فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۳٬۴۵۴ مورد.
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
179 - 207
حوزههای تخصصی:
نهاد دادگستری از سازمان هایی است که پیوسته در ارتقای فرهنگ سازمانی خود تلاش داشته و به نظر می رسد مبتنی بر شاخص های مدیریت جهادی از عملکرد مطلوب تری برخوردار باشد و چنانچه نهادی مثل دادگستری در زمینه خدمت به ارباب رجوع، در نظر داشتن خدا در کلیه امور قضاوت، داشتن روحیه مردمی توسط قضات و مسئولین آن، تزکیه نفس، استفاده صحیح و دقیق از بیت المال و ... از مطلوبیت کافی برخوردار نباشد رفته رفته محبوبیت خود را میان آحاد مردم از دست می دهد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، راهبردهای کارآمدتر شدن فرهنگ سازمانی مطلوب مبتنی بر شاخص های مدیریت جهادی در دادگستری جمهوری اسلامی ایران می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش اجرا آمیخته است. جامعه هدف پژوهش حاضر در بخش کیفی و کمّی اساتید و خبرگان مدیریت سازمانی و مدیریت جهادی با حداقل 10 سال سابقه خواهند بود. حجم نمونه مبتنی بر رویکرد اشباع نظری تعیین می گردد و روش نمونه گیری نیز روش گلوله برفی می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه ها، در مرحله کیفی، از روش نظریه داده بنیاد استفاده می شود. فرایند در روش داده بنیاد شامل کدگذاری است. همچنین در مرحله کمّی، روایی گویه های مصاحبه مبتنی بر Imapct Factor و شاخص های CVR و CVI تایید شده است. در نهایت یافته ها حاکی از آن است که راهبردهای کارآمدتر شدن فرهنگ سازمانی مطلوب مبتنی بر شاخص های مدیریت جهادی در قوه قضاییه عبارتند از: تفکر خدایی کردن امور، مراجعه به مشاوره، پذیرفتن خطاهای خود و جبران، آموزش مسئولیت پذیری، آموزش احترام به یکدیگر، خوشرویی در محیط کار، پرورش کارکنان، اهمیت به بیت المال، وضع قوانین، ارتقای اعتماد به نفس، استفاده از ظرفیت ها، ارتقای تعهد کارکنان، توسعه مشارکت، نهادینه کردن رفتار دینی، تفکر توسعه، قناعت، جهد بسیار، آموزش های صحیح به کارکنان و پیامدهای نبود فرهنگ سازمانی مطلوب مبتنی بر شاخص های مدیریت جهادی عبارتند از : هدر رفتن منابع، عدم مسئولیت پذیری، نداشتن جهت گیری خدایی، نبود اعتماد به نفس، عدم توجه به مشارکت، عدم تکریم یکدیگر، بدخلقی، بی توجهی به کردار دینی، بی توجهی به توسعه، ضعف روابط، مردمی نبودن، بی توجهی به ارزش ها.
ارائه مدل ارزیابی و اعتبار سنجی ابعاد مختلف پاسخگویی در بیمارستان های آموزشی کشور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۵۲
۸۵-۷۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کنترل و سنجش کیفیت خدمات بهداشتی ودرمانی به منظور پاسخگویی، اولین گام ضروری در ارائه صحیح خدمات است و بیمارستان ها به عنوان مهم ترین سازمان درمانی در کشورها بیشترین نیاز به ارزیابی را دارند. هدف از انجام این پژوهش مطالعه اعتبار سنجی ابعاد اخلاقی، قانونی، مالی، عملکردی، سیاسی، ساختاری، فرهنگی و اطلاع رسانی (ابلاغ قوانین بیمارستانی) در بیمارستان های آموزشی کشور بود. روش کار: روش این مطالعه از نوع اعتبار سنجی است. حجم نمونه بر اساس فرمول کرجسی- مورگان، 580 نفر تعیین گردید. افراد تحت مطالعه به روش نمونه گیری سهمیه ای- تصادفی از بین کارکنان بیمارستان های آموزشی کشور انتخاب گردیدند. پرسشنامه مورد نظر با هشت بعد و 34 شاخص بر اساس طبقه بندی لیکرت میان پرسنل توزیع گردید. نتایج با آزمون تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر و رگرسیون چندگانه به وسیله نرم افزار لیزرل تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: شاخص برازش مقایسه ای ابعاد پرسشگری که نشان دهنده درجه همخوانی مدل ما با داده های واقعی بود، در این پژوهش دقیقاً برابر یک به دست آمد که حاکی از قوت تک بعدی بودن مدل بود. آلفای کرونباخ جهت تعیین سازگاری درونی ابعاد مورد بررسی، بین اعداد 0.791 تا 0.901 به دست آمد که کمترین آن مربوط به بعد مالی و بیشترین آن مربوط به بعد اطلاع رسانی بود. نتیجه گیری: پژوهش حاضر، با سنجش اعتبار مدل و اهمیت سنجی این ابعاد و مؤلفه ها، رویه و الگویی سیستماتیک را فرا روی مدیران قرار می دهد. نوآوری ها و ویژگی های خاص این پژوهش، در ارائه مدلی نوین و شناسایی ابعاد و شاخص های برتر جهت بهبود پاسخگویی در بخش بهداشت و درمان می باشد.
استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی: حلقه مفقوده در اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۸۳
۱۰-۹
حوزههای تخصصی:
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از سال 1389 اعتباربخشی بیمارستان های کشور را برنامه ریزی کرده و اولین دوره این اعتباربخشی را در سال های 1391 و 1392 به شکل دولتی و اجباری اجرا نموده است. این در حالی است که چهارمین دوره این اعتباربخشی از سال 1398 تا 1399 در 19 محور و با استفاده از 110 استاندارد و 514 سنجه انجام گرفته است.[1] پنجمین محور از محورهای 19 گانه در این اعتباربخشی مربوط به فناوری و مدیریت اطلاعات سلامت بوده است. محور مذکور خود دارای شش بخش فرعی تر و شامل سنجه هایی در رابطه با قابلیت های سامانه اطلاعات بیمارستان، ثبت صحیح و کامل داده ها، نگهداشت تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری، امنیت داده ها، فرآیند تشکیل و تکمیل پرونده های پزشکی و الکترونیک نمودن خدمات بیمارستان است.[2] با اندکی تأمل در بخش فناوری و مدیریت اطلاعات سلامت از مجموعه استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران درمی یابیم که سنجه های این بخش در حوزه مدیریت اطلاعات بیشتر بر داده های بیمار تمرکز دارد. درحالی که مدیریت منابع علوم پزشکی و خدمات اطلاعات دانش بنیان در بیمارستان ها مورد غفلت واقع شده است. به عبارت دیگر نقش کتابخانه به عنوان عضوی از پیکره بیمارستان و خدمات کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی در زمینه گردآوری، سازمان دهی و اشاعه اطلاعات در اعتباربخشی ملی بیمارستان ها به فراموشی سپرده شده است. استانداردهای کمیسیون مشترک اعتباربخشی سازمان های بهداشتی و درمانی آمریکا (Joint Commission on Accreditation of Healthcare Organization(JCAHO)) به عنوان مهم ترین اسناد بین المللی در زمینه اعتباربخشی بیمارستان محسوب می شود. دراین سند که اساس راهنمای جامع استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران نیز می باشد بر دسترسی به اطلاعات دانش بنیان (Knowledge base Information) توجه و تأکید شده است. به این صورت که در نهمین استاندارد از استانداردهای مدیریت اطلاعات، بیمارستان ملزم شده است تا نظام اطلاعات، منابع و خدمات لازم به منظور برآورده کردن نیازهای اطلاعاتی دانش بنیان را فراهم نماید. همچنین، بر فراهم آوری این منابع و دقت و روزآمدی آن ها تأکید شده است. [3] استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی از دیگر اسناد مهم در این زمینه است که انجمن کتابداری پزشکی آمریکا آن را منتشر کرده است. این سند شامل 11 استاندارد می باشد که در آن بر دسترسی به اطلاعات دانش بنیان به عنوان یکی از عناصر اصلی مدیریت اطلاعات بیمارستان تأکید شده است. در اولین استاندارداین سند، کتابخانه به عنوان واحد اصلی مسئول در امر توسعه سیستم های اطلاعاتی و نیز ارائه خدمات در جهت رفع نیازهای سازمان به اطلاعات دانش بنیان معرفی گردیده است. [4] نقش و اهمیت اطلاعات در تصمیم گیری های بالینی و بحث پزشکی مبتنی بر شواهد ((Evidence-based medicine (EBM) بر کسی پوشیده نیست. از طرفی گردآوری، سازمان دهی، ارزیابی و اشاعه این اطلاعات جزو وظایف اصلی کتابخانه های بیمارستانی است. آموزش سواد اطلاعاتی به کاربران (شامل پزشکان، پرستاران، پیراپزشکان، مدیران و بیماران) و ارائه خدمات اطلاعاتی متنوع به گروه های بالینی نیز نقش های دیگری هستند که این نوع کتابخانه ها ایفا می کنند. بر این اساس منطق حکم می کند که ارزیابی این بخش از بیمارستان و خدمات آن باید جزء لاینفک اعتبارسنجی بیمارستان باشد. در نظر گرفتن کتابخانه های بیمارستانی در فرایند اعتباربخشی، علاوه بر آنکه باعث ارتقای آن ها در راستای خدمت رسانی به جامعه پزشکی می شود، می تواند ظرفیت و بهره مندی از تخصص های کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی را نیز ایجاد نماید. بد نیست متولیان تدوین و بازنگری استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران در ویرایش های جدید این سند، استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی را هم مدنظر قرار دهند. تضاد منافع: نویسندگان اظهار داشتند که تضاد منافعی وجود ندارد. تشکر و قدردانی: بدین وسیله از کتابداران خدوم و پرتلاش کتابخانه های بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشکر و قدردانی به عمل می آید.
مدیریت زیرساخت شرکت های تسهیل گر گردشگری پزشکی در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
۲۹-۲۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شرکت های تسهیل گر گردشگری پزشکی به عنوان واسطه ای بین عرضه کنندگان این صنعت و بیماران عمل می کنند. این شرکت ها به منظورکارایی بهینه نیاز به مدیریت سازمان یافته زیرساخت خود دارند. درپژوهش حاضر، عوامل تشکیل دهنده مدیریت زیرساخت این شرکت ها بررسی شده است. روش ها: داده ها با استفاده از دو روش دلفی و پرسش نامه ساختارمند جمع آوری شد. جامعه آماری مربوط به روش دلفی، خبرگان و فعالان حوزه گردشگری پزشکی وکسب وکار الکترونیکی و جامعه آماری دوم متشکل از شرکت های تسهیل گر گردشگری پزشکی بود. روش نمونه گیری درجامعه اول غیر تصادفی به روش گلوله برفی و تعداد نمونه با توجه به اشباع نظری تعیین شد. در جامعه دوم با توجه به محدود بودن جامعه، پرسش نامه بین همه اعضای جامعه توزیع شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اسمارت پی ال اس و روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد مدیریت زیرساخت شرکت های تسهیل گر پزشکی از پنج عامل فعالیت ها، شرکای تجاری، توانایی ها و عوامل داخلی و خارجی تشکیل شده است. فعالیت ها شامل زیرساخت های همکاری، جوامع مجازی و یکپارچه کننده زنجیره ارزش است. در بررسی عامل شرکای تجاری با درنظر گرفتن دیگر شرکا، باید توجه بیشتری به نقش شرکت های بیمه شود. توانایی ها دلالت بروجود منابع در اختیار سازمان دارند که شامل منابع انسانی، پایگاه داده از بیمارستان ها و پزشکان و دسترسی به متخصصان درمانی می شود. تدوین ماموریت، استراتژی و ساختار سازمانی جزء عوامل درونی و توجه به نقش رقبا، نقش دولت در حمایت از سیستم گردشگری پزشکی و همین طور استفاده از فن آوری های روز و بستر الکترونیکی گردشگری پزشکی جزء عوامل خارجی تاثیر گذار در مدیریت زیرساخت شرکت های تسهیل گر پزشکی است. نتیجه گیری: برای مدیریت زیرساخت شرکت های تسهیل گر گردشگری پزشکی نیاز به نگاهی یکپارچه به فعالیت ها، شرکای تجاری، توانایی ها وعوامل داخلی و خارجی است که درپژوهش حاضر به طور جامع به آن ها پرداخته شد و در نهایت پیشنهاد شد بستر الکترونیکی مبتنی بر فن آوری برای انجام فعالیت ها و فرآیند ها در بین شرکای تجاری و شرکت های تسهیل گر و بیماران و شرکت های تسهیل گر طراحی گردد.
مدیریت منابع و مصارف در حوزه ملزومات پزشکی با استفاده از الگوریتم خوشه بندی کی میانگین: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
۶۰-۵۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همواره یکی از دغدغه های اصلی مدیران نظام سلامت، کنترل و کاهش هزینه های بهداشت و درمان بوده است. استفاده بهینه از منابع مراکز بهداشتی و درمانی جهت حفظ و ارتقای خدمات، مستلزم تحلیل هزینه ها و به کارگیری نتایج به دست آمده در فرآیند تأمین و مصرف اقلام موردنیاز است. هدف این مطالعه استخراج الگویی مناسب جهت مدیریت هزینه های ملزومات پزشکی در مراکز بهداشتی و درمانی است. روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی است که به صورت مقطعی انجام شد. هزینه خرید سالیانه ملزومات پزشکی مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی همدان از سیستم اطلاعات بیمارستانی استخراج و پس از پردازش، نتایج با بهره گیری از تجربیات محققین و ضوابط تجهیزات پزشکی کشور تحلیل گردید. برای خوشه بندی داده ها از الگوریتم K-means در محیط نرم افزاری Rapidminer 9.6 استفاده شد. یافته ها: هزینه های خرید سالیانه ملزومات پزشکی بر مبنای قیمت خرید واحد و کل به روش K-means به نُه دسته خوشه بندی شد و سپس بر اساس تحلیل هریک از طبقات، راهکارهایی جهت مدیریت هزینه از جمله کاهش قیمت از طریق خرید متمرکز، عقد قرارداد با تأمین کنندگان مجاز، نظارت و کنترل دقیق مصرف و عقد تفاهم نامه با سایر مراکز درمانی جهت تبادل کالای مازاد یا موردنیاز ارائه گردید. نتیجه گیری: تحلیل هزینه کرد حوزه ملزومات پزشکی بر مبنای قیمت، میزان خرید و مصرف در یک بازه زمانی معین با استفاده از الگوریتم خوشه بندی، اطلاعات ارزشمندی را جهت مدیریت منابع و مصارف در اختیار مدیران نظام سلامت قرار می دهد و منجر به حفظ، تداوم و ارتقاء سطح خدمات مراکز بهداشتی و درمانی می گردد.
داستان حکمرانی علم و فناور ی در ایران
منبع:
حکمرانی متعالی سال اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
103 - 118
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر عامل سرپرستان و گروه کاری در مدل پذیرش سیستم اطلاعات بیمارستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۵۰
۶۴-۵۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: موضوعات مرتبط با سازمان و کاربران ازجمله عوامل مؤثر بر اجرای موفقیت آمیز سیستم های اطلاعات محسوب می شوند که لازم است موردتوجه مدیران ذیربط قرار گیرد. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر عامل سرپرستی و گروه کاری بر پذیرش سیستم اطلاعات بیمارستانی از سوی کاربران در بیمارستان های غیرآموزشی تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران (سابق) بود. روش کار: پس از بررسی ادبیات موضوع، مدل پیشنهادی اولیه در قالب هفت عامل مؤثر بر پذیرش سیستم ارائه شد. سپس پرسشنامه ای مشتمل بر 121 سؤال براساس عوامل مزبور طراحی گردید، و پس از کسب اطمینان از روایی و پایایی آن براساس قضاوت خبرگان و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، پرسشنامه ها بین 400 کاربر سیستم اطلاعات بیمارستانی در بیمارستان های موردنظر توزیع شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند. به منظور آزمون برازش مدل پژوهش و بررسی روابط بین متغیرهای آن، از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل بهره گیری شد. یافته ها: بررسی شاخص مجذور کای نرم شده (2.49 2 /df= χ ) نشان داد مدل پژوهش با داده ها برازش دارد. براساس روابط مدل مزبور مشخص گردید که عوامل سرپرستان و گروه کاری بر سودمندی سیستم از دید کاربر، آسانی استفاده از سیستم از دید کاربر، و رضایت کاربر از سیستم در بیمارستان های موردمطالعه تأثیر مستقیم دارند و سه عامل اخیر بر تمایل کاربران به استفاده از سیستم اطلاعات بیمارستانی تأثیرگذارند (0.0054 = P-value ). بحث: باتوجه به مطلوب بودن شاخص های برازش محاسبه شده در مدل پژوهش نتیجه گیری می گردد عوامل سرپرستان و گروه کاری پتانسیل تأثیر بر پذیرش سیستم اطلاعات بیمارستانی را دارند و به کارگیری مدل پژوهش می تواند احتمال پذیرش سیستم اطلاعات بیمارستانی ازسوی کاربران در بیمارستان های موردمطالعه را افزایش دهد.
شناسایی شایستگی های کلیدی برای اجرای اثربخش مدیریت دانش در بیمارستان ها با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۴۹
۶۸-۵۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت دانش برای بقاء سازمان در آینده نقشی تعیین کننده دارد. شناسایی فاکتورهای کلیدی اجرای موفق یک پروژه مدیریت دانش و اتخاذ یک رویکرد مناسب می تواند تصمیم گیری در خصوص مدیریت دانش را تسهیل کند. این تحقیق سعی برآن است تا با شناسایی عوامل و شاخص های اجرای اثربخش مدیریت دانش در بیمارستان ها، روابط بین این عوامل از طریق معرفی یک مدل مفهومی و تکنیک تحلیل عاملی تأئیدی بررسی کند . روش کار : روش انجام این تحقیق به دو بخش تقسیم می شود. بخش نخست اکتشافی است. شامل مطالعه نظری و تبادل نظر با خبرگان برای شناسایی شاخص ها. بخش دوم پیمایشی است شامل جمع آوری داده از طریق پرسش نامه و استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری. جامعه آماری تحقیق مدی ر ان و معاونان و پزشکان مسئول بخش های مختلف بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر تهران را شامل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده و ابزار تحلیل، مدل یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار لیزرل بود. یافته ها: نتایج نشان می دهد هر چهار فاکتور شایستگی فرآیندی، شایستگی ساختاری فرهنگی، شایستگی تکنولوژیک به همراه شایستگی مدیریتی در سطح معناداری 0.01 در اجرای اثربخش مدیریت دانش مؤثرند که نقش شایستگی مدیر تعدیل کننده است. در میان شاخص ها نیز وجود اهداف شفاف در شروع پروژه های مدیریت دانش، زیرساخت های فناوری اطلاعات در دسترس، به کارگیری تیم مخصوص پیاده سازی مدیریت دانش و شرکت و حمایت مدیر ارشد بیشترین تأثیر را دارند. بحث: هر چهار عامل در اجرای اثربخش سیستم مدیریت دانش در بیمارستان ها مؤثر هستند و توجه مناسب به همه عوامل می تواند منجر به موفقیت شود. در حالی که تحقیقات قبلی در سازمان های ایرانی نشان می دهد این سازمان ها رشد ناهمگونی در بخش تکنولوژی داشته و به عوامل دیگر بی توجه بوده اند.
شناسایی و رتبه بندی خدمات اینترنت اشیا در حوزه سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۳
۱۱۷-۱۰۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اینترنت اشیا سیستمی از اشیای فیزیکی است که از طریق اینترنت قابل دسترس و به یکدیگر مرتبط شده اند. به طور گسترده اینترنت اشیا در ایجاد ارتباط بین منابع مختلف پزشکی و ارائه خدمات هوشمند، اثربخش و مطمئن به افراد کاربرد دارد. از همین رو هدف این پژوهش بررسی و شناسایی خدمات فن آوری اینترنت اشیا در حوزه بهداشت و درمان و رتبه بندی اهمیت آنها است. روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی است و در دو مرحله با استفاده از رویکرد ترکیبی در سال 1397 انجام شده است. در مرحله کیفی، منابع کتابخانه ای و در مرحله کمّی، پرسش نامه مقایسه زوجی مورد استفاده قرار گرفته است. خدمات اینترنت اشیا به وسیله گروه خبرگان که شامل هفت نفر می شود رتبه بندی شده است. در پژوهش حاضر، از روش تحلیل فرایندی سلسله مراتبی تحت مجموعه های فازی نوع دو برای رتبه بندی خدمات اینترنت اشیا استفاده گردید. یافته ها: بخش مهمی از یافته های پژوهش اهمیت مدیریت بیماری های مزمن، خدمات پزشکی فوری غیرمستقیم، تشخیص زمین خوردن سالمندان، اطلاعات بیماران، ناسازگاری دارو و اطلاعات سلامت کودکان در میان خدمات اینترنت اشیا را نشان می دهد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، مشخص گردید که سیاستگزاران در حوزه فن آوری اینترنت اشیا در ابتدا باید به نقش این فن آوری در نجات جان افراد واقف باشند و در اولویت بعد سرمایه گذاری در اینترنت اشیا می تواند به کنترل و نظارت رفتارهای سالمندان، بیماران و کودکان یاری رساند. همچنین، شناسایی و آگاهی از اولویت خدمات اینترنت اشیا به سیاستگزاران و مدیران حوزه درمان و بهداشت جهت مدیریت اثربخش تر کمک می کند.
واکاوی عوامل مرتبط بر خلق مزیت رقابتی در کسب وکار گردشگری سلامت: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۹ شماره ۷۹
۵۷-۴۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه گردشگری سلامت از رو به رشدترین بخش های صنعت گردشگری در جهان است. گردشگری سلامت به عنوان یکی از منابع ایجاد درآمد و اشتغال می تواند رهیافتی برای توسعه اقتصادی ملی باشد. لذا، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مرتبط بر خلق مزیت رقابتی در کسب وکار گردشگری در حوزه سلامت است. روش ها: مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی بود و به صورت مقطعی در سال 1398 انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل فعالان و صاحبان کسب وکارهای صنعت گردشگری استان مازندران بود. برای جمع آوری داده ها تعداد 200 پرسش نامه توزیع گردید که از این تعداد 165 پرسش نامه برگشت داده شد. برای سنجش روایی پرسش نامه ازنظر خبرگان استفاده گردید. پایایی ابزار گردآوری داده ها از طریق آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تائید شد. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد وضعیت اجتماعی- فرهنگی با ضریب مسیر 96/0 اثر بسیار مهمی بر خلق مزیت رقابتی در گردشگری سلامت در استان مازندران دارد. همچنین بعد دسترسی به امکانات و نیروی انسانی متخصص و ماهر با ضریب مسیر 95/0 و 85/0 در رتبه های بعدی قرار دارند. نتیجه گیری: متولیان سازمان های ضمن مشخص نمودن فهرست دقیق قابلیت های اجتماعی - فرهنگی و تاریخی استان و معرفی مجتمع های رفاهی و مراکز خدماتی- درمانی، مقدمات لازم در جذب گردشگر سلامت را فراهم نمایند. در ادامه باید راه های شناسایی امکانات برای گردشگران نیز تسهیل شود. همچنین، باتربیت و به کارگیری نیروی متخصص، کسب وکار گردشگری سلامت تقویت خواهد شد.
وضعیت مدیریت استعداد در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی منتخب شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۸ شماره ۷۵
۶۰-۴۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افراد با استعداد در هر سازمان، نیروهای با ارزش و کمیابی هستند و مدیران سازمان برای دستیابی به بهترین نتیجه، نیاز به مدیریت آن ها دارند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت مدیریت استعداد در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی منتخب شهر تهران شکل گرفت. روش ها: پژوهش حاضر از نظر نوع و هدف توصیفی –کاربردی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کتابداران شاغل در کتابخانه های مرکزی و دانشکده ای دانشگاه های علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی به تعداد 130 نفر بودند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه «راث ول» (Rath vel) بود. روایی آن توسط 5 نفر از اساتید و صاحب نظران کتابداری و مدیریت مورد بررسی و پایایی آن نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مورد تائید قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که در بعد ایجاد تعهد نسبت به استقرار مدیریت استعداد میانگین وضعیت موجود و مطلوب به ترتیب 872/2 و 231/4، ارزیابی الزامات کار فعلی ، 846/2 و244 /4، ارزیابی عملکرد فردی 907/2 و 246/4، ارزیابی الزامات کار آتی 820/2 و 303/4، ارزیابی استعداد فردی 741/2 و 274/4، پر کردن خلا پرورشی 818/2 و 328/4، ارزیابی مدیریت استعداد و جانشین پروری 604/2 و 302/4 بود. نتیجه گیری :در مجموع نتایج نشان داد وضعیت مدیریت استعداد در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی منتخب شهر تهران در وضعیت نسبتأ مطلوب قرار دارد.
بررسی مدیریت جهادی در ارتش جمهوری اسلامی ایران (رویکردی آسیب شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اسلام و مدیریت سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
121 - 146
حوزههای تخصصی:
رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور بیانیه گام دوم انقلاب توصیه هایی اساسی به منظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه فرمودند. از منظر معظم له کلید پیروزی و نیل به اهداف بزرگ نظام اسلامی کار جهادی و کار انقلابی است. این تحقیق با الهام از اندیشه اصیل و متعالی معظم له؛ به بررسی ابعاد و مولفه های مفهوم مدیریت جهادی و آسیب شناسی آن بر پایه مدل سه شاخگی در ارتش ج.ا.ا پرداخته است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است. بدین منظور با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، اطلاعات لازم از بیانات معظم له و مقالات اصیل مرتبط استخراج گردید. بر پایه مدل سه شاخگی، ساماندهی، مورد "بررسی تحلیل و آسیب شناسی" قرار گرفت. یافته های پژوهش بیانگر وضعیت مدیریت جهادی و آسیب های آن در سه دسته عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای است که به منظور برون رفت از آن راهکارهای لازم پیشنهاد گردید.
طرح نقشه نمایی مفاهیم طبّ سنّتی ایران در ساختار ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی«نظام زبان واحد پزشکی (UMLS)»(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت ۱۳۸۹ شماره ۴۱
۶۲-۵۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش ارائ هی طرحی برای تعیین جایگاه واژگان و مفاهیم طبّ سنّتی ایران در ساختار زبان مشترک و تبیین (Unified Medical Language System = UMLS) ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی نظام زبان واحد پزشکی جایگاه و سهم واژگان طبّ سنّتی ایرانی در واژگان و مفاهیم دانش جهانی پزشکی بود. روش بررسی: این طرح پژوهش سه بخش است: در بخش الف، نظام زبان واحد پزشکی جهت شناسایی ساختار کلی آن و شناسایی دقیق خلأ های آن در مورد مفاهیم طبّ سنّتی ایران، تحلیل م یشود. در بخش ب، متون و منابع اطلاعاتی مربوط به داروی مفرده » و « نشان هی رنگ ادرار » ،« بیماری صرع » : مفاهیم طبّ سنّتی ایران مطالعه؛ و نمون ههایی از مفاهیم کلی شامل با زیر شاخ ههای آ نها استخراج م یشود. در بخش ج، نمونه مفاهیم استخراج شده از میان مفاهیم پزشکی رایج « سنبل الطیب (غربی) ترسیم شده در ساختار نظام زبان واحد پزشکی- در خ لأهای مربوط به مفاهیم طبّ سنّتی ایران، درون ساختار ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی این نظام، گنجانده م یشود. یافته ها: پیش نمونی از ساختار کلان طبّ سنّتی ایرانی که جایگاه آن در زبان پزشکی واحد ترسیم شده است با چگونگی تبادلات مفهومی طبّ سنّتی ایرانی با نظام زبان پزشکی واحد ارائه شد. نتیجه گیری: دامن هی فعلی یو ام ال اس تعداد قابل قبولی از مفاهیم مرتبط با طبّ سنّتی ایران را پوشش داده است. ولی جایگاه و دامن هی کامل و رسمی از دانش طبّ سنّتی ایران ارائه نم یکند. این پژوهش، موفق به تحلیل رد ههای کلان طبّ سنّتی ایرانی شده، و شیو هی برقراری تبادلات مفهومی را بین طبّ سنّتی ایرانی با طب امروزه جهانی، تحلیل کرده است.
بررسی رابطه بین ابعاد دین داری و هوش فرهنگی (مطالعه موردی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی یزد)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«دین داری» از جمله مفاهیمی است که اندیشمندان علوم اجتماعی به آن توجه بسیار کرده اند. شکی نیست که یکی از عوامل مؤثر بر رفتار و نگرش انسان ها در جوامع گوناگون، دین داری است. در کنار دین داری، هوش فرهنگی نیز می تواند بر تمام جنبه های زندگی، از جمله کیفیت روابط بین فردی، مهارت های زندگی و شغل هر کس تأثیرگذار باشد. هوش فرهنگی مهم ترین ابزاری است که می توان آن را برای مواجهه مناسب با موقعیت های چندفرهنگی به کار گرفت. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد تعیین تأثیر ابعاد دین داری بر هوش فرهنگی کارکنان «مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی» یزد است. در این پژوهش، به منظور سنجش دین داری از پرسش نامه گلاک و استارک و برای سنجش هوش فرهنگی از پرسش نامه تنظیم شده توسط «مرکز مطالعات هوش فرهنگی» استفاده شد. داده های لازم از طریق توزیع پرسش نامه بین 96 تن از کارکنان جمع آوری شد. به منظور آزمون روابط تعریف شده در فرضیه های پژوهش، از رگرسیون تک متغیره خطی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد از بین ابعاد دین داری، «اعتقادات مذهبی» و «تجربه دینی» بر میزان هوش فرهنگی افراد تأثیرگذار است.
سخن سردبیر: پلتفرم های رسانه ای و سیاست گذاری عمومی
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
256-257
حوزههای تخصصی:
پلتفرمهای رسانهای، در سالهای اخیر رشد بسیار سریعی را تجربه کردهاند و به همین نسبت، جنبههای مختلفی از زندگی مخاطبان/کاربران را تحت تأثیر قرار دادهاند. این پلتفرمها، بهواسطۀ موفقیت در رقابت با همتایان سنتی خویش در صنعت رسانه، توانستهاند بازارهای رسانهای را بهراحتی تسخیر کنند. صنعت رسانه، بهطور سنتی، همیشه تأمینکنندۀ اطلاعات بوده و همیشه، زنجیرۀ تولید و توزیع اطلاعات را در دست داشته است؛ بهمیزانی که صنعت رسانه در تولید و توزیع دادهها و اطلاعاتِ باکیفیت، موفق عمل کرده است، جوامع با رشد و توسعه همراه بودهاند و هر زمان که این صنعت در تولید و توزیع داده و اطلاعات موفق نبوده، فرایند توسعۀ جوامع نیز کُند شده است. اکنون، بهواسطۀ قابلیتهای بسیار زیاد پلتفرمهای رسانهای در تولید و توزیع دادهها، این پلتفرمها نقش تأمینکنندگان اصلی داده و اطلاعات را در جوامع برعهده دارند. میتوان گفت، قابلیت ذخیرهسازی و تحلیل دادههای تولید شده توسط کاربران در پلتفرمهای رسانهای، سرآغاز تحولات اخیر در صنعت رسانه بوده است. مرتبط با تحول یاد شده در صنعت رسانه، یکی از حوزههای پژوهشی نوپدید، حوزۀ پلتفرمهای رسانهای و ارتباط آن با سیاستگذاری در مسائل عمومی است. اکنون پرسشهایی از این دست که دادههای پلتفرمهای رسانهای چگونه میتوانند در مراحل مختلف فرایند سیاستگذاری عمومی دخیل شوند؟ از جمله پرسشهای مهم این حوزه محسوب میشود. محیط عمومی که سیاستهای دولتها در آن اجرا میشود، در واقع حوزۀ افکار عمومی است که همۀ ذینفعان سیاستهای مختلف در آن حضور دارند. این محیط، به سیاستهای مختلف واکنش نشان میدهد و موفقیت یا شکست سیاستها در این محیط رقم میخورد. سیاستگذار باید از این محیط پیچیدهای که ذینفعان در آن حضور دارند، آگاهی کافی داشته باشد. تأکید بر نیاز به جمعآوری و تولید دادههایی بر مبنای درگیرسازی همۀ ذینفعان سیاستگذاری نیز، بر همین اساس بهوجود آمده است. پلتفرمهای رسانهای، بهترین بستر جمعآوری چنین دادههای مشارکتی از عموم کاربران و در واقع، ذینفعان سیاستگذاری است که میتواند در اختیار فرایند سیاستگذاری قرار گیرد. درگیر شدن همۀ ذینفعان در قالب پلتفرمهای رسانهای با یک گزینۀ سیاستی، در واقع، توسعۀ قابلیتهای سیاستگذار محسوب میشود که عموم مردم را در تدوین و اجرای سیاستها، درگیر میسازد. این دادههای کلان، غیررسمی و پراکنده، بهصورت لحظهای در موضوعات مختلف در پلتفرمهای رسانهای، تولید و توزیع میشوند. این دادهها میتوانند کارکردهای مختلفی در سیاستگذاری عمومی داشته باشند. از جمله این کارکردها، شناسایی مسائلی است که عموم مشارکتکنندگان نسبت به آن حساسیت و دیدگاه دارند. شناسایی ابعاد مختلف ارزشِ کلان دادۀ پلتفرمهای رسانهای، جهت بهرهبرداری از آن در سیاستگذاری عمومی، از دسته فعالیتهای پژوهشی و عملیاتی است که متخصصان علوم رسانه و سیاستگذاری در کنار متخصصان علوم کامپیوتر، روی آن کار میکنند. شیوههای استخراج دانش از این دادۀ انبوه و استفاده از آن برای تدوین سیاستها، بهینهسازی اجرای آن و ارزیابی سیاستهای اجرا شده، میتواند سیاستگذاریها را تسهیل و به کارآمدی آنها کمک کند. چگونگی استفاده از آنها در فرایند سیاستگذاری عمومی، مسئلهای است که فضای پژوهشی جذابی برای پژوهشگران علاقهمند به حوزههای میان رشتهای ایجاد کرده است. پژوهشگران جوان رشتۀ مدیریت رسانه که به حوزۀ سیاستگذاری علاقهمندند، میتوانند از این دریچۀ نوظهور به تحلیل دادۀ پلتفرمهای رسانهای و ارتباط آن با حوزۀ سیاستگذاری بپردازند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر تسهیم دانش با رویکرد تصمیم گیری چند شاخصه: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۱
۲۲-۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تسهیم دانش موثر میان اعضای هیات علمی، یکی از شرایط اساسی کسب شایستگی های علمی و بهبود وضعیت پژوهشی در دانشگاه هاست. مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موثر بر تسهیم دانش و رتبه بندی این عوامل انجام شده است تا مدیران و سیاستگذاران این حوزه بتوانند بر مبنای این رتبه بندی اقدامات عملی مناسب انجام دهند. روش کار: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از بعد ماهیت و روش، توصیفی است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تهیه شده مبتنی بر روش های تصمیم گیری چند شاخصه به کار رفته در این پژوهش (روش آزمایش و ارزیابی تصمیم گیری و روش تحلیل شبکه ای) استفاده شد که توسط 10 نفر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی شیراز با حداقل پنج سال سابقه حضور در دانشگاه تکمیل گردیده است. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار سوپر دسیژن (Superdeicision) تحلیل شد. یافته ها: با توجه به نتایج در محیط آموزشی، عوامل اعتماد، فرهنگ سازمانی و ارتباطات بیشترین اثر گذاری و عوامل فن آوری و ساختار سازمانی کمترین اثر را بر تسهیم دانش داشته اند. نتیجه گیری: به طور کلی می توان گفت، عوامل میان فردی و عوامل نرم سازمانی مانند فرهنگ سازمانی، نسبت به عوامل سخت سازمانی مانند ساختار و فن آوری بر تسهیم دانش اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز تاثیر بیشتری دارند.
تعیین هزینه خدمات ام آر آی با استفاده از روش تقلیلی مرحله ای: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۵
۳۱-۲۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: واحد ام آر آی به دلیل حجم بالای مراجعات و استفاده از تجهیزات و دستگاه های تشخیصی پیشرفته از جمله بخش های پرهزینه بیمارستان می باشد. هدف این پژوهش، محاسبه هزینه تمام شده خدمات این واحد در بیمارستان امام رضا (ع) و مقایسه با تعرفه ها برای قیمت گذاری صحیح آن ها بود. روش ها: در این مطالعه توصیفی و کاربردی، قیمت تمام شده خدمات منتخب ام آر آی، با استفاده از روش هزینه یابی تقلیلی-مرحله ای برای بخش رادیولوژی بیمارستان امام رضا (ع) شهرستان ارومیه در سال 1397 محاسبه شد. ابزار گردآوری داده ها، فرم های استاندارد مربوط به فهرست هزینه های خدمات ام آر آی و مراکز فعالیت مرتبط بود. همچنین، برای برآورد سهم هزینه های سایر بخش ها در خدمات ام آر آی بخش رادیولوژی، مبناهای تسهیم مناسب تعیین و با استفاده از نرم افزار Excel، هزینه ها محاسبه گردید. یافته ها: طبق یافته های پژوهش، هزینه تمام شده خدمات منتخب این واحد از جمله ام آر آی مغز بدون تزریق 1449224 ریال، مغز با تزریق 1793634 ریال، مغز با و بدون تزریق توأم 3121783 ریال، ستون فقرات کمر بدون تزریق 1994881 ریال، ستون فقرات کمر با و بدون تزریق 3449832 ریال محاسبه شد. نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه، بین قیمت واقعی خدمات واحد ام آر آی و تعرفه ها تفاوت وجود دارد و هزینه های پرسنلی بالاترین سهم از هزینه های واحد ام آر آی را به خود اختصاص داده است. لذا، محاسبه دقیق هزینه تمام شده خدمات می تواند با شناسایی و اصلاح، ادغام و یا حذف کانون های پرهزینه، به کاهش هزینه ها و افزایش کارایی واحد موردمطالعه کمک نماید.
بررسی موانع ایجاد و به کارگیری پرونده الکترونیک سلامت در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۵۰
۷۵-۶۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه : ایجاد و به کارگیری پرونده الکترونیک سلامت با موانع متعددی مواجه است که می توان آن ها را در قالب موانع فنی، سازمانی، فردی، مالی و اخلاقی- قانونی دسته بندی کرد. هدف از این مطالعه مشخص کردن درجه اهمیت هر یک از این موانع در ایجاد و به کارگیری پرونده الکترونیک سلامت در ایران از دیدگاه صاحب نظران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. روش کار : این پژوهش به روش توصیفی در سال 1389 انجام شد. جامعه پژوهش در برگیرنده مدرسان و اعضاء هیأت علمی گروه های آموزشی فن آوری اطلاعات سلامت، مدیریت اطلاعات سلامت و انفورماتیک پزشکی و دست اندرکاران ایجاد و به کارگیری پرونده الک ترونیک سلامت در وزارت بهداشت بود که به دلیل محدود بودن تعداد افراد نمونه گیری انجام نشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی تحلیل گردیدند. روایی پرسشنامه از طریق سنجش اعتبار محتوا و روایی صوری و پایایی آن نیز از طریق محاسبه همبستگی درونی تعیین گردید . یافته ها : از کل جامعه پژوهش، 32 نفر (51.6 درصد) اقدام به تکمیل پرسشنامه نمودند. از نظر پاسخ دهندگان درجه اهمیت موانع فنی در ایجاد و به کارگیری پرونده الکترونیک سلامت از همه موانع بیشتر بود (میانگین=71.00). موانع مالی و موانع اخلاقی – قانونی به ترتیب با میانگین (70.05) و (68.16) در درجه دوم و سوم اهمیت و موانع فردی و سازمانی به ترتیب با میانگین (64.84) و (62.67) در رتبه های چهارم و پنجم قرار گرفتند. نتیجه گیری: به نظر می رسد به کار گیری افراد باتجربه و متخصص در هر یک از زمینه های فوق الذکر، ارائه آموزش های لازم و بستر سازی فنی جهت پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت، همراه با اختصاص منابع مورد نیاز، راه را برای به کار گیری این سیستم هموار سازد.
عوامل مؤثر بر تولید اسناد سیاستی مبتنی بر شواهد در ستاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۸ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۶۰
۱۱۷-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کاهش موفقیت آمیز شکاف دانش تا عمل، به شناسایی عوامل مؤثر بر آن بستگی دارد. مطالعه حاضر موانع و تسهیل کننده های تولید اسناد سیاستی سلامت مبتنی بر شواهد را از دیدگاه تولیدکنندگان آن ها در ستاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورد مطالعه قرار داده است. روش کار: مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل چارچوب مورد استفاده قرار گرفت. گردآوری داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انجام شد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار MAXQDA10 استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر با مطالعات اکتشافی درباره عوامل مؤثر بر سیاست گذاری مبتنی بر شواهد مقایسه شد. یافته ها: سه مضمون باورهای رفتاری، باورهای هنجاری و باورهای کنترلی و 18 زیرمضمون زیر شناسایی شدند. باورهای رفتاری: کیفیت سیاست، مصرف منابع، دانش و خلاقیت، زمان بری و بومی سازی؛ باورهای هنجاری: مراجع سیاست گذاری، سیاست گذاران، مجریان سیاست ها و همکاران؛ باورهای کنترلی: سیاست استخدامی، مدیریت عملکرد، توانمندسازی، ثبات مدیریت و سیاست گذاری، محیط فیزیکی، دسترسی به شواهد، فرایند سیاست گذاری و اثر عوامل رقیب. نتیجه گیری: اکثر موانع ذکرشده به باورهای کنترلی مربوط بودند. این یافته یادآور قانون 85/15 رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر است. مطالعه حاضر، عوامل مؤثر بر تولید اسناد سیاستی مبتنی بر شواهد را در همه سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده شناسایی کرد؛ اما عوامل شناسایی شده در مطالعات اکتشافی درباره استفاده سیاست گذاران سلامت از شواهد، به یکی از سازه های تئوری مربوط هستند. یافته فوق می تواند نشان دهنده ترجیح رویکرد تئوریک بر رویکرد اکتشافی برای شناسایی عوامل مؤثر بر یک رفتار باشد.
مدل تعاملی و فرایندی مخاطرات حوزه منابع انسانی در بخش سلامت: رویکرد مدل سازی ساختاری-تفسیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۶
۷۰-۵۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه اثربخشی سازمان به طور مستقیم تحت تأثیر کیفیت منابع انسانی آن تعریف می شود. در این میان یکی از مسائل چالش برانگیز سازمان ها در حوزه ی منابع انسانی به ویژه در بخش سلامت، مخاطرات حوزه مدیریت منابع انسانی است. پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل تعاملی و فرایندی و ترسیم ارتباطات ساختاری مخاطرات منابع انسانی در بخش سلامت انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که با روش ترکیبی انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش 19 نفر از مدیران و کارشناسان منابع انسانی مراکز درمانی شهرهای کاشان، آران و بیدگل بودند که با روش نمونه گیری غیرتصادفی مبتنی بر معیار انتخاب شدند. در این مطالعه از روش مدل سازی ساختاری-تفسیری برای ساختاربندی و ترسیم روابط تعاملی 14 خطر اصلی حوزه منابع انسانی در بخش سلامت استفاده شد. یافته ها: 14 خطر در حوزه منابع انسانی در بخش سلامت، شناسایی و با استفاده از روش مدل سازی ساختاری-تفسیری در چهار سطح طبقه بندی شد. به گونه ای که مخاطرات «دیدگاه مبتنی بر نقش غیرراهبردی واحد منابع انسانی»، «دیدگاه مبتنی بر عملکرد غیر اثربخش واحد منابع انسانی» و «خطر سیستم انتخاب و استخدام» در سطح چهارم و مخاطرات «مالی» و «رفتاری» در سطح اول قرار گرفت. نتیجه گیری: شناخت مخاطرات کلیدی منابع انسانی و روابط علی بین آن ها به مدیران کمک می کند که با هزینه کمتر بتواند در جهت کاهش سایر مخاطرات، ایجاد سیاست های یکپارچه، تصمیمات راهبردی و بهبود سیستم جذب در به کارگیری نیروی انسانی تلاش نمایند.