مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱۴٬۲۶۱ تا ۳۱۴٬۲۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
Archaeology is growing science that continues to discover the material remains of man; hence, it is the best evidence to understand human relations that too shows close co-operation between the neighboring countries, especially Iran and India (present Pakistan). Right from Bronze Age when man started building a better social organization, archaeology presents positive evidences for economic and technological cooperation to boost their living standards. In the case of Indian Sub-continent, the earlier rural evidences from Kili Gul Muhammad (Kili=Urdu word, stands for "Fort") , Zhob and Loralai valleys of Baluchistan show a continuous growth pattern until they reach to mature stage of Indus Archaeology is growing science that continues to discover the material remains of man; hence, it is the best evidence to understand human relations that too shows close co-operation between the neighboring countries, especially Iran and India (present Pakistan). Right from Bronze Age when man started building a better social organization, archaeology presents positive evidences for economic and technological cooperation to boost their living standards. In the case of Indian Sub-continent, the earlier rural evidences from Kili Gul Muhammad (Kili=Urdu word, stands for "Fort") , Zhob and Loralai valleys of Baluchistan show a continuous growth pattern until they reach to mature stage of Indus Civilization that presented by the cities of Mohenjo-Daro and Harappa. It seems that such urban pattern could not develop without its deep contact with the Bronze Age Culture of Iran, as evidenced from the excavations of Bampur, Tepe Yahya, Tepe Sialk and Tepe Hissar. Hence, according to archaeological evidence, one can say the people of Iranian Plateau and those of its extension into Baluchistan and even in Sindh maintained a close trade and commercial relationship. In the beginning of the 4thMillennium B.C., trade spread simultaneously with the art of pottery and the human effort for having agricultural products, and commerce started between the Western and Eastern world. Barley and wheat from Iran were exported to Egypt and Europe, and millet from India was exported to the West via Iran. Plenty of seals and identical ornaments found in Iran and throughout the vast Indus Basin and the areas of Mesopotamia and Central Asia are evidences of the simultaneous expansion of trade in the Great Iranian Plateau. This article tries to discuss and prove that the gradual progress in this vast basin, especially in ancient sites of Iran and Western India could be possible through road links, such as Silk Road, and it strengthens the claim and leads to the point that this link has been solely through growing trade and commerce. The next point, it will express that this trade not only was responsible for the emergence of the stimuli for the development of simple and original settlement in a section of the proposed area but also developed cultural relations especially in the patterns of urbanization, architecture and arts which is highlighted in two ancient cities, Shahr-i Sokhta in Sistan (Iran) and Mohenjo-daro in Sindh (Pakistan), in 3rd Millennium B.C.
تبیین اثر برنامه درسی پنهان مدارس بر پیشرفت تحصیلیِ دانش آموزان دوره راهنمایی به منظور ارائه مدل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال دهم بهار ۱۳۹۰ شماره ۳۷
71 - 100
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی چگونگی اثرگذاری برنامه درسی پنهان بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به منظور ارائه مدل انجام شده است. روش پژوهش روش آمیخته یا ترکیبی، و جامعه آماری پژوهش کلیه 41 مدرسه راهنمایی دخترانه منطقه یک آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 88-1387 بوده است. تعداد نمونه مورد پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 9 مدرسه، و طول مدت مشاهده 9 ماه بود. ابزار گردآوری اطلاعات به قرار زیر بوده است: 1. فرم های مشاهده سنج محقق ساخته با مقیاس درجه بندی و روش واقعه نگاری 2.فرم های مصاحبه محقق ساخته با روش سؤالات باز استاندارد شده و روش گفت وگوهای غیررسمی 3. میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون های آماری t، طرح اندازه گیری مکرر، یک بین یک درون و یک راهه، آزمون تعقیبی شفه، همبستگی پیرسون و تجزیه وتحلیل رگرسیون چندگانه. نتایج رگرسیون چندگانه بین مؤلفه های برنامه های درسی پنهانِ محیط اجتماعی و فیزیکی مدرسه با پیشرفت تحصیلی همبستگی چندگانه عدد با 0/05 را نشان داد که در سطح اطمینان 0/95 معنادار نبود. با توجه به «ضریب تعیین»، معلوم شد که 24/77 درصد پیشرفت تحصیلی دانش آموزان متأثر از برنامه درسی پنهان است. نتایج تجزیه وتحلیل کیفی یافته ها نیز نشان داد که در اکثر مدارس و کلاس های درس مورد مشاهده، دانش آموزان تحت تأثیر آثار منفی و قصد نشده برنامه درسی پنهان قرار داشتند. این آثار، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر یادگیری های عمیق و واقعی آن ها اثرات منفی و پایداری می گذاشت. بنابراین به منظور کاهش آثار منفی این برنامه با توجه به رویکردهای روان شناسی یادگیری و برنامه درسی پنهان مدلی در 8 بخش، شامل 1. مبانی نظری 2. فلسفه 3. متغیرهای زیربنایی 4. ابعاد 5. اهداف 6. اصول 7. مراحل اجرائی 8. نظام بازخورد و ارزشیابی طراحی و پیشنهاد شد.
بررسی سیره پیامبر اعظم (ص) در برنامه درسی تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی و راهنمایی تحصیلی بر اساس مهارت های زندگی، از منظر دبیران و تحلیل محتوای کتب فوق الذکر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال دهم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۰
7 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی میزان آموزش مهارت های زندگی از منظر سیره نبوی (ص) در کتاب های تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی و راهنمایی است. به همین منظور، ضمن تحلیل محتوای کتاب های یاد شده، از نظرات دبیران نیز استفاده شده است. جامعه مورد بررسی دراین پژوهش، اولاً شامل کتاب های تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی و راهنمایی تحصیلی و ثانیاً کلیه دبیران دوره راهنمایی شهرستان ارومیه است که از جامعه اول، کلیه درس ها تحلیل گردید و از جامعه دوم ، 80 معلم به عنوان نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها برای بررسی نظرات دبیران، پرسش نامه محقق ساخته بود که بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شد و جهت بررسی مهارت های زندگی بر اساس سیره نبوی (ص)، مصادیق مهارت های زندگی شناسایی گردید. برای طبقه بندی داده ها از آمار توصیفی استفاده شد. فرضیه های پژوهش به وسیله آمار استنباطی و با بهره گیری از آزمون تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی شفه مورد آزمون قرار گرفت، سپس بر اساس سؤالات تحقیق بررسی های لازم نیز انجام گرفت که درمجموع نتایج زیر حاصل شد: میزان مهارت های زندگی با توجه به سیره نبوی(ص) در کتب تعلیمات اجتماعی، مجموعاً در حد متوسط و متوسط به پایین ارزیابی شد. تعداد و درصد مقوله های مهارت های زندگی در کتاب پایه پنجم دوره ابتدایی بیشتر از پایه های سوم و چهارم و در دوره راهنمایی سال اول بیشتر از سال دوم و سوم تشخیص داده شد. اکثر دبیران با تناسب بین محتوای کتب تعلیمات اجتماعی و زمان اختصاص یافته به آن موافق نبودند. اکثر دبیران پایه های اول و دوم راهنمایی معتقدند که در کتب دوره راهنمایی به آموزش مهارت های زندگی از منظر پیامبر اکرم(ص)، در حد متوسط پرداخته شده است، لیکن دبیران پایه سوم معتقدند که در کتاب اجتماعی سال سوم به این موضوع در حد متوسط به پایین پرداخته شده است. در مجموع، دبیران هر سه پایه راهنمایی اذعان داشتند که در این کتاب ها از روش و سیره پیامبراکرم (ص) به صورت روشن ومشخص اسم برده نشده و به صراحت از آن سخن به میان نیامده است. مضافاً این که با توجه به سوال های باز پرسش نامه، اکثر دبیران استفاده از سبک و سیره پیامبراکرم (ص) در کتب درسی تعلیمات اجتماعی را پیشنهاد نموده اند.
جستاری بر مبانی نظری تقنین آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۹
265 - 304
حوزههای تخصصی:
از ابتدای پیدایش قانون، تغییر و اصلاح همراه همیشگی پارلمان ها بوده است، وضعیتی که حاکی از غیردائمی بودن قوانین و ثبات نسبی آنهاست. امّا با ظهور قوانین آزمایشی، این مهم جلوه عینی تری یافته و قانون گذار تاریخ دقیق بازنگری را مشخص می نماید. امری که با ارزیابی قانون در طول اجرا ملازمه دارد. در این نوشتار ضمن بررسی رویکرد مقنن، پیش و پس از قوانین آزمایشی و با تکیه بر دو عنصر متمایزکننده این قوانین از سایر مصوبات پارلمان یعنی تصریح به موقتی بودن و ارزیابی، مبانی نظری این طریقه قانون گذاری واکاوی شده است.
بررسی علل تصادفات (جرحی و فوتی) در جاده های استان سمنان در سال 89
منبع:
دانش انتظامی سمنان سال اول پاییز ۱۳۹۰ شماره ۱
39 - 56
حوزههای تخصصی:
کشور ایران به لحاظ تصادفات و سوانح جاده ای و ترافیکی به عنوان یکی از کشورهای دارای بیشترین موارد تصادف و مرگ و میر ناشی ازآن معرفی شده است. در میان استانهای کشور، استان سمنان علیرغم تمام تمهیداتی که در سالهای اخیر توسط متولیان امور همچون پلیس راه و اداره کل حمل و نقل و پایانه های استان انجام شده است ولی باز هم در زمینه واژگونی این استان آمار بالایی دارد، لذا در این تحقیق علل تصادفات جرحی و فوتی جاده های استان سمنان در سال 1389 مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل کلیه تصادفات جرحی و فوتی جاده های استان سمنان در سال 1389 که توسط اداره کل حمل و نقل پایانه ها و پلیس راه استان به ثبت رسیده بود، پرداخته است. همچنین با بررسی فرمهای تصادفات و با استفاده از تحلیل های آماری، پارامترهای تاثیر گذار در وقوع تصادفات فوتی شناسایی شده و رابطه میان این پارامترها با تصادفات فوتی بیان گردید. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که اکثر تصادفات فوتی و جرحی در جاده های مورد مطالعه زمانی اتفاق می افتد که فاصله بین دو شهر زیاد است. بطوری که محور شاهرود به سمت سبزوار آمار بالایی از واژگونی را دارد. علاوه بر این میزان تصادفات در فروردین و تیر ماه به علت تردد بیشتر از دیگر مواقع سال است.
علم حضوری و جایگاه آن در اندیشه دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی عمل به باورهای دینی و خود کارامدی در پیش بینی میزان و نوع استرس ادراک شده در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به رشد و توسعه جوامع بشری که در برخی مواقع باعث پیامدهای منفی از جمله استرس می شود، این پژوهش به منظور تعیین سهم عمل به باورهای دینی و خود کارامدی در پیش بینی میزان و نوع استرس ادراک شده دانشجویان انجام گرفت.
مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه آماری این تحقیق شامل 200 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 89-1388 بودند، که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های عمل به باورهای دینی Nilsson، خود کارامدی عمومی sherz و همچنین پرسش نامه استرس ادراک شده Kohen و همکاران استفاده شد. سپس داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش ورود مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: بین متغیر عمل به باورهای دینی و متغیر ادراک منفی از استرس رابطه منفی و با متغیرهای خود کارامدی و ادراک مثبت از استرس رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت. همچنین بین متغیر خود کارامدی با متغیر ادراک منفی از استرس رابطه منفی و با ادراک مثبت از استرس رابطه مثبت و معنی دار به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد نشان داد که متغیرهای خود کارامدی و عمل به باورهای دینی متغیرهای معتبری برای پیش بینی ادراک منفی و مثبت از استرس در دانشجویان می باشند.
نتیجه گیری: برای کاهش میزان استرس منفی دانشجویان بهتر است که دانشجویان با تلاش و پشتکار میزان رفتارهای مذهبی را در خودشان بالا ببرند تا از این طریق میزان سلامت روانی آن ها افزایش یابد.
چهرة انسان، تجلی گاه قرآن در نزد سیدعمادالدین نسیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حروفیه یکی از فرقه های تأویل محور پس از حمله مغول است که پیروان آن، شیوة تأویل را از اسماعیلیه آموخته بودند. حروفیان خودشان را اهل تأویل و اهل باطن می نامیدند. آنان انسان گرایانی بودند که همه چیز را به نفع انسان تأویل می کردند. نسیمی داناترین متفکر و موفق ترین شاعر این فرقه است که توانسته است اندیشه های آنان را به خوبی در قالب شعر بیان کند. عرفان حروفیان و نسیمی مبتنی بر یک رکن اساسی است و آن، انسان و شناخت نیروهای خلاق اوست. براساس دیدگاه آنان، انسان نمونة کامل خدا و خلیفة او در زمین و بیش از همة موجودات تجلی گاه پروردگار عالم است. نسیمی صورت انسان را تجلی گاه آیات قرآن و انسان را مظهر تام کلماتِ الهی معرفی می کند که تمام قرآن به ویژة سورة فاتحه بر چهرة وی نگاشته است. در این نوشتار با نشان دادن نمونه هایی در قالب چهار عنوان، به چگونگی بیان این تفکر و بررسی این اندیشة ناب سیدعمادالدین نسیمی، یکی از شگفت انگیزترین چهره های ادبی سرزمین مان، پرداخته شده است
خاستگاه و بایسته های شکرگزاری از معبود (2)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از صفات خدای متعال، شاکر است، همچنانکه باید شکرگذار نعمت های الاهی باشیم. کیفیت شکرگزاری انسان با خدا متفاوت است. کاربرد شکرگزاری بر خدا، از روی مجاز و برای ایجاد انگیزه در انسان است. خدای متعال نعمت های بیکرانی را برای ما ارزانی داشته که باید ما در برابر آن شاکر باشیم. بزرگ ترین نعمت الاهی، فرجام نیک و حسن عاقبت و برخورداری از رضوان الاهی در سرای آخرت است. انسان ها به تناسب معرفتشان نسبت به خدا، مرتبه شکرگزاریشان متفاوت است.
اگر خداوند خیر و نعمتی را در اختیار موجودات قرار میدهد، نه از آن جهت است که سودی برای خود در نظر دارد، بلکه چون خداوند دارای رحمت بیکران است، با افاضه رحمت، موجودات را به کمال میرساند.
راهکارهای برون رفت از موانع فرهنگی تولید علم در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی راهکارهای برون رفت از موانع فرهنگی تولید علم در دانشگاه ها و رتبه بندی آن از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم میپردازد. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری دربرگیرنده همه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم است که از بین آنها نمونه ای 60 نفری به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته حاوی ده مؤلفه از نوع آرایش رتبه ای و دو سؤال باز استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد موانع فرهنگی از مهم ترین موانع مؤثر در تولید و توسعه علم در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است و برنامه ریزی جامع برای فرهنگ سازی و ایجاد شیوه های مناسب تولید علم (تبدیل علم پژوهی به فرهنگ عمومی) مناسب ترین راهبرد برای تولید علم است. همچنین تشکیل کرسیهای نظریه پردازی و نقد و مناظره علمی و حمایت از اجتهاد علمی، و تغییر رویکردهای مدیریتی در اعمال سیاست مقدم شمردن انسان ها بر راهبردها و حفظ و ارتقای استقلال، آزادگی علمی و ثبات شغلی محققان و دانشگاهیان، تغییر الگوهای اداره دانشگاه ها از دیوان سالاری سیاسی به مشارکتی و تلفیقی، درونیشدن نیاز به علم و تبدیل و تولید نظریه و فکر به یک ارزش عمومی در دانشگاه ها، به ترتیب از اولویت دارترین راهکارهای برون رفت از موانع فرهنگی تولید علم در دانشگاه هاست.
بازتاب متضاد عقلانیت در نظریة فرهنگی ماکس وبر و علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عقلانیت عامل بازشناسی انسان و یکی از مفاهیم مهم نظریة فرهنگی معاصر است.پرسش اصلی این جستار آن است که عقلانیت در نظریة فرهنگی ماکس وبر چه نسبتی با عقلانیت در اندیشة علامه طباطبایی دارد؟ با توجه به انواع چهارگانة عقلانیت (نوعی، هنجاری، نظری، عملی) بررسی تحلیلی- منطقی آرای دو متفکر نشان میدهد هرچند هردو عقلانیت نوعی و هنجاری را میپذیرند، درون مایة عقلانیت که در ساحت اندیشه و عمل منعکس میشود، با هم تفاوت بنیادین دارند. وبر عقلانیت را در زندگی روزمره بازتاب دیدگاهی صرفاً عمل گرایانه و خودسرانه میداند؛ یعنی انتخاب مناسب ترین وسیله برای رسیدن به هدف. او دنیای معاصر را جهانی میداند که عقلانیت ابزاری با نفوذ در همة عرصه های زندگی اجتماعی بشر غربی، جهان اجتماعی او را شکل داده و سیاست گذاری کرده است. اما در اندیشة علامه طباطبایی، عقلانیت با فطرت سالم و اصیل ملازم است؛ لذا انسان باید حق همة قوا و غرائزش را ادا و از افراط و تفریط پرهیز کند تا فطرت او سالم و در سایة آن عقل او از انحراف و کژاندیشی مصون بماند و کنش های انسانی عقلانی شود و به حیات طیبه برسد. عقلانیت فطری میتواند زندگی اجتماعی اسلامی(حیات طیبه) را شکل دهد و جهان طیب اجتماعی مؤمنان را سیاست گذاری نماید.
حکمرانی خوب؛ معرفی و نقدی اجمالی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث «حکمرانی خوب»،1 در محافل علمی مورد توجه جدی واقع شده است. این بحث، را نخستین بار در اواخر دهه 1980 بانک جهانی مطرح کرد. بانک جهانی پس از آنکه در اجرای سیاست های تعدیل یا همان اجماع واشنگتنی، در برخی کشورها ناموفق بود، به این نتیجه رسید که چون دولت ها در آن کشورها واجد شرایط لازم نیستند، نمیتوانند در اجرای توصیه های این بانک و آزاد کردن قیمت ها موفق عمل کنند. به عبارت دیگر، پذیرش و اجرای سیاست های تعدیل و توصیه های بانک جهانی، به دولتی نیاز دارد که این دولت در آن کشورها وجود ندارد. این در واقع نخستین مرحله شکل گیری و پیدایی اندیشة «حکمرانی خوب» است. از این رو، گرچه عامل اقتصادی در پیدایی این اندیشه کاملاً موثر بوده است، به لحاظ نقش پررنگ دولت در آن، نمیتوان پیوند نزدیک آن با مباحث مربوط به مدیریت دولتی را نادیده گرفت. در واقع، آنچه امروزه از آن با عنوان «حکمرانی خوب» یاد میشود، نوعی حکمرانی است که واجد چنین شاخص هایی است: پاسخ گویی و حق اظهار نظر، ثبات سیاسی و نبود خشونت، اثربخشی دولت، کیفیت تنظیم کنندگی، حاکمیت قانون، و مهار فساد.
نظریه بدیع قانون طبیعى در حکمت عملى اسلامى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارش پیش رو دربردارنده نظریه اى بدیع درباره قانون طبیعى از نگاه فلسفه اسلامى است. قانون طبیعى بنیادى ترین گزاره هاى عقل عملى درباره رفتار اختیارى بشر است. کشف مفاد قانون طبیعى، مبتنى بر دو امر است: شناسایى طبیعت بشر و تشخیص هدف آفرینش انسان.
نفس آدمى داراى سه مرتبه نباتى، حیوانى و انسانى (ناطقه) است. محتواى قانون طبیعى، یعنى حکم عقل درباره رفتارهاى بشر، با التفات به امکانات طبیعى هر مرتبه نفس و با توجه به هدف آفرینش بشر به دست مى آید. گزاره هاى قانون طبیعى همگى بدیهى اند که بر اثر معرفت حضورى نفس به همه نیازهاى خود فهمیده مى شوند.
بررسی تحلیلی ساختار روایت در کشف المحجوب هجویری براساس الگوی نشانه شناسی روایی گرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت پردازی یکی از سنت های بسیار مهم در میان صوفیان بوده است. نویسندگان صوفی، همواره از حکایت به عنوان ابزاری برای گسترش اندیشه های خود استفاده می کرده اند. هجویری یکی از کسانی است که در پروردن این حکایت ها و غنابخشیدن به آن ها، نسبت به بسیاری از نویسندگان دیگر موفق تر عمل کرده است؛ تا جایی که برخی بر این باورند که هجویری را می توان بهترین عارفانه نویس ایران دانست. حکایت ها و شبه حکایت های صوفیانه بخش مهمی از کتاب کشف المحجوب را به خود اختصاص داده اند. این حکایت ها از استحکام زیادی برخوردارند و هم از نظر ساختار و هم معنا، قابل تحلیل و بررسی هستند. هجویری این حکایت ها و شبه حکایت ها را در بخش-های گوناگون کتاب برای تأکید بر گفته های خود بهکار برده است.
حکایت های کشف المحجوب را می توان براساس نظریه های جدید ادبی
از جمله «روایت شناسی ساختارگرا» نیز بررسی کرد. از میان الگوهای
گوناگون روایت شناسی، الگوی روایت شناسی گرماس برای بررسی
حکایت های کشف المحجوب - که بسیار کوتاه و فشرده اند - مناسب تر به نظر می رسد. این الگو به طرز چشمگیری با طرح بسیاری از قصه های عامیانه سازگار است.
آژیرداس ژولین گرماس، پس از بررسی نظریة پراپ در ریخت شناسی قصه، تلاش می کرد به یک دستور زبان جهانی برای روایت دست یابد. وی در کتاب «معناشناسی ساختاری»، نظریة نشانه شناسی روایت را بنا نهاد و به این ترتیب، این برداشت که ساختار یک داستان با ساختار یک جمله همانند است، به یکی از فرضیات معیار در روایت شناسی تبدیل شد. در مقالة حاضر، ساختار روایی حکایت های کشف المحجوب هجویری بر اساس الگوی نشانه شناسی روایی گرماس و نیز چرخش ها و انعطاف پذیری این الگو در حکایت های صوفیانه بررسی شده است.
تبیین تلقی پدیدارشناسانه مرلوپونتی از نقاشی های سزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موریس مرلوپونتی(1961-1908) اساس تفکرش در کتاب پدیدارشناسی ادراک را بر مفهوم «در- جهان – بودن» استوار کرده است. او به تأسی از هوسرل و هیدگر، سعی دارد در خصوص نسبت ما و جهان تأمل کند. یکی از مفاهیم بسیار مهم در اندیشه های پدیدارشناسانه هوسرل، بازگشت به شیئ است که علم معاصر از آن غافل مانده است و مرلوپونتی سعی دارد با تکیه بر طبیعت و شیئ به تصویر درآمده در آثار سزان، مسئله پدیدارشناسانه بازگشت به شیئ و طبیعت را تبیین کند. او می کوشد تا نقاشی های سزان را حد واسط دو نوع تحویل متمایز یعنی تحویل استعلایی و ذات گرا قرار دهد و از این طریق شکاف میان این دو تحویل را پر نماید. تحقیق حاضر به شیوه ای پدیدارشناسانه به اهتمام مرلوپونتی در خصوص مفهوم طبیعت، شیئ و رهیافت هنرمندانه سزان به این مفاهیم می پردازد و سعی دارد تبیین نماید که بنا بر آموزه های مرلوپونتی نقاشی های سزان چگونه می تواند شکاف میان آگاهی و جهان را پرنماید.
بررسی تطبیقی جایگاه تربیت در قرآن و کنوانسیون حقوق کودک
حوزههای تخصصی:
این نوشتار پس از مفهوم شناسی تربیت و تبیین جایگاه آن در حقوق کودک به معرفی قرآن و کنوانسیون حقوق کودک به عنوان دو نظام واره تربیتی پرداخته است. پس از بررسی تطبیقی که به دو لحاظ کیفی و کمی صورت پذیرفت، این امر نمایان شد که کنوانسیون حقوق کودک از کاستی ها و نارسایی های فراوانی در زمینه تربیتی برخودار است. در نهایت این نتیجه بدست آمد که تربیت کودک در قرآن از جایگاهی ممتاز و جامع تر نسبت به کنوانسیون برخوردار است.
جماعت دیوان؛ پیشرفت ادبی ونقدی در قرن بیستم (جماعة الدیوان؛ التقدم الأدبی والنقدی فی القرن العشرین)
حوزههای تخصصی:
یلاحظ الدارس فی الأدب الحدیث خلال القرن العشرین أن الأدب والنقد قد تمیزا بطفرة مثالیة علی صعید نموهما وتطورهما وانتقالهما من الانحطاط والتقلید إلی النهضة والإحیاء والتجدید.ومن الطبیعی بأن لاتکون هذه الطفرة الأدبیة فجائیة، وأساساً یجب علینا أن لانسمیها الطفرة، لأن الطفرة کما یعتقد العلماء غیر ممکنة فی الأدب.
کانت هناک أسباب، وعوامل مهدت السبیل لدخول الأدب إلی مسیرة تختلف عما کانت علیه فی الماضی. فکان للجماعات الأدبیة التی تدعو إلی مختلف المدارس أثر کبیر فی نهوض الأدب، وکانت جماعة الدیوان فی مقدمة الجماعات الأدبیة بآرائها وعقائدها من مثل الوحدة العضویة، والتجربة الشعریة، والصورة الشعریة، والحریة فی التعبیر، والأصالة الذاتیة والوجدانیة وقد غیرت مسیرة الأدب والنقد نتیجة لتأثر أصحابها بالآداب الأروبیة، وقد مهّدت السبیل لتغییر أذواق الناس والشعراء فی سبر أغوار المضامین الحدیثة بأسلوب، وتعبیر یختلف عن الماضی اختلافا. وقد سایرتها فیها جماعات أخری من مثل أبولو، المهجر الشمالی والجنوبی.
رمان ""زمن البوح"" از رهگذر تعهد دینی و واقعگرایی (روایة زمن البوح فی میزان النقد من منظار المدرسة الواقعیة)
حوزههای تخصصی:
القصّ هو سمة شبه ثابتة لدی الشعوب، والشعب العربی لم یکن بمعزل عن العالم إذ عرفه منذ القدیم وحفظ بعضا من بطولاته، ومآثره، وتاریخه من خلاله. فعلی امتداد المسافة الزمنیة الواضحة فی التاریخ العربی حفظت لنا کتب الأدب، المزید من القصص، والنوادر، والحکایات، والسِیَر.أما القصة فی خصائصها الفنیة فهی حدیثة النشأة أخذها العرب عن الآداب الأوروبیة وتأثر فی أصولها ومذاهبها الفنیة بتلک الآداب.
یتطرق هذا المقال إلی هذا اللون الأدبی عند الأدیب الکویتی حمد الحمد الذی تزخر القصة عنده بالموضوعات الواقعیة، ویتابع القارئ کافة التغییرات والتحولات، الاجتماعیة، والثقافیة فی أحداث روایاته.والمقال یرکّز علی میل الکاتب حمد الحمد إلی الحیاة الواقعیة بأفرادها ومجتمعها، وبأحداثها وأماکنها التی جعلها الکاتب نصب أعیننا.
راهکارهای قرآنی وحدت و تقریب، راهکارها و سیاست ها جهت عملی کردن تقریب و حرکت به سوی وحدت با رویکرد قرآنی
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به این مسئله می پردازد که برای ایجاد تقریب و نزدیکی بین پیروان مذاهب اسلامی و رسیدن به امت واحده، راهکارهای عملی و روشنی در زمینه های علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پیش روی ما قرار دارد و امید است با تحقق بخشیدن به این راهکارها، گام های بلندی در ایجاد وحدت بین مسلمانان برداشته شود.
بیان این نکته ضروری به نظر می رسد که مقصود ما از مذاهب اسلامی، مکاتب معروف فقهیِ مستند به کتاب و سنت است و هرجا نامی از مذاهب اسلامی به میان میآوریم، منظورمان مذاهب شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی از اهل سنت و زیدی و اثنیعشری از شیعیان و مذهب اباضی است
گزارش کتاب: اندیشه اتحاد در رساله «تنبیه الامه و تنزیه المله» میرزای نایینی
حوزههای تخصصی:
میرزای نایینی از علمای روشن فکر و آزاد اندیشی است که نقش اساسی او در پیشگامی مبارزات مردمی با استبداد و استعمار و حکومت مشروطه و آغاز بیداری مسلمانان بارز است. وی در کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» که فقه سیاسی است به تئوریزه کردن مشروطه و حکومت مردم سالاری و قانون می پردازد و نظام سیاسی پذیرفته شده در اسلام را تبیین نموده و به شبهات پاسخ می گوید. در این کتاب بیشتر به بعد مشروطه و حکومت داری توجه شده و یکی از مواردی که دربارة آن پژوهش نشده است مسئله اتحاد اسلامی می باشد. میرزای نایینی با چند روش مسلمانان را به هم بستگی دعوت نموده است: ا. روش علمی مقارنه ای و رعایت ادب اختلاف؛ 2. آگاهی یافتن از مسلمانان جهان و دلسوزی نسبت به امور آنان؛ 3. طرح مسئله اختلاف و تفرقه به عنوان عامل و قوای استبداد؛ 4. ارائه راه کار برای رفع آن.






