فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۸۵ مورد.
تاملی بر مبانی و مفاهیم مکتب کپنهاک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه و تقابل استراتژی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مناطق حیاتی و مؤثر در معادلات ژئوپولیتیک جهانی، منطقة خاورمیانه است. خاورمیانه را مرکز دنیای قدیم می دانند، مرکزی که در دل آن منطقة خلیج فارس، به منزله «هارتلند» جهانی قرار دارد. تحولات خاورمیانه و خیزش جریان اسلام گرایی در منطقه، یک چالش معنایی را موجب شده که اگر آن را با آسیب دیدگی نظم سیاسی منطقه ای و جهانی و قدرت های بزرگ نوظهور در کنار هم قرار دهیم، ابعاد بیشتری از تحولات آشکار می شود. مهم ترین و عمیق ترین بحران های سیاسی جهان معاصر در این منطقه رقم می خورد و چالش های مهم ژئوپلیتیکی از عوامل شکل دهنده، تشدید کننده و تداومگر بحران در این حوزة جغرافیایی است. چشم انداز موجود از خیزش های مردمی، بیانگر آغاز تحولات و لرزش های ژئوپلیتیکی گسترده در فضای خاورمیانه و شمال آفریقاست و جغرافیای سیاسی منطقه را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. هدف اصلی مقاله، تبیین کدهای ژئوپلیتیکی در عرصة شکل گیری جغرافیای سیاسی نو پدید خاورمیانه و توجه به نقش آفرینان و بازیگران اصلی این صحنه است. نتیجة نهایی مبیّن آن است که ضمن تغییر شیوه ها و ابزارهای اِعمال قدرت در عرصه های ژئوپلیتیکی نوین، کشورهای ترکیه و ایران به عنوان دو مدل حکومتی، رقابت بسیار سختی در شکل دادن جغرافیای سیاسی جدید خاورمیانه خواهند داشت. در واقع، ویژگی های ژئوپلیتیک و پایه های قدرت و نقش و اهداف و استراتژی های سیاسی- امنیتی و اقتصادی ایران و ترکیه به گونه ای است که به اصلی ترین بازیگران منطقه خاورمیانه تبدیل شده اند. روش تحقیق مقاله بر پایه مطالعه اسنادی و تحلیل محتوا می باشد. کلید.اژه ها: ژئوپلیتیک خاورمیانه و شمال آفریقا، ژئوپلیتیک رسانه، قدرت نرم، فضای مجازی، جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، ایالات متحده امریکا.
فراتکنولوژی و تحول مفهوم قدرت در روابط بین الملل
حوزههای تخصصی:
با تغییر عرصه سیاست بینالملل در نتیجه توسعه فراتکنولوژیها و شکلگیری عرصه سیاست هنجاری، زمینه ساخت مجدد هویت ها، منافع، مفاهیم و قلمرو سیاسی فراهم شده و به تشدید تعاملات بینالمللی، شتاب تغییرات نهادی، توسعه فرایند به هم پیوستگی جهانی، اهمیتیافتن هنجارها و افزایش نقش بازیگران غیردولتی انجامیده است. در نتیجه، نحوه برداشت از قدرت و سازوکارهای اعمال آن نیز متحول و پیچیدهتر شده است. هدف این نوشتار، بررسی مفهوم قدرت با توجه به دگرگونیهای ایجادشده در عرصه سیاست بینالملل و توسعه چارچوبی مفهومی است که تمام ابعاد آن را پوشش دهد. بدین منظور، ابتدا مفهوم سنتی قدرت و رابطه آن با تکنولوژی بررسی میشود و سپس، نقش فراتکنولوژیها در تغییر عرصه سیاست بینالملل و تاثیر آن بر مفهوم قدرت بیان خواهد شد.
درآمدی بر اجرای عدالت در حکومت مهدوی
منبع:
حصون ۱۳۸۶ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
مـفـهـوم لغـوى عـدالت و تـعاریفى که برخى از بزرگان از آن ارائه داده اند بخش نخست مـقـاله را تـشـکـیـل داده اسـت . بـخـش دوم تـحـت عـنـوان ((فـصـل الخـطاب عدالت )) این پرسش را مورد کنکاش قرار داده که مفهوم واقعى عدالت را چـه کـسـى مـى تـواند درک کند تا در مرحله بعد بتواند آن را اجرا نماید؟ پاسخ خلاصه شـده ایـنکه معصوم چون از علم و دانش الهى برخوردار است ، مفهوم گسترده عدالت مطلق را درک مى کند و نیز توانایى اجراى آن را دارد. قـسمت سوم مقاله به برخى راهکارهاى اجراى عدالت در حکومت نهایى تاریخ مى پردازد و آن را در هـفـت عـنـوان حـق مـدارى ، گـزیـنـش مـدیـران عـادل ، تـرسـیـم بـرنـامـه عـدالت مـحـور، قـانـون گرایى ، ستیز بى امان با ستمگران وفـاسـدان ، امنیت و رفاه عمومى و گسترش دانش و فرهنگ پرستش تبیین مى کند. سپس به نتیجه گیرى مى پردازد.
غرب، هویت و اسلام سیاسی: تصورات و پنداشت های غرب از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «اسلام گرایی» و «اسلام سیاسی» در برگیرندة مباحثی گسترده، دامنه دار و مجادله برانگیز است که ابعاد و دامنههای آن در سال های اخیر به واسطة شکلگیری آثار و نظریات گوناگون، غنیتر شده است. در درون مباحث و نظریات موجود میتوان مجموعهای متنوع و متفرق از مباحثات و مجادلات فکری را در ارتباط با «هویت اسلام سیاسی» و چرایی و چگونگی پدیدار شدن آن، ملاحظه نمود. اما علی رغم این تلاش ها، آنچه که در این زمینه موجب ابهام مفهومی «اسلامگرایی» و «اسلام سیاسی» میشود، ماهیت سیال و مبهم این پدیده است که موجب شده است طیف گستردهای از گفتمان های متفاوت را از جریان های نوگرا، میانهرو و پذیرای تحول، تا رادیکالیسم نامتسامح و خشونت طلب را در برگیرد. پرسش اولیه ما در این پژوهش، این است که منظور از «اسلام سیاسی» چیست؟ در نظریههای متفکرین غربی، هویت اسلام سیاسی چگونه پیبندی میشود؟ اسلامگرایان نیز در ارتباط با «غیریت» متمایز از خود، یعنی «غرب»، چه هویتهایی یافتهاند؟ چه عواملی در «برساخته شدن» هویت سیاسی مسلمانان از سوی متفکرین غربی تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه اصلی در پژوهش حاضر این است که «شناخت غرب از اسلام بیانگر انگارههای پدیدارشناسانه است که مبتنی بر روابط پیچیدة میان متن، کلام، شناخت اجتماعی، قدرت و جامعه است و در پرتو آن تصوراتی درباره «دیگران» در چارچوب گزارههایی قابل بیان ارائه میشود». بنابراین تمرکز بحث ما، بیشتر بر نحوه شکلگیری ایدههایی متمرکز است که دیدگاه غرب نسبت به اسلام سیاسی (به خصوص در یک دهة اخیر) از یک سو و دیدگاه اسلامگرایان را در ارتباط با غرب از سوی دیگر شکل داده است. بر این اساس با بهرهگیری از روش های «پدیدار شناسی» و «تحلیل گفتمان»، درصدد درک چگونگی شکلگیری الگوهای هویتی پیرامون اسلام سیاسی برمیآییم. در ادامه با نگاهی از درون، گفتمان های هویتی شکل گرفته را مورد کندوکاو قرار داده و نحوه به چالش کشیده شدن آنها را مورد مداقه و بررسی قرار می دهیم.
فواید دموکراسی : نقش دموکراسسی ها در تقویت صلح و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی های معرفت شناختی اندیشه در پیشامدرن ، مدرن و پسامدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روی هم رفته، می توان تاریخ اندیشه در مغرب زمین را به سه دوره بسیار بزرگ تقسیم کرد. شاید به شایع بتوان از سه پارادایم ماقبل مدرن، مدرن و پسامدرن نام برد. به نظر می رسد سرشت رادیکال و شالوده شکن اندیشه پسامدرن در مقایسه با اندیشه های دو دوره پیشین نمایان می شود. لذا نگارنده با بهره گیری از مبانی نقادی شناختی پسامدرن بر آن است تا ویژگی های متفاوت هر دوره را نسبت به دوره بعدی مورد بررسی قرار دهد. طبق چنین مدعایی این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که سیر اندیشه دربرگیرنده پنج بخش اصلی است که عبارتند از؛ معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی و فرجام شناسی. در نتیجه می توان با درآمیختن سه دوران طولی یا تاریخی با پنج بخش اندیشه و مقایسه ای که در این نوشتار صورت گرفته به ژرفای سرشت ناهمسانی و علت آن در ادوار سه گانه پی برد.
چالش های نظام مالیاتی در اقتصاد ایران
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوتاه ضمن اشاره به بعضی از تحولات و اصلاحات مالیاتی در جهان ، به ساختار مالیاتی ایران و کاستی های آن نیز توجه می کند . نگاهی اجمالی به نظام مالیت های مستقیم در ایران در سال 1345 و تحولات ایجاد شده در سال های بعد نشان می دهد که همزمان با بهبود نظام های مالیاتی در کشورهای جهان ، به خصوص کشورهای توسعه یافته ، نظام مالیاتی در ایران با کاستی ها و عدم کارایی رو به رو بوده که اصلاحات طراحی شده نیز به تنها نتوانسته در کارامد ساختن این نظام مالیاتی موفق باشد ، بلکه در مواردی نوعی چرخش به عقب و دور شدن از نظام کارامد مالیاتی را باعث شده است .
بدون سنت نمی توان اندیشید
حوزههای تخصصی:
مهمترین عامل شکست جنبشهای اجتماعی ایران در دو سده گذشته، قطع پیوند با جنبههای عقلانی سنت اندیشه در ایران است. این سنت را روشنفکری دینی، سیاستزدگی و ایدئولوژیزدگی به بار آورده است. سنتگراییِ متصلب به همان اندازه از سنتگرایی فاصله دارد که سنت ایدئولوژی.
تشیع و چالش مردم سالاری
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، از نسبت میان اسلام و مردمسالاری سخن به میان آمده است. به نظر آقای سروش تمدن اسلامی، فقهمحور است و به همین دلیل با قانون آشناست. اما نقیصه فقه فعلی تکلیفمحور بودن آن است. فقه باید به حقوق نیز توجه کند. در این جهت شیعه و سنی مشترکاند. اما اختلاف آنها، در چند چیز است. یکی در مفهوم ولایت، که در شیعه بسیار پررنگ است و نافی خاتمیت است و دیگری مفهوم مهدویت است که آن نیز مخالف خاتمیت است.
انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی جهان اسلام: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک، انقلاب اسلامی ایران منشأ بیداری اسلامی در خاورمیانه بوده است. به همین دلیل نظام جمهوری اسلامی نقش الگو و جهت دهندگی برای تحولات سیاسی اخیر منطقه خواهد داشت. بیداری اسلامی در کشورهای عربی توانست گفتمان مسلط حکومت های استبدادی در منطقه خاورمیانه را زیر سؤال برده و اساس آن نظام ها را برچیند. مجموعه این تحولات حاوی فرصت هایی چون مسلط کردن گفتمان مقاومت، تعیین سرنوشت مردم توسط خودشان، برپایی حکومت های اسلامی و ... است. همچنین حضور بیگانگان و غربیان در منطقه و تحولات آن، مصادره شدن انقلاب های مردم مسلمان منطقه به نام برخی اشخاص و گروه ها، انحراف مسیر تحقق اهداف انقلابی مردم و استحاله یافتن آنها از جمله تهدیدهای اصلی فراروی انقلاب های مردمی کشورهای منطقه به شمار می رود. لذا ما در این نوشتار برآنیم تا چالش ها و فرصت هایی که این تحولات ژئوپولوتیک در آینده برای انقلاب اسلامی ایران فراهم خواهد کرد را با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی مورد بررسی قرار دهیم.
بررسی عملکرد پایگاه بسیج مساجد در اسلامی سازی فضای محله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله عملکرد پایگاه بسیج مساجد در اسلامی سازی فضای محله در ایران را مورد بررسی قرار می دهد. ارزیابی عملکرد از منظر تعالیم اسلامی به جلوگیری از خطا و جلوگیری از ضایع شدن منابع و امکانات و پیشگیری از فساد و انتخاب احسن در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها کمک می کند. با رویکرد کارکردگرایی مؤلفه های عملکرد پایگاه بسیج مرکب از شاخصهای مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این مطالعه با روشهای پیمایش و مشاهده انجام گرفت. حجم نمونه شامل۳۸۰ پایگاه، ۳۸۰ فضای محله، ۴۴۱۶ شهروند در ۱۰ استان و ۲۵ شهر ایران و ۲۰ نفر از کارشناسان بسیج محلات بودند که با روشهای مختلف نمونه گیری به دست آمد. پایگاه بسیج مساجد محلات، واحد اصلی تحلیل است. نتایج نشان می دهد، ارزیابی شهروندان از عملکرد پایگاه در اسلامی سازی فضای محله از سطح متوسط به بالا است. معدل میزان مذهبی بودن شهروندان، نمره ۴۴/۱۵ از ۲۰ می باشد. میانگین ارزیابی از میزان آسیبهای موجود در محله در ماه از نمره ۲۰، ۲۲/۵ به دست آمده است که در حد کم است. شدت همه نمادهای اسلامی ساز از ۷۵% به بالا و میانگین حضور مردم در نماز جماعت محله ها ۱۰۲ نفر بوده است. متوسط رفتارهای اسلامی شهروندان در این محله ها، نمره ۳۳/۱۵ از ۲۰ می باشد. اغلب شهروندان، اجرایی شدن برنامه های پایگاه بسیج مسجد در اسلامی سازی را خوب ارزیابی کرده اند و به میزان برگزاری۱۰ برنامه از۲۰ برنامه به طور متوسط نمره ای بالاتر از ۱۰ داده اند.۷۸% از پایگاه ها، میزان هماهنگی امام جماعت و پایگاه را از متوسط به بالا ارزیابی کرده اند.۸۱% از پایگاه ها از متوسط به بالا با هیئت امنای مسجد تعامل داشته اند. حدود ۸۲% از شهروندان گفته اند فرمانده پایگاه در بین مردم «خیلی زیاد» یا «زیاد» یا «تا حدودی» مقبولیت دارد. ۷۷% از شهروندان گفته اند بسیجیان پایگاه در بین مردم «خیلی زیاد» یا «زیاد» یا «تا حدودی» مقبولیت دارند. هرچه ارزیابی شهروندان از میزان اجرای برنامه های بسیج محلات مثبت تر می شود، گرایش مذهبی آنان نیز افزایش می یابد.
قزاقستان در جستجوی هویت نو
حوزههای تخصصی:
تحول مفهوم امنیت: از امنیت ملی تا امنیت جهانی
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای دیدگاه های هگل ، مارکس و کرامشی در باره دولت و جامعه مدنی
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی مقایسه ای آرای سه تن از نظریه پردازان تضادگرا، یعنی هگل، مارکس و گرامشی در باره دولت و جامعه مدنی و مناسبات بین آن دو است. هگل جامعه مدنی را به منزله ترکیبی از سه نظام اقتصادی، حقوقی و انسجامی (پلیس و اصناف) قلمداد می کرد که بین خانواده و دولت قرار می گیرد و در نهایت، جانشین دولت می شود و مارکس از جامعه مدنی به عنوان حوزه کار و زندگی روزمره که حوزه ای صرفاً اقتصادی و غیرسیاسی است، نام می برد. بر خلاف هگل و مارکس، گرامشی جامعه مدنی را به مثابه فضایی فرهنگی قلمداد می کند.نتیجه این تحلیل نظری ـ تطبیقی نشان می دهد هر چند هر سه نظریه پرداز تضادی اصول فلسفه هر چند اجتماعی مشترکی را پایه های تحلیل خود قرار داده اند، نتیجه گیری آنها از الگوسازی جامعه با یکدیگر فرق دارد. هگل طرح سه وجهی خانواده ـ جامعه مدنی ـ دولت را جانشین طرح کلاسیک دو وجهی خانواده ـ دولت شهر ارسطو نمود. همچنین الگوی مارکسیستی زیربنا (جامعه مدنی) و روبنا (دولت)، در نزد گرامشی به الگوی زیربنا (اقتصاد) و روبنا (جامعه مدنی ـ نهادهای غیردولتی + دولت) تغییر پیدا کرد. دولت گرامشی یک دولت ترکیبی است که از رضایت (سلطه) + زور (قدرت) تشکیل شده است و از این رو، هم زیربنایی است و هم روبنایی.
انقلاب از آغاز تا فرجام : مروری بر ویژگی های هفتگانه مشترک انقلاب ها
حوزههای تخصصی:
دموکراسی معنای واقعی خود را از دست داده است
حوزههای تخصصی:
دمکراسى به عنوان یک اندیشه سیاسى و نیز نوعى مکانیزم و نظام اداره جامعه، از مفاهیم دیرپاى فلسفه سیاسى است که بهویژه در دو سده اخیر شاهد رونق و ترویج این نظام سیاسى هستیم و با قاطعیت مىتوان گفت که بشریت مدرن هنوز در استفاده از این مفهوم جنجالبرانگیز به اجماع نظر دست نیافته است. مقاله حاضر با تأکید بر وجود ابهامها و تعارضها و معایبى که در دموکراسى وجود دارد، بر آن است که نمىتوان دموکراسى را الگوى منحصر به فرد و نهایى نظامهاى سیاسى دانست و آراى اندیشمندان غرب نیز این نکته را تأیید مىکند.