مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۹۶۱ تا ۳۷٬۹۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در قوانین اساسی برخی کشورها اصل مستقلی بر موضوع خانواده و لزوم حمایت دولت از نهاد خانواده اختصاص داده شده است. این موضوع نشان دهنده اهمیت قانون گذاران به موضوع خانواده است. در دو دهه گذشته قانون اساسی به طور فزآینده ای در حل و فصل مسائل حقوق خانواده نقش ایفا کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی این مسئله که نهاد خانواده در قوانین اساسی کشورهای غربی و اسلامی چگونه تدوین و قانونگذاری شده است، انجام شد. بدین منظور، قانون اساسی برخی کشورهای اروپایی و کشورهای مسلمان شامل هشت کشور اروپایی (آلمان، اسپانیا، پرتغال، لهستان، سوئیس، یونان، کرواسی) و هشت کشور مسلمان (کویت، سوریه، عربستان، بحرین، مصر، پاکستان، افغانستان) به شیوه تحلیلی- اسنادی با تأکید بر تطبیق قوانین بررسی شد. نتایج نشان داد اگرچه تشکیل و اداره خانواده یکی از مسائل مربوط به روابط شخصی و خصوصی افراد است، چون خانواده واحد بنیادین جامعه و محلی است این نهاد اهمیت ویژه ای برای قانون گذاران داشته است، تاجایی که از دایره روابط خصوصی اشخاص خارج و به حوزه حقوق عمومی وارد شده است. نتایج و دستاورد پژوهش حاضر می تواند مورد توجه مقنن و نهاد پاسدار قانون اساسی در ایران (شورای نگهبان) و سایر کشورها قرار گیرد.
بارداری در کشاکش ساختار و عاملیت (بررسی موردی تجربه زیسته زنان اردبیلی در دوره بارداری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
9 - 34
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر موضوع تجربه بارداری را با تمرکز بر دو مؤلفه کلیدی زنان و بارداری و با هدف شناخت بیشتر از مسئله جمعیت در ایران، مورد بررسی قرار داده است. این بررسی با روش تحلیل مضمون و تمرکز بر داده های استخراج شده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 30 نفر از زنان باردار اردبیلی، انجام گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش یازده مضمون پایه شامل: بارداری به مثابه امر ایجابی، فشار خانواده، منزلت بارداری، نفوذ مردانگی، بارداری بر مدار پزشکی، فضای مجازی، مقاومت، بارداری اراده شده، تقابل زنانه، نگرانی و محدودیت ادراک شده استخراج گردید. این مضامین در قالب سه مضمون ساختار سنتی و جدید، عاملیت سازمان دهی و الگوی نهایی در قالب شبکه ای از مضامین، تحت عنوان «بارداری در کشاکش ساختار و عاملیت» تدوین شده است. بر اساس یافته های تحقیق می توان استدلال کرد که بارداری فراتر از یک رویداد زیستی، فرایندی چندوجهی است. تجربه زیسته زنان در طول این فرایند و در مواجهه با وجوه متفاوت آن شکل می گیرد و این تجربه در زمینه ای دیالکتیکی از حضور نهادهای سنتی و مدرنی چون خانواده و پزشکی توسط کنشگرانی آگاه زیسته می شود.
مطالعه تجربه زیسته ی زنان عضو هیئت علمی شهر تهران از همزمانی نقش های شغلی - خانوادگی در دوران پاندمی کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
181 - 206
حوزههای تخصصی:
برقراری تعادل میان نقش های شغلی و خانوادگی اهمیت به سزایی در پیشبرد موفق اهداف دارد. زنان که همواره محور و نقطه کانونی خانواده به شمار می روند، در پاندمی کرونا نقش مهمی بر عهده داشتند. در این میان زنان اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه های شهر تهران به علت حجم فراوان وظایف حرفه ای با دشواری های بیشتری برای برقراری تعادل بین نقش های شغلی و خانوادگی مواجه بودند.بر این اساس پژوهش حاضر با روش کیفی و مصاحبه با 30 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه های شهر تهران در ایام پاندمی کرونا، و تحلیل محتوای کیفی یافته ها به واکاوی ابن تجربه پرداخته است. یافته های این پژوهش در دو بخش نقش های شغل و خانوادگی با مضامین مدیریت زمان، محو شدن مرز بین خودِ شاغل و خودِ خانه دار، چند نقشی بودن هم زمان و فشار نقش ها، رسیدگی به امور عقب افتاده پژوهشی، اختلال در روند انجام وظایف،خانه نشینی ناگزیر، فرهنگ قرنطینه و شیوه تنها زیستن، رویداد تروماتیک شده، ترومای فرهنگی یا شوک فرهنگی، بازآفرینی در معنای خانه، تغییر شکل اوقات فراغت در خانه و فراغت آشفته مادران، انباشت فرسودگی ناشی از نگرانی سلامت اعضای خانواده، ظهور پیدا کرده است.
تجربه زیسته زنان بی خانمان شهر تهران از بدن، زمان و مکان (مطالعه پدیدارشناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
9 - 36
حوزههای تخصصی:
بی خانمانی پدیده ای رو به رشد در ایران و جامعه جهانی است که تغییر در مکان زندگی، اصلی ترین ویژگی آن محسوب می شود. تغییر در مکان با تغییر در تجربه از بدن زیسته و ادراک از زمان همراه است. ازاین رو در این پژوهش مطالعه می کنیم که زنان بی خانمان (در شهر تهران) چه ادراکی ازمکان، زمان و بدن دارند؟ و چگونه زنان بی خانمان از مسیر این ادراک ها به ساختن واقعیت اجتماعی زندگی خود می پردازند. با استفاده از نظریات پدیدارشناسی و با کاربرد روش پدیدارشناسی تجربی، با 10 نفر از زنان بی خانمانی که به طور موقت در مددسرای نیلوفر آبی چیتگر حضور دارند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده و یافته ها، با استفاده از روش تجزیه وتحلیل کرسول و نرم افزار maxqda 10 تحلیل شده است.از مجموع واحدهای معنایی استخراج شده، پنج مقوله متنی «تجربه از بدن در زیست خیابانی»، «بازسازی بدن زیسته»، «ادراک درونی از زمان»، «آگاهی از خود بر پایه زمان»، «انتقال از خانه به خیابان: انتقال از عرصه درونی به عرصه بیرونی» و سه مقوله ساختاری «تجربه از بدن در زیست خیابانی»، «زمان مندی در تجربه های زیسته» و «انقطاع حس مکان: گذر از عرصه درونی به عرصه بیرونی مکانی» انتزاع شده است.نتایج نشان می دهد، در زنان بی خانمان تجربه از مکان و زمان، بدن مند است و این تجربه ها، بنیادین، در هم رفته و پویا هستند ونظم جدیدی را در هویت آنان بر می سازد.
واکاوی علل انتخاب و چینش صفات الهی در سوره مبارکه ناس بر اساس تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
208 - 235
حوزههای تخصصی:
حکمت الهی، هرگونه استخدام واژه ها در کلام الهی را معنادار می نماید و بر این اساس، تحلیل علل برگزیدن و ترتیب کلمات در آیات قرآن کریم، می تواند داده های رهگشایی را برای هدایت بشر، به دست بدهد. بدین رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای تأمّل در تفاسیر فریقین به دنبال فهم چراییِ انتخاب و ترتیب صفات الهی در سوره ناس است. پس از بررسی سیر تطور رویکرد مفسران فریقین، تحلیل آراء ایشان انجام پذیرفت و بر اساس نتایج آن، می توان از خطیر بودن شرور پنهانی، پاسخگویی به ندای فطری انسان ها، ایجاد و ارتقای انگیزه برای پناه بردن به خدا و جلوگیری از انحراف در مسیر پناه جُستن به عنوان دلایل انتخاب سه صفت «رب»، «ملک» و «اله» در این سوره نام برد. همچنین می توان دلایل چینش این سه صفت به ترتیب حاضر را ناظر بودن آن به زندگی معمول انسان ها، فرایند تدریجی رشد مادی و معنوی انسان و تکمیل نقش صفات با تأثیر از صفات پیشین دانست.
بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی در صنعت تجهیزات جوشکاری (مورد مطالعه: شرکت صنعتی آما، سهامی عام)
منبع:
پژوهش های کاربردی مدیریت بازار سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
87 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی در صنعت تجهیزات جوشکاری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و به روش پیمایشی می-باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. به این منظور، نرم افزارهای Smart PLS3 و SPSS23 به کار گرفته شد. با توجه به نتایج تحقیق، سودمندی ادراک شده بر قصد استفاده و نگرش کارکنان از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی، سهولت استفاده ادراک شده بر نگرش و سودمندی ادراک شده کارکنان نسبت به استفاده از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی، اعتماد کارکنان بر نگرش آنان نسبت به استفاده، پذیرش و سودمندی ادراک شده از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی، نگرش کارکنان بر قصد استفاده کارکنان از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی، هنجارهای ذهنی کارکنان بر قصد استفاده کارکنان از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی، کنترل رفتاری ادراک شده کارکنان بر قصد استفاده کارکنان از سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه هوش مصنوعی و قصد استفاده کارکنان بر پذیرش سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری یکپارچه با رویکرد هوش مصنوعی تأثیر دارد.
Étude de l’énonciation dans l’œuvre autobiographique La gloire de mon père de Marcel Pagnol(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La Gloire de mon père, un ouvrage qui a été écrit en 1957 par Marcel Pagnol, est un roman autobiographique. Selon les caractéristiques des œuvres autobiographiques, l’auteur est le personnage principal du roman. Notre principal problème dans cette recherche est que cette histoire est racontée par un enfant (le petit Marcel), alors que l’auteur est un adulte. Donc, nous avons étudié l’énonciation et les jeux de l’embrayage et du débrayage pour savoir qui parle dans ce roman. Notre hypothèse est que la diversité des énonciateurs, provoque la dynamique du texte du roman autobiographique et à travers l’explication des embrayages et les débrayages des énonciateurs par rapport à la situation de l’énonciation, nous pourrons séparer les personnages. Dans ce roman, l’auteur a décrit tous les événements dans un ordre chronologique, ce qui a rendu le texte plus facile à lire et moins compliqué. La méthode employée est la sémiotique de l’école de Paris. Cette approche étudie les structures signifiantes profondes du texte et nous aide à mieux comprendre les sens du discours.
Love and Redemption of Modern Man: Deleuzian and Sadraian “Becoming in Love”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۶, No ۲, Spring ۲۰۲۴
113 - 129
حوزههای تخصصی:
Modern Man, engaging the predicament of “identity” and “self”, seeks “love” as a redeeming power to reach affirmation of life and reconciliation. To discuss the issue, the concept of “becoming” as an innate motion and transformation in the process of love has been scrutinized from Gilles Deleuze and Molla Sadra Shirazi”s perspective. The concept of “becoming” in Deleuze corresponds with Molla Sadra”s “substantial motion” in the notion of “love”, both carrying out the phenomenon of perception and transformation. The concept of “love” in Deleuze”s theory appears as a rhizomatic experience of “expression of the other” and different possibilities with no message and centrality, just to reach a kind of individual and unique “affect”, and this singular affect is sufficient to generate transformation. Sadra, on the other hand, presents love as the seed corn of all being, leading to a hierarchical motion through “systematic ambiguity of existence” towards a kind of cosmic unity and reconciliation. The theories of Deleuzian “becoming in love” and Sadraian “substantial motion and love” have been applied to scrutinize the practicality and confrontation of the notions in the case of redeeming modern man from nihilism, sense of alienation, distress, and bewilderment.
پیشایندهای انگیزشی احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه: نقش خودمختاری، شایستگی، ارتباط و علاقه فردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عدم احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه، می تواند یک عامل اصلی افت تحصیلی و مشکلات سازگاری در آموزش عالی باشد. با این حال، شناخت کمی از پیشایندهای احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش خودمختاری، شایستگی، ارتباط و علاقه فردی در پیش بینی احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه بود.
روش ها: طرح پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال اول سال تحصیلی 99-98 تشکیل دادند. بدین منظور، 450 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مقیاس های ارضای نیازهای بنادین عمومی، علاقه فردی و تعلق به دانشگاه انجام گرفت. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 24 و روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین نیازهای شایستگی، خودمختاری، ارتباط، علاقه فردی و تعلق به دانشگاه همبستگی های متقابل معنادار وجود دارد. به علاوه، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که به جز علاقه فردی، متغیرهای شایستگی، خودمختاری و ارتباط قادر به پیش بینی معنادار احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه بودند.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش، نقش مهم ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی را در تجربه احساس تعلق دانشجویان به دانشگاه مورد تأکید قرار می دهد و می تواند مبنایی برای مداخلات اثرگذار در آموزش عالی باشد.
بررسی استعاره های فضایی در چهار اثر از نویسندگان زن و مرد از منظر معنی شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره در ادبیات فارسی، قدمت و جایگاه والایی داشته است. ادبیات پدیده ای اجتماعی است و پیوند ادبیات و جامعه انکارنشدنی است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تفاوت کاربرد استعاره های فضایی بالا و پایین در چهار اثر متفاوت از نویسندگان زن و مرد در چهار دهه متوالی بررسی شود تا مشخص شود استعاره های فضایی در این چهار اثر چگونه به کار گرفته می شوند و تأثیر شرایط جامعه بر بروز و کاربرد استعاره های فضایی به چه صورت است. به این منظور، چهار رمان از دو نویسنده مرد و دو نویسنده زن از دهه ۶۰ نخل های بی سر، ۷۰ روی ماه خداوند را ببوس، ۸۰ چراغ ها را من خاموش می کنم و ۹۰ پاییز فصل آخر سال است، انتخاب شده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و بنابر دیدگاه لیکاف و جانسون (۱۹۸۰) و در چارچوب معنی شناسی شناختی انجام شده است. پیکره پژوهش، جمله هایی از هر چهار رمان است که به طور جداگانه بررسی و تحلیل شده اند. یافته ها نشان داد که میزان استعاره های بالا در آثار نویسندگان زن بیشتر به کار رفته است؛ تجربه های زیسته در کاربرد استعاره ها نقش دارد و مهم تر اینکه استعاره های بالا همیشه مفهوم شادی و استعاره های پایین مفهوم غم را ندارد.
مقایسه خلاقیت، تحول اجتماعی و گرایش مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چند پایه ابتدایی شهرستان ایوان
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
71 - 84
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه خلاقیت، تحول اجتماعی و گرایش مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چندپایه ابتدایی شهرستان ایوان انجام گرفت. روش پژوهش از جمله تحقیقات توصیفی و از نوع علی-مقایسه ای می باشد. جامعه پژوهش از کلیه دانش آموزان کلاس های چند پایه و تک پایه شهر ایوان در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل شد. حجم نمونه 744 نفر (132 نفر پسر پنجم، 118 نفر دختر پنجم، 127 نفر پسر ششم، 127 نفر دختر ششم از کلاس های تک پایه) و (59 نفر پسر پنجم، 59 نفر دختر پنجم، 59 نفر پسر ششم و 63 نفر دختر ششم از کلاس های چندپایه) با شیوه چند مرحله ای (خوشه ای و طبقه ای) انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه سنجش خلاقیت عابدی (1372)، مقیاس رشد اجتماعی واینلند (1984) و پرسشنامه جهت گیری مثبت نسبت به مدرسه (1396) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و تجزیه و تحلیل واریانس چند متغیری در نرم افزار spss26 استفاده گردید. مطابق با یافته های پژوهش بین خلاقیت، تحول اجتماعی و گرایش مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چندپایه ابتدایی شهرستان ایوان تفاوت وجود دارد، (01/>p، 70/37=F)، تحول اجتماعی (01/>p ، 38/61=F ) و گرایش مثبت نسبت به مدرسه (01/>p ، 68/15=F ). این تفاوت در متغیر خلاقیت و تحول اجتماعی در اکثر گروه ها به نفع کلاس های تک پایه و در متغیر گرایش مثبت نسبت به مدرسه به نفع کلاس های چند پایه است (01/>p). در مجموع چنین به نظر می رسد که دانش آموزان مدارس شهری (تک پایه) از خلاقیت و رشد اجتماعی بیشتری برخوردارند اما دانش آموزان روستا و عشایر (چندپایه) مدرسه خود را بیشتر دوست دارند.
بررسی مقایسه سرگردانی ذهنی، تعلل ورزی تحصیلی، همجوشی شناختی و پردازش هیجانی در دانشجویان دارای اختلال اضطراب امتحان با عادی
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 13
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه سرگردانی ذهنی، تعلل ورزی تحصیلی، همجوشی شناختی و پردازش هیجانی دانشجویان دارای اختلال اضطراب امتحان با عادی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش علی - مقایسه ای دربرگیرنده کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد شهر نجف آباد در سال تحصیلی 1400-1399 بود که از این میان تعداد 100 دانشجو (50 دانشجو دارای تشخیص اضطراب امتحان مطابق با نمره برش بالای 12 در پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون پس از همتاسازی با 50 دانشجو بدون اضطراب امتحان) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. اطلاعات به وسیله پرسشنامه های سرگردانی ذهنی کاریر و سلی، تعلل ورزی تحصیلی سولومون و راث بلوم، همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران و پردازش هیجانی باکر و همکاران گردآوری شد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری در نرم افزار SPSS.23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس یافته های حاصل از تحلیل واریانس چند متغیری مشخص شد که بین سرگردانی ذهنی، تعلل ورزی تحصیلی، همجوشی شناختی و پردازش هیجانی دانشجویان دارای اختلال اضطراب امتحان با عادی تفاوت وجود دارد (05/0>p)؛ نتایج آزمون تعقیبی LSD نیز نشان داد که دانشجویان دارای اختلال اضطراب امتحان در مقایسه با دانشجویان عادی نمرات بالاتری را در سرگردانی ذهنی، تعلل ورزی تحصیلی، همجوشی شناختی و پردازش هیجانی کسب کردند (05/0>p). لذا، با توجه به بالا بودن نمرات سرگردانی ذهنی، تعلل ورزی تحصیلی، همجوشی شناختی و پردازش هیجانی در بین دانشجویان دارای اختلال اضطراب امتحان، اطلاع رسانی، تحقیق و بررسی علمی بیشتر برای درک این تفاوت ها و همچنین کمک به کنترل و درمان به موقع مشکلات ناشی از اضطراب امتحان توصیه می شود.
آسیب شناسی سیاست های مرتبط با محصولات تراریخته در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
41 - 64
حوزههای تخصصی:
در عصر جهانی شدن، هم در منابع تهدید و هم در نوع تهدید و هم در ابزارهای مورد استفاده، تحوّلی شگرف به وجود آمده است. تهدیدات در عصر جهانی شدن دولت محور نبوده و دارای ویژگی های فراملی هستند و تمرکز بر تهدیدات نظامی کمرنگ تر شده است. ایران از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون درگیر جنبه های سخت تهدیدات نظیر جنگ تحمیلی، ترور و سایر اقدامات خشونت آمیز بوده، لیکن با ظهور و بروز جنبه های نوین این تهدیدات نظیر محصولات تراریخته، امنیّت کشور دچار تهدیدات و دگرگونی های فراوانی گردیده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آسیب های سیاست های مرتبط با تهدیدات نوین زیستی علیه جمهوری اسلامی ایران چیست. این پژوهش به دنبال آسیب شناسی سیاست هایجمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات نوین زیستی با تمرکز بر محصولات تراریخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سیاستگذاری ها در این حوزه در قالب قوانین مدوّن یا ذیل برنامه های توسعه کشور صورت پذیرفته است، لیکن فقدان سیاست های جامع یا ضعف سیاست های کنونی و همچنین عدم آسیب شناسی آن ها موجب بروز اختلاف نظر یا خلأهایی در این زمینه گردیده است و قوانین فعلی نیازمند به روزرسانی و انطباق بیشتری با تهدیدات موجود است. علاوه بر آن در برخی حوزه ها کاستی های موجود نیز بایستی با قانون نگاری های جدید جبران گردد. نتایج پژوهش آسیب های موجود در سیاست گذاری کشور در حوزه تهدیدات محصولات تراریخته را به چهار دسته از عوامل کارکردی، ساختاری، زمینه ای و ارتباطی تقسیم نموده است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار به منظور تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است.
ارسطو و نظریه عدمی انگاری شر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
211 - 232
حوزههای تخصصی:
طبق نظریه عدمی انگاری شر، شر فقدان امری است که شیء برحسب نوع خود باید به طور طبیعی از آن برخوردار باشد. این تعریف از فقدان متعلق به ارسطو است، اما خود ارسطو شر را هرگز به طور صریح با فقدان یکسان نشمرده است. ارسطو در کتاب مقولات به روشنی عنوان کرده که شر متضاد با خیر است. این در حالی است که طبق نظریه عدمی انگاری شر، خیر و شر رابطه عدم و ملکه دارند و شر فقدان خیر است. از سوی دیگر، به نظر می رسد که قطعاتی از کتاب مابعدالطبیعه ارسطو نظریه عدمی انگاری شر را تأیید می کنند. در این مقاله، به شواهد موافق و مخالف برای عدمی انگاری شر در ارسطو پرداخته خواهد شد. استدلال می شود که (1) به قطعات مؤید عدمی انگاری شر در مابعدالطبیعه، باید در پرتوی رابطه پیچیده تقابل تضاد با تقابل عدم و ملکه در ارسطو نگاه کرد، و (2) مؤیدات رهیافت وجودی ارسطو به شر محدود به کتاب مقولات نیست.
واکاوی جایگاه علم کلام در منابع معرفتی امت تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
127 - 141
حوزههای تخصصی:
امت تمدن نوین اسلامی، با وصف دیانت و تعهد به عقاید، اخلاق و احکام اسلامی، به منابع معرفتی، همچون وحی و عقل، نیازمند است تا بتواند با فهم آموزه های سه گانه و عمل به آن ها، در استقرار و توان بخشی به این تمدن، توانا و قدرتمند باشد. علم کلام ازجمله علومی است که بخشی از آن، متکفل ارزشیابی این نوع منابع معرفتی است؛ از این رو، پژوهش و واکاوی نقش علم کلام در منابع معرفتی امت تمدن نوین اسلامی از اهمیت برخوردار است. از آنجا که ممکن است برخی از افراد، در سایه عقل بسندگی منتسب به انسان مدرن، وجود منابع معرفتی برخاسته از علوم دینی را برای مردم جامعه متمدن منکر شوند و این امر، می تواند استقرار و توان بخشی تمدن نوین اسلامی را دچار تزلزل کند، این پژوهش برای معرفت افزایی، لازم تلقی می گردد. این مقاله در تلاش است تا به این پرسش پاسخ دهد که نقش علم کلام در منابع معرفتی امت تمدن نوین اسلامی چیست؟ فرض بر این است که علم کلام در ارزشیابی صحت و سقم منابع معرفتی این امت، نظیر وحی و عقل، مسئول است؛ بنابراین، دارای نقش آفرینی اساسی است. مقاله پیش رو می کوشد تا با ابزار کتابخانه ای و نرم افزاری و روش توصیف و تحلیل داده ها، به واکاوی نقش علم کلام در منابع معرفتی امت تمدن نوین اسلامی بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علم کلام در حفظ اسلامیت امت تمدن یادشده، نقش سازنده دارد؛ پس می توان دریافت که این امت، از حیث منابع معرفتی، وابسته به علم کلام است.
بررسی سرپوش زنان کُرد، ترک و ترکمن شمال خراسان در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
23 - 61
حوزههای تخصصی:
یکی از نمادهای فرهنگی هر قومی، تن پوش آنان است که از این میان، سرپوش مشخّص ترین آن هاست. منطقه شمال خراسان به علّت سکونت اقوام گوناگون کُرد، ترک و ترکمن از تنوّع فرهنگی خاصی برخوردار است. این تنوع در پوشش مردان و زنان منطقه اثر گذاشته و نمود یافته است. مقاله حاضر با توجّه به گوناگونی اقوامِ منطقه و اهمیّت آن ، درصدد مطالعه، مقایسه و بررسی وجوه اشتراک و افتراق سرپوش زنان کُرد، ترک و ترکمن است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی با استفاده از شیوه گردآوری کتابخانه ای است. در صورت لزوم به مشاهده پرداخته و با افراد آگاه در زمینه پوشاک، مصاحبه انجام شده است. نتیجه بررسی کتاب ها، پژوهش ها و مصاحبه های شفاهی، نشانگر تنوّعِ سرپوش زنان اقوام گوناگون در شمال خراسان با نام های خاص محلی است. هر سه قوم معمولاً از شال و عرقچین با طرح های منقّش و رنگ های شاد، به ویژه رنگ قرمز استفاده می کنند. برخی از سرپوش ها همچون دیکلیجک (تبرلیک) بیشتر توسط ترکمن ها به کار می رود و یا لیچک را یک طایفه از کُردها می پوشند. پژوهش همچنین مشخص کرد در سال های اخیر با توجه به ارتباط بیشتر میان اقوام و تبادل فرهنگ ها شباهت بیشتری در سرپوش اقوام دیده می شود و تفاوت بین سرپوش ها بیشتر از نظر نوع تزئین و نام آن هاست.
Analysis of the Kurdish Tale "Shirzad Shirdil" Based on Joseph Campbell's Theory of the Hero's Journey(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۱ - Serial Number ۹, June ۲۰۲۴
91 - 107
حوزههای تخصصی:
The present article, which has been written in a descriptive-analytical manner based on field studies in the field of popular literature, examines the oral and Kurdish tale "Shirzad Shirdil," which has not yet been fully documented, based on Joseph Campbell's (1904-1987) theory of the hero's journey. It aligns the stages of the tale with this theory and also addresses some of its symbols. The importance of the present subject is due to the cultural-literary value of folk tales and the interdisciplinary position of Campbell's theory. The main question is: How and to what extent do the stages of this tale correspond to the hero's journey? The hypothesis is that although this tale does not have all the stages of Campbell's hero's journey, it has most of them. Based on the research findings, since Shirzad is accompanied by the older dimension of his existence – Malek-Ahmad - both dimensions must necessarily attain transcendence. Therefore, to complete the hero's journey, the repetition of a stage such as the meeting with the goddess, the passage through the belly of the whale, the ultimate boon, the apotheosis, and the master of two worlds is sometimes manifested. Additionally, this tale lacks the stages of the hero's refusal of return, the magical flight, and the rescue from without.
Investigating the History of Making Islamic Glass in the 5th and 6th Centuries of the Islamic Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
In the 5th and 6th centuries A.H., glassmaking in the Islamic era reached its peak of growth and prosperity in Islamic lands and was accompanied by innovations in the field of construction and decoration, which became the inspiration for glassmaking in the world after this period. This article aims to introduce and categorize innovations in the methods of producing and decorating glass products from the fifth and sixth centuries of Hijra. This research is descriptive-analytical with a library method. The results show in the 5th and 6th centuries of Hijri, Islamic glassmaking underwent significant transformation and innovation, evident in four key areas: color and raw materials, form and manufacturing methods, decorations, and applications. Islamic glassmaking in Iran, Iraq, Syria, and Egypt exhibited distinct technical features compared to the preceding era, which in Iran ceased with the Mongol invasion in the 7th century AH, subsequently shifting to the glassmaking centers of Iraq, Syria, and Egypt.
Evaluation of the Spatial Structure Transformation in Traditional Iranian Houses, in Combination with Urban Space of Tehran's First Modern Streets(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۲ - Serial Number ۵۲, Spring ۲۰۲۴
87 - 100
حوزههای تخصصی:
Iranian traditional architecture has been changed by modernity during the era of Naser al-Din Shah Qajar. This led to a combination of residential context and the first modern streets of the capital. In addition, this development creates new residential spaces above commercial functions, challenges traditional values, and responds to residents' activities and interactions. The main goals of the research are, firstly, achieving residential patterns in combination with urban space and, secondly, changing the concept of traditional values in Iran in this era. Residential spaces in the streets of Lalezar, Ala-al-Dawa, and Sani-al-Dowleh and the passageways between them are studied. Four mansions with traditional residential patterns and six modern-style apartments were selected as deliberate case studies. The residential plans are based on field surveys and reports from the cultural heritage ministry. The connectivity, integration, and depth measurement components were conducted using quantitative analysis tools such as E-Graph and DepthMap software, which are space syntax analysis instruments. The comparative assessment led to some changes, such as omitting traditional elements like the courtyard and entrances and altering the nature of some spaces like the living room. The result of research via deductive reasoning explains changes in the qualities of some values in Iranian traditional architecture. These qualities are privacy and hierarchy. The main reasons for these changes are having the balconies in the first floor like the older model but facing the street and locating most spaces in similar depths.
بررسی کتاب Cultural Anthropology in a Globalizing World (مردم شناسی فرهنگی در دنیای در حال جهانی شدن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
133-156
کتاب مردم شناسی فرهنگی در دنیای در حال جهانی شدن (ویرایش چهارم، 2017) اثر باربارا میلر یک کتاب آموزشی است که با هدف معرفی رشته مهم مردم شناسی فرهنگی به دانشجویان نوشته شده است. فصل آغازین کتاب به تاریخ و نظریه های مردم شناسی فرهنگی و مفهوم کلیدی فرهنگ و فصل دوم به روش پژوهش در مردم شناسی فرهنگی اختصاص دارند. نُه فصل بعدی ذیل سه محور شالوده های فرهنگ، سازمان اجتماعی، و نظام های نمادین قرار گرفته اند. دو فصل آخر هم به دو موضوع مهم معاصر می پردازد: حرکت و توسعه. میلر تلاش وافری کرده تا با نوآوری هایی، هم فرم کتاب را برای خوانندگان دلپذیر کند و هم آن ها را به طور عمیق تری با مطالب هر فصل درگیر سازد. در این راستا، نویسنده نُه تکنیک به کار برده و همین فنون اند که کتاب مردم شناسی فرهنگی در دنیای در حال جهانی شدن را از یک اثر معمول در کتب درسی فراتر می برند. نقاط قوت اثر عبارتند از: درگیری ملموس خواننده، یادگیری تفکر مردم شناختی، کاربردی دیدن مردم شناسی فرهنگی، معرفی رویکردهای انتقادی، و ارایه تغییرات معاصر در موضوعات. نقاط ضعف اثر را می توان در غفلت از برخی جریان های نظری معاصر، خام دستی مهم در روش پژوهش مردم شناسی به طور خاص شیوه های بازنمایی و فنون تحلیل داده های میدانی، و دسترسی نابرابر به بسته های تکمیلی کتاب یافت.






