فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
گرچه میان رشتگی به مثابه یک مفهوم علمی، تاریخ طولانی چندانی ندارد، اما به مثابه یک رویه پژوهشی، از دیرینه ای به قدمت پژوهش برخوردار است. پرسش این نوشتار آن است که آیا میان رشتگی، خاص حوزه تمدنی غرب است و یا در تاریخ مشرق زمین و به ویژه ایران زمین نیز سابقه دارد؟ این نوشتار کوشید نشان دهد که علاوه بر میان رشته ای بودن برخی تالیفات و آثار علمی دانش پژوهان ایرانی، می توان به شعر و نظم به مثابه حوزه ای معرفتی با کارکرد میان رشتگی نگریست. کارکردهای میان رشتگی شعر را در سه سطح می توان تحلیل کرد: سطح اول، سطح موضوعات است. سطح دوم، سطح مسئله هاست. و سطح سوم، سطح راه حل است. گرچه شعر پارسی را نمی توان یک حوزه ی میان رشتگی به معنای دقیق کلمه دانست اما نگاه به شعر به مثابه یک فعالیت احساسی از سر بطالت یا ذوق نگاهی تقلیل گرایانه است و اگر با رویکردی پدیدارشناسانه فارغ از پیش فرضهای برساخته بنگریم شعر یکی از دیرپاترین، عمیق ترین و آسمانی ترین انواع کنش فرهنگی و معرفتی بشر در گذر روزگاران بوده و کارکردهای میان رشتگی مهمی را به سامان رسانده است؛ هرچند که دقیقاً یک حوزه میان رشته ای با دیسیپلین های علمی نیست.
عملکردها، برداشت ها و عوامل مؤثر در ارتباط با تحقیقات در آموزش عالی: دیدگاه استادان زبان انگلیسی نسبت به تحقیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۲
77 - 106
حوزههای تخصصی:
تلاش برای ارتقای همه جانبه تحقیق و پژوهش در جامعه، مستلزم درک کامل برداشت ها و دیدگاه های پژوهشگران از پژوهش است. هدف این تحقیق، بررسی دیدگاه های استادان زبان انگلیسی نسبت به تحقیق، میزان انجام تحقیق، دلایل انجام یا عدم انجام تحقیق و عوامل مؤثر بر تحقیق است. نمونه آماری مورد تحقیق در این مطالعه ۷۹ نفر از استادان زبان انگلیسی در گروه های زبان دانشگاه های استان اصفهان هستند که به صورت تصادفی انتخاب گردیده اند. داده های تحقیق به کمک پرسشنامه استاندارد و مصاحبه نیمه ساختاری جمع آوری شد. تحلیل کمّی و کیفی داده ها و یافته های پژوهش نشان داد که اساتید به میزان متوسط رو به بالا تحقیق می کنند و کمبود وقت، دلیل اصلی آنها برای عدم انجام تحقیق است. یافته ها همچنین نشان داد که نگرش عمده به تحقیق و پژوهش در بین استادان، بیشتر محدود به برداشت های سنتی، کمّی (آماری) و کاربردی از تحقیق و پژوهش است. بر اساس نتایج پژوهش، اساتید بیشتر به خاطر دلایل درونی دست به تحقیق میزنند ولی دلایل باز دارنده انجام تحقیق، بیشتر دلایل بیرونی هستند
نوین سازی سرفصل های دروس رشته اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در راستای دومین کنگره ملی علوم انسانی و دومین پیش همایش گروه اقتصاد در تبیین نوین سازی سرفصل های دروس رشته اقتصاد در دوره کارشناسی و مآلاً کارشناسی ارشد، موارد ذیل در این نقدنامه ارائه خواهد شد.
برای نیل به اهداف نوین سازی محتوایی و عنوانی، نخست سرفصل ها و عنوان های دروس رشته اقتصاد از دانشگاه های بزرگ دنیا1 که رتبه بندی جهانی زیر 50 را دارند، اخذ گردیده و با مقایسه سرفصل های مصوّب اولیه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سی سال گذشته و سرفصل های برخی از دانشگاه های بزرگ کشور که در سال های اخیر با اختیارات هیئت ممیزه تغییراتی در آن داده شده و اجرا می گردد، دیدگاه های همکاران گرانقدر پیش همایش قبلی مقایسه شده و به رشته تحریر درآمده است. نتیجه این مقاله مشخص می کند که عناوین دروس رشته اقتصاد از لحاظ ترکیب و محتوا به یک بازنگری اساسی نیاز دارد.
دیلتای و بنیادگذاری فلسفه علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
۱۹۱۱ )، فیلسوف آلمانی و از بنیانگذاران فلسفه قارهایِ علوم انسانی در غرب، طرح - ویلهلم دیلتای ( ۱۸۳۳
دانسته است. این طرح دارای دو بخش سلبی و ایجابی « نقد عقل تاریخی » ، فکری خود را به پیروی از کانت
است. در بخش سلبی، دیلتای ضمن اذعان به کانتی بودن پروژه فکری خود و تصدیق تلقّی کانتی از ماهیّت
و کارکرد فلسفه به نقّادی معرفت شناسیِ غیرتاریخی، نظریه سوبژکتیویته و مقولات و عدم کارآمدی آن در
فلسفه علوم انسانی میپردازد. بخش ایجابی اما در دو گام به طرح روانشناسی و طرح هرمنوتیکِ حیات
تاریخی اجتماعی به عنوان بنیاد فلسفی علوم انسانی میپردازد. وی ضمن نقادی پوزیتیویسم و هیستوریسم
را از هیستوریسم به عنوان « تاریخمندی » را از پوزیتیویسم و « عینیّت » ، (تاریخیگری) در فلسفه علوم انسانی
هگل و قرار دادن آن در بستری « روح عین ی » نقاط قوت این دو بر میگیرد. دیلتای با بهرهگیری از ایده
تاریخی تجربی فرهنگی، در کنار تبیینی که از رابطه سهگانه تجربهزیسته، عینیّتیافتگیهای حیات و تعابیر
حیات ارائه داده، به دفاع فلسفی از عینیّت علوم انسانی میپردازد.
سیاست به مثابه مکانیک درآمدی بر امکان تحلیل شرایط اجتماعی بر اساس معیارهای استاتیک و دینامیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و مطالعه پدیده های اجتماعی حاکم بر جامعه، بدلیل شرایط خاص آن نیاز به توسعه و تعمیق دارد. اگرچه شبیه سازی پدیده های اجتماعی با پدیده های مکانیکی در نگاه اول درست به نظر نیاید و این امر هم به خاطر پیچیدگی های مسایل اجتماعی است، ولی نویسندگان این نوشتار قصد دارند با ساده سازی این شبیه سازی را انجام داده تا با ساده تر و ملموس تر جلوه دادن مشکلات اجتماعی و عواقب آن، تحلیل روشن تری از آینده ارائه دهند. برای رسیدن به نتایجی مناسب و متقن، روش انجام بررسی و مطالعه، وام گیری و استفاده از مفاهیم و تعاریف علم مکانیک است که قابل تطبیق با مفاهیم اجتماعی است. یعنی در این نوشتار با در انداختن مباحثی مانند تنش، خستگی و غیره تلاش شده است در حدّ اشارت های این مقاله مشکلات اجتماعی کشور از دو جهت مورد بازبینی و واکاوی قرار گیرد. در رویکرد نخست بیان مفاهیم استاتیکی و تبعات منفی و خسارات ناشی از آن اشاره خواهد شد و در ادامه با بازبینی و بازخوانی مفاهیم دینامیک به تبیین اعوجاجات و مشکلات دینامیکی اجتماع پرداخته شده است.
نگاهی به مفهوم توسعه حرفه ای هیئت علمی و تجربه های موفق در برنامه ریزی و اجرای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۱
7 - 26
حوزههای تخصصی:
با افزایش فشار اجتماعی برای تحول در کیفیت بروندادهای آموزش عالی، برنامه توسعه حرفه ای هیئت علمی جایگاه ویژه ای پیدا نمود. در این مقاله، با مرور یافته های پژوهشی در سطح ملی و بین المللی در باره توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی به مفهوم توسعه حرفه ای هیئت علمی، محورها و استانداردهای آن و همچنین به چگونگی برنامه ریزی و اجرای توسعه حرفه ای هیئت علمی در عمل پرداخته می شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که برنامه های توسعه حرفه ای هیئت علمی، موجب ارتقای کیفیت زندگی فردی، سازمانی و حرفه ای عضو هیئت علمی می شود و چهار عامل را در بر می گیرد: 1) توسعه آموزشی با ایجاد فرصت هایی برای بهبود تدریس و یادگیری 2) توسعه پژوهشی از طریق ایجاد فرصت هایی برای کسب موفقیت های پژوهشی 3) توسعه فردی با تقویت مهارت های برنامه ریزی و تغییر، و 4) توسعه سازمانی با توانمند نمودن اعضا برای کسب مهارت های مورد نیاز سازمان.
رابطه فراشناخت و هوش معنوی با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۲
129 - 147
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه فراشناخت و هوش معنوی با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه رازی بود که در سال تحصیلی 89-90 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. از بین کلیه دانشجویان، تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های فراشناخت ولز و کارترایت- هاتون (2004) و هوش معنوی عبداله زاده و همکاران (1386) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها علاوه بر روش های آمار توصیفی از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t استفاده شد. نتایج نشان داد که هوش معنوی و فراشناخت، رابطه معناداری با عملکرد تحصیلی نداشتند. بین دختران و پسران در فراشناخت و هوش معنوی تفاوتی وجود نداشت، اما در عملکرد تحصیلی (001/0P<) و مؤلفه های اعتماد شناختی و باور منفی، تفاوت معناداری بین آنها وجود داشت (05/0P<). با توجه به این یافته ها لزوم بازنگری در شیوه های آموزشی و شناخت عوامل مؤثر بر عملکرد تحصیلی در محیط های آموزشی احساس می شود
بررسی و نقد شرح ِدکتر عبدالحسین خسروپناه از «رویکرد استاد مطهری به علم و دین»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دکتر خسروپناه در کتاب رویکرد استاد مطهری به علم و دین به بررسی آرای مرحوم مطهری در باب علم، دین و مفهوم شناسیِ علمِ دینی پرداخته است. وی ضمن برشمردن چهار نوع رابطه میان علم و دین، به بررسی علل جدایی علم و دین در غرب پرداخته است و متعاقباً ضمن فریضه دانستن علم در سنت اسلامی به توافق علم و دین در این سنت اشاره کرده و دلایل و محاسن این امر را توضیح داده است.
مطهری معیارِ دینی بودن علم را «نافع بودن» آن برای جامعة اسلامی می شمارد و هر علمی را که مقدمة عمل به واجب کفایی و یا عینی باشد، دینی می انگارد. به رویکرد علم شناختی و همچنین معیار استاد مطهری ایراداتی وارد است که خسروپناه بدان ها اشاره ای نکرده است. ایراداتی همچون عدم تمییز بین علوم دقیقه با علوم انسانی و اجتماعی، عدم تمییز بین علم و تکنولوژی، عدم توجه بر ساختار درونی علم و ناکارآمدی معیار نافع بودن در تمییز علم دینی از علم غیر دینی. از نظر مطهری در اسلام رابطة عقل و دین هم رابطة ملازمه است و ریشة تعارضات عقل و دین در غرب به اشکالات و اشتباهات کلیسا برمی گردد.
ترادف علوم انسانی با علوم انسان ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادعای این نوشتار آن است که به وسیله تبیین ماهیت علوم انسانی از راه توجه به حقیقت انسان به خوبی می توان به این امر مهم پی برد که علوم انسانی در حقیقت، علوم انسان سازند. لازمه این امر آن است که علوم انسانی به معنای واقعی کلمه اسلامی باشند. این مدعا در این نگارش به دو ادعا تحلیل می شود: اولاً تعریف انسان به حیوانی که صرفا دارای عقل نظری، یعنی دارای توانایی درک مفاهیم کلی است، تعریف کاملی نیست. انسان، حیوانی است که علاوه بر داشتن عقل نظری لازم است پیرو عقل عملی نیز باشد؛ ثانیا براساس تعریف کامل انسان، علوم انسانی علومی اند که با دین و سعادت جاودانه انسان مخالفتی نداشته باشند. چنانچه گزاره ای مخالف دین حق باشد، آن گزاره خارج از دایره علوم انسانی است، هرچند مشابه آن تلقی شود.
بررسی رابطه بین ابعاد مشتری مداری و رضایت ذی نفعان در نظام آموزش عالی مطالعه موردی: مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۳
69 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این تحقیق، بررسی رابطه بین ابعاد مشتری مداری و رضایت ذی نفعان از خدمات مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه هرمزگان است. در همین راستا، یک مدل خاص از خدمات مشتری مداری در نظام آموزش عالی ارائه شده که بر رضایت ذی نفعان تأکید دارد. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و اعضای هیأت علمی 4 دانشکده دانشگاه هرمزگان بوده که با استفاده از دستوره های آماری تعداد 191 نفر از دانشجویان و 37 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای انتخاب دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و برای انتخاب اعضای هیأت علمی سرشماری به عمل آمد. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد مشتری مداری بر رضایت ذی نفعان تأثیر دارد. همچنین شیوه انتقال خدمات در بین ابعاد مشتری مداری، دارای بیشترین تأثیر و محسوسات دارای کمترین تأثیر بر رضایت ذی نفعان است. در پایان با توجه به نتایج حاصل شده، پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت مشتری مداری در نظام آموزش عالی ارائه شده است
چهار روایت در فهم معنای مطالعات میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیا مطالعات میان رشته ای در دوران معاصر از برداشت یکسانی برخوردار بوده و معنای واحدی برای آنها متصور است؟ امروزه در باب ضرورت مطالعات میان رشته ای تقریباً اجماع قابل قبولی در میان متفکران و صاحب نظران وجود دارد. برخلاف چند دهه قبل دیگر نمی توان از استقلال حوزه های علوم انسانی سخن گفت. این حوزه ها به شدت به هم پیچیده اند و لذا بحث میان رشته ای بحث عام و متعارفی شده است. در این راستا روایت های متعددی در باب معنای مطالعات میان رشته ای وجود دارد. یک روایت در جست وجوی فاکت می کوشد. شیوه علمی فرانسیس بیکن، اصول و پایه های انقلاب رفتاری و الگوی رفتاری در علوم انسانی را می توان در این روایت قرار داد. روایت دیگر در جست وجوی نقد است. متفکرانی چون هربرت مارکوزه، یورگن هابرماس را در این رویکرد می توان جای داد. روایت سوم در جست وجوی معناست. ساختارگرایی فرانسه، هرمنیوتیک و پدیدارشناسی درون این رهیافت قابل بررسی هستند. و بالاخره روایت چهارم در جستجوی روایت است. پساساختارگرایی، ژاک دریدا، میشل فوکو و ژان فرانسوا لیوتار در اینجا قابل بحث هستند. با توجه به اهمیت این رویکردهای کلان و بنیادین در شناخت مطالعات میان رشته ای این مقاله می کوشد پرتوی بر برخی زوایای این رویکردها بیفکند تا امکان بهره گیری از آنها برای شناخت جایگاه مطالعات میان رشته ای در ایران بیابد.
مدل های ارزیابی کیفیت در آموزش عالی بر اساس نیاز مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۳
7 - 22
حوزههای تخصصی:
مفهوم کیفیت در بسیاری از بخش های جامعه توجه زیادی به خود معطوف کرده است و دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، مرکزی برای یادگیری و تولید دانش از طریق آموزش و فعالیت های پژوهشی هستند. بنابراین، این مؤسسات باید آموزش با کیفیت بالا را متناسب با نیاز مشتریان خود فراهم نمایند؛ به طوری که علاوه بر، برآورده کردن نیازها و انتظارات دانشجویان، به رشد اقتصادی جامعه کمک کنند. بنا بر دیدگاه متخصصان کیفیت، اندازه گیری رضایت مشتریان در مؤسسات آموزشی، یکی از بزرگترین چالش ها در بهبود کیفیت است. هدف این مقاله، معرفی مدل های ارزیابی کیفیت در آموزش عالی بر اساس نیاز مشتریان است. روش کار توصیفی تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از کتاب ها، اسناد و مقاله های مرتبط استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مشتریان نظام آموزشی که شامل مشتریان داخلی و خارجی نظام آموزشی هستند، نیازها و انتظارات متفاوتی از نظام آموزشی دارند و شناخت این انتظارات و برآورده ساختن آنها، یکی از ویژگی های اصلی دانشگاه پاسخگو و باکیفیت است.
بررسی دیدگاه دانشجویان دربارة موانع اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی دیدگاه دانشجویان دربارة موانع اثربخشی دروس های معارف اسلامی است که در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان انجام شد. جامعة آماری این پژوهش شامل همة دانشجویان این دانشگاه بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام شد. 96 دانشجو برای گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامة محقق ساخته در قالب 61 پرسش بود که ضریب پایایی آن با «آلفای کرونباخ» 83 درصد برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری استنباطی (آزمون T، تحلیل واریانس و...) استفاده شد. یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان داد که وضعیت کلی اجرای برنامه های درسی معارف اسلامی در دانشگاه به نسبت درحد مطلوبی است، ولی در عین حال مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی مانع اثربخشی و اثرگذاری لازم بر دانشجویان می شود. از نظر دانشجویان در میان عوامل درونی، مؤلفة ارزشیابی و در میان عوامل بیرونی عامل اجتماع و شرایط محیطی عمده ترین موانع اثربخشی درس های معارف اسلامی است.
رشته، میان رشته و تقسیم بندی علوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد تمرکز و تاکید بر رشته و میان رشته در حوزه علوم و معارف، با تقسیم بندی علوم و روابط اجتماعی و فرهنگی دانش پیوند داشته باشد. تاریخ طبقه بندی علوم حکایت از آن دارد که معیار تقسیم بندی یا هستی شناختی و اخلاقی بوده است یا روش شناختی و معرفت شناختی. مبنای وجودشناختی بر پایه این امر شکل گرفته است که وجود دارای سلسله مراتب است؛ مبنای اخلاقی نیز به میزان اثربخشی و فایده علوم در رفع احتیاجات زندگی عملی فردی یا اجتماعی مربوط است. در مقابل، مبنای روش شناختی بر این واقعیت مبتنی است که روش های کشف حقیقت و اثبات دیدگاه درست، بسیار متنوعند. بنابراین، روش کسب معرفت در برخی از علوم از بقیه متفاوت و کامل تر تلقی شده است. بر همین قیاس، هر شاخه و رشته از علم بر مبنای معرفت شناختی، بر نظام حقیقت تاکید داشته است. این که کدام معیار، معیار اصلی طبقه بندی علوم باشد، گرایش دارندگان علوم به سمت رشته یا میان رشته را نیز تعیین می کند. حسب این تمایز، «میان رشته ای»، در وهله اول، با عطف توجه به معیار هستی شناختی و اخلاقی، مطرح شده است و در مقابل، «رشته» با عطف توجه به معیار روش شناختی و معرفت شناختی به دست آمده است. در دوران مدرن، به دلیل غلبه تقسیم بندی ناشی از معیارهای روش و صدق، «رشته» مبنای آموزش و پژوهش قرار گرفت، اما به دلیل خدشه در این معیار، بار دیگر به معیارهای هستی شناختی و اخلاقی توجه شده و میان رشته ای در کانون توجه قرار گرفت. سیالیت معیار «روش» در مقام مقسّم علوم، مرزبندی های موجود را دچار چالش کرده است و توجه به فایده مندی علوم از جنبه حل المسائلی، افق همکاری های میان رشته ای را نوید داده است. از این نظر، این مطالعه به بررسی این نسبت سنجی می پردازد.
بررسی امکان پارادایم جامعه شناسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی امکان پارادایم جامعه شناسی اسلامی در شرایط کنونی با توجه به عدم توافق لازم در پذیرش علم دینی، فقدان فلسفه علوم اجتماعی اسلامی مدون، نبود علمی بنام جامعه شناسی اسلامی و اجتماع علمی پیرامون آن و فقدان سایر شرایط لازم جهت تحقق پارادایم مذکور است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که در بستر تحول از علوم انسانی موجود (با مبانی و رویکرد غربی) به علوم انسانی مطلوب موردنظر (با مبانی و رویکرد اسلامی) با توجه به پسینی و تصادفی بودن امر پارادایم در تاریخ علم، در حال حاضر صحبت از پارادایم جامعه شناسی اسلامی تا چه حد امکان پذیر است؟ چارچوب نظری این مبحث نظریه ی کوهن در تاریخ و فلسفه علم است. روش تحقیق، مطالعه ی اسناد موجود در خصوص مسئله ی پیدایش پارادایم علمی با استفاده از تکنیک فیش برداری از کتب و اسناد موجود است. نتایج بررسی ها مؤید آن است که صحبت از یک پارادایم جدید بدون نقد و ابطال پارادایم های رایج در مواجهه با نیازها و مسائل جدید در میان اعضای اجتماع علمی و پیدایش آن را صرفاً حاصل ترکیب پارادایم های رایج دانستن، اشکالات جدی فلسفی، منطقی و دشواری های عملی به دنبال دارد. در نهایت آسیب هایی به مبانی فکری و اعتقادی پارادایم جامعه شناسی اسلامی در نتیجه ی عدم پذیرش آن به عنوان یک پارادایم جانشین در میان اعضای اجتماعات علمی دنیا به ویژه کشورهای اسلامی به همراه دارد.
مبانی فلسفی مردم شناسی علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه مطالعات علم، تبیین فلسفی اولین رویکرد به علم بود که از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و سبب پیدایش مکاتبی همچون پوزیتیویسم، ابطالگرایی و برنامه های پژوهشی لاکاتوش در قرن بیستم شد. از نیمه دوم قرن به بعد مکاتب هایی همچون مکتب اجتماعی ادینبورا سعی کردند تا تبیین های اجتماعی از علم ارائه دهند. مطالعاتی از این دست، علم را نه صرفا مجموعه ای از گزاره ها بلکه حاصل فعالیت جامعه ای با عنوان جامعه فیزیکدانان، شیمی دانان و... می دیدند که ویژگی های اجتماعی آنها در ظهور و پیدایش نظریه های علمی تاثیری مهم دارند. از دهه هفتاد به بعد رویکرد نوینی به علم به وجود آمد که همچون رویکرد اجتماعی به علم دو ساحت جداگانه برای علم و جامعه قایل نبود که به تاثیر آنها بر یگدیگر بپردازند، بلکه علم را یک «شکل زندگی» می دید که برای فهم آن باید از روش های مردم شناسی استفاده کرد. این روش بدنبال ارائه تبیین فلسفی یا اجتماعی از علم نبود بلکه می کوشید تا توصیفی از فعالیت علمی در جامعه مورد نظر ارائه کند. چنین رویکردی به علم مبتنی بر نگرشی فلسفی خاصی است. این مقاله سعی دارد تا با بیان روش مردم شناسی علم، مقومات فلسفی آن را بر اساس نگرش های فلسفی ویتگنشتاین دوم نشان دهد.
آسیب شناسی موانع تدوین پایان نامه در حوزه اقتصاد و بانکداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق تلاش می کند تا ضمن شناخت وضع موجود تدوین پایان نامه در دانشگاه های کشور در حوزه اقتصاد و بانکداری اسلامی، چالش های موجود در این زمینه را مورد بررسی قرارداده و راه حل هایی ابتدایی نیز ارائه نماید. به منظور بررسی وضع موجود، نمونه ای از پایان نامه های دفاع شده در دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، امام صادق (ع)، تربیت مدرس، مفید، الزهرا (س) و علوم اقتصادی را مورد بررسی و تحلیل قرارمی دهد. یافته های این تحقیق که بر اساس روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا به دست آمده اند، نشان می دهد که بخش قابل توجّهی از پایان نامه های دفاع شده به موضوعات اقتصاد متعارف پرداخته و در بهترین حالت همان موضوعات را برای اقتصاد ایران کاربردی کرده اند. از این رو، مواردی که در آن ها مستقیماً به حوزه های مفهومی و کاربردی اقتصاد و بانکداری اسلامی توجّه شده باشد، بسیار محدود است. علاوه بر این، به نظرمی رسد چالش ها و علل معیّنی موجبات ضعف پژوهش را در حوزه اقتصاد و بانکداری اسلامی فراهم آورده اند که نمی توان نسبت به آن ها بی تفاوت بود. یافته های این تحقیق دلالت های مشخّصی به منظور اصلاح نظام پژوهش اقتصاد و بانکداری اسلامی در کشور ارائه می دهد.
حرفه علمی (دانشگاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۱
61 - 88
حوزههای تخصصی:
آموزش عالی با توجه به ویژگی هایی مانند گستردگی اهداف؛ عدم وجود مکانیسم های اعمال فشار و کنترل از بالا، اثر قوی بر تعیین اهداف سایر حرفه های علمی، مدیریت و هدایت مؤسسات شناخته می شود. برخی معتقدند که مفهوم مفرد حرفه دانشگاهی (علمی) ممکن است یک تصور غلط باشد و حرفه آکادمیک به سختی می تواند با تنش های زندگی دست و پنجه نرم کند، و از این رو در معرض خطر است؛ در مقابل بعضی بر پویایی آن تأکید می کنند. بحث ها در خصوص حرفه علمی به صورت روشن با توده ای شدن آموزش عالی و گرایش به جامعه "یادگیرنده مادام العمر" یا جامعه اطلاعاتی گره خورده است. تغییر ماهیت و نقش دانش در جامعه به نظر می رسد که با تغییر در آموزش عالی (و تعامل با جامعه) و حرفه علمی همراه بوده است. بحث های بسیاری در خصوص ماهیت حرفه دانشگاهی مطرح است و در دو دهه گذشته با تغییر نگاه به علم و فنّاوری، حرفه علمی نیز دچار تحول شده است. در مقاله ای که پیش رو دارید، ضمن مرور شکل گیری حرفه دانشگاهی، بحران ها و چالش های پیش رو مورد تحلیل قرار گرفته است.
دیدگاه دانشجویان کارشناسی درباره نقش و جایگاه کتابهای درسی الکترونیکی در نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نگرش دانشجویان کارشناسی نسبت به کتاب الکترونیکی در درس «مقدمات، روشها و فنون تدریس» انجام شده است. روش: روش پژوهش شبهتجربی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی هستند که درس «مقدمات، روشها و فنون تدریس» را در نیمسال دوم سال تحصیلی90-89 انتخاب کردند. نمونه تحقیق شامل یک کلاس درس «مقدمات، روشها و فنون تدریس» بود که بهصورت هدفمند انتخاب گردید. تعداد دانشجویان این کلاس 32 نفر بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و گواه تقسیم شدند. ابتدا از هر دو گروه، پیشآزمون نگرش در شراط یکسان به عمل آمد. سپس گروه آزمایش در معرض متغیر مستقلی به نام کتاب الکترونیک قرار گرفت و طی3 جلسه با نرمافزار کتاب الکترونیک محققساخته آموزش دیدند و گروه گواه با کتاب چاپی آموزش دیدند. به منظور بررسی تغییرات حاصله، در پایان 3 جلسه، پسآزمون نگرش از هر دو گروه گرفته شد. برای تحلیل دادهها از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردید. یافتهها: یافته ها نشان داد که نگرش دانشجویان گروه آزمون در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری تغییر یافته و مثبت شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش، برتری نگرش دانشجویانی را نشان داد که از طریق کتاب الکترونیکی آموزش دیده بودند. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر نشان میدهد که کتاب الکترونیک میتواند خیلی زود برای متعلمان جا بیفتد و مقاومت اولیه آنها نسبت به آن به راحتی از بین برود. لذا بر اساس نتایج به دست آمده میتوان استفاده از کتاب الکترونیکی را به عنوان ابزاری مفید در آموزش پیشنهاد کرد.