مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۶۴ مورد.
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های نوین در نظام قضایی، تحولی بنیادین در فرایند دادرسی کیفری ایجاد کرده است. این فناوری با قابلیت تحلیل داده های حجیم، پیش بینی روندهای قضایی و تسریع در کشف جرم، نقش مؤثری در ارتقای کارایی دستگاه قضایی ایفا می کند. با این حال، به کارگیری هوش مصنوعی در دادرسی کیفری، چالش های مهم حقوقی را نیز به همراه دارد که از جمله آن ها می توان به خطر نقض استقلال قاضی، تهدید آزادی های فردی و ملاحظات مربوط به حفظ حریم خصوصی اشاره کرد. بنابراین، استفاده از این فناوری باید در چارچوب قانونی دقیق و با رعایت اصول عدالت و حقوق بشر صورت گیرد تا تعادل میان کارآمدی فناوری و حقوق اساسی افراد حفظ شود.در کنار این تحول، جایگاه بازیگران دادرسی کیفری همچون قاضی، دادستان، وکیل و متهم نیز دچار تغییراتی شده است که نیازمند بازنگری در نظام آموزش حقوقی و قضایی است. آموزش تخصصی در زمینه فناوری های نوین و آشنایی با جنبه های حقوقی هوش مصنوعی از ضروریات ارتقای عدالت و تضمین تصمیم گیری های صحیح در نظام قضایی محسوب می شود. این مقاله با بررسی کاربردها و چالش های هوش مصنوعی در دادرسی کیفری، بر اهمیت تنظیم مقررات جامع و ایجاد ساختارهای حمایتی تأکید دارد تا فناوری های هوشمند به ابزاری موثر برای تحقق عدالت تبدیل شوند و از نقض حقوق افراد جلوگیری شود.
مطالعه میزان وفاداری و عوامل مؤثر بر آن در مراجعه کنندگان کتابخانه های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : مراجعه کنندگان به کتابخانه ها به عنوان سازمان های غیرانتفاعی از جمله سرمایه هایی اصلی آنها هستند، این پژوهش با هدف مطالعه میزان وفاداری و عوامل مؤثر بر آن در مراجعه کنندگان کتابخانه های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران صورت گرفت. روش : پژوهش حاضر، کاربردی و با استفاده از روش پیمایشی-توصیفی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مراجعه کنندگان به کتابخانه های شهرداری است که از آن ها نمونه گیری به عمل آمده است. برای تدوین مبانی نظری از روش کتابخانه ای و داده ها با استفاده از پرسش نامه وفاداری مشتری راندل تیل (2004) گردآوری شد. برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و برای تبیین رابطه بین مؤلفه ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که وفاداری مراجعه کنندگان به کتابخانه های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران کمتر از حد متوسط است و بین نگرش وفادارانه، توانایی و ویژگی های شخصیتی و رفتار، خدمات جانبی کتابخانه، سودمندی مجموعه کتابخانه و وفاداری نسبت به کتابخانه، سوابق تمدید و مدت عضویت ارتباط معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: وفاداری پایین مراجعهکنندگان به کتابخانه های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نشان می دهد که این مسأله نیازمند بازنگری در شیوه های اطلاع رسانی، کیفیت خدمات و انطباق آن ها با نیازهای کاربران است. راهکارهایی مانند استفاده از فناوری اطلاعات، ارائه خدمات متناسب با گروه های مختلف کاربران، برگزاری کارگاه های آموزشی، توانمندسازی کتابداران و ارائه مشوق های عضویت می تواند در افزایش وفاداری مؤثر باشد. در نهایت، با اتخاذ رویکردی مشتری محور و پایش مستمر بازخوردها، می توان رضایت کاربران را افزایش داد و تعامل بلندمدت آن ها با کتابخانه را تقویت کرد.
نقش محوری مسجد در حکمرانی محلی: بررسی همکاری مدیریت شهری و مساجد در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
153 - 182
حوزههای تخصصی:
ارتقای همکاری مدیریت شهری با مساجد باعث بهبود اجرای برنامه های فرهنگی-اجتماعی در محله ها می شود که منجر به افزایش مشارکت مردمی و تقویت سرمایه اجتماعی می گردد. همچنین، محوریت مساجد در توسعه محله ها به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حل مسائل محلی کمک می کند. این پژوهش باهدف شناسایی چالش ها و ارائه توصیه های سیاستی جهت ارتقاء همکاری مدیریت شهری با مساجد شهر تهران، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان می دهد که مساجد، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی-اجتماعی، ظرفیت بالایی در هم افزایی با مدیریت شهری دارند. استفاده از این ظرفیت می تواند در توسعه برنامه های فرهنگی و مذهبی در اماکن عمومی و پررفت وآمد نظیر مترو مؤثر باشد. همچنین، توجه به نیازهای زیرساختی مساجد ازجمله تخصیص اعتبارات عمرانی برای مرمت، بازسازی و تجهیز و نظارت بر نقشه و معماری آن ها، از دیگر راهکارهای مطرح شده است. ایجاد امکاناتی چون کانون های فرهنگی-هنری، باشگاه های ورزشی و صندوق های قرض الحسنه در کنار مساجد، می تواند نقشی کلیدی در جذب شهروندان و افزایش کارآمدی مساجد ایفا کند. بهبود تعاملات نهادی با تدوین آیین نامه های همکاری بین نهادهای فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مساجد و راه اندازی کمیته عمران و معماری مساجد در مدیریت شهری نیز توصیه شده است. در سطح محله ای، ارتقای سازوکار «هیئت امنای مسجد» به «شورای تحول محله»، برگزاری نشست های هم اندیشی بین امامان جماعت و مدیران شهری و نظارت بر اجرای طرح های پیشنهادی مطرح گردیده است. این پژوهش با ارائه مجموعه ای از توصیه ها، زمینه ساز ارتقاء نقش مساجد در بهبود مدیریت شهری و تقویت هویت محلی است.
جرایم علیه اراضی دولتی (مطالعه مروری)
منبع:
تمدن حقوقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
285-308
حوزههای تخصصی:
جرایم علیه اراضی دولتی از جمله چالش های جدی حقوقی، اقتصادی و محیط زیستی کشور محسوب می شود که با پیامدهایی چون تخریب منابع طبیعی، تضعیف مالکیت عمومی و بی اعتمادی اجتماعی همراه است. این جرایم معمولاً شامل تصرف غیرقانونی، تغییر کاربری، جعل اسناد، خرید و فروش غیرمجاز و تخریب اراضی ملی و دولتی می شوند. در بسیاری از موارد، ضعف در شناسایی دقیق مالکیت دولت، نبود نظارت مؤثر و عدم هماهنگی بین نهادهای متولی زمینه ساز بروز این تخلفات است. پرسشی که در این پژوهش مطرح می شود این است که انواع جرایم علیه اراضی دولتی و راه های پیشگیری از این جرایم چیست؟ این پژوهش با هدف بررسی ابعاد مختلف جرایم علیه اراضی دولتی، تحلیل علل زمینه ساز و ارائه راهکارهای پیشگیرانه تدوین شده و تلاش دارد تا با رویکردی تحلیلی، بستر مناسبی برای بهبود سیاستگذاری ها و اقدامات اجرایی در این حوزه فراهم آورد. اهمیت این موضوع با توجه به نقش حیاتی منابع طبیعی در توسعه پایدار و حقوق عمومی، دوچندان می گردد. یافته ها مؤید این است که برای مقابله با این جرایم، راهکارهایی نظیر ثبت رسمی و شفاف سازی مالکیت ها، تقویت نظارت میدانی، بهره گیری از فناوری های نوین نظارتی، آگاه سازی عمومی و مشارکت مردم در حفاظت از اراضی پیشنهاد می شود. همچنین اصلاح قوانین موجود و تسریع در رسیدگی قضایی نقش مهمی در بازدارندگی دارد.
تأملی بر دیدگاه مشهور فقیهان درباره نحوه جبران خسارت ازبین رفتن حس چشایی (بر پایه مسلمات فقهی و آناتومی حس چشایی با تأکید بر ماده ۶۹۵ ق.م.ا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشهور فقیهان امامیه از بین بردن حس چشایی دیگری را موجب ثبوت دیه کامل یک انسان دانسته و معدودی از ایشان این نوع جنایت را سبب تحقق ارش اعلام داشته اند. با توجه به عدم وجود دلیل خاص فقهی برای ثبوت دیه ی مقدّر در ازای ازاله حس چشایی، مشهور فقیهان به عمومات و اطلاقات اولیه وارد در باب دیه اعضا همچون روایت محمد بن سنان و هشام بن سالم تمسک جسته اند، اما نظریه ی رقیب، ادعای مذکور را از رهگذر تبادر و انصراف- به عنوان علامت های اصول فقهی کشف معنای حقیقی- مورد نقد قرار داده و تحقق ارش در ازاله حس چشایی را به اثبات رسانده اند. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که قول مشهور فقیهان مبنی بر تعلق دیه کامل در ازاله ی حس چشایی، تا چه میزان با مبانی فقهی سازگاری دارد؟ پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با اتکا به ابزار کتابخانه ای صورت گرفته، ضمن رد تبادر معنای اعضای فیزیکی از روایات مربوط به دیه اعضا و عدم پذیرش انصراف واژگان کلیدی موجود در آن روایات از جنایات وارد بر منافع، به این نتیجه دست یافت که دقت در آناتومی حس چشایی و مسیر تحقق این حسّ و نیز تأمل در عبارت «منه إثنان» در روایات مورد اشاره، تحقق ارش در مورد از بین بردن حسّ چشایی را ثابت دانسته و قول مشهور فقیهان مبنی بر ثبوت دیه کامل را در گسست با فتوای ایشان به ثبوت یک سوم دیه در فرض قطع زبان شخص لال، می داند.
The Lived Experience of Schizophrenic Patients from COVID-19 During Quarantine(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction and Objective: A thorough understanding of how people with schizophrenia experience critical situations such as an epidemic is important. Therefore, this study was conducted to analyze the lived experiences of patients with schizophrenia residing in a care center during the COVID-19 pandemic. Research Methodology: The qualitative research method used was phenomenology. Patients with schizophrenia who were residing at the Sarai Ehsan Rehabilitation Center were selected purposefully. Based on the rule of theoretical saturation, sampling continued until 31 patients were included. Data were collected through semi-structured interviews. The analysis method followed Colaizzi's approach, and the data were manually analyzed by the researchers. Findings: Data analysis led to the identification of 308 primary codes. Five main themes were extracted: (1) patients’ perceptions and causes of the disease, (2) patients’ views about quarantine, (3) feelings and emotions during the period of quarantine and illness, (4) patients’ actions during the period of quarantine and illness, and (5) sources of information about the disease. These main themes included 32 sub-themes. Conclusion: The findings suggest that the Coronavirus pandemic and the resulting quarantine significantly affected the experiences of patients with schizophrenia. Psychiatrists and clinical psychologists are encouraged to use these findings in the treatment of patients with schizophrenia during infectious disease outbreaks.
اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسائل در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
73 - 84
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مفهومِ جهت گیری منفی نسبت به مسئله با مولفه هایی مانندِ ارزیابی مسائل به مثابه تهدید، ادراک از عدم خودکارآمدی و ترس از اعتماد به توانش های فردی برای حل مسئله، بدبینی نسبت به پیامدهای فرایندِ حل مسئله و عدم تحمل ناکامی، بر نگرش منفی افراد نسبت به مسائل، دلالت دارد. این پژوهش با هدف تحلیل روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، انجام شد.
روش: در این پژوهش هبستگی، 350 بیمار (194 مرد و 156 زن) از بین مراجعه کنندگان به مرکز تصویربرداری کوثر و انجمن ام اس ایران، واقع در شهر تهران، به کمک روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس عدم تحمل ابهام (فرستون و همکاران، 1994)، پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مشکل (رابی چاوود و دوگاس، 2005) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، 2004)، پاسخ دادند.
یافته ها: نتایج تحلیل عامل تاییدی از ساختار تک عاملی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، به طور تجربی حمایت کرد. همچنین، همبستگی مثبت و معنادار بین جهت گیری منفی نسبت به مسئله با اجتناب شناختی و عدم تحمل ابهام، از روایی ملاکی پرسشنامه، حمایت کرد. ضریب همسانی درونی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 945/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن دفاع از بسندگی نقشه مفهومی معطوف بر ساختاری تک وجهی برای جهت گیری منفی نسبت به مسئله، از مشخصه های فنی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، به طور تجربی، دفاع کرد.
مدل یابی اهمال کاری تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی با نقش واسطه ای امید تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزش و پرورش هر کشور ارتقای سطح علمی و توان تحصیلی دانش آموزان است. برخی از دانش آموزان در فرایند تحصیل با چالش هایی روبه رو می شوند که مانع موفقیت تحصیلی آنان می شود. از چالش های اساسی که اکثر دانش آموزان و دانشجویان با آن ها مواجه هستند، اهمال کاری تحصیلی است. هدف از این پژوهش، مدل یابی روابط ساختاری اهمال کاری تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی با نقش واسطه ای امید تحصیلی بود. از منظر هدف و شیوه گردآوری اطلاعات رویکرد توصیفی و از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان همدان، شامل 2860 دانشجو در سال تحصیلی 1404 -1403 بود. تعداد 242 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (۱۹۸۶)، انعطاف پذیری روان شناختی ایژاک (2014) و امید تحصیلی سهرابی و سامانی (1390) استفاده شد.
یافته های این پژوهش نشان داد که امید تحصیلی و انعطاف پذیری روان شناختی بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی و مستقیم دارند. همچنین انعطاف پذیری روان شناختی با واسطه گری امید تحصیلی بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی دارد.
در نتیجه می توان گفت که انعطاف پذیری روان شناختی و امید تحصیلی از عوامل اثرگذار بر کاهش اهمال کاری تحصیلی هستند و این یافته ها می تواند الگویی برای مداخله محسوب شود.
تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و تعیین اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
253 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و و بررسی اثربخشی آن بر خود تنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانایی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان است. روش تحقیق در پژوهش حاضر روش تحقیق ترکیبی است از دو روش کیفی و کمی در مرحله تدوین بسته آموزشی از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی و در سنجش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون می باشد. 30 نفر از از جامعه هدف به روش نمونه گیری هدفمند از کارگاه تولیدی حمایتی بهزیستی انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه ی خود تنظیمی هیجانی میلر و براون استفاده شد. پرسشنامه خود تنظیمی توسط میلر، براون و لاوندوسکی در سال 1999، جهت ارزیابی فرایندهای خود تنظیمی ساخته شده است. این پرسشنامه، از 63 آیتم و 7 خرده مقیاس (پذیرش، ارزیابی، راه اندازی، بررسی، برنامه ریزی، اجرا و سنجش) تشکیل شده که برای سنجش توانایی کلی در تنظیم رفتار طراحی شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بسته آموزشی اشتغال حمایت شده بر خود تنظیمی هیجانی با اثربخشی معناداری همراه است. پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در جهت بهبود وضعیت روانشناختی افراد دارای ناتوانایی هوشی رشدی و بیماری های اعصاب و روان استفاده شود.
بازنمایی نقش مدیران آموزشی در گسترش اجتماعات یادگیری معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
225 - 240
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه اجتماعات یادگیری حرفه ای، چارچوب و فرآیندی را برای یادگیری مداوم و رشد حرفه ای معلمان فراهم می آورد و از سویی نقش مهم مدیران مدارس در شکل گیری اجتماعات یادگیری حرفه ای معلمان بر کسی پوشیده نیست لذا هدف پژوهش حاضر بازنمایی نقش مدیران آموزشی در گسترش اجتماعات یادگیری حرفه ای معلمان است. رویکرد این مطالعه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی بوده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش مدیران آموزشی و همچنین معلمان مدارس ابتدایی شهر مشهد بودند که در اجتماعات یادگیری حرفه ای شرکت کرده اند و تمایل به بیان تجربیات خود در ارتباط با پدیده مورد مطالعه را داشتند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با روش ملاک محور انتخاب شدند. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14معلم و 8 مدیر آموزشی گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس تحلیل محتوا و طی سه مرحله کد گذاری انجام شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که نقش های مدیر آموزشی در گسترش اجتماعات یادگیری حرفه ای معلمان شامل 3 مقوله کلی نقش های فردی (تلاش در جهت توسعه حرفه ای خویش، اثر گذاری در معلمان، مسئولیت پذیری و دغدغه مندی، برخورداری از دیدگاه مثبت نسبت به اجتماعات یادگیری حرفه ای)، نقش های میان فردی (ارتباط موثر و مدیریت تعارض، شبکه سازی، همکاری و مشارکت) و نقش های اجرایی (برنامه ریزی و سازماندهی فعالیت ها، گسترش فرهنگ تفکر و پژوهش، ایجاد انگیزه در معلمان، ارزیابی و توسعه حرفه ای معلمان) می شود. تحلیل روابط میان مقوله ها نشان داد این نقش ها به صورت پویا و تعاملی عمل کرده و نقش های فردی، زیربنای نقش های میان فردی و اجرایی هستند.
شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
85 - 103
حوزههای تخصصی:
با توجه به استفاده روزافزون از فناوری های ارتباطی نوین، مربیگری الکترونیکی به ابزاری مؤثر با هدف تطبیق شرایط در حال تغییر جامعه تبدیل شده است. از این ابزار می توان به منظور بهبود عملکرد مدیران و رهبران آموزشی استفاده کرد. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی و به شیوه مرور نظام مند انجام شده است. همچنین، به منظور شناسایی مؤلفه ها، پس از تنظیم سؤال پژوهش، کلیدواژه های جست وجو تعیین شد. این کلیدواژه ها در دو پایگاه وب آو ساینس و اسکوپوس و 71 مجله معتبر حوزه یادگیری الکترونیکی (بر اساس نظام رتبه بندی مجلات سایمگو) جست وجو شدند که در مجموع 2433 مقاله به دست آمد. پس از بررسی مقالات 23 مقاله در حوزه مربیگری الکترونیکی انتخاب شد. از روش سنتز مضمون نیز برای تجزیه وتحلیل یا همان کدگذاری داده های استخراج شده استفاده شد. مؤلفه های شناسایی شده مربیگری الکترونیکی عبارت اند از: تعیین اهداف مربیگری مجازی، تعیین سطح شایستگی متربیان، پرسیدن سؤالات تأملی از متربیان، شناسایی نیازهای متربیان، تعامل، تبدیل اهداف کلی به جزئی، تعیین منابع، انتخاب فناوری مناسب، برنامه ریزی، ارائه بازخورد مناسب و مداوم، ارزیابی، توسعه نرم افزار و حفظ امنیت آنلاین. درنهایت، می توان از الگوی نهایی این مطالعه مانند الگوی مفهومی مقدماتی برای مطالعات بعدی استفاده کرد.
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری (ابزاری جدید برای سنجش میسوفونیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
159 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری در بین گروهی از نوجوانان ایرانی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12 تا 18 ساله شهر ارومیه در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 380 نفر انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونه نوجوانان ایرانی ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس حساسیت به صدای واینشتاین به طور تجربی از روایی همگرا نسخه تجدیدنظر شده مقیاس میسوفونیا حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی نسخه تجدیدنظر شده مقیاس 93/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پرسشنامه صدا بیزاری برای سنجش میسوفونیا در نوجوانان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار می تواند جهت اندازه گیری صدا بیزاری در بخش های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین الگوی تعامل والد-نوجوان: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
141 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی تعامل والد-نوجوان با رویکرد کیفی و بر مبنای نظریه داده بنیاد و با به کارگیری روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. روش: بدین منظور تعداد 12 نوجوان در شهرهای مشهد، سبزوار، جوین و کاشمر در سال 1403-1402 به شیوه نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب و داده ها تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و پس از پیاده سازی متن مصاحبه ها با روش تجزیه وتحلیل اشترواس و کوربین در فرایندی سه مرحله ای با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی 151 کد باز و 14 مقوله محوری گردید. همچنین، نتایج کدگذاری انتخابی نشان داد که مقوله هسته «تعامل سازنده والد-نوجوان» است که تحت تأثیر شرایط علّی (گفتمان حمایتی، تعاملی و عاطفی)، شرایط مداخله گر(عوامل درون و برون خانوادگی) و شرایط زمینه ای (بستر مدیریتی) در قالب راهبردهای حمایتگرانه، تعاملی-مشارکتی، نقّادانه، مدیریتی و خلاقانه است که حاصل آن پیامدهایی در ابعاد فردی، تعاملی و اجتماعی در راستای تعامل والد-نوجوان است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر توصیه می شود از الگوی حاضر به منظور بهبود تعامل والدین و نوجوانان و همین طور طراحی برنامه های مختلف در جهت تسهیل و تقویت روابط والد-نوجوان استفاده گردد.
فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.
مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
131 - 155
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه انجام گرفت. روش این پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان نخبه ورزشکار پسر مقطع متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. به منظور نمونه گیری با توجه به محدود بودن جامعه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به طوری که برای هر گروه 15 نفر و جمعاً 45 نفر انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هویت فردی برزونسکی (1989) و هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت فردی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که هر دو روش تحلیل رفتار متقابل و بدیعه پردازی بر هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم دانش آموزان مؤثر بوده اند. همچنین، بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد.
ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
231 - 253
حوزههای تخصصی:
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
ساختار جامعه روستایی ایران بعد از اصلاحات ارضی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نظام سنتی کشاورزی ایران در جریان اصلاحات ارضی که با محوریت بنه ها (واحدهای تولیدی گروهی) عمل می کرد، دچار تغییرات گسترده ای شد. بنه ها به عنوان تشکیلات اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در تولید کشاورزی داشتند، اما پس از اصلاحات ارضی، به دلیل تقسیم زمین ها و در برخی موارد عدم تمایل دهقانان به کار گروهی، این ساختار تضعیف شد. بی توجهی مقامات به اهمیت بنه ها نیز به انحلال آنها سرعت بخشید. از سوی دیگر، ایجاد شرکت های سهامی زراعی و تعاونی های تولید روستایی با هدف بهبود بهره وری کشاورزی موجب تغییرات ساختاری در نظام مالکیت و بهره برداری شد. دهقانان حق فروش زمین های خود را نداشته و به سهامداران تبدیل شدند. این امر منجر به کاهش مشارکت فعالانه دهقانان در کشاورزی و تشدید نابرابری های اجتماعی شد. پژوهش حاضر، مبتنی بر روش تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی به واکاوی تأثیر اصلاحات ارضی بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران می پردازد. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که اصلاحات ارضی چه تأثیری بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران گذاشت؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که درمسئله اصلاحات ارضی، دگرگون سازی روابط سنتی و طبقاتی، احساس محرومیت نسبی وایجاد نارضایتی روستاییان را به همراه داشت. از یک سو، این تغییرات موجب وابستگی جدید روستاییان به نهادهای دولتی شد و از سوی دیگر، با تغییر بنیان و ترکیب طبقاتی روستاها، به فروپاشی نظام ارباب- رعیتی، استقلال رعایا، افزایش درآمد دهقانان و بهبود سطح زندگی آنان انجامید، هرچند برخی گروه های اجتماعی دچار ناامنی اقتصادی شدند.
چارچوبی برای کارکرد رسانه های اجتماعی در ورود کارآفرینانه کسب و کارهای کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
253 - 289
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب وکارهای کوچک و متوسط به یک الزام رقابتی تبدیل شده است. برخی پژوهشگران، کارآفرینی را فرایندی اجتماعی و چند مرحله ای می دانند. به همین دلیل است که کسب وکارها تلاش می کنند در طول این مراحل و با هدف بقا یا توسعه کسب وکار از مزایا و منافع رسانه های اجتماعی به بهترین شکل ممکن بهره مند شوند. ورود کارآفرینانه یکی از مهم ترین مراحل فرایند کارآفرینی محسوب می شود که کسب وکارها می توانند با بهره گیری از مزایای رسانه های اجتماعی این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند. پژوهش حاضر به دنبال آن است که چارچوب نظری کارکرد رسانه های اجتماعی را در ورود کارآفرینانه کسب وکارهای کوچک و متوسط صورت بندی کند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر پژوهشی اسنادی- فراترکیب است. این پژوهش با محوریت 1608 مقاله پایگاه علمی اسکوپوس طی سال های 2016 تا 2023 صورت پذیرفته است. پس از غربال گری اولیه به 47 مقاله و در نهایت به 15 مقاله محوری برای استخراج یافته ها دست یافتیم. در روش فراترکیب چهار سازه اصلی همراه با 11 مفهوم شناسایی و سازمان دهی شد. نتایج این پژوهش می تواند به مثابه نقشه راهی برای کارآفرینان و فعالان کسب وکار در طول فرایند کارآفرینی و به ویژه مراحل اولیه راه اندازی کسب وکار عمل کند. از سوی دیگر چارچوب پیشنهادی می تواند مبنایی نظری برای پژوهش های آتی در بسط کاربردهای رسانه های اجتماعی در فرایند کارآفرینی قرار گیرد.
واکاوی عوامل مؤثر در داستان سرایی دیجیتال بر انگیزه سفر در گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
205 - 238
حوزههای تخصصی:
عصر حاضر به دلیل توسعه شتابان فناوری های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، شاهد عملیات بسیار شگرفی بوده است. فناوری ها نویدبخش رشد در بخش گردشگری هستند. با این حال در کشور ایران کمتر توجهی به کاربرد این پدیده در حوزه گردشگری شده است. عدم وجود پژوهش های پیشین در این زمینه سبب شد تا جایگاه فعلی داستان سرایی دیجیتالی تعاملی در حوزه سفر و گردشگری جهت ایجاد انگیزه سفر در گردشگران مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و ازنظر جمع آوری و تحلیل داده ها، توصیفی- تحلیلی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش حاضر، گردشگران داخلی و خروجی هستند که از رسانه های دیجیتالی تعاملی استفاده می کنند. به جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که میان عناصر داستان سرایی دیجیتال و ایجاد انگیزه سفر رابطه علی برقرار است و داستان سرایی دیجیتال از طریق رسانه های دیجیتالی تعاملی تأثیر مثبتی در ایجاد انگیزه سفر در گردشگران دارد.
اجرای خط مشی های عمومی اکوسیستم کارآفرینی آموزش عالی کشور مبتنی بر سیاست های کلی اشتغال مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
87 - 118
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار کشور مستلزم پایه گذاری و شکل گیری نظام نوآوری و صنعت دانش بنیان و دانشگاه کارآفرین است و این امر منوط به رابطه مبتنی بر همزیستی و همکاری متقابل میان حوزه صنعت و نظام علمی و آموزش عالی است. رویکرد نظام مند به مقوله ی کارآفرینی و نوآوری در ایران از زمان تدوین برنامه چهارم توسعه آغاز گردید و به تدریج در دیگر اسناد بالادستی، به ویژه سیاست های کلی اشتغال ابلاغی رهبری، این موضوع محوری مورد تأکید قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای اجرای خط مشی های عمومی اکوسیستم کارآفرینی آموزش عالی کشور مبتنی بر سیاست های کلی اشتغال مقام معظم رهبری شکل گرفت. رویکرد مطالعه حاضر، این پژوهش را در دسته ی تحقیقات کاربردی با رویکرد اکتشافی قرار می دهد. جمعیت آماری پژوهش را متخصصان دانشگاهی تشکیل می دهند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی انتخاب گردیدند. در راستای گردآوری داده های مورد نیاز و بر مبنای اصل اشباع نظری، دوازده مصاحبه ی عمیق نیمه ساختارمند با جامعه ی آماری انجام پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه ها با بهره گیری از روش تحلیل محتوا صورت گرفت. درنهایت 60 شاخص و 13 مقوله شناسایی که براساس نمودار قدرت نفوذ-وابستگی در شش سطح طبقه بندی شدند و متغیرهای سیاست های کلی اشتغال مقام معظم رهبری، زیرساخت فرهنگی و محیط کلان (زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی) بالاترین تأثیرگذاری را داشته اند. درنهایت، به منظور شناسایی و طراحی مدل پژوهش از روش مدل سازی ساختاری – تفسیری و نرم افزارمیک مک استفاده گردید.









