فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۶۱ تا ۷٬۶۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
191 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه زیرساخت های موفقیت در فرآیند کسب وکارهای ورزشی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به دلیل ترکیب تحقیق کیفی و کمی جزء تحقیقات آمیخته محسوب می شود. افراد مورد مصاحبه در این تحقیق شامل مدیران، اساتید بازاریابی، صاحبان کسب وکارها و استارت آپ ها و کارآفرینان ورزشی در سطح کشور بودند. جامعه آماری در بخش کمی همان افراد به علاوه دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته تربیت بدنی بودند و پرسشنامه نهایی در اختیار آن ها قرار گرفت. تعداد 275 پرسشنامه به صورت صحیح پاسخ داده شد. در این تحقیق، از نظریه داده بنیاد استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش توصیف آماری و آمار استنباطی با استفاده از نرم افزار Smart PLS و SPSS انجام پذیرفت. داده ها با بررسی کدهای باز و تحلیل آن ها در 10 مفهوم تقسیم بندی شدند. این مفاهیم شامل زیرساختی و حمایتی (5 کد)، طرح کسب وکار ( 7 کد)، دسترسی به سرمایه (4 کد)، قانون مندی (5 کد)، برندسازی (3 کد)، شبکه سازی (5 کد)، آمادگی کارآفرینی (3 کد)، فناوری (4 کد)، تقاضامندی (5 کد) و تبلیغات و بازاریابی (5 کد) بود. در ادامه نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل پژوهش از برازش خوبی برخوردار بوده و روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت و عوامل کلیدی موفقیت در کسب وکارهای ورزشی از مؤلفه های شناسایی شده نشات می گیرند.
طراحی مدل رهبری شورانگیز ویژه شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل رهبری شورانگیز ویژه شرکت های دانش بنیان به روش کیفی از نوع نظریه زمینه ای انجام گرفت. داده های این پژوهش برگرفته از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 16 نفر از متخصصان موضوعی در حوزه شرکت های دانش بنیان کشور بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری این فرایند ادامه یافت. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مشارکت کنندگان و ممیزیان بیرونی بررسی و تائید شد. تجزیه تحلیل اطلاعات بر اساس مدل اشتراس و کوربین در قالب کدگذاری باز، محوری و گزینشی در نرم افزار اطلس تی آی 8، انجام گرفت. نتایج نشان داد مدل رهبری شورانگیز ویژه شرکت های دانش بنیان شامل عوامل علی (الزامات شرکت های دانش بنیان، اقتضائات حاکم بر محیط، چالش های درون سازمانی)، مداخله گر (تنش های سازمانی، مهارت های رهبری)، بسترها(فضای شبکه ای نوآورانه، سطح انگیزه های گروهی، محرک های فردی) راهبردها (تقویت انسانی، فرهنگ سازی، شورانگیزی) و پیامدها (تقویت قوای فردی، توسعه ظرفیت های اجتماعی، قابلیت های کنش جمعی، توسعه رهبری فعال) است.
بررسی رابطه بین محدودیت های مالی، کیفیت حسابرسی و تأمین مالی خارجی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۲ (جلد ۲)
192 - 204
حوزههای تخصصی:
شرکت ها به منظور رشد و تداوم فعالیت نیازمند تأمین مالی طرح های سرمایه گذاری می باشند. با این حال، معایب و مزایای هریک از شیوه های تأمین مالی و ویژگی های مختلف شرکت ها، تعیین ترکیب بهینه منابع تأمین مالی را به یکی از چالش بر انگیز ترین تصمیمات مدیران تبدیل نموده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین محدودیت های مالی، کیفیت حسابرسی و تأمین مالی خارجی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی می باشد. نمونه آماری پژوهش 105 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 الی 1400 می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین محدودیت های مالی و کیفیت حسابرسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های فرضیه دوم نشان می دهد که بین محدودیت های مالی و تامین مالی خارجی رابطه معناداری وجود ندارد. فرضیه سوم نیز حاکی از آن است که کیفیت حسابرسی منجر به ایجاد رابطه مثبت و معنادار بین محدودیت های مالی و تأمین مالی خارجی می گردد.
تاثیرات اقتصادی نرخ بهره ی منفی در آمریکا و ژاپن
حوزههای تخصصی:
بانک مرکزی در زمان های مختلف با توجه به شرایط حاکم بر کشور، سیاست های مختلفی را اجرا می کند. در اجرای سیاست پولی، بانک مرکزی می تواند مستقیماً از قدرت تنظیم کنندگی خود استفاده نموده و یا به طور غیرمستقیم از اثرگذاری بر روی شرایط بازار پول به عنوان انتشار دهنده پول پرقدرت (اسکناس و مسکوک در جریان و سپرده های نزد بانک مرکزی) استفاده نماید. یکی از ابزارهای سیاست پولی، کنترل نرخ بهره بانکی می باشد. نرخ بهره به معنای هزینه ی وام یا قرض گرفتن پول است. نرخ بهره منفی معمولا توسط بانک های مرکزی، دولت ها و سایر قانون گذاران مرتبط تنظیم می شود. این شرایط در حالی رخ می دهد که پس از پشت سر گذاشتن یک دوره ضد تورمی، مصرف کنندگان و مردم پول زیادی در دست دارند و از روی احتیاط به جای مصرف نقدینگی، منتظر چرخش های اقتصادی می مانند. زمانی که چنین گرایشی ایجاد شود، انتظار می رود اقتصاد کشور یک شیب شدید کاهشی در میزان تقاضا را تجربه کند که این مسئله باعث کاهش هر چه بیشتر قیمت ها می شود. زمانی که نشانه های قوی کاهش تورم آشکار شود، کاهش نرخ منفی به صفر توسط بانک مرکزی برای تحریک رشد اعتبار و وام کافی نخواهد بود. از این رو، بانک های مرکزی باید در سیاست های پولی مورد استفاده، انعطاف پذیر باشند و برای بهبود اوضاع، نرخ بهره را به زیر صفر هدف گذاری کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیرات اقتصادی نرخ بهره منفی در کشور آمریکا و ژاپن می باشد.
بررسی تأثیر رهبری راهبردی بر ایجاد مزیت رقابتی پایدار با نقش میانجی دوسوتوانی نوآوری و سرمایه انسانی در شرکت های مرکز رشد دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مدیریت تحول سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۹
99 - 125
حوزههای تخصصی:
پژوهش، با هدف بررسی تأثیر رهبری راهبردی بر ایجاد مزیت رقابتی پایدار با نقش میانجیگری سرمایه انسانی و دوسوتوانی نوآوری در جامعه آماری شرکت های مرکز رشد دانشگاه فردوسی مشهد صورت پذیرفت. این پژوهش از نظر پارادایم، اثبات گرایی؛ از نظر رویکرد، استقرایی؛ از نظر نوع هدف، کاربردی؛ از نظر نوع ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع داده ها، در گروه پژوهش های کمّی قرار می گیرد. جامعه آماری، تعداد 110 شرکت مرکز رشد دانشگاه فردوسی است که از 86 شرکت، نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده، توزیع پرسش نامه و سطح تحلیل، سازمان می باشد. از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب، برای بررسی پایایی استفاده گردید. برای تأیید روایی نیز بررسی روایی صوری، روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی، روایی همگرا و روایی واگرا صورت پذیرفت. داده ها به کمک مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارهای SPSS و PLS مورد تحلیل و آزمون قرار گرفتند. در نهایت، هر هفت فرضیه تأیید شدند. رهبری راهبردی به صورت مستقیم و همچنین از طریق سرمایه انسانی و دوسوتوانی نوآوری بر مزیت رقابتی پایدار، تأثیر مثبت و معناداری دارد. سرمایه انسانی و دوسوتوانی نوآوری نیز به صورت مستقیم بر مزیت رقابتی پایدار، تأثیر مثبت و معناداری دارند.
تبیین مدل کیفیت اظهارنظر حسابرسی مبتنی بر هوش اخلاقی، هوش معنوی و پیشینه رفتاری شرکای حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
165 - 194
حوزههای تخصصی:
کیفیت اظهارنظر حسابرس عامل مهمی در بقای بلندمدت موسسات حسابرسی است. در این پژوهش که در زمره پژوهش های کیفی و کمی است، سعی شده است تا الگویی جهت افزایش کیفیت اظهارنظر حسابرس مبتنی بر پیشینه رفتاری، هوش اخلاقی و هوش معنوی شرکای موسسات حسابرسی ارائه گردد. روش پژوهش در بخش کیفی، نظریه پردازی زمینه بنیان است.براین اساس، مصاحبه های عمیق با 16 نفر از خبرگان آکادمیک و سازمانی طراحی و اجرا گردید. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری است که براساس آن پرسشنامه جهت ارزیابی کیفیت اظهارنظر حسابرس و پیشینه رفتاری شرکای حسابرسی طراحی شد. نتایج حاصل از بخش کیفی حاکی از آنست که، کیفیت اظهارنظر حسابرسی تحت تاثیر پنج مقوله صوری، شمول نظرات، کمیت، انطباق پذیری و بندهای خاص و همچنین پیشینه رفتاری تحت تاثیر مولفه های اخلاقی، شخصیتی، همکاری و نگرش است. در بخش کمی این پژوهش، تعداد 292 پرسشنامه توسط شرکای موسسات حسابرسی تکمیل گردید و نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان دادکه به ترتیب اولویت هوش معنوی و سپس هوش اخلاقی و پیشینه رفتاری بر کیفیت اظهار نظر حسابرس تاثیر مستقیم دارند. در پایان مدلی جهت افزایش کیفیت اظهارنظر مبتنی بر هوش معنوی، هوش اخلاقی و پیشینه رفتاری شرکای موسسات حسابرسی ارائه گردید که می تواند جهت تصمیم گیری ها و اعمال نظارت در حوزه حسابرسی کارآمد باشد.
ارائه ماتریس گونه شناسی کارکنان کارآمد و ناکارآمد در بخش دولتی: رهیافت نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
117 - 132
حوزههای تخصصی:
کارکنان کارآمد عامل اصلی موفقیت و تعالی سازمان و کارکنان ناکارآمد نیز عامل مشکلات و شکستهای سازمان هستند. با وجود این در پژوهشهای پیشین، کمتر پژوهشی بهطور جامع و منسجم به کارآمدی نیروی انسانی پرداخته و مهمترین هدف این پژوهش ارائه یک مدل نظری در خصوص کارکنان کارآمد و ناکارآمد و بررسی ویژگیهای آنها در بخش دولتی بود تا ضمن پرکردن خلأ مطالعاتی موجود به دانشافزایی در این زمینه کمک نماید. این مطالعه از اصول روششناسی نظریه دادهبنیاد کلاسیک (گلیزری) در ارتباط با استفاده از ادبیات نظری، بهکارگیری مشارکتکنندگان، جمعآوری داده، تحلیل و توسعه نظریه استفاده کرد. در این راستا با تعداد 17 نفر از مدیران صاحبنظر صنعت آب استان اصفهان مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته انجام و دادههای حاصل در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و کدگذاری نظری مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل دادهها منتج به شناسایی چهار گونه از کارکنان از لحاظ کارآمدی بود که با عناوین کارکنان کنشگر، کارکنان واکنشگر، کارکنان اهمالگر و کارکنان نافرمان مفهومسازی گردیدند. در ادامه تحلیل دادهها، گونههای مذکور از طریق ماتریس گونهشناسی کارکنان کارآمد و ناکارآمد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بدیهی است شناسایی انواع کارکنان از لحاظ کارآمدی و تبیین ویژگیهای آنها کمک شایانی در بهبود کارآمدی منابع انسانی و مقابله با ناکارآمدی خواهد نمود.
رابطه مدیریت سود و بازده سهام با توجه به نقش اثرات مقطعی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۹ (جلد ۲)
119 - 132
حوزههای تخصصی:
بازده سهام را می توان محصول مکانیسم کشف قیمت دانست. در مطالعات مربوط به ارتباط بین مدیریت سود و بازده سهام رابطه، جهت و ماهیت درون زای مدیریت سود، یعنی اثرات مقطعی نادیده گرفته شده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه مدیریت سود و بازده سهام با توجه به نقش اثرات مقطعی بتای بازار، اندازه شرکت و اثر ارزش می باشد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 165 شرکت در بازه زمانی 1391-1400 می باشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد و برای تجزیه وتحلیل فرضیه از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد بین مدیریت سود واقعی و بازده سهام رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و در شرکت هایی با بتای بالاتر، شرکت های بزرگ و شرکت های با ارزش بازار بالاتر، رابطه میان مدیریت سود واقعی و بازده سهام قوی تر است.
تبیین ابعاد و مولفه های آموزش الکترونیکی دانشگاه فرماندهی و ستاد آجابا رویکرد تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۸۹
35 - 54
حوزههای تخصصی:
آموزش الکترونیکی فعالیت هایی است که با استفاده از ابزارهای الکترونیکی اعم از صوتی، تصویری، رایانه ای و مجازی صورت می گیرد. هدف این پژوهش تبیین ابعاد و مولفه های آموزش الکترونیکی دافوس آجا با رویکرد تحلیل محتوا، به منظور فراهم آوردن محیط های یادگیری الکترونیکی برای دانشجویان متقاضی ورود به مقاطع تحصیلات تکمیلی این دانشگاه و تدارک فرصت های آموزشی برابر برای آنان است. پژوهش حاضر با رویکرد (کیفی-تحلیل محتوا) انجام شده است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش؛ شامل مدیران ارشد و اساتید دافوس آجا، خبرگان و اساتید دانشگاهی در حوزه آموزش الکترونیکی است. ابزار گردآوری داده ها اکتشافی – تحلیلی است که برای جمع آوری آن از مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان آموزش از دور و دست اندر کارن یادگیری الکترونیکی دافوس آجا با سوألات باز استفاده گردید. پس از احصاء مولفه های آموزش الکترونیکی دافوس آجا با بیست نفر از متخصصان آموزش از دور و خبرگان دانشگاهی در حوزه آموزش الکترونیکی به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی مصاحبه گردید تا ابعاد و مولفه های موردنظر تبیین گردید. به منظور تحلیل اطلاعات گردآوری شده حاصل از داده های مصاحبه ها از روش کدگذاری برگرفته از تحلیل محتوا استفاده گردید و برای تجزیه وتحلیل آنها از منطق تحلیل کیفی و مقوله بندی اطلاعات از نرم افزار (Max QDA) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که الگوی آموزش الکترونیکی دافوس آجا از ده مؤلفه و بیست و شش شاخص تشکیل شده است. مولفه های ده گانه عبارت اند از: سازمان، پداگوژیک، فناوری، طراحی رابط کاربردی، ارزشیابی، مدیریت، خدمات پشتیبانی، ملاحظات اخلاقی و حقوقی، ارتقا بهره وری دافوس آجا و ملاحظات امنیتی می باشد.بین آموزش مجازی و عملکرد تحصیلی نیز معنادار بود بطوریکه با افزایش استرس میزان تأثیر آموزش مجازی بر عملکرد تحصیلی کاهش و با کاهش استرس میزان این تاثیرگذاری افزایش داشت.
ارائه چارچوبی برای الگوهای تفکر تحلیلی حسابرسان: با رویکرد تحلیل تم و مدل سازی بازنمایی سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال سوم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
102 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، ارائه چارچوب الگوهای تحلیلی حسابرسان و ترسیم سیستماتیک آن در بستر حرفه حسابرسی می باشد. این مطالعه از نظر روش شناسی اکتشافی و به لحاظ تحلیلی ترکیبی قلمداد می شود. زیرا بدلیل فقدان چارچوب منسجم در خصوص الگوهای تفکر تحلیلی حسابرسان در قضاوت، این مطالعه از طریق تحلیل تم نسبت به شناسایی مضامین مطالعه از طریق مصاحبه و کدگذاری اقدام نمود. سپس با استفاده از تحلیل دلفی فازی، پایایی ابعاد شناسایی شده مورد تحلیل قرار گرفت تا در نهایت در بخش کمی، جهت تبیین مضامین سازمان دهنده شناسایی شده در بستر کارکردهای جاری حرفه ی حسابرسی از تحلیل بازنمایی سیستمی بهره برده شد. یافته ها: در این مطالعه باتوجه به نقطه اشباع تئوریک در تحلیل تم، 12 نفر از خبرگان حسابداری و حسابرسی مشارکت داشتند و در بخش کمی نیز 22 نفر از شرکای موسسات حسابرسی دارای تجربه و دانش تخصصی اقدام به مشارکت نمودند. نتایج مطالعه در بخش کیفی طی 12 مصاحبه انجام شده از وجود ۳ مضمون فراگیر و 6 مضمون سازمان دهنده و 35 مضمون پایه حکایت دارد. نتایج: از طرف دیگر نتایج بازنمایی سیستمی به عنوان تحلیل بخش کمی نشان داد، شیوه تفکر انتقادی محرک آمیزترین الگوی تفکر تحلیلی حسابرسان تلقی می شود که می تواند پیامد شیوه ی تفکر تحلیلی پراگماتیسم گرایانه را در بستر کارکردهای حرفه ای حسابرسی را به همراه داشته باشد.
ارائه مدل شبیه سازی- بهینه سازی برای تعیین بهینه پارامترهای رویکرد برنامه ریزی نیازمندی مواد مبتنی بر تقاضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
621 - 649
حوزههای تخصصی:
هدف: رویکرد برنامه ریزی نیازمندی مواد مبتنی بر تقاضا، بافرهایی از موجودی را در برخی از نقاط نمودار ساختار محصول برای پاسخ گویی سریع تر به مشتریان و نوسان های تقاضا در نظر می گیرد. در این رویکرد، وجود بافر در هر بخشی از نمودار ساختار محصول، الزاماً باعث بهبود جریان مواد نخواهد شد و می تواند به افزایش هزینه موجودی منجر شود. از سوی دیگر، این رویکرد پارامترهایی را شامل می شود که به صورت تجربی توسط مدیر مقداردهی می شود و مقدار نامناسب این پارامترها به عملکرد ضعیف آن منجر خواهد شد. از این رو، در مقاله حاضر تلاش شده است که با در نظر گرفتن هم زمان سطح استراتژیک (تعیین مناطق استراتژیک موجودی) و سطح عملیاتی (فاز برنامه ریزی) به تعیین مقادیر بهینه پارامترهای این رویکرد با هدف حداقل کردن سطح موجودی و رسیدن به سطح خدمت ۱۰۰ درصد در زمان انتظار مشتری پرداخته شود.روش: در این پژوهش یک مدل شبیه سازی بهینه سازی برای تعیین بهینه سه پارامتر اساسی موقعیت استراتژیک موجودی، فاکتور نوسان و زمان ارائه شده است که برای حل آن، از ترکیبی از الگوریتم ژنتیک و برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته با حل کننده CPLEX بهره گرفته شده است. در مرحله الگوریتم ژنتیک، مناطق مجاز بافر به صورت تصادفی انتخاب می شود؛ به نحوی که تحویل محصول نهایی، کمتر از زمان تحمل مشتری باشد و در مرحله برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته، مقادیر بهینه فاکتورهای نوسان و زمان با هدف حداقل کردن سطح موجودی وعدم مواجه با کمبود مقداردهی می شود.یافته ها: مدل پیشنهادی در ۱۲ نمونه تصادفی از نمودار ساختار محصول با سطوح و تعداد قطعات مختلف و مثال موجود در مقاله جیانگ و ریم بررسی و عملکرد مدل ارائه شده با مدل مقاله جیانگ و ریم مقایسه شد. نتایج نشان داد که در تمامی مسائل، مدل ارائه شده کارایی بهتری داشته است. مقایسه نتایج با داده های مثال مقاله اصلی اثبات می کند که هزینه موجودی مدل ارائه شده بین ۸۲ تا ۸۶ درصد و به طور متوسط 6/83 درصد کاهش یافته است و درصد بهبود سفارش های تحویل شده به موقع، بین ۰ تا ۴ درصد و به طور متوسط ۲/۲ درصد است. مقایسه نتایج با داده های تصادفی ایجاد شده نشان می دهد که متوسط هزینه موجودی با استفاده از مدل پیشنهادی، بین ۷۳ تا ۹۱ درصد و به طور متوسط 81/8 درصد کمتر شده است و با اطمینان ۱۰۰ درصد، کلیه سفارش ها در زمانی کمتر از تحمل مشتری برآورده شده است.نتیجه گیری: در مدل ارائه شده با وجود محدودیت بیشتر نسبت به مکان بافرها در نمودار ساختار محصول، نتایج عملکرد مدل پیشنهادی اثبات می کند که میانگین هزینه موجودی، نسبت به مدل جیانگ و ریم کاهش چشمگیری یافته است؛ ضمن اینکه با اطمینان کامل، کلیه سفارش ها برآورده خواهد شد. رویکرد این پژوهش می تواند به عنوان ابزار پشتیبانی تصمیم گیری برای مدیران جهت تعیین مقدار و زمان درخواست سفارش تولید/خرید با کمترین هزینه نگهداری موجودی و رسیدن به سطح خدمت ۱۰۰ درصد در مدت زمان انتظار مشتری باشد.
ارزیابی اثربخشی نظام حسابرسی داخلی بر ارزش افزوده اقتصادی در صنعت فولاد
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ارزیابی اثربخشی نظام حسابرسی داخلی بر ارزش افزوده اقتصادی در صنعت فولاد می پردازد. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و شرکت های فعال در صنعت فولاد به عنوان نمونه انتخاب شده و تعداد 15 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 5 ساله بین سال های 1398 تا 1402 مورد بررسی قرار گرفتند. روش مورداستفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار استاتا استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که اثربخشی نظام حسابرسی داخلی بر ارزش افزوده اقتصادی در صنعت فولاد تأثیر مستقیم دارد. تعداد کارکنان حسابرسی داخلی بر ارزش افزوده اقتصادی در صنعت فولاد تأثیر مستقیم دارد. دوره تصدی مدیر حسابرسی داخلی بر ارزش افزوده اقتصادی در صنعت فولاد تأثیر مستقیم دارد. تجربه مدیر حسابرسی داخلی بر ارزش افزوده اقتصادی در صنعت فولاد تأثیر مستقیم دارد.
حسابرسی بخش عمومی در دولت محلی انگلستان: چشم انداز بین المللی و دیدگاه ارزش عمومی
حوزههای تخصصی:
این ایده که حسابرسان بخش عمومی برای عموم ارزش ایجاد می کنند و از طریق ارائه خدمت، منجر به افزایش منافع عمومی و پیشرفت آن شده و یک نوع کالای عمومی عرضه می کنند، مورد تأیید قرار گرفته است. بدیهی است که ارزش عمومی، نهادهای دولتی را برای حسابرسی صحت صورت های مالی و منظم بودن فرآیندهای اصلی آنها و اعتماد بخشی به معاملات دولتی مورد توجه قرار می دهد. در انگلستان و در بسیاری از حوزه های قضایی در سراسر جهان، مقیاس و ویژگی هزینه های عمومی در سطح محلی، حسابرسی بخش عمومی در دولت محلی(LPA) را به بخش لاینفک حسابرسی بخش عمومی تبدیل کرده است. در کنار بسیاری از واحدهای اصلی انفرادی که باید در سطح محلی مورد حسابرسی قرار گیرند، مشارکت و هم افزایی بین نهادهای عمومی نیز بایستی مورد توجه حسابرسان باشد. با توجه به روابط دولت مرکزی و دولت محلی، تحقق اهداف ملی از طریق نهادهای محلی به وضوح در حال افزایش است که این نیز یک موضوع بالقوه برای حسابرسان بخش عمومی به شمار می رود؛ سیاست گذاران می دانند که تفویض اختیار بیشتر و مسئولیت پذیری محلی، شرط لازم برای مقابله با بسیاری از مشکلات زیان باری است که همچنان تأثیر منفی بر جامعه بریتانیا دارد. این موضوع باعث افزایش انگیزه در شهرداران منطقه/کلان شهر شده و اکنون در سراسر طیف سیاسی اجرا می شود. با این وجود، تفویض اختیار هنوز به اندازه کافی تحقق نیافته و یکی از علل آن، نگرانی در دولت مرکزی است؛ چرا که عقیده دارند پاسخگویی محلی برای بررسی کافی مسائل، ضعیف و آسیب پذیر بوده، بنابراین حسابرسی بخش عمومی در دولت محلی، می تواند ابزاری برای ایجاد اعتماد اساسی مورد نیاز برای افزایش واگذاری اختیارات به دولت های محلی فراهم کند.
پیشران های استراتژی بر اساس مدل مک کنزی: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
584 - 614
حوزههای تخصصی:
هدف: اجرای موفقیت آمیز استراتژی در سازمان ها، یکی از چالش های اساسی مدیران و پژوهشگران حوزه مدیریت بوده است. در پژوهش های استراتژی به ایجاد تناسب و تعادل بین اجزای سازمان، از یک سو و ادراک و برداشت استراتژیست ها (مدیرعامل و مدیران ارشد) از موانع استراتژی، از سوی دیگر کمتر پرداخته شده است. این دیدگاه خاص، به استراتژی مانند یک «عمل» توجه می کند که حاصل فعالیت های روزمره استراتژیست در بستر سازمانی است. با توجه به اینکه شکست استراتژی می تواند به هدررفت منابع سازمان منجر شود؛ پرداختن به این موضوع حائز اهمیت فراوانی است. در این پژوهش نویسندگان به دنبال شناسایی موانع اجرای استراتژی، از نگاه تیم مدیریت ارشد در یک شرکت کشت وصنعت دولتی در ایران بوده اند. نویسندگان از مدل مک کنزی، به عنوان لنز نظری برای واکاوی شکست استراتژی استفاده کرده اند تا اجزای تشکیل دهنده هر عامل از مدل، از دیدگاه مدیران ارشد مجموعه شناسایی شود.
روش: روش این پژوهش کیفی و از نوع مطالعه موردی اکتشافی، به شیوه لانه گزینی است. برای گردآوری داده های کیفی، از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شده است تا پژوهشگر هم زمان به عمق کافی در خصوص سوژه پژوهش دست یابد و هم بتواند داده ها را به طور نظام مند گردآوری کند. مصاحبه های بعدی برای گردآوردن داده ها یا توضیحات بیشتر صورت پذیرفت تا در نهایت مضامین تکراری شدند و اشباع پس از ۲۱ مصاحبه حاصل شد. پس از کدگذاری داده های به دست آمده با روش کدگذاری باز، داده های حاصل از مشاهده ها و مصاحبه ها تحلیل شدند.
یافته ها: کدهای شناسایی شده منفی ومثبت و با تأثیر دوگانه بودند. از نظر تأثیر مثبت ومنفی کدها بر اجرای استراتژی، ۱۵۵ کد با تأثیر منفی و ۲۹ کد با تأثیر مثبت، ۴ کد با تأثیر دوگانه و ۱۶ یادداشت (سؤال ها و ابهام ها) شناسایی شد. کدها در نهایت در ۲۱ مقوله و ۵ مضمون دسته بندی شدند. برخی از مقوله ها عبارت اند از: بستر سازمان، روحیه کارآفرینی، برنامه ریزی مشارکتی، ازدست دادن علاقه مندی کارکنان، تضاد منافع و آرا بین مدیران میانی و مدیر ارشد، مشکلات تدوین استراتژی، بی صلاحیتی مدیران، مشکلات مالی، سرخوردگی مدیریت ارشد، بیکاری مزمن و عدم تعهد، دخالت مدیر ارشد، عدم شفافیت در شرح وظایف و رؤیاپردازی استراتژی به جای تدوین استراتژی. مضامین به دست آمده نیز عبارت اند از: ارزش های مشترک، سبک رهبری، اشکالات ساختار و سیستم، مهارت، کارکنان و استراتژی.
نتیجه گیری: در این مطالعه ابعاد مدل مک کنزی از دید مدیران ارشد و میانی بررسی و در نهایت مشکل عدم اجرای استراتژی شناسایی شد. به عنوان مهم ترین عامل، می توان به عدم وجود «ارزش های مشترک» اشاره کرد؛ مسئله نمایندگی (مقوله هفتم)، سرخوردگی رهبر سازمان از ناهم سویی مدیران میانی با وی (مضمون یکم) و احساس بی عدالتی بین مدیران صف و ستاد (مضمون دوم) باعث می شود که رأس هرم سازمان، ارتباطاتی آشفته و پیچیده داشته باشد و سیگنال های متناقضی به بدنه هرم سازمان مخابره کند. در بخش میانی سازمان نیز، دخالت مستقیم رهبر سازمان در امور مدیران میانی و گاهی دورزدن آن ها و رویکرد سرکوب گرایانه مدیران میانی برای جلوگیری از این موضوع (مضمون اول)، باعث سردرگمی کارشناسان، احساس بی عدالتی و بی انگیزگی آن ها می شود. ماهر نبودن مدیران میانی در کنترل اوضاع (مضمون دوم) به بی انگیزگی و بی علاقگی کارکنان دامن می زند و در نهایت، گسست کاملی در فهم مشترک سازمانی در کلیه سطوح سازمان را شکل می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که برای موفقیت استراتژی، به چیزی فراتر از یک روش خوب برای تدوین استراتژی نیاز است. همه اجزای هفت گانه سازمان باید در تناسب و تعادل باشند تا استراتژی به ثمر نشیند.
درک نخبگان سیاسی استان هرمزگان از فقر و نابرابری
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۵
123 - 151
حوزههای تخصصی:
اصطلاح نخبگان به گروه کوچک وابسته به دولت اطلاق می شودکه از تواناییها و امکانات برتری برخوردارند. ما به طور عملیاتی نخبگان را در قالب نهادها تعریف می کنیم آنها افرادی هستند که جایگاه ریاستی درون مجموعه نهادها را اشغال می کنندکه در پیامدهای سیاسی ملی و سیاست گذاری، مشخص شده تر هستند. نقش مهم و موثر نخبگان در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی پذیرفته شده است و برای آگاهی از نحوه سیاست گذاری و تصمیمات نخبگان و برنامه ریزان کشور، شناخت چگونگی درک ایشان از مسائل و مشکلات جامعه، اجتناب ناپذیر است. برای درک نخبگان از مسئله فقر و نابرابری، از 13 فرماندار بهمراه استاندار استان هرمزگان برای تحقیق زمینه ای استفاده شد. هدف این تحقیق آشنایی با درک نخبه های سیاسی از فقر و نابرابری، با تمام کلیات و جزئیات و تاثیر آن بر جامعه و مردم است. نظریه داده بنیاد با استفاده از مقولات عمده وتعقیب خط اصلی داستان در چارچوب یک پارادایم، ارائه می شود. در این نظریه، شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر، تعاملات و فرآیندها و پیامدها و بازخورد آن می آید. نتیجه پژوهش نشان می دهد زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نشان دهنده سایه سنگین سیاستهای نامناسب سیاسی در بکارگیری نیروهای بومی بیکار برای رهایی از فقر و نابرابری است، به طوری که دولت به عنوان متولی رفع فقر و نابرابری اجتماعی معرفی شده و نقش بسیار حداقلی برای مردم در نظر گرفته است .
بررسی تاثیر انواع تجارب بر تفکر راهبردی مدیران ستادی یک سازمان (مطالعه موردی: یک سازمان نظامی مورد نظر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶
147 - 174
حوزههای تخصصی:
تفکر راهبردی هنر ساختن و بنا کردن راهبرد است که با تشخیص به موقع خصوصیات میدان رقابت و دیدن فرصت هایی است که رقب ا نس بت به آن غافل هستند انجام می شود. هر تجربه در واقع چالشی است که فرد با آن مواجه می شود و به توسعه تفکر راهبردی در او منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف «بررسی تاثیر انواع تجارب بر تفکر راهبردی مدیران ستادی سازمان نظامی مورد نظر» انجام شده است روش این پژوهش «توصیفی – تحلیلی» از نوع اسنادی و پیمایشی است. حجم جامعه آماری 60 نفر با ویزگیهای حداقل داشتن 2 سال شغل مدیریتی در ستاد و داشتن تمایل به همکاری در این پژوهش بوده با روش نمونه گیری تمام شمار بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته با تعداد 53 گویه و بر اساس مقیاس درجه بندی طیف لیکرت می باشد. روایی پرسشنامه بر اساس نظرات 6 نفر از خبرگان تفکر راهبردی حوزه نظامی، تایید و پایایی پرسشنامه نیز، آلفای کرونباخ (96/0) بدست آمد و جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار smart pls بهره برده شده است. نتایج این پژوهش نشان که تجارب و انواع آن به ترتیب اولویت 1-تجارب بیرونی، 2-تجارب سازمانی، 3-تجارب بین شخصی و 4-تجارب شخصی در تفکر راهبردی مدیران ستادی سازمان نظامی مورد نظر تاثیرگذار می باشد. در نهایت نیز پیشنهادای جهت ارتقاء و تعیین شاخص های شایستگیهای تفکر راهبردی مدیران ستادی سازمان مورد نظر ارائه گردیده است.
شناسایی ابعاد و ویژگی های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۳
34 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: برنامه درسی متراکم، پدیده ای نوظهور و پیچیده در حوزه ی برنامه درسی است که شناخت آن برای هر نظام آموزشی یک ضرورت محسوب می شود. پیشگیری از این مسئله، نیازمند بررسی همه جانبه ی آن از حیث ابعاد و ویژگی ها است؛ بنابراین پژوهش حاضر، با هدف شناسایی ابعاد و ویژگی های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی انجام شد.روش: رویکرد پژوهش کیفی و روش آن مرور نظام مند بر اس اس راهبرد هفت مرحله ای Wright و همک اران (2007) بود. جامعه پژوهش، متشکل از ۷۱ مطالعه بود که در بازه ی زمانی (۲۰۲۳-۲۰۰۰) از پایگاه های داده داخلی و خارجی معتبر گردآوری شد که پس از ارزیابی کیفیت، ۳۸ مقاله انتخاب گردید و از طریق کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد برنامه درسی متراکم دارای سه بعد فردی، سازمانی و آموزشی است. بعد فردی، شامل احتکار محتوا توسط متخصصان موضوعی، تهدید سلامت جسمی و روحی دانش آموز، فرسودگی شغلی معلمان، ایجاد وضعیتی دوگانه برای مدیران و جابه جایی نقش معلم و والدین؛ بعد آموزشی شامل حجم بیش ازحد اهداف، افزودن محتوای جدید بدون کاهش محتوای قبلی، تعدد تکالیف و فعالیت ها، محدودیت زمان و ارزشیابی های متعدد و زمان بر و بعد سازمانی دربرگیرنده ی تصمیمات شتاب زده و بدون پشتوانه پژوهشی، نگاه ابزاری به برنامه درسی برای تحقق اهداف سیاسی و اجتماعی، حجیم بودن اسناد برنامه درسی و طرح ها و برنامه های متعدد بود.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه درسی متراکم پدیده ای چندبعدی است که پیشگیری از آن نیازمند توجه به عناصر برنامه درسی، ذی نفعان و تصمیمات سازمانی است.
ارزیابی تاثیر مدل سازی اطلاعات شهر (CIM) و کاربرد آن در بهبود عملکرد و مدیریت پروژه های هوشمندسازی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۳
73-87
حوزههای تخصصی:
پروژه های هوشمندسازی به مجموعه ای از فعالیت ها اطلاق می شود که با هدف افزایش سطح کیفیت، بهبود کارایی و کاهش تاثیرات منفی در زمینه های مختلف، از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در شهر ها استفاده می کند. مدیریت پروژه های هوشمندسازی، به دلیل پیچیدگی و تعداد زیاد پارامترهای مورد نیاز، به یکی از مهمترین دغدغه ها در این زمینه، تبدیل شده است. در همین راستا، مدلسازی اطلاعات شهر می تواند بهبود عملکرد پروژه های هوشمندسازی شهری و نحوه مدیریت آن ها را تبیین کند. با استفاده از این مدل، می توان اطلاعات مربوط به مکان، زمان و منابع را جمع آوری کرده و با استفاده از روش های تحلیل داده، الگوریتم های هوشمند و سامانه های خودکار، بهبود عملکرد پروژه های هوشمندسازی شهری را تضمین کرد. این روش، علاوه بر بهبود عملکرد پروژه ها، می تواند بهبود کیفیت زندگی شهروندان را نیز به دنبال داشته باشد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر استفاده از مدلسازی اطلاعات شهر در بهبود عملکرد و مدیریت پروژه های هوشمندسازی شهری بوده که برای انجام آن از روش های تحقیق کمی و کیفی استفاده شده است. در این بررسی، ابتدا نیازهای شهری و مسائل موجود در آن شناسایی می شود. سپس، راهکارهای مدلسازی اطلاعات شهری برای بهبود مدیریت پروژه های هوشمند سازی ارائه می گردد. در نهایت، اثربخشی این راهکارها در بهبود مدیریت پروژه های هوشمند سازی شهر ها مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مدلسازی اطلاعات شهری می تواند نقش مهمی در بهبود عملکرد و مدیریت پروژه های هوشمند سازی شهری داشته باشد.
مطالعه شیوه های کاربردی تقویت نوآوری در میان کارکنان فعال در صنعت مطبوعات
حوزههای تخصصی:
کسب و کارهای فعال در صنعت مطبوعات، به دلیل ماهیت و نوع کارکردشان در سطح جامعه، و با توجه به حضور در محیطی به شدت متغیر و در حال تحول، نیاز به کارکنانی دارند که بتوانند خلاقیت و نوآوری را در خود نشان بدهند. به همین منظور این پژوهش با هدف و با روش کیفی و رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام گرفت. بررسی های به عمل آمده نشان داد که کارکنان مطبوعات کارکنان مطبوعات نیازمند کارکنانی خلاق، نوآور متعهد و برخوردار از اخلاق حرفه ای می باشند، و در این تحقیق برخی از مهمترین روش های موثر بر حفظ و ارتقای خلاقیت و نوآوری کارکنان تحت این عناوین شناسایی شده و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. بنابراین مدیران و رهبران مطبوعات به منظور حفظ و ارتقای خلاقیت و نوآوری در کارکنان باید برای تحقق پارامترهای فوق، راهکارهایی عملیاتی و تمهیداتی اجرایی را به کار بندند.
راهکارهای توسعه تفکر مشارکتی در سازمان ها و مراکز صنعتی
حوزههای تخصصی:
مشارکت کارکنان در یک سازمان جهت نیل به اهداف عالی سازمان کمک مؤثری می باشد. مسلما چنانچه افراد خلاق و صاحب اندیشه برای تعالی سازمان گرد هم آیند و با تفکر مشارکتی خلاق سازمان را یاری دهند، معضلات سازمان راحت تر و سریعتر حل خواهد شد. تفکر خلاق جمعی حاصل جمع شدن تفکر خلاق تک تک افراد در سازمان می باشد. لازمه توسعه این تفکر فرهنگ سازی و اصلاح فرهنگ سازمانی است با این وجود، موانعی سر راه تفکر خلاق جمعی وجود دارد. موانعی چون فقدان انگیزه و عدم اعتماد به کار گروهی، ضعف منابع مالی و انسانی، عدم پذیرش انتقاد و عدم تحمل تضاد در سیستم، محافظه کاری و مدیریت مستبدانه. با وجود این محدودیت ها راهکارهای تفکر خلاق گروهی مانند اصلاح فرهنگ سازمانی، آموزش و فرهنگ سازی مشارکت به صورت خلاقانه، بازنگری نظام پیشنهادات و تقویت کار گروهی و تقدیر از کارکنان خلاق، پیشنهاد می شود.