هوش هیجانی، شایستگی اجتماعی و حل تعارض مسالمت آمیز) بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، پیچیدگی و چندبعدی بودن رفتارهای مثبت و منفی شاهدان قلدری که نشانگر عوامل مؤثر متفاوت بر رفتارهای این دو گروه است را مورد تأکید قرار می دهد. نتایج این مطالعه می تواند به طراحی برنامه های مداخله ای و آموزشی به منظور حمایت از رفتارهای مثبت شاهدان و قربانیان قلدری کمک کند.
تأملی انتقادی بر مکانیسم های فرهنگ سلبریتی در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
49 - 87
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل روز جامعه ایرانی که ذهن بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده، مسئله فرهنگ شهرت در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر نیز بررسی سازوکارهای فرهنگ شهرت در اینستاگرام جامعه ایرانی بوده است. این پژوهش، از نوع کیفی و فراترکیب بوده و با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2003) انجام شده است. به همین منظور، پس از بررسی نتایج مطالعات صورت گرفته بین سال های 1393 تا 1403 با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، تعدادی از مقالات مربوط، شناسایی و از میان 446 مقاله، در نهایت 95 مقاله با توجه به معیارهای روش فراترکیب انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار مکس کیودی اِی و به منظور بررسی کیفیت و پایایی یافته های پژوهش از روایی محتوایی و شاخص کاپا استفاده شده که نتایج آن، حکایت از کیفیت مطلوب یافته داشته است. یافته های حاصل از پژوهش حاضر به استخراج کدهای متفاوتی انجامید و پس از رفت و برگشت های مداوم 8 سرفصل نهایی در ارتباط با سازوکارهای فرهنگ سلبریتی در اینستاگرام مشخص شد که به ترتیب فراوانی عبارت اند از: ارزش ها و نگرش ها، گونه شناسی، آسیب شناسی، سیاست، تبلیغات و مصرف، سبک زندگی، هویت یابی، و دین. نتایج نشان داده است که فرهنگ سلبریتی در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی، از طریق سازوکارهایی چون مهندسی عواطف و احساسات، سلبریتی زدگی سیاست، مصرفی شدن زندگی، تعمیق فردگرایی، سرمایه افزایی اجتماعی، مرجعیت سازی، نمایشی شدن زندگی روزمره، استانداردسازی بدن، دگرگونی روابط اجتماعی، خشونت نمادین و سلبریتیزه شدن دین، بر کاربران اینستاگرام اثر می گذارد و خود را مشروع جلوه می دهد.
بررسی رابطه ی دانش تیپک و مهارت های ارزشیابی آنلاین معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۵
31 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین دانش تیپک و مهارت های ارزشیابی آنلاین معلمان دوره ابتدایی شهر شاهین شهر است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ی ابتدایی شهر شاهین شهر استان اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 247 نفر در این پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دانش تیپک و پرسشنامه محقق ساخته ی مهارت های ارزشیابی آنلاین معلمان دوره ابتدایی می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل یافته ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون کالموگروف – اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس و آزمون حداقل تفاوت بین میانگین ها استفاده شد. یافته ها نشان داد رابطه ی ضعیفی بین میزان دانش تیپک با مهارت های ارزشیابی آنلاین وجود دارد. توضیح بیشتر در این باره در بخش یافته ها و نتیجه گیری به تفصیل ارائه شده است.
طراحی مدل بهسازی منابع انسانی مبتنی بر رایانش ابری در بانک تجارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بهسازی نیروی انسانی فعالیت های سازمان جهت بهبود قابلیت ها و توانمندی های کارکنان از طریق بهینه سازی شرایط، امکانات و فضای کلی محیط کاری آنها است. عملکرد نیروی انسانی سنگ بنای موفقیت هر سازمانی است. ارزیابی عملکرد سازمان باید در جهت بهبود توانمندی نیروی انسانی طراحی و اجرا شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بهسازی منابع انسانی مبتنی بر رایانش ابری در بانک تجارت است.
روش: روش پژوهش حاضر کاربردی بوده که با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی- کمّی) انجام شده است. جامعه آماری در مرحله کیفی 30 نفر از خبرگان بانکی و اساتید دانشگاهی بودند که دارای ویژگی هایی نظیر تجربه، تناسب رشته تحصیلی، مدرک تحصیلی، اشتغال به تدریس در دانشگاه، سابقه پژوهشی و تألیفی در این زمینه بودند و به شیوه غیرتصادفی (هدفمند) و روش گلوله برفی تا حصول به اشباع نظری انتخاب شدند. برای شناسایی مولفه های بهسازی منابع انسانی از روش دلفی در چهار دور و برای طراحی مدل از روش معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS3 استفاده شده است.
یافته ها: نتایج دلفی نشان داد بهسازی منابع انسانی مبتنی بر رایانش ابری در بانک تجارت، شامل 46 مؤلفه در قالب 4 بُعد (بهسازی آموزشی، بهسازی حرفه ای، بهسازی سازمانی، بهسازی فردی) است. براساس نتایج مدل سازی معادلات ساختاری می توان گفت ابعاد بهسازی آموزشی، بهسازی حرفه ای، بهسازی سازمانی و بهسازی فردی به ترتیب به میزان 864/0، 571/0، 701/0 و 622/0 بر بهسازی منابع انسانی در بانک تجارت تاثیر مثبت و معنی داری دارند.
نتیجه گیری: پیشنهاد می شود رایانش ابری مورد استفاده در بانک های کشورهای پیشرفته مبنایی برای بهسازی آموزشی نیروهای بانک تجارت کشور قرار گیرد و مهم ترین موانع بهسازی آموزشی و حرفه ای از سوی تیمی متخصص شناسایی و برای از میان برداشتن آن اقدام شود.
مطالعه سوگیری های شناختی در کتاب های داستانی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سوگیری های شناختی از انواع خطاهای شناختی هستند که بر فرایندهای شناختی انسان اثر می گذارند و به شکل الگوهای فکری درآمده و در ارزیابی و تصمیم گیری افراد ایفای نقش کرده و منجر به نگرش، باور، قضاوت و تصمیم گیری نادرست می شوند. هدف پژوهش حاضر آن است که سوگیری های شناختی را در کتاب های داستانی کودکان شناسایی و معرفی کند. روش: پژوهش حاضر به روش ارزیابانه انجام شده است. جامعه پژوهش کتاب های داستانی تألیفی رده سنی (ب)، (ج) و (ب و ج) است که ۲۰ مورد از کتاب های انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (1399 تا 1402) و ۱۷ مورد از کتاب های پرفروش کودکان و نوجوان (۱۴۰۲) و در مجموع ۳۷ اثر مصور زیر 120 صفحه به عنوان نمونه انتخاب شدند. از سیاهه ارزیابی استاندارد مؤسسه آکاپس برای ارزیابی کتاب ها ی داستانی استفاده شد. سیاهه ارزیابی یاد شده ترجمه شد و با کمک متخصصان حوزه علوم شناختی، نحوه بازنمایی سوگیری در کتب داستانی به سیاهه ارزیابی اضافه گردید. سپس، با استفاده از روش سی وی آی روایی آن بررسی و پس از اصلاح تأیید شد و پایایی ابزار نیز با روش دو نیم کردن و شاخص اسپیرمن براون بررسی و به تأیید رسید. یافته ها: یافته ها نشان داد که کتاب های کانون پرورش فکری کودکان دارای 11 سوگیری و کتاب های پرفروش دارای 13 سوگیری شناختی بودند. همچنین، طبق یافته ها، تنوع سوگیری های شناختی آثار پرفروش بیش از آثار کانون پرورش فکری بود. همچنین، یافته ها نشان داد که سوگیری تأییدی، پربسامدترین سوگیری شناختی در داستان های کودک و نوجوان است و به نظر می رسد سوگیری های دیگر موجود در آثار چون سوگیری کلیشه ای، تمرکز بر واضحات، اعتمادبه نفس بیش از حد، پذیرش شواهد، عدم تمرکز بر شواهد و سوگیری خواسته اندیشی به لحاظ مفهومی به سوگیری تأییدی بسیار نزدیک اند و به تقویت آن کمک می کنند. نتیجه گیری: هر چند تعداد سوگیری های شناختی در آثار کانون 11 مورد و در آثار پرفروش 13 مورد بود ولی به نظر نمی رسد که این تفاوت قابل توجه باشد. به نظر می رسد که جهت گیری برخی آثار کانون به سمت موفقیت گرایی و جهت گیری برخی آثار پرفروش به سمت موفقیت گرایی و الگوسازی، موجد سوگیری های شناختی در برخی آثار شده است. با این حال، احتمال می رود آثاری که با رویه ها و ضابطه های مشخص و مدونی ارزیابی شوند، از نظر توجه به خطاها وضعیت بهتری داشته باشند. بنابراین، لازم است در ارزیابی قبل از انتشار آثار، مسئله سوگیری های شناختی و به خصوص سوگیری تأییدی بررسی شود و روایت ها از این منظر پالوده گردد.
هفت آفت در پژوهش های هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
55 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهشهای آکادمیک هنر در ایران بسیار دیرتر از دنیای غرب در اواخر دهۀ 1370ش آغاز شد. ازآنجاکه بیشتر مدرسانِ رشتههایی مانند پژوهش هنر در دانشگاههای ایران مورخان هنر نبودهاند، نوعی روششناسی منحصربهفرد در ایران پدید آمده است که نظیر آن در سایر کشورها دیده نمیشود. این مقاله ضمن در نظر گرفتن پژوهشهای اصیل محققان برجستۀ بینالمللی، به آسیبشناسی پژوهشهای هنری ایران در دو دهۀ گذشته پرداخته و به دنبال دستهبندی آسیبها، تبیین ویژگیهای هرکدام و راههای غلبه بر آنهاست. بر اساس روش تحقیق کیفی، این آسیبها را میتوان بدین شرح دستهبندی کرد: 1) روششناسی، 2) ترجمهها، 3) دانش زبانهای خارجی و ضعف منابع کتابخانهای، 4) کتابسازی، 5) مقالات دانشجویی و کمّیگرایی، 6) موضوعات تکراری و فقدان مطالعات میدانی، 7) تعجیل، بیدقتی، تقلب و انتحال. جدیترین آفت، روششناسی است که شامل مواردی مانند تکیه بر نظریات دورۀ تکوینی مطالعات تاریخ هنر، پدیدۀ «رویکرد»، سنتگرایی، نمادشناسی، استنادهای نامناسب و عدم شناخت منابع مهم میشود. مهمترین راه غلبه بر این آفتها توجه به محتواست که لازمۀ آن ریشهکن کردن آفات حوزۀ روششناسی است.
فرهنگ دعا، باورهای درمانی و شفا و انعکاس آن در هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
77 - 96
حوزههای تخصصی:
انسان اولیه تمام بیماری ها یا مصایب خود را به ارواح شیطانی، جنیان و نیروهای مافوق طبیعی نسبت می داده است. با گذشت زمان، و حتی آگاهی او از دلایل برخی از رخدادهای طبیعی و عادی، ترس وی از ارواح شیطانی کاهش نیافت. به همین جهت به استفاده از حرز، طلسم و تعویذ تمایل شدید پیدا نمود. این موضوع منجر به خلق فرهنگی شد که نیاز به درمان و شفا و استجابت دعا، دفع بلایا و شر و جذب نیروهای خیر و مثبت، اساس آن را تشکیل می دادکه تا به امروز به حیات خود ادامه داده است. پرسش اصلی پژوهش این است که اهمیت ساخت ابزار و اشیاء هنری، رابطه و کاربرد آن در فرهنگ آیینی و مذهبی طلب دعا، درمان و دفع بلا در چیست؟ فرهنگ دعا و شفا و دفع بلا سبب خلق آثار هنری مرتبط شده و از سوی دیگر ساخت این اشیاء باعث باوری ملموس به کارآمدی این فرهنگ نزد مومنین به آن گردیده است. استفاده از حرز و طلسم در واقع همانند یک عمل سحرآمیز است و در جهان بینی جادویی، نیاز به یک عمل سحرآمیز زمانی افزایش می یابد که یک بیماری یا مصیبت رخ دهد، یا با نگاهی مثبت اندیش، در کاربرد آن یک هدف خیر همچون شفا به شدت مورد نیاز باشد. بنابراین، حرز، طلسم و تعویذ می تواند دارای سه کاربرد اصلی باشد: دفع بلا و مصیبت و شر؛ جذب نیروهای مثبت و خیر؛ برآوردن حاجات و آرزوهای انسان. از یک سو، این اشیاء به دلیل اینکه آیات قرآن، اسماء الهی، نام پیامبر(ص)، ائمه معصومین(ع)، دعاها و نمادهای مقدس بر روی آن حک شده، به عنوان اشیاء متبرک و مقدس محسوب می شوند، از سوی دیگر قداست این اشیاء می تواند به دلیل این باور باشد که آنها واسطی بین متوسلین و خداوند یا پیامبران و ائمه (ع) باشند و به همین دلیل می توان از نگاه معتقدین به این نگرش و باور، اصطلاح «اشیاء متبرک» و «مقدس» به آنها اطلاق نمود. قداست این اشیاء نه تنها درمیان عوام رواج داشته بلکه حاکمان و اشراف نیز برای گرفتن حاجات خود به این اشیاء روی آورده بودند و همین امر و سفارش های درباری سبب تولید اشیاء فاخر هنری در دوران اسلامی گردید. از اهداف این پژوهش، نشان دادن وابستگی وجودیِ دوطرفه بین فرهنگ شفا و دعا، و ساخت ظروف و اشیاء هنری نیز هست. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است.
واکاوی الگوهای تدوین در داستان حضرت موسی (ع) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
7 - 20
حوزههای تخصصی:
داستان حضرت موسی (ع) در قرآن با داشتن مضامین غنی و ساختار بصری و روایی پیچیده، ظرفیت بالایی برای اقتباس سینمایی و تلویزیونی دارد. اقتباس موفق این داستان نیازمند شناخت دقیق ویژگی های روایی آن و همچنین درک ظرفیت های رسانه فیلم، به ویژه در زمینه تدوین است. این مطالعه با هدف کشف، استخراج و معرفی الگوهای ساختاری تدوین در داستان حضرت موسی (ع) صورت گرفته است. در این مقاله، ابتدا الگوهای رایج تدوین در سینما و تلویزیون معرفی شده و سپس با روش کیفی تحلیل مضمون، داستان حضرت موسی (ع) در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. سپس، بر اساس ساختار دراماتیک داستان و ویژگی های رسانه های تصویری، الگوهای تدوین متفاوتی برای فصول مختلف داستان پیشنهاد شده است تا جنبه های مختلف روایی و مضمونی را بازتاب دهد. یافته ها نشان می دهد که رویکرد قصه پردازی قرآن در داستان حضرت موسی (ع) صرفاً یک رویکرد خطی و تداومی نبوده و با توجه به ساختار روایی خود، الگوهای مختلف تدوین غیر تداومی از جمله الگوی برش پرشی، تدوین موازی یا الگوی مونتاژ اندیشه دار و دیالکتیکی را تمهید می کند. این امر روایت را صرفاً محملی برای طرح داستان و سرگرم ساختن مخاطب نمی داند؛ بلکه آن را بستری برای تفکر و ارتقای اندیشه او در نظر می گیرد. به بیان دیگر، ساختارهای تدوینی در داستان های قرآنی، زمینه ساز گسترش و تعمیق معنا هستند. بااین همه، انتخاب و تطبیق الگوهای تدوین با مواد خام تولیدی بر عهده کارگردان است. این پژوهش می تواند راهنمایی کاربردی برای فیلم سازان باشد.
کاربرد حس بویایی در سینما: تأثیر رایحه بر تجربۀ حسی و رضایت مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
35 - 43
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها نشان می دهند بازخوردهای لمسی و بویایی می توانند توجه، تعامل و برانگیختگی عاطفی مخاطب را افزایش دهند. بااین حال، استفاده از این فناوری ها با چالش هایی مواجه است. به رغم این چالش ها، سینمای هپتیک پتانسیل قابل توجهی در تحول تجربه تماشای فیلم و افزایش درگیری حسی مخاطبان دارد. هدف این پژوهش واکاوی تأثیر بویایی بر مغز است. به عبارت دیگر، این تحقیق به منظور بررسی ارتباط علت و معلولی بین بویایی و تجربه تماشای فیلم انجام شده است. با توجه به دستکاری متغیر مستقل که در اینجا رایحه است، تحقیق حاضر به عنوان یک تحقیق تجربی شناخته می شود. در این تحقیق تجربی، از دو گروه (شاهد و آزمایش) استفاده شد. هردو گروه تحت تأثیر متغیر مستقل (رایحه) قرار گرفتند و سپس از طریق پرسش نامه، از همه افراد حاضر در آزمایش سؤالاتی پرسیده شد. گروه اول شامل تماشاگران نمایش تئاتر گره گاه بودند. نحوه انتخاب نمونه ها به روش غیر احتمالی بود. گروه اول شامل 94 نفر تماشاگر تئاتر بودند. از شرکت کنندگان خواسته شد پس از نمایش و استشمام رایحه به تعدادی سؤال در رابطه با تجربیات خود از تئاتر معطر پاسخ دهند. در گروه آزمایشی دوم از 10 مخاطب با تحصیلات سینمایی استفاده شد و پس از اجرای آزمایش، از شرکت کنندگان خواسته شد به پرسش نامه پاسخ دهند. در هر دو گروه آزمایشی، محقق به عنوان ناظر حضور داشته و واکنش های عینی مخاطبان نسبت به پخش رایحه ثبت شده است. نتایج نشان می دهند که استفاده از رایحه تأثیر قابل توجهی بر تجربه تماشاگران تئاتر و سینما دارد.
برنامه ریزی تصادفی انرژی در سیستم های ریز شبکه چندگانه با در نظر گرفتن شاخص عملکرد استقلال و انرژی تامین شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انرژی ایران دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
67 - 87
حوزههای تخصصی:
این مقاله یک استراتژی همکاری برای مدیریت انرژی در ریزشبکه های چندگانه ارائه می دهد. استراتژی پیشنهادی، هزینه روزانه سیستم، انرژی تأمین نشده و استقلال ریزشبکه ها را در نظر می گیرد تا بهترین برنامه ریزی برای ریزشبکه ها انجام شود. بهره بردار ریزشبکه ها برای اولویت بندی اهداف خود را به اهداف اصلی و ثانویه تقسیم می کند. از آنجا که هزینه کل ریزشبکه ها از اهمیت بالایی برخوردار است، به عنوان هدف اصلی در نظر گرفته شده است. با این حال، انرژی تأمین نشده و استقلال ریزشبکه ها به عنوان اهداف ثانویه در نظر گرفته می شوند که قادر به بهینه سازی در یک فضای محدود هستند. این استراتژی همکاری به ریزشبکه ها اجازه می دهد منابع محلی خود را به اشتراک بگذارند و هزینه کل سیستم را به حداقل برسانند. برای مدیریت عدم قطعیت قیمت های بازار و تولیدات تجدیدپذیر، بهینه سازی تصادفی انجام شده است. همچنین، راه حل های بهینه پارتو با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی و تکنیک اولویت بندی بر اساس شباهت به راه حل ایده آل رتبه بندی شده اند. برای ارزیابی کارایی استراتژی پیشنهادی، این روش بر روی یک سیستم نمونه ریزشبکه چندگانه آزمایش شده است. نتایج شبیه سازی نشان می دهد که مدل پیشنهادی میزان انرژی تأمین نشده، تلفات و استقلال سیستم را بهبود می بخشد.
تحلیل شکست های سیستمی توسعه فناوری پمپ حرارتی زمین گرمایی با استفاده از نظام نوآوری فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انرژی ایران دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۲)
1 - 17
حوزههای تخصصی:
با توجه به شرایط فعلی صنعت برق کشور، توسعه فناوری هایی نظیر پمپ حرارتی زمین گرمایی که علاوه بر کاهش مصرف برق، توانایی پیک سایی در تابستان را دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این فناری در دنیا به مرحله بلوغ خود رسیده است و به دلیل جذابیت های زیاد، به صورت گسترده در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گرفته شده است، ولی با این حال مراحل توسعه آن در ایران موفقیت آمیز نبوده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل شکست های مسیر توسعه فناوری پمپ حرارتی زمین گرمایی از طریق مدلی مناسب است. این تحلیل مهم ترین ابزار برای سیاست گذاری در این حوزه محسوب می شود. به این منظور در این مقاله با رویکرد توجه به عوامل بافتاری، مدلی برای تحلیل نظام نوآوری فناورانه پیشنهاد و پیاده سازی شد. در مسیر پیاده سازی مدل، موانع توسعه فناوری پمپ حرارتی زمین گرمایی از طریق مصاحبه عمیق با خبرگان این حوزه استخراج شد. نتایج مطالعات این پژوهش منتج به دو دسته توصیه سیاستی مناسب برای توسعه پمپ حرارتی زمین گرمایی شد. نتایج این تحقیق نشان داد درنظرگرفتن عوامل بافتاری در تحلیل نظام ملی نوآوری شکست های سیستمی جامع تری را شناسایی نموده و توصیه های سیاستی متنوع تری ارائه می دهد.
از سعدی تا فضل الله همدانی؛ تأملی بر بازخوانیِ خاطره تمدّنی عباسیان در تاریخ نگاری دوره مغولان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۷
93 - 112
حوزههای تخصصی:
در تاریخ نگاری و میراث ادبیِ ایران در دوره ایلخانان مغول، روایتی قابل تأمل از میراث فرهنگی و تمدّنی عباسیان قابل رصد است که به نوعی، درصدد بازیابی خاطره عباسیان پس از سقوط بغداد و نهاد خلافت است. در این پژوهش با تکیه بر چهار منبع ادبی و تاریخی که نگارندگانی ایرانی داشته اند و همگی پس از سقوط بغداد و در دوره ایلخانان به نگارش درآمده اند، تلاش می شود ماهیتِ این بازخوانی و روایت همدلانه نسبت به تمدّن عباسیان مورد واکاوی قرار بگیرد. قصیده سعدی در رثای ملک مستعصم، مکتوبات و رسایل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، تجارب السلف هندوشاه نخجوانی و تاریخ گزیده حمدالله مستوفی چهار منبعی هستند که در آن ها میراث تمدّنی عباسیان با دیده ای تفاخرآمیز و بعضاً حسرت بار نگریسته شده است. ازآنجاکه این روایت در نوع خود روایتی ایرانی از شکوه عباسیان قلمداد می شود، در نوع خود حائز اهمیت است. بر این اساس تلاش می شود تا باتکیه بر تحلیلِ انتقادیِ محتوای این چهار اثر ادبی و تاریخی این فرضیه مطرح شود که این منابع نقش مهمی در استمرار خاطره عباسیان در گفتمانِ فرهنگی ایرانِ دوره ایلخانی ایفا کردند.
An Emotional Geography Model of EFL Teachers’ Transitional Emotions from Real to Online Classes(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Emotions are important in the educational processes, influencing teachers' interactions while trying to teach in real and online classes. Therefore, this study investigated the transitional emotions experienced by English as a foreign language (EFL) teachers as they shifted from real/in-person classroom settings to online teaching, using an emotional geography model. Moreover, we aimed to explore the emotion regulation strategies that they used during their transitioning. Following a descriptive narrative design, we probed the transitional emotions of 10 Iranian EFL teachers while transitioning from real to online classrooms. The findings of the thematic analysis showed five key themes. First, physical geography may enhance cognitive change, resulting in positive emotions. Second, issues with the internet negatively impact classroom quality, leading to negative emotions. Third, situational modifications may help teachers adapt and meet their instructional needs amidst online challenges. Fourth, attentional deployment may serve as a strategy for improving professional geography. Lastly, situation selection and response modulation may aid in the development of moral and socio-cultural geography. These themes illustrate the interconnection between emotion regulation strategies and geographical models of emotions, highlighting their importance in transitioning from real to online teaching. Therefore, we concluded that emotion regulation strategies were helpful in solving the challenges that EFL teachers faced concerning their transitional emotions.









