فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
محمد صلی الله علیه و آله و سلم آفریننده قرآن است
حوزههای تخصصی:
پایان علم؟
حوزههای تخصصی:
مفهوم امنیت انسانی و رابطه آن با امنیت ملی
حوزههای تخصصی:
امنیت انسانی ذهن اندیشمندان و متفکرین متعددی را به خود مشغول داشته است. قحطی، جنگ، خشکسالی، سیل و بیماری های گوناگون تنها بخشی از این موارد را تشکیل می دهند که امروزه نیز کم و بیش حیات بشر را تهدید می کنند. این نوشتار درصدد است با بررسی ریشه های پیدایش مفهوم امنیت انسانی در چارچوب نظام متحول بین المللی، تعریف جامعی از مفهوم امنیت انسانی ارائه دهد. بدین منظور با نگاهی مختصر به مهمترین نهادهای مرتبط با امنیت انسانی، تعریفی عملیاتی از این مفهوم تبیین نموده و در ادامه با بهره گیری از تعریف عملیاتی خویش، برخی از بارزتری عناصر امنیت انسانی را برشمردیم. در پایان، به مشابهات و تمایزات مفهوم امنیت انسانی با امنیت ملی و به پیوند میان این دو مفهوم پرداخته شده است. دلایلی همچون عدم اجماع نظر میان پژوهشگران مطالعات امنیتی و فقدان نهادهای سومند جهت رفع تهدیدات انسانی، مهمترین عواملی هستند که نیاز به هماهنگی و همکاری در حوزه امنیت را بیش از پیش میان پژوهشگران و سیاستمداران را برجسته می سازد. از این رو، ایجاد پیوندی منطقی میان رویکردهای امنیت ملی و امنیت انسانی از یکسو و دولتها و نهادهای بین المللی از سوی دیگر، جهت تأمین امنیت بین المللی ضروری است. در غیر این صورت، غلبه بر خیل عظیم تهدیدات موجود و حمایت مطلوب از حقوق و آزادی های انسانی دور از دسترس به نظر می رسد.
شبکه بررسی مسائل ایران در امریکا و سیاست های ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار تلاش دارد تا شبکه بررسی مسائل ایران در امریکا را مورد مطالعه قرار داده و دیدگاه های آنها در مورد سیاست های امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران را بررسی نماید. پرسش هایی که در این پژوهش مطرح می شوند عبارتند از: چه افراد و سازمان هایی در مباحث مربوط به سیاست های امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران مشارکت کرده و در نتیجه، آیا بخشی از شبکه بررسی مسائل ایران محسوب می شوند؟ توصیه های سیاسی که اعضای شبکه بررسی مسائل ایران ارائه کرده اند، چیست؟ کدام یک از این توصیه های سیاسی، تحت مقوله خط مشی های دیپلماسی عمومی قرار می گیرند؟ بر پایه توصیه های ارائه شده درباره سیاست های امریکا در قبال ایران و روابط میان اعضای شبکه بررسی مسائل ایران، چه حلقه های سیاست سازی را می توان در این شبکه شناسایی کرد؟ برای پاسخ به این پرسش ها، اسناد به دست آمده در پژوهش درباره شبکه بررسی مسائل ایران را به دقت مطالعه کرده و سیاست هایی را که هریک از اعضا توصیه کرده بودند، مورد توجه قرار می دهیم. با مراجعه به برخی از پایگاه های داده در مجموع، ۱۸۲ شخصیت به عنوان اعضای شبکه بررسی مسائل ایران شناسایی شدند. از آنجا که در بعضی سازمان ها بیش از یک نفر از این شخصیت ها حضور داشتند، در مجموع ۱۰۴ سازمان که دست کم یکی از اعضای آنها در شبکه بررسی مسائل ایران حضور دارد، شناسایی شدند. با آغاز تحلیل داده ها و نیز بر پایه سیاست های توصیه شده، پیش فرض های آنها درباره ماهیت روابط جمهوری اسلامی ایران و امریکا و برداشت آنها از واقعیت های سیاسی در ایران، چهار الگوی مختلف نمایان شد. براساس نتایج نهایی به طورکلی مجموعه سیاست های توصیه شده اعضای شبکه بررسی مسائل ایران را می توان به چهار دسته تقسیم کرد: «تعامل راهبردی»، «تنبیه گری بدون تعامل»، «تعامل ستیزه جویانه» و بالاخره «دگرگونی بنیادین» آشکار شدن چنین الگویی را می توان حاکی از وجود چهار گروه یا حلقه سیاست ساز در شبکه بررسی مسائل ایران دانست که در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته و معرفی می شود.
بنیادگرایی و جنگ تمدن ها
حوزههای تخصصی:
نویسنده با اشارهاى کوتاه به برخى فقرات اعلامیهى شصت روشنفکر آمریکایى، آن را ابزارى براى درهم کوبیدن جنبشهاى آزادىبخش و سرکوب جنبش فلسطین مىداند. وى با بررسى گونههاى بنیادگرایى، تقابل آن را با تمدن غرب و مدرنیته بیان مىکند. در عین حال، به نظر نویسنده هیچ شکلى از بنیادگرایى، توجیهکنندهى جنگ و لشکرکشى قدرتهاى فایقه، به ویژه آمریکا، براى حمله به ملتها نیست.
به کارگیری نظریه بازی ها در تحلیل منازعه ایران و آمریکا با محوریت برنامه هسته ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منازعه ایران و امریکا که با انقلاب اسلامی ایران آغاز شده است، در دهه گذشته با محور مخالفت با برنامه هسته ای ایران ادامه یافته است. در این مقاله از نظریه بازی ها برای تحلیل این منازعه 13 ساله استفاده شده است. چه آن که نظریه بازی ها در موارد متعدد کارایی خود را در تحلیل تعارضات نشان داده است. در ابتدای مقاله مثال هایی تاریخی از تحلیل تعارضات توسط نظریه بازی ها ارائه شده است. سپس این نظریه در تحلیل منازعه ایران و امریکا با محور برنامه هسته ای ایران در سه مقطع زمانی 2006، 2013 و 2015 مورد استفاده قرارگرفته است. نتایج نشان می دهد که چگونه تغییر در ترکیب بازیگران اصلی نظیر ایران، امریکا، روسیه، چین، اروپا و اسرائیل، در هریک از مقاطع زمانی و تثبیت و یا تغییر در اولویت های آنها منجر به نتایج متفاوتی شده است. در انتها نیز نویسندگان براساس نتایج تحلیل، راهکارهایی را برای پرهیز از بازگشت به شرایط گذشته ارائه نموده اند
سال تمدن آریایی در تاجیکستان و رقابت ایدئولوژیها
حوزههای تخصصی:
نگرش نشانه شناسانه به جنگ
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر ، شروع جنگ ایران و عراق را از منظر نوعی جامعه شناسی تفسیری ( نشانه شناسی) مورد مطالعه قرار می دهد . بدین منظور بخش اول مقاله به ارائه یک بحث نظری در این چارچوب اختصاص دارد و بخش دوم نیز تلاش دارد تا از رهگذر دستاوردهای این نگرش در تحلیل و تبیین علل مشروع جنگ عراق علیه ایران و نیز در فهم شکست نظامی عراق در رویارویی با مردم و نیروهای داوطلب استفاده کند . پدیده جنگ یک وجود عینی محض که مستقل از تفسیر بشری باشد ، نیست . هر انسان تفسیری از این پدیده دارد و با همان تفسیر به جنگیدن ، نجنگیدن ، بی طرفی و ... روی می آورد ...
چالش های نظری در روابط ایران و آمریکا
حوزههای تخصصی:
منظور از چالشهای نظری، نظریه های موافق و مخالف با مذاکره و برقراری روابط میان دو کشور ایران و ایالات متحده آمریکاست. بر این اساس، موضوع از دو زاویه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است: یکی ریشه های تقابل و دیگری زمینه های تعامل میان دو کشور. در بخش اول ضمن مقایسه مبانی و اصول سیاست در ایران و آمریکا و نیز با اشاره به ریشه های فکری، ایدئولوژیک، تاریخی و سیاسی چالش میان دو کشور، به این نتیجه می رسیم که چالشهای میان دو کشور عمیق تر از آن است که به سادگی بتوان از مذاکره و رابطه عمیق و دوستانه میان دو کشور صحبت کرد. در عین حال، این بحث به معنی غیر ممکن یا محال بودن مذاکره هم نیست؛ زیرا حداقل در بعد نظری زمینه هایی وجود دارد که تعامل میان دو کشور را تحت شرایط خاصی ممکن می داند. بنابراین در بخش دوم، موضوع بحث از سه دیدگاه قابل توجه است: اول از دیدگاه موافقان و مخالفان مذاکره در ایران؛ دوم از زاویه دید مخالفان و موافقان رابطه در آمریکا و سوم از دیدگاه گروهی که در هر دو کشور حالتی میانه دارند. در ایران، عده ای بر مذاکره و رابطه با آمریکا اصرار دارند؛ در حالی که عده ای دیگر به لحاظ شرایط سیاسی و اعتقادی، بر مذاکره نکردن با آمریکا تاکید می کنند و روابط ایران و آمریکا را به دلیل وجود تعارض در بنیان های فکری دو کشور، مغایر با راهبرد های کلان نظام می دانند. در ایالات متحده نیز عده ای معتقدند این کشور برای تامین منافع حیاتی باید روابط خود را با ایران بهینه کند؛ در صورتی که عده ای فکر می کنند باید ایران را محدود نمود. اما بر اساس دیدگاه سوم، شناخت ریشه های اصلی اختلافات ایران و آمریکا و تحلیل صحیح از رویکردهای فی مابین، شناخت دقیق واقعیت ها و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط و دوباره کاری در سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها، شناخت راهکارها و خط مشی های استراتژیک اصولی و عملی دو کشور در برخورد با یکدیگر و ایجاد مصونیت در برابر پیامدهای نامطلوب این برخوردها نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
ارتباطات سیاسی در ایران: فراتحلیلِ مقاله های علمی موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش که به روش «فراتحلیل» انجام شده است زمینه ها، حوزه ها، روندها، و موضوعات مرتبط با قلمروی میان رشته ای «ارتباطات سیاسی» را، با استفاده از مقاله های چاپ شده در نشریات معتبر علمی کشور در بازة زمانی 1380 - ۱۳۸9، بررسی و تحلیل می کند.
جامعة آماری پژوهش حاضر مقالات مندرج در نشریات علمی ـ پژوهشی یا علمی ـ ترویجی در حوزة ارتباطات و علوم اجتماعی را شامل می شود. این نشریات و مراکز انتشار آن ها عبارت اند از: فصل نامة نامة علوم اجتماعی و دوفصل نامة نشریة جهانی رسانه (دانشگاه تهران)، فصل نامة علوم اجتماعی (دانشگاه علامه طباطبایی)، فصل نامة پژوهش های ارتباطی (مرکز پژوهش های صدا و سیما)، و فصل نامة رسانه (مرکز مطالعات و توسعة رسانه ها).
حجم نمونة این پژوهش شامل همة مقالات چاپ شده در زمینه های متنوع ارتباطات سیاسی است که به روش نمونه گیری «تمام شماری» انتخاب و به صورت جداگانه کدگذاری و تجزیه و تحلیل شده اند.
به منظور فراتحلیلِ مقاله های علمی فارسی موجود در زمینة ارتباطات سیاسی در ایران، فرم مخصوصی با عنوان «فرم جامع تلخیص و استخراج اطلاعات مقاله های ویژة فراتحلیل» تهیه شد که حاوی پرسش ها و مقولاتی درخصوص «مضمون و محتوای اصلی»، «چهارچوب مفهومی»، و «روش تحقیق» مقالات مذکور بود.
نتایج پژوهش بیان گر توجه اندک پژوهش گران علوم ارتباطات به قلمروی نوظهور و میان رشته ای ارتباطات سیاسی است. هم چنین دو مضمون «انتخابات» و «مشارکت سیاسی» بیش ترین فراوانی را در میان پژوهش های انجام شده دارد.
خوانین بختیاری، دولت انگلیس و سیاست های نفتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از کشف نفت در زمین های مسجدسلیمان، منطقه گرمسیری ایل بختیاری، روابط میان خوانین بختیاری و دولت و اتباع انگلیس که از دوره محمدتقی خان چهارلنگ بختیاری آغاز شده بود، وارد مرحله نوینی شد. اما پیش از آن، خوانین بختیاری و نمایندگان دارسی در سال 1323 ق/ 1905 م قراردادی را امضا کرده بودند. بنابراین با کشف نفت در مسجدسلیمان، هر دو طرف اشتیاق بیشتری به حفظ و تداوم روابط داشتند. با وجود این، اختلاف میان خوانین بختیاری و سندیکای امتیازات که بعدها شرکت نفت انگلیس و ایران نام گرفت، همچنان ادامه یافت. مسائلی چون سهام نفتی خوانین و سود آن، حق الحفاظه یا حق الزحمه نگهبانی و محافظت از میدان های نفتی و فروش زمین به شرکت نفت از مسائل مورد اختلاف دو طرف بود که گاهی روابط طرفین را با مشکل روبه رو می ساخت. با این همه، روابط دوستانه خوانین بختیاری و دولت و مقامات انگلیس تا زمان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی همچنان ادامه یافت. در این پژوهش با استناد به منابع و متن های تاریخی، روابط خوانین بختیاری و دولت انگلیس در زمینه نفت بررسی شده است.
نظریه «بازنمایی» و انگاره های معنایی گفتمان رسانه ای آمریکا از اسلام و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد «ساخت گرایانه بازنمایی» به عنوان یکی از رویکرد های نظریه «بازنمایی» نقش محوری در حوزه رسانه ای آمریکا دارد. بر اساس این رویکرد، از آنجا که رسانه ها به ساخته شدن «نظام های یادآوری کننده تعاریف» کمک می کنند، بازنمایی های رسانه ای در شکل دادن به نگرش های عمومی نسبت به «دیگران»(دشمنان) تأثیرگذار هستند و ذهنیت و دانش عمومی یک جامعه یا گفتمان را بر اساس تصویر یا انگاره ای که خود برمی سازند در قبال غیر یا غیرخودی تولید و توزیع می نمایند. ایالات متحده ، برای بیش از سه دهه است که شکل گیری موج جدید اسلام گرایی بعد از انقلاب اسلامی را که محوریت و مرجعیت آن را ج.ا.ا بر عهده داشته، با وقایع ایران پیوند زده اند. به این ترتیب، در منظر تحلیلگران، استراتژیست ها و مقامات آمریکایی ایران هراسی و اسلام هراسی به گونه غیرقابل تفکیکی در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر مورد تعریف و تفسیر قرار گرفتند. مقاله حاضر در تلاش است تا از رهگذر نظریه «بازنمایی سوگیرانه» به تبیین یکی از مهم ترین ابزارهای سیاست خارجی آمریکا در موضوع اسلام و هراسی و ایران هراسی بپردازد. نگارندگان بر این باورند که رسانه های آمریکایی، نقش محوری و تعیین کننده در «بازنمایی سوگیرانه» از چهره اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی ایران دارند.