فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۷۸۱ تا ۱۱٬۸۰۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
105 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: بازده مطلوب یکی از مهمترین معیارهای سنجش سرمایه گذاری موفق می باشد. هدف این پژوهش شناسایی و ارزیابی مولفه های اثرگذار بر بازده مطلوب سرمایه گذاری درتجاری سازی پژوهش های دانشگاهی مرتبط با صنایع دانش بنیان می باشد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته اکتشافی می باشد. در رویکرد کیفی با مرورسیستماتیک مطالعات مرتبط با مسئله پژوهش، 53 مولفه احصاء که با اجماع نظر 17نفر از صاحب نظران به روش دلفی فازی46 مولفه از آنها انتخاب و با روش تحلیل عاملی اکتشافی در شش بُعد دسته بندی شدند. در رویکرد کمّی به منظور ارزیابی مولفه های شناسایی شده، به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته، نظرات نمونه ای شامل56 نفراز مدیران صندوق های سرمایه گذاری که بصورت تصادفی انتخاب شده بودند، جمع آوری و با روش مدل معادلات ساختاری و با نرم افزارهایSPSS وLISREL مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بازده سرمایه گذاری در تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی مرتبط با صنایع دانش بنیان در ایران مطلوب نبوده و نا همسویی سیاست های پژوهشی آموزش عالی، اهداف راهبردی پژوهش های دانشگاهی وسازو کارهای بازار مصرف محصولات صنایع دانش بنیان از جمله علل مهم آن بشمار می آیند. نتیجه گیری: 46 مولفه درشش بُعد ساختاری و مدیریتی(11مولفه)، تخصصی(9مولفه)، پژوهشی(11مولفه) فرهنگ دانشی(6 مولفه)، تجاری(8 مولفه) و ارزش آفرینی(5مولفه) بر بازده مطلوب سرمایه گذاری اثرگذار هستند.
تأثیر خودشیفتگی مدیران بر استراتژی های تجاری و عملکرد نوآوری با تأکید بر خوش بینی مدیران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر خودشیفتگی مدیران بر استراتژی های تجاری و عملکرد نوآوری با تاکید بر خوش بینی مدیران است. جامعه آماری تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1398 می باشد که با استفاده از روش حذف سیستماتیک، تعداد 101 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار minitab و EViews انجام شده است. برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه معنی داری بین خودشیفتگی مدیران و استراتژی های تهاجمی و استراتژی های تدافی وجود دارد و متغیر خوش بینی مدیران، بر رابطه بین خودشیفتگی مدیران و استراتژی های تهاجمی تاثیر معناداری ندارد. همچنین رابطه معنی داری بین خودشیفتگی مدیران و مولفه های عملکرد نوآوری شامل نوآوری فردی، نوآوری محیطی، نوآوری اجرایی و نوآوری فنی وجود دارد و متغیر خوش بینی مدیران در ارتباط بین خوش بینی مدیران با تمام مولفه های عملکرد نوآوری، به جز نوآوری فنی، تاثیرگذار می باشد. نتایج این مطالعه می تواند با هدایت و تأثیرگذاری در تصمیم گیری ها، تأثیر مولفه های روانشناختی مانند خودشیفتگی بر عملکرد افراد را شناسایی کند.
اثر تعدیل کنندگی شهرت حسابرس بر رابطه میان حق الزحمه حسابرسی و بروز تحریف های حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر جهت بررسی اثر تعدیل کنندگی شهرت حسابرس بر رابطه میان حق الزحمه حسابرسی و بروز تحریف های حسابداری صورت پذیرفته است. در این راستا، صورت های مالی 107 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی است و به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. در پژوهش حاضر، تحریف های حسابداری متغیر وابسته است و برابر است با 1 در صورتی که شرکت متعاقبا صوزت های مالی سال جاری را در سال مالی بعد تجدید ارائه می کند، در غیر این صورت صفر. حق الزحمه حسابرسی و شهرت حسابرس به ترتیب متغیر مستقل و تعدیل گر پژوهش هستند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون لجستیک استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میان حق الزحمه حسابرسی و بروز تحریف های حسابداری رابطه منفی و معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که دریافت حق الزحمه حسابرسی بالا (پایین) توسط حسابرسان، بروز تحریف های حسابداری را کاهش (افزایش) می دهد و این یافته در رابطه با موسسات حسابرسی که از شهرت بالایی برخوردار هستند، قوی تر است. به عبارت دیگر، شهرت بالای حسابرس، رابطه منفی میان حق الزحمه حسابرسی و بروز تحریف های حسابداری را تشدید می کند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر بازاریابی اوراق مشارکت با رویکرد آمیخته بازاریابی با استفاده از روش ویکور فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی بودجه و مالی سال سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
151 - 185
حوزههای تخصصی:
یکی از راهکارهای تامین مالی دولت و شرکت ها استفاده از اوراق مشارکت می باشد. از چالشهای اساسی و از دلایل عدم موفقیت انتشار انواع اوراق بهادار از جمله اوراق مشارکت در دوره های مختلف، بازاریابی نامناسب این اوراق می باشد. از این رو در این پژوهش به شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر بازاریابی اوراق مشارکت با رویکرد آمیخته بازاریابی پرداخته می شود. روش انجام پژوهش روش دلفی و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه و پرسشنامه می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان مالی و بازاریابی می باشد و روش نمونه گیری پژوهش روش قضاوتی است. در ابتدای پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و تشکیل جلسه هم اندیشی (طوفان فکری) و مصاحبه با خبرگان 9 عامل موثر تحت سه معیار شرایط علّی، شرایط مداخله گر و شرایط زمینه ای شناسایی و در قالب پرسشنامه طبقه بندی گردید و سپس با توزیع پرسشنامه در دو مرحله به روش دلفی از 14 خبره مالی و بازاریابی برای تایید و میزان اهمیت هر کدام از عوامل موثر بازاریابی اوراق تهیه گردید و در انتها به اولویت بندی این عوامل موثر با روش ویکور فازی پرداخته شد. مطابق با یافته های نهایی پژوهش، میزان اهمیت عوامل موثر بر بازاریابی اوراق مشارکت با رویکرد آمیخته بازاریابی، به ترتیب بر حسب معیار شرایط علّی: قیمت، محصول، مکان (توزیع) و ترفیع (ترویج)، بر حسب معیار شرایط مداخله گر: شواهد فیزیکی (شفافیت و نظارت)، فرآیند (سیاست) و نیروی انسانی و برحسب شرایط زمینه ای (بسترساز): ویژگی ها و انگاره های ذهنی، می باشند.
طراحی مدل چندصدایی سازمانی در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
89 - 117
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، سعی در طراحی مدل چندصدایی سازمانی در آموزش عالی ایران دارد تا با ارائه مدلی جامع از متغیرهای مؤثر بر پدیده تنوع صداها و پیامدهای آن، زمینه ارتقای اهداف متعالی نظام آموزش عالی را فراهم کند. روش پژوهش، کیفی بوده و پدیده مدنظر با استفاده از رهیافت نظریه داده بنیاد مدل سازی شده است. بدین منظور ضمن مصاحبه با 20 نفر از خبرگان در زمینه چندصدایی و متخصص در حوزه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی که عضو هیئت علمی دانشگاه و دارای سِمت اجرایی در نظام آموزش عالی بوده اند؛ مجموعه ای از مفاهیم طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استخراج، دسته بندی و در قالب مدل پارادایمی کوربین و استراوس ارائه شدند. تنوع صداها به منزله پدیده محوری و مقوله های تنوع ساختار سازمانی، تنوع مأموریت ها، تنوع ویژگی های شخصیتی و سبک رهبری به منزله شرایط علّی در نظر گرفته شدند. تقویت مهارت گفتمان سازی، میانجیگری، ترجمه گفتمان، قدرت مثبت، تقویت ساختارهای مکمل مشارکتی و مهندسی مجدد رویه ها به عنوان راهبرد ها شناخته شدند. همچنین فرهنگ ملّی، فرهنگ سازمانی، فضای رقابتی درون و بیرون نظام، شرایط اقتصادی و رویکرد فراملّی به منزله عوامل زمینه ای محسوب می شوند. محدودیت های برنامه ریزی، موانع مدیریتی، تقنینی و سیاسی، منابع انسانی و مالی و عوامل ساختاری به منزله مداخله گر معرفی شدند. پیامدها نیز به چهار دسته فردی، سازمانی، ملّی و فراملی تقسیم شدند. در این پژوهش، بر مبنای نظر خبرگان مؤلفه های مؤثر و راهبردهای مدیریت تنوع صداها در نظام آموزش عالی تحلیل و واکاوی و در قالب مدل جامع ارائه شده اند. در نهایت بر مبنای یافته های پژوهش، پیشنهادهایی نیز برای مدیران، نهادها و پژوهش های آتی مطرح شد.
مراحل اجرا و تحقق حکمرانی مشارکتی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت بهبود و تحول پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۰۵
103 - 135
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مشارکتی در آموزش عالی یکی از رویکردهایی است که با تمرکز با مشارکت و درگیرسازی تمامی ذی نفعان در امور ناظر به اداره مؤسسه آکادمیک ارائه شده است. این پژوهش باهدف اکتشاف مؤلفه های مراحل اجرا و تحقق حکمرانی مشارکتی در مؤسسات آموزش عالی انجام شده است. پژوهش حاضر کیفی بوده و در پارادایم تفسیرگرایی و از دیدگاه هدف، پژوهشی کاربردی و از نظر زمان پژوهش مقطعی است. روش تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون بوده و مشارکت کنندگان در آن اساتید و متخصصان حوزه حکمرانی و آموزش عالی بوده اند که به صورت هدفمند انتخاب شده و بعد از اشباع نظری به تعداد 14 نفر رسیدند. گردآوری داده ها نیز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، باتوجه به کدگذاری صورت گرفته و مقوله های احصا شده، می توان برای مراحل اجرا و تحقق حکمرانی مشارکتی در مؤسسات آموزش عالی چهار مرحله را متصور شد: 1- مرحله آگاهی و آگاه سازی.2- ارزیابی.3- بهبود.4- مراقبت و نگهداری است. نتایج نشان می دهد که تحقق حکمرانی مشارکتی باتوجه به شرایط کنونی مؤسسات آموزش عالی و مفادی که این سبک از حکمرانی در جهت ارتقا کارایی و اثربخشی آن ها به همراه دارد، گامی مهم در جهت افزایش موفقیت آموزش عالی کشور خواهد بود.
تمرکز مشتری و ریسک سقوط قیمت سهام: شواهدی از شرکت های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت ارتباط با مشتری، همواره شرکت ها را به جذب مشتریان عمده و نیز حفظ آنان برای مبادلات آتی واحد تجاری ترغیب می نماید. با این حال، وابستگی شدید شرکت ها به مشتریان عمده، می تواند ریسک هایی را نیز به همراه داشته باشد. از این رو، مقاله حاضر به بررسی تاثیر تمرکز مشتری بر ریسک سقوط قیمت سهام شرکت ها می پردازد. بدین منظور، برای سنجش ریسک سقوط قیمت سهام از دو سنجه چولگی منفی بازده سهام و نوسان های پایین به بالا و برای اندازه گیری تمرکز مشتری شرکت ها نیز از شاخص هرفیندال- هیرشمن استفاده گردید. فرضیه تحقیق با استفاده از نمونه ای متشکل از 96 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1395 تا 1399 و با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تکنیک داده های ترکیبی مورد بررسی قرارگرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که شرکت های دارای تمرکز مشتری، ریسک سقوط قیمت سهام بیشتری را تجربه می کنند. علاوه بر این، نتایج آزمون تحلیل حساسیت نیز نشان دادکه استفاده از معیار جایگزین برای سنجش تمرکز مشتری نیز تاثیری بر نتایج اصلی پژوهش ندارد و نتایج تحقیق از استحکام برخوردار است.
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی جهت دست یابی به چابکی کسب و کارهای کوچک و متوسط الکترونیکی (مورد مطالعه: کسب و کارهای الکترونیکی در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۶
255 - 279
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه ارائه الگوی مناسب مدیریت منابع انسانی در کسب و کارهای الکترونیکی است. علاوه بر این، بررسی مفهوم چابکی در کسب و کارهای کوچک و متوسط الکترونیکی و ارتقاء ویژگی های چابکی از طریق مدیریت منابع انسانی است.پژوهش حاضر از نوع روش تحقیق کیفی است. این تحقیق براساس مطالعه موردی چندگانه(چند موردی) انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش کسب و کارهای الکترونیکی کوچک و متوسط می باشد که بین 5 الی 250 کارمند دارند، روش نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و از هفت کسب و کار کوچک و متوسط الکترونیکی است. در این مطالعه، از منابع داده های مختلفی همچون اسناد بایگانی، مستندها، و مصاحبه استفاده شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از تکنیکی به نام تطبیق الگو و تلفیق متقابل موردها استفاده گردیده است. روایی و پایایی در این تحقیق با استفاده از روایی سازه، روایی داخلی، روایی بیرونی و قابلیت اطمینان انجام گرفته و مورد تایید قرار گرفته است. ساختارها و کارکردهای کلی مدیریت منابع انسانی در این نوع از کسب و کارها و همچنین سهم آن ها در هشت ویژگی چابکی که عبارتند از: وضوح متنی، هدف مشترک، بازده مناسب، ساختار سازمانی انعطاف پذیر، یادگیری مستمر، استقلال و پاسخ گویی، رشد شخصی و همکاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. علاوه بر این، سه ویژگی چابکی نیروی کار که عبارتند از: فعال بودن، سازگاری و مولد بودن نیز بررسی گردید. نتیجه گرفته شد که ساختارها و کارکردهای مدیریت منابع انسانی به طور کلی ویژگی های کسب و کارهای کوچک و متوسط را آشکار می سازد. بنابراین، این مطالعه دریافت که چابکی کسب و کار از طریق کارکردهای مدیریت منابع انسانی به طور فزآینده رشد می کند. در این میان هدف مشترک، بازده مناسب، یادگیری مستمر، همکاری و مولد بودن از ویژگی هایی هستند که بیشتر از طریق مدیریت منابع انسانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط الکترونیکی پرورش یافته اند.
آینده پژوهی در صنعت هوافضا با ارائه روش نوین طراحی چشم انداز و ماموریت با رویکرد مقاوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین سال ۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
131 - 147
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به ارائه روشی نوین جهت تدوین چشم انداز و مأموریت کارآمد برای صنعت هوافضا می پردازد. این روش بر مبنای دانش آینده پژوهی پایه گذاری شده است.همچنین مزایای تدوین چشم انداز و مأموریت کارآمد مورد بحث قرار گرفته است. به دنبال آن، تعریف زیر ساخت های تدوین مأموریت بیان شده و یک راهبرد چهارگانه در این زمینه برای صنعت هوافضا بیان شده است. درادامه، روش نوین چرخه مقاوم و کوریدور صنعت هوافضا بر اساس آینده پژوهی پیشنهاد شده است.روش فوق یک چرخه مقاوم، برای زیست بوم صنعت هوافضا در مقابل عدم قطعیت های ساختاری را پیشنهاد داده است. عدم قطعیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در محقق نشدن مأموریت های چشم انداز موثر است. در این مقاله اشاره می شود که: ساختار ارتقا یافته جهت تعریف چشم انداز و مأموریت یک ساختار یکطرفه از سیاست گذاری های کلان به خرد نیست، بلکه باید به طور دائم فراخور تغییرات محیط پیرامون هر یک از زیر بخش ها مانند اقتصاد، سیاست، اجتماع، دانش و فناوری دارای حلقه پسخور باشد و بتواند دائم از محیط پیرامون بازخورد بگیرد و به ارتقا تعریف چشم انداز و مأموریت منجر شود. درکنار شناسایی نیازهای جامعه باید برای آینده نیازها را ساخت و این موضوع در گرو علم آینده پژوهی و یک چرخه مقاوم در برابر عدم قطعیت ها است. لذا این مقاله با تبیین کوریدور صنعت هوافضا بر پایه آینده پژوهی و طراحی یک چرخه مقاوم در برابر عدم قطعیت ها، بر مشکلات مدیریتی صنعت هوافضا فائق شده است.
شناخت و تریاژ بعد های آمادگی مدارس در مقابل حوادث غیر مترقبه (زلزله)
حوزههای تخصصی:
مدارس به عنوان مکان هایی که هزاران کودک و نوجوان و حتی بزرگسالان بهترین زمان حیات خود را در آن می گذرانند، دارای آسیب پذیری بالاتری در برابر بلایای طبیعی از جمله زلزله هستند؛ اما با آمادگی رویارویی با چنین رخدادهایی می توان از شدت آن کاست. در راستای آمادگی همه جانبه، شناسایی ابعاد و معیارهای آمادگی مدارس و تعیین میزان اهمیت هر یک می تواند گامی اساسی در این روند باشد؛ بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی و اولویت بندی ابعاد آمادگی مدارس در برابر پدیده ی زلزله انجام گرفته است که با استفاده از مطالعات کتب، مقاله و ... این ابعاد شناسایی شدند و با روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت بندی آنها صورت گرفت. در نتیجه، مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی می باشد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه AHP می باشد که در بازه زمانی اردیبهشت ماه سال 1394 از طریق ایمیل و مراجعه حضوری توزیع گردید. یافته ها نشان می دهد که ابعاد آمادگی مدارس در برابر مخاطره ی زلزله شامل سه بعد برنامه های اضطراری با وزن نسبی 523/0، عملیات اضطراری با وزن نسبی 189/0 و منابع و تجهیزات اضطراری با وزن نسبی 288/0 می باشند. به نظر می رسد که برنامه های اضطراری با دارا بودن بیشترین وزن نسبی و پس از آن منابع و تجهیزات اضطراری نقش موثرتری در آمادگی مدارس در برابر زلزله داشته باشند.
کاربرد هوش مصنوعی در حسابداری
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد هوش مصنوعی در حسابداری است. پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد فلسفی و علمی بر پایه روش شناخت تاریخی به موضوع تعامل حسابداری و تکنولوژی هوش مصنوعی می پردازد. در حقیقت بر اساس این رویکرد محقق قصد دارد به بیان فلسفی، نقش تکنولوژی هوش مصنوعی و مدیریت آن در دانش حسابداری را ارائه دهد و به سؤالاتی که در خصوص ارتباط بین این دو رشته که در تئوری و عمل مطرح می باشد به سوأل اصلی پژوهش یعنی "کاربرد هوش مصنوعی در حسابداری چیست" را تبیین کرد. همچنین چگونه می توان همسو با تحولات تکنولوژی باعث ارتقاء جایگاه حسابداری در سازمان ها و جامعه گردید، پاسخ دهد. برای جمع آوری منابع مورد نیاز، اسناد و مدارک آرشیوی که نتیجه تحقیقات تجربی است، بررسی گردید و مبانی نظری و پیشینه تحقیق به روش کتابخانه ای شناسایی و مورد استفاده قرار گرفت. در پژوهش حاضر با توجه به گسترده بودن مباحث فوق، پنج عاملی که نقش عمده تری در تشریح کاربرد هوش مصنوعی در حسابداری دارند، شامل سیستم های خبره، شبکه عصبی، الگوریتم ژنتیک، منطق فازی و یادگیری ماشینی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. با توجه به بررسی های صورت گرفته، استفاده از هریک از عوامل فوق به تنهایی نتایج کامل و دقیقی را ارائه نمی دهد. لیکن پیشنهاد می گردد محققین این حوزه، عوامل ارائه شده فوق را جهت ارائه الگوی واحد بکار گرفته تا از این طریق بتوان استفاده بهینه را از هوش مصنوعی برد.
مطلوبیت سنجش و گزارشگری ابعاد سرمایه فکری بر ابعاد حسابداری پایداری با تعدیلگری مدیریت دانش سازمانی
حوزههای تخصصی:
امروزه توانایی رقابت مطلق، پایدار و مستقیم بین شرکت ها در میزان حاکمیت استراتژی دانش بر آنها، نهفته است. این استراتژی متمایز، چارچوب کسب و کارها را از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دانشی تغییر داده است. با این حال، گزارشگری های مالی فاقد توانایی های لازم جهت ارزشیابی و افشای سرمایه فکری، به عنوان پیشگامان قلمرو دانش میباشند. از طرفی، نظریه های نمایندگی و علامت دهی در شرایط عدم اطمینان به دنبال بهبود یا ثبات در کیفیت گزارشگری می باشند. همچنین، براساس تئوری های قراردادها و ذینفعان، تداوم فعالیت و رقابت شرکت ها و به تبع آن ایجاد، حفظ و بهبود روابط پایدار با ذینفعان، وابسته به کارکردهای حسابداری پایداری است. لذا؛ ارزشیانی و افشای سرمایه فکری به عنوان ارزشی نوآورانه مورد توجه طیف وسیعی از ذینفعان سازمان با منافع ناهمگون قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تعیین مطلوبیت این تقاضا بر ابعاد حسابداری پایداری با تعدیلگری مدیریت دانش سازمانی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1394 تا 1398 می باشد. ارزیابی الگوها و آزمون فرضیه ها به روش تحلیل ضرایب مدل های رگرسیونی چند متغیره انجام شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد، سنجش و افشای ابعاد سرمایه فکری برای ابعاد حسابداری پایداری مالی دارای مطلوبیت نهایی مثبت و معنادار می باشد و با ورود متغیر مدیریت دانش سازمانی جهت غلیه بر موانع و چالش های شناسایی سرمایه فکری، مطلوبیت نهایی و شدت رابطه مستقیم موجود افزایش یافته و شرکت ها می تواند به سطح بالاتری از کیفیت گزارشگری پایداری دست یابند
محافظه کاری در حسابداری: چشم انداز چرخه زندگی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بررسی می شود آیا مرحله چرخه زندگی یک بنگاه موثر بر محافظه کاری در گزارش آن در مقطع است یا خیر. از دو مقیاس محافظه کاری در گزارش گیولی و هاین (2000) استفاده شده است: سطح اقلام تعهدی غیر عملیاتی و نسبت بازار به حساب دفتری (محافظه کاری غیر شرطی (نامشروط)) و مقیاس محافظه کاری باسو (1997) (محافظه کاری شرطی (مشروط)). سالانه بنگاه ها به مراحل چرخه زندگی با استفاده از رویه پیشنهادی دیکینسون (2011) تقسیم می شوند. مشخص شد که محافظه کاری غیر شرطی در گزارش از مراحل چرخه زندگی می کاهد ولی شواهد نشان نداد که محافظه کاری شرطی در گزارش مرتبط با مراحل چرخه زندگی است. یافته ما مکمل یافته Givoly and Hayn (2000) و دارای مفاهیمی برای تجزیه و تحلیل صورت مالی و تحقیقات آینده در خصوص محافظه کاری در حسابداری است.
نقش حراست در کاهش فساد اداری در شهرداری های شهرستان ساوه
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش برسی نقش حراست در کاهش فساد اداری در شهرداری شهرستان ساوه است. حراست هر سازمانی اعم از شهرداری، مانند چشم و گوش آن سازمان عمل می کند و در مواقعی که تخلف اتفاق بیفتد وارد عمل شده و اقدامات لازم را انجام می دهد، حراست با دادن اطلاعات مهم و مفید به مدیران می تواند بسیار مثمر ثمر باشد، اگر اطلاعات و آمار دقیق و به روز به مدیران ارائه نشود، مدیران نمی توانند با مسائل روز کاری، خود را همگام کنند و مدیران باید اطلاعات کاملی از مسائل جاری اجرایی خود داشته باشند. حراست فیزیکی، پرسنلی و همچنین فضای مجازی و اسناد از وظایف حراست هاست و مجموعه حراست ها باید ایرادات و مشکلات موجود در هر مجموعه را به موقع و با تحلیل درست به مدیران ارائه دهند تا مشکلات رفع شود. حراست ها می توانند از گرفتاری مردم در پیچ و خم کار اداری جلوگیری و فساد را در یک مجموعه کاهش دهند.
ارائه مدل تعامل مدیریت شهری با دولت
حوزههای تخصصی:
هماهنگی بین سازمانی، از وظایف اصلی در سازمان های متولی مسائل مربوط به مدیریت شهری است. با توجه به سیستم حکومتی متمرکز در ایران، تعامل میان مدیریت شهری و دولت از عوامل سازنده در ایجاد مدیریت یکپارچه شهری به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل تعامل مدیریت شهری با دولت انجام گرفته است. به این منظور ابتدا مهم ترین ابعاد و مؤلفه های مدل تعامل مدیریت شهری با دولت بر مبنای ادبیات و پیشینه نظرى پژوهش مشخص گردید. سپس بر اساس مؤلفه های تعیین شده، پرسشنامه ای طراحی شد و در اختیار متخصصان و مدیران حوزه مدیریت شهری و دستگاه های دولتی مرتبط با مدیریت شهری قرار گرفت. سپس داده های حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از تکنیک های آماری توصیفی و تحلیلی مناسب در نرم افزار spss21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مدل تعامل مدیریت شهری با دولت ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و ذیل آن ها 17 مؤلفه شناسایی شدند و در انتها پیشنهاداتی بر اساس یافته های پژوهش ارائه گردید.
تاثیر عوامل موثر بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر عوامل موثر بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کرونا پرداخته است. این پژوهش، در روش شناسی توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری مدیران مقطع دوم متوسطه پسرانه منطقه 5 شهر تهران به تعداد 120 نفر می باشد که حجم نمونه آماری نیز به با استفاد از جدول مورگان به تعداد 92 نفر می باشد. روش نمونه گیری نیز به روش تصادفی ساده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه می باشد. پرسشنامه پرسشنامه کیفیت آموزش کلانتری (۱۳۹۴) شامل 20 گویه، پرسشنامه آموزش مجازی کیم و همکاران(2005) شامل 20 سوال می باشد.، هم چنین برای انجام تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای spss, PLS استفاده شده است. در نتیجه فرضیه های تحقیق 1- زیرساخت مناسب آموزش الکترونیک بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کروناتاثیر مثبت و. معناداری دارد.2- ارتباط مفید و موثر بین معلمان و دانش آموزان بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کروناتاثیر مثبت و. معناداری دارد.3- عدم تسلط کامل معلمان و والدین بر فناوری اطلاعات بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کروناتاثیر مثبت و. معناداری دارد.4- تمرکز دانش آموزان در فضای مجازی بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کروناتاثیر مثبت و. معناداری دارد.5- تمایل دانش آموزان به استفاده از آموزش مجازی بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کروناتاثیر مثبت و. معناداری دارد.6- انعطاف پذیری و آزادی عمل دانش آموزان بر کیفیت آموزش برنامه های آموزش مجازی در دوران کروناتاثیر مثبت و. معناداری دارد.
بررسی نقش متغیرهای جمعیت شناختی و نگرش به عوامل موفقیت ساز بر موفقیت کسب و کارهای کوچک و متوسط تحت پوشش پارک های علم و فناوری در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
نابع انسانی تحول آفرین سال ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
1 - 17
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: برخی از کسب وکارهای کوچک و متوسط، در مدت زمان طولانی تری در بازار به فعالیت می پردازند و دلیل آن موفقیت این کسب وکارها می باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی و نگرش به عوامل موفقیت ساز بر موفقیت کسب و کارهای کوچک و متوسط تحت پوشش پارک های علم و فناوری می باشد. روش بررسی: این پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی و برحسب هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کسب وکارهای تحت پوشش پارک های فناوری می باشد که نمونه گیری به روش خوشه ای انجام گرفت. تعداد 4 استان (استان های کرمان، خراسان رضوی، یزد و فارس) به روش گزینشی انتخاب و به صورت تصادفی داده ها از شرکت های مستقر در پارک های فناوری جمع آوری شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه و پرسشنامه بود. برای تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس یک عاملی، تحلیل واریانس فریدمن و آزمون من ویتنی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد کسب وکارهای خانوادگی و کسب وکارهایی که بر عوامل درونی تمرکز دارند، موفقیت بیشتری کسب کرده اند. شرکت هایی که اولویت بالاتری برای متغیرهای کسب دانش، توان نوآوری، افزایش کیفیت محصولات، ارتقای توانایی فنی کارکنان، رابطه با دانشگاه و مراکز تحقیقاتی قائل اند، در مقایسه با سایر کسب وکارها موفق تر بوده اند. نتیجه گیری: برای موفقیت کسب وکارهای کوچک و متوسط در پارک های علم و فناوری، تمرکز برکسب وکارهای خانوادگی و عوامل درون سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ارائه سازه عوامل مؤثر در کنارگذاری کالا با استفاده از شبکه خزانه (اعتبارسنجی سازه در بازار تلفن همراه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
129 - 150
حوزههای تخصصی:
مصرف کنندگانِ یک کالا پس از انتخاب و مصرف آن، به مرحله ای می رسند که باید تصمیم بگیرند چگونه یک کالا را کنار بگذارند؛ بنابراین، کنارگذاشتن کالای اکتساب شده، بخش اصلی از فرایند تصمیم گیری مصرف کننده بوده است که مطالعات بسیار کمی در این زمینه موجود است. آگاهی نداشتن از این مرحله از رفتار مصرف کننده، شرکت ها را با مشکل ِ ناآگاهی از سرنوشت یک کالای خریداری شده و چگونگی تصمیمات خریداران پس از مصرف یک کالا، روبه رو خواهد کرد. در این پژوهش که پژوهشی بنیادی است، با استفاده از روش شبکه خزانه که روشی نوین در حوزه بازاریابی محسوب می شود، 9 عامل تأثیرگذار بر مرحله کنارگذاری ازطریق روش نمونه گیری هدفمند و با مصاحبه با تعداد 20 نفر از متخصصان در زمینه بازاریابی استخراج شد. همچنین، 9 عامل به دست آمده از این پژوهش (عوامل اجتماعی و اقتصادی و روان شناختی، تئوری اسنادی، عامل وضعیتی، تمایل به ذخیره محصول، نوآوری، قصد خرید و آمیخته بازاریابی) درمورد کالای موبایل (بازار موبایل تهران) به کار گرفته شد و با روش پیمایشی و تعداد 150 نمونه، اعتبار سازه به دست آمده ازطریق «تحلیل عاملی مرتبه دوم» تأیید شد. این مطالعه بینشی درباره رفتار مصرف کننده و مصرف پایدار ارائه می دهد و مبنایی را برای پژوهش های دیگر به منظور گسترش شناخت رفتار کنارگذاری فراهم می کند.
واکنش بازار سرمایه به تخصص حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۳
173 - 194
حوزههای تخصصی:
فعالان بازار سرمایه در تصمیمات خود به گونه ای ویژه به اطلاعات حسابرسی شده اتکا می کنند و حسابرسی راه کاری سودمند جهت برون رفت از مسئله ی نمایندگی میان مدیران و سهامداران به شمار می رود. با در نظر گرفتن میزان اعتمادی که کیفیت حسابرسی نسبت به اطلاعات مالی به وجود می آورد، انتظار می رود بازار سرمایه واکنش مثبتی نسبت به بکار گرفتن حسابرسان با تخصص بالا نشان دهد. هدف این پژوهش، بررسی چگونگی واکنش بازار سرمایه به تخصص حسابرسان است. یافته های حاصل از الگوهای رگرسیونی بر نمونه ای متشکل از 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ۵ ساله ی ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ نشان می دهد که در شرکت هایی که حسابرسان از تخصص بالاتری برخوردارند، درآمد تأثیر بیشتری بر قیمت سهام دارد. تخصص بالای حسابرسان با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و مشکلات نمایندگی، شرکت را به بهترین نحو راهبری و کنترل می کند. نتایج نشان می دهد واکنش بازار به انتخاب حسابرسان با تخصص بالاتر، مثبت است. بازار سرمایه معتقد است که به کار گرفتن حسابرسان با تخصص بالاتر باعث افزایش محتوای اطلاعاتی سود،کاهش بازده غیرعادی شده و تأثیر مثبت معناداری بر دیدگاه اعتباردهندگان در خصوص اعطای تسهیلات، جلب اعتماد سرمایه گذاران و ارزیابی پایین ریسک نکول مطالبات دارد.
توسعه الگوی شایستگی مدیران در صنایع پروژه محور بخش دولتی با رویکرد تئوری داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از رایج ترین رویکردها در حوزه مدیریت پروژه، رویکرد شایستگی محور است. این رویکرد برخلاف رویکردهای فرآیند محور، بصورت ویژه بر نقش «فرد» متمرکز است. تفاوت شرایط حاکم بر کشور به ویژه در مقطع فعلی، نسبت به شرایط پایداری که مبنای تدوین استانداردها و مدل های بین المللی بوده، اصلی ترین ضرورت تدوین شایستگی ها در سطح ملّی است. در این پژوهش تلاش شد با روش داده بنیاد، مبانی نظری توسعه مدل شایستگی های مدیران پروژه در صنعت ساخت ایران مورد کاوش قرار گیرد. با انجام 27 مصاحبه به روشSTAR سعی شد شایستگی های مؤثر بر موفقیت پروژه شناسایی شود. 551 کد شناسایی و ضمن تحلیل در نرم افزار Atlas ti. با کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، نهایتاً تدوین شرایط علّی، عوامل بستر، راهبرد و پیامدها صورت گرفت. از لحاظ شرایط علّی، تأثیر زیاد عوامل کلان محیطی و شرایط خاص کشور بر نحوه مدیریت پروژه ها به وضوح قابل درک است. در نتیجه شاهد شکل گیری محیطی سراسر تغییر، تعریف پروژه هایی غیر اصولی، پیچیدگی و پیش بینی ناپذیرشدن رفتارها و قوانینی فرد محور هستیم. در چنین بستری، رنگ پذیری شایستگی های رفتاری از محیط، اهمیت بیشتر شایستگی های رفتاری و محیطی نسبت به تکنیکال و البته تغییر پارادایم شایستگی های تکنیکال به عنوان راهبردها مطرح می شود. پیامد این راهبردها ضرورت کنار گذاشتن ساختارهای معمول و توجه به شایستگی هایی همچون کلان نگری، توان اقناع مدیران ارشد، عارضه یابی مستمر، مدیریت در لحظه، خلاقیت و توان بالای حل مسأله و نیز آمادگی ذهنی، انعطاف پذیری، جدیت و تعهد کاری و البته نتیجه محوری است.