تئوری ارتباط شبکه ای جغرافیای قرآن، فقه و فرهنگ به روش زمینه ای (گرندد تئوری)
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
259 - 287
حوزههای تخصصی:
ارتباط فقه، قرآن و جغرافیا، مسئله ای است که از زوایای مختلف می توان به آن پرداخت؛ ولی آنچه مسلم است، این است که این ارتباط از طریق بررسی مکانه ای قرآن و ویژگی های جغرافیایی و باستان شناسی آن ها می تواند محسوس تر و ملموس تر بیان گردد، به گونه ای که در دل این ارتباط، تأثیرات فرهنگی محسوس قابل مشاهده است. رسالت این مقاله، بررسی ارتباط مکانه ای مطرح شده در قرآن بر فقه و بالتبع تأثیرات فرهنگی آن است. روش اصلی این پژوهش، رویکرد کیفی نظریه زمینه ای است که برای رسیدن به آن، از روش نظریه پردازی داده محور با بررسی دویست و بیست و سه آیه از آیاتی که در قرآن مکانی مطرح گردیده، استفاده شده است. با بررسی این داده ها، چهار مقوله محوری استخراج گردید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اماکن قرآن کریم، علاوه بر تعیین محدوده مکانی دارای حکم فقهی، بر تبیین مصادیق عمل دارای حکم فقهی نیز مؤثر است. نتایج مقاله نشان می دهد در کدبندی محوری، شاهد ارتباط منطقی و علی، مقوله های شرایطی و فرایندی و راهبردهایی که به پیامدهای مناسب منجر می شود نیز هستیم؛ به طوری که بررسی این اماکن، موجب فراهم شدن فضایی در جهت استنباط احکام فقهی به صورت شبکه ای به هم پیوسته که نسبت متوازنی با مفهوم مرکزی دین و تأثیرگذاری آن بر فرهنگ دارد، می شود.