فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۱۶۱ تا ۳۲٬۱۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال نهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
286 - 304
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بحث هویت سازمانی یکی از چالش برانگیزترین مباحث سازمانی است. به این دلیل توجه زیادی را در ادبیات رفتار سازمانی و پژوهش های مدیریتی به خود جلب کرده است. بدون هویت سازمانی، ارتباطات سازمانی اثربخش نمی تواند وجود داشته باشد، همچنین ارتباطات قابل ملاحظه ای نیز وجود نخواهد داشت و برنامه ریزی معنی داری و هیچ رهبری انجام نخواهد شد. هدف این تحقیق بررسی رابطه تعاملی بین هویت سازمانی و هویت تیمی با رضایت شغلی و رفتارهای فرانقش میباشد.
روش: روش این تحقیق از نوع پیمایشی است و جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان آذربایجان غربی به تعداد 300 نفر بود که به علت محدود بودن با استفاده از سرشماری کل جامعه آماری جهت پژوهش در نظر گرفته شد. از 300 پرسشنامه که بین جامعه آماری توزیع شد، 198 پرسشنامه معتبر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تعدیلکننده با استفاده از نرمافزار آماری SPSS استفاده گردید و فرضیه های تحقیق عبارتند از فرضیه یک: بین هویت سازمانی و رضایت شغلی رابطه وجود دارد، فرضیه دو: بین هویت سازمانی و رفتارهای فرانقشی رابطه وجود دارد، فرضیه سه: بین هویت تیمی و رضایت شغلی رابطه وجود دارد، فرضیه چهار: بین هویت تیمی و رفتارهای فرانقشی رابطه وجود دارد، فرضیه پنج: هویت سازمانی و تیمی نقش تعاملی را در پیش بینی رضایت شغلی ایفا میکنند و فرضیه شش: هویت سازمانی و تیمی نقش تعاملی را در پیش بینی رفتارهای فرانقش ایفا میکنند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اثر تعاملی هویت سازمانی و هویت تیمی بر روی رضایت شغلی معنی دار است در عین حال اثر تعاملی هویت سازمانی و هویت تیمی بر روی رفتارهای فرانفش معنی دار نیست. بنابراین پیشنهاد میشود، مدیران ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان آذربایجان غربی عواملی را که هویتهای سازمانی و تیمی را افزایش میدهند را شناسایی کنند تا از این طریق بتنوانند رضایت شغلی و رفتارهای فرا نقش کارکنان خود را افزایش دهند
تحلیل ارتباط ساختارسازمانی ناجا با چابکی سازمان در ارائه خدمات انتظامی(مورد مطالعه:دانشگاه علوم انتظامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال نهم پاییز ۱۳۹۳ ویژه نامه
7 - 28
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از آنجا که تغییرات محیطی بر بسیاری از وجوه سازمان اثر می گذارد، سازمان ها باید با استفاده از راهکارهای مناسب، خود را به صورت پویا با تغییرات محیطی وفق دهند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. یکی از بهترین روش ها برای مقابله با تغییرات محیطی، هدایت سازمان به سمت چابک بودن است. سازمانی که به شکل چابک طراحی شده باشد، ساختار منحصر به فردی دارد که سبب می شود آن سازمان در انجام فرایندهای خود با اثربخشی بیشتری عمل کند. بر این اساس، یکی از را ه های چابکی سازمان ها، شکل دهی مناسب ساختار سازمانی است. با این توصیف، هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه ساختار سازمانی با چابکی سازمان ناجا در ارائه خدمات انتظامی است.
روش: به لحاظ هدف، تحقیق حاضر کاربردی و از نوع تحقیقات همبستگی است. در این تحقیق، بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای، 180 نفر به عنوان نمونه از بین کارکنان انتخاب گردید. پرسشنامه در بین نمونه آماری توزیع شد و در نهایت 150 پرسشنامه جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های گرد آوری شده از روش های تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که بین ساختار سازمانی و چابکی سازمان رابطه معناداری وجود دارد و نیز بیشترین این روابط بین متغیرهای ساختار سازمانی با ابعاد پاسخ گویی و انعطاف پذیری در بُعد چابکی 93/0 و 94/0 است.
نتیجه گیری: ناپایداری و بی ثباتی بازار سبب می گردد که سرعت عمل در ساختار سازمانی از عوامل مهم چابکی سازمانی به شمار رود. همچنین ساختارهای دولتی به دلیل وجود قوانین و مقررات چندان جوابگوی سرعت و چابکی سازمانی نیستند؛ بنابراین باید با مدیریت صحیح تغییرات، تدوین مأموریت ها و چشم اندازها و راهبردهای متناسب با نیازها و انتظارات ذی نفعان و همچنین تشریک مساعی با مشتریان، شرکا و جامعه، ناجا را برای پیش بینی و واکنش بموقع در برابر تغییرات، انعطاف پذیری و چابکی توانمند ساخت.
خرده فروشی / 10 خرده فروش برتر دنیا
حوزههای تخصصی:
خرده فروشی در جهان و ایران در حال گسترش وسیع است. نگاهی به خرده فروشیهای ایرانی بیندازید نظیر افق کوروش، سینا، شهروند، و ...
در مورد اینکه چگونه خرده فروشیهای جهانی نظیر وال مارت توانستند به اقتصاد اول امریکا تبدیل شوند، در این اثر چیزی نمی خوانید؛ اما با مجموعه ای از برترینهای خرده فروشی آشنا می شوید که بهتر است به سایتهای آنها مراجعه شود تا رمز موفقیت آنها را بدانید.
بررسی تأثیر شایستگی مدیریتی و تعهد مدیریت در برابر توانمندسازی کارکنان با عملکرد شغلی آنان (مورد مطالعه: کارکنان بانک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط شایستگی مدیریتی و تعهد مدیریت در برابر توانمندسازی کارکنان بر عملکرد شغلی کارکنان بانک اقتصاد نوین در شهر تهران است. روش پژوهش از نوع توصیفی، کمی و در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش کارکنان بانک اقتصاد نوین در شهر تهران بودند که بر اساس فرمول کوکران 187 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از شش پرسشنامه گوناگون استفاده شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که متغیرهای شایستگی مدیریت و تعهد مدیریت در برابر توانمند سازی کارکنان بر عملکرد شغلی آنان موثر است. علاوه بر این، انگیزش مدیریت و توانمندسازی کارکنان از طریق رضایت شغلی بر عملکرد شغلی اثرگذار است.
تاثیر قصد تحریم بر تصمیم خرید در پرتو آمیزه بازاریابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحریم یکی از مسائل پیش روی کشور است که بسیاری از ابعاد را به خود اختصاص می دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر قصد تحریم بر تصمیم خرید در پرتو آمیزه بازاریابی برای خمیردندان آمریکایی در جامعه مصرف کنندگان تهران است. در بررسی حاضر، سه فرضیه مطرح گردید که فقط فرضیه سوم مورد پذیرش قرار نگرفت. نمونه ای 345 نفری از مصرف کنندگان در تهران مورد بررسی قرار گرفت و گردآوری داده با ابزار پرسش نامه انجام شد. پرسشنامه از روایی و پایایی لازم نیز برخوردار بود، به طوری که سه سطح از روایی در آن تأیید گردید و در خصوص پایایی نیز از فن آلفای کرونباخ استفاده شد که نتیجه تقریبی 8/0 را نشان داد. برای تحلیل داده های پرسشنامه نیز از نرم افزارهای آماری و فن تحلیل رگرسیون استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش، مصرف کنندگان تهرانی قصد تحریم کالای آمریکایی در سطح ساده خرید را ندارند و سه آمیزه بازاریابی، محصول، قیمت و توزیع برای آن ها مهم است و ترفیعی در محصولات آمریکایی نمی بینند. در خصوص آخرین متغیر، یعنی تصمیم خرید نیز فقط عنصر برند را مهم می دانند و واسطه برای آن ها چندان تفاوتی ندارد.
شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار موفق مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار در سازمان های دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار موفق BPR و اولویت بندی این عوامل بوده است. ابتدا با توجه به ادبیات پژوهش، عوامل مؤثر بر استقرار موفق BPR شناسایی شد. پرسش نامه پژوهش با 66 سوال تهیه و در جامعه آماری پژوهش، شامل کارشناسان و مدیران واحدهای تشکیلات و روش ها در 49 سازمان دولتی شهر تهران که یا مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار را پیاده یا حداقل قسمتی از فرآیندها را در سازمان خود باز مهندسی کرده اند، توزیع شد. از 300 پرسش نامه به عنوان حجم نمونه، 191 پرسش نامه تجزیه و تحلیل شد. با استفاده از روش تحلیل عاملی روی متغیرها، عوامل زیر با اولویت یکم تا چهارم حاصل شد: 1. عامل آمادگی برای تغییر، 2. عامل توجه به مشاوران و اطلاعات، 3. عامل بهره وری راهبردی، 4. عامل منابع انسانی الکترونیک.
دارایی های نامشهود در شرکت های بورسی و تأثیر آن بر ارتباط ارزشی سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتصاد دانش بنیان، شیوه ارزشیابی شرکت ها را تغییر داده است. شکاف عمده بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت ها، انگیزه تحقیقات گسترده ای در مورد ارزش تبیین نشده یا ذخیره نهانی است. مطالعات تجربی در بازارهای پیشرفته نشان می دهد، دارایی های نامشهود، راهبردی و بااهمیت هستند. در حال حاضر در ایران، مطالعات اندکی در مورد دارایی های نامشهود انجام شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط دارایی های نامشهود باارزش بازار شرکت ها در بورس تهران است. نمونه متشکل از 1468 مشاهده (شرکت سال) از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 الی 1390 است و فرضیه ها با استفاده از مدل شناسایی ترازنامه ای لاند سمن آزمون شده است. یافته های پژوهش حاکی ازارتباط ارزشی دارایی های نامشهود در طی دوره مذکور است. ایجاد این دارایی ها نیزروندی رو به رشد دارد. نکته قابل توجه آن است که هنوز دارایی های مشهود در تعیین ارزش بازار شرکت های بورس تهران نقش اساسی دارد، هرچند که این دارایی ها روندی کاهشی را در تبیین ارزش بازار شرکت ها دارند.
بررسی تأثیر مؤلفه های هوش عاطفی بر رفتارهای کاری مخرب و رفتارهای شهروندی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شواهد حاکی از آن است که هوش به تنهایی نمایان گر موفقیت در محیط کار نیست و عواطف و احساسات نقش کلیدی در موفقیت سازمانی به عهده دارند. افراد هوشمند از نظر هیجانی می توانند اثربخشی را در تمام سطوح سازمانی گسترش دهند و نقشی مهم در ارتقاء رفتارهای شهروندی سازمانی و تقلیل رفتارهای کاری مخرب ایفا نمایند. جامعه آماری این تحقیق، کارکنان ستادی معاونت نظارت مالی و خزانه داری کل کشور وزارت امور اقتصادی و دارایی است که مجموعاً 537 نفر می باشند؛ که از روش تصادفی طبقه ای استفاده شده و از این جامعه، نمونه مورد نظر از طریق فرمول کوکران، 224 نفر به دست آمد. به منظور گردآوری داده های پژوهش، از پرسشنامه استاندارد جانگ و یوون (2012) استفاده شد.
در این پژوهش تجزیه و تحلیل داده ها، از طریق ماتریس همبستگی، معادلات رگرسیون، تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار آماری لیزرل انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که ارزیابی احساسات خود بر رفتارهای کاری مخرب و ارزیابی احساسات دیگران و تنظیم احساسات بر رفتارهای شهروندی سازمانی تأثیر چندانی ندارد. لیکن بهره برداری از احساسات بر رفتارهای کاری مخرب و ارزیابی احساسات خود بر رفتارهای شهروندی سازمانی بیشترین تاثیر را دارد
ارزیابی اثر فرایندی و زیرساختی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر فرایندی و زیر ساختی مدیریت دانش بر چابکی سازمانی است. روش تحقیق ، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشگاه ارومیه می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 204 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری LISREL, SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که : اثر مستقیم بعد فرآیندی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمانی (35/0) در سطح 01/0 مثبت و معنی دار است. اثر مستقیم بعد زیرساختی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمانی نیز (29/0) در سطح 05/0 مثبت و معنی دار است. هم چنین نتایج نشان داد که بیشترین تأثیرپذیری اقدامات چابکی از عناصر زیر ساختی مدیریت دانش از بعد ماهیت سازمان(شایستگی، فرهنگ سازمانی، طبقه بندی وظایف) و از عناصر فرایندی مدیریت دانش از بعد انتقال و به کارگیری دانش می باشد.
بررسی رابطه بکارگیری نظام مدیریت استعداد و کاهش تمایل به ترک خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین الگوی روابط ساختاری بین نظام مدیریت استعداد و تمایل به ترک خدمت با در نظر گرفتن نقش میانجی تاب آوری انجام شد. در واقع مساله این تحقیق بررسی روابط ساختاری بین سه متغیر بود. روش تحقیق از حیث هدف، توسعه ای-کاربردی و از حیث شیوه ی جمع آوری داده ها، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه ی آماری این تحقیق شامل کل کارکنان کارخانه ی سیمان خاش به تعداد 274 نفر در سال 1392 است که سرشماری شدند. داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه، توسط آزمون تحلیل مسیر در نرم افزار LISREL و از طریق آزمون یومن ویتنی و میانه در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که به کارگیری نظام مدیریت استعداد رابطه مثبت و معنی داری با تاب آوری دارد، همچنین تاب آوری رابطه منفی و معنی داری با تمایل به ترک خدمت دارد. بنابراین بر اساس یافته های تحقیق ، لزوم توجه به پیاده سازی فرایندهای نظام مدیریت استعدادها با رویکرد ارتقاء تاب آوری در سازمان ها و به خصوص در مراکز صنعتی بیش از پیش مشخص می شود.
اولویت بندی شرکتهای بیمه دولتی ایران بر مبنای رویکرد کارت ارزیابی متوازن با بکارگیری تکنیک تحلیل سلسله مراتبی گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت بیمه از جمله صنایعی است که در اقتصاد جدید و تجارت داخلی و خارجی اعتبار و اهمیت خاصی دارد. ارزیابی عملکرد و رتبه بندی شرکتهای بیمه علاوه بر مشخص کردن جایگاه کلی بنگاه در صنعت و بازار و آگاهی دادن به ذینفعان، باعث افزایش رقابت و پویایی صنعت و توسعه جامعه میگردد. از طرف دیگر ارزیابی راهبردی عملکرد سازمان همواره یکی از اولین و اساسی ترین پیش نیاز های تدوین برنامه های بهبود برای سازمانها می باشد و از اهمیت بالایی بر خوردار است. یکی از مدل های راهبردی کارا در این زمینه ، مدل کارت امتیازی متوازن میباشد که به بررسی متعادل تمامی جنبه های سازمان میپردازد.جامعه آماری این تحقیق شامل چهار بیمه دولتی (آسیا، ایران، البرز و دانا ) می باشند. برای جمع آوری اطلاعات از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شد. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه است که جهت سنجش پایایی آن از معیار آلفای کرونباخ و معیار ضریب ناسازگاری، و برای بررسی روایی آن از روش محتوایی- صوری با اخذ نظرات کارشناسان میدان مطالعه استفاده شده است، که نتایج، پایایی و روایی مناسب ابزار را نشان داد. در بخش تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تلفیقی کارت امتیازی متوازن و تحلیل سلسله مراتبی گروهی استفاده شد. نتایج نشان دادکه که شرکت بیمه D دارای نمره نهایی بالاتری نسبت به سایر شرکت های بیمه میباشد. و بعد از آن به ترتیب شرکت های بیمه C ، Aو B قرارگرفته اند.
بررسی عوامل موثر بر اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر بر بررسی عوامل موثر بر اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران متمرکز می باشد . در این پژوهش از نظریه های لی و گا و موسس و ساینلان در رابطه با عوامل موثر بر اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی و نظریه های استینر و کریستوفر در خصوص اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی به عنوان چارچوب نظری با ده فرضیه در نظر گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر کارکنان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران است که تعداد آنها 301 نفر می باشد. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 173 برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ایی است که با توجه به تعریف عملیاتی عوامل موثر بر اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران، نظریه های لی و گا، موسس و ساینلان و کریستوفر تنظیم گردیده، که پس ازسنجش روایی و پایایی آن دراختیار جامعه مورد بررسی قرار گرفت. پرسشنامه ها، جمع آوری و اطلاعات حاصله تلخیص، طبقه بندی و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی( آزمون های کولموگورف اسمیرنوف،آر پیرسون، رو اسپیرمن، رگرسیون دو متغیره و t تک نمونه ای ) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تمرکز این پژوهش بر اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی است و در حقیقت بر آن نیستیم که این برنامه ریزی چه مسایل و مشکلاتی را قرار است از سر راه منابع انسانی بر دارد. نتایج حاصل بیانگر آن است که میزان اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران بالاتر از متوسط است.
تدوین و تبیین چارچوب استقرار مدیریت دانش مشتری در بانک های تجاری خصوصی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
41 - 66
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش مشتری یکی از مباحثی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. منافع و مزایای مدیریت دانش مشتری باعث ایجاد جاذبه نسبت به این موضوع شده و به رغم مزایایی که مدیریت دانش مشتری دارد به دلیل بی توجهی به فاکتورهای استقرار، بسیاری از پروژه های آن با شکست مواجه می شوند. در عین حال بسیاری از سازمان هایی که مبادرت به به کارگیری مدیریت دانش مشتری نموده اند، با این مشکل مواجه شده اند که چگونه می توان مدیریت دانش مشتری را در سازمان مستقر کرد. از سوی دیگر، تحقیقات این حوزه از مدیریت دانش مشتری، نگاه بخشی به این موضوع داشته اند. بنابراین استقرار مدیریت دانش مشتری نیازمند چارچوبی است که با اتخاذ نگاهی جامع، نواقص تحقیقات فعلی را نیز برطرف سازد. با توجه به مشکلات موجود سازمان ها در زمینه استقرار مدیریت دانش مشتری و نواقص مطالعات موجود، این تحقیق با به کارگیری روش تحقیق آمیخته، در مرحله کیفی به تدوین چارچوبی به منظور استقرار مدیریت دانش مشتری پرداخته و در مرحله دوم، مرحله کمی، اعتبار چارچوب توسعه داده شده در مرحله اول مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا چارچوب استقرار مدیریت دانش مشتری ارائه شده است. نتایج این تحقیق می تواند آگاهی محققین این حوزه را در خصوص اهداف، چالش ها، مکانیزم ها و عوامل موثر بر انتخاب آن ها و پیامدهای استقرار مدیریت دانش مشتری افزایش دهد.
قاعده مند سازی و پیش بینی رفتار مشتریان براساس نظریه مجموعه راف و شاخص قابلیت پذیرش و رد (مطالعه موردی: تلفن همراه سونی اریکسون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
145 - 166
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به رقابت شدید حاکم بر محیط بازار، بکارگیری استراتژی های متناسب با مشتریان، به منظور جذب و حفظ آنان ضرورتی انکارناپذیراست. امادستیابی به این مهم، منوط به شناخت مشتریان و درک الگوهای رفتاری آنان می باشد. هدف این تحقیق تعیین استراتژی های برخورد با مشتریان جدید براساس رفتار مشتریان فعلی می باشد. در راستای نیل به هدف پژوهش، ابتدا الگوهای رفتاری حاکم بر مشتریان فعلی با استفاده از پرسشنامه NPS و روش RST شناسایی شده، و سپس استراتژی برخورد با مشتریان جدید به وسیله شاخص قابلیت پذیرش و رد با نسبت دادن آن ها به طبقات از پیش تعریف شده مشخص می شود. این تحقیق با توجه به هدف کاربردی و از نظر روش شناسی جزء پژوهش های پیمایشی می باشد،که بر روی250 نمونه، از کاربران تلفن همراه سونی اریکسون اجرا شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بعد قابلیت اطمینان نقش مهمی در تاثیرگذاری بر رفتار مشتریان دارد و براساس الگوی رفتاری مشتریان فعلی می توان استراتژی متناسب با مشتریان جدید را اتخاذ نمود.
مدل سازی ترکیبی Pareto/NBD و RFM موزون فازی به منظور بخش بندی مشتریان در روابط غیرقراردادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۶ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
417 - 440
حوزههای تخصصی:
درآمدسازی در شرکت ها از طریق ایجاد رابطه با مشتریان و حفظ این روابط در درازمدت صورت می پذیرد. از این رو توانایی پیش بینی مناسب روابط با مشتریان نکته ای اساسی در مدیریت رابطه با مشتریان است. بخش بندی روشی است که طی آن با تفکیک مشتریان به بخش های متجانس با رفتار خرید مشابه، تلاش می شود تا ارزش آتی رابطه با مشتریان پیش بینی شود. روش RFM یکی ازمتداول ترین روش های بخش بندی است که از تحلیل پایگاه داده تراکنشی برای رده بندی ارزش مشتریان استفاده می کند. پژوهش حاضر تلاش دارد تا از ترکیب مدل سازی Pareto/NBD که به مدلی قدرتمند در پیش بینی رفتار مشتریان مشهور است با روش معمول RFM، کیفیت بخش بندی مشتریان را ارتقا بخشد. در این پژوهش از روش Pareto/NBD برای تخمین سه مؤلفه مقدار انتظار احتمال فعالیت آتی، تعداد تراکنش های آتی و متوسط ارزش پولی استفاده شده است. سپس نتایج بخش بندی مشتریان با استفاده از این مؤلفه ها با کاربرد روش مرسوم RFM مقایسه شده است. نتایج حاصل بیانگر بهبود کیفیت بخش بندی در رده بندی ارزش آتی مشتریان، به ویژه در رده های ارزشمند مشتری با کمک رویکرد پیشنهادی است.
طراحی مدل تأثیر منابع بازاریابی بر عملکرد صادراتی با توجه به نقش میانجی گری راهبرد رقابتی تمایز (مورد مطالعه: صنعت کاشی و سرامیک ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۶ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
623 - 646
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش ارزیابی تأثیر منابع بازاریابی بر عملکرد صادراتی در صنعت کاشی و سرامیک ایران با رویکرد مبتنی بر منابع و با در نظر گرفتن نقش راهبرد رقابتی تمایز به منزله متغیر میانجی است. در این مطالعه، روابط میان اجزای منابع بازاریابی، راهبرد رقابتی تمایز و عملکرد صادرات، بررسی می شود. این پژوهش در پی یافتن پاسخی به این پرسش است که چگونه نوآوری های فناورانه و راهبرد رقابتی به سطوح بالای عملکرد منجر می شود. مدل مفهومی پژوهش حاضر در واقع سه عنصر عمده در مدیریت راهبردی، شامل نوآوری فناورانه، راهبرد رقابتی تمایز و عملکرد را با هم ادغام می کند. در این راستا 123 پرسشنامه در اختیار نمونه آماری قرار گرفت که از این تعداد 91 پرسشنامه قابلیت تجزیه وتحلیل داشتند. تجزیه وتحلیل داده های پرسشنامه نیز به کمک روش های تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاریافته اصلاح شد و پس از تعدیل به تأیید رسید. براساس نتایج حاصل، از میان اجزای منابع بازاریابی، بازارمحوری بیشترین تأثیر مستقیم (45/0) و غیر مستقیم (68/0) را بر عملکرد صادراتی می گذارد.
تسهیم دانش، بررسی نقش عوامل مؤثر برآن و بهره وری سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تسهیم دانش یکی از اساسی ترین گام ها در فعالیت های مدیریت دانش است. به منظور دستیابی به تسهیم مؤثر دانش، باید کارگران را تشویق کنیم تا دانش خودشان را تسهیم کنند. برای حفظ رقابت در بازار کار دانش و تخصص سازمانی باید به اشتراک گذاشته شود تا بتوان بهره وری سازمان را افزایش داد. باوجود این، اعمال موفقیت آمیز این تشویق بسیار چالش برانگیز است. این مقاله انگیزاننده های تسهیم دانش و بهره وری سازمانی ناشی از آن را مورد بررسی قرار داد. این تحقیق از نظر ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی و از نظر هدف کاربردی است. به منظور جمع آوری اطلاعات هم از مطالعات میدانی و هم از مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است. برای مطالعه ادبیات و پیشینة پژوهش از مطالعات کتابخانه ای و برای دستیابی به هدف پژوهش از مطالعات میدانی استفاده شده است. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شد. نمونه آماری تحقیق شامل 121 کارمند در شرکت مس کرمان بود. داده ها از طریق همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس و آزمون شفه با استفاده از نرم افراز SPSS 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که رفتار تسهیم دانش از طریق ابعاد ""فرهنگ سازمانی"" (یعنی حمایت مدیریت، سیاست پاداش و اعتماد به کارکنان) و ""ویژگی های فنی سیستم""(یعنی کیفیت سیستم و کیفیت خدمت) برانگیخته می شود و تسهیم دانش با بهره وری سازمانی دارای رابطه مثبت و معنی داری است. نتایج همچنین نشان داد که عامل اعتماد به همکاران ازنظر تأثیر بر رفتار تسهیم دانش دارای بالاترین اولویت است که این خود نشان می دهد که اگر کارکنان به یکدیگر اعتماد داشته باشند دانش خود را به اشتراک خواهند گذاشت و درنهایت بهره وری سازمان افزایش می یابد.
مقایسه عملکرد راهبردهای ارزشی و رشدی؛ نسبت های منفرد و سنجه های ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱
1 - 24
حوزههای تخصصی:
سرمایه گذاری در سهام رشدی و ارزشی یکی از محورهای پژوهش ها درباره بررسی راهبرد های مولد بازده اضافه بوده است. در این پژوهش که درباره شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است، این شرکت ها بر اساس سنجه هایی به رشدی و ارزشی تقسیم بندی شده اند و سپس عملکرد آن ها بررسی شده است. در این مقاله علاوه بر نسبت های منفرد که در پژوهش های بسیاری از آن ها استفاده شده، از طریق میانگین هارمونیک نسبت های ترکیبی ساخته شده است. همچنین، برای تشکیل پرتفولیوهای ارزشی و رشدی از روش اوزان تصادفی استفاده شده است. در ارزیابی عملکرد نیز علاوه بر بازدهی سالانه از شاخص های شارپ و سورتینو هم استفاده شده است. در این مقاله نشان دادیم که ساخت سنجه های ترکیبی به عملکرد بهتر پرتفولیوها منجر می شود. همچنین، تشکیل پرتفولیو به روش اوزان تصادفی امکان تشکیل پرتفولیوهای متعدد را در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد.
تحلیل عوامل مؤثر بر قیمت مسکن با استفاده از مدل تحلیل رگرسیون گام به گام (مطالعه موردی: محله فاطمی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قیمت مسکن، یکی از شاخص هایی است که شناخت عوامل مؤثر بر آن به تهیه طرح های مسکن، کمک شایانی می کند. بررسی کیفیت سکونت و شناخت بهتر فرصت های سرمایه گذاری برای تحریک توسعه در بافت های شهری، به ویژه بافت هایی که در حال نوسازی هستند، نیازمند اطلاعات دقیق قیمت املاک است. محله فاطمی تهران به دلیل موقعیت ویژه مکانی و نیز ارزش بالای املاک، با امر نوسازی روبرو می باشد. تغییرات وسیع قیمت مسکن در این محله موجب ناهمگونی هایی در امر نوسازی و در پی آن کاهش انسجام بافت کالبدی محله خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر قیمت مسکن با توجه به ادبیات تحقیق و مطالعات تجربی، مورد مطالعه قرار گرفت. این متغیرها شامل تراکم ساختمانی، دسترسی به معابر اصلی، فرسودگی، قیمت سرقفلی تجاری و مساحت زمین هستند که در مقیاس بلوک و برای تمام محله اندازه گیری شدند. برای تحلیل ارتباط متغیرهای مورد بحث به عنوان متغیرهای مستقل و قیمت مسکن به عنوان متغیر وابسته، از روش تحلیل رگرسیونی گام به گام استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحلیل نشان می دهد که متغیرهای قیمت سرقفلی تجاری و دسترسی به معابر اصلی با ضریب تعیین 64/0 (سطح اطمینان 99 درصد) ارتباط معنا داری با قیمت مسکن دارند. در ارتباط با نتایج تحلیل باید افزود در هر محله ای بنابر ویژگی های خاص آن محله می توان متغیرهای دیگری از پنج متغیر مورد مطالعه را مؤثر بر قیمت مسکن و تغییرات آن یافت و نتایج حاصل در این پژوهش الزاماً قابل تعمیم به سایر محلات نیستند.