فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۴۱ تا ۱۰٬۸۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: احساس احترام، مکانیزمی بازخوردی برای رشد محسوب می شود، اما فقدان آن مانعی است جدی بر سر راه رشد فردی و سازمانی. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی احترام سازمانی در شرکت شرکت معدنی و صنعتی گل گهر می باشد.روش بررسی: روش تحلیل تم در این پژوهش استفاده شد. جامعه آماری، کارشناسان ارشد شرکت صنعتی و معدنی گل گهر می باشند که بصورت نمونه گیری هدفمند تعداد 41 خبره انتخاب شدند و مصاحبه ها نیمه ساختار یافته بود. پس از ترسیم درخت تصمیم، پرسشنامه مقایسات زوجی تهیه و از طریق نرم افزار Expert Choice اولویت بندی عوامل موثر بر احترام سازمانی بدست آمد. یافته ها: طبق یافته ها، 3 عامل اصلی در قالب عوامل مدیریتی، عوامل زمینه ای و عوامل مدیریت منابع انسانی به ترتیب اولویت و 7 عامل فرعی در قالب حمایت مدیران، مشوق های مالی، مشارکت کارکنان، توانمندسازی کارکنان، خدمات رفاهی، توجه به ایمنی وسلامت، و توجه به اخلاقیات به ترتیب اولویت و 37 عامل اولیه شناسایی شدند.نتیجه گیری: احترام در محیط کار به عنوان یک محرک قدرتمند سبب بهبود نتایج فردی و جمعی در سازمان می شود، از این رو، این نوع رفتار و نهادینه کردن آن در سازمان باید مورد توجه مدیران صنعتی قرار بگیرد.واژه های کلیدی: عوامل کلیدی، احترام سازمانی، شرکت معدنی و صنعتی گل گهر
حسابرسی دولت محلی در انگلستان: چالش ها و راهکارها
حوزههای تخصصی:
در نوامبر سال 2022، ده سال از سقوط کمیسیون حسابرسی در انگلستان، سپری می شد. در آن زمان، مباحث زیادی در محیط عملیاتی، ارائه گردید که در این میان حسابرسی دولت محلی برای برجسته نمودن پراکندگی سیستمی و همین طور ایجاد یک رویکرد جایگزین، مطرح گردید. در فراخوان اخیر، کمیسیون اروپا شواهدی از گزارشگری شرکتی ارائه داده که کیفیت شرکت ها را بهبود می بخشد. سه ستون برای گزارشگری شرکتی مؤثر، تعیین شده است: حاکمیت شرکتی، حسابرسی قانونی و نظارت توسط نهادهای دولتی که این مسئله در منطقه بریتانیا مطرح شده و جایگزین مقررات می شود. این ابتکار نیازمند یک رویکرد کل نگرانه برای تأیید اصلاحات است و در عین حال وابستگی های متقابل بین اجزای سیستم را نیز به رسمیت می شناسد. در حال حاضر انگلستان سیستمی دارد که در آن مقامات دولت محلی بر به موقع بودن و حسابرسان بر کیفیت و ارزیابی های مناسب تمرکز دارند. این کشور به تعادل بهتری با هر دو طرف پاسخگو برای کیفیت و گزارشگری مالی به موقع، نیازدارد. موارد زیادی در این رویکرد مطرح می شود که ممکن است هنگام رسیدگی به مشکلاتی که در حال حاضر، سیستم حسابرسی محلی در انگلستان با آن مواجه است، مورد استفاده قرار گیرد. انتصاب شورای گزارشگری مالی (FRC)، در نهایت مبین یک نهاد مرجع برای حسابرسی، گزارشگری و مباحث حاکمیتی است. این شورا به عنوان رهبر سیستم، گام های مهمی را برداشته ولی انجام همه مراحل، چندان کار آسانی نیست و تغییرات ضروری در سیستم حسابرسی انگلستان را نمی توان به صورت همه جانبه و یک دفعه انجام داد.
تأثیر عوامل موجود در نهادهای حاکمیتی و اجتماعی بر روحیه مالیاتی: رویکرد تحلیل اسنادی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر انجام یک مطالعه سیستماتیک و تحلیل اسنادی از عواملی است که روحیه مالیاتی را شکل می دهند. طیف وسیعی از متغیرهای توضیحی تصادفی که در ادبیات به عنوان عوامل تعیین کننده روحیه مالیاتی شناسایی شده اند، با الهام گرفتن از تئوری نهادی ایجاد شده اند. در این پژوهش، یک بررسی سیستماتیک و تحلیل اسنادی با استفاده از اطلاعات کتابخانه ای در دسترس به پایگاه های مختلف مقالات علمی لاتین انجام شده است. نمونه آماری در نهایت شامل 82 مقاله بوده که عوامل مؤثر بر روحیه و اخلاق مالیاتی را تجزیه و تحلیل نمودند. یافته ها نشان می دهد که تئوری نهادی یک پایه نظری مناسب برای کشف روحیه مالیاتی فراهم می کند. در واقع، تمام عواملی که تا کنون به عنوان تعیین کننده روحیه مالیاتی (به جز ویژگی های اجتماعی و جمعیت شناختی) شناسایی شده اند را می توان وابسته به نهادهای حاکمیتی (رسمی) یا نهادهای اجتماعی (غیر رسمی) طبقه بندی کرد. برجسته ترین عامل، اعتماد است که دارای دو بُعد اعتماد عمودی و افقی مثبت مرتبط با روحیه مالیاتی است. نتیجه این پژوهش، نه تنها بر درک دقیق تر تأثیر نهادهای حاکمیتی و اجتماعی بر روحیه مالیاتی مؤثر است بلکه بر چگونگی تعامل نهادهای حاکمیتی و اجتماعی با یکدیگر و در نتیجه بر روحیه مالیاتی تأثیر می گذارد. مقاله حاضر به دنبال تشویق دولت ها برای شروع به شناخت این موضوع است که اگر روحیه مالیاتی ضعیف باشد، باعث شکاف بین نهادهای حاکمیتی و اجتماعی می گردد؛ درنتیجه لازم است به جای اقدامات بازدارندگی، معیارهایی با هدف کاهش این شکاف طراحی گردد.
ارزیابی جامع مطلوبیت برنامه های تربیتی-آموزشی نظامی: بر اساس رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۸۸
105 - 144
حوزههای تخصصی:
ارزیابی جامع مطلوبیت برنامه های تربیتی-آموزشی، یکی از راهکارهای اصلی در آسیب شناسی سیستماتیک و ارتقای کیفیت این برنامه هاست. نتایج بررسی های میدانی حاکی از وجود دو چالش عمده «شناسایی ذی نفعان اصلی» و «نحوه وزن دهی به تک تک ابعاد، عوامل و سنجه هایِ ارزیابی از منظر تک تک این ذی نفعان» در فرآیند ارزیابی جامع مطلوبیت برنامه های تربیتی-آموزشی است. این در حالیست که نتایج بررسی های علمی بیانگر کاربرد مناسب تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره در حل این قبیل چالش هاست. هدف مقاله حاضر، شناسایی ذی نفعان اصلی و تعیین اوزان تک تک ابعاد، عوامل و سنجه های ارزیابی مطلوبیت اردو های تربیتی-آموزشی یک مرکز آموزش نظامی با بهره مندی از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره آنتروپی شانون است. این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی-مقطعی انجام شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان علمی-نظامی هستند. نمونه آماری شامل 43 نفر از این خبرگان است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و اطلاعات پرسش نامه شماره یک جمع آوری شد. برای وزن دهی شاخص ها از مدل میانگین وزنی و برای وزن دهی عوامل و ابعاد ارزیابی مطلوبیت، از رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره آنتروپی شانون استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین نظرات آموزش گیرندگانی که اردو را با موفقیت به اتمام رسانده اند با وزن 28.1%، و میانگین نظرات فرماندهان گروهان با وزن 12.8%، بترتیب دارای بیشترین و کمترین تأثیر نسبی در فرآیند ارزیابی مطلوبیت اردو های تابستانی در مقایسه با سایر ذی نفعان اصلی است. بر اساس دست آوردهای این پژوهش و اِعمال آن بر روی نتایج پرسش نامه شماره دو، امتیازات فعالیت های تربیتی-آموزشی نظامی دو اردوی «رزم در کویر» و «رزم در کوهستان» و بر اساس میانگین نظرات تمامی ذی نفعان اصلی مقادیر 80.34%، و 94.84%، حاصل شد.
واکاوی ابعاد محبوبیت طلبی مدیران دولتی، مورد مطالعه: سازمان های دولتی شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد محبوبیت طلبی مدیران در سازمان های دولتی شهر ایلام انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی با روش کیفی، از نوع نظریه داده بنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر است. مشارکت کنندگان در پژوهش مدیران سازمان های دولتی شهر ایلام بودند. گردآوری داده ها از طریق نمونه گیری هدفمند با 17 نفر از مدیران با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. برای پایایی مصاحبه ها از روش توافق بین دو کدگذار و به منظور بررسی روایی، از روایی محتوایی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که برای محبوبیت طلبی 7 بُعد شناسایی شد که شامل ضعیف الأراده (شخصیت پوشالی، شخصیت متزلزل، هویت باختگی) وابستگی ناسالم (ذهن فرمانبردار، رفتارمنفعلانه، دیگران پردازی) تعلق خواهی (مدیریت ویترینی، رفتارسالوسگرایانه، تصویرپردازی) منافع شخصی (شبکه سازی، تملک گرایی، بازی سیاسی مدیران) رنجورنمائی (ناهنجاری رفتاری، نشانگان شخصیتی، بحران-شخصیتی) سفیدنمایی (کجروی سازمانی، ناهنجاری سازمانی، کژکارکردی عملکردی مدیران) شعارگرایی (ایجاد مدیریت برمبنای اتاق شیشه ای، تدوین اصول و الزامات عملکردی سازمان، تدوین اصول و الزامات آموزشی و اخلاقی). نتایج تحقیق نشان داد که محبوبیت طلبی، ازجمله ناکارآمدی های مدیریتی در سازمان های دولتی است که عملکرد مدیران را با مشکل مواجهه ساخته است. می توان گفت سازمان های دولتی برای کاهش محبوبیت طلبی مدیران باید از انتصاب مدیرانی که تمایل به ارتباط نمادین دارند و دارای شخصیت های وابسته اند، پرهیز کنند.
بررسی روابط ساختاری بین مدیریت دانش با کارآفرینی دانشجویان با نقش میانجی فرهنگ سازمانی
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
106 - 74
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف، بررسی روابط ساختاری بین مدیریت دانش با کارآفرینی دانشجویان با نقش میانجی فرهنگ سازمانی انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها کمی و از نوع توصیفی و همبستگی می باشد که به صورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه کردستان بوده که با استفاده روش نمونه گیری تصادفی ساده 250 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون(2007) ، مدیریت دانش شرون لاوسون (2003) و کارآفرینی مارگریت هیل (2003) بود. تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک دو نرم افزار 22SPSS و Smart-PLS برای اندازه گیری ویژگی های فنی پرسشنامه و بررسی فرضیه ی پژوهش با استفاده از ضرایب ساختاری مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که رابطه بین مدیریت دانش با فرهنگ سازمانی معنی دار بود و متغیر میانجی فرهنگ سازمانی اثر معناداری بر رابطه میان مدیریت دانش و کارآفرینی دانشجویان دارد.
ارائه یک مدل تلفیقی جهت انتخاب متدولوژی های توسعۀ سیستم های اطلاعاتی کسب و کار با رویکرد فرهنگ سازمانی (مطالعۀ موردی در صنعت فولاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تولید و عملیات سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۱)
111 - 131
حوزههای تخصصی:
انتخاب متدولوژی مناسب توسعه سیستم های اطلاعاتی، یک مسئله جدال برانگیز در میان بسیاری از سازمان هاست و فرهنگ سازمانی حاکم بر تیم های توسعه و مالکان فرآیند، نقش بسیار مهمی در استقرار موفق سیستم های اطلاعاتی دارند. در این تحقیق ضمن شناسایی عوامل و شاخص های فرهنگی تأثیرگذار جدید و بررسی آثار خرده فرهنگ های سازمانی بر انتخاب متدولوژی های توسعه، با ایجاد و ارائه مدل مفهومی و کاربردی، چارچوب و خطوط راهنمایی برای کمک به توسعه دهندگان سیستم در جهت انتخاب درست متدولوژی ها، با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی حاکم بر سازمان ارائه شده است. برای نیل به هدف، مدل تلفیقی با استفاده از مدل های دنیسون، کی، وی و نظر خبرگان ایجاد و سپس فرضیه های پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل آماری، بررسی شده و پس از اندازه گیری فرهنگ سازمانی در شرکت فولاد مبارکه اصفهان، همبستگی بین زیرمعیارها، با استفاده از تکنیک دیمتل تعیین و با روش تحلیل شبکه ای از بین 14متدولوژی رایج، اقدام به انتخاب متدولوژی توسعه شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده تأثیر معنی دار و مثبت بیشتر عوامل فرهنگی بر انتخاب متدولوژی هاست و با تغییر و بهبود بعضی از زیرمعیارها ازجمله فرهنگ های ایجاد تغییر، تصمیم گیری گروهی، مشارکت و تیم سازی، بخش های سازمانی آمادگی و تمایل به استفاده از متدولوژی های انعطاف پذیر و جامع با رویکرد چابک را خواهند داشت و با کاهش آنها، متدولوژی های با ریسک پایین و به صورت آبشاری و برنامه محور، گزینه های مناسب تری دارند.
تغییر حسابرس و چسبندگی حق الزحمه حسابرسی بعد از رتبه بندی موسسه های حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۸۹
۲۷۴-۲۴۶
حوزههای تخصصی:
حق الزحمه حسابرسی متأثر از عوامل مختلفی است ولی تغییرات در آن به طور کامل با تغییر در عوامل مؤثر بر حق الزحمه حسابرسی، تبیین نمی شود. درواقع، میزان افزایش در حق الزحمه حسابرسی، هنگام انتظار افزایش در هزینه ها، بیشتر از میزان کاهش در حق الزحمه حسابرسی، هنگام انتظار کاهش در هزینه هاست که از این پدیده با عنوان چسبندگی حق الزحمه حسابرسی یاد می شود. تغییر حسابرس می تواند یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر چسبندگی حق الزحمه های حسابرسی باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی انواع مختلف تغییر حسابرس پس از رتبه بندی مؤسسه های حسابرسی بر چسبندگی حق الزحمه های حسابرسی است. بدین منظور، 691 مشاهده سال شرکت (114 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران) در طی سال های 1392 تا 1398 گرد آوری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از الگوی رگرسیون به روش داده های پانل و نرم افزار استاتا استفاده شد. یافته ها نشان داد که تغییر حسابرس تاثیر معناداری بر چسبندگی حق الزحمه حسابرسی ندارد و اثر تغییر حسابرسان از طبقه اول و سایر طبقات به حسابرسان طبقه اول و تغییر حسابرسان از طبقه اول به سایر طبقات بر چسبندگی حق الزحمه معنادار نیست؛ اما تغییر حسابرس از سایر طبقات به حسابرسان سایر طبقات، تاثیر معناداری بر چسبندگی حق الزحمه دارد. یافته ها حاکی از آن است که چسبندگی روبه پایین، نسبت به چسبندگی رو به بالا کمتر است و باوجود افزایش در هزینه های حسابرسی، حسابرسان اقدام قابل توجهی برای افزایش حق الزحمه های حسابرسی ننموده اند. یافته های پژوهش حاضر منطبق با نظریه قدرت چانه زنی است. به این صورت که در بازارهای متمرکز، حسابرسان از قدرت چانه زنی بیشتری برخوردارند درنتیجه حق الزحمه حسابرسی را افزایش داده و چسبندگی رو به پایین در حق الزحمه وجود دارد. اما، در بازارهای رقابتی (مانند بازار ایران)، صاحب کاران از قدرت چانه زنی بالاتری برخوردارند و چسبندگی رو به بالا در حق الزحمه حسابرسی افزایش می یابد.
نقش دولت در توسعه گردشگری با تأکید بر سیاست های اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری به عنوان یکی از سودآورترین صنایع خدماتی جهان، اولویت درآمد اقتصادی در کشورهای بسیاری است. در این مقاله، با توجه به اهمیت جایگاه کلیدی دولت در اقتصاد به دلیل اینکه دولت بازیگر اصلی در فرآیند سیاسی توسعه گردشگری است، نقش سیاست های اقتصادی آن بررسی می شود. تحقیق حاضر ازلحاظ هدف، از نوع کاربردی؛ ازلحاظ روش انجام، از نوع توصیفی - تحلیلی و ازلحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، از نوع پیمایشی و روش مقطعی بوده و از مصاحبه به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شده است. منابع اطلاعاتی استفاده شده در این روش، مبانی نظری، پیشینه تحقیق، مشاهدات، مستندات، مصاحبه های عمیق با صاحب نظران، مدیران و کارشناسان باتجربه هستند. جامعه آماری بررسی شده شامل تمامی دست اندرکاران حوزه صنعت گردشگری است. نمونه آماری مصاحبه شده مشتمل بر 30 نفر از صاحب نظران علمی دانشگاهی و خبرگان در امر سیاست گذاری گردشگری و اقتصاد ایران بوده است. روش های نمونه گیری استفاده شده برای مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با افراد مصاحبه شونده، روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی و روش گلوله برفی هستند و تا مرحله اشباع نظری در موضوع مقاله انجام می شوند. تحلیل ساختاری بررسی ساختار عاملی بین متغیرهای مرتبه دوم بر متغیرهای مرتبه اول نشان می دهد ساختار عاملی بین متغیر مرتبه دوم توسعه گردشگری با متغیرهای مرتبه اول (توسعه کارآفرینی و فرصت های شغلی، رقابت بین مناطق مستعد، سرمایه گذاری دولت در بخش گردشگری، سیاست گذاری اقتصادی دولت در زمینه گردشگری، مشارکت حداکثری جامعه و بخش خصوصی) روابط علّی معناداری دارند. در رابطه متغیر مرتبه دوم (توسعه گردشگری) با متغیر مرتبه اول، سیاست گذاری اقتصادی دولت در زمینه گردشگری (89/0=B) و رقابت بین مناطق مستعد (60/0=B) به ترتیب، در رتبه نخست و آخر قرار گرفتند. نتایج نشان می دهند مؤلفه سیاست گذاری اقتصادی دولت در زمینه گردشگری با ضریب 89/0، مؤلفه توسعه کارآفرینی و فرصت های اشتغال با ضریب 88/0 و مؤلفه سرمایه گذاری دولت در بخش گردشگری با ضریب 83/0 بیشترین تأثیر را در توسعه گردشگری در ایران دارند. همچنین مؤلفه مشارکت حداکثری جامعه و بخش خصوصی با ضریب 66/0 و مؤلفه رقابت بین مناطق مستعد با ضریب 60/0 کمترین تأثیر را در ارتقا و توسعه گردشگری دارند.
تأثیر عدم اطمینان محیطی بر پایداری سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ، بررسی تأثیر عدم اطمینان محیطی بر پایداری سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای اندازه گیری عدم اطمینان محیطی از (ضریب تغییرات فروش پنج (5) سال گذشته) استفاده شده است. بدین منظور یک فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و داده های مربوط به 108 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی بین سالهای 1390 تا 1398 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. تعداد دادههای جمعآوری شده برای این پژوهش 972 سال- شرکت می باشد. الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش داده های ترکیبی با رویکرد تلفیقی، بررسی و آزمون شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که عدم اطمینان محیطی تأثیر منفی و معناداری بر پایداری سود دارد؛ بنابراین نتایج پژوهش حاکی از آن است که عدم اطمینان محیطی، با ایجاد محدودیت جدی برای شرکت و با اتخاذ استراتژی و تصمیمگیری ناصحیح مدیران و افزایش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران موجب کاهش پایداری سود میشود.
بررسی تاثیر تلاش حسابرسی بر کیفیت حسابرسی
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از مجموعه داده های منحصربه فرد دوره حسابرسی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1394 تا 1399 در ایران، رابطه بین تلاش حسابرسی و کیفیت حسابرسی را از دیدگاه فرآیند حسابرسی و نتایج حسابرسی بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که تلاش حسابرسی به طور معناداری احتمال تعدیلات حسابرسی را افزایش می دهد که این موضوع مانع از مدیریت سود مثبت شده و موجب بهبود کیفیت صورت های مالی حسابرسی شده، می شود. ما همچنین دریافتیم که به طور کلی تلاش حسابرسی تأثیر معناداری در صدور اظهار نظرهای حسابرسی اصلاح شده ندارد، اما به احتمال زیاد در صورت فقدان تعدیلات حسابرسی، یک اظهار نظر حسابرسی اصلاح شده صادر می شود. علاوه براین، دریافتیم که تأثیر تلاش حسابرسی بر کیفیت حسابرسی هنگامی که مشتریان پیچیده تر و شرکت های حسابرسی بزرگتر هستند، کمتر می شود. در مجموع، شواهد نشان می دهد که تلاش حسابرسی با تأثیرگذاری بر فرآیند حسابرسی و بازده حسابرسی نقش مهمی در بهبود کیفیت حسابرسی دارد. مطالعه ما ادبیات تأثیر تلاش حسابرسی بر کیفیت حسابرسی در بازارهای نوظهور را توسعه می دهد و نتایج این مطالعه، پیامدهای مهمی در بهبود بازده بازار حسابرسی در ایران دارد
ارائه مدل منزلت اجتماعی اخلاق حرفه ای پرستاران در مقابله با کووید 19 (مورد مطالعه: خدمت گیرندگان بیمارستان ها)
منبع:
جهان نوین سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۷
115-133
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارائه بررسی مدل منزلت اجتماعی پرستاران در مقابله با کووید 19 از دیدگاه خدمت گیرندگان بیمارستان ها است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید دانشگاه علوم پزشکی، پرستاران و کادر درمان بیمارستان شهرستان ها هستند. تعداد اعضای جامعه آماری 180 نفر است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران معادل 111 نفر به دست آمده است. ابزار جمع آوری داده ها در روش کتابخانه ای شامل فیش برداری، بانک های اطلاعاتی، اسناد و مدارک، اینترنت است. در روش میدانی در خصوص سؤالات کیفی از مصاحبه و سؤالات کمی از پرسشنامه استفاده شد. برای تهیه پرسشنامه با استفاده از تکنیک دلفی، ابتدا از نمونه مورد مطالعه خواسته شد تا منزلت اجتماعی کادر پرستاری در حوزه کووید 19 را بیان کنند. بعد از انجام سه مرحله و جمع آوری چک لیست ها، در مرحله اول یک پرسشنامه 45 سؤالی تهیه شد. سپس این پرسشنامه بین اساتید دانشگاه توزیع شد. در مرحله دوم پس از آن که خبرگان به پرسشنامه پاسخ دادند از طریق روش تحلیل عاملی اکتشافی عوامل مهم تر شناسایی و عوامل کم اهمیت تر از فهرست پرسشنامه حذف شدند. سپس، پرسشنامه دوم که حاوی15مؤلفه اصلی بود بین خبرگان پخش شد. پس از پاسخ گویی به پرسشنامه در آخرین مرحله پرسشنامه نهایی آماده شد و بین نمونه مورد مطالعه توزیع شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با نرم افزار آموس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد جایگاه کادر پرستاری در حوزه کووید 19 شامل. احترام به ارزش های انسانی، رابطه با بیمار، ماهیت مشکلات بهداشتی، حق تصمیم گیری، رابطه با همکاران، حریم، محرمانه بودن، حفاظت از بیمار، استانداردها و مکانیسم بازنگری، اقدام به عمل مشکوک، تبیین عملکرد زیان بار، احترام به خود اخلاقی، رشد حرفه ای و حفظ توانمندی ها، تمامیت و یکپارچگی شخصیتی و صداقت بوده است.
Applying the GARCH and COPULA Models to Examine the Relationship Between Trading Volume and the Value of Trading with the Bubble Pricing(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given the importance of the securities market in each country's economy and the adverse effects of the price bubble on the irrational fluctuations of the stock market, it is clear that it must be prevented; therefore, with reference to the ambiguity of the factors causing the price bubble, research is underway. Investigating the relationship between the volume of transactions and the value of transactions with the price bubble in different industries of the Stock Exchange during the years 2006 to 2016 is a step towards recognizing this phenomenon.To investigate these communications, we used DCC-GJR-GARCH, diagonal BEKK and COPULA models. The results of the study of the relationship between the volume of exchanges and the value of exchanges with price bubbles suggest that there is a negative and complete correlation between them. In relation to the study of the relationship between price bubbles and research variables, we found that oil prices have a reverse and significant relationship with bubble prices. Other variables are not meaningful relationships with price bubbles. Also, in the study between variables of research with volume of transactions, it was determined that changes in tax volume and oil price variables have a reverse and significant relationship with the volume of transactions and the value of transactions with the volume of transactions has a direct and significant relationship.
مسیرهای اخلاقی خطوط گزارش دهی حسابرسی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۶
۸۳-۵۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مسیرهای اخلاقی گزارش دهی حسابرسی، که روابط میان حسابرسی داخلی و مراجع مختلف سازمان را تعریف می کنند، مشخص می سازد. تعیین این خطوط به عنوان عوامل تعیین کننده بی طرفی و استقلال حسابرسی داخلی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در این پژوهش از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است تا الگوی ارائه شده مورد آزمون قرار گیرد. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به وسیله پرسش نامه از مدیران ارشد حسابرسی داخلی 182 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1399جمع آوری شده است و برای تحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که، میان ادراکات مدیران حسابرسی داخلی از فعالیت های مربوط به بررسی حاکمیت و روابط آن ها با مرجع مناسب رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، میان میزان استفاده از فناوری اطلاعات و رابطه میان مدیران حسابرسی داخلی و مرجع مناسب ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. بررسی مسیرهای اخلاقی مبتنی بر ترجیح، مبتنی بر قانون و مبتنی بر اصول، تصویری روشن تر از حسابرسی داخلی ارایه نموده و اجراکنندگان، پژوهش گران و قانون گذاران را در امر تسهیل بی طرفی و استقلال در فرآیند حسابرسی داخلی یاری می رساند.
تبیین مدل وفاداری به برند محصولات ورزشی بر اساس مؤلفه های شخصیتی با میانجیگری هوش هیجانی
منبع:
جهان نوین سال پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
16-33
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل یابی وفاداری به برند در مشتریان محصولات ورزشی بر اساس مؤلفه های شخصیتی با نقش میانجیگری هوش هیجانی می باشد. روش تحقیق توصیفی و از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مشتریان محصولات ورزشی می باشند. نمونه آماری با توجه به جدول مورگان 357 انتخاب گردید و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه-های مؤلفه های شخصیتی مصرف کننده که توسط لین (2010)، وفاداری مصرف کننده به محصولات ورزشی خوارزمی و همکاران (١٣٩3)، هوش هیجانی برادبری - گریوز (2005)، با مقیاس پنج ارزشی لیکرت مورد استفاده که روایی و پایایی آن ها مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون چولگی و کشیدگی و برای فرضیه های تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون، در سطح معناداری 05/0P≤ و برای تعیین نقش میانجی وفاداری از الگوسازی معادله ساختاری و تحلیل رگرسیون میانجی با استفاده از نرم افزار 22SPSS و نرم افزار تحلیل ساختارهای گشتاوری (AMOS) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که بین تمامی ابعاد ویژگی های شخصیتی به غیر از روان رنجوری با وفاداری محصولات ورزشی رابطه معناداری وجود دارد (05/0≥P). بین هوش هیجانی و وفاداری مشتریان ارتباط معنادار و مثبتی وجود دارد (05/0≥P). همچنین بین تمامی ابعاد ویژگی های شخصیتی به غیر از روان رنجوری با هوش هیجانی مشتریان محصولات ورزشی رابطه معناداری وجود دارد (05/0≥P). نهایتاً مدل اندازه-گیری ویژگی های شخصیتی با وفاداری مشتریان محصولات ورزشی با میانجیگری هوش هیجانی از برازش قابل قبولی برخوردار بود و می توان از آن برای اندازه گیری ارتباط مؤلفه های شخصیتی و وفاداری مشتریان محصولات ورزشی استفاده کرد.
تحلیل تأثیر سبک رهبری فراگیر بر قانون شکنی خیرخواهانه براساس نقش میانجی ایمنی روان شناختی و خودکارآمدی خلاق و تعدیلی گری تبادل رهبر- عضو در سازمان های دولتی آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمان های دولتی ماهیتی بروکراتیک محور و غیرقابل انعطاف دارند که منجر به محدودیت هایی برای مدیران و کارکنان می شود. به کارگیری سبک رهبری فراگیر منجر می شود با افزایش شجاعت اخلاقی و جرأت ورزی زمینه لازم برای افزایش ایمنی روانشناختی و تبادلات مدیران و کارکنان افزایش پیدا کند و بتوانند در جهت تحقق اهداف سازمانی با نیت های خیرخواهانه قوانین دست و پاگیر را دور زنند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سبک رهبری فراگیر بر قانون شکنی خیرخواهانه با تأکید بر نقش میانجی ایمنی روانشناختی و خودکارآمدی خلاق و تعدیل گری تبادل رهبر عضو می باشد. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی می باشند. برمبنای نمونه گیری تصادفی ساده، 374 پرسش نامه صحیح عودت داده شد و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS داده های پژوهش تجزیه و تحلیل شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش نامه های استاندارد استفاده شده است. یافته های پژوهش: رهبری فراگیر بر قانون شکنی خیرخواهانه تأثیر مستقیم و معناداری دارد و به طور غیرمستقیم از راه میانجی گری خودکارآمدی خلاق و ایمنی روانشناختی و تعدیل گری تبادل رهبر-عضو بر قانون شکنی خیرخواهانه تأثیر معناداری دارد. نوآوری پژوهش: نتایج پژوهش حاضر، به کارگیری سبک رهبری فراگیر در سازمان های دولتی را قوت بخشیده و به مدیران سازمان ها در درک تأثیرگذاری سبک رهبری فراگیر بر قانون شکنی خیرخواهانه کمک می کند تا با میانجی گری خودکارآمدی خلاق و ایمنی روانشناختی و تعدیل گری تبادل رهبر- عضو شرایط قانون شکنی خیرخواهانه برای تحقق اهداف سازمانی و منافع ذ ی نفعان را فراهم کنند.
طراحی مدلِ حسابداری دادگاهی: تحلیل داده بنیاد و فرایند رتبه بندی تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
546 - 585
حوزههای تخصصی:
هدف: بخش مهمی از نیاز امروزِ ذی نفعان در بازار سرمایه، افشای اطلاعاتی است که متضمنِ حفاظت از منافع آنان در برابر زیاده خواهی های شرکت هاست. از این سو، نهادهای بالادستی در بازار سرمایه تلاش می کنند تا بر اساس قوانین و محدودنمودن عملکردهای مالی شرکت ها، تبعات ناشی از فرصت طلبی شرکت ها را به واسطه توسعه حسابداری دادگاهی کنترل کنند؛ از این رو، هدف این پژوهش، طراحیِ مدل حسابداری دادگاهی در سطح شرکت های بازار سرمایه است. روش: روش شناسی پژوهش از نوع ترکیبی است و بر مبنای نتیجه، در دسته پژوهش های توسعه ای قرار می گیرد. در این پژوهش، برای جمع آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه و در بخش کمّی از چک لیست های ماتریسی بر اساس مقایسه زوجی بهره برده شده است. جامعه هدف در بخش کیفی، ۱۳ نفر از متخصصان دانشگاهی بودند که چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ تجربی، خبره تلقی می شدند. نمونه گیری در بخش روش شناسی کیفی، نمونه گیری نظری و نحوه تعیین نمونه گلوله برفی بود. اما جامعه هدف در بخش کمّی، 20 نفر از مدیران مالی شرکت های بورسی و کارشناسان رسمی دادگستری بودند که بر اساس تجربه های کاری و سطح دانش فنی و تخصصی، از طریق نمونه گیری همگن انتخاب شدند. یافته ها: نتایج بخش کیفی به شکل گیری ۳ مقوله، ۶ مؤلفه و ۳۹ مضمون مفهومی، در قالب یک مدل ۶ ضلعی انجامید که طی سه مرحله کدگذاری در تحلیل نظری داده بنیاد کسب شد. همچنین نتایج در بخش کمی نشان داد که مؤلفه نظارت های نهادی اثربخش ترین مؤلفه در توسعه حسابداری دادگاهی تلقی می شود. نتیجه گیری: نتیجه کسب شده گویای این واقعیت است که نظارت های نهادی در ساختار حاکمیت شرکتی، به حوزه حسابداری دادگاهی، در جهتِ کاهش بار حقوقی و قضایی عملکردهای مالی کمک شایان توجهی می کند.
مدل سازی جهت پیش بینی ریسک نقدینگی بانک های دولتی ایران با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و شاخص های حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین مخاطرات پیشروی بانکها ریسک نقدینگی است، بنابراین بانکها باید سیستمهای اطلاعاتی مناسبی برای اندازه گیری، پیشبینی و کنترل ریسک نقدینگی داشته باشند، هر بانکیا مؤسسه مالی و اعتباری با توجه به شرایط، ویژگیهاو نوع فعالیت، با استفاده از ابزارها و روشهای مختلفی ریسک نقدینگی خود رامدیریت میکند، با وجود تفاوتهای اساسی در اندازه، نوع فعالیت و ساختار بانکهای دولتی با یکدیگر، آیا با استفاده از شاخص های حسابداری وشبکه عصبی امکان مدل سازی و پیش بینی ریسک نقدینگی بانک های دولتی وجود دارد؟برای پاسخ به این سوال در این پژوهشابتدا با استفاده از اطلاعات حسابداری هشت بانک، که کل بانکهایدولتی ایران را تشکیل میدهند، به صورت جداگانه ،شاخص های حسابداری پژوهش محاسبه وریسک نقدینگی توسط شبکه عصبی پرسپترون چند لایه مدلسازی شد.سپس اختلاف نتایج حاصل از مدل با اطلاعات واقعی با استفاده از معیار میانگین مربعات خطا اندازه گیری شد. نتایج پژوهش نشان داد که از مدل طراحی شده، میتوان برای پیش بینی ریسک نقدینگی بانکهای دولتی ایران استفاده کرد.
بررسی چالش های مؤسسات پژوهشیِ دولتی در ایران با نگاهی تاریخی به شرایط نهادی توسعه آنها: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
33 - 59
حوزههای تخصصی:
به رغم اهمیت نقش کلیدیِ مؤسسات پژوهشی در شکل گیری حلقه های پیشران موتورهای محرکِ نوآوری، شواهد موجود نشان می دهد که کارکرد این مؤسسات در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران آن طور که انتظار می رفته در نظام ملی نوآوری محقق نشده است. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، شناساییِ چالش ها و موانع پیش روی مؤسسات پژوهشیِ دولتی از منظر تجربه زیسته صاحب نظران مرتبط است. به این منظور با توجه به محدود بودنِ مطالعات موجود، از روش شناسیِ پدیدار شناسی، بهره گرفته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 6 چالش اصلی شامل «ابهام در مأموریت های مؤسسات پژوهشی و عدم تبیین دقیق آنها»، «ساختار سازمانی و تشکیلات غیر متناسب»، «نظام تأمین مالیِ ناکارآمد و ایستا»، «عدم وجود رویه های متناسب برای مدیریت نیروی انسانی»، «فقدان رویه ای نظام مند برای ارزیابی عملکرد مؤسسات» و «وجود موانع برای همکاری در سطوح ملی و بین المللی» گریبان گیرِ مؤسسات پژوهشیِ دولتی است که باید مد نظر سیاست گذاران و تصمیم گیران در سطوح مختلف قانونی، راهبردی و اجرایی قرار گیرد.
بررسی وضعیت کارکردهای نوین رهبری در سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی و ارائه الگوی مناسب برای توسعه وضعیت موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
103 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی وضعیت کارکردهای نوین رهبری در سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی و ارائه الگوی مناسب برای توسعه وضعیت موجود در آن سازمان ها می باشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت موضوع و روش، از نوع تحقیقات آمیخته تشریحی (کمی- کیفی) است. این پژوهش در دو بخش کمی و کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، در بخش پژوهش کمی، مدیران و رؤسا و کارشناسان متخصص در سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی است و در بخش پژوهش کیفی، مدیران سازمان های دولتی، خبرگان و استادان دانشگاهی در استان آذربایجان غربی است. برای گردآوری داده های پژوهش، در بخش کمی، از پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای چارچوب نظری «سانجای ساکسنا و پور نیما آواستی» بوده و در بخش کیفی، از سؤالات باز با روش مصاحبه نیمه ساختارمند و مصاحبه گروه های کانونی استفاده شد و برای تحلیل داده های نیز، در بخش کمی، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در این چارچوب برای آزمون نرمال بودن توزیع داده های جامعه از «کلموگروف اسمیرنف» و برای آزمون فرضیه ها از آزمون تی تک نمونه ای و آزمون تی-استیودنت و آزمون رگرسیون خطی و تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد و در همه محاسبات و آزمون ها از نرم افزار اس. پی. اس. اس. و آموس استفاده شده است. در بخش کیفی، از جداول کدگذاری باز و مفهوم سازی و مضمون سازی و متغیر (تم) سازی به منظور طراحی و ارائه مدل های اصلی پژوهش استفاده شده است. براساس نتایج حاصل از این پژوهش در بخش کمی، سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی در حد کمتر از متوسط از کارکردهای نوین رهبری استفاده می نمایند به عبارت دیگر، وضعیت موجود کارکردهای نوین رهبری در سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی کمتر از حد متوسط است و براساس نتایج کیفی، الگویی برای توسعه وضعیت موجود کارکردهای نوین رهبری در سازمان های دولتی ارائه شد. در الگوی ارائه شده برای سازمان های دولتی 14 مضمون اصلی (متغیر اصلی) و 39 مضمون فرعی وجود دارد.