فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۶۱ تا ۹٬۸۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۷, Summer & Fall ۲۰۲۳
171 - 202
حوزههای تخصصی:
Purpose: With the increase of problems and the complexity of organizations, the need to provide better solutions and use more powerful tools of strategic planning is evident because managers with strategic thinking and a better understanding of the strategic plan will perform more effectively. It can be said that strategic thinking is considered as a supplement to strategic planning, a suitable approach to "leadership" of the organization and can help in systematically dealing with problems, understanding opportunities, optimal allocation of scarce resources and achieving the desired results. In view of this importance, the current research aims to design a strategic thinking competence assessment model with the approach of developing organizational flexibility in National Gas Company of Iran.Method: This research is applied in terms of purpose and was done with qualitative approach based on grounded theory method. Sampling of the research was done using snowball method (chain reference). For this purpose, qualitative data was collected, which led to the identification of many aspects of the phenomenon and the possibility of developing a conceptual research model. The data collection method is library studies, perusal of high-level documents, and in-depth and open interviews. The statistical population of this research consisted of specialists and experts in the field of management and strategic thinking, of whom 12 people were investigated. In the process of conducting this research, the interviews continued until theoretical saturation was observed.Findings: The findings showed that six main categories are effective on the evaluation of strategic thinking with an organizational flexibility approach, which are: foresight, strategic determination, systemic attitude, innovation and creativity. The results show that the validity of the model is confirmed and the six obvious variables (six dimensions) explain the latent variables of strategic thinking competency assessment. According to the direction of all the relations between the manifest variables and the latent ones, , all the relations are aligned and direct.Conclusion: According to the amount of standardized factor loadings, the dimension "Foresight (AN)", with a factor loading of 0.88, is the most reliable indicator belonging to evaluation measurement.
تأثیر اجرای مدل گزارشگری مالی تحت وب بر بازار سهام و اجتناب از مالیات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
1 - 25
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش در ابتدا ارائه شاخصی جامع برای سنجش اجرای گزارشگری مالی تحت وب و سپس بررسی تأثیر مدل حاضر بر بازار سهام و اجتناب از مالیات است.
روش شناسی: این پژوهش از لحاظ نتیجه، توسعه ای-کاربردی است و در بین 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1388 تا 1399 انجام شده است. اجزای مدل اجرای گزارشگری مالی تحت وب، از طریق مصاحبه و توزیع پرسشنامه بین خبرگان تعیین و با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره آنتروپی شانون، وزن و اهمیت معیارها مشخص شد. روابط اجرای گزارشگری مالی تحت وب به عنوان متغیر پنهان با گویه های سنجش آن، نیز از طریق تحلیل عاملی تائیدی سنجیده شد.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش اجزای مدل ارائه شده شامل 8 شاخص عامل سازمانی، مالی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، انسانی، تکنولوژی و در نهایت عامل فرهنگی به همراه 67 زیر عامل هستند. همچنین یافته های بخش کمی که بر اساس معادلات ساختاری انجام شده، نشان می دهد گزارشگری مالی تحت وب کارایی بازار سهام را افزایش و اجتناب از مالیات را کاهش می دهد.
دانش افزایی: سیستم گزارشگری مالی تحت وب، از جمله رویکردهای نوینی است که پیاده سازی و اجرای آن نقش تاثیرگذاری در زمینه رشد و توسعه بازارهای مالی و به تبع آن اجتناب از مالیات ایفا می کند، چرا که از طریق کاهش هزینه های پردازش اطلاعات، امکان نظارت بهتر مالیاتی را فراهم می آورد و با افزایش کیفیت اطلاعات، منجر به حاکمیت شرکتی قوی تر و عدم تقارن اطلاعاتی کمتر می شود.
نقش تحول دیجیتال و رهبری کارآفرینانه بر عملکرد سازمان با میانجی گری یادگیری دو سویه (مورد مطالعه؛ کسب و کارهای کوچک استان بوشهر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
113 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش تحول دیجیتال و رهبری کارآفرینانه بر عملکرد سازمان با نقش میانجی یادگیری دو سویه است. روش پژوهش حاضر از جهت هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری داده، توصیفی – پیمایشی از نوع همبستگی است. گردآوری داده به واسطه پرسشنامه صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه کسب وکارهای کوچک استان بوشهر است و نمونه آماری پژوهش 50 کسب وکار در نظر گرفته شد که به هر کسب وکار 3 پرسشنامه تعلق گرفت. روایی محتوا پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان حوزه مدیریت و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. روایی و پایایی پرسشنامه با بهره گیری از نرم افزار SPSS سنجش شد. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه برابر با مقدار 95/0 به دست آمد که گویای پایایی مطلوب پرسشنامه می باشد. برای سنجش فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری، نرم افزار SMART PLS بهره گرفته شد. نتیجه فرضیه های پژوهش نشان دهنده آن است که تحول دیجیتال بر یادگیری دو سویه با مقدار آماره تی (74/5)، رهبری کارآفرینانه بر یادگیری دو سویه با مقدار آماره تی (56/7)، یادگیری دو سویه بر عملکرد سازمانی با مقدار آماره تی (69/13) تأثیر مثبت و معناداری دارد. هم چنین تحول دیجیتال بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی یادگیری دو سویه به مقدار آماره تی (43/5) و رهبری کارآفرینانه بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی یادگیری دو سویه به مقدار آماره تی (23/6) تأثیر مثبت و معناداری دارد.
تاثیر حاکمیت شرکتی بر متنوع سازی شرکتی با تاکید بر عدم شفافیت سود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های حسابداری و راهبری شرکتی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
129 - 150
حوزههای تخصصی:
مطابق با فرضیه تضادهای نمایندگی، توانایی مدیران برای تحریف و پنهان سازی اطلاعات بستگی به درجه پیچیدگی سازمان دارد. شرکت هایی با محیط های سازمانی پیچیده و مشکلات نمایندگی بیشتر، نسبت به سایر شرکت ها تنوع سازی بالایی دارند. با این وجود مکانیزم هایی جهت کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران نیاز است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر حاکمیت شرکتی بر متنوع سازی شرکتی با تاکید بر عدم شفافیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این راستا، تعداد 110 شرکت برای دوره زمانی 1395-1400 انتخاب گردید. هدف پژوهش کاربردی و روش شناسی آن از نوع پس رویدادی است. از رویکرد داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار آماری Eviews استفاده شد. نتایج نشان داد که بهره گیری از مکانیزم های حاکمیت شرکتی موجب محدودسازی انگیزه متنوع سازی مدیران می شود. از سوی دیگر، زمانی که عدم شفافیت سود بالا است، مکانیزم های حاکمیت شرکتی توانایی کافی جهت محدود کردن انگیزه متنوع سازی شرکتی ندارند.
توسعه مدلی برای استراتژی های مسئولانه شرکت ها با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش شناسایی و توسعه مدلی برای استراتژی های مسئولانه شرکت ها با روش فراترکیب است. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای، از نظر ماهیت داده ها کیفی و از منظر گردآوری داده ها اسنادی- فراترکیب است. بدین منظور پس از طی گام های این روش و تجزیه و تحلیل مقالات در نهایت ۶۸ مقاله مورد بررسی قرار گرفته و ۵۹۴ کد اولیه استخراج شده است. سپس با بررسی پیشینه ها و مدل های مقالات تایید شده طراحی مدل مفهومی جدید به دست آمد. در مرحله تجزیه وتحلیل یافته ها از فنون تحلیل مضمون بهره گرفته شد. درنهایت پس از تحلیل تمامی مقاله ها، تعداد ۱۰ مفهوم و ۲۹ کد ثانویه استخراج گردید. این مفاهیم عبارت اند از پیشایند های سطح کلان، پیشایند های سطح سازمان، جهت گیری مسئولانه استراتژیک، حاکمیت شرکتی مسئولانه یکپارچه، استراتژی های تنظیم گر، استراتژی های فراگیر (به عنوان مفاهیم محتوایی و زمینه ای استراتژی)؛ پیشران های پیاده سازی، مولفه های نهادینه سازی (به عنوان مفاهیم فرآیندی) و در نهایت پیامد های داخلی و خارجی. در مدل شناسایی شده استراتژی های مسئولانه وجود یک سیستم حاکمیت شرکتی مسئولانه نقش محوری در انتخاب های استراتژیک شرکت ها و متوازن سازی جهت گیری های مسئولانه دارد که در نهایت می توان از طریق پیاده سازی درست و بهینه این استراتژی ها به ارزش هم افزایی دست یافت.
واکاوی تجارب زیسته کارکنان از چالش های رهبری شورانگیز در روابط میان فردی شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
129 - 155
حوزههای تخصصی:
رهبری شورانگیز به واسطه قابلیت های منحصربه فرد خود در ایجاد شورواشتیاق افراد در کار و نقش آن در روابط میان فردی به عنوان یک مفهوم نوظهور می تواند در افزایش توان مواجهه با چالش های شرکت های دانش بنیان مؤثر باشد. پژوهش حاضر به دنبال واکاوی تجارب زیسته کارکنان از چالش های رهبری شورانگیز در روابط میان فردی شرکت های دانش بنیان است. روش شناسی پژوهش، پدیدارشناسی توصیفی هوسرلی است. محیط پژوهش، شرکت های دانش بنیان و جامعه پژوهش، افرادی است که در شرکت های دانش بنیان مشغول فعالیت بودند که اطلاعات پژوهش با مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق با آن ها جمع آوری شد؛ از این میان، تا حد اشباع داده ها با 16 نفر از کارکنان، مصاحبه انجام گرفت؛ نمونه گیری به روش هدف مند وابسته به معیار انجام شد. پژوهش گر در پی پاسخ به این س ؤال بود که رهبری شورانگیز در روابط میان گروهی شرکت های دانش بنیان ایران با چه چالش هایی مواجه است و برای رهبری این کارکنان دانشی چه الزاماتی باید در نظر گرفت؟ اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مصاحبه شوندگان، توصیف عمیق و ممیزان بیرونی تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده ها به روش کولایزی انجام گرفت. نتایج نشان داد می توان چالش های رهبری شورانگیز در شرکت های دانش بنیان را در عناصری چون اجماع بر اهداف یکسان، واقعیت پرهیزی، منزلت افزوده اجتماعی، تحریک خودکارآمدی جمعی و تعارضات ارتباطی دید.
بررسی تجارب زیسته منتورها از پدیده بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در شرکت ایران خودرو دیزل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
720 - 750
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد دستیابی به مضامین مشترک و درک عمیق از تجارب زیسته منتورها، در جهت تبیین ماهیت پدیده بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در شرکت ایران خوردو دیزل است.
روش: پژوهش حاضر بر رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک ون منن مبتنی است. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مشارکت کنندگان پژوهش، ۱۵ نفر منتور که از خبرگان و ارائه دهندگان بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در شرکت ایران خودرو دیزل بوده اند، انتخاب شد. روش نمونه گیری هدفمند (مبتنی بر هدف) از نوع معیارمحور بود.
یافته ها: پس از انجام مصاحبه های تخصصی با گروه منتورها، به عنوان ارائه دهندگان بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ و تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها، مفهوم ها و درون مایه های اصلی و فرعی مشخص شدند. مفهوم ها و درون مایه های اصلی و فرعی به دست آمده، با سؤال های اصلی پژوهش، یعنی «چیستی» و «چگونگی» تجارب زیسته منتورها از پدیده بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ انطباق داشت که به ۸ خوشه کلی دسته بندی شدند. این خوشه ها عبارت اند از: مقوله محوری، تسهیلگر، الزامات، تعدیلگر، بستر، محدودیت، استراتژی و پیامد. ۱۸ درون مایه اصلی هر یک از خوشه ها عبارت بود از: مقوله محوری: تسهیم دانش؛ تسهیلگر: شایستگی های منتور، شایستگی های منتی و حساسیت های بین فردی؛ الزامات: شایستگی های فردی منتور و شایستگی های فنی منتور؛ تعدیلگر: ویژگی های منتی و محتوای بازخورد؛ بستر: حمایت سازمانی و فرهنگ سازمانی؛ محدودیت: ویژگی های منتی، ویژگی های منتور و شیوه ارائه بازخورد؛ استراتژی: شیوه بازخورد فنی، شیوه بازخورد توسعه ای و شیوه بازخورد اجتماعی؛ پیامد: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی. همچنین ۸۴ درون مایه فرعی مربوط به فهم تجارب زیسته منتورها از پدیده بازخورد اثربخش شناسایی شد.
نتیجه گیری: با توجه اهمیت برنامه های منتورینگ در توسعه سرمایه انسانی، بایسته است که مؤلفه های شناسایی شده در طی تجارب کسب شده از ارائه بازخورد اثربخش، برای بهبود عملکرد و دستیابی به نتایج مورد انتظار، در کانون توجه مدیران و افراد مسئول در حوزه مربوطه قرار گیرد. نتایج کسب شده، معیارهای مناسبی برای اثربخشی هرچه بیشتر بازخورد است و افراد را قادر می سازد تا وظایفی را که برعهده دارند با موفقیت به انجام برسانند. استفاده از مدل این پژوهش، می تواند فرایند طراحی و بسط بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ را در سطح کلان فرهنگ سازی کند و در سطح سازمان ها نیز با سهولت بیشتری عملیاتی شود. افزون بر این، موجب توسعه حوزه نظری در سطح بین المللی می شود؛ از این رو ارزش افزوده این مطالعه را می توان آگاهی و تسهیل فرایند بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در بستر سازمان ها با آگاهی و الگوبرداری از مفاهیم و درون مایه های مدل ارائه شده برای متخصصان ماهر و شایسته دانست. تشکیل کارگروه تخصصی، برای نظارت بر کارایی و اثربخشی بازخورد در روابط منتورینگ، بسیار اهمیت دارد. با توجه به اهمیت موضوع پژوهش، برای کاوش عمیق تر و دستاوردهای تجربی غنی تر، لازم است تا به منظور دستیابی به رهنمودهایی برای سیاست گذاران حوزه آموزش، پژوهش هایی نیز در قلمرو جغرافیایی خاص انجام شود.
بررسی فقهی مالیت در رمزارزها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اولین جرقه مفهوم پول مجازی به معنای پول رمزگذاری شده، در سال 1998 به منظور تسهیل انجام امور مالی و ایجاد پولی بدون حضور واسطه (بانک ها) و توسط افراد جامعه مطرح شد. پیشنهاد نوع جدیدی از پول الکترونیک داده شد که از روش رمزگذاری رایانه ای برای کنترل تولید پول و انجام معاملات بدون واسطه و مرجع مرکزی استفاده می کرد. با توجه به توسعه فضای مجازی و کارکردهای آن در زندگی بشر شاید گریزی از استفاده از پول های مجازی نباشد و ضروری است تا سیاست گذران اقتصادی با روشن بینی نسبت به پول مجازی مواجه صحیح در تنظیم و تدوین مقررات داشته و سیاست هایی برای ارتباط اقتصادی مجازی و حقیقی اتخاذ نمایند. در این مقاله ضمن شناخت جایگاه رمزارزها در عرصه اقتصاد جهانی، به تحلیل و واکاوی فقهی و حقوقی مالیت به عنوان یکی از شروط مهم معاملات تجاری، در رابطه با رمزارزها پرداخته شده است. همچنین جنبه نوآوری تحقیق پیش رو بحث از مالیت رمزارزها از دیدگاه های مختلف در مورد مالیت می باشد. برخی مالیت را بر عین خارجی محدود نموده و برخی آن را اعتباری محض و برخی انتزاعی می دانند. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی شکل گرفته است، تلاش بر آن است که با تبیین این دیدگاه ها، عدم تفاوت در اعتباری و انتزاعی بودن مفهوم مالیت را در تحقق مالیت رمزارز بیان نمود.
مبانی معرفت شناسی قرآنی تصمیم گیری راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
189 - 209
حوزههای تخصصی:
هر حوزه ای از دانش مانند دانش تصمیم گیری راهبردی که در پی ورود به واقعیت تجربی برای ایجاد تغییر است، ریشه در جهان بینی حاکم بر آن دارد و نمی تواند بدون توجه به مبانی زاویه فکری خود طراحی و اجرا شود. بدین سان برای دستیابی به دانش تصمیم گیری راهبردی قرآن بنیان، چاره ای جز تنظیم معرفتی آن از سطح مبانی زاویه فکری تا سطح تجربی، مبتنی بر آموزه های وحیانی نیست. در این راستا، در پژوهش پیش رو، مبنی بر سازوکار ترکیبی روش دلالت پژوهی و منطق دلالت در پیشینه علم اصول، با استناد به سوره انفال کوشش شده است تا با استفاده از تحلیل تم و تحلیل محتوا در نرم افزار atlas.ti، نمونه هایی از دلالت های مبتنی بر مبانی معرفت شناسی مرتبط با موضوع تصمیم گیری راهبردی فهم و تبیین شود. حاصل این فرآیند استخراج 192 کد اولیه، 14 مضمون پایه و 6 مضمون سازمان دهنده شامل نقش و کیفیت پیوستگی ادراکات حقیقی، اعتباری و وجدانی در تصمیم گیری راهبردی، تبلور فاعل تصمیم گیرنده از جنبه نظری و کاربردی، دانش گفتمان آفرین تغییر و تحول در تصمیم گیری راهبردی، جایگاه ارزش ها در تصمیم گیری راهبردی، منابع معرفت در تصمیم گیری راهبردی و اعتبار منابع معرفت در تصمیم گیری راهبردی، در ذیل یک مضمون دلالی فراگیر، یعنی نمونه مبانی معرفت شناسی تصمیم گیری راهبردی بوده است. گفتنی است نتایج تحقیق در مبانی معرفت شناسی قرآن بنیان در حوزه تصمیم گیری راهبردی است و این مهم، زمینه ساز تولید، فرآوری تدوین جامع نظریه و دانش تصمیم گیری راهبردی قرآن بنیان از سوی پژوهشگران این حوزه و بدین سان ارائه مدل های کاربردی خودویژه برای مدیران راهبردی، از چشم انداز جریان فکر دینی (قرآنی) در عینیت تحقیق و توسعه ای است.
جستاری در کارآمدی راهبرد و آسیب شناسی نظام برنامه ریزی منابع انسانی سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
293 - 318
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش ارائه راهبرد کاهش نارسایی های برنامه ریزی منابع انسانی در سازمان تامین اجتماعی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت، اکتشافی و براساس شیوه گرده آوری داده ها، تحقیق آمیخته به شمار می رود. در بخش کیفی پژوهش، مشارکت کنندگان 23 نفر از خبرگان بودند که به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شد. در بخش کمّی، جامعه آماری، کارکنان حوزه منابع سازمان بودند که حجم نمونه مطابق جدول مورگان 364 نفر تعیین و به شیوه تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار جمع آ وری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود و طی دو مرحله نظرسنجی دلفی فازی تجزیه و تحلیل داده صورت گرفت. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ، 783/. برآورد گردید و روایی آن نیز با روش روایی محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که نظام برنامه ریزی منابع انسانی سازمان با 19 مشکل اصلی مواجه است که شاخص های نبود الگوی مناسب برنامه ریزی، اجرای نامناسب برنامه ریزی منابع انسانی، عدم نظارت، کنترل و بازخورد برنامه ریزی منابع انسانی و...از مهمترین نارسایی های برنامه ریزی منابع انسانی سازمان بودند. نتایج تحقیق نشان می دهد که مولفه های استخراجی مدل تحقیق، مورد تائید جامعه قرار دارند. سازمان تأمین اجتماعی می تواند با مورد نظر قرار دادن مشکلات شناسایی شده، عوامل موثر بر آن و راهکارهای ارائه شده در این پژوهش، برنامه ریزی لازم را جهت کاهش مشکلات برنامه ریزی منابع انسانی خود انجام دهد.
بررسی عوامل مؤثر بر اجرای مدیریت کیفیت جامع و تأثیر آن بر جذب مشتری (مطالعه موردی در شرکت راه آهن تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اغلب سازمان ها دریافته اند که برای بقای خود باید کیفیت را برای حضور شایسته در عرصه جهانی ارتقاء دهند. کلید حل این مشکل که همه سازمان ها با آن دست به گریبان اند، در مقوله مدیریت کیفیت جامع (TQM) خلاصه شده است. درواقع عصر امروز عصر مشتری گرایی و مخاطب محوری است و میزان موفقیت هر سازمان با میزان توجه آن به مشتری، خواسته های وی و کیفیت خدمات و محصولات رابطه مستقیم دارد. هدف از این پژوهش ، بررسی عوامل مؤثر بر اجرای مدیریت کیفیت جامع و تأثیر آن برجذب مشتری در شرکت راه آهن تهران می باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و به صورت میدانی و کتابخانه ای انجام گرفته است. جامعه آماری مدیران و کارشناسان راه آهن تهران و با نمونه آماری که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده، 352 نفر بوده است. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه مدیریت کیفیت جامع و مشتری استفاده شده که با روش حداقل مربعات جزئی و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در اجرای مدیریت کیفیت جامع، حمایت مدیران عالی و شناسایی و آموزش کارکنان برجذب مشتری تأثیر معناداری ندارد. درعین حال، در اجرای مدیریت کیفیت جامع، عوامل فرهنگی، رضایت کارکنان و مشارکت کارکنان در تصمیم گیری برجذب مشتری تأثیر مثبت و معناداری دارد.
طراحی مدل اقناع عمومی در بستر حکمرانی خوب شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
615 - 636
حوزههای تخصصی:
هدف: اقناع عمومی در حکمرانی خوب شهری، ابزاری قدرتمند است که به دلیل ایجاد هم بستگی و تعامل بین مسئولان حکومتی و شهروندان، ترویج ارزش ها و هدف های مشترک و همچنین، بهبود کیفیت زندگی در شهر اهمیت دارد. در دنیای امروزی که شهرها به سمت توسعه و رشد سریع حرکت می کنند، حکمرانی خوب شهری اهمیت بسیاری پیدا کرده است. اقناع عمومی، ابزار مؤثری در بستر حکمرانی خوب شهری مطرح شده است؛ از این رو هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل اقناع عمومی در بستر حکمرانی خوب شهری است.
روش: روش پژوهش کیفی و از نوع نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی بوده است. در مجموع، در پژوهش حاضر ۱۷ نفر مشارکت کردند که ۱۰ نفر از بین مدیران کل دستگاه های اجرایی استان خراسان رضوی و ۷ نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد. برای اخذ تأمین اعتبار، از درگیری طولانی مدت و مشاهده مداوم و بازبینی مشارکت کنندگان استفاده شد. افزون بر این، برای ایجاد اعتبار بیشتر، پژوهشگر از روش بازبینی مشارکت کنندگان بهره برد.
یافته ها: یافته های پژوهش در قالب شش دسته شرایط علی، مقوله محوری، استراتژی ها، پیامدها، زمینه ها و مداخله گرها دسته بندی شد. یافته های پژوهش نشان داد که شرایطی همانند عوامل سرمایه اجتماعی و حکمرانی مسائل، باعث می شود که اقناع عمومی شکل گیرد. از طرفی این رفتار بر استراتژی ها یا راهبردها تأثیر می گذارد. به سخن دیگر، عوامل یادشده کمک می کند که راهبردها یا استراتژی های حکمرانی خوب شهری که رسانه کارآمد و استراتژی ارتباط مؤثر است، انتخاب شود. این استراتژی ها به قطع پیامدهایی دارند که از آن جمله می توان به بهبود عملکرد به شکل توسعه انسانی پایدار و بهبود حل مسئله اشاره کرد. زمینه این استراتژی ها، سیاست های حمایتی و فرهنگی است. در این میان نباید از مداخله گرهایی همچون موانع محیطی و موانع ارتباطی چشم پوشی کرد.
نتیجه گیری: انتقال پیام های اثربخش و مؤثر به جامعه با اقناع عمومی در بستر حکمرانی شهری امکان پذیر است. با انجام پدیده مذکور، شناخت بهتر از مسائل شهری، ایجاد همدلی و تعامل مثبت با شهروندان و افزایش مشارکت آن ها در مسائل عمومی فراهم می شود. با توجه به یافته های پژوهش، چنین نتیجه می شود که اقناع عمومی مؤثر، به تحلیل دقیق اهداف و مخاطبان نیازمند است. باید هدف مدنظر اقناع، اهداف کلان حکمرانی شهری و نیازهای جامعه، به صورت دقیق بررسی شوند. همچنین، باید مخاطبان مدنظر به خوبی شناسایی و تحلیل شوند تا بتوان محتوا و ابزارهای اقناعی درستی طراحی کرد. استفاده از شواهد و آمار مطمئن، به افزایش اعتبار اقناع عمومی کمک می کند. اطلاع رسانی جذاب و فهم پذیر نیز، می تواند مخاطبان را بهتر و به طور کامل آگاه سازد و آن ها را به پذیرش ایده مدنظر ترغیب کند. در نهایت اینکه استفاده از شاخص ها و نشانه های اثرگذاری، می تواند نتایج و اهداف اقناع را به وضوح نمایش دهد و از شفافیت در فرایند اقناع پشتیبانی کند. در پایان پژوهش، پیشنهادها و راه کارهایی برای مؤلفه های پژوهش بیان شده است.
The Pandemic Benefits Reaped by Online Teaching Platforms: A Case study of Whitehat Junior(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Pandemic has brought all together a new environment of working and compelled all the off line educational institutions to become online educational platforms and strengthen their online resources. We need to understand online platforms as universities, institutes, schools, colleges or any educational institute which are working online and providing degrees, certificates, diplomas for several courses and programs. In different researches related to online education and Covid -19, investigations addressed student’s perspective or teachers perspective. Literature review has showed the gap in exploring the turnaround strategies inspired by the parent’s perspective for online education especially with respect to young children (Age group 8 to 12 years). Apart from literature review and analysis of secondary data from websites and search engines, qualitative research was undertaken to know about parent’s views in general about the online platforms and particularly about WHJ (White Hat Junior). The focused group discussion and the indepth interviews revealed very useful information with regard to Online educational platforms and especially WHJ in relation to Covid -19 times. Findings relate to awareness, acceptability, perception change, costs, safety issues, etc. It has brought out elaborately in this case based research, how parents expectation may impact the turnaround strategies of their wards’ online educational platforms. In different researches related to online education and Covid -19, investigations addressed student’s perspective or teacher’s perspective.
اثر تعاملی استراتژی کسب وکار بر رابطه بین توانایی مدیریتی با محدودیت های مالی، ارزش نگهداشت وجه نقد و سرعت تعدیل ساختار سرمایه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سوال بود که آیا استراتژی کسب و کار اثر تعاملی بر رابطه بین توانایی مدیریتی با محدودیت های مالی، ارزش نگهداشت وجه نقد و سرعت تعدیل ساختار سرمایه دارد؟
روش: در راستای هدف پژوهش، شش فرضیه تدوین شد. جهت آزمون فرضیه ها، با استفاده از روش حذف سامان مند، نمونه ای متشکل از 105 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1397-1401 انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ایویوز و برای آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیون چند متغیره و مدل های لجستیک استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که توانایی مدیریتی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش نگهداشت وجه نقد و تأثیر منفی و معناداری بر محدودیت های مالی و سرعت تعدیل ساختار سرمایه دارد. همچنین یافته ها نشان داد استراتژی کسب وکار بر رابطه بین توانایی مدیریتی، ارزش نگهداشت وجه نقد، محدودیت های مالی و سرعت تعدیل ساختار سرمایه تأثیر دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می گردد به قابلیت های مدیریت توجه بیشتری شود؛ زیرا مدیران توانمندتر مشکلات نقدینگی را راحت تر و به شکل پیشگیرانه تری کشف می کنند، تا هزینه های تأمین مالی خارجی را از بین ببرند. همچنین به سازمان بورس و اوراق بهادار پیشنهاد می شود در پیاده سازی هرچه مؤثرتر نظارت های خود در شرکت ها و نیز افشای گزارش آن ها، توجه بیشتری به استراتژی های تجاری شرکت ها داشته باشد؛ زیرا استراتژی های تجاری از عوامل مهم و تأثیرگذار بر ارزش نگهداشت وجه نقد شرکت ها می باشد که توانایی تأثیرگذاری بر عملکرد و بازده آتی شرکت ها را دارد.
سنجش اثرگذاری رفتار حمایتی مدیران بر بهبود رفتار کارآفرینانه کارکنان با میانجیگری مشارکت کاری کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
48 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی سنجش اثرگذاری رفتار حمایتی مدیران بر بهبود رفتار کارآفرینانه کارکنان با میانجیگری مشارکت کاری کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرستان شیراز انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرستان شیراز می باشد که تعداد آنها 27013 نفر می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 379 نفر به عنوان نمونه انتخاب و برای توزیع پرسشنامه از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه می باشد که از پرسشنامه رفتار حمایتی مدیران (رونی و گوتلیب)، رفتار کارآفرینانه کارکنان (زامپتاکیس و همکاران) و مشارکت کاری (رزماری و همکاران) استفاده شد روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات پنج تن از خبرگان این حوزه مورد تایید قرار گرفت و در نهایت استاد راهنما نیز پرسشنامه ها را تایید کردند. و جهت تعیین پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و مشخص شدن نرمال بودن متغیر با توجه به آزمون کولموگروف-اسمیرنوف با استفاده از نرم افزار SPSS و Lisrel از آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون جهت تجزیه و تحلیل داده ها و برای بررسی رابطه بین متغیرها استفاده گردید. نتیجه فرضیه اصلی تحقیق نشان داد رفتار حمایتی مدیران بر بهبود رفتار کارآفرینانه کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی مشارکت کاری کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرستان شیراز تاثیر معناداری دارد.
بررسی و رتبه بندی متغیرها و مؤلفه های تأثیر نهادینه سازی فرهنگ سازمانی بر هم افزایی در هلدینگ سیاحتی و گروه هتل های پارسیان با استفاده از روش AHP(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال سوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
191 - 216
حوزههای تخصصی:
در مواجهه با تنوع فرهنگی، کامل ترین مواجهه و برخورد هم افزایی فرهنگی است. هم افزایی فرهنگی رویکردی در مدیریت تأثیرات تنوع فرهنگی است که مدیران در استراتژی ها، رویه ها، ساختارها و اعمال سازمان بر الگوهای فرهنگی اعضای سازمان تکیه می کنند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و رتبه بندی متغیرها و مؤلفه های تأثیر نهادینه سازی فرهنگ سازمانی بر هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل های پارسیان با استفاده از روش AHP می باشد. در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته (اکتشافی متوالی) با اولویت زمانی و وزن بیشتر داده ها و شیوه کیفی نسبت به داده های کمّی استفاده شده است. بدین ترتیب، ابتدا از روش های کیفی، برای شناسایی ابعاد و عوامل مؤثر در ایجاد مدل نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر هم افزایی استفاده گردید و سپس برای کشف روابط علت و معلولی و تأیید یافته ها، از روش های کمّی بهره گرفته شد. نتایج حاصل از وزن دهی به متغیر هم افزایی نشان می دهد که بین شاخص های شناسایی شده سازگاری وجود دارد. همچنین، یافته های حاصل از وزن دهی به متغیر نهادینه سازی فرهنگی نشان می دهد که کمتر بودن نرخ ناسازگاری از ۱/۰ که معیار سازگاری شاخص ها می باشد، حاکی از این است که بین شاخص های شناسایی شده سازگاری وجود دارد.
وضعیت سواد سلامت کووید-19 در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: باتوجه به اپیدمی کووید-19 و تاثیر آن بر شرایط زندگی، پژوهش حاضر با هدف تبیین سواد سلامت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر توصیفی است و به روش پیمایشی انجام گرفته است. تعداد 320 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در کلیه مقاطع تحصیلی در پژوهش مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه سواد سلامت کووید-19(شامل 22 سوال) بود. این ابزار پس از انجام اعتبارسنجی و تایید روایی و پایایی، مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل یافته ها با استفاده از آمار توصیفی و سایر آزمون ها مانند همبستگی، آزمون لون، آنوای یک طرفه و تعقیبی انجام گرفت. یافته ها: سواد سلامت دانشجویان در رابطه با تصمیم گیری های مربوط به پیشگیری از انتقال به دیگران و محافظت از خود در سطح بالا قرار داشتند. سواد سلامت دانشجویان در درک اطلاعات کووید بالاتر از متوسط قرار داشت (میانگین 06/3) ولی در یافتن اطلاعات مربوط به کووید، سواد آنها کمتر از حد میانگین (95/2) بود. نتایج آزمون لون بیانگر وجود اختلاف معنی دار در میانگین سواد سلامت کووید دانشجویان دختر و پسر در سواد یافتن اطلاعات سلامت بود (Sig=0.028). نتایج آزمون آنوای یک طرفه بیانگر اختلاف معنی دار بین تمامی مولفه های سواد سلامت کووید، در دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی بود. همچنین همبستگی معناداری بین مقطع تحصیلی با کلیه مولفه های سواد سلامت کووید وجود دارد. نتیجه گیری: دو متغیر جنسیت و مقطع تحصیلی رابطه معنی داری با سواد سلامت کووید دارد. این رابطه می تواند در تبیین سواد سلامت و وضعیت سلامتی در سطوح مختلف دانشجویان مدنظر قرار گیرد. پیشنهاد می گردد مسئولین آموزش به تهیه بستری مناسب جهت آموزش دانشجویان در هنگام بروز همه گیری بیماری، آموزش گروهی دانشجویان و تبادل اطلاعات در محیط های علمی بپردازند.
«بیمه بیکاری» به مثابه سیاست رفاهی (با تأکید بر قانون کار و طرح بیمه بیکاری ایام کرونا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴
317 - 330
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: دولت ها همواره برای اداره جامعه، نظام حمایتی– رفاهی داشته اند که در راستای سیاست های رفاهی تعیین شده از سوی آن ها عملیاتی می شود. بخش عمده این حمایت ها که مشتمل بر «مساعدت اجتماعی»، «بیمه های اجتماعی» و «سیاست بازار کار» است، محصول سیاست های رفاهی است. هدف مقاله حاضر، تحلیل گفتمان سیاست رفاهی در «قانون کار» و «طرح بیمه بیکاری ایام کرونا» است. روش شناسی: روش تحلیل گفتمان (به شیوه تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه)، روش پژوهش انتخابی در این نوشتار است. به این منظور، متن «قانون کار» و «طرح بیمه بیکاری ایام کرونا» به عنوان جامعه هدف پژوهش، مبنای بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : در طول چهار دهه پس از پیروزی انقلاب، همواره ایران دارای سیاست ها و برنامه های رفاهی بوده، اما جایگاه سیاست رفاهی در حوزه بیمه بیکاری در گفتمان های سیاسی و اجتماعی دولت های پس از انقلاب یکسان نبوده است و در ترسیم فضای گفتمانی هر دولت، با توجه به دالّ مرکزی آن، سازوکارهای سیاست رفاهی در حوزه رفع بیکاری و اشتغال آفرینی متفاوت بوده و در ضمن مفصل بندی گفتمان حاکم بر قانون کار و طرح بیمه بیکاری ایام کرونا تاحدودی متمایز بوده است. بدین ترتیب که دالّ شناور «سیاست رفاهی در حوزه رفع بیکاری» در قانون کار را بر مبنای دالّ مرکزی «سیاست اجتماعی اشتغال کامل» می توان تعریف کرد، اما در طرح بیمه بیکاری ایام کرونا دالّ شناور «سیاست رفاهی در حوزه بیکاری» بر مبنای دال مرکزی «اعمال سیاست حمایتی جامع» قابل تعریف است. نتیجه گیری: فصل مشترک رویکردهای گفتمانی در خصوص بیکاری و حمایت های مربوطه در ایران — و مشخصاً در قالب دو متن قانونی مذکور — تمرکز بر «عدالت استحقاقی» در بهره مندی از خدمات کوتاه مدت تأمین اجتماعی در قالب بیمه بیکاری است؛ بدین معنا که صرفاً مشمولان قانون تأمین اجتماعی و قانون کار، مستحق برخورداری از حمایت بیمه ای تلقی می شوند و آن دسته از بیکاران که فاقد چنین مشخصاتی باشند، خارج از حوزه حمایتی قرار گرفته اند؛ چنین تلقی و رویکردی، در تعارض با سیاست مندرج در اصل 29 قانون اساسی است، زیرا تأکید این ماده قانونی بر این است که تأمین اجتماعی یک حق همگانی است که دولت ها مکلف اند آن را از طریق به کارگیری درآمدهای عمومی و یا استفاده از منابع حاصل از مشارکت مردم، برای آحاد جامعه تأمین کنند؛ این اصل دقیقاً اشاره به لزوم رعایت «نگاه حمایتی و جامع (مبتنی بر عدالت توزیعی)» دارد.
اکتشاف و تحلیل درونی نظام یافته عوامل کلان فرهنگی مرتبط با موفقیت و شکست سازمان در زمان دورکاری؛ رویکرد تحلیل مقوله
حوزههای تخصصی:
شیوع بیماری کووید-۱۹ از حدود دو سال گذشته، بسیاری از سازمان ها و دولت ها را ناگزیر از تدوین و پیاده سازی فرآیند دورکاری از منزل به صورت حداکثری نمود. به دلیل ماهیت بحرانی موضوع، سازمان های کمی از آمادگی لازم برای اجرای فرآیند دورکاری برخوردار بودند؛ لذا این مسئله، چالش های متعددی را برای اثربخشی عملکردی سازمان ها ایجاد نموده است. در این پژوهش با رویکرد اکتشافی به این سوال پاسخ داده خواهد شد که مهم ترین عوامل فرهنگی مرتبط با موفقیت و شکست اقدامات دورکاری در موضوع اثربخشی عملکرد سازمانی چیست. برای پاسخ به این پرسش از تحلیل داده های جمع آوری شده از مصاحبه نیمه ساختارمند با افراد یک سازمان دورکار استفاده شده است. افراد مورد مصاحبه، کارکنان و مدیران سازمان می باشند و سوالات مصاحبه به صورت پایان باز و آزاد پرسیده شده است. برای تحلیل داده ها از کدگذاری به روش تحلیل مضمون استفاده شده و مضامین اصلی به عنوان اصلی ترین عوامل فرهنگی در رفتار سازمانی مورد بحث قرار می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مواردی چون احساس عدالت در سازمان، فرهنگ ارتقای شغلی، انعطاف پذیری سازمان و نگرش نسبت به پاداش و جبران خدمات از جمله مهم ترین عوامل تعیین کننده موفقیت یا شکست دورکاری در سازمان از نظر کارکنان هستند. در طرف مقابل، نحوه نظارت بر عملکرد کارکنان و ارتباطات سازمانی از منظر مدیران به عنوان مهم ترین عوامل مطرح شده است.
بررسی ابعاد رویکرد ارزیابی متوازن اثرگذار بر ارزیابی عملکرد شرکت های حسابرسی: با استفاده از تحلیل عاملی تائیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
180 - 204
حوزههای تخصصی:
موسسات حسابرسی ایران برای پایندگی و رشد خود خود ملزم به تامین اهداف عملکردی پیچیده و چندگانه هستند و این امر، ضرورت انجام ارزیابی عملکرد و برنامه ریزی استراتژیک را نمایان می سازد. در این راستا، هدف این پژوهش بررسی ابعاد رویکرد ارزیابی متوازن اثرگذار بر ارزیابی عملکرد شرکت های حسابرسی با استفاده از تحلیل عاملی تائیدی است. در این پژوهش پس از بررسی روای محتوا، جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تائیدی، ماتریس همبستگی و آلفای کرونباخ استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به وسیله پرسشنامه از 172 شریک و مدیر موسسات حسابرسی مستقل در ایران جمع آوری شده است تا نظر حسابرسان مستقل در خصوص سنجه های پیشنهادی ارزیابی متوازن مورد ارزیابی قرار گیرد و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و لیزرل استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که یک کارت ارزیابی متوازن با پنج بعد یادگیری و رشد، مشتریان ، فرآیندهای داخلی، مالی و منظر اخلاق شرکتی مرتبط با حسابرسی (آئین رفتار حرفه ای) برای ارزیابی و ارتقای عملکرد موسسات حسابرسی موثر است و یک چارچوب جامع و هدفمند برای ارزیابی عملکرد استراتژیک موسسات حسابرسی ایران به دست می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه و بکارگیری سنجه های پیشنهادی ارزیابی متوازن سبب بهبود عملکرد شرکت های حسابرسی می شود و شرکت های حسابرسی با بکارگیری سنجه های ارزبابی متوازن از محرک های اثر گذار بر عملکرد و استراتژی دانش بیشتری کسب می کنند و بدین وسیله مزیت رقابتی ایجاد می شود. نتایج این پژوهش نه تنها برای مؤسسات حسابرسی بلکه برای هیات های نظارت بر حسابرسی و تدوین کنندگان استانداردهای حسابرسی نیز ارزشمند است. آن ها می توانند با درک بیشتر سیستم های عملکردی در موسسات حسابرسی با اندازه های مختلف فرآیندها و ساز و کارهای نظارتی را طراحی نمایند.