مطالعات راهبردی مالی و بانکی (Financial and Banking Strategic Studies (FBS))

مطالعات راهبردی مالی و بانکی (Financial and Banking Strategic Studies (FBS))

مطالعات راهبردی مالی و بانکی دوره 3 پاییز 1404 شماره 3

مقالات

۱.

ارزیابی و رتبه بندی بانک های ایرانی مبتنی بر شاخص های عملکرد مالی با استفاده از رویکرد BWM-RAPS

کلیدواژه‌ها: رتبه بندی عملکرد بانک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : 0
هدف: در هدف این پژوهش ارزیابی و رتبه بندی عملکرد مالی بانک های پذیرفته شده در بورس تهران با بهره گیری از رویکرد ترکیبی BWM-RAPS است. با توجه به نقش کلیدی بانک ها در بازار سرمایه، ضرورت انجام این مطالعه از نیاز به چارچوبی علمی و معتبر برای تصمیم گیری سرمایه گذاران و تحلیلگران ناشی می شود. این تحقیق تلاش می کند مناسب ترین روش رتبه بندی بانک ها را بر اساس نسبت های مالی ارایه کند. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از روش کمی و توصیفی–تحلیلی استفاده کرده و ۵ معیار و ۱۹ زیرمعیار مالی را طی دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰ بررسی نموده است. وزن دهی معیارها با روش BWM و بر اساس نظر ۱۰ کارشناس خبره تعیین شده و سپس این وزن ها در تکنیک های TOPSIS، VIKOR و RAPS برای رتبه بندی بانک ها به کار گرفته شده اند. داده ها نیز بر اساس میانگین نسبت های مالی بانک ها محاسبه و تحلیل شده اند. یافته ها: نتایج نشان داد معیارهای سودآوری و کارایی بالاترین اهمیت را داشته و نسبت ROA، P/E و نسبت حجمی مهم ترین زیرمعیارها بوده اند. در رتبه بندی نهایی، بانک پارسیان در روش های TOPSIS و VIKOR رتبه اول و بانک پاسارگاد در روش RAPS رتبه برتر را کسب کردند. همچنین بانک شهر در هر سه روش ضعیف ترین عملکرد مالی را نشان داد. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با تلفیق BWM و RAPS و مقایسه آن با TOPSIS و VIKOR، چارچوبی نوآورانه برای ارزیابی عملکرد مالی بانک ها ارایه می دهد. استفاده از ۱۹ نسبت مالی و ترکیب روش های مختلف MCDM، این مطالعه را از پژوهش های پیشین متمایز کرده است. نتایج آن می تواند مبنای تصمیم گیری سرمایه گذاران و بهبود مدل های رتبه بندی بانکی در کشور قرار گیرد.
۲.

طراحی الگو در جهت سنجش و تحلیل رقبا در صنعت بانکداری: رویکرد تحلیل مضمون

کلیدواژه‌ها: تحلیل رقبا تحلیل مضمون صنعت بانکداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۱
هدف: در عصر رقابتی امروز و با غالب شدن محیط های فناورانه، صنعت بانکداری دستخوش تغییرات عمیقی شده است؛ به ویژه با ورود رقبای نوظهوری همچون فین تک ها که رقابت را تشدید کرده اند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل رقبا و تبیین شاخص های کلیدی برای ارزیابی جایگاه رقابتی بانک ها انجام شده است تا بتواند زمینه ای برای خنثی سازی استراتژی های رقبا و بهبود تصمیم گیری های راهبردی فراهم آورد. روش شناسی پژوهش: جامعه پژوهش شامل مدیران، روسای ادارات و کارشناسان با تجربه با حداقل هشت سال سابقه مرتبط در صنعت بانکداری بود. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس با رویکرد تحلیل مضمون (Thematic Analysis) بررسی شدند. پس از کدگذاری و تحلیل تم ها، شاخص های ارزیابی رقبا در قالب سطوح و مضامین اصلی استخراج گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ارزیابی رقبا در صنعت بانکداری بر اساس دو سطح نیاز شامل نیازهای راهبردی و نیازهای پشتیبان قابل تبیین است. در این چارچوب، شاخص ها در دو دسته اصلی قرار می گیرند؛ شاخص های عملکرد راهبردی که شامل معیارهایی مانند سهم بازار، درآمد، سودآوری، تسهیلات، قیمت تمام شده پول، سرمایه بانک و ارزش افزوده اقتصادی است و شاخص های مدیریت راهبردی که مواردی مانند بازارهای هدف، استراتژی ها، بانکداری دیجیتال، برنامه ها و اقدامات، ارزش پیشنهادی، مدل کسب وکار، زنجیره ارزش بانک، ساختار سازمانی و ارکان راهبردی را در بر می گیرد. این دسته بندی بازتاب دهنده ماهیات و سطح اثرگذاری شاخص هایی است که در تحلیل رقبا نقش کلیدی دارند. اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با ارایه یک چارچوب جامع، امکان مقایسه نظام مند جایگاه رقابتی بانک ها را چه در سطح صنعت و چه در گروه های استراتژیک فراهم می سازد. این چارچوب می تواند ابزار مفیدی برای مدیران بانکی در طراحی استراتژی، رصد رقبا و اتخاذ تصمیمات کلیدی در شرایط رقابتی شدید باشد.
۳.

مدل سازی به کارگیری فناوری بلاکچین در سامانه نگین بانک سپه: مطالعه موردی فرایند احراز هویت و اعتبارسنجی مشتریان حقوقی

کلیدواژه‌ها: فناوری بلاکچین مشتریان شرکتی نظریه داده بنیاد تایید هویت و اعتبار سامانه نگین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف: هدف این پژوهش، ارایه یک مدل عملیاتی برای پیاده سازی فناوری بلاکچین در فرایندهای احراز هویت و اعتبارسنجی مشتریان حقوقی در سامانه "نگین" بانک سپه است. این تحقیق به دنبال شناسایی چالش های موجود در سیستم های سنتی و ارایه راهکاری نوین برای افزایش شفافیت، امنیت و کارایی در خدمات بانکداری شرکتی می باشد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکردی آمیخته و طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. در فاز اول (کیفی)، از روش نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان صنعت بانکداری و فناوری گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در فاز دوم (کمی)، مدل مفهومی استخراج شده از طریق روش دلفی و با استفاده از پرسش نامه در میان ۲۰ نفر از خبرگان اعتبارسنجی شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی یک مدل جامع شامل ۶ مقوله محوری، ۴ بعد اصلی و ۲۳۸ شاخص گردید. ضعف در پیاده سازی زیرساخت های دیجیتال، هزینه بر بودن ساختار فعلی و مقاومت نهادی به عنوان شرایط علی اصلی شناسایی شدند. راهبردهای کلیدی شامل زیرساخت فنی یکپارچه مبتنی بر بلاکچین، طراحی مدل مالی پایدار و تقویت چارچوب های نظارتی استخراج شد. نتایج دلفی نیز اعتبار و قابلیت اجرای مدل پیشنهادی را تایید کرد. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل بومی سازی شده و معتبر برای یکی از بزرگ ترین بانک های ایران، ضمن پر کردن شکاف تحقیقاتی موجود، یک نقشه راه عملی برای دیجیتالی سازی فرایندهای احراز هویت و اعتبارسنجی در نظام بانکداری شرکتی کشور فراهم می کند که منجر به کاهش هزینه ها، افزایش امنیت و حرکت به سوی حکمرانی دیجیتال می شود.
۴.

طراحی الگویی بومی برای تخصیص دارایی پویا: ارتقای معنادار بازده تعدیل شده با ریسک با مدل ترکیبی پیرو روندی و تکانه ای در بازارهای سهام، طلا و ارز

کلیدواژه‌ها: تخصیص دارایی پویا پیرو روند مومنتوم نسبی بازده تعدیل شده با ریسک ریسک دنباله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف: این مقاله با هدف طراحی و ارزیابی یک الگوی بومی تخصیص دارایی پویا بر مبنای معیارهای کمی، عملکرد استراتژی های ایستا را در محیط پرتلاطم بازار دارایی های ایران به چالش می کشد. با توجه به ناکارآمدی رویکردهای تخصیص ایستا در مدیریت ریسک و بهره برداری از فرصت ها در شرایط متغیر اقتصادی، الگوی پیشنهادی یک چارچوب تصمیم گیری دوسطحی را معرفی می کند که عناصر پیرو روند (Trend-Following) و تکانه نسبی را ترکیب می نماید. روش شناسی پژوهش: داده های ماهانه چهار طبقه دارایی اصلی (شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران، سکه امامی، دلار آمریکا در بازار آزاد و صندوق درآمد ثابت) در بازه زمانی مهر ۱۳۹۳ تا شهریور ۱۴۰۴ مورد استفاده قرار گرفتند. مکانیسم تخصیص پویا بر اساس میانگین متحرک ساده شش ماهه (6-Month SMA) برای فیلتر کردن رژیم ریسک طراحی شد: اگر هیچ دارایی ریسکی سیگنال "خرید" نداشت، %100 وجوه به دارایی امن (صندوق درآمد ثابت) منتقل می شود؛ در غیر این صورت، %100 وجوه بر اساس بازده های نسبی دوره ی قبل بین دارایی های ریسکی فعال شده توزیع می گردد. عملکرد استراتژی با استفاده از معیارهای نسبت شارپ (Sharpe Ratio) نسبت کالمار (Calmar Ratio) و افت بیشینه (Max Drawdown) در مقایسه با استراتژی های خرید و نگه داری تک دارایی ارزیابی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که استراتژی تخصیص پویا، علی رغم عدم کسب بالاترین بازده مطلق، توانست بهترین عملکرد تعدیل شده با ریسک را به ثبت برساند. این استراتژی با ثبت کمترین افت بیشینه (%25-) و بالاترین نسبت کالمار (1.78) در مقایسه با شاخص کل (افت بیشینه %40- و نسبت کالمار 1.01) و سکه (افت بیشینه %32- و نسبت کالمار 1.61)، مقاومت چشمگیری در برابر ریسک نزولی از خود نشان داد. همچنین، نسبت شارپ استراتژی پویا (1.34) به طور قابل توجهی بالاتر از شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران (0.95) بود. یک آزمون آماری (آزمون جابسون-کورکی با اصلاح ممل [1]) نشان داد که تفاوت نسبت شارپ میان استراتژی پویا و شاخص کل بورس در سطح اطمینان %99 معنادار است (با آماره Z برابر 4.11 و مقدار p-value بسیار کوچک 0.00004). اصالت/ارزش افزوده علمی: اصالت این پژوهش در طراحی یک الگوی بومی و دوسطحی تخصیص دارایی پویا نهفته است که به طور منحصربه فردی قواعد ساده پیرو روند و تکانه نسبی را برای بازارهای دارایی دارای تلاطم ترکیب می کند. ارزش آن با دستیابی به عملکرد تعدیل شده با ریسک برتر و کاهش چشمگیر ریسک دنباله در مقایسه با استراتژی های ایستا اثبات می شود. این الگو یک چارچوب عملی و مبتنی بر شواهد برای نهادهای مالی داخلی فراهم می کند تا کارایی و انعطاف پذیری سرمایه گذاری خود را بهبود بخشند.
۵.

طراحی و اعتبارسنجی مدل کسب وکار پلتفرمی برای یکپارچه سازی خدمات مالی در گروه های بانکی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حاکمیت داده بانکداری دیجیتال پلتفرم های مالی یکپارچه سازی خدمات مالی مدل کسب وکار پلتفرمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل کسب وکار پلتفرمی برای یک گروه مالی بانکی انجام شده است. چالش اصلی، نبود چارچوبی یکپارچه برای هماهنگی شرکت های تابعه و خلق ارزش مشترک در زنجیره خدمات مالی است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده کرده است؛ ابتدا با مرور نظام مند ادبیات، مولفه های نظری مدل استخراج شد. سپس با استفاده ازنظر 23 خبره حوزه بانکداری دیجیتال و فناوری مالی، مولفه ها تایید گردید. در مرحله بعد، روابط علی میان مولفه ها با روش DEMATEL تحلیل و ساختار سلسله مراتبی مدل با ISM تعیین شد. درنهایت، وزن و اهمیت نسبی مولفه ها توسط DANP محاسبه گردید. یافته ها: نتایج نشان داد حاکمیت پلتفرم، ارزش پیشنهادی، فعالیت های کلیدی و کانال ها بیشترین اهمیت نسبی را در مدل دارند و ستون فقرات منطق پلتفرمی گروه مالی را تشکیل می دهند. درعین حال، مولفه های حاکمیتی شامل حاکمیت داده و رگولاتور بیش از آن که به عنوان پیشران مستقیم در شبکه روابط ظاهر شوند، در نقش قیود و چارچوب های کلان حاکم بر اکوسیستم پلتفرمی عمل می کنند. اصالت/ارزش افزوده علمی: مدل نهایی ارایه شده می تواند به عنوان چارچوبی برای طراحی، پیاده سازی و مدیریت پلتفرم های مالی در گروه های بانکی به کار رود و نشان می دهد هم افزایی میان شرکت های مالی تنها زمانی محقق می شود که لایه های حاکمیت و داده به طورجدی تقویت شده و تجربه مشتری به صورت یکپارچه و شخصی سازی شده طراحی شود.
۶.

تجربه مدیران رده بالایی و ساختار سرمایه بانک ها: شواهد تجربی بورس ایران

کلیدواژه‌ها: تجربه مدیران رده بالایی ساختار سرمایه سرعت تعدیل ساختار سرمایه روش گشتاورهای تعمیم یافته تئوری توازن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : 0
هدف: توانایی مدیریت بخشی از سرمایه انسانی شرکت ها است و به عنوان بخشی از دارایی نامشهود طبقه بندی می شود. توانایی مدیریتی بالاتر می تواند منجر به مدیریت کاراتر فعالیت های شرکت شود، به ویژه در دوره های بحرانی عملیات که تصمیم گیری های مدیریتی می تواند تاثیر بسزایی بر عملکرد شرکت داشته باشد. انتظار می رود مدیران توانا بر ساختار سرمایه شرکت ها و سرعت تعدیل آن تاثیرگذار باشند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر تجربه مدیران رده بالایی بر ساختار سرمایه بانک های فهرست شده در بورس اوراق بهادار ایران است. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، شامل 18 بانک و در دوره 1402-1398 است و از روش حذف سیستماتیک برای نمونه گیری و از روش رگرسیونی گشتاورهای تعمیم یافته برای برآورد مدل پژوهش استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که تجربه مدیران رده بالایی تاثیر مثبتی بر تعدیل ساختار سرمایه بانک ها دارد. مدیران باتجربه با مدیریت بهتر منابع سازمان، بهره وری بالاتری را ایجاد، کمتر دست به مدیریت سود می زنند و بنابراین، کیفیت اقلام تعهدی آن ها، بالاتر است. درنتیجه می توان انتظار داشت که تجربه مدیران رده بالایی بر ارزش دفتری کل بدهی های بلندمدت که شاخصی از ساختار سرمایه است تاثیرگذار باشد. شرکت های با مدیران تواناتر، به احتمال بیشتری بازده بالاتری کسب می کنند و این بازده بالاتر می تواند به عنوان سپری در مقابل خطر پرتفوی عمل کند. لذا، چنین شرکت هایی وضعیت بهتری برای استفاده از بدهی به جای افزایش سرمایه دارند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش مولفه های مهارت های مدیریتی را از ساختار سرمایه جدا می کند و این امکان را فراهم می آورد که مهارت های مدیران ارشد (مانند تجربه) به طور مستقیم بر ساختار سرمایه شرکت تاثیر بگذارد. استفاده از شاخص میزان سال های تجربه مدیران ارشد بانک و استفاده از تئوری نمایندگی و تئوری توازن در به حداکثر رساندن مزایای بدهی سپر مالیاتی در ساختار سرمایه بانک از وجوه تمایز این پژوهش با سایرین است.