پژوهش در سلامت روانشناختی
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره 19 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
ویژگی های شخصیتی به عنوان یکی از سه دسته متغیرهای روانی - اجتماعی تأثیرگذار بر پاسخ استرس در مدل استرس – آسیب ویلیامز و اندرسون است که طی سال های اخیر توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. بااین حال، هنوز اطلاعات کافی در مورد ارتباط بین ویژگی های شخصیتی فردی و آسیب های ورزشی وجود ندارد. بر همین اساس، تحقیق حاضر قصد دارد ارتباط بین سرسختی ذهنی و منابع کنترل را با بروز آسیب های ورزشی در فوتبالیست های نوجوان موردبررسی قرار دهد. پژوهش حاضر از نوع کوهورت آینده نگر بود که در سال 1399-1401 در شهرستان خرم آباد اجرا شد. نمونه آماری تحقیق را 122 فوتبالیست با دامنه سنی 14 تا 17 سال تشکیل می دهد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تاب آوری صفتی و مقیاس کنترل درونی-بیرونی ویژه ورزش به ترتیب برای ارزیابی سرسختی ذهنی و منابع کنترل استفاده شد. جهت جمع آوری آسیب های فوتبالیست ها نیز از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. داده های جمع آوری شده توسط رگرسیون لجستیک تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که سرسختی ذهنی ویژگی شخصیتی است که ارتباط مستقیمی با آسیب های ورزشی دارد (p<0/05)، در حالی که منابع کنترل درونی و بیرونی ارتباط مستقیمی با آسیب های ورزشی نشان ندادند (p>0/05). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که به ازای هر امتیاز کاهش سرسختی ذهنی احتمال بروز آسیب های ورزشی به میزان 11 درصد افزایش پیدا می کند (p<0/05). بنابراین فوتبالیست هایی که سرسختی روانی کمتری دارند ممکن است بیشتر در معرض خطر آسیب های ورزشی باشند. ازاین رو، مربیان و متخصصان روانشناسی ورزشی میتوانند به منظور به کاهش خطر آسیب های ورزشی بر روی تقویت سرسختی ذهنی فوتبالیست ها کار کنند
ایده پردازی نقشه ی ممتیک به عنوان یک ابزار دیداری برای دستیابی به تاریخچه ی رشدی مم های روانشناختی مرضی در افسردگی: یک مطالعه ی موردی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موارد غفلت در آسیب شناسی روانی، زیربنای فرهنگی آن است. همانطور که ژن ها می توانند اطلاعات زیستی معیوب را با خود حمل کرده و به نسل های بعدی منتقل کنند، مم ها نیز قادر هستند تا اطلاعات معیوب فرهنگی را به اذهان منتقل و موجب آسیب روانی شوند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر عبارت از ایده پردازی و توسعه ی تکنیک نقشه ها ی مم برای دستیابی به تاریخچه ی رشدی مم های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات موردی کیفی بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی افراد 18تا 25 ساله ی دارای اختلال افسردگی اساسی شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد یک نفر به عنوان شرکت کننده انتخاب شد. نتایج ارزیابی ممتیک نشان داد دو ممپلکس ناتوانی-عجز و شرمساری- نقص، نشانه های بیمار را ایجاد کرده بودند و در ادامه با استفاده از تکنیک نقشه های مم، رویدادهای جنینی و رشد این دو ممپلکس شناسایی شدند. بینش بیمار نسبت به رویدادهای جنینی و رویدادهای رشد مشکلات خود موجب آگاهی او از احساسات متناظر با مم های مرضی می شود تا بتواند با حل و فصل آن ها، پایه های ممپلکس مرضی خود را متزلزل کند و در ادامه می تواند بر خلاف اثرات فنوتیپی گسترش یافته ی ممپلکس مرضی خود حرکت کند. این مطالعه نشان داد که می توان نقشه ها ی مم را با موفقیت در دستیابی به تاریخچه ی تحولی مم های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی به کار برد
پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
مدل ساختاری رابطه توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ساختاری توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی انجام شد. روش پژوهش حاضر مدل سازی معادلات ساختاری بود و جامعه پژوهش حاضر تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شد و در نهایت داده های به دست آمده از 312 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر از نوع خودگزارشی و شامل پرسشنامه های توجه به هیجانات پالمیری و همکاران (2009) ، نگرانی پنسیلوانیا مایر و همکاران (1995)، پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و توماس-نولز (1991)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبند و لاویبند (1995) و همچنین مقیاس عواطف مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) بودند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از معادلات ساختاری و روش بوت استرپ نرم افزار های SPSS و AMOS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تحلیل مشاهده شد که مدل از برازش مناسب برخوردار است و یافته های نشان داد که توجه غیر ارادی به هیجانات به صورت مستقیم با عواطف منفی، نگرانی و استرس در ارتباط است اما توجه ارادی به هیجانات تنها با عواطف منفی رابطه مستقیم دارد و رابطه آن با نگرانی و استرس به صورت غیر مستقیم و از طریق عواطف منفی است. عواطف منفی برای رابطه هردو نوع توجه به هیجانات با نگرانی و استرس نقش میانجی را ایفا می کرد.
مقایسه اثربخشی مداخله های درمانی پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان 35 تا 65 سال مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی بود. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان بیمار دارای ویروس پاپیلومای انسانی بوده که در دبی ساکن و به کلینیک بیماری های رفتاری الشفا مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر، به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه ( 15 نفر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد ، 15 نفر آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنی های دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های داس -21 (1993)، پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1996) بود که قبل، بعد و دو ماه بعد از مداخله توسط هر سه گروه تکمیل شد. نتایج نشان داد، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون و در نظر گرفتن اثر زمان در متغیرهای میانگین ویروس، افسردگی ، اضطراب ، استرس و پذیرش اجتماعی ، وجود دارد. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است.
بررسی اثر بخشی درمان هیجان مدار بر حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری بود. این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در شهر بابلسر بود. از میان آن ها، ۳۰ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت درمان هیجان مدار قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون حداقل تفاوت معنادار تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان هیجان مدار به طور معناداری موجب کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید (p<0.01). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار رویکردی مؤثر برای کاهش مؤلفه های شناختی–هیجانی مرتبط با اختلال وسواسی–اجباری در نوجوانان است.
تبیین مدل ساختاری جهت گیری هدف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحواره های هیجانی و پردازش حافظه فعال: مدلی در بافت سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل ساختاری جهت گیری اهداف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحواره های هیجانی و پردازش حافظه فعال در بافت سلامت روانی بود. این مطالعه از نوع توصیفی–همبستگی و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که از میان آن ها، ۳۱۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اعمال ملاک های ورود و خروج، داده های ۳۰۰ نفر وارد تحلیل شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (2002) و مقیاس حافظه فعال نلسون کاون (2005) بود. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که طرحواره های هیجانی و حافظه فعال، هر دو به طور مستقیم و مثبت بر ابعاد مختلف جهت گیری اهداف پیشرفت اثر دارند و حافظه فعال نقش میانجی معناداری در رابطه بین طرحواره های هیجانی و اهداف پیشرفت ایفا می کند. مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج این پژوهش بر اهمیت هم زمان عوامل هیجانی و شناختی در شکل گیری اهداف پیشرفت نوجوانان تأکید دارد و می تواند راهنمای مداخلات آموزشی و روان شناختی برای ارتقای انگیزش تحصیلی آنان باشد.
نقش فعالیت های ورزشی در تعدیل ساختارهای روانی، عصبی و هورمونی مرتبط با خشونت: رویکردی مبتنی بر حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزش های هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آن ها بر شاخص های هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی می پرداخت. یافته ها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون می شود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریک پذیری و تکانشگری کمک می کند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیش پیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک می کنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزش های گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارت های حل تعارض، زمینه ساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه می شوند. این یافته ها نشان می دهند که مداخلات ورزشی چندبعدی می توانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامه های درمانی و اصلاحی فراهم آورند.