مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۶۴ مورد.
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
62 - 79
حوزههای تخصصی:
در عصر تحولات شتابان جهانی، شهرهای صنعتی نقش کلیدی در تحقق رشد اقتصادی و توسعه فضایی ایفا می کنند. با این حال، پیچیدگی های زیست محیطی، اجتماعی و فناورانه، لزوم بازنگری در رویکردهای سنتی توسعه این شهرها را آشکار ساخته است. راهبردهای آینده نگر به عنوان ابزاری کارآمد، امکان شناخت پیشران ها و طراحی سناریوهای پایدار برای توسعه شهرهای صنعتی را فراهم می سازند. لذا در پژوهش حاضر کوشیده شد تا با نگاهی از داخل به بیرون و با تفکر راهبردی نوین، ضمن شناسایی منابع و توانایی های داخلی و عوامل کلان محیطی و نقاط مثبت، علاوه بر جستجوی عملکردها، راهکارهای مثبت را پیش روی مدیران و مسئولان در رابطه با توسعه شهری بندر ماهشهر قرار دهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی – تحلیلی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از مدل Meta-SWOT و تحلیل PESTEL بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد منابع و قابلیت های توسعه شهری بندر ماهشهر دارای ارزش راهبردی و نقش متفاوت در پیشبرد اهداف بلندمدت هستند. عوامل کلیدی شامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، دسترسی استراتژیک به خلیج فارس، ظرفیت توسعه کالبدی، اسکله های تجاری و منابع نفت و گاز می باشند. توسعه شهر تحت تأثیر متغیرهای کلان محیطی خارج از کنترل مدیریت شهری، مانند نوسانات اقتصادی، تغییرات اقلیمی، تحریم ها و تهدیدات ژئوپلیتیکی قرار دارد. این شرایط نیازمند راهبردهای انعطاف پذیر، تاب آور و چندبعدی برای حفظ پویایی توسعه شهری است.
بازنگری مفهومی سرانه و تامین خدمات شهری در کلانشهر تهران
حوزههای تخصصی:
توسعه و رشد کالبدی-فضایی شهر تهران، پیشرفت های فن اورانه و تغییر سبک زندگی شهروندان در طول دهه های اخیر موجب تغییرات فضایی اجتماعی گسترده ای شده است که مشکلات و مسائل جدیدی را به دنبال داشته است. ادبیات و روش های سنتی برنامه ریزی شهری در مواجه با مسائل نوین و حل مشکلات ناشی از این تغییرات که در ابعاد مختلف برنامه ریزی شهری رخ داده است، تا حدودی ناکارآمد و نیازمند بازنگری و تغییر است. امروزه یکی از حوزه های مورد بحث، تغییرات ایجاد شده بر نیازها و تقاضاهای نوین در زمینه تخصیص زمین و تامین خدمات شهری در سطح شهر تهران است. همین امر ضرورت بازنگری مفهومی در سرانه ها را موجب شده که مورد توجه این پژوهش است. این پژوهش با هدف بازنگری در مفهوم سرانه با توجه به تحولات و نیازهای جدید شهر تهران و ایجاد شده است. باز تعریف در مفهوم سرانه باید با توجه به رویکردهای نوین و عدم قطعیت ها، از انعطاف پذیری قابل توجهی برخوردار باشد و پویایی مشهودی هم در محتوای برنامه ریزی کاربری زمین و هم در جامعه شهری به وجود آورد.
طراحی چارچوب مفهومی یکپارچه برای شهر امن هوشمند: ترکیب ابعاد فناورانه، اجتماعی و حکمرانی در بستر شهر آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
95 - 115
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهر امن هوشمند، شهری است که با بهره گیری از فناوری های پیشرفته و داده های بلادرنگ، امنیت شهروندان را در برابر تهدیدات مختلف ارتقا می دهد و زیرساخت های امنیتی را به طور هوشمندانه مدیریت می کند. شهر امن هوشمند به عنوان بستری ضروری برای شهر آینده، امنیت شهروندان را با استفاده از فناوری های پیشرفته و مدیریت هوشمندانه داده ها تضمین می نماید.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از لحاظ ماهیت، از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی می باشد. از روش فراترکیب برای ارائه چارچوب مفهومی شهر امن استفاده شده است. جامعه آماری شامل مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های منتشرشده از سال های 2010 تا 2024 است که به صورت نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج روش پریزما انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی با استفاده از مرور نظام مند ادبیات می باشد.
یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که 4 کد گزینشی (فناورانه، اجتماعی، حکمرانی، تعاملی و هم فزا)، 22 کد محوری و 57 کدباز برای شهر امن هوشمند وجود دارد. بر اساس ضریب کاپا به مقدار 752/0 و ضریب معناداری (000/0)، کدهای استخراج شده، مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه گیری: چارچوب مفهومی شهر امن هوشمند شامل ابعاد فناورانه، اجتماعی و حکمرانی با تعاملات متقابل است. در رابطه بین ابعاد فناورانه و اجتماعی، فناوری ها به شهروندان امکان مشارکت فعال می دهند و آگاهی آن ها را افزایش می دهند. در رابطه بین اجتماعی و حکمرانی، مشارکت شهروندی و فرهنگ امنیت به سیاست های امنیتی و مدیریتی کمک می کند. در رابطه بین حکمرانی و فناورانه، سیاست ها و مدیریت داده ها به توسعه و استفاده از فناوری ها کمک می کنند
تبیین تأثیر کیفیت محیط کالبدی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری (محدوده مورد مطالعاتی: خیابان شریعتی بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : ایجاد محیط های شهری مناسب برای تشویق پیاده روی و تعاملات اجتماعی، یک استراتژی اصلی برای ارتقای کیفیت محیط در شهرها است. پیاده روی نه تنها بر سلامت تأثیر می گذارد بلکه ترافیک و آلودگی را کاهش می دهد. خیابان شریعتی بابل به عنوان یکی از شریان های اصلی این شهر با مشکلات ترافیکی مواجه است و فاقد مسیر جداگانه برای پیاده روی است. این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت کالبدی خیابان ها بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی می پردازد تا با برنامه ریزی مناسب بتوان محیطی استاندارد ایجاد کرد. داده و روش : داده ها از طریق جست وجو در پایگاه های مختلف و برداشت های میدانی جمع آوری شده اند. پایایی و روایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ و نظر متخصصان تأیید شده است. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی، استنباطی و مدل ساختاری معادلات به کمک نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 27 و پی ال اس نسخه 3 انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی تأثیر مثبت و معناداری بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی دارد. محیط های با کیفیت بالا، افراد را به پیاده روی بیشتر ترغیب می کنند و پیاده روی نیز بر تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، پیاده روی به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین کیفیت محیط کالبدی و تعاملات اجتماعی عمل می کند. نتیجه گیری : کیفیت محیط کالبدی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق افزایش پیاده روی، بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد. بهبود کیفیت خیابان های شهری می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و پیاده روی کمک کند و در طراحی فضاهای عمومی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان مفید باشد.
تبیین اثر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
119 - 138
حوزههای تخصصی:
مجموعه های تاریخی شهرها به عنوان مکانی واجد ارزش های میراث فرهنگی، نمود هویت، تاریخ، اندیشه ها و نوع نگرش مردم در ادوار مختلف تاریخی می باشند. ارزش های منسوب به آن ها می توانند نقش عمده ای در جهت حفاظت و سرمایه گذاری در قالب گردشگری فرهنگی ایفا نمایند. بر این اساس هدف مطالعه حاضر تبیین تأثیر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی است. مطالعه حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار یعنی جذابیت محتوا، بیان تجارب، تقویت اعتماد و سوابق حرفه ای بر توسعه گردشگری فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری دارد از بین مؤلفه ها، مؤلفه جذابیت محتوا با ضریب مسیر 256/0 دارای بیشترین تأثیر بوده است. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه گردشگری فرهنگی شهر تهران لازم است که در حوزه بازاریابی و مخصوصاً بازاریابی تأثیرگذار حوزه گردشگری فرهنگی برنامه ریزی داشته باشند تا از این طریق زمینه برای جذب گردشگر و بهره مندی از منافع حاصل از توسعه گردشگری فراهم گردد.
اعتبار امر مختوم کیفری و تفاوت آن با اعتبار امر قضاوت شده مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق کیفری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
1 - 42
حوزههای تخصصی:
اعتبار امر قضاوت شده از جمله دستاوردهای مهم دادگستری مدرن تلقی می شود. مبنای قاعده ی اعتبار امر قضاوت شده ی مدنی جلوگیری از تجدید دعاوی و احتراز از صدور آرای متعارض است و بر همین اساس شرایط استناد به این قاعده در امور مدنی شامل وحدت موضوع، وحدت سبب و وحدت اصحاب دعواست. با توجه به تمایزات بنیادین میان حقوق کیفری و حقوق مدنی، نمی توان از معیارها و شرایط تحلیل اعتبار امر قضاوت شده ی مدنی، عیناً برای تحلیل اعتبار امر قضاوت شده ی کیفری بهره گرفت. اعتبار امر قضاوت شده ی کیفری علاوه بر دو مبنای مذکور، مبتنی بر قاعده ی منع محاکمه و مجازات مجدد است که در اسناد بین المللی و منطقه ای متعددی مورد تأکید قرار گرفته و از جمله اصول دادرسی عادلانه و منصفانه به شمار می آید؛ بنابراین، چنین اعتباری در دادرسی کیفری یک حق بشری نیز تلقی می گردد و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. با عنایت به مبانی پیش گفته، شرایط استناد به قاعده ی اعتبار امر قضاوت شده ی کیفری شامل وحدت در رفتار ارتکابی و وحدت اصحاب دعواست؛ البته باید توجه داشت در تحلیل شرط وحدت اصحاب دعوا نیز به دلیل تمایزات دادرسی کیفری و مدنی، از جمله اصل نسبی بودن دادرسی مدنی در مقابل جایگاه ویژه ی نظم عمومی در حقوق کیفری، تفاوت های مهمی میان اعتبار امر قضاوت شده ی مدنی و کیفری وجود دارد.
مجازات مُمسک و ناظر در قتل عمد از منظر عدالت کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق کیفری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
111 - 142
حوزههای تخصصی:
در فقه جزا، «ممسک» به کسی گفته می شود که فردی را برای ارتکاب قتل توسط دیگری نگه می دارد، و «ناظر» دیده بان قاتل است. مشهور فقیهان امامیه، با استناد به روایات، برای ممسک مجازات حبس ابد و برای ناظر کوری از طریق شکافتن چشم را مقرر کرده اند. اما در مورد ماهیت این مجازات ها، نظریات متفاوتی وجود دارد که عبارتند از: حدانگاری، تعزیرانگاری و قصاص انگاری. در قوانین ایران، عناوین مجرمانه ی امساک و نظارت به طور مشخص تصریح نشده و در رویه های قضایی، معمولاً در چارچوب معاونت یا مشارکت در قتل بررسی می شوند. این پژوهش با رویکرد عدالت محور و استفاده از مقاصد شریعت و با روش توصیفی- تحلیلی، نظریه ی مشهور فقیهان را نقد کرده و به این نتیجه می رسد که تعزیرانگاری بیشترین تناسب را با اصول عدالت کیفری، از جمله تناسب جرم و مجازات و اصل تفرید کیفری دارد. تعزیرانگاری با گسترش اختیارات قاضی در تعیین مجازات های جایگزین، امکان استفاده از نهادهای ارفاقی و اجتناب از سخت گیری های مجازات های حدی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهند که رویه های قضایی فعلی در تعیین مجازات های جایگزین غیرمنصوص، رویه ای مشروع و دارای مبنای فقهی است که می تواند به تحقق عدالت کیفری کمک کند.
هم نشینی مفهومی عقلانیت ماهوی وبری با آرای حقوق بشردوستانه و حقوق بشری دیوان بین المللی دادگستری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوقی بین المللی سال ۴۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
75 - 96
حوزههای تخصصی:
آرای دیوان بین المللی دادگستری، به ویژه آن هایی که بر پایه اصول ارزشی مانند انسانیت، وجدان جمعی، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه صادر می شوند، هرچه بیشتر با واقعیات اجتماعی و جهانی منطبق باشند، از پذیرش بیشتری برخوردار خواهند بود. لزوم این انطباق، وقتی بیشتر حس می شود که به فقدان ضمانت اجرای قوی حقوق و مقررات بین الملل اذعان شود و افکار عمومی و وجدان جمعی جهانی به عنوان یکی از مهم ترین تضمینات حقوق در عرصه بین الملل به شمار رود. ماکس وبر ازجمله جامعه شناسان حقوقی است که تلاش می کند میان کنش های اجتماعی، خردبنیادی ماهوی و آرای قضات، تأثیر و تأثر متقابلی را ترسیم نماید. نوشتار فرارو با فهم چنین ضرورتی، تلاش کرده است مناسبات مزبور را تفسیر تبیینی نموده و به این نتیجه رسیده است که میان کنش های اجتماعی معطوف به ارزش و عقلانیت (خردبنیادی) ماهویِ وبری از یک سو و آرای دیوان بین المللی دادگستری که مبنای حقوق بشردوستانه و حقوق بشری دارند، از دیگر سو، هم نشینی و قرابت مفهومی، ذهنی و عینی وجود دارد و تأکید بر این تأثیر و تأثر متقابل آرای دیوان با خردبنیادی ماهوی می تواند حقوق بین الملل را به انگاره غایی عدالت، تسهیل فرایند عقلانی سازی آرای دیوان و التزام طرفین اختلاف و احترام تابعان حقوق بین الملل به آرای دیوان هدایت کند.
ارزیابی تحقق راهبرد شهر هوشمند با تأکید بر عوامل نوآوری و اقتصادی شهر
حوزههای تخصصی:
با گسترش شتابان فناوری های دیجیتال، مدیریت شهری با چالش های متعددی در تأمین خدمات کارآمد، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و توسعه پایدار روبه رو است. در چنین شرایطی، راهبرد شهر هوشمند به عنوان یکی از رویکردهای کلیدی در مدیریت شهری مطرح شده، اما تحقق آن نیازمند شناسایی عوامل اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش عوامل نوآوری و اقتصادی در تحقق راهبرد شهر هوشمند در شهرهای ایران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل متخصصان و کارشناسان شهری و اساتید دانشگاهی در سراسر کشور بود که 386 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد PLS و نرم افزار SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل نوآوری و اقتصادی نقش معناداری در موفقیت راهبرد شهر هوشمند دارند و هماهنگی آن ها با نیازهای شهرداری و اکوسیستم کسب وکار، اجرای طرح های شهری را تسهیل می کند. همچنین، نتایج بیانگر آن است که وجود یک استراتژی منسجم شهر هوشمند می تواند تولید ارزش، ارتقای خدمات عمومی و سودآوری شهری را تقویت کرده و نقش مؤثری در پایداری اقتصاد شهری ایفا نماید. این نتایج می تواند مبنای تصمیم گیری سیاست گذاران شهری در طراحی و ارزیابی ابتکارات شهر هوشمند در سطح محلی و ملی قرار گیرد.
تدوین مدل ساختاری پیش بینی رفتارهای پرخطر در محیط های آموزشی بر اساس ویژگی های شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تنظیم هیجانی و کارکردهای اجرایی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1116 - 1129
حوزههای تخصصی:
محیط های آموزشی به عنوان کانون اصلی شکل گیری رفتار و شخصیت نوجوانان، نقش تعیین کننده ای در پیشگیری یا گرایش به رفتارهای پرخطر دارند. با توجه به این اهمیت، پژوهش حاضر به تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی رفتارهای پرخطر نوجوانان بر اساس ویژگی های شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تنظیم هیجانی و کارکردهای اجرایی، در محیط های آموزشی پرداخته است. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت به صورت توصیفی و از نظر هدف، کاربردی میباشد. جامعه پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که نمونه مورد پژوهش از بین آنها، به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و 400 نفر از دانش آموزان در این پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رفتارهای پرخطر محمدخانی (1386)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی مک کری و کاستا در سال (1985)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و همکاران (2003)، پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی داوس ون و گ ورا (2012) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج این پژوهش برازش مدل ساختاری پیش بینی رفتارهای پر خطر در محیط های آموزشی بر اساس ویژگی های شخصیتی و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تنظیم هیجانی و کارکردهای اجرایی در نوجوانان، را نشان داد. همچنین نقش میانجی کارکردهای اجرایی بیش از تنظیم هیجانی در پیش ینی رفتارهای پرخطر در نوجوانان تاثیرگذار بود. از نتایج این پژوهش می توان در تدوین سیاست های همه جانبه و طراحی مداخلات برای جلوگیری از گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر استفاده نمود.
ارزیابی آسیب پذیری زیرساخت های کالبدی(عمرانی) کلانشهر تهران در برابر تهدیدات سخت با تاکید بر اصول پدافند غیرعامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل پیچیده شدن شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهرها و در هم تنیده شدن آن ها، توجه به ملاحظات امنیتی – دفاعی در انواع زیرساخت های کالبدی – عمرانی شهرها با هدف کاهش آسیب پذیری آن ها در برابر انواع تهدیدات سخت به یک ضرورت تبدیل شده است. . از این رو هدف از انجام این پژوش، ارزیابی آسیب پذیری زیرساخت های کالبدی(عمرانی) کلانشهر تهران با تاکید بر اصول پدافند غیرعامل است. برای دستیابی به هدف، ابتدا از طریق مطالعه اسنادی –کتابخانه ای اقدام به استخراج اصول پدافند غیر عامل و زیرساخت های حیاتی شد. از آنجا که ماهیت تهدیدات در این مطالعه سخت می باشد زیرساخت های کالبدی مورد بررسی قرار می گیرند. سپس از طریق پرسشنامه خبرگانی (30 نفر از کارشناسان حوزه پدافند غیرعامل و برنامه ریزی شهری) و روش تحلیل شبکه ای چند شاخصه مهمترین اصول پدافند غیرعامل شناسایی شد. . براساس یافته ها مکان یابی، تفرقه و استحکامات به ترتیب با کسب امتیاز 19035/0، 17840/0 و 17307/0 عنوان مهمترین اصول پدافند غیرعامل تعیین شدند. با استفاده از تحلیل فازی و GIS وضعیت آسیب پذیری زیرساخت های کلانشهر تهران بررسی شده است. یافته های مکانی نشان داد که تمرکز زیرساخت های حیاتی در پهنه های پرخطر، به ویژه نواحی جنوبی و مرکزی شهر، تاب آوری شهری را کاهش داده است. این مناطق با تراکم جمعیت بالا، بافت فرسوده و شبکه معابر ناکارآمد در دسته پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارند، در حالی که مناطق شمالی و شمال غربی از بازه خطر کم تا متوسط برخوردارند.
نشانه شناختی سقاخانه ها به مثابه عناصر هویت ساز در بافت تاریخی شهرهای ایران (با تأکید بر نقش آن ها در تقویت خوانش فرهنگی-جغرافیایی فضا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بشر معاصر در کنار زندگی روزمره، با باورها مراسم آیینی پیشینیان خویش گره خورده و از گذشته برای پاسخ دهی به مطالبات معنوی خود در کنار خواسته های مادی، به فراهم آوردن بستری مناسب برای انجام این آیین ها نیازمند بوده است. برای این منظور وی به ساخت بناهایی با عملکرد مناسب جهت این موضوع اهتمام ورزیده است. ایرانیان در ابتدا به ترتیب، معابد، آتشکده ها و مقابربرای این منظور بنا می نمودند پس از اسلام نیز مساجد آرامگاه ها به عنوان بناهای اصلی تر خانقاه ها، حسینیه ها، تکایا و سقاخانه ها به عنوان بناهای خرد تر و فرعی تر مطرح بوده اند. در این میان سقاخانه ها به دلیل کوچکی کالبد فراوانی نشانه های موجود در آن به عنوان یک بنای شاخص حائز اهمیت تلقی می گردند که با رسمی شدن مذهب شیعه در ایران توسط حکومت صفوی و پس از آن یک بار دیگر با قدرت گرفتن حکومت قاجار، نمونه های زیبا و کارکردی بسیاری از این بنا در شهرهای مختلف ایران ساخته شد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نظام سه گانه نشانه ای پیرس به عنوان یکی از پیشگامان نشانه شناسی نوین اقدام به بررسی و تحلیل عناصر خرد مقیاس درون این بنا شده است که مرحله اولیه آن با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام پذیرفته در مرحله بعد به بررسی سقاخانه های موجود در شهرهای اردبیل، اصفهان، تهران ارومیه از طریق مطالعات میدانی اقدام شده است؛ تحلیل و بررسی اطلاعات حاکی از آن بوده که بنای سقاخانه در حال حاضر بیش از آنکه با جنبه عملکرد اجتماعی- فرهنگی آن مرتبط باشد، از بابت ویژگی های کالبدی مورد توجه است.
تأثیر خلوص مواد مخدر و روان گردان در سیاست جنایی قضائی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیدگاه های حقوق قضایی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
67 - 99
حوزههای تخصصی:
یکی از معیارهای اساسی در تعیین کیفر در جرائم مواد مخدر براساس قانون مبارزه با مواد مخدر، میزان وزن این مواد است. نظر به عوامل گوناگون، مواد مخدر و روانگردانی که در کشور وجود دارد دارای ناخالصی و آمیخته با افزودنیهایی خارج از روند فرآوری این مواد است. در این خصوص، این پرسش بنیادین مطرح است که در مرحله پاسخگزینی در جرائم مواد مخدر، آیا ضرورتی بر تعیین خلوص(=اختلاط) این مواد است؟ درباره این امر در نظام عدالت قضائی ایران دو رویکرد مشاهده میشود. سیاست جنایی قضائی غالب در دادسراها و دادگاههای انقلاب اسلامی، خوانشی امنیتگرا در این زمینه دارد. این رویکرد با ابتنای بر فهم عرفی از معنای ماده مخدر و تفسیر موسع آن، اتکای مفرط بر گزارش ضابطان، تفوق مصلحت عمومی بر حقوق فردی و نگاه نصمحور به قانون، عقیده به عدم لزوم تعیین خلوص مواد مخدر برای اتخاذ واکنش کیفری دارد. در مقابل، رویکرد مصلحتگراست. این نگرش تفسیری که در برخی از آرای دیوان عالی کشور، ازجمله هیئت عمومی شعب کیفری منعکس است با تمسک بر اصل احتیاط در دماء، موازین قانونی، قواعد درأ و تفسیر محدود قانون کیفری و خوانش عدالتمحور از قانون، معتقد به تعیین کیفر براساس میزان خلوص مواد مخدر است. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ توصیفی ضمن بررسی و سنجش دو رویکرد فوق نسبت به مفهوم ماده مخدر و دلایل آنها، این نتیجه حاصل شده است که نگرش امنیتگرا با توجه به ادله مدنظر، به قانونگذاری قضائی منجر میشود، اما برداشت مصلحتگرا، واقعبینانه و مطابق با اصول تفسیر قانون کیفری است. بر این بنیاد، ضرورت دارد قانونگذار در معیارهای پاسخگذاری در قانون مبارزه با مواد مخدر تجدیدنظر کند و مبنای دقیق و عادلانهای، علاوه بر وزن مواد، برای سنجش میزان سرزنشپذیری و استحقاق کیفر مرتکب مقرر سازد.
سنجش حقوقی ساختار قانونی اداره امور حدنگاری منابع طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیدگاه های حقوق قضایی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
119 - 155
حوزههای تخصصی:
از سال 1351ش که قانونگذار با الحاق ماده 156 به قانون ثبت اسناد و املاک مقرر کرد که «بهمنظور تشخیص حدود و موقعیت املاک واقع در محدوده شهرها و حومه، نقشه املاک به صورت کاداستر تهیه خواهد شد ...» و بهرغم این تصریح در قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور، مصوب 1393 که سازمان ثبت اسناد و املاک کشور متولی اجرای حدنگاری است (ماده 2) و این دستور قانونگذار در ماده 3 همین قانون که سازمان مذکور مکلف است ظرف مدت پنج سال از تاریخ لازمالاجرا شدن این قانون، حدنگاری را به انجام برساند و تکلیف قانونی «تمام دستگاهها» به همکاری با سازمان ثبت جهت اجرای حدنگاری (تبصره ماده 3)، هنوز هم این هدف قانونگذار بهطور کامل تحقق نیافته است. کاوش عوامل این تأخیر را باید بر حسب اقسام موضوعی کاداستر جستوجو کرد. پژوهشی که نتایج آن در این مقاله منعکس شده است، با هدف کاوش این عوامل در قلمرو موضوعی کاداستر منابع طبیعی، با رویکرد حقوق عمومی است. به این ترتیب، نوع پژوهش از نظر متدولوژی، توصیفی ـ تحلیلی و از جهت هدف، کاربردی است. در گردآوری اطلاعات، روشهای کتابخانهای و رجوع به اسناد و مدارک بهکار برده شده است. با تحلیل اطلاعات این پژوهش، این نتیجه بهدست آمده است که قانونگذار سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را متولی بعضی از فرایندهایی کرده است که ذاتاً و از نظر فنی، از عناصر اصلی و رُکنی مجموعه وظایف دستگاههای اجرایی دیگر ـ مثل سازمان نقشهبرداری کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، و سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ـ بوده است. بر این مبنا، پیشنهاد این پژوهش، رفع نقصها و اشکالهای قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور و برگردانی امور به مسیر طبیعی و ذاتی، و بازتنظیم ساختار قانونی «حدنگاری» مورد نظر در قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور، با بهکارگیری الگوی علمی [پروژه ملی]، از سوی قانونگذار است.
شناسایی ابعاد توسعه کارآفرینی سبز در حوزه مدیریت پسماند شهری، مورد مطالعه: شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
85 - 98
حوزههای تخصصی:
مدیریت پسماند به دلیل افزایش سریع میزان زباله تولیدشده در نتیجه رشد سریع اقتصادی، توسعه فناوری، رشد جمعیت و مصرف بیش ازحد، به یک موضوع چالش برانگیز جهانی تبدیل شده است. بنابراین، هدف کلی این پژوهش شناسایی ابعاد توسعه کارآفرینی سبز در حوزه مدیریت پسماند شهری در کرمانشاه است که با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد که به دنبال یک مدل بومی و متناسب با بافت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... خاص شهر کرمانشاه است؛ انجام شد. جامعه موردمطالعه این پژوهش شامل اعضای هیئت علمی گروه کارآفرینی، کارآفرینان این حوزه و کارشناسان سازمان پسماند شهرداری در کرمانشاه در سال 1402 بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. پس از انجام 12 مصاحبه عمیق انفرادی، اشباع نظری حاصل گردید. یافته های کلیدی نشان داد بهینه سازی سیستم مدیریت پسماند، ایجاد زیرساخت های کارآفرینی سبز، زمینه سازی برای مشارکت مؤثر بخش خصوصی، توانمندسازی نیروی انسانی و مدیریت تخصصی کارآفرینی سبز به عنوان عوامل علی و محرک؛ موقعیت راهبردی کرمانشاه، موانع مالی، نبود قوانین و مقررات الزام آور و ضعف آموزش همگانی به عنوان مؤلفه های عوامل زمینه ای؛ عوامل مداخله گر هم شامل نوسانات بازار و عدم ثبات محیطی بودند که توسعه کارآفرینی سبز در حوزه پسماند شهری در کرمانشاه را تحت تأثیر قرار می دهند. راهبردها شامل: الگوسازی، تقویت نقش مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی، ارتقای فعالیت های بازاریابی، برنامه ریزی استراتژیک، رویکردهای مالی، حمایت های سازمانی و برنامه های آموزشی و ترویجی بودند. پیامدها نیز شامل: منافع اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بودند.
برنامه ریزی راهبردی گردشگری بیوفیلیک (مورد پژوهی: بلوار چمران شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری، که یکی از مهم ترین فعالیت های اقتصادی و چشم انداز مهمی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع محسوب می شود، جنبه های منفی ای نیز دارد؛ مانند تخریب محیط زیست و طبیعت. یکی از رویکردهایی که در دهه های اخیر برای کاهش آثار زیانبار گردشگری بر روی محیط زیست توجه برنامه ریزان شهری را به خود جلب کرده است، مفهوم بیوفیلیک است. از آن روی که گردشگری می تواند اشکال مختلفی را پذیرا باشد، یکی از اشکال گردشگری نیز گردشگری بیوفیلیک شهری است که ازطریق حفظ محیط زیست و کاهش تخریب طبیعت، به پایداری زیست محیطی در شهرها منجر می شود. مسئله اصلی این پژوهش نیز نحوه به کارگیری رویکرد برنامه ریزی راهبردی گردشگری بیوفیلیک در بلوار چمران شهر کرج است. هدف از انجام پژوهش، بررسی مفهوم گردشگری بیوفیلیک و برنامه ریزی راهبردی گردشگری بلوار چمران شهر کرج با تأکید بر رویکرد گردشگری بیوفیلیک و از نوع توصیفی تحلیلی است. در همین راستا، با تحلیل سوات وضعیت هریک از ابعاد شهر کرج شناسایی شدند و پس از آن، به کمک ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، وضعیت راهبردهای توسعه در سایت مدنظر (راهبرد تدافعی) مشخص شد، سپس راهبردهای مدنظر مطرح و پس از آن، به کمک ماتریس QSPM، اولویت هریک از راهبردها مشخص و پس از آن نیز برای تکمیل هریک از راهبردها راهبردهایی مطرح شد. این راهبردها عبارت اند از: ایجاد بازرسی شبانه برای جلوگیری از فضاهای جرم خیز، ایجاد نورپردازی مناسب شبانه در مسیرهای پیاده و غیره.
چالش های حقوقی عدم تمرکز محلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق عمومی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۸
85 - 118
حوزههای تخصصی:
تمرکززدایی به عنوان شیوه مطلوب حکمرانی در دنیای امروز جایگاه جهانی خود را یافته است. این مقاله با هدف بررسی چالش های حقوقی عدم تمرکز محلی در ایران انجام گرفته است. این پژوهش بر سودمندی تحقق نظام عدم تمرکز نه فقط در امور اداری بلکه در حوزه قانون گذاری به خود شهروندان ساکن در مناطق محلی دارد. سابقه عدم تمرکز در ایران به تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی در دوران مشروطه برمی گردد و پس از آن در دوره انقلاب اسلامی در قالب شوراهای اسلامی استمرار یافته است ولی کماکان این نظام با موانع جدی حقوقی روبرو است. این پژوهش با رویکرد تحلیل محتوا چالش های حقوقی نظام عدم تمرکز را در ابعاد قانونی (قانون اساسی و قوانین عادی) تفسیری، قضایی و ساختاری مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها نشان از نگرانی تجربه تاریخی در پیدایش مشروطه کاغذی و به محاق رفتن انجمن ها در قالب شوراها دارد. برای رفع چالش های حقوقی نظام عدم تمرکز محلی در ایران، بازنگری و اصلاح قانون اساسی، تغییر نگرش در مقنن، شورای نگهبان، دیوان عدالت اداری و دستگاه های اجرایی به ویژه وزارت کشور الزامی می باشد و اساساً تغییر در ساخت تاریخی و ساختار متمرکز قدرت کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
واکاوی مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی (AI): رویکرد سنتز پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
134 - 151
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : استفاده از هوش مصنوعی (AI) در توسعه برنامه درسی، یک رویکرد تحول آفرین است به این جهت هدف تحقیق واکاوی مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی بوده است. روش شناسی پژوهش : روش این پژوهش کیفی با رویکرد سنتزپژوهی بوده است که در جامعه مجلات معتبر ملی و بین المللی از سال 2010 تا 2025 اجرا شد و تعداد 76 مقاله به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت 31 مقاله با توجه به روش کدگذاری با استفاده از نرم افزار Maxqda مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها : یافته های تحقیق مطابق با مطالعه سنتزپژوهی نشان داد که مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی دارای 5 مضمون فراگیر و 10 مضمون اصلی که مضامین فراگیر شامل عوامل فناورانه (با ابعاد ابزارهای هوش مصنوعی برای آموزش علوم و واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در آموزش علوم)، عوامل محتوایی (با ابعاد به روزرسانی و انعطاف پذیری محتوای درسی و تلفیق مفاهیم هوش مصنوعی در آموزش علوم)، عوامل روش شناختی پداگوژیک (با ابعاد یادگیری شخصی سازی شده و یادگیری مبتنی بر پروژه)، عوامل انسانی (با ابعاد مهارت های معلمان و مهارت های دانش آموزان) و عوامل زیرساختی و مدیریتی (با ابعاد دسترسی به زیرساخت های دیجیتال و سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی) است بوده است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در کشور کاملاً جدید است. و می توان گفت آینده آموزش درس علوم ترکیبی از خلاقیت انسانی و قدرت محاسباتی هوش مصنوعی برای پرورش نسلی از دانش آموزان کنجکاو، منتقد و توانمند خواهد بود.
مرور نظام مند عوامل موثر برجامعه پذیری کودکان پیش دبستانی 3 تا 6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
49 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودک انسان از همان ساعات اولیه تولد، به شکل نظامداری در جهت کشف جهان پیرامون خود از منابع شخصی برای فهم جهان استفاده میکند و از طریق فرایندهای تکاملی- ژنتیکی مستقل از رفتارهای غیر اجتماعی، اجتماعی شدن را یاد میگیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجتماعی شدن کودکان از سنین پیش از دبستان انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی، با رویکرد مرور توصیفی و با روش مرور نظاممند است که مطابق با دستورالعمل گزارش مقالات مرور نظاممند، پریسما انجام شد. جستجوی سابقه پژوهشی از پایگاههای دادههای الکترونیکی داخلی؛ پرتال جامع علوم انسانی، مجلات تخصصی نور، جهاد دانشگاهی، مگ ایران و پایگاههای خارجی؛ گوگل اسکولار، پاپ مد و ساینس دایرکت از سالهای 2015 تا 2024 ، با کلید واژههای اجتماعی شدن و جامعهپذیری کودکان پیش دبستانی انجام شد. محتوای مقالات بعد از استخراج با چک لیست پریسما مورد ارزیابی کیفی قرار گرفت و دادههای 85 مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: پس از کدگزاری اولیه، مقالات در 6 مقوله اصلی ارتباط-والد-کودک، تفاوتهای فردی کودکان، تحول، عوامل و فرایندهای روانشناختی، عوامل محیطی- فرهنگی و جنسیت جای گرفتند و هر یک نیز، تعدادی مقوله فرعی دارند.
نتیجه گیری: نتایج این مرور نظاممند نشان داد که از عوامل مرتبط با جامعهپذیری در کودکان پیش دبستانی، طبقه ارتباط-والد-کودک، تفاوتهای فردی کودکان و عوامل و فرایندهای روانشناختی بیشترین سهم را در اجتماعی شدن کودکان پیش دبستانی دارند. با توجه به محتوای این یافتهها، ضرورت توجه به این عوامل در ارزیابیهای بالینی، ساخت و طراحی مداخلههای تربیتی هدفمند برای مراقبین کودک و دیگر افراد مرتبط با سلامت روان کودکان ضرورت پیدا میکند.
بررسی روابط بین تاب آوری، رضایت شغلی و تعهد حرفه ای معلمان زبان انگلیسی ایرانی: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
185 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، بررسی روابط بین تاب آوری، رضایت شغلی و تعهد حرفه ای معلمان زبان انگلیسی ایرانی بود. این مطالعه به شکل ترکیبی و از طریق یک طرح تبیینی کمّی و کیفی متوالی انجام شد. شرکت کنندگان در بخش کمّی شامل 35 معلم زبان انگلیسی زن و مرد بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، 15 معلم زن و مرد به طور تصادفی از میان شرکت کنندگان برای شرکت در بخش کیفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسش نامه تاب آوری، رضایت شغلی، تعهد حرفه ای معلم و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه و تحلیل داده های کمّی از مدل یابی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزیی (PLS-SEM) استفاده شد؛ در حالی که تجزیه و تحلیل داده های کیفی از طریق تکنیک تحلیل مضمون انجام گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که تاب آوری معلمان زبان انگلیسی، اثر مستقیم و آماری معناداری بر رضایت شغلی و تعهد حرفه ای آن ها دارد. نتایج کیفی نیز سه مضمون اصلی تنظیم هیجانات، تنظیم فراشناختی، و ایجاد فضای مثبت در کلاس را آشکار نمود. همچنین یافته ها نشان دادند که معلمان زبان انگلیسی تاب آور، قادر به استفاده مؤثر از استراتژی های فراشناختی مانند برنامه ریزی، حل مسئله و نظارت بر عملکرد خود بوده و از ویژگی های شخصیتی مثبت مانند اعتماد به نفس و خودکارآمدی برخوردارند. نتایج ترکیبی نیز نشان دادند که مضامین کیفی توانستند روابط آماری را تأیید کرده و درک عمیق تری از سازوکارهای تاب آوری فراهم سازند. درنهایت، این مطالعه توصیه هایی برای طراحی برنامه های توسعه حرفه ای، آموزش مهارت های تاب آوری و ارائه حمایت های مدیریتی به معلمان، بویژه مدرسان زبان انگلیسی، مدیران مدارس و مدرسان تربیت معلم ارائه می دهد.









