این نوشتار به الگویی اشاره دارد که مطابق آن، همیشگی بودن دغدغه امنیت در خاورمیانه براساس یک چرخه علی از باز تولید بحران در این منطقه قابل توضیح است. الگوی به کار رفته در این پژوهش بر وجود یک هسته مرکزی تاکید دارد که از آن به «اَبر بحران» تعبیر شده است. درک ماهیت این ابر بحران و شیوه بازتولید آن در صُور بحرانی دیگر در خاورمیانه منوط به تاکید بر رهیافت نظری نوشتار پیش رو است. این مقاله باور دارد برخلاف رویکرد موسوم به جا معه بین المللی یا مکتب انگلیسی روابط بین الملل که پیدایش همگرایی و نظم دسته جمعی را به رغم موانع ساختاری، قابل دسترسی می داند، با اتخاذ رویکردی نو واقع گرایانه (کنت والتز) در چارچوب مفهومی ساختار آنارشی در نظام بین الملل، نمی توان چنین پنداری را واقع بینانه دانست. از این رو به رغم دیدگاههایی که وجود یک سلسله از ارزشهای مشترک تاریخی ـ فرهنگی و منافع مشترک اقتصادی ـ ژئوپلتیکی در میان دولتهای خاورمیانه را برای تحقق همگرایی و نظم دسته جمعی خود به فال نیک گرفته اند، ساختار خاورمیانه به شکلی درون زا متعارض و آنارشیک است. رویکرد نظری این نوشتار نقطه عزیمت این ساختار آنارشیک را فرایند رژیم سازی ناقص رژیم صهیونیستی دانسته و منشاء اساسی تعارضات در این منطقه را پیرامون این واقعیت سیاسی صورت بندی می نماید. فرض ما بر آن است که ساختار بی نظمی ناشی از فرایند رژیم سازی ناقص، در سطوح دیگر بازیگران دولتی و غیردولتی در خاورمیانه باز تولید گردیده و موجب پیدایش ساختارهای متکثر بی نظمی شده است.
"انور خامهای با چاپ این کتاب دو جلدی میکوشد تصحیح ستون پنجم آلمان در ایران به جنبش هواداران آلمان نازی در ایران را دارد. به باور نویسنده این جنبش به سه مرحلة گوناگون زمانی تقسیم میشود:
الف) از هنگام شکلگیری تا سقوط رضا شاه
ب) از اشغال ایران توسط متفقین تا شکست آلمانیها در استالینگراد و شمال افریقا
ج) از آغاز عقبنشینی نیروهای آلمانی تا زمان فروپاشی نظام هیتلری
"
استراتژی ایالات متحده آمریکا و اروپا برای ایجاد تغییرات اساسی در خاورمیانه و شمال آفریقا به طور خاص و جهان اسلام به نحو عام ، شامل ابعادی چون ملت ساز ی ، دولت سازی ، فرهنگ سازی ، مذهب سازی و نخبه سازی می شود . این ابعاد در قالب یکی از دو رویکرد « القاعده - قاعده » و « قاعده - القاعده » و یا ترکیبی از این دو با الویت های متفاوتی پی جویی می شود . رویکرد نخست بر اولویت تخریب ساختارهای موجود و پس از آن ایجاد هنجارها و ارزش های لیبرال بنا شده و رویکرد دوم نیز جا به جایی این اولویت را مد نظر دارد ..
این واقعیت که عدالت و امنیت هر دو از فضایل عالی به شمار آمده و مطلوب جوامع مختلف هستند، پاسخ دادن به این سوال را که «در مقام تعارض، کدامیک از این دو اصل می باشند، و یا اینکه نسبت بین این دو فضیلت چگونه است؟»، بسیار دشوار می سازد. در مقاله حاضر نگارنده ضمن تعریف مفاهیم مذکور و تبیین مواضع بروز تعارض بین «عدالت» و «امنیت» در دو ساحت نظر و عمل، به دسته بندی دیدگاه های موجود جهت خروج از این وضعیت می پردازد. این دیدگاه ها عبارتند از: رویکردهای امنیت محور و عدالت محور. در ادامه ضمن نقد این رویکردها، دیدگاه بدیلی را که بر اصل تعامل استوار است، ارایه می نماید. مطابق این رویکرد جدید، باید بین دو وجه اصلی عدالت و امنیت (کارکرد و بنیاد) تفکیک قائل شد. تنها در این صورت است که مشخص می شود عدالت و امنیت در شرایط طولی (کارکرد امنیت با کارکرد عدالت و یا بنیاد امنیت با بنیاد عدالت) از در تعارض درنمی آیند و تنها در شرایط تقاطعی (کارکرد امنیت با بنیاد عدالت و یا بنیاد امنیت با کارکرد عدالت) چنین تعارضی امکان تحقق می یابد. در این مواقع نیز به طور طبیعی کارکردها بر بنیادها اولویت پیدا می کنند.
به نظر آقاى فراستخواه، سنت قانون اساسى در ایران سابقهاى 150 ساله دارد و کسانى که آن را مطرح کردهاند، به مبانى نظرى آن هم توجه کردهاند و در عین حال شریعت را نیز پاس داشتهاند. نباید میان سنت و تجدد، دوگانگى و تضاد دید. مدرنیته، تجربه خلاقى است که در متن سنت صورت مىگیرد و از سنتها مىتوان براى قانونگذارى استفاده کرد.
در مطالعات سیاسی و اجتماعی اخیر، آینده شناسی از اهمیت خاصی برخوردار است و جایگاهی محوری در تحقیقات سیاسی ـ اجتماعی دارد. آینده شناسی مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی خاص و متفاوتی دارد که در بخش اول مقاله مورد بررسی قرار می گیرند. در بخش دوم، نگارنده می کوشد تصورات جامعه ایرانی از آینده را بر اساس مبانی معرفت شناسی مذکور بررسی کند. در این بررسی به نگرش های مردم و جوانان درباره آینده جامعه ایرانی و همچنین به نگرش های اقلیت های قومی توجه می شود. نویسنده بر این باور است که جامعه ایرانی در آینده با تهدیدها و فرصت های بسیاری در این زمینه ها روبه رو است که ممکن است موقعیت های متفاوتی را برای آینده کشور رقم زنند.
پوزیتیویسم، هرمنوتیک و نظریه انتقادی-فرهنگی، سه گفتمان علمی بودند که در دهه 1960 عرض اندام کردند. دیدگاه انتقادی، گفتمان های دیگر را به صورتی جدی به چالش کشاند. درون مایه نظریه انتقادی نفی و اثبات عرصه های مختلف (دانش، اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش، فرهنگ توده ای و غیره) جامعه سرمایه داری متاخر است. سرمایه داری متاخر در قرن بیستم با پیدایش دولت رفاهی به تدریج شکل گرفت. در این مرحله سرمایه داری از وضعیت آرمانی اولیه (لیبرال-دموکراسی) تا اندازه ای دور شد و آبستن بحران های فراگیر گشت. مبنای فلسفی نظریه انتقادی بر معرفت شناسی مبتنی بر علاقه سه گانه: فنی-ابزاری، علمی یا تفسیری و رهایی بخش، استوار شده است. تفاوت آن یا دیگر نظریات انتقادی، در رهایی بخشی آن است این نظریه پوزیتیویسم را به خاطر بعد ایدئولوژیکی نقد می کند؛ اندیشه های پست مدرن را به این دلیل نقد می کند که بنیان های دانش را بی اعتبار ساخته، فاصله دانایی و نادانی را از میان برداشته و تلاش برای پیشرفت را در هاله ای از ابهام قرار داده است و هرمنوتیک را به خاطر محافظه کاری نهفته در آن که قادر به برملا کردن کژدیسه های جامعه سرمایه داری نیست سرزنش می کند.
در این مقاله سعی بر آن است تا استراتژی اصلی آمریکا در برخورد با مناقشه هسته ای ایران، ابزارهای اجرایی این استراتژی و چشم انداز آینده آن مورد بررسی قرار گیرد. استدلال نویسندگان این است که استراتژی اصلی واشنگتن در رابطه با برنامه هسته ای ایران، برچینش هسته ای است. دیپلماسی، تحریم، بازدارندگی، سدّ نفوذ، تهدید به حمله نظامی و عملیات خرابکارانه با هدف به تأخیر انداختن فرآیند تکمیل چرخه سوخت هسته ای ایران، مهمترین ابزارهای اجرایی این استراتژی هستند. با افزایش فشارها و تهدیدها علیه ایران و تأکید بر نپذیرفتن ایران هسته ای از سوی مقامات واشنگتن، چنین به نظر می رسد که آمریکا همچنان به گونه ای جدی استراتژی برچینش را دنبال خواهد کرد.
جمهوری اسلامی ایران از جمله کشورهایی است که با مساله مهاجرت نخبگان و فرار مغزها روبرو بوده و هست. به نظر می رسد با وقوع انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی بدیهی بود که به سبب تغییر نظام سیاسی و همچنین بی ثباتی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ، موج مهاجرت و فرار مغزها از ایران به وجود آید. اما ادامه روند مهاجرت نخبگان پس از پایان جنگ (و برقراری سامان سیاسی در ایران) این سوال را به ذهن متبادر می سازد که چرا با وجود سامان سیاسی، مهاجرت نخبگان از کشور تداوم یافته است؟ در این مقاله علل مهاجرت نخبگان از ایران در دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مورد بررسی قرار می گیرد. پرسش اصلی این است که مهم ترین عامل تداوم مهاجرت نخبگان از ایران پس از پایان جنگ تحمیلی چه بوده است؟ فرضیه اصلی ما در این مقاله عبارت است از اینکه ضعف ساختارهای علمی و پژوهشی کشور، عامل اصلی مهاجرت در میان متخصصان بوده است.تجزیه و تحلیل آماری پرسشنامه بر اساس نرم افزار SPSS این مطلب را به اثبات می رساند که عوامل جاذبه خارجی نقش اساسی تری نسبت به عوامل دافعه داخلی کشور در مهاجرت ایفا می نمایند. از طرفی در بین این عوامل، جاذبه عامل اقتصادی نقش مهم تری نسبت به سایر عوامل در مهاجرت نخبگان ایفا می نماید که گرچه فرضیه این پژوهش را رد می کند اما چندان دور از انتظار نیست.
پژوهش و بررسی در خصوص نشریات علمی و تحلیل محتوایی و موضوعی آنها امروزه اهمیت یافته است. بر همین اساس در این پژوهش برای اولین بار به بررسی توصیفی و تحلیل استنادی مقالات پژوهشنامه علوم سیاسی ایران پرداخته شده است.هدف این پژوهش بررسی وضعیت مقاله هایمنتشر شده در پژوهشنامه علوم سیاسی از سال 1384 تا 1391، 28شماره است که از روش توصیفی و تحلیل استنادی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش مقالات 28 شماره منتشر شده این نشریه (شماره 1 الی 28) است که به صورت تمام شماری تمامی مقالات منتشره در این 28 شماره به تعداد 187 مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش تعیین گرایش و پراکندگی موضوعی، رتبه علمی نویسندگان، دانشگاه یا موسسه پژوهشی نویسندگان، تعداد نویسندگان مقالات، میزان استناد به منابع مختلف مورد توجه قرار گرفته است.روش و ابزار گردآوری دادها مشاهده اسنادی و تهیه فهرست اولیه است.نتایج تحقیق نشان داد بیشترین پوشش موضوعی حوزه اندیشه سیاسی بوده است. همچنین بین میان مشارکت مردان نسبت به زنان در این نشریه تفاوت معناداری وجود دارد. برای تعیین و پراکندگی موضوعی مقالات پس از بررسی چند مقوله در نظر گرفته شده است.. بررسی مقوله ها نشان می دهد که بیشترین فراوانی مربوط به حوزه موضوعی اندیشه سیاسی است. ضمن آنکه برخی حوزه های موضوعی فاقد مقاله در این نشریه بوده اند. همچنین بررسی ها نشان داد که23.5 درصد از مجموع مقالات توسط 8 نویسنده به نگارش در آمده است. همچنین مشخص گردید که 62 درصد از مقالات به صورت تک نفره و 29 درصد به صورت دونفرهو 9 درصد با بیش از 2 نفر نویسنده به نگارش در آمده است.