مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵۶٬۰۰۱ تا ۲۵۶٬۰۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
نقش نظام ثبت اختراع در حمایت از محیط زیست با تأکید بر کنوانسیون تنوع زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه صنعتی و بهکارگیری طیف گستردهای از فنآوریهای نوین یکی از عوامل مؤثر درت
افزایش سرمایهگذاری، رشد اقتصادی و ارتقای سطح رفاه جامعه هستند . باوجوداین، مطابق با
تحقیقات انجام شده و شواهد تجربی موجود تأثیرات زیستمحیطی نامطلوبی را همچون تغییرات
آب و هوایی و گرم شدن کرة زمین به همراه داشتهاند. در این میان نظام ثبت اختراع بهعنوان ابزار
حقوقی تشویق و حمایت از ابداعات و پیشرفت های صنعتی نقش انکارناپذیری در میزان این
تأثیرات زیستمحیطی دارد. آلودگیهای زیستی عمدتاً ناشی از فعالیتهای صنعتی و بهکارگیری
فنآوریهایی است که قبلاً یا در حال حاضر تحت حمایت قوانین ثبت اختراع هستند. با توجه به
تأکید کنوانسیون تنوع زیستی بر لزوم حفاظت از محیط زیست در کنار توسعه پایدار، مقاله پیشِ
رو تلاش میکند، با تحلیل مکاتب موجود در حمایت از اختراعات، نارساییهای حقوقی موجود
در قوانین ثبت اختراع را در خصوص حمایت از محیط زیست تبیین کند و در ادامه ضمن اشاره به
آرای محاکم بینالمللی راهکارهایی را برای کاهش چالش های زیستمحیطی از طریق
پیشنهادهایی برای اصلاح نظام ثبت اختراع ارائه دهد
مسئله شناسی روایت ذبح فرزند ابراهیم علیه السلام در ادیان ابراهیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابراهیم به عنوان نیای مشترک ادیان ابراهیمی، از جایگاهی ویژه در سنت دینی یهودیت، مسیحیت و اسلام برخوردار است. درحالیکه به باور برخی اندیشمندان معاصر، اختلاف این سه دین در مورد ابراهیم، از نقاط اشتراک آنها بیشتر است. مروری بر ادبیات تفسیری و مجادله ای پیرامون روایت ابراهیم در قرآن و کتاب مقدس، به ویژه تا پیش از شورای دوم واتیکان و عطف نظر کلیسای کاتولیک به اصل گفت وگو و تعامل ادیان، شاهدی بر این مسئله است. در این میان، ماجرای ذبح پسر ابراهیم علیه السلام ، از محوری ترین مسائل اختلافی است که در ادیان ابراهیمی تفاسیر متفاوتی از آن ارائه شده و در هر سنت دینی نقطه ثقل متمایزی یافته است. این مقاله درصدد است تا با بازخوانی برداشت های مختلفی که با تکیه بر روایت قرآن و عهدین از این واقعه صورت گرفته است، جان مایه اصلی روایت ذبح فرزند ابراهیم در ادیان ابراهیمی را مورد واکاوی قرار داده و این موضوع را در سه سنت دینی اسلام، مسیحیت و یهودیت در روایت ماجرایی واحد (ذبح پسر ابراهیم) بازنمایی کند.
اثبات وجود امام عصر(عج) و احادیث امامت دو برادر (استدلال ها و شبهه ها)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بحث از امامت به ویژه امامت امام زمان(عج) یکی از مباحث مهم و اساسی در مذهب شیعه است، به گونه ای که آن چه شیعه را از دیگر مذاهب اسلامی متمایز می سازد، همان اعتقاد به تولد و وجود امام زمان(عج) است. یکی از مسئولیت های خطیر شیعیان، دفاع از این اعتقاد پایه ای است و یکی از راه های دفاع از این اعتقاد، تمسّک جستن به روایاتی است که امامت اخوین را بعد از امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) جایز نمی داند.
از دیرباز، افرادی بوده اند که همواره با شبهه های بی اساس، وجود و تولد این آفتاب عالم تاب را زیر سؤال برده اند. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی می کوشد ضمن اثبات وجود امام زمان(عج) با استناد به روایات عدم جواز امامت اخوین بعد از امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)، به برخی شبهه هایی پاسخ دهد که احمد الکاتب در کتاب الإمام المهدی حقیقة تاریخیة أم فرضیة فلسفیة (2007 میلادی) در انکار وجود امام زمان(عج) مطرح کرده است.
بنا بر ادعای کاتب، روایات مربوط به عدم جواز امامت اخوین، خبر واحدند که شیخ طوسی آن را دویست سال بعد از شهادت امام عسکری(ع) مطرح کرده است و نمی تواند راهی برای اثبات وجود امام زمان(عج) باشد. بر اساس این تحقیق، علمای شیعه از زمان سعدبن عبدالله اشعری قمی که تقریبا معاصر با امام عسکری(ع) است، برای اثبات امامت امام زمان(ع) به این احادیث استدلال کرده اند. این احادیث نیز خبر واحد نیستند و آنچه کاتب در مورد دلیل امامت عبدالله افطح بیان می کند، درست نیست.
مکان ها، نام ها و هویت مکانی: مطالعه موردی شهر تهران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نام مکان، نقش قطعی در هویت بخشی به مکان و افراد ساکن در آن ایفا می کند. معنابخشی به فضا از طریق سازوکارهای متعددی انجام می شود که نام گذاری، تنها یکی از آنهاست. مرز میان نام ها، به مرز میان مکان ها تبدیل می شود؛ در واقع، این نخستین گام برای هویت یابی مکان است که در معنابخشی به زندگی و تعاملات اجتماعی، نقش به سزایی ایفا می نماید. این مقاله، شهر تهران را از منظر نام گذاری، نام مکان ها، مضامین آنها در دوره های قبل و بعد از انقلاب با توجه به تغییرات هویتی صورت گرفته در این دوران، مورد بررسی قرار داده و تلاش شده به نقاط مهم و برجسته این بحث بپردازد. این پژوهش با روش توصیف غنی و با بهره گیری از تکنیک های طبقه بندی و آماره های توصیفی نام محله ها و شهرک های تهران که حدود 500 مورد بوده، گردآوری و مورد تحلیل قرار داده است. نتایج حاکی از آن است که نام های برگرفته از اسامی انسانی ، که دلالت بر تقدس رهبر، قهرمان، فرمانروا، حاکم داشته و نام های که مرکب از واژه «آباد» که می تواند دلالت بر سابقه زندگی روستایی در این مناطق داشته باشد، دارای بیشترین فراوانی هستند. سیاست قدرت حاکم در نام گذاری اماکن در هر دوره و ضرورت توجه مدیریت و برنامه ریزی شهری به دوگانگی زیستی – کالبدی، با توجه به تغییرات پرشتاب تحولات فضای شهری در سال های اخیر از جمله یافته های این پژوهش می باشد.
اولویت بندی عوامل موثر بر امنیت اطلاعات الکترونیکی سلامت در مراکز درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استفاده از فناوری های جدید نگرانی های زیادی در مورد حفظ حریم شخصی و تامین امنیت اطلاعات سلامت به وجود آورده است.. با توجه به اینکه کارکنان مراکز درمانی ،کاربران اصلی سیستم اطلاعات بیمارستان هستند که هدف آن بهبود کیفیت ارائه مراقبت می باشد، از این رو هدف از این مطالعه شناسایی دیدگاه کارکنان نسبت به امنیت اطلاعات الکترونیکی سلامت بود.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 400 نفر از کارکنان شاغل در مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی سمنان در سال 91-92 خورشیدی انجام شد.داده ها بوسیله یک پرسشنامه پژوهشگرساخته که روایی آن براساس تایید صاحب نظران و پایایی آن بر اساس آزمون و بازآزمون تایید شده بود، جمع آوری و بوسیله آزمون های آمارهای توصیفی تجزیه وتحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد 7/5 درصد کارکنان نقش کاربران سیستم های اطلاعاتی، 3/38 درصد درک اهمیت امنیت اطلاعات، 33 درصد آموزش ضمن خدمت و 5/47 درصد وجود زیر ساخت مناسب را از مهمترین عوامل امنیت اطلاعات سلامت انتخاب کردند.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد کارکنان رعایت عوامل سازمانی ، رفتاری و غیره را مهمترین اولویت های امنیت اطلاعات سلامت در نظر داشتند. به نظر می رسد جهت افزایش ضریب امنیت اطلاعات الکترونیکی سلامت در مراکز درمانی ایجاد سیاست های کنترلی، برگزاری دوره های آگاه سازی، سرمایه گذاری در موارد فنی و ایجاد زیرساخت مناسب برای بهبود امنیت اطلاعات سلامت ضروری باشد .
میزان آمادگی بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان جهت استقرار سیستم پشتیبان تصمیم گیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این مقاله نخست مبنای نظری و اهمیت بکارگیری سیستم های پشتیبان تصمیم گیری مرور شده است. سپس میزان آمادگی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی کرمان برای استقرار سیستم پشتیبان تصمیم گیری بر اساس نظرسنجی از مدیران ارشد و میانی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی کرمان تعیین شده است.
روش بررسی: پژوهش تحلیلی حاضر، به روش مقطعی در سال 1391 خورشیدی و در استان کرمان انجام گرفت. جامعه آماری 44 نفر از مدیران ارشد و میانی بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان بوده است. به علت محدود بودن جامعه از روش سرشماری استفاده شد. ابزار سنجش، پرسشنامه استاندارد دانشگاه کالیفرنیا در زمینه «ارزیابی آمادگی سازمانی» بود و به وسیله آن وجود پیش نیازهای اجرای سیستم پشتیبان تصمیم گیری در بیمارستان ها سنجیده شد. روایی پرسش نامه با استفاده از روش صوری و روش محتوایی مورد تایید قرار گرفت. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. داده ها در نرم افزار Excel وارد و در مرحله بعد با استفاده از نرم افزار SPSSو جداول توافقی درسطح آمار توصیفی تحلیل شد.
یافته ها: اختلاف معنی دار از نظر آماری، بین میزان آمادگی بیمارستانها وجود ندارد. 4/15درصداز نمونه میزان آمادگی بیمارستانشان برای توسعه سیستم پشتیبان تصمیم گیری را در حد ضعیف اعلام کردند، در حالی که 3/42درصد میزان آمادگی را متوسط و فقط 3/42درصدآمادگی بیمارستان خود را خوب دانسته اند.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت توسعه این سیستم در بیمارستان های آموزشی وفقدان آمادگی کامل توصیه میگردد برای بهبود تصمیمات، علاوه بر فرهنگ سازی جهت جایگزینی تصمیم گیری با استفاده از فن آوری های نوین بجای تصمیم گیری های سنتی؛ آموزش هایی جهت رفع کمبودهای مهارتی لازم به مدیران داده شود.
تأثیر گرایش ها آسیب زای عاطفی با جنس مخالف در پسران بر عملکرد تحصیلی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر گرایش ها آسیب زای عاطفی دانش آموزان پسر (پایه ی اول دبیرستان) با جنس مخالف برافت تحصیلی آن ها هست. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ی اول دبیرستان های پسر شهر مرند در سال 93- 1392 است که از این جامعه آماری تعداد 60 نفر (30 نفر بدون گرایش عاطفی و 30 نفر دارای گرایش عاطفی) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در پژوهش شرکت داده شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع علّی- مقایسه ای (پس رویدادی) هست. ابزار جمع آوری داده ها شامل؛ معدل (پیشرفت تحصیلی) دانش آموزان در دروس ریاضی، زبان انگلیسی و علوم زیستی و بهداشت و پرونده های مشاوره ای بوده است که از طریق دفتر مشاوره تهیه شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از روش های آمار توصیفی (درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی t مستقل جهت مقایسه گروه ها استفاده شده است. نتایج حاصله از تحقیق نشان داد؛ میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای گرایش عاطفی (1/27) کمتر از میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی (7/54) دانش آموزانی است که دارای گرایش عاطفی به جنس مخالف ندارند. درعین حال هرچقدر گرایش ها آسیب زای عاطفی دانش آموزان پسر (پایه ی اول دبیرستان) با جنس مخالف بیشتر بوده بر افت تحصیلی آن ها (در دروس ریاضی، علوم زیستی و بهداشت و زبان انگلیسی) افزوده شده است.
مقایسه ویژگی های شخصیتی و بهزیستی مادران با و بدون فرزند آسیب دیده شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: والدین و به ویژه مادران دارای فرزند با نیازهای ویژه به سبب داشتن چنین فرزندی می توانند در معرض مخاطراتی قرار گیرند که بررسی آن ها می تواند در پیشبرد اهداف آموزشی و توان بخشی بسیار مهم باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شخصیتی و بهزیستی مادران با و بدون فرزند آسیب دیده شنوایی بود.
روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل همه مادران دارای فرزند آسیب دیده شنوایی در حال تحصیل در مدارس ویژه افراد دارای آسیب شنوایی در شهر کرج بود که تعداد 57 مادر دارای فرزند آسیب دیده شنوایی و با رعایت همتاسازی با گروه نخست تعداد 57 مادر بدون فرزند آسیب دیده شنوایی به عنوان نمونه انتخاب شده و به تکمیل پرسش نامه 5 عاملی شخصیت نئو و بهزیستی کی یز پرداختند.
یافته ها: داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی و بهزیستی مادران 2 گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>) اما بین متغیرهای ویژگی های شخصیتی و بهزیستی رابطه معناداری وجود دارد (01/0p<).
نتیجه گیری: برای افزایش سطح بهداشت روانی مادران دارای فرزند آسیب دیده شنوایی ارایه راهکارهایی از سویی مشاوران و برگزاری کارگاه های آموزشی می تواند سودمند باشد.
تخیل تهران: مطالعة «منظر ذهنی شهر» در سینمای دهة چهل و پنجاه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعة این امر که سینمای ایران در دهة چهل و پنجاه خورشیدی به چه تخیلی در باب تهران دامن زده است از اهداف اصلی نگارش این مقاله به شمار می رود. این مطالعه از خلال تفسیر چهار فیلم که از تأثیرگذارترین فیلم های دو دهة مورد نظر در دو سر طیف عامه پسند (گنج قارون: سیامک یاسمی)، (خاطرخواه: امیر شروان) و نخبه گرا (خشت و آیینه: ابراهیم گلستان)، (رگبار: بهرام بیضایی) قرار می گیرند به انجام رسیده است. نتایج این تحلیل بیانگر این نکته است که هرچند سینمای عامه پسند و نخبه گرا در ظاهری متفاوت شهر را به تصویر کشیده اند، تحلیل این آثار نشان می دهد که هر دوی این فیلم ها که هرکدام یک جریان فکری غالب در زمانة خود را نمایندگی می کرده اند، نگاهی منفی به شهر داشته اند و تناقضات موجود در بطن آن را در وضعیتی حاد به نمایش می گذارند.
تأثیر پادکست بر یادگیری مشارکتی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف اصلی تأثیر استفاده از پادکست به عنوان ابزاری برای یادگیری مشارکتی انجام گرفت که به طور ویژه تأثیر این ابزار بر مؤلفه های یادگیری مشارکتی شامل؛ همبستگی متقابل مثبت، مسؤولیت پذیری فردی، پردازش گروهی، مهارت های اجتماعی و تعامل، مورد توجه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی است که با روش تک آزمودنی گروهی بررسی گردید و از نظر هدف، از نوع کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی بود. نمونه آماری، شامل 35 نفر از دانشجویان ترم دوم کارشناسی رشته مدیریت آموزشی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی این دانشگاه بود که واحد مقدمات تکنولوژی آموزشی را انتخاب کرده بودند. این افراد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسش نامه یادگیری مشارکتی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن نیز تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (شامل محاسبه میانگین، انحراف استاندارد و خطای انحراف میانگین) و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای) انجام شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که به کارگیری پادکست به عنوان ابزاری نوین در فرآیند آموزش، بر مؤلفه های همبستگی متقابل مثبت، مسؤولیت پذیری فردی، پردازش گروهی، مهارت های اجتماعی و تعامل در فرآیند یادگیری مشارکتی در میان دانشجویان مؤثر است.
مقایسه ی تأثیر روش آموزش بایبی و گانیه بر انگیزش و یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه ی تأثیر روش آموزش مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی بایبی و الگوی طراحی آموزشی گانیه بر انگیزش و یادگیری دانش آموزان سال اول دبیرستان در درس علوم بود. تحقیق حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه است. جامعه ی مورد مطالعه ی این پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر پایه ی اول دبیرستان شهر شیراز که در سال تحصیلی93-92 مشغول به تحصیل بوده اند، تشکیل می دهد. حجم نمونه در این پژوهش 54 نفر از دانش آموزان دختر پایه ی اول دبیرستان بودند که نمونه گیری به دلیل محدودیت اجرا به صورت نمونه گیری در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ی انگیزش پیشرفت هرمنس و آزمون یادگیری محقق ساخته بود و به منظور محاسبه ی پایایی پرسشنامه ی انگیزش پیشرفت، از آلفای کرونباخ استفاده شد، و میزان پایایی آن 87/. بدست آمد و به منظور محاسبه ی پایایی آزمون یادگیری از کودرریچاردسون20 استفاده شد و میزان پایایی آزمون یادگیری 73/. به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده از آزمون آماری کوواریانس استفاده شد و این نتایج حاصل شد که روش مبتنی بر الگوی گانیه و بایبی تفاوتی در میزان تأثیر بر میزان انگیزش ندارند، اما مشخص شد که بین روش های آموزشی گانیه و بایبی از نظر میزان یادگیری تفاوت معنا داری وجود دارد و روش مبتنی بر الگوی گانیه بر یادگیری دانش آموزان اثربخش تر است.
نقش رسانه در تولید معنا؛ تحلیل تطبیقی داستان و فیلم داش آکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات تطبیقی اقتباس، شاخه ای از ادبیات تطبیقی است که به مناسبات بین دو رسانه نظر دارد. عمده ترین تحقیقات در این زمینه، بررسی و نقد فیلم های اقتباسی است. در نقد سنتی اقتباس، میزان وفاداری فیلم به موضوع داستان کتاب معیار اصلی قضاوت است اما در مطالعات اقتباسی نوین، خلاقیت کارگردان اقتباس کننده در خوانش متن ادبی و انتخاب معادل های سینمایی، تعیین کننده موفقیت فرایند اقتباس بینارسانه ای است. تأکید پژوهش حاضر بر این است که حتی در اقتباس های به ظاهر وفادار، بیان سینمایی ممکن است معنای دیگری به موضوع داستانی مکتوب بدهد و باید نقش رسانه را در تولید معنا در نظر گرفت. این موضوع در مورد مطالعاتی «مقایسه تطبیقی داستان و فیلم داش آکل» قابل طرح است. تحقیقاتی که درباره «داش آکل» صادق هدایت و داش آکل مسعود کیمیایی به نقد و بررسی پرداخته اند کمتر به شیوه معناسازی یا خلق درون مایه با عناصر روایی سبکی منحصر به رسانه سینما توجه کرده اند. به همین دلیل حتی اگر یافته های قبلی نکات درستی را طرح کرده باشند این یافته ها در مجموعه منسجمی از یک نوع مطالعه تطبیقی جای نمی گیرند و تفاوت معناسازی بین متن ادبی و متن سینما را در کلیت دو متن نشان نمی دهند.
تطبیق آثار ادبی جزایر بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این فصل باسنت به بررسی ادبیات تطبیقی در جزایر بریتانیا می پردازد. او معتقد است برای تطبیق آثار ادبی جزایر بریتانیا نه تنها باید به ماهیت الفاظ، الفاظی چون بریتانیا و جزایر بریتانیا توجه شود بلکه باید به زبان ها و گویش ها و ارتباط آنها با هویت نیز توجه شود. تاریخ در این میان اهمیت ویژه ای دارد. اقلیم گرایی و اقلیم گریزی از مفاهیمی است که نباید آنها را از نظر دور داشت، ضمن اینکه باید به مفاهیم جدید، مفاهیمی همچون پژوهش های فرهنگی، انتقال فرهنگ، تجربیات مشترک و جز اینها هم توجه شود.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیر بازخورد اصلاحی بر صحت دستوری نوشتار بازخورد دهندگان و دریافت کنندگان بازخورد اصلاحی (The Effect of Corrective Feedback on the Writing Accuracy of Feedback Givers and Receivers)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعات پیشین نشان می دهد که بازخورد اصلاحی در عملکرد زبان آموزان تأثیر مثبتی دارد. پژوهش شبه-آزمایشی حاضر بر آن است تاثیر بازخورد اصلاحی بر نوشتار خود باز خورد دهندگان و دریافت کنندگان بازخورد اصلاحی را بسنجد. برای نیل به این هدف، 45 زبان آموز در 3 کلاس نگارش بازخورد دهندگان، دریافت کنندگان بازخورد و گروه گواه گمارده شدند. گروه اول آزمایشی، بر کاربرد ناصحیح حروف تعریف a/an، the و همچنین زمان گذشته در نوشته های دریافت کنندگان، بازخورد اصلاحی دادند. گروه دوم، باز خوردها را مرور کردند و در نوشته های بعدی خود بکار گرفتند و گروه سوم هیچ بازخورد اصلاحی ندادند و دریافت نکردند. پس از 4 هفته، پس آزمون بلافصل و 2 هفته بعد از آن پس آزمون تاخیری اجرا گردید. تحلیل داده های حاصل از پس آزمون های بلافصل و تاخیری حاکی از آن بود که گروه باز خورد دهندگان عملکرد بهتری نسبت به گروه دریافت کنندگان بازخورد اصلاحی داشتند. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد هر دو گروه آزمایشی در استفاده از ساختارهای مورد هدف به صورت معنی داری بهتر از گروه گواه بود
آشکارسازی تغییرات مناطق شهری مبتنی بر شبکه های عصبی، ویژگی های مکانی و الگوریتم ژنتیک با استفاده از تصاویر ماهواره ای بزرگ مقیاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آشکارسازی تغییرات پوشش اراضی برای پایش رشد شهرها و برنامه ریزی مسئولانه در مورد آنها امری ضروری است. سنجش از دور فناوری قدرتمندی است که می توان از آن در آشکار سازی تغییرات اراضی استفاده کرد. یکی از چالش های موجود در این زمینه توسعة روش های کارآمد به منظور آشکار سازی تغییرات با سطح خودکارسازی بالاست که بتواند اطلاعاتی صحیحی در مورد موقعیت جغرافیایی و ماهیت این تغییرات ارائه کند. در پژوهش حاضر با استفاده از دو تصویر GeoEye منطقة 17 شهر تهران مربوط به سال های 2004 و 2010 از ویژگی های مکانی متن تصویر، شبکه های عصبی و الگوریتم ژنتیک برای آشکار سازی تغییرات استفاده شد. شش حالت مختلف، هریک با دو رویکرد طبقه بندی مستقیم چندزمانی و مقایسة پس از طبقه بندی، از دیدگاه صحت آشکارسازی و زمان اجرای الگوریتم مورد مقایسه قرار گرفتند. بررسی های انجام شده نشان دادند که رویکرد طبقه بندی مستقیم چندزمانی در هر شش حالت نتایج بهتری ارائه کرده است. همچنین در بین شش حالت بررسی شده، عملکرد حالت ششم (روش پیشنهادی این تحقیق) از نظر صحت طبقه بندی بهتر است. در حالت ششم پس از انتخاب بهینة ویژگی ها، طبقه بندی مبتنی بر شبکه های عصبی با تعیین معماری شبکه و با چندین بار اجرا صورت می گیرد. هرچند زمان اجرای این روش درمقایسه با دیگر حالت های بررسی شده بیشتر است، اما درصورتی که صحت طبقه بندی به زمان ارجحیت داشته باشد این روش کاملاً توصیه می شود
برداری سازی محور مرکزی راه در تصاویر بزرگ مقیاس با آنالیز چند معیاره توسط اپراتورهای میانگین گیر وزن دار ترتیبی در مدل گراف شبکه راه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه روشی متداول در ایجاد پایگاه داده راه ها، استخراج آن ها از تصاویر رقومی هوایی و ماهواره ای است. با توجه به حجم بسیار دادههای شبکه راه و نیاز به بهنگام کردن آن ها با کمترین زمان و هزینه محاسباتی، اتوماسیون فرایند استخراج اطلاعات راه در حال تبدیل به یکی از ملزومات عصر جدید است. در تحقیق حاضر که بیشتر بر مرحله برداری سازی راه تأکید دارد، سیستمی هوشمند برای برداری سازی اتوماتیک نتایج کشف راه، با کمترین میزان دخالت عامل انسانی، طراحی شده است. سیستم طراحی شده دارای دو مرحله اساسی تعیین نقاط کلیدی راه و برقراری اتصال بین آن ها است. نخست، با استفاده از تکنیک خوشه بندی بر مبنای الگوریتم انبوه ذرات نقاط اصلی نمایانگر محور مرکزی راه تعیین می شوند. سپس، با در نظر گرفتن مدل گراف وزن دار برای شبکه راه های تصویر، تعیین معیارهای هندسی مناسب و تلفیق این معیارها از سوی عملگرهای میانگین گیر وزن دار ترتیبی، هزینه هر اتصال محاسبه می شود. اتصالات دارای کمترین هزینه، به صورت قطعات نهایی راه در تشکیل شبکه برداری راه شرکت می کنند. نتایج حاصل از پیاده سازی روش پیشنهادی روی چندین تصویر بزرگ مقیاس ماهواره ای و مقایسه آن ها با نتایج الگوریتم درخت پوشای کمینه تأییدکننده موفقیت روش پیشنهادی در استخراج شبکه راه با دقت و صحت بالا است. براساس نتایج ارزیابی، روش پیشنهادی قادر است شبکه راه های تصویر را با میانگین RMSE حدود 9/0 متر، میانگین completeness حدود 94% و میانگین correctness بیش از 95% برداری کند. در مجموع، الگوریتم پیشنهادی در برداری سازی راه های با اشکال مختلف شامل راه های مستقیم، راه های دارای انحنا، راه های با ضخامت های متفاوت، راه های موازی با فواصل متغیر، تقاطع و میدان موفقیت آمیز عمل کرده است.
طراحی و تبیین سنجه های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با رویکرد تحلیل دوسطحی اندماجی (مبتنی بر آرای آیت الله خامنه ای)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که مبتنی بر روش کتابخانه ای و به صورت توصیفی تحلیلی است، پس از ارائه سنجه های الگو از منظر امام خامنه ای و با بهره گیری از تکنیک دلفی، الگوی پژوهش ترسیم شد و در نهایت این نتیجه حاصل شد که الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از حیث سخت افزاری و نهادی با قوامیت سنجه های: کلان اربعه و محتوایی تسعه، در قامت اصولی فطری و در مقامی ثبوتی است؛ و در سطح نرم افزاری و تحلیلی در تمامی حوزه های علوم، متکی بر ظرایف زمان و مکان است، که در مقامی اثباتی و در ظرف اصول متغیر می گنجد. لذا در آن دسته اموری که دین مبینِ جزو ثابتات قرار داده، الگو، واحد است و در آن دسته اموری که جزو متغیرات و تابع مقتضیات زمان و مکان است، الگویی چندوجهی است. در این پژوهش، به منظور پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، که عبارت بود از شناخت کیفیت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، از حیث واحد یا متکثربودن، تلاش شد به تبیین این مفهوم دو سطحی که با قوامیت نظریه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت در فضای منطق فازی مبتنی بر ترابطی اندماجی هم چون دو روی یک سکه شکل می یابد، اشاره شود.
عوامل اسلامی شدن سبک زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال دوم بهار ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۸)
121 - 144
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی هر جامعه ای، نمادی از باورها و ارزش های درونی آن جامعه است و زمانی آن جامعه می تواند به ثمرات آن دست پیدا کند که سبک زندگی او متناسب با آن باورها و ارزش ها شکل گرفته باشد. جامعه کنونی ما به سبب محروم بودن از عوامل تاثیرگذار در دینی شدن زندگی و تأثیرپذیری از فرهنگ غرب، نتوانسته است میان آن باورهای دینی و سبک زندگی خود در حوزه های گوناگون فردی و اجتماعی، ارتباطی عمیق و تنگاتنگ ایجاد کند و در حقیقت از داشتن سبک زندگی اسلامی به معنای واقعی محروم مانده است. با اینکه بررسی آموزه های دینی و تامّل در آنها نمایانگر ظرفیت بالای این آموزه ها برای فرهنگ سازی و ارائه معیارهای رفتاری مناسب می باشد، اکنون باید بررسی شود چه راهکاری برای استفاده از این ظرفیت عظیم دینی برای اسلامی تر شدن سبک زندگی وجود دارد؟ پاسخ این پرسش را می توان در شناسایی عوامل سوق دادن سبک زندگی به سمت آن معیارهای وحیانی و راه کار های دست یابی به آن عوامل جستجو کرد. بر اساس این، تلاش شده است تا در این مقاله، چند عامل نقش آفرین و تاثیرگذار در اسلامی شدن سبک زندگی و راه های دسترسی به آن عوامل مورد بررسی قرار گیرد.
کشاکش های جانشینی ایل کلهر( 1285ق تا 1320ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این نوشتار تبیین و تحلیل مسأله جانشینی و ریاست ایل کلهر، به عنوان یکی از مسائل مورد نزاع و کشاکش ولایت کرمانشاهان در فاصله سال های 1285 تا 1320 می باشد.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر اسناد مراکز آرشیوی، نسخه های خطی، روزنامه ها و تاریخ های محلی انجام پذیرفته است.
یافته ها و نتایج پژوهش:
یافته های پژوهش حاکی از آن است که وجود مدعیان متعدد و پر قدرت در دوره مورد مطالعه پژوهش از یک سو و تلاش حکمرانان کرمانشاهان در انتصاب افراد نزدیک به خود در مقام ریاست ایل از سوی دیگر از عوامل اصلی کشاکش های درون ایلی کلهرها بوده است. از طرف دیگر، رفع کشاکش های داخلی ایلات جدای از ثبات ولایت، ضامن مسأله مهم و حیاتی دریافت مالیات هم بود بنا بر این حکمرانان کرمانشاهان به طور فعال در این جریان دخیل بودند. در همین راستا به منظور دریافت منظم و به موقع مالیات، در پی انتصاب حاکمان مقتدر و نزدیک به خود بودند. واکنش مدعیان و توده ایلی به این انتصاب از عوامل دیگر کشاکش های جانشینی ایل کلهر در دوره مورد نظر بود.







