ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۸۶۱.

ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی- ویروسی (مورد مطالعه: دانشگاه های ارتش جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
بحران های زیستی-ویروسی مانند کووید 19، نه تنها منجر به پیامدهای منفی و تحولات جهانی در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره می شود، بلکه اصلی ترین تأثیرات خود را بر روی نظام های آموزشی می گذارد. در این شرایط، اهمیت آموزش الکترونیکی بیش ازپیش برای مدیران آموزش نمایان گردیده است. به همین منظور، این پژوهش با هدف ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی-ویروسی انجام گرفته است. این پژوهش که از نوع توصیفی-اکتشافی است به روش آمیخته (کیفی- کمی) انجام شده است. جامعه آماری شامل 210 نفر از معاونین، مدیران و روسای باسابقه فعالیت های آموزشی در دانشگاه های ارتش و همچنین تعدادی از فراگیران دوره های آموزش الکترونیکی با حداقل مدرک کارشناسی ارشد، سابقه خدمت بالای 20 سال و حداقل 5 سال سابقه مدرسین آجا است. نمونه گیری در بخش کیفی به روش هدفمند قضاوتی و تا مرحله اشباع نظری داده ها به تعداد 12 نفر و در بخش کمی به روش تصادفی طبقه ای به تعداد 136 نفر با محاسبه فرمول کوکران در جامعه محدود انجام شد. در گام نخست به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در گام دوم از پرسشنامه 31 سوالی استفاده شد. داده های بخش کیفی با روش تحلیل تِماتیک و داده های کمی با روش مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته های بخش کیفی نشان داد که اثربخشی آموزش الکترونیکی در دانشگاه های ارتش در بحران های زیستی- ویروسی مبتنی بر سه عامل انسانی (از طریق ارتقا فراده، فراگیر و مدیران آموزش)، فناورانه (از طریق ارتقا نرم افزار ارایه آموزش الکترونیکی، ارتقا بستر ارایه آموزش و ارتقا پشتیبانی فناورانه) و آموزشی (از طریق ارتقا محتوی آموزش، ارتقا منابع آموزش و ارتقا پشتیبانی آموزشی) ارتقا می یابد. همچنین یافته های بخش کمی نشان داد که میزان اثرگذاری عوامل انسانی، فناورانه و آموزشی بر اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی- ویروسی به ترتیب به میزان 908/0، 905/0 و 869/0 بوده است. به منظور ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در دانشگاه های ارتش در بحران های زیستی- ویروسی مشابه کووید 19، ضروری است برنامه ریزی آموزشی با تأکید بر بهره برداری از عؤامل انسانی، فناورانه و آموزشی به عمل آید.
۸۶۲.

ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.
۸۶۳.

مدل پذیرش اینترنت اشیا در زنجیره تامین صنعت خودرو ایران: یک رویکرد داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: هدف این پژوهش، توسعه مدل بومی برای پذیرش اینترنت اشیاء در زنجیره تأمین صنعت خودرو ایران است. اهمیت موضوع در این است که چارچوب ها و مدل های متداول قادر به پوشش دادن ویژگی ها، موانع و اقتضائات خاص صنایع کشورهای در حال توسعه، به ویژه ایران، نیستند و بنابراین ارائه مدل بومی و جامع برای تسهیل فرآیند پذیرش این فناوری ضروری به نظر می رسد. روش شناسی پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان صنعتی و دانشگاهی حوزه خودرو جمع آوری شد و تحلیل داده ها طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. برای ارتقای اعتبار یافته ها نیز از روش بازبینی اعضا و مقایسه مستمر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که شرایط علّی شامل عوامل سازمانی، اجتماعی، مدیریتی، صنعتی و مالی نقش مؤثری در پذیرش اینترنت اشیا در این صنعت دارند. همچنین شرایط زمینه ای مانند بلوغ شرکای زنجیره، زیرساخت های فناوری و قابلیت های زنجیره تأمین، به عنوان عوامل تسهیل گر یا بازدارنده عمل می کنند. عوامل فرهنگی، امنیتی، فنی و مالی به عنوان شرایط مداخله گر شناخته شدند. بر اساس یافته ها، شفافیت اطلاعات، مشارکت و ارتقای فناوری به عنوان مقولات کلیدی در مدل نهایی استخراج شد و پیامدهای مثبت سازمانی، سیستمی، مالی و اجتماعی برای پذیرش موفقیت آمیز این فناوری شناسایی گردید. اصالت / ارزش افزوده علمی: نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بر بومی سازی مدل پذیرش اینترنت اشیاء در زنجیره تأمین صنعت خودرو ایران و شناسایی دقیق ابعاد و موانع خاص این حوزه است؛ نتایج ارائه شده می تواند راهنمای تصمیم گیرندگان و محققان برای تسهیل و تسریع پیاده سازی موفق این فناوری در صنعت خودرو باشد.
۸۶۴.

واکاوی مؤلفه ها و شاخص های الگوی حکمرانی دانشگاهی بازارگرا: رویکرد نوین در اقتصاد سبز آموزش عالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص ها و مؤلفه های الگوی حکمرانی دانشگاهی بازارگرا انجام گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فراترکیب براساس مدل اروین و همکاران(2011) است. جامعه پژوهش، متشکل از 187 مقاله و پایان نامه تحصیلات تکمیلی درباره حکمرانی دانشگاهی بازارگرا است که بین سال های 1392 شمسی و 2008 میلادی تا 1402 شمسی و 2023 میلادی ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل 32 مقاله پژوهشی است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. : بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، مؤلفه های حکمرانی دانشگاهی بازارگرا در 4 بُعد و 49 عامل طبقه-بندی شدند. این ابعاد شامل عوامل ارتباطی-تعاملی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون ارتباطات درون سازمانی و ملی، ارتباطات برون سازمانی و بین المللی و استانداردهای بازخوردی-نظارتی)، بُعد سیاسی – قانونی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون توسعه قانونی فرابخشی و اختیارات سیاست گذاری)، فنی-ساختاری (مشتمل بر مؤلفه هایی چون مدیریت داده و اطلاعات، بلوغ سازمانی-حرفه ای و مبنای توسعه ساختاری) و زمینه ای – محیطی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون محرک-های اقتصادی و محرک های اجتماعی-فرهنگی) می باشد.
۸۶۵.

مدل سازی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی (مطالعه ای کیفی با استفاده از روش فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
با توجه ضرورت شناسایی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در قالب چارچوبی منسجم و یکپارچه، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مدل سازی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی طراحی و اجرا گردید. پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد که با روش فراترکیب انجام شد. با توجه به ماهیت روش فراترکیب، جامعه آماری پژوهش را مطالعات پیشین تشکیل می دهند که در این میان پس از جستجو و یافتن منابع موجود، از طریق بررسی و ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع یافت شده نسبت به انتخاب منابع مناسب جهت انجام پژوهش به عنوان نمونه، اقدام شد. داده های لازم نیز از طریق بررسی یافته های منابع منتخب گردآوری گردید. پس از تحلیل داده های گردآوری شده، عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در قالب 4 مضمون اصلی عوامل فردی (متشکل از مضامین فرعی عوامل دانشی، عوامل نگرشی و عوامل مربوط به مهارت و توانایی)، عوامل گروهی (در بر دارنده مضامین فرعی عوامل دورن گروهی و عوامل برون گروهی)، عوامل شغلی (با دو مضمون فرعی عوامل مربوط به محیط شغل و عوامل مربوط به شغل) و عوامل سازمانی (متشکل از سه مضون فرعی عوامل فرهنگی، عوامل مربوط به ساختار سازمانی و عوامل مربو ط به فرایندهای سازمانی) مدل سازی شدند. نتایج، حاکی از این واقعیت است که رفع مشکلات بهره وری منابع انسانی و یا بهبود و ارتقای بهره وری کارکنان نمی تواند موضوعی تک بعدی نگریسته شود و مدل های تک متغیره و خطی ساده از کفایت لازم جهت پاسخگویی به مشکلات و چالش های مربوط به بهره وری منابع انسانی در سازمان ها برخوردار نیستند.
۸۶۶.

ارائه الگوی شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان (موردمطالعه: شرکت ملی حفاری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان انجام شده است. این پژوهش از لحاظ جهت گیری از نوع کاربردی است که با رویکرد استقرایی و با بهره گیری از استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه آماری شامل 14 نفر از خبرگان مدیریت منابع انسانی شامل مدیران واحد مدیریت منابع انسانی شرکت ملی حفاری ایران و اساتید دانشگاه بود که با روش هدفمند غیرتصادفی و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. تحلیل داده های کیفی با رویکرد تحلیل مضمون با روش کدگذاری اترید-استرلینگ انجام شده است. یافته های حاصل از کدگذاری داده ها نشان داد که الگوی توسعه شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان شامل 80 مضمون پایه است که در قالب 22 مضمون سازمان دهنده و پنج مضمون فراگیر دسته بندی شده است. مضامین فراگیر شامل شایستگی های وظیفه ای (دانش، مهارت فنی، رفتار مناسب، تعهد کاری، مربیگری و رهبری)؛ شایستگی های نگرشی (جذب شدن در کار، ندای شغلی، توانمندی روان شناختی، روحیه جمع گرایی و دلبستگی شغلی)؛ شایستگی های زمینه ای (رفتار شهروندی سازمانی، کمک به همکاران، از خودگذشتگی، هواخواهی)؛ نوآور بودن (پیش کنش گری، خلاقیت، توانایی حل مسئله، ارائه ایده)؛ و نهایتاً شایستگی های انطباقی (سازگاری پذیری، هوش هیجانی، تاب آوری و مدیریت استرس شغلی) است.
۸۶۷.

رویکرد علم سنجی به مطالعات بانکداری اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: بررسی مطالعه تحلیلی بانکداری اسلامی از سال 1985 تا 2024 و ارائه تصویری جامع از تولیدات علمی و ترسیم نقشه هم رخدادی واژگان این حوزه بر اساس مقالات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس است. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی علم سنجی است که با استفاده از شاخص های انسانی و تحلیل شبکه انجام شده است با مراجعه به پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس و جستجو در حوزه بانکداری اسلامی تعداد 13783 منبع شناسایی شد و در نهایت تعداد 1157 منبع مورد تحلیل قرار گرفت ، داده ها از ۱۹85 تا ۲۰۲4 و از نرم افزار VOSwiver استفاده شد. یافته ها: نشان می دهند که از سال 2015 به بعد تولیدات علمی این حوزه دوران رشد خود را آغاز کرده و در سال 2021 به حداکثر تعداد مقالات رسیده است. در واقع این روند رشد در سال های 2018تا 2022 به حداکثر رسیده است همچنین پرکارترین محقق به حسن محمد کبیر ( 18 مقاله)، حسن روسنی بت با 11 مقاله تعلق گرفت. همچنین در حوزه بانکداری اسلامی هستند که بیشترین تمرکز موتور بر روی موضوعات مالی اسلامی، سودآوری اسلامی، بانکداری و مالی اسلامی، رشد اقتصادی، توسعه پایدار، اثرات اقتصادی و اجتماعی، حاکمیت شرکتی سوق پیداکرده است. رویکرد مطالعات بانکداری اسلامی و توجه به نقشه و خروج جستجو به فرد جزو را که در جلسه جستجو اتفاق می افتد متمرکزشده است. نتیجه گیری: بررسی محتوای منابع اطلاعاتی تولیدشده در حوزه بانکداری اسلامی می تواند به شناسایی روند تولیدات علمی و تغییر پارادایم مطالعات در این حوزه کمک کند و نقشه راهی برای تولیدات بعدی در این حوزه باشد .
۸۶۸.

Analyzing the Role of Local Community Engagement in the Governance of Small-Scale Natural Systems (Local Governance, Sustainable Tourism, and the Regeneration of Rural Ecosystems)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
Participation in the governance of decentralized, small-scale natural systems has been widely explored as an approach to sustainable development and environmental management, particularly in local contexts. Given the inherently local character of the Sistan region (Iran), one promising strategy to support environmental conservation and local culture—while simultaneously revitalizing and renewing villages, preventing migration and unemployment, and enhancing infrastructure, welfare, services, and healthcare—is the development of sustainable eco-villages. Although numerous scientific studies have examined the management of tourist villages and ecosystems in other countries, similar research adopting a participatory approach involving local communities remains scarce in Iran. This study aims to investigate the level of participation, attitudes, and decision-making preferences of local residents and a panel of local experts regarding the development of tourist villages in the Sistan region, with a focus on sustainability and environmental management. Accordingly, 289 surveys were conducted in 2024  among local stakeholders, indigenous residents, and non-indigenous tourists in the Sistan region. The findings indicate that villages with tourism potential and ecological compatibility are generally preferred by individuals aged between 35 and 55 years, who also tend to have higher levels of education and income. These individuals express a strong desire to be involved in decision-making and local urban governance. Self-sufficiency and economic prosperity, utilization of natural potentials, and enhancement of social sustainability—such as adopting sustainable lifestyles and experiencing authentic rural living—are identified as the most influential factors encouraging tourist participation in establishing sustainable eco-villages. Furthermore, factor analysis revealed that among the various dimensions of eco-village and environmental characteristics, the economic and natural aspects hold the greatest significance. Specifically, among the different factors examined, "self-sufficiency and economic prosperity" ranked the highest in importance.
۸۶۹.

Evaluating the Role of Urban Green Spaces in Reducing Vulnerability and Enhancing Climate Resilience in Zahedan(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۶
In the face of escalating climate change and its cascading impacts, urban resilience has become a fundamental approach to achieving sustainable city management. Zahedan, situated in an arid to semi-arid region, experiences severe climatic stressors including rising land surface temperatures, declining soil moisture, intensifying droughts, and increasing occurrences of dust storms. This study investigates the role of urban green spaces in reducing climate vulnerability and enhancing resilience, focusing on two neighborhoods with contrasting environmental conditions: Daneshgah (University) and Shirabad. Utilizing Landsat satellite imagery, spatiotemporal changes in vegetation cover (NDVI) and land surface temperature (LST) were analyzed for the period 1980–2023. Climatic parameters—air temperature, precipitation, humidity, and wind speed—were examined through time-series analysis and validated using the Mann–Kendall trend test. Furthermore, the TOPSIS multi-criteria decision-making model was applied to evaluate and rank neighborhood vulnerability and resilience levels. The results reveal a marked decline in vegetation cover accompanied by a significant rise in land surface temperature over the past four decades. Drought indices suggest that decreasing precipitation and humidity levels are primary drivers of these patterns. The Daneshgah neighborhood, characterized by greater vegetation density, exhibits higher climate resilience compared to Shirabad. Vegetation in Daneshgah enhances urban resilience by absorbing carbon dioxide, releasing oxygen, reducing ambient temperature, and improving soil water retention, thereby mitigating air pollution and urban heat island effects. Conversely, Shirabad’s compact built environment, inadequate infrastructure, and limited green space intensify its climate vulnerability. The findings underscore the critical role of effective green space management—particularly through the cultivation of drought-tolerant species, adoption of smart irrigation technologies, and establishment of urban green belts—in strengthening Zahedan’s urban climate resilience.
۸۷۰.

شناسایی ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
زمینه: صنعت نیشکر به عنوان یک نیروی محوری در چشم انداز کشاورزی جهانی است که نه تنها به شیرین کردن کام انسان ها در سراسر جهان کمک می کند، بلکه به عنوان یک منبع کلیدی برای تولید انرژی زیستی نیز عمل می-کند. در میان چالش ها و فرصت های در حال تحول، درک و تقویت نوآوری فرآیند در کشت نیشکر برای رشد پایدار و رقابت ضروری است. هدف: این پژوهش به منظور شناسایی ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی به گردآوری داده ها از طریق روش فراترکیب سندلوسکی و بارسو پرداخته است. این روش با بررسی نظام مند 33 مقاله مرتبط با هدف پژوهش از بین 405 مقاله اولیه انجام شده است. مقاله های نهایی براساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. روایی پژوهش برطبق معیارهای ورود به بررسی، برگزاری جلسات با اعضای تیم پژوهش، استفاده از یک کارشناس و ممیزی کل فرایند برای اجماع نظری تأیید شد. پایایی نیز از طریق برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی مشخص شد. یافته ها: ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر شامل 4 بُعد تحت عنوان مراحل نوآوری در چرخه تولید نیشکر است که در قالب 45 مولفه شناسایی شده است. چهار مرحله این چرخه عبارتند از "نوآوری در فرآیند کاشت"، "نوآوری در فرآیند داشت"، "نوآوری در فرآیند برداشت" و "نوآوری در فرآیند فرآوری". نتیجه گیری: همان طور که صنعت نیشکر پیچیدگی های نوآوری را دنبال می کند، این پژوهش نقشه راهی برای درک چشم انداز چند وجهی نوآوری فرآیندی ارائه می دهد. با طبقه بندی اجزاء در مراحل حیاتی، ذینفعان بینش هایی را در مورد استراتژی های تحول آفرین به دست می آورند، و شیوه های پایدار و از نظر فناوری پیشرفته در کشت نیشکر را تقویت می کنند.
۸۷۱.

طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری داده ها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساخت یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص ها تدوین گردید. داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.
۸۷۲.

شناسایی و تحلیل چالش های مربوط به مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش های مربوط به مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال ایران انجام شده است. روش: این پژوهش به صورت کیفی اجرا شده و از روش نظریه زمینه ای و به کارگیری روش کدگذاری سه مرحله ای استراوس کوبین استفاده کرده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، ۱۶ نفر از خبرگان صنایع خلاق دیجیتال ایران بودند. یافته ها: بر اساس مصاحبه با مشارکت کنندگان پژوهش، مدل پارادایمی ناکارایی و چالش کلی در نظام مالکیت فکری صنایع خلاق دیجیتال در ایران طراحی شد. متغیرها در ۵ مقوله کلی طبقه بندی شدند که عبارت اند از: ۱. شرایط علّی: تعریف قانونی مشخص و شناسایی محصولات حوزه فناوری های نوین، مقاومت فرهنگی و اجتماعی، ناهماهنگی با قوانین بین المللی، مالکیت مشترک، عدم آگاهی و آموزش؛ ۲. شرایط زمینه ای: فناوری های جدید، مدیریت و نظارت، حقوق دیجیتال و حریم خصوصی، مشکلات اقتصادی و تجاری، پیچیدگی های فنی؛ ۳. شرایط مداخله ای: تحریم های بین المللی، نقض حریم خصوصی کاربران، ناهماهنگی های نهادی، چالش های حقوقی در استفاده از هوش مصنوعی و فناوری های نوین؛ ۴. شرایط محوری: ناکارایی و چالش کلی در نظام مالکیت فکری؛ ۵. راهبردها: توسعه سیستم های مدیریت حقوقی، استانداردسازی بین المللی، توسعه فناوری های حفاظتی، ایجاد سازوکارهای حل اختلاف، تدوین قوانین مالکیت فکری نوین، آموزش عمومی و تخصصی. نتیجه گیری: با توجه به چالش های شناسایی شده و راهبردهای به دست آمده، مدلی طراحی شد که با اجرای آن می توان بر چالش های نظام مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال غلبه کرد.  
۸۷۳.

تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین المللی: نقش واسطه ای فرهنگ نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۸
هدف این تحقیق تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین المللی: نقش واسطه ای فرهنگ نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۳۲,۰۰۰ شرکت در تبریز و ۲۳,۰۰۰ شرکت در کربلا می باشد، در نتیجه، ۳۸۴ شرکت به عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش معادلات ساختاری در نرم افزار pls3 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر موفقیت بین المللی شرکت های کوچک و متوسط دارد. همچنین فرهنگ نوآوری نه تنها تأثیر مثبتی بر موفقیت بین المللی دارد، بلکه نقش میانجی مؤثری در ارتباط بین همسویی فناوری استراتژیک و موفقیت بین المللی ایفا می کند. با توجه به نتایج پژوهش، شرکت های کوچک و متوسطی که در استراتژی های فناوری خود همسویی ایجاد می کنند، شانس بیشتری برای موفقیت در عرصه بین المللی دارند. علاوه بر این، تقویت فرهنگ نوآوری در این شرکت ها می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه و رقابت جهانی ایفای نقش کند. بنابراین، توجه به این عوامل در سیاست گذاری و مدیریت شرکت های کوچک و متوسط توصیه می شود.
۸۷۴.

تحلیل رفتاری از واکنش بازار سرمایه به تجدید ارائه صورت های مالی با تأکید بر ابعاد روان شناختی سرمایه گذاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر تجدید ارائه صورت های مالی بر واکنش بازار سهام و بررسی نقش تعدیل گر احساسات سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از داده های ترکیبی شرکت های پذیرفته شده طی دوره زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ و به کارگیری مدل رگرسیونی با اثرات ثابت انجام شد. یافته ها نشان داد تجدید ارائه صورت های مالی تأثیری منفی و معنادار بر بازده غیرعادی تجمعی سهام دارد. این نتیجه همسو با نظریه اطلاعات نامتقارن و مدل علامت دهی است و حاکی از آن است که تجدید ارائه به عنوان علامتی از کاهش کیفیت اطلاعات مالی، اعتماد سرمایه گذاران را کاهش داده و منجر به افت قیمت سهام می شود. همچنین، احساسات سرمایه گذاران نقشی تعدیل گر معنادار ایفا می کند؛ به گونه ای که در دوره های دارای سطح بالای احساسات، واکنش منفی بازار به تجدید ارائه تشدید می شود. علاوه بر این، ویژگی های بنیادی شرکت (اندازه، سودآوری و شفافیت اطلاعاتی) نیز واکنش بازار را تعدیل نمودند؛ شرکت های کوچک تر، کم سودآورتر و با شفافیت اطلاعاتی پایین تر، واکنش منفی شدیدتری به تجدید ارائه نشان دادند که این امر از نظریه های نقدشوندگی و ریسک شرکتی حمایت می کند. در مجموع، نتایج به طور قوی نشان می دهد که تجدید ارائه صورت های مالی به عنوان یک علامت منفی، واکنش منفی بازار را به دنبال دارد و شدت این واکنش تحت تأثیر قابل توجه احساسات سرمایه گذاران و ویژگی های بنیادی شرکت قرار می گیرد.
۸۷۵.

نقش تعدیلگر سوگیری کلیشه و شباهت بر تأثیر برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: ویژگی شخصیت برون گرایی مدیرعامل می تواند یکی از اطلاعات غیرمالی مؤثر بر پیش بینی تحلیل گران مالی درباره عملکرد شرکت است. همچنین، سوگیری های شناختی کلیشه و شباهت در پیش بینی تحلیل گران مالی، آن ها را به این باور رسانده است که مدیرعامل برون گرا موفق تر هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر سوگیری کلیشه و شباهت بر تأثیر برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی است.   روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از دیدگاه گردآوری داده ها، پیمایشی است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه مبتنی بر سناریو استفاده شده است و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تحلیل گران مالی بوده و بر اساس روش نمونه گیری توان آزمون تعداد 200 تحلیلگر مالی، در بازه زمانی سال 1402 انتخاب گردید. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل مقایسه میانگین استفاده شد.   یافته ها: نتایج پژوهش اشاره دارد که شخصیت برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی تأثیر ندارد و سوگیری کلیشه و شباهت نیز پیش بینی تحلیل گران مالی را تعدیل نکرده است.   نتیجه گیری: در کل، نتایج پژوهش اشاره دارد که تحلیل گران مالی در محیط اقتصادی ایران در پیش بینی های عملکرد شرکت سوگیری کلیشه و شباهت ندارند و این سوگیری ها منجر به انحراف پیش بینی آنها در خصوص عملکرد شرکت نشده است.
۸۷۶.

بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: این پژوهش درصدد است تا به بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی مستقل صورت های مالی سالانه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد.   روش: برای آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چندگانه با روش های برآورد حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است، همچنین با توجه به نوع داده های مورد استفاده (داده های ترکیبی) آزمون های خاص این داده ها مانند آزمون های پایایی، آزمون های تشخیصی لیمر و هاسمن، آزمون های نقض فروض کلاسیک و آزمون های معناداری مدل و ضرایب نیز انجام شدند.   یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی تأثیر مستقیم معناداری بر حق الزحمه حسابرسی دارد، به این معنی که سابقه فعالیت حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی باعث افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل می شود.   نتیجه گیری: سابقه کاری حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بدین معناست که رئیس کمیته با فرآیند حسابرسی مستقل آشنایی دارد، به همین دلیل این فرد احتمالاً حساسیت بیشتری نسبت به نقاط ضعف کنترل های داخلی، ریسک های تقلب و پیچیدگی های حسابداری نشان می دهد و بنابراین از حسابرس مستقل بهترین استفاده را برای افزایش کیفیت اطلاعات و گزارش های مالی می نماید و در بخش هایی که احتمال ریسک حسابرسی بالاتر است با در میان گذاشتن نقاط ضعف باعث می شود حسابرسان مستقل تمرکز بیشتری بر آن بخش ها نمایند و در نتیجه خواهان انجام رسیدگی های گسترده تر، آزمون های تحلیلی عمیق تر و استفاده از یک حسابرس متخصص و معتبر است که این موارد منجر به افزایش ساعات کاری حسابرسان و در نتیجه افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل خواهد شد، این یافته همچنین تأیید می کند کیفیت بالاتر در نظارت هیئت مدیره می تواند با افزایش هزینه های نظارت رابطه ای مستقیم داشته باشد، بنابراین نتیجه به دست آمده منطقی به نظر می رسد.
۸۷۷.

ارزیابی روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت در میان پرستاران ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: آسیب اخلاقی نوعی آسیب روانی است که کارکنان نظام سلامت در نتیجه مواجهه با موقعیت های اخلاقی دشوار تجربه می کنند و می تواند منجر به احساس گناه، شرم، پریشانی هیجانی و کاهش روحیه شود. این مطالعه با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت (P-MISS-HP) در میان پرستاران ایرانی انجام شد. روش ها: این مطالعه مقطعی در سال 1404 در ارومیه انجام شد. فرایند ترجمه ابزار با روش ترجمه رو به جلو و برگشتی انجام گرفت. روایی صوری، محتوایی و سازه ابزار با مشارکت ۲۲۰ پرستار انجام شد که به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) با روش بیشینه درست نمایی و چرخش ابلیمین انجام شد و در گروه دیگر تحلیل عاملی تأییدی (CFA) صورت گرفت. پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد ارزیابی شد. روایی همگرا و واگرا نیز از طریق شاخص هایaverage variance extracted (AVE)، composite reliability (CR)، maximum shared variance (MSV) و نسبت Heterotrait-Monotrait (HTMT) بررسی شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی دو عامل «شرم/گناه/ملامت» و «دغدغه های معنوی» را آشکار کرد که در مجموع 63/2درصد از واریانس کل را تبیین کردند؛ یک گویه نیز حذف شد. تحلیل عاملی تأییدی مدل دو عاملی را با شاخص های برازش مطلوب تأیید کرد (0/062RMSEA = ، 0/988 CFI =، 1/424CMIN/DF = ). همسانی درونی ابزار بالا بود (آلفای کرونباخ: 0/901 و مک دونالد امگا: 0/904). روایی همگرا (0/90CR > و 0/50 AVE >) و واگرا مورد تأیید قرار گرفت (0/621HTMT = و MSV < AVE). نتیجه گیری: نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و ابزاری معتبر و پایا برای سنجش آسیب اخلاقی در پرستاران ایرانی محسوب می شود.
۸۷۸.

تحلیل پتانسیل ها و موانع گردشگری سلامت: مطالعه ای کیفی در شهر مراغه، ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه: گردشگری سلامت راهبردی مهم برای جذب سرمایه خارجی است ولی ظرفیت های بهره برداری نشده ای در مناطقی مانند آذربایجان و شهر مراغه وجود دارد که می توانند در توسعه این صنعت نقش مؤثری ایفا کنند. هدف از مطالعه حاضر تعیین پتانسیل ها و موانع توسعه گردشگری سلامت در شهر مراغه بود. روش ها: مطالعه کیفی حاضر با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در سال1403 انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمام افراد خبره در حوزه گردشگری سلامت و سازمان های مرتبط در شهرستان مراغه بود. نمونه گیری ابتدا به روش هدفمند و سپس به روش گلوله برفی انجام شد. این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: شهرستان مراغه از پتانسیل های قابل توجهی شامل منابع طبیعی درمانی، زیرساخت های ارتباطی و جغرافیایی مطلوب و همچنین خدمات سلامت تخصصی در حوزه هایی همچون قلب و نوزادان برخوردار است. موانع گسترده ای از قبیل کمبودهای زیرساختی در بخش های اقامتی و درمانی، ضعف در بازاریابی، نبود همکاری مؤثر بین بخشی و نیز سطح ناکافی فرهنگ گردشگرپذیری امکان بهره برداری از این ظرفیت ها را محدود ساخته است. در سطح عملیاتی، موانع بیمارستانی از جمله کمبود نیروی متخصص، ضعف در مهارت های ارتباطی کارکنان، مسائل مالی و نبود برنامه ریزی یکپارچه به چشم می خورد. نتیجه گیری: مراغه، با وجود پتانسیل های گردشگری، در توسعه گردشگری سلامت با چالش هایی مواجه است. بهبود زیرساخت های گردشگری و گردشگری سلامت، شفاف سازی هزینه های درمانی، همکاری بین بخشی و توسعه فعالیت های بازاریابی، جذب سرمایه گذار، کاهش بروکراسی و افزایش امنیت از عوامل کلیدی در رشد این صنعت است.
۸۷۹.

پیش بینی ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: در این پژوهش، به بررسی و بهبود مدیریت ریسک عملیاتی در بانک ها با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین پرداخته شده است. مدیریت مؤثر ریسک عملیاتی که از نقص های داخلی یا خارجی در فرایندها، سیستم ها و افراد نشئت می گیرد، به دلیل تأثیرهای منفی آن بر عملکرد و پایداری بانک ها، اهمیت بسیار زیادی دارد. هدف این پژوهش، ارائه رویکردی نوین برای بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین است. با توجه به اهمیت پیش بینی دقیق ریسک های عملیاتی، برای جلوگیری از خسارت های احتمالی و بهبود فرایندهای تصمیم گیری در صنعت بانکداری، این پژوهش به دنبال ارتقای دقت و کارایی مدل های پیش بینی ریسک است. تمرکز اصلی بر استفاده از داده های واقعی بانک ها و ارزیابی الگوریتم های یادگیری ماشین، به منظور شناسایی بهترین روش ها برای پیش بینی سطوح ریسک های مختلف است. روش: در این پژوهش از الگوریتم های یادگیری ماشین برای پیش بینی سطح وقوع ریسک های عملیاتی استفاده شده است. داده ها از مجموعه داده های ریسک عملیاتی یکی از بانک های ایرانی در دوره زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ با ۴۲۱۳ رکورد و ۱۲ ویژگی جمع آوری شدند. پس از پیش پردازش داده ها، از الگوریتم های مختلف یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون لجستیک، بیز ساده و k نزدیک ترین همسایه، برای آموزش مدل ها استفاده شد. داده ها به نسبت ۸۰ به ۲۰ به مجموعه های آموزشی و آزمون تقسیم و با استفاده از اعتبارسنجی متقابل K تایی ارزیابی شدند. عملکرد مدل ها با استفاده از معیارهایی نظیر دقت، صحت، یادآوری، F1-score و منحنی ROC-AUC سنجیده و بهترین مدل برای پیش بینی های آتی انتخاب شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، می تواند به طور چشمگیری دقت پیش بینی ریسک های عملیاتی در بانک ها را افزایش دهد. در ارزیابی الگوریتم های مختلف، الگوریتم SVM و RF بهترین عملکرد را نشان دادند، به ویژه در طبقه بندی کلاس سوم که دقت مدل با معیار AUC نزدیک به ۱ بود. این نتایج از توانایی بالای این دو الگوریتم در تمایز دقیق بین سطوح مختلف ریسک های عملیاتی حکایت می کند. در مقابل، الگوریتم های LR و NB ضعیف ترین عملکرد را از خود نشان دادند و نتوانستند به خوبی ریسک ها را پیش بینی کنند. به طور کلی، یافته ها نشان می دهد که الگوریتم های قدرتمندی مانند SVM و RF می توانند ضمن کمک به بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها، از آسیب های نشئت گرفته از مدیریت نادرست این ریسک ها جلوگیری کنند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین می تواند به طور درخور توجهی به بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها کمک کند. الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، به ویژه SVM و RF، برای پیش بینی ریسک های عملیاتی دقت بیشتری ارائه دادند و امکان شناسایی الگوهای پیچیده و غیرمعمول را فراهم کردند. این فناوری ها با بهبود کارایی و کاهش هزینه های مربوط به مدیریت ریسک، به بانک ها کمک می کنند تا استراتژی های بهتری برای مقابله با ریسک های عملیاتی تدوین کنند؛ از این رو به کارگیری مستمر این فناوری ها می تواند عملکرد بانک ها را در زمینه مدیریت ریسک عملیاتی ارتقا بخشد.
۸۸۰.

واکاوی چارچوب رفتار خط مشی گذاران در پاسخ به ترجیحات عمومی از منظر شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: خط مشی های عمومی به عنوان ابزارهای اصلی دولت، نقش بنیادینی در هماهنگی و اداره جامعه ایفا می کنند و موفقیت آن ها به مجموعه ای از عوامل نهادی، اجرایی و رفتاری وابسته است. یکی از مهم ترین این عوامل، میزان توجه دولت و خط مشی گذاران به ترجیحات شهروندان و چگونگی پاسخ گویی به انتظارات عمومی است؛ امری که تأثیر مستقیمی بر اثربخشی خط مشی ها، اعتماد عمومی و مشارکت شهروندان و نیز افزایش مشروعیت دولت دارد. در سال های اخیر، با افزایش آگاهی های عمومی، گسترش ابزارهای ارتباطی و مطالبه گری اجتماعی، ترجیحات عمومی و ضرورت پاسخ گویی دولت به آن ها به یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران و متخصصان حوزه خط مشی گذاری عمومی تبدیل شده است. از این منظر، رفتار خط مشی گذاران در مواجهه با مطالبات و ترجیحات عمومی، صرفاً یک کنش مدیریتی تلقی نمی شود، بلکه عنصری تعیین کننده در شکل گیری همراهی و مشارکت مردم در فرآیندهای حکمرانی به شمار می رود. بر همین اساس، هدف این مقاله «واکاوی و تبیین چارچوب رفتار خط مشی گذاران در نحوه پاسخ گویی به ترجیحات عمومی از منظر شهروندان» است. این پژوهش می کوشد با شناسایی ابعاد برجستگی موضوعات عمومی نزد مردم، نوع و الگوی رفتاری خط مشی گذاران به ترجیحات برجسته را از دیدگاه شهروندان بررسی کرده و چارچوبی تحلیلی در این زمینه ارائه دهد. روش شناسی: در پژوهش حاضر به منظور پاسخ به پرسش های پژوهش از طرح پژوهشی کیفی استفاده شده است؛ چراکه درک ترجیحات شهروندان، انتظارات آنان از دولت و برداشت های ذهنی ایشان از رفتار خط مشی گذاران، نیازمند روش هایی عمیق و تفسیری است. مأخذ تولید داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مرور اسناد و مقاله های مرتبط با رفتار خط مشی گذاران، برجستگی موضوعات و نوع پاسخ دولت بوده است. در راستای شناسایی حد بهینه توجه دولت به ترجیحات عمومی و فهم انتظارات شهروندان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با حدود ۹۰ نفر از شهروندان ایرانی با ویژگی های اجتماعی و تجربی متنوع انجام شد. این مصاحبه ها بر محورهایی همچون تشخیص اهمیت موضوعات عمومی و معیارهای برجستگی مسائل، و انتظارات مردم از نوع، سرعت و شیوه پاسخ دولت متمرکز بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت تا چارچوب و مضامین اصلی استخراج و سامان دهی شوند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مضمون مصاحبه ها نشان می دهد که انتظار شهروندان از نوع پاسخ خط مشی گذاران، یکنواخت و ثابت نیست، بلکه به طور معناداری تابع درجه اهمیت و سطح برجستگی موضوعات عمومی است. شهروندان بسته به اینکه یک مسئله را تا چه حد مهم، فراگیر یا فوری تلقی می کنند، انتظارات متفاوتی از دولت و خط مشی گذاران دارند. بر این اساس، چارچوب رفتار خط مشی گذاران در پاسخ به ترجیحات عمومی شهروندان در قالب دو مؤلفه اصلی واکاوی شده است: نخست، برجستگی یا اهمیت موضوع خط مشی گذاری از دیدگاه مردم و دوم، انتظار شهروندان از نوع پاسخ دولت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی دو مضمون فراگیر، هشت مضمون سازمان دهنده و بیست ویک مضمون پایه شد که در مجموع، ابعاد مختلف ادراک شهروندان از برجستگی موضوعات و الگوهای پاسخ گویی دولت را تبیین می کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، برجستگی موضوعات نزد شهروندان تحت تأثیر عواملی همچون شدت اثرگذاری، گستره تأثیر اجتماعی و فوریت مسئله قرار دارد. هرچه یک موضوع از نظر مردم شدیدتر، فراگیرتر و فوری تر باشد، انتظار آنان از دولت برای مداخله و پاسخ گویی نیز افزایش می یابد. همچنین انتظار شهروندان از نوع پاسخ دولت به عواملی نظیر ورود یا عدم ورود مستقیم دولت به مسئله، سرعت واکنش، میزان پیدایی و شفافیت پاسخ، عمق و جدیت اقدام و نیز میزان رجوع به نظرات مردم در فرآیند خط مشی گذاری بستگی دارد. در خصوص موضوعات برجسته، شهروندان انتظار دارند که خود دولت به عنوان کنشگر اصلی وارد عمل شود، واکنشی سریع نشان دهد، همراه با اطلاع رسانی شفاف عمل کند و دیدگاه ها و ترجیحات شهروندان را در تعیین نوع پاسخ مدنظر قرار دهد. نتایج این پژوهش می تواند به خط مشی گذاران کمک کند تا ضمن دستیابی به اهداف خط مشی های عمومی، رضایت، اعتماد و مشارکت عمومی را تقویت کرده و در نهایت به ارتقای اثربخشی و مشروعیت خط مشی های عمومی منجر شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان