موضوع سلامت روانى زنان جامعه و علل و عوامل عدم سلامت روانى آنان و راهکارهاى حل این مشکلات، محورهاى اصلى این نوشتهاند. به عقیده نویسنده، مشکل اصلى در فرهنگ آموزش زنان است و مهمترین راهکار، تغییر در نظام آموزشى فرهنگ حاکم بر جامعه است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، فضا برای نقد تجدد مهیا گشت و افراد و گروه های زیادی انتقاد از آن را سرلوحة کار خویش قرار دادند. در این میان، «فرهنگستان علوم اسلامی قم» نیز یکی از نحله هایی بود که با شدت و توان و با رویکردی تمدن ساز به اسلام، سعی نمود پایه های تمدن اسلامی را در مقابل تمدن غربی استوار سازد. بر این اساس، در تحقیق حاضر برآنیم که اندیشة سیاسی اصحاب «فرهنگستان علوم اسلامی قم» را بررسی نماییم. بدین منظور، روش جماعت گرایی مورد استفاده قرار می گیرد. برای رسیدن به مقصود، غیریت سازی جماعت فرهنگستان با تجدد و نقدهای فرهنگستان به فلسفة اسلامی از نظر خوانندگان خواهد گذشت. هم چنین، مبانی فلسفی فرهنگستان (فلسفة شدن اسلامی) معرفی می گردد. در نهایت، تأثیر موارد فوق بر اندیشة سیاسی اصحاب فرهنگستان تبیین خواهد شد.
در مکتب سازه انگاری، دولت ها کنش گران اقتصادی نیستند که بر اساس منطق پیامد، رفتار و تصمیم گیری میکنند، بلکه کنش گرانی اجتماعی به شمار میآیند که بر اساس منطق تناسب (متناسب با هویت خود) عمل میکنند. بنابراین، برای شناسایی یا تبیین سیاست خارجی آنها در نظام بین الملل، بایستی ابتدا به منابع بیناذهنی شکل دهنده به هویتشان توجه کنیم، منابعی که میتواند در دو سطح ملی و بین المللی بر شکل گیری هویت دولت تاثیرگذار بوده و باعث رفتار خاصی از سوی آن شود. هدف اصلی این مقاله، بررسی منابع بیناذهنی قوام دهنده به هویت نظام جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر سطح داخلی است. منابعی که این نوشتار آنها را به طورکل به دوبخش نسبتاً مجزا، اما دارای تاثیر متقابل بر یکدیگر تقسیم میکند.
بخش اول این منابع شامل هنجارها و آموزه هایی است که از فرهنگ مذهبی- اسلامی سرچشمه میگیرند و بخش دوم نیز شامل ایستارها و ادراکات موجود در فرهنگ سیاسی ایرانیان است.
به منظور بررسی راه های اعمال نفوذ کشورها برای رسیدن به اهداف مشخص خود در عرصه سیاست خارجی، لازم است به ابعاد متفاوتی توجه شود. علاوه برکنش های سخت افزاری، کنش های نرم افزاری نظیر تأثیرگذاری روانی بر یک جامعه و هدایت افکار عمومی آن از طریق توسل به رسانه ها و تبلیغات نیز می تواند حوزه نفوذ کشورها را در کشور دیگر، به شدت افزایش دهد. آمریکا در کنار اتخاذ راهبردهای مختلف سخت افزاری برای حفظ امنیت متحدانش بالأخص رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا، از روش های نرم تأثیرگذار، همچون تبلیغات روانی به عنوان یک ابزار دارای ضریب نفوذ بالا بهره می جوید. در این مقاله دو پدیده «شیعه هراسی» و «ایران هراسی» به عنوان دو شیوه نرم قدرت که آمریکا در شرایط حاضر برای حفظ کیان رژیم صهیونیستی از آن بهره می جوید، مورد واکاوی قرار می گیرد.
این مقاله پس از مروری بر تحول مفهوم ملت باوری و هویت ملی در اروپا به چگونگی انتقال این مفهوم به آسیای مرکزی و بسط و ترویج آن توسط اتحاد شوروی می پردازد و معضل امروز مردم این منطقه را در دست یافتن به تعریفی از هویت ملی خود پس از استقلال از اتحاد شوروی و در عصر جهانی شدن مورد بررسی قرار می دهد. کوشش دارد نشان دهد که ماهیت تصنعی جمهوری های قومیت محورِ ایجاد شده در دوران اتحاد شوروی نه با پیشینه تاریخی و فرهنگی منطقه سازگار است و نه با روند جهانی شدن و تأکید رهبران فعلی کشورهای نواستقلال آسیای مرکزی بر ملت باوری رمانتیک و ملت سازی دیرهنگام نتیجه ای جز جدایی بیشتر و اختلاف و احیاناً جنگ و منازعه در منطقه نخواهد داشت.
در نوشتار حاضر و با توجه به برخی نظریات افراطی و تقابلی علیه دنیای اسلام همچون نظریه برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون و گسترش دامنه اتهام تروریسم و اقدامات تروریستی به کشورهای اسلامی و مسلمانان، تلاش شده مقوله تروریسم و واکنش دنیای اسلام به آن در اسناد و قطعنامه های مصوب سازمان کنفرانس اسلامی در حد فاصل سال های 1994 الی 2006 میلادی مورد نقد و بررسی قرار گیرد.