ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۴۱.

شاه عباس، معمار هویت ایرانی: روایتی از آزادسازی جزیره هرمز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۰
آزادسازی جزیره هرمز در ۱۶۲۲ میلادی، فراتر از یک پیروزی نظامی، لحظه تأسیس شکل گیری هویت ملی مدرن ایران بود. شاه عباس اول، با تلفیق نوآوری نظامی، دیپلماسی پراگماتیک و روایت سازی آگاهانه، نه تنها نخستین پیروزی ایران بر استعمار اروپایی را رقم زد، بلکه سه رکن بنیادین هویت ایرانی را بنیان نهاد: حاکمیت دریایی به مثابه بخشی جدایی ناپذیر از تمامیت ارضی، مقاومت در برابر استعمار به مثابه ارزش محوری، و پراگماتیسم استراتژیک به مثابه اصل سیاست خارجی. این مقاله با تحلیل متون تاریخی، اسناد دیپلماتیک و آثار هنری دوره صفوی نشان می دهد که چگونه یک رویداد نظامی، از طریق فرآیند آگاهانه نمادسازی و نهادینه سازی، به بخشی از DNA فرهنگی ایران تبدیل شد؛ روایتی که تا امروز در گفتمان ملی ایران بازتولید می شود.
۱۴۲.

A Comparative Study on the Archetypal Journey of Self-Realization in Paulo Coelho's The Alchemist and Elif Shafak's The Forty Rules of Love(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۹۰
This comparative study deals with the archetypal journey of self-realization as represented in Paulo Coelho's The Alchemist and Elif Shafak's The Forty Rules of Love. Both novels feature protagonists who starts a spiritual journey to realize their true selves and fulfill their fates. The study also discovers how the writers use different literary techniques to transmit the archetypal journey of self-realization. For example, Coelho deploys the theme of the personal legend which stands for a person's unique ideal which serves as a guiding force for Santiago throughout his journey. On the other hand, Shafak benefits from the Sufi concept of the dervish, which represents a person going after spiritual enlightenment through separation from material possessions. Indeed, it focuses on the protagonists' self-realization journeys to discover the archetypal motifs, symbols, and narrative structures. These selected novels share thematic points embedded in mysticism, spirituality, and personal growth. From these perspectives, the purpose of this article is to provide a general understanding of how these contemporary works contribute to the wider discourse on self-discovery within the context of the protagonists’ archetypal journey.
۱۴۳.

پاسخ های کیفری به پدیده روسپیگری در نظام حقوقی ایران و اسناد اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
پدیده روسپیگری به عنوان یکی از چالش های پیچیده اجتماعی حقوقی، رویکردهای تقنینی و کیفری متفاوتی در نظام های حقوقی جهان به خود دیده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به بررسی سیاست های کیفری ایران و اسناد اتحادیه اروپا در مواجهه با روسپیگری می پردازد. پرسش اصلی تحقیق این است: «مبانی اخلاقی، اجتماعی و حقوق بشری حاکم بر جوامع مختلف، چگونه رویکردهای تقنینی و پاسخ های کیفری به پدیده روسپیگری را در نظام های حقوقی ایران و اتحادیه اروپا (با تمرکز بر مدل های سوئدی، هلندی و انگلیسی) شکل داده و این رویکردهای متفاوت، چه پیامدها و تبعاتی را در عرصه عمل به دنبال داشته است؟» یافته ها نشان می دهد که تفاوت در مبانی ارزشی و اولویت گذاری های اجتماعی (مانند حفظ اخلاق عمومی در مقابل حق تعیین سرنوشت فردی یا تأکید بر برابری جنسیتی) منجر به شکل گیری چهار مدل اصلی سیاست کیفری شده است: مدل سوئدی (جرم انگاری خرید خدمات جنسی)، مدل هلندی (قانونی سازی با تنظیم مقررات)، مدل انگلیسی (کنترل و کاهش آسیب) و مدل ممنوعیت مطلق (در مورد کودکان). در حقوق ایران، رویکرد تقنینی عمدتاً متأثر از مبانی فقهی است که از طریق عناوین کیفری مرتبط با جرایم جنسی نظیر قوادی، تشکیل مراکز فساد و فحشا و سایر عناوین اعمال می شود. این مقاله با تحلیل رابطه میان مبانی ارزشی، سیاست کیفری و پیامدهای اجتماعی، در پی تبیین نقاط قوت و ضعف هر مدل است.
۱۴۴.

جایگاه فقهی التزام عملی مسئولان به ولایت فقیه، در چارچوب حکمرانی اسلامی (مطالعه موردی: سلوک شهید رئیسی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۸
ولایت فقیه به عنوان مبنای مشروعیت سیاسی در فقه سیاسی شیعه، جایگاهی بنیادین در ساختار نظام جمهوری اسلامی دارد. این نظریه، مسئولان اجرایی را در برابر ولی فقیه نه صرفاً پاسخ گو، بلکه ملتزم شرعی به اطاعت می داند. پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع فقهی اصیل همچون آثار شیخ مفید، علامه حلّی، محقق کرکی، امام خمینی و آیت الله جوادی آملی، رابطه فقهی میان فقیه حاکم و مسئولان اجرایی را بررسی کرده و با تمرکز بر سلوک آیت الله رئیسی، به تحلیل مصداقی آن در دوران معاصر می پردازد. شهید رئیسی به عنوان فقیه و مدیر ارشد نظام، در دوره های مختلف مسئولیت، به ویژه ریاست قوه قضائیه و ریاست جمهوری، التزام عملی خود را به ولایت فقیه در عرصه تصمیم گیری و اجرای سیاست های کلان کشور نشان داد. وی ولایت را نه صرفاً یک اصل سیاسی، بلکه حکمی فقهی و تعبدی می دانست که مشروعیت اقدامات حکومتی در گرو آن است. این پژوهش با بررسی تطبیقی میان مبانی فقهی و رفتار مدیریتی شهید رئیسی نشان داد که نظریه ولایت فقیه در صورت پذیرش عمیق فقهی، قابلیت تحقق کامل در میدان اجرا را دارا است. نتایج این تحقیق، الگویی از تعامل صحیح میان فقه، ولایت و مدیریت اجرایی در نظام اسلامی ارائه می دهد و نشان می دهد که مسئولان می توانند با تمسّک به مبانی فقهی، نه تنها در محدوده قانون، بلکه در چارچوب تعبد دینی عمل کنند و بدین سان مشروعیت، کارآمدی و مقبولیت نظام را توأمان تأمین نمایند.
۱۴۵.

ممنوعیت تحصیل دانش تسلیحات کشتار جمعی با تأکید بر تعامل فقه امامیه و حقوق بشر بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه و هدف: این مقاله به بررسی جنبه های فقهی و حقوقی ممنوعیت تحصیل دانش و تسلیحات کشتار جمعی در جمهوری اسلامی ایران می پردازد. هدف اصلی، تحلیل مبانی این ممنوعیت در چارچوب تعامل فقه امامیه و حقوق بشر بین الملل و تطبیق آن با موازین حقوقی جهانی است. مواد و روش ها: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر فقهی (کتب استدلالی فقها، روایات، قواعد اصولی)، اسناد بین المللی مانند پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای و کنوانسیون های ژنو و دیدگاه های علمای امامیه انجام شده است. ملاحظات اخلاقی: ملاحظات اخلاقی این تحقیق بر اصول اسلامی مانند قاعده «لاضرر و لاضرار» (نفی هرگونه آسیب رسانی)، حرمت «اعانت بر اثم» (همکاری در گناه) و تأکید بر حفظ کرامت انسانی، جان غیرنظامیان و محیط زیست استوار است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، دیدگاه فقه امامیه درباره این مسئله از «حرمت مطلق» تحصیل و تولید تسلیحات کشتار جمعی تا «جواز مشروط» آن برای مقاصد دفاعی و بازدارندگی متغیر است. با این حال، فتاوای مراجع عظام و موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران بر حرمت تولید و استفاده از این تسلیحات تأکید دارد. این موضع با تعهدات بین المللی ایران، مانند NPT، همسویی دارد. نتیجه : نتیجه کلی تحقیق نشان می دهد که موضع فقهی و حقوقی ایران در محکومیت تسلیحات کشتار جمعی، بیانگر همگرایی فقه امامیه با حقوق بین الملل و تعهد ایران به ارزش های بشردوستانه، حفظ محیط زیست و تلاش برای صلح و امنیت بین المللی است.
۱۴۶.

نقش نهادهای مشورتی مردمی در تفسیر عرفی قانون؛ تحلیل آرای متعارض محاکم کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
یکی از مبانی نظری تحدیدکننده اختیارات قضات در تفسیر قانون، یعنی «الزامات معناشناختی عرفی» و تبیین نقش آن در ایجاد آرای متعارض، کانون واکاوی حاضر گردیده است. مسئله محوری، تقابل میان آزادی عمل قضات در تفسیر و لزوم پایبندی به فهم سلیم عرفی است که در غیاب ضابطه ای مشخص، به تشتت آرا و نقض مکرر حقوق اصحاب دعوا می انجامد. این تحقیق با اتخاذ رویکردی تحلیلی توصیفی و با مطالعه موردی نظام مندِ بیش از ۵۰ رأی صادره از محاکم بدوی و تجدیدنظر کیفری در بازه زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱، به گردآوری و تحلیل داده ها پرداخته است. یافته های تحقیق مؤید آن است که مهجوریت الزامات عرفی و تکیه انحصاری بر «علم قاضی» بدون پشتوانه پژوهشی عینی، به عنوان متغیری کلیدی در شکل گیری تعارض آرا و بی ثباتی نظام قضایی عمل می نماید. در مقام ارائه راهکار، با نوآوری در «بومی سازی» سازوکارهای مشارکت عمومی، طرح تأسیس یک «نهاد مردمی مشورتی تخصصی» پیشنهاد می شود. کارویژه نهاد مذکور، استخراج و ارائه «نظر مشورتی مستند» در فرآیند تشخیص مفاهیم، مصادیق و قیود عرفی از طریق روش های علمی معتبر است. این طرح که در چارچوب حقوقی «دستورالعمل مشارکت نهادهای مردمی مصوب ۱۳۹۸» کاملاً قابل اجراست، از سویی با عینیت بخشی به مستندات قضاوت، ضریب اطمینان آرا را افزایش می دهد و از سوی دیگر، با ایجاد همگرایی در تفسیرهای قضایی، در مسیر تحقق دادرسی منصفانه و تقلیل محکومیت های ناروا گام برمی دارد.
۱۴۷.

تاثیر کمپین بازاریابی اجتماعی بر ارتقای فعالیت ورزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف : این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کمپین بازاریابی اجتماعی بر ارتقای فعالیت ورزشی در دانش آموزان دوره ابتدایی در شهرستان خرم آباد انجام شد. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با استفاده از گروه های آزمایش و کنترل برای سنجش برون داد رفتاری بود. یک کمپین بازاریابی اجتماعی تحت عنوان «انرژی دهنده های ابتدایی: حرکت، بازی، درخشش!» شش ماهه در گروه آزمایش اجرا شد که شامل پوسترهای جذاب، انیمیشن های انگیزشی کوتاه، جشنواره های ورزشی خانوادگی، طراحی اپلیکیشن برای ثبت فعالیت های دانش آموزان، ایجاد تشویق های گروهی و ارائه جوایز به دانش آموزان فعال، ایجاد رقابت سالم در بین کلاس ها، و برگزاری رویدادهای متنوع و جذاب مانند جشن های سلامتی و تفریحات فعال بود. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی کودکان و نوجوانان (PAQ-C)، چک لیست محقق ساخته رفتار حرکتی و پرسشنامه سنجش رضایت بود. یافته ها : تحلیل آماری نشان داد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، افزایش معنی داری در نمرات فعالیت ورزشی داشته است (0/014= P). نتایج آزمون تی زوجی نیز افزایش معنی دار نمرات فعالیت ورزشی در گروه آزمایش را نشان داد (0/003= P). تحلیل کوواریانس تأیید کرد که گروه مداخله، تأثیر معنی داری بر نمرات پس آزمون پس از کنترل نمرات پیش آزمون داشته است. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان می دهد کمپین های بازاریابی اجتماعی می توانند در ترویج رفتارهای سالم مانند فعالیت ورزشی در میان کودکان و نوجوانان مؤثر باشند. مشارکت والدین نیز در طراحی و اجرای این کمپین ها نقش کلیدی در موفقیت آن داشته است.
۱۴۸.

فناوری های نوین و تحول دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۴۲
یکی از پدیدههای اثرگذار که در سالهای اخیر ظهور و بروز پیدا کرده فناوریهای نوین است که در چهارچوب انقلاب صنعتی چهارم بازتعریف می شود. به باور متخصصان، این مؤلفه مانند انقلاب های صنعتی پیشین قابلیت دارد که کلیت زیست بشر اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد را درآینده دچار دگردیسی کند؛ در مقاله پیش رو پرسش اصلی چگونگی تأثیر فناوریهای نوین بر دولت است. این پژوهش از نوع بنیادی و دارای رویکرد توصیفی- تحلیلی است که از طریق بررسی داده های کتابخانه ای به تحلیل رابطه فناوری های نوین با مفهوم دولت می پردازد. برمبنای یافتههای تحقیق، ارکان دولت-ملت متأثر از فناوریهای نوین رو به تغییر بوده و طبیعتاً کارویژه دولتها نیز متفاوت خواهد شد. عناصر چهارگانه دولت-ملت در مفهوم وستفالیایی یعنی حکومت، حاکمیت، سرزمین و جمعیت در شرف تحول قرارگرفته است. براین اساس عناصر قدرت، امنیت، مؤلفههای تهدید و نحوه تعامل بین دولتها نیز تغییر خواهد کرد و نیاز به بازاندیشی و مدل سازی مجدد دارد. تغییر مدل حکمرانی، تغییر کارویژه دولت از مجری به کارفرما یا قاعدهگذار، ورود بخش خصوصی به حوزههای انحصاری دولت و تغییر ابزارهای اجبار دولت نمونههایی از مصادیق این تغییر محسوب می شود که در این مقاله مورد تأمل قرار خواهد گرفت.
۱۴۹.

نقش فناوری های نوین الکترونیکی در تدوین محتوای آموزشی درس خواندن زبان روسی در مقطع کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۷
ضرورت پرداختن به مهارت خواندن در آموزش زبان از آن جهت حائز اهمیت است که با سه مهارت دیگر(مهارتهای شنیدن، صحبت کردن و نوشتن) در ارتباط بوده و در نهایت بر هدف اصلی آموزش زبان، توانایی ایجاد ارتباط مؤثر تأثیرگذار است. حال با توجه به دسترسی همگانی به تلفن همراه و لپ تاپ، این سؤال ها مطرح می شود که قابلیت های الکترونیکی تا چه اندازه در محتوای آموزشی زبان روسی در ایران جای دارد؟ در پاسخ به این پرسش و با تحلیل پرسش نامه ای با یازده سؤال اساسی در خصوص گنجاندن فناوری های نوین، موضوعات کشورشناسی، بازی با ضرب المثل ها و دیگر موارد مطرح شده در محتوای آموزشی درس خواندن و نیز پرسش هایی درباره ی اینکه آیا تا کنون چنین مواردی در کتاب درسی خواندن گنجانده شده است یا خیر؟ به این پاسخ دست یافتیم که جای خالی فناوری های نوین و نیز دیگر موارد در محتوای آموزشی "درس خواندن" به شدت احساس می شود. از همین رو نگارندگان پژوهش حاضر به منظور مرتفع ساختن چالش های موجود و بهبود پروسه ی یادگیری آموزش خواندن به زبان روسی در مقطع کارشناسی به طرح ایده های جدیدی در محتوای آموزشی درس خواندن می پردازند.
۱۵۰.

واکاوی مؤلفه های پنهان در فروپاشی ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۷۰۷
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی «بی ثباتی زناشویی »زوجین در شهر ایلام است. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی با رویکرد گرندد تئوری « نظریه زمینه ای» است. در این مطالعه،24 نفر از مشارکت-کنندگان مذکور با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های مورد نظر براساس مصاحبه عمیق، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد، «شاخص های بی ثباتی» در ابعاد شناختی، رفتاری، عاطفی و زمانی (طول مدت زناشویی) متأثر از «موجبات علی» ازجمله؛ شناخت سطحی،کجروی اخلاقی و رفتاری، رویکرد قهری زوجین، ضعف مهارت های حل مسئله وناهمسانی همسران بوده است. در ابعاد« زمینه ای و بسترها»، یافته ها نشان می دهد، بی ثباتیِ زناشویی، متأثرازعلل واگرایی ساختاری، شکاف نسلی، نامتوازن بودن دوران گذار، دگرگونی نقش ها، ارزش ها و جامعه پذیری ناقصِ زوجین است. در بعد «استراتژی ها » بی ثباتیِ زناشویی به نقش سکوت و مدارا، احساس حقارت و مقابله، خشونت و انتقام و گرایش به طلاق می توان اشاره کرد. درنتیجه؛ «پیامدهای» این بی ثباتی شامل تشدید احساس حقارت و سرخوردگی، دگرگونی و ناکارآمدی ارزش های خانواده، بحران هویت و نا امنیِ اخلاقی است. در نهایت «راهکارهایی» ازجمله؛ بسترسازی و تقویت مراکز فرهنگ ساز، ارتقاء الگوهای مهارت های زناشویی و تقویت نظارت، درمان مراکزمشاوره برای کاهش ناپایداریِ زناشویی پیشنهاد شده است.
۱۵۱.

Effects of users' social identity on intention to purchase a brand: The mediating roles of social media use, eWOM and brand loyalty

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
Background: Social identity theory suggests that individuals define themselves partly through their membership in social groups, and these identities shape attitudes and behaviors, including consumption choices. Brands increasingly function as social symbols, allowing users to express group belonging, self-concept, and shared values through brand affiliation. Consequently, users’ social identities can significantly influence their intention to purchase a brand by strengthening emotional attachment, perceived congruence, and loyalty toward brands that represent their in-group. Aims: Consumers like to associate themselves with different brands to represent their social identity. This study suggests a social identity perspective of customer-brand relationship and integrates brand identity with social media usage, electronic WOM (eWOM) and brand loyalty in predicting brand purchase intention in an online environment. Methodology: Data were collected through a questionnaire-based survey among a sample of higher education students in a public university in Iran. A sample of 423 respondents was selected through a convenience sampling technique. Data were then analyzed through Structural Equation Modeling (SEM) to provide a prediction-oriented model assessment by LISREL 8.54. Sobel mediation tests were performed to test the mediating effects of social media use, eWOM and brand loyalty on the relationship between social identity and brand purchase intention. Findings: The findings indicated that social identity (affective, cognitive, and evaluative) of users/consumers has a significant impact on: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty. Social media use and brand loyalty were found to be the determinants of eWOM about brand. Finally, this research found that all three variables of: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty are the main determinants of intention to purchase a certain brand. Conclusion: This research suggests that social identity perspective can be integrated with other perspectives to model the consumer's psychological path to brand purchase intentions. This study confirms the critical role of social identification of users in the reaction towards a given brand and stresses the mediation effects of social media use, brand loyalty and eWOM on the effects of social identity on the path to brand purchase intention.
۱۵۲.

الزامات و اقتضائاتِ نظریه پردازیِ میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
نظریه پردازی در حوزه های میان رشته ای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریه پردازیِ رشته ای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمه هرگونه نظریه پردازی است، نظریه پردازیِ میان رشته ای به برخی زمینه ها، شرایط و ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد. مسئله این مقاله تبیین این ویژگی ها و شرایط به عنوان الزامات و اقتضائات نظریه پردازیِ میان رشته ای است. پرسش اصلی این است که نظریه پردازیِ میان رشته ای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، به غیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دسته بندی و ارائه کرده است که عبارت اند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روش ها و منش های نهادینه شده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیت ها و مهارت های ذهنی، زبانی، و اندیشه ورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگی های شخصیتی و روان شناختیِ نظریه پرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیت ها، توانایی ها و ویژگی های لازم برای نظریه پردازیِ میان رشته ای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدل سازی استفاده شده است.
۱۵۳.

تحلیل شخصیت محمدعلی میرزا دولتشاه بر اساس نظریه کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
شناخت شخصیت افراد اثرگذار و سیاسی در فهم اقدامات و اتفاقات و تصمیمات آنان اثرگذار است. این پژوهش با هدف تحلیل روان شناختی شخصیت محمدعلی میرزا دولتشاه، شاهزاده قاجاری بر اساس نظریه شخصیتی کارن هورنای، روانشناس آلمانی، انجام شده است. او یکی از شاهزادگان قاجاری و حاکم کرمانشاهان، لرستان و خوزستان بود که در دوره زمامداری خود خدمات و اقدامات شایان توجهی انجام داده است. روش مورد استفاده برای انجام این پژوهش، روش کتابخانه ای بود. در این پژوهش نقش شرایط دوره کودکی و اتفاقات تجربه شده توسط محمدعلی میرزا دولتشاه در شکل گیری شخصیت وی بررسی شده است. همچنین اقدامات و رفتارها و خصوصیات شخصیتی وی بر اساس نیازهای روان نژندی مورد تأکید هورنای تبیین گردیده است. بر اساس یافته های این پژوهش فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی و نیز نیاز به قدرت، استثمار، تحسین، موفقیت، جایگاه و منزلت اجتماعی، کمال گرایی و استقلال تبیین کننده رفتارها و اقدامات محمدعلی میرزا دولتشاه است.
۱۵۴.

بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه حمایت گری معلمان و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۳۰۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه حمایت گری معلمان و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان دوره متوسطه انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دوره متوسطه شهر دیوانیه در سال تحصیلی 1404-1405 بودند. 382 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس پرسشنامه اضطراب امتحان (TAS، دریس کول،2007)، مقیاس حمایت اجتماعی (CASSS، مالکی و همکاران،2000) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASS، گرین و همکاران،2004) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل مسیر بود. شاخص های برازش نشان داد مدل نهایی از برازش نسبتاً مناسبی برخوردار است. همچنین، یافته ها نشان داد که اثر مستقیم حمایت گری معلم و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان معنادار بود (01/0>P) و اثر غیرمستقیم حمایت گری معلم و والدین نیز به واسطه ی خودکارآمدی تحصیلی بر اضطراب امتحان در دانش آموزان معنادار بود (01/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت، میزان حمایت گری معلمان و والدین با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی می تواند اضطراب امتحان در دانش آموزان را تبیین کند.
۱۵۵.

تاثیر هوش مصنوعی بر سیاست ورزی در ایران با تأکید بر پیامدهای آن بر توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش به بررسی تأثیرات پیچیده و چندوجهی هوش مصنوعی بر فرآیندهای سیاست ورزی و ساختار حکمرانی در ایران معاصر می پردازد. با ورود به عصر هوش مصنوعی، دولت ها با یک دوراهی بنیادین مواجه اند: استفاده از این فناوری برای بهینه سازی خدمات عمومی و افزایش کارآمدی، یا به کارگیری آن به عنوان ابزاری برای تشدید نظارت و کنترل اجتماعی. در زمینه خاص ایران، این دوراهی اهمیت مضاعفی می یابد. پرسش اصلی مقاله این است که بهره گیری از هوش مصنوعی در ساختار حکمرانی ایران، چگونه بر موازنه میان کارآمدی اداری-اقتصادی و تشدید سازوکارهای نظارت و کنترل اجتماعی تأثیر می گذارد؟ فرضیه این است که هوش مصنوعی در چارچوب نظام سیاسی ایران، بیش از آنکه به عنوان ابزاری برای بهینه سازی سیاست گذاری عمومی و افزایش شفافیت به کار گرفته شود، به مثابه یک «فناوری کنترل دولایه » عمل خواهد کرد. در لایه اول، گفتمان رسمی بر «حکمرانی هوشمند» و کارآمدی تأکید می کند، اما در لایه دوم و بنیادین، این فناوری به تقویت نظارت متمرکز، پیش بینی کنش های جمعی و خنثی سازی مخالفت ها پیش از وقوع منجر شده و در نهایت، به تحکیم ساختارهای قدرت موجود می انجامد. این مقاله استدلال می کند که کاربرد هوش مصنوعی در حوزه هایی مانند مدیریت منابع، اقتصاد دیجیتال و امنیت شهری، به طور جدایی ناپذیری با پتانسیل آن برای ایجاد سامانه های رتبه بندی اجتماعی و پلیسی پیش بین گره خورده و مدل جدیدی از «اقتدارگرایی دیجیتال» را صورت بندی می کند.
۱۵۶.

تبیین نقش مؤلفه های اقتصاد تجربه بر رضایت، بازدید مجدد و توصیه به دیگران (مطالعهٔ موردی: موزه ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۴
گردشگری موزه به منزله یکی از شاخه های گردشگری فرهنگی، نقش مؤثری در انتقال دانش، ارتقای تفریح فرهنگی و تقویت تفاهم بین فرهنگی ایفا می کند. در سال های اخیر، هم راستا با تحولات در انتظارات بازدیدکنندگان، موزه ها نیز به سوی تجربه محور شدن حرکت کرده اند؛ به گونه ای که امروزه در چهارچوب «اقتصاد تجربه»، بازدیدکنندگان به دنبال تجربیاتی معنادار، چندحسی و مشارکتی هستند. این تحول موجب شده موزه ها از فضاهایی صرفاً نمایش محور به مکان هایی تعاملی بدل شوند که در آن ها بازدیدکننده نقش فعالی در خلق تجربه دارد؛ به ویژه مفاهیمی همچون خلق مشترک، تعامل چندحسی و روایت پردازی، نقشی کلیدی در ارتقای تجربه بازدید، جلب مشارکت، و افزایش رضایت و وفاداری بازدیدکنندگان ایفا می کنند. این پژوهش با تمرکز بر موزه ملی ایران، به بررسی تأثیر سه مؤلفهٔ اصلی اقتصاد تجربه، شامل آموزش، سرگرمی و زیبایی شناسی، بر رضایت بازدیدکنندگان می پردازد و در ادامه، نقش رضایت را در قصد بازدید مجدد و توصیهٔ موزه به دیگران تحلیل می کند. این پژوهش جزو تحقیقات کمّی است و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه بهره گرفته شده است. داده ها به وسیلهٔ نرم افزار PLS تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که به جز یک فرضیه (تأثیر بازدید مجدد بر توصیه به دیگران) سایر فرضیه های پژوهش (آموزش بر رضایت؛ رضایت بر بازدید مجدد؛ رضایت بر توصیه به دیگران؛ زیبایی شناسی بر رضایت؛ سرگرمی بر رضایت) تأیید شدند. در پایان، پیشنهاداتی چون بهبود چیدمان فضا، استفاده از راهنمای صوتی با صداهای جذاب، و ارائهٔ تجربیات چندحسی مانند جلوه های بصری، لمسی و بویایی برای ارتقای تجربهٔ بازدید از موزهٔ ملی ایران ارائه شده است.
۱۵۷.

تحلیل شاخص های توسعه پایدار گردشگری شهری (مورد مطالعه: شهرستان میامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۷
این پژوهش با هدفِ تدوین و اولویت بندیِ راهبردهایِ عملی برایِ توسعهٔ پایدارِ گردشگری در شهرستانِ میامی، با بهره گیری از مدل هایِ تحلیلیِ SWOT و QSPM انجام شد. پژوهشِ حاضر کاربردی و از نظرِ روش، توصیفی تحلیلی است. داده هایِ موردِ نیاز از طریقِ مطالعاتِ کتابخانه ای، میدانی، مصاحبه با خبرگان و تکمیلِ ۵۰ پرسش نامه گردآوری شد. جامعهٔ آماریِ این پژوهش را متخصصان و کارشناسانِ حوزهٔ گردشگری و برنامه ریزیِ شهری، همراه با گردشگرانِ بازدیدکننده از شهرستانِ میامی تشکیل دادند. نمونه گیری به روشِ غیراحتمالیِ هدفمند و در دسترس برایِ گروهِ خبرگان و روشِ تصادفیِ ساده برایِ گردشگران انجام شد. ابزارِ پژوهش، پرسش نامه بود که رواییِ آن توسطِ پانلِ متخصصان و پایاییِ آن با محاسبهٔ ضریبِ آلفایِ کرونباخ (بالایِ ۰/۷) تأیید شد. بر اساسِ نتایجِ ماتریسِ ارزیابیِ عواملِ داخلی ( IFE ) و خارجی ( EFE )، امتیازِ نهاییِ عواملِ داخلی ۲/۹۷ و عواملِ خارجی ۳/۰۷ به دست آمد که نشان دهندهٔ موقعیتِ راهبردیِ تهاجمی رقابتی ( SO ) برایِ شهرستانِ میامی است. اولویت بندیِ نهاییِ راهبردها با تکنیکِ QSPM نشان داد که مهم ترینِ راهبردها به ترتیبِ اولویت عبارت اند از: ۱. تنوع بخشی و جلبِ سرمایه گذاریِ داخلی و خارجی در حوزهٔ گردشگری (با امتیازِ ۹۷/۳)؛ ۲. گسترشِ ارتباطات، تبلیغات و برگزاریِ همایش هایِ سراسری برایِ معرفیِ ظرفیت هایِ میامی (با امتیازِ ۵۶/۳)؛ ۳. برگزاریِ دوره هایِ آموزشی برایِ ارتقایِ مهارت هایِ نیرویِ انسانیِ محلی (با امتیازِ ۴۳/۳)؛ ۴. ارتقای فرهنگِ گردشگرپذیری در بینِ جوامعِ محلی (با امتیازِ ۴۲/۳). یافته ها تأکید می کند که توسعهٔ گردشگری در میامی در شرایطِ حاضر، نیازمندِ تمرکز بر اجرایِ راهبردهایِ اولویت دارِ شناسایی شده، به ویژه در محورهایِ تبلیغات، جذبِ سرمایه و توانمندسازیِ نیرویِ انسانی است.
۱۵۸.

مقتضیات مسئولیت عامل دارای هوش مصنوعی در پرتو حقوق کیفری و مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۴
با توجه به پیشرفت های روزافزون در حوزه فناوری های نوین، در آینده نه چندان دور، هوش مصنوعی با عبور از سطح ضعیف به قوی، به مرتبه ای از تفکر، یادگیری و عملکرد خواهد رسید که می تواند نه صرفاً شبیه به انسان، بلکه هم پای او خودمختار و به نحوی پیش بینی ناپذیر عمل کند. چنین ظرفیتی این کنشگر نوظهور را، که از آن می توان تحت عنوان «عامل دارای هوش مصنوعی» یاد کرد، از ایراد ضرر به اشخاص به رغم خطاپذیری کمتر، مصون نمی سازد. بدین ترتیب، ضرورت تنظیم قواعد حقوقی پیرامون آسیب رسانی ازسوی این عامل ها، چالش مسئولیت پذیری آن ها در قبال ارتکاب جرم و ایراد خسارت را پیش روی ما قرار می دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر در پاسخ به مسئله فوق، با اتخاذ رویکرد تحلیلی و بر پایه مبانی و اصول حقوقی و تحولات ایجادشده درخصوص مسئولیت کیفری و مدنی، ضمن پرداختن به سه مؤلفه اساسی در مسئولیت، یعنی شخصیت قانونی، رفتار و وضعیت روانی، درنهایت به این نتیجه می رسد که با امکان پذیربودن اعطای شخصیت قانونی به عامل دارای هوش مصنوعی در کنار اشخاص حقیقی و حقوقی، مسئول شناختن آن به موجب ایراد خسارت با مانع جدی مواجه نبوده؛ اما درخصوص مسئولیت کیفری، به دلیل تردیدها در سرزنش پذیری این عامل ها، حکم به مسئولیت آن ها به موجب ارتکاب جرم همچنان با دشواری روبه روست.
۱۵۹.

مبنای مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۷
با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، باید به یکی از مهم ترین چالش های آن، یعنی مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد این سیستم ها، پاسخ داد و راهکارهای مناسبی ارائه کرد تا بتوان دو هدف «جبران خسارت» و «عدم ایجاد مانع در راه پیشرفت علم و فناوری» را به موازات پیش برد. در این مقاله، با مطالعه میان رشته ای و روش توصیفی تحلیلی، لزوم اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی اثبات شده است تا خسارات وارد شده به اشخاص به واسطه سیستم های هوشمند، با مبنایی مناسب و با در نظر گرفتن انواع سیستم های هوش مصنوعی و میزان خطر آن ها، جبران پذیر باشد؛ به طوری که برای سیستم های با خطر کمتر، مانند گوگل ترجمه، مبنای تقصیر و برای سیستم های پرخطر، مثل اتومبیل خودران، متاورس و ربات های انسان نما، مبنای خطر در نظر گرفته شده است. علاوه بر این دو مبنای سنتی، مبنای تحلیل اقتصادی نیز بررسی شده است. پس از اثبات شخصیت حقوقی سیستم های هوش مصنوعی، با مطالعه قوانین و رویه های موجود درباره خسارت های ایجاد شده ازطریق این سیستم ها، مشخص می شود که هریک از عوامل دخیل در این فناوری، از طراح و تولیدکننده تا مصرف کننده، مسئولیت دارند و میزان این مسئولیت، با توجه به ارزیابی گروه ناظر ذکر شده در «قانون هوش مصنوعی»، که اخیراً در اتحادیه اروپا تصویب شده است، با کیفیت بهتری ارزیابی می شود. برحسب مباحث ذکر شده، پیشنهاداتی نیز در راستای قانون گذاری ارائه شده است.
۱۶۰.

رویکرد نظام های حقوقی اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و ایران در تنظیم گری صرافی های رمزارز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۲
پیدایش و توسعه پرشتاب رمزارزها وجود نهادهایی با عنوان صرافی های رمزارز را، که هدف نخستین و اساسی آن سامان بخشیدن به معاملات این حوزه است، ناگزیر ساخته است. در کشورهای پرشماری، این صرافی ها کنشگری وسیعی داشته و به بازارگاه های اصلی دنیای رمزارزها با گردش مالی عظیمی مبدل شده اند . پژوهش فرارو با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی با استفاده از ابزار کتابخانه و اینترنت، به تحلیل حقوقی صرافی های رمزارز از حیث نحوه تأسیس، چگونگی فعالیت و کیفیت مسئولیت ، در نظام های حقوقی منتخب (اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و ایران) پرداخته است و از این رهگذر، با بهره گیری از تجارب کشورهای پیشرو، به تبیین کاستی های نظام حقوقی ایران در این حوزه پرداخته و راهکارهایی را برای ارتقا و نضج حقوقی صرافی های رمزارز پیشنهاد داده و درمجموع، به این نتیجه رسیده است که در ایران، تاکنون مقررات خاصی که به طور مستقیم به موضوع صرافی های رمزارز بپردازد تدوین نشده است. این خلأ قانونی در مورد نحوه تأسیس و اخذ مجوز صرافی های رمزارز بسیار ملموس تر است. درخصوص نحوه فعالیت صرافی ها در ایران، برخی دستورالعمل ها صادر شده است که عمدتاً به طور غیرمستقیم ولی مبسوط به نحوه فعالیت آنان مرتبط می شود. به نظر می رسد قوانین کنونی کشور، مسئولیت های صرافی های رمزارز را به طور کامل پوشش نمی دهند. با وجود این که مسئولیت های اداری آن ها براساس مقررات جدید و مسئولیت های کیفری شان طبق قوانین عمومی جزایی مشخص شده، حمایت از مصرف کننده و تعیین مسئولیت های مدنی این صرافی ها در قبال کاربران، تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان