ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۲۱ تا ۳٬۶۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۵۰۹ مورد.
۳۶۲۱.

Investigating the mediating role of self-determination in the relationship between parental perceptions and adolescent lifestyle change motivation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۶
Motivation to change lifestyle during adolescence plays an important role in promoting physical and mental health. The aim of the present study was to investigate the mediating role of self-determination in the relationship between parental perceptions and adolescents' motivation to change their lifestyle. This study is descriptive-correlational and is an applied research type. The statistical population included all students aged 12 to 18 in Ardakan city in the academic year 2022-23, from which 301 were selected using convenience sampling. Data collection tools included questionnaires on demographic information, parental perceptions (Robbins et al., 1994), self-determination (Dessey & Ryan, 1985), and adolescent lifestyle change motivation (Gard, Rivano, & Grahn, 2005). Data were analyzed using descriptive and inferential statistical methods. The results showed that the research conceptual model has a good fit. Mother and father perceptions had a significant effect on self-determination, and self-determination mediated the relationship between parental perceptions and motivation to change lifestyle. However, the direct relationship between father perception and motivation for lifestyle change was not significant. These findings emphasize the decisive role of self-determination as a psychological mechanism in the process of influencing parenting styles on adolescents' intrinsic motivation and indicate the importance of paying attention to the way parents interact in psychoeducational interventions. Conclusion: The findings of this study emphasize the importance of the role of self-determination as a mediating mechanism in the relationship between parental perceptions and the motivation to change lifestyle in adolescents.
۳۶۲۲.

The Role of Generative Artificial Intelligence in Transforming Learning and Instructional Processes from an Educational Psychology Perspective: A Scoping Review

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
Generative artificial intelligence, as one of the emerging technologies of the twenty-first century, holds substantial potential for redefining learning and instructional processes. From an educational psychology perspective, this technology can transform teaching learning practices by influencing cognitive, motivational, and affective dimensions. The purpose of this scoping review is to identify and conceptualize the roles, opportunities, and challenges of generative AI in education through the lens of educational psychology. This study was conducted based on the Arksey and O’Malley framework and in accordance with the PRISMA-ScR guidelines. A systematic search was performed in Web of Science, Scopus, PsycINFO, ERIC, and IEEE Xplore databases for studies published between 2019 and November 2025. Among 1,245 identified articles, after screening and assessing eligibility, 52 studies were selected for thematic analysis. The results indicated that generative AI can enhance learners’ intrinsic motivation and cognitive engagement through personalized learning, cognitive load management, and the fulfillment of basic psychological needs including autonomy, competence, and relatedness. However, challenges such as cognitive dependency, ethical concerns regarding academic integrity, privacy issues, and algorithmic bias were also identified. The successful integration of generative AI in education requires instructional design grounded in the principles of educational psychology, the formulation of transparent ethical frameworks, the enhancement of AI literacy, and the responsible-use training of teachers and learners. By identifying existing gaps, this scoping review proposes directions for future research on the psychological and educational impacts of generative AI.
۳۶۲۳.

مقایسه اثر میانجی گری حمایت های مالی دولتی و غیردولتی بر عملکرد شرکت های دانش بنیان فاوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۹
اقتصاد دانش بنیان به عنوان موتور توسعه کشورها شناخته می شود و به همین دلیل کشورها برای ربودن گوی سبقت در حوزه فناوری های پیشرفته سال هاست دست به سرمایه گذاری در حوزه فناوری های پیشرفته و نوآوری های نوظهور زده اند. ایران نیز چاره برون رفت از رکود اقتصادی طولانی مدت سال های تحریم را توسعه اقتصاد دانش بنیان دانسته است. هدف این مقاله، تحلیل و بررسی اثر میانجی گری حمایت های مالی دولتی و غیردولتی بر عملکرد شرکت های دانش بنیان در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) می باشد. پژوهش حاضر از نظر داده و روش تحقیق کمی می باشد که به صورت طولی انجام شده است. داده های لازم برای آزمون 10 فرضیه در این پژوهش از صندوق نوآوری و شکوفایی و معاونت علمی ریاست جمهوری دریافت و مورد تحلیل قرار گرفته است. از نظر قلمرو مکانی، شرکت های دانش بنیان حوزه فاوا در نمونه این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته که شامل 1002 شرکت از مجموع 1667 شرکت دانش بنیان حوزه فاوا است که از ابتدای قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان (1389) تا پایان شهریورماه 1401 موفق به اخذ عنوان دانش بنیانی روی حداقل یکی از محصولات (کالا یا خدمات) خود شده اند. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون خطی و نرم افزار وارپ پی ال اس نسخه 8 استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد باوجود تلاش های صورت گرفته در حمایت مالی از شرکت های دانش بنیان در تجاری سازی و توانمندسازی، این حمایت ها تأثیر معنی داری بر عملکرد شرکت ها نداشته و عملکرد شرکت ها اغلب بر اساس نظریه منبع محور به منابع داخلی سازمان همچون منابع مالی و نیروی انسانی شرکت بستگی دارد. لذا این پژوهش فقدان کارایی حمایت های مالی از شرکت ها برای ایجاد عملکرد را گوشزد می کند و آن را سیاستی منجر به هدررفت منابع می داند.
۳۶۲۴.

رتبه بندی مناطق توسعه حمل و نقل محور با استفاده از روش AHP و مقایسه آن با وضعیت کاربری اراضی (مطالعه موردی: خط یک متروی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۱۱
توسعه حمل و نقل محور[1]  (TOD)پیوندی میان برنامه ریزی حمل و نقل و کاربری اراضی است. در این پژوهش به منظور ارزیابی کمی و رتبه بندی توسعه حمل و نقل محور در خط یک متروی مشهد از روش آنالیز سلسله مراتبی ([2]AHP)، استفاده شد. بدین منظور، نه ایستگاه با استفاده از 5 معیار، 14 شاخص و زیرشاخص از جمله شاخص تنوع، کاربری اراضی بررسی و مورد تحلیل قرار گرفتند. با توجه به اینکه نتایج AHP تنها یک میانگین از شاخص ها را نشان می دهد؛ لذا، برای ایجاد کاربری مناسب در هر منطقه باید شاخص کاربری اراضی در مناطق توسعه حمل و نقل محور مورد توجه قرار گیرد. برای این هدف، کاربری اراضی به 16 دسته تقسیم شد و تعداد آن ها در هر منطقه بررسی و نسبت آن به جمعیت هر منطقه به دست آمد. نتایج نشان داد که بیشترین کاربری در زمین های اطراف ایستگاه ها، کاربری تجاری و بعد از آن کاربری مختلط است. در رتبه بندی AHP نیز، بالاترین رتبه مربوط به ایستگاه هفت تیر و هاشمیه به دست آمد. به طوریکه این ایستگاه ها، به ترتیب در خدمات اولیه رتبه 8 و 9 درخدمات نوع 2، رتبه 3 و 8، و در خدمات شخصی رتبه 5 و 9 را به دست آورده اند. علاوه برآن، در خدمات اولیه، ایستگاه نمایشگاه، در خدمات شخصی هنرستان و در خدمات نوع 2، پارک ملت دارای رتبه یک می باشند. لذا، نتایج این تحقیق می تواند در برنامه ریزی شهری و اولویت های توسعه حمل و نقل محور به مسئولین کمک نماید.   [1]. Transit-Oriented Development (TOD) [2]. Analytic Hierarchy Process  
۳۶۲۵.

اثر سرمایه فکری بر رشد اقتصادی: مطالعه موردی کشورهای منتخب آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۱
سرمایه فکری یکی از عوامل اصلی در دستیابی به رشد اقتصادی می باشد که علاوه بر اثرات مستقیم بر رشد اقتصادی یک کشور یا منطقه می تواند دارای اثرات سرریز نیز باشد. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم (سرریزی) سرمایه فکری بر رشد اقتصادی در کشورهای آسیای میانه شامل ایران، عربستان، کویت، قطر و امارات در دوره زمانی 2012-2021 است. شاخص نوآوری در نظر گرفته شده، شاخص نوآوری جهانی بوده و برای تخمین مدل از مدل اقتصادسنجی دوربین فضایی استفاده شده است. همچنین ماتریس وزنی فضایی بین کشورهای مورد مطالعه بر اساس فاصله بین کشورها ایجاد شده است. نتایج مدل نشان داده است که همه متغیرهای مدل به جز سرمایه گذاری خارجی مستقیم، سایر متغیرها شامل سرمایه طبیعی، سرمایه فکری، شاخص حکمرانی خوب بر رشد اقتصادی کشورها دارای اثرات مستقیم و معنادار بوده است. شاخص حکمرانی خوب و سرمایه فکری بیشترین ضریب اثرگذاری مستقیم را بر رشد اقتصادی کشورها داشته اند. بررسی اثرات سرریزی (غیرمستقیم) نشان داده است که سرمایه فکری دارای اثرات سرریزی مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی کشورهای مجاور داشته است.
۳۶۲۶.

بررسی آسیب پذیری شهری در برابر زلزله با استفاده از GIS و مدل BWM (مطالعه موردی: بخشی از منطقه 2 کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
سابقه و هدف: زلزله یکی از مخاطرات طبیعی است که به دلیل ماهیت نامنتظره اش، اغلب خسارات جانی و مالی فراوانی بر جای می گذارد. با رشد سریع شهرنشینی و به تبع آن، تمرکز جمعیت بیشتر در شهرها و همچنین افزایش تراکم ساختمان ها و تعداد تأسیسات، آسیب پذیری آنها نیز در برابر زلزله افزایش یافته و جان و مال افراد بیشتری درمعرض خطر قرار گرفته است. درحال حاضر راهی برای پیشگیری از وقوع زلزله وجود ندارد اما، با راهکارهایی همچون شناسایی مناطق آسیب پذیر، می توان خسارات ناشی از آن را تاحدی کاهش داد. در این تحقیق، میزان آسیب پذیری بخشی از شهر تبریز در برابر این رخداد بررسی شده است. مواد و روش ها: منطقه مورد مطالعه، در این تحقیق، بخشی از محدوده مربوط به شهرداری منطقه 2 کلان شهر تبریز است. منطقه 2 شهرداری در جنوب و جنوب شرق شهر تبریز واقع شده و با توجه به ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی آن، یکی از مناطق مهم شهر تبریز به شمار می رود. برای تعیین میزان آسیب پذیری، ابتدا معیارهای مؤثر در آسیب پذیری بافت شهری در برابر زلزله شناسایی و اطلاعات مورد نظر جمع آوری شد. این معیارها شامل قدمت ابنیه، نوع مصالح، کیفیت ابنیه، تعداد طبقات، تراکم جمعیت، فاصله از گسل، فاصله از معابر، فاصله از فضاهای باز و مساحت بناست. سپس مهم ترین و کم اهمیت ترین معیار مشخص و پس از مقایسه های مرجع، وزن هر معیار براساس مدل بهترین بدترین که از روش های نوین تصمیم گیری چندمعیاره است، محاسبه شد. روش یادشده، درمقایسه با فرایند تحلیل سلسله مراتبی، به مقایسه های کمتری نیاز دارد و با استفاده از آن، نتایج پایدارتری حاصل می شود؛ در این پژوهش، برای حل مدل مذکور، از روش برنامه ریزی خطی سیمپلکس استفاده شد. با توجه به ماهیت مکانی معیارها، نقشه های هر معیار (شاخص) در محیط GIS آماده سازی شدند. سپس ارزش هر قطعه ملکی (پارسل)، با توجه به هدف تحقیق و وضعیت آن قطعه در شاخص مورد نظر، با روش بهترین بدترین به دست آمد. نتایج و بحث: برای تعیین وزن معیارها، کیفیت ابنیه به منزله مهم ترین معیار و مساحت قطعات به منزله کم اهمیت ترین معیار در نظر گرفته شد و وزن ها با نرخ ناسازگاری 06/0 به دست آمد. پس از محاسبه وزن هر قطعه ملکی و محاسبه میانگین آنها در هر ناحیه، امن ترین و آسیب پذیرترین ناحیه به ازای هر شاخص مشخص شد. سپس سایر ناحیه ها با این دو ناحیه، در هر شاخص، مقایسه شدند. با در نظر گرفتن وزن هر معیار و ناحیه به ازای هر معیار، مقدار و رتبه نهایی هر ناحیه به دست آمد. برخلاف نسخه اصلی مدل که بهترین و بدترین معیار براساس نظر کارشناسی در آن تعیین می شود، در پژوهش حاضر با توجه به ماهیت مسئله، بهترین و بدترین ناحیه به ازای هر معیار، به جای نظر کارشناسی، با توجه به تحلیل های مکانی و نتایج محاسبات مشخص شد. ناحیه های شماره 6 و 2، به ترتیب، کمترین و بیشترین احتمال آسیب پذیری در برابر زلزله را دارند. بیشترین حساسیت، به ترتیب، به وزن معیارهای فاصله از فضاهای باز و فاصله از معابر بازمی گردد که اگر مقدار آنها به میزان 5- 10× 5/2 و 5- 10× 5/3 افزایش یابد، به تغییر پاسخ فعلی منجر می شود. نتیجه گیری: زلزله یکی از مخاطرات طبیعی است که کشور ما را دائماً تهدید می کند. تعیین میزان آسیب پذیری بافت های شهری در برابر زلزله و برنامه ریزی براساس آن می تواند نقش مهمی در کاهش تلفات جانی و مالی ناشی از وقوع این پدیده داشته باشد. در این پژوهش، میزان آسیب پذیری احتمالی براَثر زمین لرزه، در بخشی از منطقه 2 شهر تبریز، بررسی شد. براساس نتایج حاصل، ناحیه شماره 2 بیشترین میزان آسیب پذیری در برابر زلزله را دارد که تقریباً در بخش میانی منطقه مورد مطالعه قرار گرفته است. این ناحیه، به لحاظ معیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه، مصالح مورد استفاده و دسترسی به فضاهای باز، آسیب پذیرترین بخش در بین نُه ناحیه بوده است. ناحیه 2 حدود 16% از کل منطقه را به خود اختصاص داده و شامل 1815 قطعه ملکی است. براساس قطعات ملکی نیز، بیشتر قطعات واقع در این ناحیه آسیب پذیری بسیار بالا یا بالا دارند. در پژوهش حاضر، علاوه بر خود وزن، مقدار تغییر مجاز آن نیز به دست آمد. درزَمینه تحلیل حساسیت، مقدار تغییر مجاز یک متغیر (در این پژوهش، وزن معیار) به تصمیم گیرندگان کمک می کند از میزان انعطاف پذیری مقادیر متغیرها آگاهی یابند.
۳۶۲۷.

واکاوی دیدگاه صاحبنظران درباره زمینه های اجتماعی هیجان و تنظیم هیجان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه: از آنجایی که عوامل محیطی و اجتماعی با سلامت روانشناختی مردم ارتباط دارند و فرهنگ ها نیز با شکل دادن به هنجارها، ارزش ها و باورهای اجتماعی می توانند افراد را به شیوه های مشخصی از تنظیم هیجان ترغیب کنند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف وارسی کیفی دیدگاه صاحبنظران در باره زمینه های اجتماعی هیجان و تنظیم هیجان انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی بود. جامعه مورد مطالعه شامل متخصصان و صاحب نظران فعال حوزه تنظیم هیجان ایران بودند، که بر اساس سوابق علمی، پژوهشی و میزان سابقه بالینی آنها در حوزه تنظیم هیجان به روش نمونه گیری هدفمند با تعداد ۱۱ نفر از آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته ها منجر به سه مقوله اصلی و شش زیرمقوله شد. مقولات اصلی در برگیرنده ی؛ 1-تعاملات اجتماعی، 2-هنجارهای اجتماعی ابراز هیجان و 3-کلیشه های جنسیتی مرتبط با تنظیم هیجان است. مقوله اصلی تعاملات اجتماعی خود شامل دو زیرمقوله ی روابط موثر اجتماعی و انتظارات و توقعات دیگران است. همچنین هنجارهای اجتماعی ابراز هیجان نیز در برگیرنده دو زیرمقوله ی تسهیل کننده های ابراز هیجان و بازدارنده های ابراز هیجان است و نهایتاً مقوله اصلی کلیشه های جنسیتی دو زیرمقوله ی تابوهای جنسینی و جدا کردن هیجانات متناسب با جنسیت را شامل می شود. بحث: نتایج بیانگر آن است که عوامل مختلف اجتماعی به شیوه های مختلف می توانند بر روی تنظیم هیجان افراد تاثیر بگذارند که گاهی این شیوه ی اثرگذاری، سازگارانه و موجب رشد فرد می شود و برخی مواقع نیز به شکل ناسازگارانه و غیر منطقی، ممکن است دشواری در تنظیم هیجان و سرکوب هیجانی را به دنبال داشته باشد. بنابراین به متخصصان حوزه سلامت پیشنهاد می شود به این مسئله توجه ویژه ای داشته باشند.
۳۶۲۸.

اثربخشی درمان هیجان مدار بر جهت گیری منفی به مشکل و الگوهای پردازش هیجان در زنان سرپرست خانوار با نشانه های بدنی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۷۹
هدف:  در نشانه های بدنی، علائم فیزیکی متمرکز مداوم، بسیار شایع و پرهزینه هستند و بار سنگینی را بر فرد و جامعه تحمیل می کنند و بیش از یک سوم بیماران مراقبت های اولیه چنین علائمی را دارند. ازآنجاکه مشاهدات بالینی این نشانه ها را با جهت گیری منفی به مشکل و الگوهای پردازش هیجان در ارتباط دانسته اند، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر جهت گیری منفی به مشکل، الگوهای پردازش هیجان در زنان سرپرست خانوار با نشانه های بدنی شهر اصفهان بود. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و روش نمونه گیری هدفمند بود. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه های نشانه های بدنی، جهت گیری منفی به مشکل و پردازش هیجانی بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از طریق SPSS23 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار موجب کاهش جهت گیری منفی به مشکل (61/0) و کاهش الگوهای پردازش هیجان (77/0) و مؤلفه های آن (سرکوبی (30/0)، تجربه هیجانی ناخوشایند (62/0)، نشانه های هیجان پردازش نشده (35/0)، اجتناب (16/0) و کنترل هیجانی (12/0)) در گروه آزمایش شده و این تغییرات از نظر آماری معنادار هستند (۰5/۰> P )؛ لذا می توان از این روش به عنوان یک روش مداخله ای و درمانی برای کاهش جهت گیری منفی به مشکل، سطح پردازش منفی الگوهای پردازش هیجان و مؤلفه های آن در زنان با نشانه های بدنی استفاده کرد.
۳۶۲۹.

مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان دچار ترومای هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان ۹ تا ۱۱ ساله دچار ترومای هیجانی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان ۹ تا ۱۱ ساله دارای سابقه ترومای هیجانی، مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 6 شهر اصفهان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این پژوهش تعداد 53 کودک با علائم ترومای هیجانی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایدهی شدند (18 کودک در گروه آزمایش اول، 18 کودک در گروه آزمایش دوم و 17 کودک در گروه کنترل). سپس والدین کودکان حاضر در گروه های آزمایش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد (باتلر، ۲۰۱۵) و فرزندپروری ذهن آگاهانه (بوگلز و رستیفو، 2014) را طی هشت هفته (8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای یک جلسه) دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس ابرازگری هیجانی کودکان (EESC؛ پنزا- کلیو و زیمن، 2002) و پرسشنامه همدلی عاطفی (EEQ؛ جولیف و فارینگتون، 2006) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی (0/001>p) و همدلی عاطفی (0/001>p) کودکان دچار ترومای هیجانی تأثیر معنادار دارد. علاوه بر این نتایج آزمون تعقیبی بون فرونی نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر ابرازگری هیجانی و همدلی عاطفی کودکان دچار ترومای هیجانی تفاوت معناداری وجود ندارد. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر تفاوت معناداری بین میزان اثربخشی دو روش وجود نداشت. بر این اساس هر دو روش به یک اندازه مؤثر بوده اند و درمانگران می توانند بر اساس ترجیح، مهارت، یا شرایط خاص هر خانواده، از یکی از آن ها یا هر دو استفاده کنند.
۳۶۳۰.

مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۱
با گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره دانشجویان، نگرانی ها درباره پیامدهای احتمالی استفاده افراطی از این شبکه ها افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی_ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 11383 نفر در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. نمونه ای به تعداد 250 نفر از بین این جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به اینستاگرام کرکابرون و گریفیث (2018)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لوی باند و لوبی باند (1995)، مقیاس چندبعدی حالت بی حوصلگی فالمن و همکاران (2013) و پرسشنامه ترس از دست دادن پرزیبلسکی و همکاران (2013) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها حاکی از برازش مطلوب داده ها با مدل بود (،x 2 /df=1/98 ،CFI=0/94 ،GFI=0/92 AGFI=0/91 ،TLI=0/95 ،IFI=0/95 ،NFI=0/96 ،RMSEA=0/06). نتایج نشان داد پریشانی روان شناختی (افسردگی، اضطراب، استرس)، بی حوصلگی و ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). همچنین، پریشانی روان شناختی بر بی حوصلگی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). و همچنین ترس از دست دادن و بی حوصلگی نقش میانجی در رابطه بین پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام داشتند (0/05>p). از منظر کاربردی، طراحی برنامه های کاهش بی حوصلگی و ترس از دست دادن همراه با مداخلات کاهش پریشانی روان شناختی می تواند به طور معناداری آسیب پذیری دانشجویان در برابر اعتیاد به شبکه های اجتماعی را کاهش دهد..
۳۶۳۱.

مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی برازش مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج بود. این پژوهش جزو پژوهش های توصیفی، از نوع همبستگی و از لحاظ شیوه اجرا بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. برای این منظور، بر اساس پیش فرض های آماری در نرم افزار G- Power، 343 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه های پایستگی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، انگیزه پیشرفت و سرزندگی تحصیلی به صورت حضوری و آنلاین توزیع شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss-26 و Amos-26 استفاده شد. نتایج نشان داد مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوب بود. اثر مستقیم انگیزه پیشرفت (001/0>p و 337/0=β)، اشتیاق تحصیلی (01/0>p و 331/0=β) و سرزندگی تحصیلی (05/0>p و 246/0=β) بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم اشتیاق تحصیلی (05/0>p و 159/0=β) بر پایستگی تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم انگیزه پیشرفت (05/0>p و 070/0=β) بر پایستگی تحصیلی با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت تقویت و بهبود اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت زمینه را برای افزایش سرزندگی تحصیلی ایجاد می کند و مجموعه اینها به بهبود پایستگی تحصیلی دانش آموزان کمک خواهد کرد.    
۳۶۳۲.

The Relationship Between Self-Compassion and Self-Efficacy with the Mediating Role of Metacognition in Middle-Aged Single Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
Middle-aged single women, as a growing demographic group, face unique psychological and social challenges. Identifying factors that influence psychological well-being and effectiveness in this population is therefore essential. The aim of the present study was to examine the relationship between self-compassion and self-efficacy, with metacognition as a mediating variable, in single women aged 40 to 65 years. This study employed a descriptive–correlational design within the framework of developmental research. Data were collected in 2025 from 225 middle-aged single women residing in Tehran using convenience sampling. The instruments included the Self-Compassion Scale, the General Self-Efficacy Scale, and the Metacognitions Questionnaire. Data analysis was conducted using structural equation modeling with SPSS version 26 and LISREL version 8. After confirming the measurement model, structural modeling was used to examine the direct and indirect relationships among the variables. The findings indicated that self-compassion was positively and significantly related to both metacognition and self-efficacy. In addition, metacognition significantly predicted self-efficacy, and its mediating role in the relationship between self-compassion and self-efficacy was confirmed ( p < 0.01). Self-compassion may contribute to enhanced resilience and a greater sense of competence—and, consequently, higher self-efficacy—by improving mindfulness as a component of metacognition. The results underscore the importance of cognitive and personality factors, particularly metacognition and self-compassion, in the design of psychological interventions to enhance self-efficacy among middle-aged single women.
۳۶۳۳.

پیشایندها و پسایندهای سرزندگی تحصیلی: مرور یک دهه پژوهش در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه: افزایش کمی و کیفی آموزش و رشد استعدادهای دانش آموزان، از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش کشورها؛ وکمک به رفع مشکلات تحصیلی آنها همواره مورد تاکید متولیان آموزش و پرورش بوده است. یکی از عواملی که به دانش آموزان در روبه رو شدن با مسائل و چالش ها کمک می کند، پایستگی تحصیلی است. هدف: هدف پژوهش حاضر، مرور مطالعات داخلی انجام شده در مورد پایستگی تحصیلی است. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع مقالات مروری نظام مند می باشد. جست وجو با استفاده از کلید واژه های پایستگی تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، شادابی تحصیلی، ممارست تحصیلی و پایستگی آموزشی در پایگاه های اطلاعات علمی داخلی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(سید)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگ ایران) و پرتال جامع علوم انسانی) در طی سال های 1393 تا 1403 انجام شد. با توجه به جست وجوی انجام شده در پایگاه های اطلاعات علمی، 53 پژوهش یافت شد که پس از حذف موارد نامرتبط و تکراری، 26 مقاله انجام شده در پیرامون پایستگی تحصیلی بررسی شد. یافته ها: مرور پژوهش های انجام شده نشان داد، ارتباط 43 متغیر با پایستگی تحصیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته بود که این متغیرها در چهار مقوله عوامل فردی (20 متغیر)، عوامل تحصیلی (19 متغیر)، عوامل خانوادگی (2 متغیر) و عوامل مربوط به مدرسه (3 متغیر) دسته بندی شدند. نتیجه گیری: مرور پژوهش های انجام شده حاکی از این است که پایستگی تحصیلی، یکی از تاثیرگذارترین متغیرها در جریان مواجهه و رویارویی دانش آموزان با چالش های تحصیلی است که می تواند پیش بینی کننده متغیرهای متعددی در زمینه آموزش و پرورش باشد همچنین خود، تحت تاثیر بسیاری از عوامل فردی و محیطی قرار دارد.
۳۶۳۴.

تجارب زیسته دانشجو معلمان از کارورزی آنلاین در دوران کرونا: فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
این پژوهش با هدف تحلیل تجربه های زیسته دانشجومعلمان از کارورزی آنلاین و شناسایی فرصت ها و چالش های این شیوه کارورزی انجام شده است. این پژوهش کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمانی بود که کارورزی خود را به صورت مجازی در دانشگاه فرهنگیان گذرانده بودند و نمونه شامل ۱۷ دانشجومعلم بود که به صورت هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته آنلاین گردآوری شد و هر مصاحبه بین ۴۵ تا ۶۰ دقیقه به طول انجامید. گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها طی سه مرحله شامل استخراج مضامین پایه، سازمان دهی مضامین و تولید مضامین فراگیر (ساختاردهی نهایی یافته ها) انجام شد. برای افزایش اعتبار و پایایی پژوهش، یافته های اولیه به مشارکت کنندگان ارائه شد، از یادداشت برداری و بازاندیشی پژوهشگر برای کنترل سوگیری استفاده گردید و کدگذاری ها توسط متخصصان تحلیل کیفی بازبینی و تأیید شد. نتایج نشان داد که کارورزی مجازی از نگاه دانشجومعلمان با فرصت هایی همچون تقویت مهارت های فناوری، کاهش هزینه های اقتصادی، و افزایش خودراهبری همراه بوده است. در مقابل، چالش هایی مانند ضعف زیرساخت های فناوری، محدودیت تعاملات حضوری، کاهش کیفیت بازخوردها و احساس انزوای روان شناختی را نیز به همراه داشته است. دانشجومعلمان بر لزوم تعاملات حضوری، بهبود زیرساخت های فناوری و ارائه حمایت های روان شناختی تأکید داشتند. یافته ها نشان می دهد ترکیب کارورزی حضوری و مجازی با تأکید بر تعاملات اجتماعی و ارتقای سامانه های فناوری می تواند کیفیت این تجربه را بهبود بخشد.
۳۶۳۵.

فرصت ها و چالش های هوش مصنوعی در آموزش عالی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۴
هوش مصنوعی طی دهه های اخیر به یکی از فناوری های تحول آفرین در عرصه های گوناگون، به ویژه آموزش عالی، تبدیل شده است. ورود ابزارهایی مانند سیستم های یادگیری تطبیقی، چت بات های هوشمند و هوش مصنوعی مولد فرصت های متعددی برای ارتقای کیفیت آموزش، شخصی سازی یادگیری، کاهش بار کاری استادان و افزایش تعامل و انگیزش دانشجویان فراهم آورده است. این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و بر اساس چارچوب اوکولی و شابرام (Okoli & Schabram, 2010)  به بررسی ۲۴ مقاله منتخب از پایگاه های معتبر علمی پرداخته تا تصویری جامع از فرصت ها و چالش های هوش مصنوعی در آموزش عالی ارائه دهد. نتایج نشان می دهد که استفاده از ChatGPT   و فناوری های مشابه موجب بهبود معنادار در عملکرد تحصیلی، ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و خلاقانه، افزایش رضایت و کاهش استرس دانشجویان شده است. همچنین، این ابزارها نقش مهمی در فراهم کردن آموزش شخصی سازی شده و دسترسی برابر به منابع یادگیری دارند. از سوی دیگر، پژوهش ها بیانگر ظرفیت هوش مصنوعی در تسهیل وظایف آموزشی و اداری استادان بوده و آن را به عاملی مؤثر در تحول ساختارهای سنتی آموزش بدل کرده اند. با این حال، چالش هایی همچون نگرانی های اخلاقی، حفظ حریم خصوصی داده ها، خطر وابستگی بیش از حد دانشجویان به فناوری، کاهش یادگیری مستقل و کمبود زیرساخت ها و مهارت های لازم در میان استادان، موانعی جدی در مسیر بهره برداری مؤثر از این فناوری به شمار می روند. مرور مطالعات همچنین نشان می دهد که بیشتر تحقیقات در بستر کشورهای توسعه یافته انجام شده و جنبه های مدیریتی، فرهنگی و انسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، نتایج این پژوهش بر ضرورت انجام مطالعات جامع تر و بومی سازی کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی تأکید می کند. به طور کلی، یافته ها حاکی از آن است که بهره گیری هوشمندانه و مسئولانه از هوش مصنوعی می تواند نقش بسزایی در ارتقای کیفیت یادگیری و آموزش دانشگاهی ایفا کند و مسیر تحول نظام های آموزشی مدرن را هموار سازد.
۳۶۳۶.

سوگیری الگوریتمی و عدالت آموزشی در عصر هوش مصنوعی، پیامدهای اجتماعی و راهکارهای سیاستی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۸
با گسترش کاربرد هوش مصنوعی و به ویژه مدل های زبانی بزرگ در آموزش، این پرسش مطرح می شود که این فناوری ها چگونه می توانند عدالت آموزشی را تقویت یا تضعیف کنند. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد سوگیری الگوریتمی در نظام های آموزشی و استخراج پیامدهای اجتماعی و راهکارهای سیاستی متناسب با بافت ایران است. پژوهش حاضر کیفی و از نوع تحلیل اسنادی تحلیلی است و با استفاده از تحلیل محتوای نظام مند گزارش های رسمی، مقالات علمی و مطالعات موردی بین المللی، براساس چک لیست مفهومی عدالت آموزشی، انجام شده است. چارچوب نظری مطالعه بر نظریه عدالت به مثابه انصافِ جان راولز و رویکرد قابلیت های آمارتیا سن استوار است. یافته ها نشان می دهد سوگیری در چهار سطح تعریف مسئله، داده، مدل سازی و تفسیر/ پیاده سازی می تواند نابرابری های آموزشی را بازتولید کند و در بافت متنوع و دارای شکاف دیجیتال ایران این نابرابری ها را تعمیق بخشد. بر این اساس، شش محور سیاستی شامل طراحی عدالت محور الگوریتم ها، پایش تنوع داده ها، آموزش اخلاق الگوریتمی به ذی نفعان، شفافیت و پاسخ گویی، توسعه مدل های بومی و کاهش شکاف دیجیتال پیشنهاد می شود. نوآوری مقاله در پیوند دادن نظریه های عدالت با ادبیات سوگیری الگوریتمی و بسط چارچوبی بومی برای سیاست گذاری عدالت آموزشی در عصر هوش مصنوعی در ایران است.
۳۶۳۷.

فرایند روانشناختی بروز بی وفایی عاطفی در زنان میانسال؛ یک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۵
  مقدمه: بی وفایی عاطفی یکی از مسائل پیچیده در روابط زناشویی است که سلامت روان و رضایت زوجین را تحت تأثیر قرار می دهد. این پدیده در زنان میانسال به دلیل تغییرات روان شناختی و اجتماعی میان سالی اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرایندهای روان شناختی بی وفایی عاطفی و ارائه یک مدل نظری مبتنی بر داده های واقعی انجام شد. روش: داده ها در سال ۱۴۰۳ و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج زن میانسال (۳۵ تا ۵۵ ساله) که طی سه سال اخیر تجربه بی وفایی عاطفی افشا شده داشتند، جمع آوری شد. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و داده ها در دو کلینیک روان شناسی معتبر در تهران گردآوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و در نهایت یک مدل پارادایمی متمرکز بر فرایند روان شناختی مرکزی بی وفایی عاطفی استخراج شد. یافته ها: نتایج نشان داد، کاهش صمیمیت عاطفی، احساس تنهایی، نارضایتی زناشویی و جستجوی حمایت عاطفی از مهم ترین عوامل زمینه ساز بی وفایی هستند. پس از ورود به این روابط، پنهان کاری، توجیه رفتار و اضطراب ناشی از افشای رابطه، به عنوان راهبردهای کلیدی برای مدیریت تعارضات به کار گرفته می شوند. افشای بی وفایی پیامدهایی همچون احساس گناه، کاهش عزت نفس، شرم اجتماعی و فروپاشی زندگی زناشویی دارد. نتیجه گیری: یافته ها می توانند به درک بهتر علل، فرایندها و پیامدهای بی وفایی عاطفی کمک کنند و برای مشاوران و روان شناسان کاربردی باشند. پیشنهاد می شود با آموزش مهارت های ارتباطی و هیجانی، گسترش مشاوره های تخصصی و تقویت حمایت های اجتماعی، زمینه کاهش بی وفایی عاطفی در دوران میانسالی فراهم شود.
۳۶۳۸.

واکاوی فرزند پروری چند فرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی: مطالعه کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه: خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعى و یکى از واحدهاى مهم و تعیین کننده سرنوشت افراد هر جامعه است. والدین براى مراقبت مؤثّر از کودکان نیازمند دانش خاص، نگرش ها و مهارت های فردى هستند که از طریق آموزش فرزندپرورى حاصل می شود. فرهنگ به عنوان مجموعه منحصربه فرد باورها و رفتارهای متعلق به یک گروه قومی، نحوه مراقبت والدین از فرزندان را شکل می دهد. مقالات نظام مند در زمینه شناسایی مؤلفه های فرزندپروری با رویکرد کیفی از منظر والدین کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بنابراین واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در اقوام ایرانی ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی بر اساس نظریه داده بنیاد بود. روش: پژهش حاضر کیفی و از نوع اکتشافی بود که بر اساس نظریه داده بنیاد و به روش (1990)Strauss & Corbin  انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های اقوام ایرانی بود. نمونه پژوهش، 28 والد از چهار قوم ایرانی (لر، کرد، ترک، گیلک؛ از هر قوم 7 نفر) را در بر می گرفت، که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران طراحی شده بود، استفاده شد. هر مصاحبه بین 60 تا90 دقیقه به طول انجامید. در مرحله تحلیل داده ها از نرم افزار Atlas.ti نسخه 9 بهره گرفته شد. یافته ها: فرآیند کدگذاری به شناسایی چهار طبقه شامل علل والدمحور، علل فرزندمحور، زمینه های والدمحور و زمینه های فرزندمحور، در قالب 20 مقوله و 247 مفهوم منجر شد. برای اعتبارسنجی یافته ها و اطمینان از باورپذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری سؤالات مصاحبه و پاسخ مشارکت کنندگان از تکنیک های مانند کنترل اعضاء، کسب اطلاعات موازی و خودبازبینی پژوهشگران استفاده شد. نتیجه گیری: فرزندپروری مؤثر در عصر حاضر مستلزم آگاهی از شرایط علّی و زمینه ای تسهیل کننده بر آن است. این یافته ها کاربردهای نظری، جهت تدوین و اعتباریابی بسته فرزندپروری متناسب با نتایج پژوهش حاضر و کاربردی عملی، جهت ارائه راهبردهای مشاوره ای به منظور ارتقاء مهارت های والدینی در دنیای امروز دارند.
۳۶۳۹.

شکل گیری هویت حرفه ای دانشجو معلمان در برنامه درسی تربیت معلم پیش از خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه و هدف: هویت حرفه ای دانشجو معلمان، مفهومی پویا و چندبعدی است که نقش مهمی در کیفیت آموزش و نگرش های تدریسی ایفا می کند. پژوهش حاضر باهدف مرور نظام مند و مقایسه مطالعات داخلی و بین المللی در زمینه فرایند شکل گیری هویت حرفه ای دانشجو معلمان، عوامل مؤثر، چالش ها، فرصت ها و شکاف های پژوهشی انجام شده است. روش ها: با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، جست وجوی نظام مند در پایگاه های داخلی و بین المللی انجام گرفت. فرایند انتخاب بر اساس چارچوب PRISMA شامل چهار مرحله شناسایی، غربالگری، بررسی صلاحیت و ورود نهایی بود. معیارهای ورود شامل تمرکز بر هویت حرفه ای دانشجو معلمان، بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ برای مطالعات داخلی و ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ برای منابع بین المللی، و کیفیت مناسب روش شناسی بود. در مجموع، ۶۷ مقاله (۱۵ داخلی و ۵۲ بین المللی) تحلیل شدند. تحلیل داده ها با روش محتوای قیاسی–استقرایی و ارزیابی کیفیت با ابزارهای CASP و MMAT انجام شد. یافته ها: مطالعات بین المللی بیشتر بر هیجان، عاملیت و خودکارآمدی فردی تمرکز دارند، درحالی که مطالعات داخلی بر ساختارهای رسمی، ارزش های فرهنگی و دینی تأکید دارند. نقش کارورزی، تعاملات اجتماعی و ابعاد شناختی–هیجانی در هر دو حوزه مهم تلقی شده است. شکاف میان آموزش نظری و عمل، نگرش منفی به حرفه، و نبود انسجام نظری، چالش های مشترک محسوب می شوند. نتیجه گیری: تقویت هویت حرفه ای دانشجو معلمان نیازمند تلفیق تجربه عملی، حمایت اجتماعی و توجه به زمینه های بومی–جهانی است. پژوهش های آینده باید به مطالعات طولی، مداخلات نوآورانه و عوامل کلان اجتماعی–سیاسی توجه بیشتری داشته باشند.
۳۶۴۰.

الگوی یکپارچه منتورینگ الکترونیکی: پیوند مهارت های انسانی و فناوری برای یادگیری تحول آفرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۰
پیشینه و اهداف: منتورینگ الکترونیکی به عنوان رویکردی نوین در توسعه حرفه ای و یادگیری سازمانی، با تلفیق فناوری و تعاملات انسانی، نقش مهمی در بهبود فرایندهای آموزشی ایفا می کند. با وجود گسترش پژوهش ها در این حوزه، ادبیات موجود با پراکندگی مفهومی مواجه است و الگوی یکپارچه ای برای تبیین عوامل مؤثر بر منتورینگ الکترونیکی در مؤسسه های آموزش عالی ارائه نشده است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین یک الگوی پارادایمی منتورینگ الکترونیکی با تأکید بر پیوند مهارت های انسانی و فناوری در راستای تحقق یادگیری تحول آفرین است. روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است و با رویکرد فراترکیب انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مطالعات مرتبط منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ بود. پس از جست وجوی نظام مند منابع و اعمال معیارهای ورود و خروج، ۱۲ مطالعه به عنوان نمونه نهایی انتخاب شد. تحلیل داده ها بر اساس مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از الگوی اشتراوس و کوربین انجام گرفت. به منظور افزایش اعتبار یافته ها، از راهبرد بازبینی همتایان و تحلیل مجدد کدها استفاده شد که ضریب توافق بین کدگذاری ها 7/86 درصد به دست آمد. یافته ها: در مجموع، ۶۰ کد اولیه و ۷ مقوله اصلی، شناسایی شد. نتایج نشان داد منتورینگ الکترونیکی، تحت تأثیر عواملی همچون زیرساخت های فنی، برنامه ریزی و مدیریت، روابط انسانی، توانمندسازی مهارتی، مدل های ارتباطی، ابزارهای فناوری و نظام ارزیابی قرار دارد. این عوامل در قالب یک مدل پارادایمی شامل شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها، سازمان دهی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد موفقیت منتورینگ الکترونیکی در آموزش عالی، مستلزم توجه هم زمان به ابعاد فناورانه و انسانی، مدیریت اثربخش و نظام ارزیابی مستمر است. الگوی پیشنهادی می تواند مبنایی برای سیاست گذاری، برنامه ریزی و طراحی نظام های منتورینگ در مؤسسه های آموزش عالی فراهم آورد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان